نکات و دروس مدیریت – Telegram
نکات و دروس مدیریت
332 subscribers
1.31K photos
252 videos
36 files
144 links
ارتباط با ادمین، ارسال نظرات ، پیشنهادات و
انتقادات
@Valdddo
Download Telegram
زندگیتون رو سخت نگیرید!
@Managementhints
درگیر تجملات عذاب آوری که همه انرژی و درآمد شما را محاصره میکند نشوید.

كتابی نوشته شده به نام قانون 70٪ !
70 درصد برنامه های آخرین مدل گوشی ها، بدون استفاده می ماند!
به 70 درصد سرعت یک ماشین گران قیمت و آخرین سیستم نیاز نیست!
70 درصد فضاهای یک ویلای لوکس، بدون استفاده می ماند!
70 درصد یک قفسه پر لباس، به ندرت پوشیده می شود!
از 70 درصد استعدادهایمان استفاده نمیشود!
70 درصد از محبت و عشقمان را ابراز نميكنيم!
70 درصد از کل درآمد طول عمرمان، برای دیگران باقی می ماند!

روزهایمان می گذرد و پول هایمان در بانک ها و عشقمان در سينه می ماند..
وقتی که زنده ایم فکر می کنیم پول کافی برای خرج کردن نداریم، اما وقتی که می میریم پول بسیار زیادی می ماند که هنوز خرج نشده اند..

ثروتمندی می میرد و برای زنش 1.9 میلیون دلار در بانک باقی می گذارد و سپس زن با راننده شخصی شوهرش ازدواج می کند!
راننده می گوید: همیشه برای رئیسم کار کرده ام اما الان می فهمم رئیسم برای من کار می کرد!!

و چقدر 70 درصد دیگه...!
@Managementhints
⁠اشکال بر سر این است که همه عجله دارند. مردم به معنایی در زندگیشان نرسیده اند، به همین دلیل پیوسته شتاب دارند که آن را بیابند. به فکر اتومبیل بعدی، خانه بعدی و شغل بعدی هستند. بعد می بینند که این ها مقولاتی تهی و بی معنا هستند. از این رو به دویدن ادامه می دهند...

سه شنبه ها با موری
میچ آلبوم
#دو_خط_کتاب
@Managementhints
در جهان تنها
دو گروه از مردم هستند
که هرگز تغییر نمی‌یابند :
برترین خردمندان و پست ‌ترین بی‌خردان !

@Managementhints
#ارنست_همینگوی
لیست 50 کتاب برتر تاریخ به انتخاب #گاردین
@Managementhints

1. بین النهرین_ ۱۸۰۰ ق. م _حماسه گیلگمش
2. یونان _۷۰۰ ق. م_ ایلیاد و ادیسه هومر
3. هند _۵۰۰ ق. م_ مهاباراتا
4. یونان ۴۳۱_ ق. م _مده آ ائوریپیدس
5. یونان ۴۲۸_ ق. م_ ادیپ شهریار سوفکلس
6. فلسطین ۴۰۰ ق. م کتاب ایوب
7. خاور میانه ۴۰۰ ق. م هزار و یکشب
8. هند ۳۰۰ ق. م رامایانا والمیکی
9. ایتالیا ۲۹-۱۹ ق. م انئید ویرژیل
10. ایتالیا ۱۰ ق. م-۱۹ م دگردیسی‌ها اوید
11. هند ۲۰۰ شکونتلا کالیداس
12. ژاپن ۱۰۰۰ افسانه گنجی موراساکی شیکیبو
13. ایران ۱۲۰۰ بوستان سعدی
14. ایران ۱۲۶۰ مثنوی مولوی
15. ایسلند ۱۳۰۰ حکایات نیوله س
16. ایتالیا ۱۳۰۸-۱۳۲۱ کمدی الهی دانته آلیگیری
17. ایتالیا ۱۳۴۸ دکامرون جووانی بوکانچو
18. انگلیس ۱۳۷۲ حکایت‌های کنتربری جفری چاسر
19. فرانسه ۱۵۳۲ پانتاگروئل و گارگانتوا رابله
20. فرانسه ۱۵۹۲ مقالات میشل دو مونتنی
21. انگلیس ۱۵۹۹-۱۶۰۳ هملت ویلیام شکسپیر
22. انگلیس ۱۶۰۳ اتللو ویلیام شکسپیر
23. انگلیس ۱۶۰۵ لیرشاه ویلیام شکسپیر
24. اسپانیا ۱۶۰۵ دن کیشوت میگوئل سروانتس
25. ایرلند ۱۷۲۶ سفرهای گالیور جوناتان سویفت
26. ایرلند ۱۷۶۰-۱۷۶۷ زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی لارنس استرن
27. فرانسه ۱۷۷۱-۱۷۷۸ ژاک قضا و قدری و اربابش دنیس دیدرو
28. انگلیس ۱۸۱۳ غرور و تعصب جین اوستین
29. آلمان ۱۸۲۸ فاوست یوهان ولفگانگ فون گوته
30. ایتالیا ۱۷۹۸-۱۸۳۷ م جموعهٔ اشعار گیاکومو لئوپاردی
31. فرانسه ۱۸۳۰ سرخ و سیاه استاندال
32. فرانسه ۱۸۳۵ بابا گوریو انوره دو بالزاک
33. دانمارک ۱۸۰۵-۱۸۷۵ داستان‌ها و قصه‌ها هانس کریستیان آندرسن
34. روسیه ۱۸۴۲ مردگان زر خرید (نفوس مرده) نیکلای گوگول
35. آمریکا ۱۸۰۹-۱۸۴۹ مجموعه داستانها ادگار آلن پو
36. انگلیس ۱۸۴۷ بلندی‌های بادگیر‌ امیلی برونته
37. آمریکا ۱۸۵۱ موبی‌دیک هرمان ملویل
38. آمریکا ۱۸۵۵ علف‌ها والت ویتمن
39. فرانسه ۱۸۵۷ مادام بواری گوستاو فلوبر
40. انگلیس ۱۸۶۰ آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز
41. انگلیس ۱۸۷۱ - ۱۸۷۷ میدل مارچ جورج الیوت
42. فرانسه ۱۸۲۱ - ۸۰ تربیت احساسات گوستاو فلوبر
43. روسیه ۱۸۶۶ جنایت و مکافات فئودور داستایوسکی
44. روسیه ۱۸۶۹ ابله فئودور داستایوسکی
45. روسیه ۱۸۷۲ شیاطین(جن زدگان) فئودور داستایوسکی
46. روسیه ۱۸۸۰ برادران کارامازوف فئودور داستایوسکی
47. روسیه ۱۸۶۹ جنگ و صلح لی یف نیکالاوریج تولستوی
48. روسیه ۱۸۷۷ آنا کارنینا لی یف نیکالاوریج تولستوی
49. روسیه ۱۸۸۶ مرگ ایوان ایلیچ لی یف نیکالاوریج تولستوی
50. نروژ ۱۸۷۹ خانه عروسک هنریک ایبسن

❇️ #بوستان_سعدی و #مثنوی_مولوی در ردیف های ۱۳ و ۱۴ چشم‌نوازی می‌کنند.
@Managementhints
⁠⁣ما در سال 1960 بچه راهنمایی بودیم، کره در ابتدای پیشرفت خود بود، زمانی که شرکت سامسونگ تنها یک شرکت کوچک خرید و فروش الیاف بود، می گوید در مدارس به ما گفتند دولت ارز کم دارد، و ارز باید نگهداری بشود برای انتقال تکنولوژی های پیشرفته در کشور. به ما در مدارس راهنمایی گفتند؛ هر جا در خانه فامیل تان رفتید و دیدید که حتی یک شکلات خارجی دارند بدانید این خائن به میهن است، بیائید و اسم او را بعنوان خائن در تابلو مدرسه بزنید!
می گفت من البته یادم نمی آید که اسم کسی را به تابلو مدرسه زده باشم، اما بارها می رفتیم به خانه فامیل و اگر می دیدم که شکلات خارجی دارند، آرام در دلم می گفتم؛ خائن به میهن! خائن به میهن!
⁣نیکوکاران بدکار
آقای چانگ،استاد اقتصاد توسعه دانشگاه کمبیریج
@Managementhints
وقتی برنده میشوی نیازی به توضیح نداری،وقتی میبازی چیزی برای توضیح دادن نداری!
#آدولف_هیتلر
@Managementhints
#یک_دقیقه_تفکر

ﺳﻂﺢ ﺷﻌﻮﺭ اﺟﺘﻤﺎعى و قانون
@Managementhints

تصور کنید، مردی را که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده.
تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد.
مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه.
حالا مرد ما دو راه دارد.
یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد.
مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد.
پلیس شهر او را دستگیر می کند.

کُلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:

١- آیا کار آن مرد درست بود؟

٢- آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟

چرا؟

داستان معروف کُلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید.
وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود.
هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:

-آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.

- زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.

- کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.

اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد.
گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود.
چرا؟
زیرا قانون از آسمان نیامده است.
ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست.
جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود.
گاندی گفت: انسان بر قانون مقدم است.

کُلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
@Managementhints
فاجعه ای به نام نوکیسگی
@Managementhints
نوکیسگی را این گونه تعریف کرده اند:

قشری که از نظر در آمد به طبقه بالا و از نظر فرهنگی به طبقه پایین و حتی لمپن ها بسیار نزدیک است.

لمپن های فرهنگی، علاقه بسیاری به " خودنمایی" ، " دیده شدن" " عرض اندام" و "نوچه پروری" دارند.

نو کیسه ها،از یک طبقه اجتماعی مبدا به یک طبقه اجتماعی مقصد پرتاپ شده اند.

این پرتاب ناگهانی بر اثر یک اتفاق یا استفاده از رانت و شرایط و التهابات اقتصادی رخ می دهد.

آن ها، دیگر نه خود را به طبقه اجتماعی مبدا متعلق می دانند و نه با جایگاهی که اکنون کسب کرده اند، آشنایی دارند.
یعنی از گذشته خود نفرت و از اکنون خود ترس و احساس حقارت دارند.

نوکیسه برای این که به طبقه سابق خود ثابت کند که دیگر به آن ها تعلق ندارد و همچنین برای غلبه بر احساس حقارت خود در مقابل طبقه جدیدی که به آن پرتاب شده است، مجبور به تظاهر است و ساده ترین راه برای تظاهر، خرید دیوانه وار کالاهای لوکس، نمایش عروسی ها، میهمانی ها و خانه های آن چنانی شان است.

اما فاجعه اصلی از جایی آغاز می شود که ما، فیلم و عکس عروسی ها، میهمانی ها، اتوموبیل ها و خانه های آن ها را از طریق پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی برای همدیگر ارسال می کنیم.

ما با این کار به مزدوران تبلیغاتی آن ها تبدیل می شویم که بی مزد و منت ، به هدفی که آن ها دارند نزدیکشان می کنیم. آن هدف چیزی نیست جز تظاهر و دیده شدن. جاهلان عصر جدید نوچه های جدید لازم دارند.
عده ای با موبایل های شان، عکس و فیلم آن ها را به اشتراک می گذارند و افتخار نوچگی آن ها را پذیرا می شوند.

بسیاری از آگاهان از نوکیسه ها متنفرند.
زیرا می دانند نوکیسه ها بر خلاف سرمایه دارها ی واقعی و قشر ثروتمند سنتی، سرمایه خود را نه در کار آفرینی که در دلالی صرف می کنند. آن ها منابع مالی جامعه را بر اساس بی لیاقتی به دست گرفته اند و بر این تنفر دامن می زنند.

اما فاجعه بزرگ تر وقتی رخ می دهد که هنگام تماشای فیلم عروسی ها و پارتی های این دسته، به جای آن که به فکر پس گرفتن حق خود باشیم، خودمان را جای این افراد می گذاریم و بر زندگی سطحی و انگل گونه این افراد حسرت می خوریم.
فاجعه آغاز شده است؛
شما صدایش را نمی شنوید
#ناشناس
@Managementhints
ویژگی ارتباطی افراد
@Managementhints
افراد درونگرا(introversion)
۱)از تنهایی انرژی میگیرند
۲)نمیخواهند کانون توجه باشند
۳)شنونده های خوبی هستند

افراد برونگرا(extraversion):
۱)از تعامل با دیگران لذت میبرند
۲)بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
۳)دوست دارند کانون توجه باشند

افراد حسی(sensing)
۱)تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
۲)به زمان حال توجه دارند
۳)از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند

ویژگی شهودی(Intuition)
۱)به الهام و دریافت قلبی معتقدند
۲)از تکرار یک مهارت خسته می شوند
۳)برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند

ویژگی افراد احساسی(feeling):
۱)به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
۲)به راحتی از دیگران تشکر می کنند
۳)از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند

ویژگی افراد منطقی(Thinking):
۱)بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
۲)از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
۳)بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است

ویژگی افراد قضاوت کننده(judging):
۱)معتقدند اول کار بعد تفریح
۲)زمان را منبع تمام شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا هستند

ویژگی افراد دریافت کننده(perciving)
۱)اول تفریح بعد کار
۲)زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
۳)نتیجه گرا نیستن
@Managementhints
اولین کاریکاتور ثبت شده در جریده ایرانیان 114سال پیش درباره علت #عقب ماندگی ایرانیان از اروپا بود.
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🀊

یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت: به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن
جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند ، موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می‌توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای !
تو به خدا نیاز داری.


👤 #برتولت_برشت
فیل داستانهای فلسفی ‏
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#کانال_شعر_ادبیات
 
کاواساکی نظریه‌پرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیده‌ای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان می‌کند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!
@Managementhints
این نظریه می‌گوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام می‌کنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایین‌تر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایین‌تر را استخدام می کنند و همینطور نفرات رده‌های پایین‌تر نیز همین چرخه باطل را ادامه می‌دهند

لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه می‌شوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند!
این نظریه را می‌شود هم در زندگی شخصی به کار برد، هم در راهبری سازمانی و هم در عرصه کشورداری:

از خودتان بپرسید آیا با کسانی دوست هستم، که از من باهوش‌ترند و مرا به نقد می‌کشند یا کسانی هستند که هم‌رده من یا پایین‌ترند و بیشتر مرا تأیید می کنند؟

در سازمان، از خودتان بپرسید آیا از استخدام و بکارگیری کسانی که از من باهوش‌تر، مطلع‌تر و کاربلدتر هستند ترس دارم؟ آیا تعداد کسانی که از من باهوش‌تر هستند در سازمان من به تعداد انگشتان یک دست می رسد؟
@Managementhints
چندروزي از خبر بيماري و فوت مريم نميگذرد و انگار هر روز كه ميگذرد بيشتر مرا به تعظيم واميدارد
@Managementhints
گوگل ،فيسبوك و هزار صفحه ديگر را زيررو ميكنم
تشنه ام تا بيشتر در موردش بخوانم و كمتر ميبايم
بجز تعداد معدودي عكس كه عمدتا در كنگره و سر كلاس و احيانا غافلگيرانه گرفته شده است .
با خود فكر ميكنم هيچكس نفهميد مريم كي ازدواج كرد ،خبري از عكس و لباس عروسي سفارش كريستين ديور در مديا نميابم
با اينكه ميدانم انقدر دارايي داشت كه عروسي قرن را مثل ليونل مسي فوتباليست رقم بزند

انگشتش را نگاه ميكنم خبري از سنگهاي چند قيراطي در دستش نيست .
خبري از هزينه ماهانه ٣٨ هزار دلاري مراقبت پوست بيانسه در مورد او نميابم
او حتي از نماد زيبايي زنانگي يعني موهايش نيز گذشته است .تا دنيا فراتر از جنسيت به او نگاه كند

ميدانم انقدر داشت كه اگر اراده ميكرد هروز در گوشه اي از پنتهاوس نداشته اش عكسي در فضاي مجازي منتشر كند ،هيكلش به اندازه كافي زيبا بود تا عكس هايي در سواحل هاوايي بنمايش بگذارد !
صورتش انقدر زيبا بود كه براند هاي غول لوازم ارايشي ارزو كنند تنها نيمرخي از او در كنار كرمهاي چند صد دلاري انها باشد .اما دريغ از يك روژ ساده !

راستي اصلا دنيا نفهميد اين نابغه بي نظير كي باردار شد كي زايمان كرد
خبري از سيسموني ميلياردي شبيه دختر قاليباف منتشر نشد

به ناچار با كيبورد مريم ميرزاخاني Maryam
‏ Quotes Mirzakhani,s جستجو ميكنم شايد جملاتي هر چند كوتاه از او بيابم شايد بيشتر بفهمم اين همه عظمت را !
اما جز چند جمله كوتاه كه حاكي از زيبايي رياضيات هست نميابم !

ياد حرف يكي از دوستان ميوفتم كه ميگويد احتمالا وي تك بعدي بود اما به حرف دكتر كامران وفا استاد فيزيك هاروارد بر ميخورم كه مي گويد مريم تلاقي زيبايي از رياضيات و ادبيات بود
و مريم عاشق رمان و ادبيات بود و ارزو داشت نويسنده شود

دنيا مريم را بخاطر هوش و استعداد ذاتيش تحسين ميكند و من علاوه بر استعدادش،
رفتار اورا كه منتخب خودش هست بيشتر تحسين ميكنم
او زيبايي زندگي را در ارامش و سادگي يافت .
حتي مراسم تدفينش به خواست خودش در ارامش ووسكوت وبدور از هياهو هاي كاذب دنياي امروز برگزار شد .

مريم تبلور ارامش "گمشده " بشر امروزي بود
و اين از ان هوش سرشار جز اين انتظار نميرفت
دلم ميخواهد مثل بقيه براي روح او ارامش ابدي ارزو كنم

اما ميبينم او خود عينيت ارامش بود
چه مينويسم كه اين جملات اب باراني است در سبو...
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
شاملو نیستم ولی
تو تنها آیدای زندگی منی...

👤 #والدو

#دوم_مرداد_پرواز_شاملوی_بزرگ
متاسفانه بعضی‌ها رو نمیشه قانع کرد باید به نفهمیشون احترام گذاشت!!!

📽 بچه رئیس
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞

#تلخند

اپیزود 1

تا دیروز عامل موفقیت رفیق بی کلک بود و ذغال خوب ، از امروز پدر خوب و ژن معرکه!

اپیزود 2

گور به گور شوند تمامی بادهای بی موقع سوئیس و شالی که غیبش زد!!

اپیزود 3

لعنت به ونزوئلا و دوربینی که بد موقع شات شود!!!

اپیزود 4

پست احتمالی عمو تتل:
تویی که نه ژنت خوبه ، نه سوئیس و ونزئولا رو از نزدیک دیدی بزودی طبیعت قدرتشو ازت میگیره..7_8_10 !!!!

👤 #والدو
🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
#کانال_شعر_ادبیات
 
تا سال 1954 باور تمام دنیا بر این بود که یک انسان نمی تواند یک مایل را زیر ۴ دقیقه بدود .
آنها باور داشتند که انسان محدودیتهای فیزیکی دارد که هیچگاه نخواهد توانست یک مایل را زیر چهار دقیقه بدود!

تا اینکه سر و کله راجر بنستر پیدا شد و در یک مسابقه یک مایل را در کمتر از ۴ دقیقه دوید .
از آن به بعد در یکسال حدود بیست هزارنفر این رکورد را زدند و کم کم این کار به سطح دبیرستانها کشیده شد!

چه چیزی فرق کرد درعرض یکسال؟
هیچ چیز فقط یک کلمه : "باور"
یک نفر آمد و باور بقیه را تغییر داد.
@Managementhints
باورهاتونو تغییر بدین. زندگیتون اروم اروم شروع میکنه به تغییر
@Managementhints
اگر شخصی رفتگر نامیده می شود
باید همانگونه خیابان و معابر را جارو کند که میکل آنژ نقاشی میکرد، بتهوون سمفونی می ساخت و شکسپیر شعر می سرود!
او باید آنگونه خیابان ها را جارو کند که تمامی موجودات آسمانی و زمینی مکثی کنند و بگویند:
اینجا رفتگری کار می کرد که کارش را خوب انجام می داد..
@Managementhints
| #موریس_مترلینگ |
دروغ است که آدم ها دلشان می خواهد خودشان زندگی شان را تعیین کنند، و قواعد اخلاقی ویژه خود را بنیان نهند و آزاد باشند. آدمیان از چنین آزادی ای می ترسند و زیر بار مسئولیت آن نمی روند.
کسی باید برای آنها تصمیم بگیرد. باید نیرویی (دولت، حکومت، نظام و یا سیستم اخلاقی، ایدئولوژی، و...) وجود داشته باشد که مسئولیت تعیین ارزش ها را بپذیرد و آن ها را به مردم تحمیل کند.
این نیرو، فقط کافی است شکم آنها را سیر کند و خبری از معجزه و امیدی به آینده به آنها بدهد، تا آرام بمانند!

👤 #فئودور_داستایوفسکی
📘 برادران کارامازوف
@Managementhints
Let your dreams be bigger than your fears & your action louder than your words...

بگذار رویاهایت بزرگتر از ترس هایت باشد..
و عملکردت پر صدا تر از کلماتت....
@Managementhints
مرز انسانیت و وحشیگری کجاست؟
عامل تعیین کننده یا بازدارنده چیست؟

شاید هنرمندی که در یک پرفورمنس خود را برای مدت شش ساعت در اختیار بازدیدکنندگان قرار داد بتواند به این سوال پاسخ دهد.

مارینا آبراموویچ هنرمندیست که اگر تا کنون او را نمی شناختید، پس از این گزارش تکان دهنده بعید است بتوانید فراموشش کنید.

این پرفورمنس در سال ۱۹۷۴ در یک استودیوی کوچک در مورا، ناپل، ایتالیا برگزار شده ولی جزییات، عکسها و ویدیوی آن تا به امروز در دسترس رسانه ها قرار نگرفته بود!

اجرا بسیار ساده بود: آبراموویچ مانند یک شیء بی حرکت و بدون هر گونه واکنش ظرف مدت ۶ ساعت در اختیار بازدیدکنندگان بود. در این مدت دستیاران استودیو و شرکت کنندگان اجازه داشتند هر کاری می خواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیله ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند.
@Managementhints
روی میز یادداشت زیر به چشم می خورد:

راهکار:

-۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می توانید آنها را روی من بکار ببرید.

تعهد:

- من برای مدت ۶ ساعت صرفا یک ابژه خواهم بود و مسوولیت هر نوع عواقبی را بر عهده می گیرم.

-۶ ساعت از ۸ شب تا ۲ صبح می باشد.

روی میز هم ادوات لذت مانند پر، دستمالهای ابریشمی، گل، آب و ... بود و هم ابزار شکنجه: چاقو، تیغ، زنجیر، سیم... و حتی یک اسلحه ی پُر!
@managementhints
در ابتدای کار همه رودربایستی داشتند. یک نفر نزدیک شد و او را با گلها آراست. یک نفر دیگر او را با سیم به یک شیئ دیگر بست، دیگری قلقلکش داد...
کمی بعد او را تغییر مکان دادند...
کم کم زنجیرها را بکار گرفتند، به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمی دهد رفتارها حالت تهاجمی گرفت.
منتقد هنری، توماس مک اویلی، که در این پرفورمنس شرکت کرده بود به خاطر می آورد که چگونه رفتار مردم رفته رفته، خشن و خشن تر شد.
«اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد... دیگری به نقاط خصوصی بدنش دست زد...»
مردی جلو آمد و با تیغ ریش تراشی که برداشته بود گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید.
@Managementhints
مک اویلی: «سه ساعت نشده بود که لباسهایش را با چاقو پاره پاره کردند. در ساعت چهارم با همان چاقوها بدنش را مجروح می کردند. بارها به او آزار جنسی خفیف رساندند ولی او به تعهدش پایبند بود و پای تجاوز و حتی قتلش نیز ایستاده بود».
ناگهان یک نفر اسلحه را در دست او گذاشت، انگشت او را روی ماشه نهاده و سر لوله ی اسلحه را با دست خود آبراموویچ روی گردنش نشانه گرفت.

در ساعتهای پایانی پرفورمنس، خشونت به اوج خود رسیده بود. آبراموویچ به خاطر می آورد: «احساس می کردم مورد تجاوز قرار گرفته ام. لباسهایم را پاره کردند و بخشهایی از بدنم را برهنه ساختند. با شاخه ی پر از خار گل به بدنم می کوفتند و خارها را روی پوست شکمم می کشیدند، گذاشتن آن اسلحه روی گردنم دیگر نقطه ی اوجش بود...»

با این پرفورمنس آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اعمال می کنند.

بعد از پایان ۶ ساعت پرفورمنس، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت. دستیاران از نگاه کردن به صورت او اجتناب می کردند. بازدید کنندگان هم آنقدر عادی رفتار می کردند که انگار اصلا از خشونتی که دمی پیش به خرج داده بودند و اینکه چگونه از آزار و حمله به او لذت برده بودند چیزی در خاطرشان نمانده.

این اثر نکته ای دهشتناک را در باب وجود بشر آشکار می کند. به ما نشان می دهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی می تواند به همنوع خود آسیب برساند ، به چه سهولتی می شود از شخصی که از خود دفاع نمی کند یا نمی جنگد بهره کشی کرد و اینکه اگر بسترش فراهم باشد اکثریت افراد به ظاهر «نرمال» جامعه می توانند در چشم بهم زدنی به موجودی حقیقتا وحشی و خشن تبدیل گردند.
@Managementhints