نکات و دروس مدیریت – Telegram
نکات و دروس مدیریت
331 subscribers
1.31K photos
252 videos
36 files
144 links
ارتباط با ادمین، ارسال نظرات ، پیشنهادات و
انتقادات
@Valdddo
Download Telegram
مرز انسانیت و وحشیگری کجاست؟
عامل تعیین کننده یا بازدارنده چیست؟

شاید هنرمندی که در یک پرفورمنس خود را برای مدت شش ساعت در اختیار بازدیدکنندگان قرار داد بتواند به این سوال پاسخ دهد.

مارینا آبراموویچ هنرمندیست که اگر تا کنون او را نمی شناختید، پس از این گزارش تکان دهنده بعید است بتوانید فراموشش کنید.

این پرفورمنس در سال ۱۹۷۴ در یک استودیوی کوچک در مورا، ناپل، ایتالیا برگزار شده ولی جزییات، عکسها و ویدیوی آن تا به امروز در دسترس رسانه ها قرار نگرفته بود!

اجرا بسیار ساده بود: آبراموویچ مانند یک شیء بی حرکت و بدون هر گونه واکنش ظرف مدت ۶ ساعت در اختیار بازدیدکنندگان بود. در این مدت دستیاران استودیو و شرکت کنندگان اجازه داشتند هر کاری می خواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیله ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند.
@Managementhints
روی میز یادداشت زیر به چشم می خورد:

راهکار:

-۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می توانید آنها را روی من بکار ببرید.

تعهد:

- من برای مدت ۶ ساعت صرفا یک ابژه خواهم بود و مسوولیت هر نوع عواقبی را بر عهده می گیرم.

-۶ ساعت از ۸ شب تا ۲ صبح می باشد.

روی میز هم ادوات لذت مانند پر، دستمالهای ابریشمی، گل، آب و ... بود و هم ابزار شکنجه: چاقو، تیغ، زنجیر، سیم... و حتی یک اسلحه ی پُر!
@managementhints
در ابتدای کار همه رودربایستی داشتند. یک نفر نزدیک شد و او را با گلها آراست. یک نفر دیگر او را با سیم به یک شیئ دیگر بست، دیگری قلقلکش داد...
کمی بعد او را تغییر مکان دادند...
کم کم زنجیرها را بکار گرفتند، به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمی دهد رفتارها حالت تهاجمی گرفت.
منتقد هنری، توماس مک اویلی، که در این پرفورمنس شرکت کرده بود به خاطر می آورد که چگونه رفتار مردم رفته رفته، خشن و خشن تر شد.
«اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد... دیگری به نقاط خصوصی بدنش دست زد...»
مردی جلو آمد و با تیغ ریش تراشی که برداشته بود گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید.
@Managementhints
مک اویلی: «سه ساعت نشده بود که لباسهایش را با چاقو پاره پاره کردند. در ساعت چهارم با همان چاقوها بدنش را مجروح می کردند. بارها به او آزار جنسی خفیف رساندند ولی او به تعهدش پایبند بود و پای تجاوز و حتی قتلش نیز ایستاده بود».
ناگهان یک نفر اسلحه را در دست او گذاشت، انگشت او را روی ماشه نهاده و سر لوله ی اسلحه را با دست خود آبراموویچ روی گردنش نشانه گرفت.

در ساعتهای پایانی پرفورمنس، خشونت به اوج خود رسیده بود. آبراموویچ به خاطر می آورد: «احساس می کردم مورد تجاوز قرار گرفته ام. لباسهایم را پاره کردند و بخشهایی از بدنم را برهنه ساختند. با شاخه ی پر از خار گل به بدنم می کوفتند و خارها را روی پوست شکمم می کشیدند، گذاشتن آن اسلحه روی گردنم دیگر نقطه ی اوجش بود...»

با این پرفورمنس آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اعمال می کنند.

بعد از پایان ۶ ساعت پرفورمنس، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت. دستیاران از نگاه کردن به صورت او اجتناب می کردند. بازدید کنندگان هم آنقدر عادی رفتار می کردند که انگار اصلا از خشونتی که دمی پیش به خرج داده بودند و اینکه چگونه از آزار و حمله به او لذت برده بودند چیزی در خاطرشان نمانده.

این اثر نکته ای دهشتناک را در باب وجود بشر آشکار می کند. به ما نشان می دهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی می تواند به همنوع خود آسیب برساند ، به چه سهولتی می شود از شخصی که از خود دفاع نمی کند یا نمی جنگد بهره کشی کرد و اینکه اگر بسترش فراهم باشد اکثریت افراد به ظاهر «نرمال» جامعه می توانند در چشم بهم زدنی به موجودی حقیقتا وحشی و خشن تبدیل گردند.
@Managementhints
@Managementhints‎ تلخ اما واقعيت وجودي اكثريت انسانها
عكس ها به علت موارد اخلاقي اشتراك گذاشته نشد
جاي بسي تامل دارد
.
اگر ميخواهی چيزی را بدست بياوری که هرگز نداشته ای، بايد کاري را انجام دهی که هرگز انجام نداده ای...

@Managementhints
📝نکات مدیریتی

"قبل از تنبیه و سرزنش یک کارمند یا یک مدیر، از روش راکفلر کمک بگیرید!"

سال‌ها پیش یکی از مدیران ارشد یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر شرکت تحمیل شد. جان دی راکفلر مدیر عامل وقت شرکت بود.

روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید، بیشتر مدیران شرکت به بهانه‌های مختلف می‌کوشیدند تا از مدیر عامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند. تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیر عامل برود، شخصی به نام ادوارد تی‌ بدفورد بود. او یکی از شرکای شرکت بود و خوب می‌دانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود، آماده کند.

زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد، سر امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و به سختی مشغول نوشتن بود. بدفورد، ساکت و آرام بدون آنکه مزاحمتی ایجاد کند، ایستاد. راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت: آه! بدفورد تویی؟ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیده‌ای.

بدفورد بلافاصله خبر خسارت را تأیید کرد.

راکفلر گفت: چند روز است که روی این مسأله فکر می‌کنم و قبل از اینکه مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهم، داشتم موارد مهمی را یادداشت می‌کردم.

بدفورد بعدها اینطور تعریف کرد: بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقای ...

سپس، فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرح‌ حال مختصری از کمک‌های او به شرکت، تصمیمات درست او در موارد مختلف - تصمیم‌هایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر عاید شرکت کرده بود - را روی کاغذ نوشته بود.

بدفورد می‌گوید: من هرگز این درس را فراموش نمی‌کنم. در سال‌های بعد، هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم، قبل از هر چیز، خودم را وادار می‌کردم پشت میزی بنشینم و با تعمق، فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم. پس از تهیه‌ی یک چنین فهرستی متوجه می‌شدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینه‌ترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه می‌کنم که از روش استفاده كند.
@Managementhints
🔸تهران در روز تحلیف رییس‌جمهور تعطیل است

🔹دبیر هیئت دولت: با توجه به شرکت گسترده هیئت‌های خارجی در مراسم تحلیف رئیس‌جمهور و به منظور برگزاری مناسب مراسم و ایجاد تسهیلات لازم در رفت و آمد هیئت‌های خارجی و رفاه حال شهروندان تهرانی، کلیه دستگاه‌های دولتی و نهادهای عمومی غیر از اورژانس و نهادهای امدادی، در روز شنبه ۱۴ مرداد در شهر تهران تعطیل است.
@Managementhints
🔴 6 تفاوت اساسی بین افراد برنده و بازنده

آیا تا به حال با رویدادی غیرمنتظره که امیدها، برنامه های زندگی و رویاهایتان را تهدید کند روبرو شده اید؟

حوادث غیر منتظره چه بزرگ و چه کوچک، اتفاق خواهد افتاد. شما با آنها روبرو می‌شوید و اجتناب از آنها ممکن نیست، شما تنها می‌توانید چگونگی برخورد با آنها را کنترل کنید. موفقیت شما در لحظات بحرانی که حوادث غیر منتظره در آن رخ می‌دهد، تعیین می‌شود. در مورد این فکر کنید: وقتی همه چیز خوب پیش می‌رود، همه کارهایشان را خوب انجام می‌دهند. مهم این است که در شرایط بحرانی و اجتناب‌ناپذیر کارهایمان را درست انجام دهیم.

چگونه می‌توانیم مطمئن شویم که در مقابله با حوادث غیرمنتظره جزو افراد موفق هستیم یا افراد ناموفق؟ در ادامه به بررسی شش ویژگی که این دو را از هم جدا می‌کند، می‌پردازیم.

1. بازندگان در گذشته تمرکز می‌کنند، برندگان به حال و آینده فکر می‌کنند.

افراد شاکی دوست دارند که در گذشته ساکن باشند. “کاش این اتفاق هرگز نمی افتاد!” و یا: “اگر شما فقط آنچه که من گفتم را انجام داده بودید، ما این مشکل را نداشتیم”، “من به شما گفتم که این اتفاق خواهد افتاد!” گذشته ها، گذشته و امکان تغییر وجود ندارد و این جملات همان چیزهایی هستند که یک “همیشه بازنده” همیشه تکرار می‌کند.

افراد موفق می‌دانند که ما در اینجا و در زمان حال زندگی می‌کنیم نه در گذشته، افراد موفق و برنده برای آینده تفکر و برنامه ریزی می‌کنند.

2. بازندگان دیگران را سرزنش می‌کنند، برندگان مسئولیت پذیر هستند.

هنگامی که چیزی اشتباه می‌شود، بازندگان شروع به جستوجوی افراد گناهکار می‌کنند. این عملکرد انرژی آنها را برای رفع مشکل از آنها می‌گیرد! برندگان مسئولیت ‌پذیر هستند و به سادگی می‌گویند: “برای حل این مشکل چه کار می‌توانم بکنم؟”

3. بازندگان واکنش نشان می‌دهند، برندگان فکر می‌کنند.

اینکه “برندگان فکر می‌کنند” به این معنی نیست که آنها چند روز را به فکر کردن می‌گذرانند، آنها معمولا سریع فکر می‌کنند و بهترین راهکار را انتخاب می‌کنند.

بازندگان یا اولین اقدامی که به ذهن شان می آید را عملی می‌کنند و یا با وجود استرس از کوره در می‌روند و کارهای احمقانه ای انجام می‌دهند.

4. بازندگان یخ می‌بندند، برندگان اقدام می‌کنند.

برندگان پس از آنکه به تمام جوانب فکر کردند، اقدام می‌کنند. آنها به اندازه کافی هوشمندهستند که بدانند ایده ها بدون اجرا بی معنی هستند. بازندگان، پس از آنکه با مشکلی روبرو شدند، بر روی نیمکت می‌نشینند و به تماشای تلویزیون می‌پردازند، با این امید که مشکل‌شان خود به خود حل شود!

5. بازندگان برای بررسی نگاه می‌کنند و برندگان نمونه ها را بررسی می‌کنند.

آزار دهنده ترین چیز در مورد بازندگان این است که خود به دنبال پیدا کردن جواب هایشان نیستند و مشکلات‌شان را با دیگران مطرح می‌کنند و از شنیدن جملاتی چون: “حق با توست”، و یا “بله، به نظرم همانطور است.” ابراز رضایت می‌کنند. این درحالی است که برندگان می گویند: “این چیزی است که اتفاق افتاده است، و این چیزی است که من قصد دارم آن را انجام دهم. چه کسی مرا همراهی می‌کند؟”

6. بازندگان زمان را از دست می‌دهند، برندگان تصمیم می‌گیرند.

با تغییر شرایط، بازندگان تغییرات را بسیار کلی ‌می‌دانند و تصمیم گیری را به زمان های آتی می‌سپارند. آنها در انتخاب هایشان تردید دارند و برای یافتن بهترین انتخاب وبق را از دست می‌دهند و گاها هیچ وقت اقدام نمی‌کنند. برندگان با تفکری عمیق در کمترین زمان بهترین گزینه موجود را انتخاب می‌کنند و به دنبال بازخوردهای تصمیم هایشان هستند.
@Managementhints
اشخاص عادی با اولین شکست دست از تلاش

برمی‌دارند ،

به همین دلیل در زندگی با انبوهی از اشخاص

عادی و یک ادیسون روبه‌رو هستیم !!


#ناپلئون_هيل
@managementhints
🔴 توصیه های برایان تریسی برای افزایش بهره وری

به عقیده برایان تریسی : «تفاوت اصلی افراد موفق با ناموفق در این است که افراد موفق به طرز مشهودی اهمیت زیادی برای زمان و ارزش آن قائلند.» در اینجا میخواهیم 5 درس باارزش افزایش بهره وری برایان تریسی را با هم مرور کنیم؛ درس هایی که به ظاهر ساده و بدیهی می آیند اما آیا تا به حال در زندگی تان از آنها استفاده کردید؟

✴️ اگر دو قورباغه دارید، ابتدا زشت ترین رو بخورید !
خوردن قورباغه نمادی از انجام وظایف سخت و ناخوشایند اما مهم روزانه در مسیر اهداف تان است. اگر هدف شما افزایش فروش باشد، شاید زشت ترین قورباغه شما همان تماس های تلفنی اول صبح است که باید با مشتری برقرار کنید.پس با این اوصاف؛ شما باید ابتدا قورباغه هایی که باید در طول روز بخوریدشان را مشخص کنید (وظایف مهم روزانه تان که دوست ندارید) و روزتان را با خوردن زشت ترین قورباغه آغاز کنید و تا زمانی که کامل آنرا نخوردید، سراغ قورباغه های بعدی نباید بروید.
با انجام مهم ترین کار در ابتدای روز، بار فکری زیادی از فکرتان خالی میشود و شما با آسایش خاطر بیشتری به سراغ کارهای بعدی میروید.

✴️ از قانون 90/10 بیشتر استفاده کنید !
این قانون مخصوص افرادیست که در ابتدای روز سردرگم هستند که از کجا شروع کنند. بر اساس قانون 90/10 برایان تریسی، شما 10% از زمان ابتدای روزتان را صرف برنامه ریزی برای کارهای روزانه تان کنید که این کار 90% زمان شما را در طول روز ذخیره میکند.

✴️ این واقعیت را بپذیرید که شما نمیتوانید همه کارهایی که باید انجام دهید را انجام دهید. بعضی از کارها را باید به بعد موکول کنید، کارهای کم اهمیت را ! ما میتوانیم یک روز با بهره وری بالا داشته باشیم اما هیچوقت نمیتوانید با راندمان 100%کارهایمان را انجام دهیم (یعنی حتی یک دقیقه هم زمان پرت نداشته باشید! که غیرممکن است!) اما میتوانیم با افزایش بهره وری استفاده بیشتری از زمان مان ببریم.بنابراین، قبول کنید که باید یک سری از کارهایتان را به بعد موکول کنید. اما چه کارهایی؟ کارهای کم اهمیت، کارهایی که انجام آنها کمکی به تحقق اهداف تان نمیکند اما زمان تان را میگیرند و در بدترین شرایط حتی کارهایی که مهمی اضطراری نیستند.

✴️ هیچوقت زمان کافی برای انجام همه کارها نخواهید داشت. شما فقط زمان کافی برای انجام مهم ترین کارها خواهید داشت !
برایان تریسی نام این درس را «قانون اجبار بهره وری» که در آن توصیه میکند شما در طول روز فقط کافیست بر روی 10 کار مهمی که در آن روز باید انجام شوند، تمرکز کنید و زمانی که این 10 کار مهم را به انجام رساندید، میتوانید لیست بعدی را تشکیل دهید.کارهای مهم چه کارهایی هستند؟

✴️ هدف اصلی مدیریت زمان و افزایش بهره وری این است که شما زمان بیشتری در اختیار داشته باشید تا با کسانی که دوست شان دارید و با انجام کارهایی که لذت میبرید بگذرانید ! اگر بخواهید بدانید چقدر خوشبخت هستید، کافیست سه فاکتور خوشبختی یعنی ثروت، سلامتی و روابط تان را زیر ذره بین بگذارید. کدام یک از این سه فاکتور شما نواقصی دارند که باید برطرف شوند؟
@Managementhints
🔴 ۳۵ موضوعی که در پیری حتما به آن غبطه خواهید خورد:

یک ضرب المثل قدیمی هست که می‌‌گوید جوانی را جوان‌ها به هدر می‌‌دهند. شاید اگر بدانید پیرها به چه چیزهایی غبطه می‌‌خورند بتوانید بهتر جوانی کنید:

۱-چرا وقتی می‌توانستم سفر کنم، نکردم!
۲- چرا زبان دومی نیاموختم!
۳-چرا وقتم را به خاطر رابطه‌ای تمام شده تلف کردم!
۴- چرا از خود در برابر نور آفتاب محافظت نکردم تا پوست سالم‌تر و بدون چروکی داشته باشم!
۵- چرا برای دیدن خوانندگان مورد علاقه‌ام به کنسرت نرفتم!
۶- چرا از انجام خیلی از کارها ترسیدم!
۷- چرا ورزش اولویت کارم نبود!
۸- چرا خود را گرفتار سنت‌ها کردم!
۹- چرا از کاری که دوست نداشتم استعفا ندادم!
۱۰- چرا بیشتر درس نخواندم!
۱۱-چرا باور نکردم زیبا هستم!
۱۲- چرا از گفتن دوستت دارم ترسیدم!
۱۳- چرا به راهنمایی‌های والدینم گوش ندادم!
۱۴-چرا خودخواه بودم!
۱۵- چرا تا این حد نظر دیگران برایم مهم بود!
۱۶- چرا به جای آنکه به رویاهای خودم فکر کنم به فکر براوردن رویای دیگران بودم
۱۷- چرا وقتم را صرف یادآوری خاطرات بد کردم و زمانم را از دست دادم. کاش افسوس گذشته را نمی‌خوردم!
۱۸- چرا کسانی را که دوست داشتم از خود رنجاندم!
۱۹- چرا از خود دفاع نکردم!
۲۰- چرا برای برخی کارها داوطلب نشدم!
۲۱- چرا بیشتر مراقب دندان‌هایم نبودم!
۲۲- چرا قبل از مرگ مادر و پدر بزرگ سئوالاتی را که داشتم از آنها نپرسیدم!
۲۳- چرا زیاد کار کردم!
۲۴- چرا آشپزی یاد نگرفتم!
۲۵- چرا از زمان حال لذت نبردم!
۲۶- چرا تلاش نکردم آنچه را شروع کردم به پایان برسانم!
۲۷- چرا گرفتار کلیشه‌های فرهنگی شدم و از هدفم بازماندم!
۲۸- چرا دوستی‌هایم را ادامه ندادم!
۲۹- چرا با کودکانم بیشتر بازی نکردم!
۳۰- چرا انسان ریسک‌پذیری نبودم!
۳۱- چرا برای افزایش دانش و ارتباطاتم تلاش نکردم!
۳۲- چرا تا این حد فرد نگرانی بودم!
۳۳- چرا سر هر چیزی زود عصبانی شدم!
۳۴- چرا به اندازه کافی با افرادی که دوست‌شان داشتم وقت نگذراندم!
۳۵- چرا برای یک بار هم که شده پشت میکروفن نرفتم تا در مقابل جمع صحبت کنم!
@Managementhints
🔴 12 سخن الهام بخش از مخترع تلفن، الکساندر گراهام بل

در دهم مارس 1876، الکساندر گراهام بل موفق شد اولین تماس تلفنی تاریخ را برقرار کند. اختراع بل دنیا را متحول کرد و اینطور که معلوم است، بل چیزهای بسیاری برای به اشتراک گذاری با دیگران در طول زندگی‌اش داشت. بیش از این اختراع غیرمنتظره او، چیزهای بسیار دیگری هست که مخترعان و کارآفرینان می‌توانند از او درس بگیرند.
در ادامه به 12 سخن گراهام بل توجه کنید که الهام بخش شما برای تغییر دنیا خواهد بود.

درباره موفقیت :
"قبل از همه چیز، آمادگی کلید موفقیت است."

درباره تمرکز :
تمام فکر خود را معطوف کاری که در دست دارید بکنید. اشعه‌های خورشید تا زمانی که متمرکز نشوند نمی سوزانند."

درباره فرصت‌ :
"وقتی دری بسته می‌شود، در دیگری گشوده می‌شود؛ اما ما زمان زیادی با افسوس به در بسته می‌نگریم، که دیگر متوجه درهایی که برایمان گشوده می‌شوند نمی‌شویم."

درباره پیشرفت :
"طبق قاعده کلی، انسان چندان مدیون چیزی که با آن متولد می‌شود نیست – بلکه انسان همان چیزیست که از خود می‌سازد."

درباره همکاری :
"پیشرفت و اکتشافات بزرگ حاصل همکاری ذهن‌های بسیار است."

درباره رشد :
"در انتها موفق‌ترین افراد آنانی هستند که موفقیت‌شان نتیجه رشد پیوسته آنان است."

درباره ایده ها :
"نمی‌توانید بر ایده‌ها فشار وارد کنید. ایده‌های موفق نتیجه رشد آهسته هستند."

درباره اهداف :
"دستیابی به یک هدف باید نقطه شروع دیگری باشد."

درباره شکست :
"تنها تفاوت موفقیت و شکست توانایی اقدام کردن است."

درباره ریسک کردن :
"هرازگاهی راه‌های معمول و همیشگی را رها کرده و دلتان را به دریا بزنید. هر بار که این کار را بکنید مطمئن باشید که به چیزی دست خواهید یافت که تا به حال ندیده‌اید. "

درباره کارآفرینی :
"مخترع...نگاهی به دنیا می‌اندازد و با آنچه می‌بیند خشنود نیست. او می‌خواهد هرآنچه را که می‌بیند بهبود ببخشد، می‌خواهد نفعی به دنیا برساند؛ او در تسخیر ایده‌هاست. روح اختراع او را تسخیر کرده است، و به دنبال تحقق یافتن است."

درباره آینده :
"روزی خواهد رسید که فردی که پشت خط است قادر خواهد بود فردی که از او فاصله دارد و در حال صحبت با اوست را ببیند."
@Managementhints
بدترین ورشکستی در جهان

از دست دادن اشتیاق است

اگرمردی تمام هستی خود را

به جز اشتیاق ازدست بدهد

میتواند دوباره به موفقیت دست یابد

آرنولد شوارتزنگر

@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

حبیب‌الله‌ چایچیان(حسان) درباره ماجرای سرودن شعر آمدم ای شاه پناهم بده می‌گوید:

مادرم در آخرین لحظاتی که خدمت شان رسیدم، همیشه آن حال و هوای ارادت به چهارده معصوم را داشت و در همان حال که سکته کرده بود، دکتر را خبر کردیم. دکتر مشغول گرفتن نوار شد و وقتی خواست برود متاسفانه مادرم سکته دیگری کرد. من به دکتر آن را اعلام کردم. دکتر خطاب به من گفت: «فردی که این گونه سکته کند کمتر زنده خواهد ماند!» به هر حال دکتر راهی شد و من خدمت مادر برگشتم و به ایشان عرض کردم، شما آرزویتان چیست؟ ایشان گفت آرزوی من این است که یک بار دیگر حضرت رضا (ع) را زیارت کنم. و این نکته را هم بگویم که راه رفتن ایشان خیلی سخت بود و حال خوبی نداشت و من دو بازوی مادر را می‌گرفتم تا بتواند یواش یواش حرکت کند. با هواپیما به سمت مشهد رفتیم. نمی‌دانم در ایام تولد حضرت رضا(ع) بود یا شهادت، حرم خیلی شلوغ بود. وارد شدن به حرم هم یقیناً مشکل و حتی برای مادرم غیرممکن بود، گفتم مادرجان! از همین جا سلام بدهی زیارت است. گفت: «ما قدیمی‌ها تا ضریح را نبوسیم، به دلمان نمی‌چسبد» گفتم: دل چسبی‌اش به این است که حضرت جواب بدهد. هرچه کردم دیدم مادر قبول نمی‌کند. خلاصه بازوی مادر را گرفته بودم و همین طور به سمت ضریح حرکت می‌کردیم؛ در همین حال دیدم که حال شعر برایم فراهم شد، من تمام توجه‌ام را به شعر و الهامی که عنایت شده بود دادم، دیدم زبان حال مادرم است نه زبان حال من ! و شعر تا «تخلص» رسید. وقتی شعر به «تخلص» رسید دیدم مادرم با آن ازدحام که آدم سالم نمی‌تواست برود. خودش را به ضریح رسانده بود و داشت ضریح را می‌بوسید و من هم ضریح را بوسیدم و این شعر در حقیقت زبان حال مادرم در آخرین لحظات عمرش است.
شعر کامل به شرح زیر است:

آمدم ای شاه پناهم بده / خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان / دور مران از در و راهم بده

ای گل بی‌خار گلستان عشق / قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو که من نیستم / اذن به یک لحظه نگاهم بده

ای که حریمت مَثل کهرباست / شوق و سبک خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع / گرمی جان‌سوز به آهم بده

لشکر شیطان به کمین منند / بی‌کسم ای شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من / با نظری یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند / نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطابخش همه عالمی / جمله حاجات مرا هم بده

آن چه صلاح است برای «حسان» / از تو اگر هم که نخواهم بده

#ميلاد_امام-هشتم_بر_شما_مبارك
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#کانال_شعر_ادبیات
۵.۷ میلیون نفر از دانش آموختگان عالی کشور خارج از بازار کار هستند!یعنی سرمایه کشور خرج افرادی شده که عملاً عایدی‌ای برای اقتصاد ندارند.

@Managementhints
می دانید چرا در دنیا هیچگاه مسابقه " خرسواری" برگزار نمی شود؟!

پس از انجام تحقیقات میدانی و عملی بسیار جانورشناسان، مشخص شد که اسب ها در میدان مسابقه فقط در خط راست و مستقیم حرکت کرده و نه تنها مانع جلو رفتن و تاختن سایر اسبها به جلو نمی شوند،
بلکه هرگاه سوارکار خودشان یا سایر اسبها به زمین بیفتد، تا حد امکان که بتوانند آن سوارکار سقوط کرده را لگد نمی کنند.

اما خرها وقتی در خط مسابقه قرار می گیرند، پس از استارت اصلا توجهی به جلو و ادامه مسیر مسابقه به صورت مستقیم نداشته و فقط به خر رقیب که در جناح چپ و یا راستش قرار دارد، پرداخته و تمام تمرکزش، ممانعت از کار دیگران است!
یعنی تنها هدفشان این است که مانع رسیدن خر دیگر به خط پایان شوند!
حتی به این قیمت که خودشان به خط پایان نرسند.

امروزه از این موضوع در علم مدیریت و تاریخ شناسی بسیار استفاده می شود و بدین معناست که افراد ناتوان که می دانند خود به خط پایان نمی رسند، با سنگ اندازی و ایجاد مشکلات و چوب لای چرخ دیگران گذاشتن، به بهانه مختلف، مانع رسیدن دیگران به اهدافشان می شوند و در اصطلاح میگویند: "فلانی، مسابقه خر سواری راه انداخته است".

@Managamenthints
👤 رابرت کیوساكي
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

تو موگريني و من بهارستان بي دفاع!!!

#والدو
#مصطفي_يوسفي
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#کانال_شعر_ادبیات
ليست كابينه به مجلس رسيد

مسعود پزشکیان در جلسه علنی امروز نامه حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی به لاریجانی درخصوص اعلام اسامی کابینه دولت دوازدهم را به شرح زیر قرائت کرد:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

جناب آقای علی لاریجانی

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

احتراما در راستای اجرای اصل ۱۳۳ قانون اساسی و همچنین ماده ۱۸۸ آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی به پیوست اسامی وزرای پیشنهادی را به همراه شرح حال آیین‌نامه‌ای آنان و همچنین خط و مشی و اصول کلی و برنامه دولت به نمایندگان مجلس شورای اسلامی تقدیم می‌دارد.

حسن روحانی

🔹1- وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش: سیدمحمد بطحائی

2- وزیر پیشنهادی ارتباطات و فناوری اطلاعات: محمد جواد آذری جهرمی

3- وزیر پیشنهادی اطلاعات: سید محمود علوی

4- وزیر پیشنهادی امور اقتصادی و دارایی: کرباسیان

5- وزیر پیشنهادی امور خارجه: محمد جواد ظریف

6- وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی: حسن قاضی زاده هاشمی

7- وزیر پیشنهادی تعاون، کار و رفاه اجتماعی: علی ربیعی

8- وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی: محمود حجتی

9- وزیر پیشنهادی دادگستری: سید علیرضا آوایی

10- وزیر پیشنهادی دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح: امیر حاتمی

11- وزیر پیشنهادی راه و شهرسازی: عباس آخوندی

12- وزیر پیشنهادی صنعت، معدن و تجارت: محمد شریعتمداری

13- وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی: سید عباس صالحی امیری

14- وزیر پیشنهادی کشور: عبدالرضا رحمانی فضلی

15- وزیر پیشنهادی نفت: بیژن نامدار زنگنه

16-وزیر پیشنهادی نیرو: حبیب‌الله بیطرف

17- وزیر پیشنهادي ورزش و جوانان:مسعود سلطاني فر

@Managementhints
ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻧﺸﻮﺩ
ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻫﻤﻪ ﺑﯿﮑﺎﺭﻧﺪ.

#ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﺍ_ﻭﺍﻟﺘﺮ"
@Managementhints
مورچه‌ها منطق فوق العاده‌ای دارند که می‌تواند برای استراتژیست‌ها الهام بخش باشد.

منطق مورچه‌ای دارای ۴ قسمت است:

اولین بخش آن این است:
«یک مورچه هرگز تسلیم نمی شود»
منطق خوبی است، اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف‌شان کنید به دنبال راه دیگری می‌گردند . بالا می‌روند، پایین می‌روند، دور می‌زنند.
آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه می‌دهند. چه منطق قدرتمندی؛ هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر می‌رساند دست نکش.

بخش دوم این است:
«مورچه‌ها کل تابستان را زمستانی می‌اندیشند»
این نگرش مهمی است. نمی‌توان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه‌ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند .
آینده نگری اصل مهمی است و باید در تابستان فکر طوفان را هم کرد . باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می برید به فکر سنگ و صخره هم باشید.

سومین بخش از منطق مورچه این است:
«مورچه‌ها کل زمستان را مثبت می‌اندیشند»
این هم مهم است . در طول زمستان مورچه‌ها به خود یادآور می‌شوند که این دوران زیاد طول نمی‌کشد‌؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت‌. و در اولین روز گرم‌، مورچه‌ها بیرون می‌آیند . اگر دوباره سرد شد آنها برمی‌گردند زیر ، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می‌آیند . آنها برای بیرون آمدن نمی‌توانند زیاد منتظر بمانند.

و اما آخرین بخش:
یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع می‌کند؟
«هر چه قدر که در توانش باشد»
چه منطق فوق العاده‌ای است این منطق که هر چه قدر در توانایی‌ات است.
یک بار دیگر با هم مرور کنیم:
1 هرگز تسلیم نشو
2 آینده را ببین (زمستانی بیاندیش)
3 مثبت بمان (تابستان را به خاطر بسپار)
4 همه تلاشت را بکن

آیا شما به اندازه یک مورچه منطقی هستید؟
مانند یک مورچه منطقی باشیم و مانند مورچه بزرگ بیندیشیم!
@Managementhints
🌈قانون ١٥ دقیقه چیست؟

این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد.
ساموئل اسمایلز، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقاد است که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را می سازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.

اگر روزی ١٥ دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.

اگر روزی ١٥ دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد.

اگر روزی ١٥ دقيقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.

اگر روزی ١٥ دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.

اگر روزی ١٥ دقیقه مطالعه و سلول های خاکستری خویش را درگیر کنید، به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.

زیبایی روش یا قانون ١٥ دقیقه در این است که آنقدر کوتاه است که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت ندارید آن را به تأخیر نمی اندازید.

جالبتر اینکه، کشور ژاپن امروزه موفقیت خود را مدیون این قانون مي داند.
@Managementhints
با حساب حداقل پانصد تومان که باید در 20 میلیون کارت بلیط مترو و سه میلیون مسافر روزانه بماند چیزی در حدود 78 میلیارد تومان رسوب پول است ...
@Managementhints
افزایش ساعت كار الزاماً منجر به افزايش بهره‌ورى نمی‌شود.
رابطه معكوس بین ساعات كار و بهره وری در ٣٥ اقتصاد بزرگ جهان

@Managementhints