✅بیماری الکنیسم اجتماعی ما
✍️دکتر مجتبی لشکربلوکی
بگذارید بروم سر اصل مطلب: در مدرسه کلی کتاب خواندیم، شعر حفظ کردیم، تست زدیم، املا نوشتیم، انشا نوشتیم، اما کسی یادمان نداد که گفتگو کنیم. ما با مساله فقر روبرو هستیم. رییس جمهور قول داده است که تا پایان دولت فقر مطلق را از بین ببرد. اما ما با فقر دیگری هم روبرو هستیم: فقر گفتگو. صادقانه باید اعتراف کرد ما قادر نیستیم انتظارات، احساسات، انتقادات مان را به زبانی آسان، صریح و موثر به دیگران منتقل کنیم. از این رو با جامعه ای مواجه هستیم که نمی تواند گفتگو کند. ما الکن شده ایم. نمی توانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم. متاسفانه با پانتومیم هم نمی شود کار را پیش برد. ما حرف می زنیم اما گفتگو نمی کنیم. بگذارید سه مثال بزنم از بیماری اجتماعی الکنیسم:
1- اگر به گفته های مدیران ارشد و میانی در سازمان یا کشور دقت کنید. می بینید گاهی مدیران به جای اینکه مستقیم و در جلسات داخلی تفاهم کنند در تریبون ها با یکدیگر صحبت می کنند. یکی امروز حرفش را می زند و دیگری هفته بعد در جمعی یا جلسه ای دیگر به بهانه ای جواب او را می دهد. اختلاف نظر در موضوعات کلان مدیریتی-اقتصادی-اجتماعی به کف سازمان یا جامعه منتقل می شود، چرا؟ چون ما بلد نیستیم گفتگو کنیم.
2- اگر سیاست مداری در مجامع جهانی حرف های تند بزند و دیگر کشورها را خوار و خفیف کند، صفت شجاع به او می دهیم اما اگر سیاست مداری، همتایش را در آغوش بکشد و با او به گفتگو بنشیند، این یعنی ضعف. در ضمیر ناخودآگاه مونولوگ جسورانه به دیالوگ عزت مندانه ترجیح دارد. چرا؟ چون مستبد کوچک نهفته در همه ما گفتگو بلد نیست و هنوز فکر می کند گفتگو نمی تواند عزت مندانه و از سر قدرت باشد.
3- وقتی تصادفی در خیابان رخ می دهد یا وقتی با یکی از اعضای خانواده دچار مشکل می شویم، شروع می کنیم به بلندبلند فریاد زدن. در این حالت حرف می زنیم، اما گفتگو نمی کنیم.
حالا ممکن است بپرسید چرا گفتگو این قدر مهم است: یکی از دلایلش را می گویم. در جامعه هر مسئلهای از سه راه حل میشود: اولی گفتگوست. ولی اگر به نتیجه نرسیدیم دو راه بیشتر باقی نمی ماند دومین راه خشونت است یعنی یک نفر/نهاد باید به زور متوسل شود و راه سوم این است که ممکن است خشونت هزینه اش بالا باشد، باب گفتگو نیز بسته است پس تنها راه دروغ گویی برای فریبکاری است. در جامعه ای که باب گفتگو بسته شد، درهای خشونت و دروغ باز می شود. خوشبختانه باب گفتگو اکنون باز است آن را باز نگه داریم.
با سه تکنیک هنر گفتگو را بیاموزیم:
برای گفتگو تکنیک های متعددی عنوان کرده اند اما به تجربه این سه را بسیار مفید یافته ام.
1- قضاوت خود را معلق کنیم و فعالانه گوش کنیم (یعنی در حین گوش دادن سعی نکنیم که دنبال جواب باشیم و باید یادبگیریم پیش فرض های خود را معلق کنیم. گفتگو با شنیدن آغاز می شود. در حالی که ما از گفتگو، گفتنش را بلدیم نه شنیدن.).
2- جسارت سه کلمه ای داشته باشیم! شجاعت فقط فریاد کشیدن نیست. گاهی تمام شجاعت در سه کلمه خلاصه می شود: من اشتباه کردم! تا چهل روز، هر روز به بهانه ای بگویید: من اشتباه کردم.
3- ساده (به دور از پیچیده گویی و قلنبه سلنبه گویی)، محترمانه (به دور از توهین و تحقیر و تهمت) و عقلایی (همراه با محاسبه و دلایل روشن و استدلال های مشخص) صحبت کنیم.
بعد از انجام گفتگو یکی از این دو حالت رخ می دهد: یا به هم نزدیک می شویم یا نمی توانیم همدیگر را قانع کنیم. هر دو صورت ما برنده ایم. اگر همگرایی ما بیشتر شود یعنی به «توافق جمعی» رسیدیم و این یعنی میتوانیم اقدام مشترک را آغاز کنیم. اما اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، «تواضع جمعیمان» بیشتر می شود یعنی میفهمیم که استدلال ما آنقدر قوی نیست که بتوانیم طرف مقابل را همراه و قانع کنیم و نیازمند اطلاعات، مدارک، شواهد و یا قدرت استدلال بیشتر هستیم.
آنقدر گفتگو برای خداوند مهم است که بارها در کتب آسمانی، آداب گفتگو را گوشزد می کند. مثلا جایی آمده است به بندگانم بگویید سخنی بگویند که زیباترین سخنها باشد. چرا که اهریمن [به وسیله زشت گویی و تندگویی] میان شما اختلاف ایجاد می کند و آنقدر آرام و منطقی سخن گفتن برای خداوند مهم بوده که با تمثیلی به یاد ماندنی کار را تمام کرده است: از صدای بلند بپرهیزید و فریاد نزنید چرا که زشتترین صداها، صدای خران است!
سخن پایانی: اگرمن گفتگو کردم و دیگری فقط حرف زد چه؟ پیشرفت جوامع مدیون آدم های غیرمتعارف است. اگر بخواهیم مانند دیگران باشیم هیچگاه از دور باطل فقر گفتگو بیرون نخواهیم رفت. به عنوان یک خط شکن گفتگو را آغاز کنیم!
@Managementhints
✍️دکتر مجتبی لشکربلوکی
بگذارید بروم سر اصل مطلب: در مدرسه کلی کتاب خواندیم، شعر حفظ کردیم، تست زدیم، املا نوشتیم، انشا نوشتیم، اما کسی یادمان نداد که گفتگو کنیم. ما با مساله فقر روبرو هستیم. رییس جمهور قول داده است که تا پایان دولت فقر مطلق را از بین ببرد. اما ما با فقر دیگری هم روبرو هستیم: فقر گفتگو. صادقانه باید اعتراف کرد ما قادر نیستیم انتظارات، احساسات، انتقادات مان را به زبانی آسان، صریح و موثر به دیگران منتقل کنیم. از این رو با جامعه ای مواجه هستیم که نمی تواند گفتگو کند. ما الکن شده ایم. نمی توانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم. متاسفانه با پانتومیم هم نمی شود کار را پیش برد. ما حرف می زنیم اما گفتگو نمی کنیم. بگذارید سه مثال بزنم از بیماری اجتماعی الکنیسم:
1- اگر به گفته های مدیران ارشد و میانی در سازمان یا کشور دقت کنید. می بینید گاهی مدیران به جای اینکه مستقیم و در جلسات داخلی تفاهم کنند در تریبون ها با یکدیگر صحبت می کنند. یکی امروز حرفش را می زند و دیگری هفته بعد در جمعی یا جلسه ای دیگر به بهانه ای جواب او را می دهد. اختلاف نظر در موضوعات کلان مدیریتی-اقتصادی-اجتماعی به کف سازمان یا جامعه منتقل می شود، چرا؟ چون ما بلد نیستیم گفتگو کنیم.
2- اگر سیاست مداری در مجامع جهانی حرف های تند بزند و دیگر کشورها را خوار و خفیف کند، صفت شجاع به او می دهیم اما اگر سیاست مداری، همتایش را در آغوش بکشد و با او به گفتگو بنشیند، این یعنی ضعف. در ضمیر ناخودآگاه مونولوگ جسورانه به دیالوگ عزت مندانه ترجیح دارد. چرا؟ چون مستبد کوچک نهفته در همه ما گفتگو بلد نیست و هنوز فکر می کند گفتگو نمی تواند عزت مندانه و از سر قدرت باشد.
3- وقتی تصادفی در خیابان رخ می دهد یا وقتی با یکی از اعضای خانواده دچار مشکل می شویم، شروع می کنیم به بلندبلند فریاد زدن. در این حالت حرف می زنیم، اما گفتگو نمی کنیم.
حالا ممکن است بپرسید چرا گفتگو این قدر مهم است: یکی از دلایلش را می گویم. در جامعه هر مسئلهای از سه راه حل میشود: اولی گفتگوست. ولی اگر به نتیجه نرسیدیم دو راه بیشتر باقی نمی ماند دومین راه خشونت است یعنی یک نفر/نهاد باید به زور متوسل شود و راه سوم این است که ممکن است خشونت هزینه اش بالا باشد، باب گفتگو نیز بسته است پس تنها راه دروغ گویی برای فریبکاری است. در جامعه ای که باب گفتگو بسته شد، درهای خشونت و دروغ باز می شود. خوشبختانه باب گفتگو اکنون باز است آن را باز نگه داریم.
با سه تکنیک هنر گفتگو را بیاموزیم:
برای گفتگو تکنیک های متعددی عنوان کرده اند اما به تجربه این سه را بسیار مفید یافته ام.
1- قضاوت خود را معلق کنیم و فعالانه گوش کنیم (یعنی در حین گوش دادن سعی نکنیم که دنبال جواب باشیم و باید یادبگیریم پیش فرض های خود را معلق کنیم. گفتگو با شنیدن آغاز می شود. در حالی که ما از گفتگو، گفتنش را بلدیم نه شنیدن.).
2- جسارت سه کلمه ای داشته باشیم! شجاعت فقط فریاد کشیدن نیست. گاهی تمام شجاعت در سه کلمه خلاصه می شود: من اشتباه کردم! تا چهل روز، هر روز به بهانه ای بگویید: من اشتباه کردم.
3- ساده (به دور از پیچیده گویی و قلنبه سلنبه گویی)، محترمانه (به دور از توهین و تحقیر و تهمت) و عقلایی (همراه با محاسبه و دلایل روشن و استدلال های مشخص) صحبت کنیم.
بعد از انجام گفتگو یکی از این دو حالت رخ می دهد: یا به هم نزدیک می شویم یا نمی توانیم همدیگر را قانع کنیم. هر دو صورت ما برنده ایم. اگر همگرایی ما بیشتر شود یعنی به «توافق جمعی» رسیدیم و این یعنی میتوانیم اقدام مشترک را آغاز کنیم. اما اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، «تواضع جمعیمان» بیشتر می شود یعنی میفهمیم که استدلال ما آنقدر قوی نیست که بتوانیم طرف مقابل را همراه و قانع کنیم و نیازمند اطلاعات، مدارک، شواهد و یا قدرت استدلال بیشتر هستیم.
آنقدر گفتگو برای خداوند مهم است که بارها در کتب آسمانی، آداب گفتگو را گوشزد می کند. مثلا جایی آمده است به بندگانم بگویید سخنی بگویند که زیباترین سخنها باشد. چرا که اهریمن [به وسیله زشت گویی و تندگویی] میان شما اختلاف ایجاد می کند و آنقدر آرام و منطقی سخن گفتن برای خداوند مهم بوده که با تمثیلی به یاد ماندنی کار را تمام کرده است: از صدای بلند بپرهیزید و فریاد نزنید چرا که زشتترین صداها، صدای خران است!
سخن پایانی: اگرمن گفتگو کردم و دیگری فقط حرف زد چه؟ پیشرفت جوامع مدیون آدم های غیرمتعارف است. اگر بخواهیم مانند دیگران باشیم هیچگاه از دور باطل فقر گفتگو بیرون نخواهیم رفت. به عنوان یک خط شکن گفتگو را آغاز کنیم!
@Managementhints
مقیاس موفقیت این نیست که
آیا با مشکلی روبرو شده اید یا نه!
💡بلکه مقیاس موفقیت این است که
آیا مشکل امروز همان مشکل سال گذشته است؟/جان فوستر دالس
@Managementhints
آیا با مشکلی روبرو شده اید یا نه!
💡بلکه مقیاس موفقیت این است که
آیا مشکل امروز همان مشکل سال گذشته است؟/جان فوستر دالس
@Managementhints
⭕️نکات ناب: ثروتمندترین مُرده گورستان بودن را چه سود؟!
آیا کاری که خوب انجام میدهی با ارزشهای تو سازگار است؟
بندرت بین توانمندی های انسان و روش کار او تعارض پدید می آید. روش کار و توانمندی ها مکمل یکدیگرند، اما گاه، میان ارزشهای انسان و توانمندی های او تعارض دیده میشود؛ ممکن است انسان کارهایی را بسیار عالی و با موفقیت انجام دهد علی رغم آنکه با دستگاه ارزشی او منافات دارد. در این حالت، احتمالا او از انجام این کارها به خشنودی خاطر نمیرسد .
من نیز سالها پیش باید میان ارزشهایم و کاری که با موفقیت دنبال میکردم، یکی را انتخاب میکردم. در سالهای میانی دهه 1930 در لندن، در بانکی مشغول به کار بودم و کارم را بسیار خوب و بر اساس توانمندی هایم پیش میبردم، اما چون هیچ نوع وظیفه مدیریتی بر عهده من نبود، حس نمیکردم که خدمت میکنم.
میدانستم که انسانها در کانون ارزشهای من قرار دارند، اما چه سود که انسان، ثروتمندترین مرده گورستان باشد؟ بی پول بودم و در آن رکود سهمگین، کار دیگری هم برایم متصور نبود و ناامید بودم، اما بالاخره، دست از آن کار کشیدم و چه تصمیم درستی!
📢سنجه نهایی، ارزشهاست و باید باشد.
@Managementhints
"پیتر دراکر"
آیا کاری که خوب انجام میدهی با ارزشهای تو سازگار است؟
بندرت بین توانمندی های انسان و روش کار او تعارض پدید می آید. روش کار و توانمندی ها مکمل یکدیگرند، اما گاه، میان ارزشهای انسان و توانمندی های او تعارض دیده میشود؛ ممکن است انسان کارهایی را بسیار عالی و با موفقیت انجام دهد علی رغم آنکه با دستگاه ارزشی او منافات دارد. در این حالت، احتمالا او از انجام این کارها به خشنودی خاطر نمیرسد .
من نیز سالها پیش باید میان ارزشهایم و کاری که با موفقیت دنبال میکردم، یکی را انتخاب میکردم. در سالهای میانی دهه 1930 در لندن، در بانکی مشغول به کار بودم و کارم را بسیار خوب و بر اساس توانمندی هایم پیش میبردم، اما چون هیچ نوع وظیفه مدیریتی بر عهده من نبود، حس نمیکردم که خدمت میکنم.
میدانستم که انسانها در کانون ارزشهای من قرار دارند، اما چه سود که انسان، ثروتمندترین مرده گورستان باشد؟ بی پول بودم و در آن رکود سهمگین، کار دیگری هم برایم متصور نبود و ناامید بودم، اما بالاخره، دست از آن کار کشیدم و چه تصمیم درستی!
📢سنجه نهایی، ارزشهاست و باید باشد.
@Managementhints
"پیتر دراکر"
از دوره قاجار به بعد کشور از وجود دولت بیبهره بوده است. به اعتقاد من هنوزکشور دولت ندارد، بلکه ماشین بزرگ بروکراسی وجود دارد/دکتر حسین راغفر
@Managementhints
@Managementhints
روند توسعه اقتصادی ایران و جهان در نیم قرن اخیر
اقتصاد ایران با ۶۱ درصد رشد از اقتصاد جهان با ۱۳۴ درصد رشد، به شدت عقب مانده است
@Managementhints
اقتصاد ایران با ۶۱ درصد رشد از اقتصاد جهان با ۱۳۴ درصد رشد، به شدت عقب مانده است
@Managementhints
برای شکست هایتان زیاد ناراحت نشوید،
برای فرصت هایی که بدون امتحان کردنشان از دست میدادید ناراحت باشید
@Managementhints
برای فرصت هایی که بدون امتحان کردنشان از دست میدادید ناراحت باشید
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
نفس خود قربان نما در راه او
نی که خون جاری کنی در آب جو
👤 #حضرت_مولانا
#عيدتان_مبارك
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
نفس خود قربان نما در راه او
نی که خون جاری کنی در آب جو
👤 #حضرت_مولانا
#عيدتان_مبارك
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
🔴 با ایرانیان موفق سیلیکونولی آشنا شوید (بخش پایانی)
۲۴ – سالار کمانگر: مدیرعامل سابق یوتیوب. او با ۷ کارمندی که با آنها یوتیوب را تاسیس کرده بود به گوگل پیوست.
۲۵ – پدرام کیانی: رییس مهندسان شرکت اوبر.
۲۶ – بیژن ثابت: او در شرکت Spark Capital شریک بود که بعدا روی توییتر و Tumblr سرمایهگذاری کرد.
۲۷ – شاهین فرشچی: یکی از شریکهای شرکت Lux Capital بود که روی شرکتهایی سرمایهگذاری میکرد که میتوانستند در آینده تکنولوژیهای جدید و یا مهندسان حرفهای تربیت کنند.
۲۸ – تورج پرنگ: معاون رییس GoDaddy است. قبلا هم به عنوان مدیر عملیاتی UpCounsel فعالیت میکرد. او شرکت Jaxtr را تاسیس کرد که بعدا توسط شرکتهای دیگر خریداری شد.
۲۹ – شایان زاهد و الکس مهر: بنیانگذاران اپلیکیشن Zoosk که اکنون ۱۸۰ میلیون دلار ارزش دارد.
۳۰ – بابک پهلوان و نیما اصغربیگی: بنیانگذاران شرکت CleverSense که بعدا توسط گوگل خریداری شد. این دو نفر در حال حاضر از مدیران گوگل به حساب میآیند.
۳۱ – امین ذوفنون: او اکنون در سمت معاون رییس بخش توسعه کسب و کار فیسبوک فعالیت میکند. او قبلا چنین نقشی را هم در شرکت گوگل داشت.
۳۲ – نرگس بنیسعیدی: بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Bina Technologies است که از جمله شرکتهای فعال در حوزه بیوانفورماتیک به حساب میآید. این شرکت توسط شرکت Roche خریداری شد. بنیسعیدی در حال حاضر به عنوان معاون رییس شرکت Roche فعالیت میکند.
۳۳ – کیوان مهاجر: بنیانگذار و رییس هیات مدیره شرکت SoundHound است که زمینه هوش مصنوعی و تشخیص زبان توسط هوش مصنوعی فعالیت میکند. این شرکت در حال حاضر ۷۵ میلیون دلار ارزش دارد.
۳۴ – حسام اسفندیارپور: بنیانگذار و رییس هیات مدیره شرکت Genapsys. این شرکت ۴۵ میلیون دلار ارزش دارد.
۳۵ – مصطفی رونقی: مدیر ارشد فناوری شرکت Illumina. این شرکت در زمینه توالییابی ژنتیک فعالیت میکند و ارزش بازار آن به ۲۸ میلیارد دلار میرسد.
۳۶- امیرعلی طلاساز: بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Guardant Health که همین چند وقت پیش بیش از ۵۵۰ ملیون دلار سرمایهگذاری خطرپذیر برای تشخیص سرطان به وسیله آزمایش خون انجام داد.
نیما قمصری: مدیرعامل شرکت Blend که سرویسهایی برای حساب درآمد و هزینهها به شرکتهای مختلف ارایه میکند. این شرکت با همین سرویسها درآمد ۱۶۰ میلیون دلاری داشته است.
در کل تعداد ایرانهای فوق در سیلکونولی به این افراد ختم نمیشود. ایرانهای موفق بیشتر از اینها هستند و قطعا در آینده از آنها بیشتر میشنویم. ایرانیان موفقی مثل دکتر فیروز نادری و دکتر نادر انقطاع هم برخی دیگر از این افراد به حساب میآیند.
@Managementhints
۲۴ – سالار کمانگر: مدیرعامل سابق یوتیوب. او با ۷ کارمندی که با آنها یوتیوب را تاسیس کرده بود به گوگل پیوست.
۲۵ – پدرام کیانی: رییس مهندسان شرکت اوبر.
۲۶ – بیژن ثابت: او در شرکت Spark Capital شریک بود که بعدا روی توییتر و Tumblr سرمایهگذاری کرد.
۲۷ – شاهین فرشچی: یکی از شریکهای شرکت Lux Capital بود که روی شرکتهایی سرمایهگذاری میکرد که میتوانستند در آینده تکنولوژیهای جدید و یا مهندسان حرفهای تربیت کنند.
۲۸ – تورج پرنگ: معاون رییس GoDaddy است. قبلا هم به عنوان مدیر عملیاتی UpCounsel فعالیت میکرد. او شرکت Jaxtr را تاسیس کرد که بعدا توسط شرکتهای دیگر خریداری شد.
۲۹ – شایان زاهد و الکس مهر: بنیانگذاران اپلیکیشن Zoosk که اکنون ۱۸۰ میلیون دلار ارزش دارد.
۳۰ – بابک پهلوان و نیما اصغربیگی: بنیانگذاران شرکت CleverSense که بعدا توسط گوگل خریداری شد. این دو نفر در حال حاضر از مدیران گوگل به حساب میآیند.
۳۱ – امین ذوفنون: او اکنون در سمت معاون رییس بخش توسعه کسب و کار فیسبوک فعالیت میکند. او قبلا چنین نقشی را هم در شرکت گوگل داشت.
۳۲ – نرگس بنیسعیدی: بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Bina Technologies است که از جمله شرکتهای فعال در حوزه بیوانفورماتیک به حساب میآید. این شرکت توسط شرکت Roche خریداری شد. بنیسعیدی در حال حاضر به عنوان معاون رییس شرکت Roche فعالیت میکند.
۳۳ – کیوان مهاجر: بنیانگذار و رییس هیات مدیره شرکت SoundHound است که زمینه هوش مصنوعی و تشخیص زبان توسط هوش مصنوعی فعالیت میکند. این شرکت در حال حاضر ۷۵ میلیون دلار ارزش دارد.
۳۴ – حسام اسفندیارپور: بنیانگذار و رییس هیات مدیره شرکت Genapsys. این شرکت ۴۵ میلیون دلار ارزش دارد.
۳۵ – مصطفی رونقی: مدیر ارشد فناوری شرکت Illumina. این شرکت در زمینه توالییابی ژنتیک فعالیت میکند و ارزش بازار آن به ۲۸ میلیارد دلار میرسد.
۳۶- امیرعلی طلاساز: بنیانگذار و مدیرعامل شرکت Guardant Health که همین چند وقت پیش بیش از ۵۵۰ ملیون دلار سرمایهگذاری خطرپذیر برای تشخیص سرطان به وسیله آزمایش خون انجام داد.
نیما قمصری: مدیرعامل شرکت Blend که سرویسهایی برای حساب درآمد و هزینهها به شرکتهای مختلف ارایه میکند. این شرکت با همین سرویسها درآمد ۱۶۰ میلیون دلاری داشته است.
در کل تعداد ایرانهای فوق در سیلکونولی به این افراد ختم نمیشود. ایرانهای موفق بیشتر از اینها هستند و قطعا در آینده از آنها بیشتر میشنویم. ایرانیان موفقی مثل دکتر فیروز نادری و دکتر نادر انقطاع هم برخی دیگر از این افراد به حساب میآیند.
@Managementhints
🔳⭕️عصبانی شدن آسان است، همه میتوانند عصبانی شوند‼️
🔆عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب، آسان نیست‼️
@Managementhints
🔆عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب، آسان نیست‼️
@Managementhints
مطالعه یک گروه ۱۷،۰۰۰ نفری، کارآفرینان دائمی در مهارتهای فوق بالاتر از متوسط ظاهر شدهاند. اعداد نشان دهنده میزانی است که از متوسط عمومی بالاتر هستند
@Managementhints
@Managementhints
🔴 داستان چگونگی ثروتمند شدن مرد میلیاردر
☑️ مرد میلیاردری در حال سخنرانی برای مردم بود. او خطاب به حضار گفت: «از بین شما خانمها و آقایان، آیا کسی هست که دوست داشته باشد جای من باشد، یعنی یک فرد پولدار و موفق؟» همه دست بلند کردند! میلیاردر لبخندی زد و داستان زندگیاش را اینگونه شرح داد.
💢 من با سه نفر از دوستان دورهی تحصیلم، یک شرکت پشتیبانی راهاندازی کردیم و مشغول کار شدیم؛ اما در کمتر از یک سال ورشکست شدیم و پنجاه میلیون تومان ضرر کردیم. یکی از اعضای تیم جدا شد و به دنبال ادامهی تحصیل رفت! من و آن دو نفر دیگر به راهمان ادامه دادیم.
♨️ ما یک ایده را به مرحلهی تولید رساندیم، اما تقاضا کم بود و دوباره ورشکست شدیم و دویست میلیون تومان از دست دادیم! نفر دوم هم از ما جدا شد. بعد از مدتی، با همکاری تنها همتیمیام شرکتی جدید درزمینهی حملونقل راه انداختیم، اما چیزی نگذشت که شکست خوردیم. این بار حجم ضررهای ما به نیم میلیارد تومان رسید! آخرین همراهم نیز از من جدا شد و به شغل کارمندی پرداخت.
💢 من و همسرم تجارت جدیدی را شروع کردیم و کارمان تا صادرات کالا هم رشد کرد. اوضاع خوب بود و ما به سوددهی رسیدیم، اما در یک تصادف ناگهانی همسرم کشته شد! من نیز وضعیتم آشفته شد و تعادل مالیام را از دست دادم و شرکت به ورشکستگی رسید با دو میلیارد تومان بدهی! مدتی بعد پسر کوچکم به دلیل تومور مغزی درگذشت. چند سال بعد، ازدواج دومی داشتم که به طلاق فوری منجر شد! من شرایط سختی را با شکستهای پشت سر هم تجربه میکردم.
♨️ بالاخره در سن پنجاهوهفتسالگی، همراه با پسر بزرگم شرکت جدیدی با محصولی جدید ایجاد کردیم. در ابتدا تقاضا خوب بود، اما با واردات بیرویهی نمونهی محصول ما، فروشمان کاهش پیدا کرد و بازهم ورشکست شدیم! به دلیل درگیری با طلبکارهای دولتی و خصوصی، هفت سال حبس را گذراندم و تمام اموالم را مصادره کردند. من با وجود شکستهای سنگین همچنان نفس میکشیدم!
💢 بهمحض رهایی از زندان، مجدداً کار جدیدی را آغاز کردم و خوشبختانه این بار موفق شدم. شرکتمان درآمد خوبی داشت و وضعیت مالیام روبهراه شد. من بهسرعت و با یک رشد عالی، از شر بدهیها خلاص شدم. اکنون شرکت من ده شرکت وابسته دارد و تبدیل به یک هلدینگ بزرگ با ده هزار نفر پرسنل گشته است.
♨️ مرد میلیاردر بعد از رسیدن به این قسمت از سخنانش، به مخاطبان گفت: «همانطور که شنیدید، من برای رسیدن به این مرحله از زندگی، تاوان سنگینی دادم و سختیهای فراوان کشیدم. آیا در این جمع کسی حاضر هست مسیر زندگی مرا طی کند؟!»
💢این بار هیچکس دستش را بلند نکرد! مرد میلیاردر بعد از خندهای بلند، سخنرانیاش را با گفتن یک جمله به پایان رساند: «بسیاری از شما دوست دارید که اکنون جای من باشید، اما حاضر به طی کردن مسیر سختی که من گذراندم، نیستید!»
🔍 🔚 نتیجه: افراد بسیار کمی حاضر به تحمل سختیها هستند و با شکست ناامید نمیشوند. برای اینکه به موفقیت و ثروت برسید، باید بهای آن را بپردازید. هیچچیز باارزشی در این جهان، آسان به دست نمیآید. سختیها و مشکلات را تحمل کنید و در برابر شکستهای خود تسلیم نشوید، زیرا مطمئن باشید که موفق و ثروتمند شدن ارزش اینهمه تلاش را دارد و با رسیدن به اهداف بزرگتان، تلخیهای گذشته را فراموش کرده و به شرایط سخت دیروزتان خواهيد خنديد.
@Managementhints
☑️ مرد میلیاردری در حال سخنرانی برای مردم بود. او خطاب به حضار گفت: «از بین شما خانمها و آقایان، آیا کسی هست که دوست داشته باشد جای من باشد، یعنی یک فرد پولدار و موفق؟» همه دست بلند کردند! میلیاردر لبخندی زد و داستان زندگیاش را اینگونه شرح داد.
💢 من با سه نفر از دوستان دورهی تحصیلم، یک شرکت پشتیبانی راهاندازی کردیم و مشغول کار شدیم؛ اما در کمتر از یک سال ورشکست شدیم و پنجاه میلیون تومان ضرر کردیم. یکی از اعضای تیم جدا شد و به دنبال ادامهی تحصیل رفت! من و آن دو نفر دیگر به راهمان ادامه دادیم.
♨️ ما یک ایده را به مرحلهی تولید رساندیم، اما تقاضا کم بود و دوباره ورشکست شدیم و دویست میلیون تومان از دست دادیم! نفر دوم هم از ما جدا شد. بعد از مدتی، با همکاری تنها همتیمیام شرکتی جدید درزمینهی حملونقل راه انداختیم، اما چیزی نگذشت که شکست خوردیم. این بار حجم ضررهای ما به نیم میلیارد تومان رسید! آخرین همراهم نیز از من جدا شد و به شغل کارمندی پرداخت.
💢 من و همسرم تجارت جدیدی را شروع کردیم و کارمان تا صادرات کالا هم رشد کرد. اوضاع خوب بود و ما به سوددهی رسیدیم، اما در یک تصادف ناگهانی همسرم کشته شد! من نیز وضعیتم آشفته شد و تعادل مالیام را از دست دادم و شرکت به ورشکستگی رسید با دو میلیارد تومان بدهی! مدتی بعد پسر کوچکم به دلیل تومور مغزی درگذشت. چند سال بعد، ازدواج دومی داشتم که به طلاق فوری منجر شد! من شرایط سختی را با شکستهای پشت سر هم تجربه میکردم.
♨️ بالاخره در سن پنجاهوهفتسالگی، همراه با پسر بزرگم شرکت جدیدی با محصولی جدید ایجاد کردیم. در ابتدا تقاضا خوب بود، اما با واردات بیرویهی نمونهی محصول ما، فروشمان کاهش پیدا کرد و بازهم ورشکست شدیم! به دلیل درگیری با طلبکارهای دولتی و خصوصی، هفت سال حبس را گذراندم و تمام اموالم را مصادره کردند. من با وجود شکستهای سنگین همچنان نفس میکشیدم!
💢 بهمحض رهایی از زندان، مجدداً کار جدیدی را آغاز کردم و خوشبختانه این بار موفق شدم. شرکتمان درآمد خوبی داشت و وضعیت مالیام روبهراه شد. من بهسرعت و با یک رشد عالی، از شر بدهیها خلاص شدم. اکنون شرکت من ده شرکت وابسته دارد و تبدیل به یک هلدینگ بزرگ با ده هزار نفر پرسنل گشته است.
♨️ مرد میلیاردر بعد از رسیدن به این قسمت از سخنانش، به مخاطبان گفت: «همانطور که شنیدید، من برای رسیدن به این مرحله از زندگی، تاوان سنگینی دادم و سختیهای فراوان کشیدم. آیا در این جمع کسی حاضر هست مسیر زندگی مرا طی کند؟!»
💢این بار هیچکس دستش را بلند نکرد! مرد میلیاردر بعد از خندهای بلند، سخنرانیاش را با گفتن یک جمله به پایان رساند: «بسیاری از شما دوست دارید که اکنون جای من باشید، اما حاضر به طی کردن مسیر سختی که من گذراندم، نیستید!»
🔍 🔚 نتیجه: افراد بسیار کمی حاضر به تحمل سختیها هستند و با شکست ناامید نمیشوند. برای اینکه به موفقیت و ثروت برسید، باید بهای آن را بپردازید. هیچچیز باارزشی در این جهان، آسان به دست نمیآید. سختیها و مشکلات را تحمل کنید و در برابر شکستهای خود تسلیم نشوید، زیرا مطمئن باشید که موفق و ثروتمند شدن ارزش اینهمه تلاش را دارد و با رسیدن به اهداف بزرگتان، تلخیهای گذشته را فراموش کرده و به شرایط سخت دیروزتان خواهيد خنديد.
@Managementhints
🔳⭕️اعتماد به نفس هم مانند تایپ کردن و دوچرخه سواری یک مهارت است که میتوان با تمرین آن را پرورش داد.
👤برایان تریسی
🔹با ما همراه باشید در:
@Managementhints
👤برایان تریسی
🔹با ما همراه باشید در:
@Managementhints
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم آموزش نوشتن پروپوزال همراه با مثال کاربردی (قسمت اول)
@Managementhints
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
مانده ام چگونه قلبم هنوز ميتپد!
قرن بيست و يكم و اين همه فاجعه
ميانمار قتلگاه بشريت
مرداب انسانيت
باتلاق شرف
تبلور تعصب جاهلانه
كاش خدا هيچ وقت ما را خلق نمي كرد
قلبم چگونه هنوز ميتپي؟
#والدو😞
قرن بيست و يكم و اين همه فاجعه
ميانمار قتلگاه بشريت
مرداب انسانيت
باتلاق شرف
تبلور تعصب جاهلانه
كاش خدا هيچ وقت ما را خلق نمي كرد
قلبم چگونه هنوز ميتپي؟
#والدو😞
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
اگر آدمی برای ((چرا))یِ زندگانیِ خود پاسخی داشته باشد کم-و-بیش با هر ((چگونه؟))ای میسازد.
#فریدریش_نیچه
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
اگر آدمی برای ((چرا))یِ زندگانیِ خود پاسخی داشته باشد کم-و-بیش با هر ((چگونه؟))ای میسازد.
#فریدریش_نیچه
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات