⛔️ "آیا فریبی در کار است؟"
👈 عباس عبدی/روزنامه اعتماد
@Managementhints
✍️ این روزها نقدهايي عليه مواضع و رفتار روحاني از جانب برخی اصلاحطلبان ابراز ميشود. آنان گمان ميكنند روحانی دچار تغييري اساسي شده و از اين نظر ميخواهند رفتار انتخاباتي خود را در رای دادن به او توجيه كنند و اينكه گمان دارند به آنان خيانت شده يا فريب خوردهاند.
✍️ حتي اگر اين برداشت درست هم باشد، آن را بايد نشانه ناتواني اين افراد در سياستورزي و شناخت جامعه و سياست در ايران و حتي به تعبيري ناآشنايي آنان با مفهوم سياست دانست.
✍️ متأسفانه برخي از كنشگران سياسي كه خيلي زود اميدوار ميشوند و به همان نسبت نيز به سرعت نااميد ميشوند، در تحليل سياست، براي نقش و جایگاه افراد و اظهارات آنان بیش از اندازه حساب باز ميكنند.
✍️ درک آنان از سياستورزي در ايران و مشاركت انتخاباتي متناقض است. از یک سو انتظارات آنان از نتايج انتخابات به نسبت راديكال است، ولي از سوي ديگر به اثربخشي اين سازوكار چندان اعتماد ندارند.
✍️ مشكل سياستورزان ايراني از آنجا آغاز ميشود كه ميدانند ايرادات و مشكلات ساختاري است، و درعين حال این برداشت را کنار میگذارند و انتظارات خود از افراد را جایگزین بهبودهای ساختاری میکنند.
✍️ از آنجا كه مسايل به خوبي حلاجي و باز نميشود، روي شعارها و گفتههاي افراد بيش از حد حساب باز ميكنند.
✍️ سياستورزان اسير اظهارات تاکتیکی نامزد انتخاباتي ميشوند. درحاليكه او در بهترين حالت راننده است كه ويژگيهاي خودرو و سرنشينان و ميزان بنزين آن و وضع جاده، نسبت به راننده نقش بسيار تعيينكنندهاي در روند حركت اين خودرو دارند.
✍️ راننده فقط يك عنصر است، اگر رانندهاي بخواهد نامزد رانندگي پرايد شود، نميتواند ادعاي سرعت 200 كيلومتر در ساعت و عبور از پيچهاي خطرناك و حمل 10 مسافر نمايد. اگر هم ادعا كرد، ما نبايد بپذيريم.
✍️ مشكل اصلي سياستورزي در ايران آنجاست كه تمامی سياست را بر پايههاي لرزان آن كه اشخاص باشد بنا ميكنند؛ درحاليكه بايد تحليل بر ساختار و مولفههای بنیادی بنا شود و تواناييهاي فرد را در چارچوب اين ساختارها و موازنه قوا ارزيابي كرد و مطلقا، تأكيد ميكنم، مطلقا به ادعاهاي نامزدها و اشخاص توجه نكنند.
✍️ از اين زاويه و به نظر بنده آقاي روحاني تفاوت چنداني با زمان انتخابات نكرده است. در آن زمان برخي افراد دوست داشتند كه آن حرفهاي تند را بزند كه او هم ميزد؛ اگرچه نباید میزد.
✍️ بنده نیز دوست نداشتم كه اين حرفها زده شود تا با آنها خودم را فريب دهم و توجيهي براي حضور خود در پای صندوق پيدا كنم. بدون این شعارها و اظهارات تند هم رای میدادم و چه بسا این شعارها فقط موجب بدبینی بیشترم میشد.
✍️ اين دولت نه توان و نه اراده مبارزه جدي با فساد را دارد و نه اقدامي موثر براي حقوق شهروندي ميتواند انجام دهد و نه منادي شفافيت خواهد بود، حداکثر کارش تدوین یک کتابچه تحت عنوان "منشور حقوق شهروندی" است. حتي گمان نميكنم كه اقدام موثري در اقتصاد هم بتواند انجام دهد و...
✍️ در واقع، نگاه خود را معطوف به دولت نمودن و انتظار داشتن اينكه آنان كاري كنند، از اساس نادرست است. با برگ رأي به تنهايي نميتوان تغييرات اساسي ايجاد كرد، هرچند بدون آن نيز شدني نيست.
✍️ نيروي سياسي بايد در درجه اول به توان و قدرت خود در بسيج اجتماعي و اثرگذاري مدني توجه كند.
✍️ متأسفانه اصلاحطلبان توقعات غيرواقعي از دولت و رييس آن دارند. آنان راهي جز رأي دادن به روحاني نداشتند. اگر اين كار را نميكردند، مواجه با گزينهاي ميشدند كه امروز صدبار پشيمان بودند.
✍️ آنان به عللي نميتوانند از قطعه اصلي خود استفاده كنند، و به اجبار از قطعه نامتناسب با دستگاه اصلاحات استفاده كردهاند، ولي انتظار كاركرد مشابه را دارند. در خصوص شهرداري هم اين مشكل به نحو ديگري نمايان ميشود.
✍️ اصلاحطلبان ميان دو گرايش به نسبت متضاد گیر افتادهاند. هنوز نتوانستهاند میان منتقد جدی بودن با حضور در ساخت قدرت، موازنهاي برقرار كنند؛ لذا ممكن است هزينههاي هر دو حالت را بدهند، بدون آنكه منافع هیچکدام را ببرند.
✍️ اصلاحطلبان ميبايد از نگاه موجود فاصله بگيرند. نگاهي كه در پي يافتن خطوطي در تأييد اين ادعا است كه روحاني و يا حتي نجفي خلاف قولهاي خود عمل كردهاند. آنان كمابيش همين بودهاند و با کم و زیادش در همين حد نیز از آنان انتظار ميرفته است.
✍️ بهتر است كه به جايگاه خود و اثرگذاري بيواسطه اصلاحطلبي فكر كنيم كه فراتر از افراد است و ناپايداري اندكي دارد. از تحليل ها و نگاه منفعلانه بايد عبور كرد و اعتماد به نفس كافي داشت.
@Managementhints
👈 عباس عبدی/روزنامه اعتماد
@Managementhints
✍️ این روزها نقدهايي عليه مواضع و رفتار روحاني از جانب برخی اصلاحطلبان ابراز ميشود. آنان گمان ميكنند روحانی دچار تغييري اساسي شده و از اين نظر ميخواهند رفتار انتخاباتي خود را در رای دادن به او توجيه كنند و اينكه گمان دارند به آنان خيانت شده يا فريب خوردهاند.
✍️ حتي اگر اين برداشت درست هم باشد، آن را بايد نشانه ناتواني اين افراد در سياستورزي و شناخت جامعه و سياست در ايران و حتي به تعبيري ناآشنايي آنان با مفهوم سياست دانست.
✍️ متأسفانه برخي از كنشگران سياسي كه خيلي زود اميدوار ميشوند و به همان نسبت نيز به سرعت نااميد ميشوند، در تحليل سياست، براي نقش و جایگاه افراد و اظهارات آنان بیش از اندازه حساب باز ميكنند.
✍️ درک آنان از سياستورزي در ايران و مشاركت انتخاباتي متناقض است. از یک سو انتظارات آنان از نتايج انتخابات به نسبت راديكال است، ولي از سوي ديگر به اثربخشي اين سازوكار چندان اعتماد ندارند.
✍️ مشكل سياستورزان ايراني از آنجا آغاز ميشود كه ميدانند ايرادات و مشكلات ساختاري است، و درعين حال این برداشت را کنار میگذارند و انتظارات خود از افراد را جایگزین بهبودهای ساختاری میکنند.
✍️ از آنجا كه مسايل به خوبي حلاجي و باز نميشود، روي شعارها و گفتههاي افراد بيش از حد حساب باز ميكنند.
✍️ سياستورزان اسير اظهارات تاکتیکی نامزد انتخاباتي ميشوند. درحاليكه او در بهترين حالت راننده است كه ويژگيهاي خودرو و سرنشينان و ميزان بنزين آن و وضع جاده، نسبت به راننده نقش بسيار تعيينكنندهاي در روند حركت اين خودرو دارند.
✍️ راننده فقط يك عنصر است، اگر رانندهاي بخواهد نامزد رانندگي پرايد شود، نميتواند ادعاي سرعت 200 كيلومتر در ساعت و عبور از پيچهاي خطرناك و حمل 10 مسافر نمايد. اگر هم ادعا كرد، ما نبايد بپذيريم.
✍️ مشكل اصلي سياستورزي در ايران آنجاست كه تمامی سياست را بر پايههاي لرزان آن كه اشخاص باشد بنا ميكنند؛ درحاليكه بايد تحليل بر ساختار و مولفههای بنیادی بنا شود و تواناييهاي فرد را در چارچوب اين ساختارها و موازنه قوا ارزيابي كرد و مطلقا، تأكيد ميكنم، مطلقا به ادعاهاي نامزدها و اشخاص توجه نكنند.
✍️ از اين زاويه و به نظر بنده آقاي روحاني تفاوت چنداني با زمان انتخابات نكرده است. در آن زمان برخي افراد دوست داشتند كه آن حرفهاي تند را بزند كه او هم ميزد؛ اگرچه نباید میزد.
✍️ بنده نیز دوست نداشتم كه اين حرفها زده شود تا با آنها خودم را فريب دهم و توجيهي براي حضور خود در پای صندوق پيدا كنم. بدون این شعارها و اظهارات تند هم رای میدادم و چه بسا این شعارها فقط موجب بدبینی بیشترم میشد.
✍️ اين دولت نه توان و نه اراده مبارزه جدي با فساد را دارد و نه اقدامي موثر براي حقوق شهروندي ميتواند انجام دهد و نه منادي شفافيت خواهد بود، حداکثر کارش تدوین یک کتابچه تحت عنوان "منشور حقوق شهروندی" است. حتي گمان نميكنم كه اقدام موثري در اقتصاد هم بتواند انجام دهد و...
✍️ در واقع، نگاه خود را معطوف به دولت نمودن و انتظار داشتن اينكه آنان كاري كنند، از اساس نادرست است. با برگ رأي به تنهايي نميتوان تغييرات اساسي ايجاد كرد، هرچند بدون آن نيز شدني نيست.
✍️ نيروي سياسي بايد در درجه اول به توان و قدرت خود در بسيج اجتماعي و اثرگذاري مدني توجه كند.
✍️ متأسفانه اصلاحطلبان توقعات غيرواقعي از دولت و رييس آن دارند. آنان راهي جز رأي دادن به روحاني نداشتند. اگر اين كار را نميكردند، مواجه با گزينهاي ميشدند كه امروز صدبار پشيمان بودند.
✍️ آنان به عللي نميتوانند از قطعه اصلي خود استفاده كنند، و به اجبار از قطعه نامتناسب با دستگاه اصلاحات استفاده كردهاند، ولي انتظار كاركرد مشابه را دارند. در خصوص شهرداري هم اين مشكل به نحو ديگري نمايان ميشود.
✍️ اصلاحطلبان ميان دو گرايش به نسبت متضاد گیر افتادهاند. هنوز نتوانستهاند میان منتقد جدی بودن با حضور در ساخت قدرت، موازنهاي برقرار كنند؛ لذا ممكن است هزينههاي هر دو حالت را بدهند، بدون آنكه منافع هیچکدام را ببرند.
✍️ اصلاحطلبان ميبايد از نگاه موجود فاصله بگيرند. نگاهي كه در پي يافتن خطوطي در تأييد اين ادعا است كه روحاني و يا حتي نجفي خلاف قولهاي خود عمل كردهاند. آنان كمابيش همين بودهاند و با کم و زیادش در همين حد نیز از آنان انتظار ميرفته است.
✍️ بهتر است كه به جايگاه خود و اثرگذاري بيواسطه اصلاحطلبي فكر كنيم كه فراتر از افراد است و ناپايداري اندكي دارد. از تحليل ها و نگاه منفعلانه بايد عبور كرد و اعتماد به نفس كافي داشت.
@Managementhints
چند جمله با سريال مختار
#التماس_تفكر
@Managementhints
١-معاویه برای چه رسوا شود؟ نمازش قضا می شود، روزه اش فوت می شود، حجش به تاخیر می افتد، آشکارا فسق و فجور می کند؟ همین ها برای فریب عوام الناس کافی است.
٢-من غربت و تنهایی پدرش علی را دیده ام. وقتی كوفیان با شمشیرهای آخته به خیمهاش ریختند و قصد جانش را كردند. تو به قدر من عراق عرب را نمیشناسی كیان. معاویه و عمروعاص بر اشتر جهل كوفیان سوارند.آنها بازی را در صفین بردند.عراق، روزی فتح شد كه قرآنهای مكر عمروعاص برنیزه رفتند.
٣-امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...
@Managementhints
#التماس_تفكر
#التماس_تفكر
@Managementhints
١-معاویه برای چه رسوا شود؟ نمازش قضا می شود، روزه اش فوت می شود، حجش به تاخیر می افتد، آشکارا فسق و فجور می کند؟ همین ها برای فریب عوام الناس کافی است.
٢-من غربت و تنهایی پدرش علی را دیده ام. وقتی كوفیان با شمشیرهای آخته به خیمهاش ریختند و قصد جانش را كردند. تو به قدر من عراق عرب را نمیشناسی كیان. معاویه و عمروعاص بر اشتر جهل كوفیان سوارند.آنها بازی را در صفین بردند.عراق، روزی فتح شد كه قرآنهای مكر عمروعاص برنیزه رفتند.
٣-امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...
@Managementhints
#التماس_تفكر
همه خوشبختی رو دوست دارند ، هیچکس رنج رو دوست نداره . اما شما نمیتونی رنگین کمان رو داشته باشی بدون کمی باران
#اینگمار_برگمان
#دیالوگ
@Managementhints
#اینگمار_برگمان
#دیالوگ
@Managementhints
🎯 وقتى يه چشم انداز ميليون دلارى دارى، اطرافت رو با آدمهايى كه ذهنشون از 1 سنت فراتر نميره پر نكن.
@Managementhints
@Managementhints
🎯 زندگی خویش را با دیگران مقایسه نکنید،هیچ قیاسی بین ماه وخورشید نیست اینها زمانش كه برسد هردو میدرخشند
@Managementhints
@Managementhints
✅خیزش سریع
@Managemennthints
چین بهعنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی در مدت زمانی نزدیک به چهار دهه، اغلب بهعنوان یکی از موارد بزرگ موفقیت اقتصادی در دوران مدرن یاد میشود. خیزشی که این سوال را به وجود میآورد که این کشور برای رسیدن به آنچه گامهایی برداشته و سوال بعدی این است که دولت چین چگونه از سرمایهگذاری و تولید در این کشور حمایت کرد و با چه سیاستهایی توانست به چنین پیشرفت عظیم اقتصادی دست پیدا کند.
دولت مرکزی چین طی دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برای حمایت از صنعتی شدن سریع، سرمایهگذاریهای وسیعی انجام داد، بر این اساس در سال ۱۹۷۸ نزدیک به سه چهارم تولیدات صنعتی این کشور توسط بنگاههای دولتی که بهصورت مرکزی کنترل میشدند . در این دوران بنگاههای خصوصی و بنگاههای با سرمایه خارجی عموما ممنوع شدند و در واقع هدف اصلی دولت چین این بود که اقتصاد این کشور را نسبتا خودکفا سازد، بنابراین تجارت خارجی معمولا به دستیابی کالاهایی که امکان ساخت آنها در چین وجود نداشت محدود شد، با این حال بنگاههای دولتی دارای مشکلاتی بودند.
بنگاههای دولتی در چین از مداخلات سیاسی رنج میبردند، خطوط نامشخصی از کنترل داشتند (اغلب توسط یک یا تعداد بیشتری از وزارتخانه یا واحدهای اداری کنترل و مدیریت میشدند)، انگیزههای بازپرداخت ناچیزی داشتند، اهداف سیاسی و اجتماعی بر آنها تحمیل میشد (ایجاد فرصتهای شغلی محلی و پرداختهای مالیاتی)، فاقد مدیران حرفهای و ساختار حاکمیت شرکتی بودند و بنابراین انگیزهها برای هدایت این شرکتها در مسیر تجاری نسبتا ضعیف بود. با این شرایط اقتصاد چین پس از اصلاحات اقتصادی به اقتصاد سوسیالیست بازاری معروف شد، اما میتوان چین را نیز نوعی از سرمایهداری با ترکیبی از بنگاههای خصوصی و دولتی و هدایت آشکار دولت دانست که در آن دولت سعی میکند بازار را غالبا از طریق حمایت صنایع خاصی که انتظار موفقیت آنها را دارد، هدایت کند و در چنین اقتصادهایی همانند سلف آنها در کره جنوبی و ژاپن، تامین مالی بانکی نقش اصلی را ایفا میکند.
درواقع با شروع اصلاحات اقتصادی در سال ۱۹۷۸، دولت چین همانند کره جنوبی و ژاپن باور داشت که به کارگیری سیاستهای صنعتی در اقتصادی که توسط تعدادی از گروههای تجاری بزرگ در اتصال با زنجیرههای متعددی از بنگاههای کوچک و متوسط رهبری میشود، کم هزینهتر و کارآتر است و از این طریق میتواند فاصله اقتصادی خود با کشورهای پیشرفته را با سرعت بیشتری کاهش دهد. از سوی دیگر دولت چین صرفا خواهان نرخ بالای سرمایهگذاری بود، بنابراین حجم بالای منابع و وامهای سیستم بانکی را به بنگاهها و طرحهای بزرگ اختصاص داد. روش پیش گرفته موجب شد تا در سال ۱۹۹۳ بانک جهانی اذعان کند که مکانیسم دخالت در تخصیص اعتبار، عامل اصلی معجزه اقتصادی شرق آسیا بوده است. به عبارت دیگر میتوان گفت رشد بسیار بالایی که از سوی تعداد زیادی از اقتصادهای شرق آسیا در دوره پس از جنگ جهانی دوم (ژاپن، تایوان، کره جنوبی و چین) تجربه شد، به دست آمد
در واقع دولت چین تا سال ۱۹۹۸ با تخصیص متمرکز اعتبارات با اجرای رژیم هدایت اعتبار و سپس با ترکیبی از طراحی نظام انگیزشی خاص به رفتار سودجویانه بانکها و تخصیص متمرکز، خلق اعتبارات بانکی را در جهت طرحهای توسعهای و با اولویتهای اجتماعی سوق داد که هیچگاه در اولویتهای مکانیسم قیمتی قرار نمیگرفتند. بر این اساس بازار پول همواره تحت کنترل دولت چین بوده است. از سوی دیگر چهار بانک بزرگ دولتی که اکنون بخش اعظمی از سهامشان در اختیار دولت است و بعدها سه بانک با سیاستی کاملا دولتی بهعنوان بانکهای عمومی عمل کردند که سرمایهگذاران اصلی در اقتصاد چین محسوب میشدند. هدف بانکهای دولتی سودآوری نبوده و آنها سرمایهگذاریهای اجتماعی مانند طرحهای زیرساختی کلیدی را دنبال میکردند.
دولت چین صرفا خواهان نرخ بالای سرمایهگذاری بود و بنابراین در سالهای اولیه اصلاحات اقتصادی این امر توسط بنگاههای دولتی و سپس با شکل گیری اقتصاد بازاری سوسیالیستی و ایجاد مالکیت خصوصی، به تمامی بنگاههای بزرگ تسری پیدا کرد.
اقتصاد چین را میتوان نوعی از اقتصاد سرمایهداری با ترکیبی از بنگاههای خصوصی و دولتی و هدایت آشکار دولت دانست که در آن دولت سعی میکند بازار را غالبا از طریق حمایت صنایع خاصی که انتظار موفقیتشان را دارد، هدایت کند و در چنین اقتصادهایی مانند کره و ژاپن تامین مالی بانکی نقش اصلی را ایفا میکند. مسیری که چین برای رشد اقتصادی طی کرد دو بازیگر و یک ویژگی کاملا مشخص داشت. از «بانکهای بزرگ عمومی (توسعهای-سرمایهگذاری) و هدایت اعتبار» و «بنگاههای بزرگ» میتوان بهعنوان بازیگردانهای اقتصادی یاد کرد و «اجتماعیسازی سرمایهگذاری» نیز ویژگی این کشور برای رشد اقتصادی محسوب میشود/دنیای اقتصاد
@Managementhints
@Managemennthints
چین بهعنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی در مدت زمانی نزدیک به چهار دهه، اغلب بهعنوان یکی از موارد بزرگ موفقیت اقتصادی در دوران مدرن یاد میشود. خیزشی که این سوال را به وجود میآورد که این کشور برای رسیدن به آنچه گامهایی برداشته و سوال بعدی این است که دولت چین چگونه از سرمایهگذاری و تولید در این کشور حمایت کرد و با چه سیاستهایی توانست به چنین پیشرفت عظیم اقتصادی دست پیدا کند.
دولت مرکزی چین طی دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برای حمایت از صنعتی شدن سریع، سرمایهگذاریهای وسیعی انجام داد، بر این اساس در سال ۱۹۷۸ نزدیک به سه چهارم تولیدات صنعتی این کشور توسط بنگاههای دولتی که بهصورت مرکزی کنترل میشدند . در این دوران بنگاههای خصوصی و بنگاههای با سرمایه خارجی عموما ممنوع شدند و در واقع هدف اصلی دولت چین این بود که اقتصاد این کشور را نسبتا خودکفا سازد، بنابراین تجارت خارجی معمولا به دستیابی کالاهایی که امکان ساخت آنها در چین وجود نداشت محدود شد، با این حال بنگاههای دولتی دارای مشکلاتی بودند.
بنگاههای دولتی در چین از مداخلات سیاسی رنج میبردند، خطوط نامشخصی از کنترل داشتند (اغلب توسط یک یا تعداد بیشتری از وزارتخانه یا واحدهای اداری کنترل و مدیریت میشدند)، انگیزههای بازپرداخت ناچیزی داشتند، اهداف سیاسی و اجتماعی بر آنها تحمیل میشد (ایجاد فرصتهای شغلی محلی و پرداختهای مالیاتی)، فاقد مدیران حرفهای و ساختار حاکمیت شرکتی بودند و بنابراین انگیزهها برای هدایت این شرکتها در مسیر تجاری نسبتا ضعیف بود. با این شرایط اقتصاد چین پس از اصلاحات اقتصادی به اقتصاد سوسیالیست بازاری معروف شد، اما میتوان چین را نیز نوعی از سرمایهداری با ترکیبی از بنگاههای خصوصی و دولتی و هدایت آشکار دولت دانست که در آن دولت سعی میکند بازار را غالبا از طریق حمایت صنایع خاصی که انتظار موفقیت آنها را دارد، هدایت کند و در چنین اقتصادهایی همانند سلف آنها در کره جنوبی و ژاپن، تامین مالی بانکی نقش اصلی را ایفا میکند.
درواقع با شروع اصلاحات اقتصادی در سال ۱۹۷۸، دولت چین همانند کره جنوبی و ژاپن باور داشت که به کارگیری سیاستهای صنعتی در اقتصادی که توسط تعدادی از گروههای تجاری بزرگ در اتصال با زنجیرههای متعددی از بنگاههای کوچک و متوسط رهبری میشود، کم هزینهتر و کارآتر است و از این طریق میتواند فاصله اقتصادی خود با کشورهای پیشرفته را با سرعت بیشتری کاهش دهد. از سوی دیگر دولت چین صرفا خواهان نرخ بالای سرمایهگذاری بود، بنابراین حجم بالای منابع و وامهای سیستم بانکی را به بنگاهها و طرحهای بزرگ اختصاص داد. روش پیش گرفته موجب شد تا در سال ۱۹۹۳ بانک جهانی اذعان کند که مکانیسم دخالت در تخصیص اعتبار، عامل اصلی معجزه اقتصادی شرق آسیا بوده است. به عبارت دیگر میتوان گفت رشد بسیار بالایی که از سوی تعداد زیادی از اقتصادهای شرق آسیا در دوره پس از جنگ جهانی دوم (ژاپن، تایوان، کره جنوبی و چین) تجربه شد، به دست آمد
در واقع دولت چین تا سال ۱۹۹۸ با تخصیص متمرکز اعتبارات با اجرای رژیم هدایت اعتبار و سپس با ترکیبی از طراحی نظام انگیزشی خاص به رفتار سودجویانه بانکها و تخصیص متمرکز، خلق اعتبارات بانکی را در جهت طرحهای توسعهای و با اولویتهای اجتماعی سوق داد که هیچگاه در اولویتهای مکانیسم قیمتی قرار نمیگرفتند. بر این اساس بازار پول همواره تحت کنترل دولت چین بوده است. از سوی دیگر چهار بانک بزرگ دولتی که اکنون بخش اعظمی از سهامشان در اختیار دولت است و بعدها سه بانک با سیاستی کاملا دولتی بهعنوان بانکهای عمومی عمل کردند که سرمایهگذاران اصلی در اقتصاد چین محسوب میشدند. هدف بانکهای دولتی سودآوری نبوده و آنها سرمایهگذاریهای اجتماعی مانند طرحهای زیرساختی کلیدی را دنبال میکردند.
دولت چین صرفا خواهان نرخ بالای سرمایهگذاری بود و بنابراین در سالهای اولیه اصلاحات اقتصادی این امر توسط بنگاههای دولتی و سپس با شکل گیری اقتصاد بازاری سوسیالیستی و ایجاد مالکیت خصوصی، به تمامی بنگاههای بزرگ تسری پیدا کرد.
اقتصاد چین را میتوان نوعی از اقتصاد سرمایهداری با ترکیبی از بنگاههای خصوصی و دولتی و هدایت آشکار دولت دانست که در آن دولت سعی میکند بازار را غالبا از طریق حمایت صنایع خاصی که انتظار موفقیتشان را دارد، هدایت کند و در چنین اقتصادهایی مانند کره و ژاپن تامین مالی بانکی نقش اصلی را ایفا میکند. مسیری که چین برای رشد اقتصادی طی کرد دو بازیگر و یک ویژگی کاملا مشخص داشت. از «بانکهای بزرگ عمومی (توسعهای-سرمایهگذاری) و هدایت اعتبار» و «بنگاههای بزرگ» میتوان بهعنوان بازیگردانهای اقتصادی یاد کرد و «اجتماعیسازی سرمایهگذاری» نیز ویژگی این کشور برای رشد اقتصادی محسوب میشود/دنیای اقتصاد
@Managementhints
✔️اعتیاد به قدرت: دکترمحسن رنانی
@Managementhints
✴️۹۰% مقامات اصلی کشورمان تکراریاند!
فروردین ۸۹ که ترجمه فارسی کتاب «جباریت» نوشته «مانس اشپربر» روانشناس شهیر آلمانی را خواندم. این کتاب تحلیل روان شناختی تحولاتی است که ماندن طولانی درقدرت، شخصیت و ساختار روانی صاحبان قدرت پدید میآورد و حتی آنان را به برخی بیماریهای نهفته روانی گرفتار میکند. بهگونهای که از نقطهای به بعد دیگر نه خودشان میتوانند تغییری در خود ایجاد کنند و نه دیگران جرأت میکنند بیماری را به آنان گوشزد کنند...
🔅ازسوی دیگر لذت ناشی ازقدرت، سبب افزایش ترشح هورمون های دوپامین و سروتونین در مغز میشود که به تدریج تمایل به تکرار این لذت موجب تلاش فرد برای دستیابی به قدرت بیشتر میشود.
🔅ازسوی دیگر افزایش مداوم ترشح این هورمونها منجربه اعتیاد مغزبه آنها میشود و آنگاه همین اعتیاد فردرا وامیدارد که باشدت بیشتری بکوشد تا روزبهروز قدرت خود را بسط دهد تا لذتاش از قدرتش کاهش نیابد (دقیقاً مانند وقتی معتادان مجبورند دوز مصرفی خودرا بالا ببرند تامیزان رضایتشان کاهش نیابد).
🔅و چنین میشود که کمکم یک انسان سالم معمولی وقتی در بلندمدت در قدرت میماند به یک دیکتاتور بیمار بدل میشود.
🔅 فرقی نمیکند، این روحیه دیکتاتوری میتواند در خانه، در اداره، در وزارتخانه یاحتی درنانوایی باشد.
🔅هرموضعی که به ما احساس قدرت بدهد، میتواند مارا معتاد کند و به همین علت دربرابر تغییر آن وضعیت مقاومت میکنیم.
🔅همین اشپربر به خوبی توضیح میدهد که چرا امکان ندارد درجامعه ای که مردمان عادیاش در خانه و کارخانه، دیکتاتور نیستند، حاکمان دیکتاتور به وجود آید ...
🔅 تقریبا بیست سال گذشته بیشتر نوشتهها و سخنرانی ها و تلاشهای اجتماعی و علمی من معطوف به تغییر ذهنیت سیاستمداران یا کنشگران سیاسی و مدنی بوده است.
🔅اما امروز احساس میکنم، این همه تلاش، اثری که انتظار داشتم را نداشته است.
🔅 من اکنون پس از بیست سال تلاش در حوزه اقتصاد سیاسی تقریباً از این که «از بالا» بشود کاری برای این کشور کرد نا امید شده ام. درواقع مشکلاتی که اشاره کردم نمیگذارد گوش شنوایی در آن بالاها پیدا شود.
🔅در آن بالاها، این «سروتونین» و «دوپامین» هستند که مقامات را هدایت میکنند نه نخبگان دلسوز و مشاوران عاقل و متخصصان توسعه خواه.
🔅چپ یا راست، فرقی نمیکند؛ تقریباً ۹۰% مقامات اصلی درکشورما تکراریاند، یعنی پستها و موقعیتها بین تعداد مشخصی آدم میچرخد.
🔅مدیرانی که هرچهار سال را یکجا سرمیکنند و سپس به جای دیگری منتقل میشوند. نه حکومت میتواند اینان را تغییر دهد و نه خودشان اجازه میدهند چنین شود.
🔅چندی پیش دوستی که به معاونت وزیری رسیده بود میگفت کسی که قبلا جایی مدیرکل بوده آمده بود و تقریبا التماس میکرد که مرا جایی به مدیریت بگمار. حقوقش مهم نیست، محلش مهم نیست، نوع کارش مهم نیست، فقط مدیریت باشد. این همان اعتیادی است که نمیگذارد چیزی تغییر کند.
🔅چقدر این جمله منتسب به مارک تواین، نویسنده و طنزپرداز آمریکایی، دقیق است که گفته است: سیاستمداران و پوشک بچهها باید زود به زود عوض شوند؛ هر دو به یک دلیل!
🔅با این تأملات و ملاحظات بود که مدتی است تصمیم گرفتهام به تدریج جهتگیری مطالعات و تلاشهای مدنی خود را از«اقتصاد سیاسی» به سوی حوزه «کودک و توسعه» معطوف کنم. مطالعات زیادی در اقتصاد نهادی و اقتصاد رفتاری نشان میدهد که ناتوانی بزرگسالان و سیاستمداران در همکاری برای توسعه کشورشان، به عدم شکل گیری ویژگیها و توانمندیهایی در کودکی آنان بازميگردد.
@Managementhints
@Managementhints
✴️۹۰% مقامات اصلی کشورمان تکراریاند!
فروردین ۸۹ که ترجمه فارسی کتاب «جباریت» نوشته «مانس اشپربر» روانشناس شهیر آلمانی را خواندم. این کتاب تحلیل روان شناختی تحولاتی است که ماندن طولانی درقدرت، شخصیت و ساختار روانی صاحبان قدرت پدید میآورد و حتی آنان را به برخی بیماریهای نهفته روانی گرفتار میکند. بهگونهای که از نقطهای به بعد دیگر نه خودشان میتوانند تغییری در خود ایجاد کنند و نه دیگران جرأت میکنند بیماری را به آنان گوشزد کنند...
🔅ازسوی دیگر لذت ناشی ازقدرت، سبب افزایش ترشح هورمون های دوپامین و سروتونین در مغز میشود که به تدریج تمایل به تکرار این لذت موجب تلاش فرد برای دستیابی به قدرت بیشتر میشود.
🔅ازسوی دیگر افزایش مداوم ترشح این هورمونها منجربه اعتیاد مغزبه آنها میشود و آنگاه همین اعتیاد فردرا وامیدارد که باشدت بیشتری بکوشد تا روزبهروز قدرت خود را بسط دهد تا لذتاش از قدرتش کاهش نیابد (دقیقاً مانند وقتی معتادان مجبورند دوز مصرفی خودرا بالا ببرند تامیزان رضایتشان کاهش نیابد).
🔅و چنین میشود که کمکم یک انسان سالم معمولی وقتی در بلندمدت در قدرت میماند به یک دیکتاتور بیمار بدل میشود.
🔅 فرقی نمیکند، این روحیه دیکتاتوری میتواند در خانه، در اداره، در وزارتخانه یاحتی درنانوایی باشد.
🔅هرموضعی که به ما احساس قدرت بدهد، میتواند مارا معتاد کند و به همین علت دربرابر تغییر آن وضعیت مقاومت میکنیم.
🔅همین اشپربر به خوبی توضیح میدهد که چرا امکان ندارد درجامعه ای که مردمان عادیاش در خانه و کارخانه، دیکتاتور نیستند، حاکمان دیکتاتور به وجود آید ...
🔅 تقریبا بیست سال گذشته بیشتر نوشتهها و سخنرانی ها و تلاشهای اجتماعی و علمی من معطوف به تغییر ذهنیت سیاستمداران یا کنشگران سیاسی و مدنی بوده است.
🔅اما امروز احساس میکنم، این همه تلاش، اثری که انتظار داشتم را نداشته است.
🔅 من اکنون پس از بیست سال تلاش در حوزه اقتصاد سیاسی تقریباً از این که «از بالا» بشود کاری برای این کشور کرد نا امید شده ام. درواقع مشکلاتی که اشاره کردم نمیگذارد گوش شنوایی در آن بالاها پیدا شود.
🔅در آن بالاها، این «سروتونین» و «دوپامین» هستند که مقامات را هدایت میکنند نه نخبگان دلسوز و مشاوران عاقل و متخصصان توسعه خواه.
🔅چپ یا راست، فرقی نمیکند؛ تقریباً ۹۰% مقامات اصلی درکشورما تکراریاند، یعنی پستها و موقعیتها بین تعداد مشخصی آدم میچرخد.
🔅مدیرانی که هرچهار سال را یکجا سرمیکنند و سپس به جای دیگری منتقل میشوند. نه حکومت میتواند اینان را تغییر دهد و نه خودشان اجازه میدهند چنین شود.
🔅چندی پیش دوستی که به معاونت وزیری رسیده بود میگفت کسی که قبلا جایی مدیرکل بوده آمده بود و تقریبا التماس میکرد که مرا جایی به مدیریت بگمار. حقوقش مهم نیست، محلش مهم نیست، نوع کارش مهم نیست، فقط مدیریت باشد. این همان اعتیادی است که نمیگذارد چیزی تغییر کند.
🔅چقدر این جمله منتسب به مارک تواین، نویسنده و طنزپرداز آمریکایی، دقیق است که گفته است: سیاستمداران و پوشک بچهها باید زود به زود عوض شوند؛ هر دو به یک دلیل!
🔅با این تأملات و ملاحظات بود که مدتی است تصمیم گرفتهام به تدریج جهتگیری مطالعات و تلاشهای مدنی خود را از«اقتصاد سیاسی» به سوی حوزه «کودک و توسعه» معطوف کنم. مطالعات زیادی در اقتصاد نهادی و اقتصاد رفتاری نشان میدهد که ناتوانی بزرگسالان و سیاستمداران در همکاری برای توسعه کشورشان، به عدم شکل گیری ویژگیها و توانمندیهایی در کودکی آنان بازميگردد.
@Managementhints
لشکر فارغ التحصیلان بیکار به یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر رسیده که۲۰۰ هزار نفربیش از پارسال است
بیشترین نرخ بیکاری ۴۱درصد و مربوط به فارغ التحصیلان رشته کامپیوتر است
@Managementhints
بیشترین نرخ بیکاری ۴۱درصد و مربوط به فارغ التحصیلان رشته کامپیوتر است
@Managementhints
✅ از نگاه شروع کنیم !
✍️ دکتر حامد پاک طینت
@Managementhints
کشور عزیزمان ایران طی سالهای 76 تا 83 حدود 167 میلیارد دلار و طی سالهای 84 تا 91 حدود 630 میلیارد دلار صادرات نفت داشته است!(مرجع اطلاعات آمار بانک مرکزی).
بنابراین به رغم تزریق 167 و 630 میلیارد دلارحاصل از صادرات نفت به اقتصاد کشور متوسط رشد اقتصادی در دو دوره مزبور به ترتیب 4.2 و 3.3 درصد بوده که کمتر از نصف هدف گذاری 8 درصدی طی دو دهه گذشته است.جالب آنکه وقتی درآمد سالهای 76 تا 83 از نفت طی سالهای 84 تا 91 حدود 3.8 برابر شده نرخ رشد کمتر شده است .اگر در سالهای اخیر رشد اقتصادی چیزی غیر از این را نشان میدهد و به علت آزاد شدن فروش نفت پس از تحریم بوده است نباید آنرا به عنوان یک استثنا و شاهکار تلقی کرد و همه اینها چیزی غیر از سو مدیریت نیست.
اخیرا ارزش دارایی های دولت بالغ بر 5000 هزار میلیارد تومان یعنی چهار برابر نقدینگی و ده برابر بودجه کشور برآورد شده است و حتی تخمین زده میشود که تا پایان مرحله ارزش گذاری این عدد به 18 میلیون میلیارد تومان برسد!
همزمان شرکتهای خصوصی ایران هر روز با بزرگترین چالش خود که عدم نقدینگی و سرمایه کافی است دست و پنجه نرم میکنند!
امروز کدام دارایی فیزیکی و تولیدی عظیم کشور در حیطه کنترل دولت و شبه دولت نیست؟
نفت،گاز،پتروشیمی،هواپیمایی،بنادر،
کشتیرانی،بانک،فولاد،مس،معادن بزرگ،خودروسازی همه در اختیار دولت و شبه دولت است و همچنان ما در انتظار معجزه هستیم !
رشد درون زا از طریق تولید ثروت با بهره وری بالا و با استفاده از دارایی های موجود امکانپذیر است که البته با نگاه دولتی و مدیریت دولتی هیچ تناسبی ندارد.
در بخش خصوصی هم از بهره وری بی نیاز نیستیم.ما در سالهای اخیر به خصوص از نیمه دوم دهه 80 کاهش بهره وری داشته ایم اما آیا این انتظار واقع بینانه است که رشد بهره وری بدون بهبود فضای کسب و کار قابل دستیابی است ؟
در یک فضای مناسب کسب و کار فساد کم است ،رقابت سالم است،رانت جویی ضعیف است،فرآیند تعامل بنگاههای اقتصادی با دولت روان است.
عملکرد ضعیف دولت در عملیاتی کردن سیاست بهبود فضای کسب و کار نشانه ای از ضعف کلی دولت در مدیریت اجرایی است.
اما چرا دولت در بهبود فضای کسب و کار موفقیت چندانی نداشته است ؟
اینکه دولت طی این سالها نتوانسته یا نخواسته فضای کسب و کار را بصورت چشمگیر و محسوس بهبود دهد را باید در ساختار معیوب و سیستمهای پر مسئله مدیریتی و حاکمیتی کشور جستجو کرد.
آیا واقعا انتظار داریم ساختارهای مدیریتی کشور با همان رویکرد و نگاه سابق دچار تغییر و تحول شود ؟وقتی بنگاههای بزرگ عمومی بدست مدیرانی سپرده میشود که سابقه مدیریتی در مقیاس کوچک تر با عملکرد خوب را ندارند یا با نگاه سیاسی یا فامیلی انتخاب شده اند نباید انتظار تولد و جریان یک نگاه و نگرش جدید را داشت.
امروز نظام مدیریتی بنگاههای بزرگ ما فرسوده، کند و فاقد کارایی است.آمار اخیر به خوبی نشان میدهد طی دو سه دهه گذشته بخش دولتی و شبه دولتی صرفا به گسترش و تجمیع دارایی های خود پرداخته اند بدون آنکه نظام مدیریتی خود را با ابعاد جدیدشان بازطراحی کرده باشند.
طراحی و پیاده سازی نظام های مدیریتی و استقرار ساختار مناسب یک موضوع مهم و حرفه ای است که نیاز به مشاوران حرفه ای دارد.
ما برای توسعه اقتصادی نیاز به سرمایه گذاری بیشتر داریم که بدون بهره وری امکانپذیر نیست.
ما برای رشداقتصادی به بهره وری نیاز داریم که بدون بهبود فضای کسب و کار میسر نیست.
.
ما برای بزرگتر شدن اقتصادمان به بهبود فضای کسب و کار نیاز داریم که بدون تغییر ساختار غیر ممکن است .
ما برای بهبود وضعیت اقتصادی مردم و کشورمان، نیاز به تغییر ساختار داریم که قبل از تغییر نگاه و اعتقاد مدیرانمان ممکن نیست.
و اما اینکه، اساسا تغییر نگاه مدیرانمان در شرایط امروز چقدر میسر است خود مبحث دیگری است که در نوشته بعد به آن خواهم پرداخت.
@Managementhints
✍️ دکتر حامد پاک طینت
@Managementhints
کشور عزیزمان ایران طی سالهای 76 تا 83 حدود 167 میلیارد دلار و طی سالهای 84 تا 91 حدود 630 میلیارد دلار صادرات نفت داشته است!(مرجع اطلاعات آمار بانک مرکزی).
بنابراین به رغم تزریق 167 و 630 میلیارد دلارحاصل از صادرات نفت به اقتصاد کشور متوسط رشد اقتصادی در دو دوره مزبور به ترتیب 4.2 و 3.3 درصد بوده که کمتر از نصف هدف گذاری 8 درصدی طی دو دهه گذشته است.جالب آنکه وقتی درآمد سالهای 76 تا 83 از نفت طی سالهای 84 تا 91 حدود 3.8 برابر شده نرخ رشد کمتر شده است .اگر در سالهای اخیر رشد اقتصادی چیزی غیر از این را نشان میدهد و به علت آزاد شدن فروش نفت پس از تحریم بوده است نباید آنرا به عنوان یک استثنا و شاهکار تلقی کرد و همه اینها چیزی غیر از سو مدیریت نیست.
اخیرا ارزش دارایی های دولت بالغ بر 5000 هزار میلیارد تومان یعنی چهار برابر نقدینگی و ده برابر بودجه کشور برآورد شده است و حتی تخمین زده میشود که تا پایان مرحله ارزش گذاری این عدد به 18 میلیون میلیارد تومان برسد!
همزمان شرکتهای خصوصی ایران هر روز با بزرگترین چالش خود که عدم نقدینگی و سرمایه کافی است دست و پنجه نرم میکنند!
امروز کدام دارایی فیزیکی و تولیدی عظیم کشور در حیطه کنترل دولت و شبه دولت نیست؟
نفت،گاز،پتروشیمی،هواپیمایی،بنادر،
کشتیرانی،بانک،فولاد،مس،معادن بزرگ،خودروسازی همه در اختیار دولت و شبه دولت است و همچنان ما در انتظار معجزه هستیم !
رشد درون زا از طریق تولید ثروت با بهره وری بالا و با استفاده از دارایی های موجود امکانپذیر است که البته با نگاه دولتی و مدیریت دولتی هیچ تناسبی ندارد.
در بخش خصوصی هم از بهره وری بی نیاز نیستیم.ما در سالهای اخیر به خصوص از نیمه دوم دهه 80 کاهش بهره وری داشته ایم اما آیا این انتظار واقع بینانه است که رشد بهره وری بدون بهبود فضای کسب و کار قابل دستیابی است ؟
در یک فضای مناسب کسب و کار فساد کم است ،رقابت سالم است،رانت جویی ضعیف است،فرآیند تعامل بنگاههای اقتصادی با دولت روان است.
عملکرد ضعیف دولت در عملیاتی کردن سیاست بهبود فضای کسب و کار نشانه ای از ضعف کلی دولت در مدیریت اجرایی است.
اما چرا دولت در بهبود فضای کسب و کار موفقیت چندانی نداشته است ؟
اینکه دولت طی این سالها نتوانسته یا نخواسته فضای کسب و کار را بصورت چشمگیر و محسوس بهبود دهد را باید در ساختار معیوب و سیستمهای پر مسئله مدیریتی و حاکمیتی کشور جستجو کرد.
آیا واقعا انتظار داریم ساختارهای مدیریتی کشور با همان رویکرد و نگاه سابق دچار تغییر و تحول شود ؟وقتی بنگاههای بزرگ عمومی بدست مدیرانی سپرده میشود که سابقه مدیریتی در مقیاس کوچک تر با عملکرد خوب را ندارند یا با نگاه سیاسی یا فامیلی انتخاب شده اند نباید انتظار تولد و جریان یک نگاه و نگرش جدید را داشت.
امروز نظام مدیریتی بنگاههای بزرگ ما فرسوده، کند و فاقد کارایی است.آمار اخیر به خوبی نشان میدهد طی دو سه دهه گذشته بخش دولتی و شبه دولتی صرفا به گسترش و تجمیع دارایی های خود پرداخته اند بدون آنکه نظام مدیریتی خود را با ابعاد جدیدشان بازطراحی کرده باشند.
طراحی و پیاده سازی نظام های مدیریتی و استقرار ساختار مناسب یک موضوع مهم و حرفه ای است که نیاز به مشاوران حرفه ای دارد.
ما برای توسعه اقتصادی نیاز به سرمایه گذاری بیشتر داریم که بدون بهره وری امکانپذیر نیست.
ما برای رشداقتصادی به بهره وری نیاز داریم که بدون بهبود فضای کسب و کار میسر نیست.
.
ما برای بزرگتر شدن اقتصادمان به بهبود فضای کسب و کار نیاز داریم که بدون تغییر ساختار غیر ممکن است .
ما برای بهبود وضعیت اقتصادی مردم و کشورمان، نیاز به تغییر ساختار داریم که قبل از تغییر نگاه و اعتقاد مدیرانمان ممکن نیست.
و اما اینکه، اساسا تغییر نگاه مدیرانمان در شرایط امروز چقدر میسر است خود مبحث دیگری است که در نوشته بعد به آن خواهم پرداخت.
@Managementhints
یوسین بولت جامائیکایی در 3 المپیک گذشته مجموعا کمتر از 2 دقیقه دوید و 9 مدال طلا کسب کرد و 119 میلیون دلار بدست آورد! اما برای رسیدن به آن 2 دقیقه بیش از 20 سال تلاش و تمرین کرد.
@Managementhints
@Managementhints
#مسكن_مهر:
ساخت و سازهاي بي كيفيت، سوء مديريت ،عدم نظارت ، عدم پاسخگويي، مسئولين بي لياقت = #تابوت_مهر
خون هموطنان عزيز #سر_پل_ذهاب گردن كيست؟
@Managementhints
ساخت و سازهاي بي كيفيت، سوء مديريت ،عدم نظارت ، عدم پاسخگويي، مسئولين بي لياقت = #تابوت_مهر
خون هموطنان عزيز #سر_پل_ذهاب گردن كيست؟
@Managementhints
◀️ کوتاه نوشت هایی از زلزله
✍ احسان محمدی
@Managementhints
🔻_ "از دیشب صدها دزد آمده اند اما مردم خودشان جلویشان را گرفته اند".(ویدئوی تلخ یک شهروند_خبرنگار)
🔺 با تلاش نیروهای هلال احمر نوزادی زنده از زیر آوار بیرون آمد.
🔻تنها بیمارستان سرپل ذهاب با اولین زلزله تخریب شد، انشالله بیمارستانی که در اوگاندا ساختید در مقابل زلزله مقاوم باشد!
🔻 عکسی از خانه نیمه ویرانی که هنوز بادکنک ها و ریسه های جشن تولد به آن آویزان است دارد دست به دست می شود. مرگ و زندگی همسایه دیوار به دیوار همند.
🔻 دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد/شاید به خواب "شیرین"، "فرهاد" رفته باشد!
🔺 دست هر کس که مسکن مهر را با بی مسئولیتی ساخت و تجهیز کرد به خون قربانیان آغشته است. از مسئولان شهرت طلب تا پیمانکاران سودجو!
🔻دهها شماره حساب برای کمک در تلگرام اعلام شده. از من هم مدام می پرسند. من اعتمادی ندارم. از سودجوها می ترسم، مثل بره ای که از لاشخورها می ترسد.
🔺 سرپل ذهاب و قصرشیرین فقط در فصل یادکرد "جنگ" اسم شان به خاطر مقاومت مردم تکرار می شد، حالا به خاطر مصیبت زلزله سرتیتر خبرها شدند. دردناک است!
🔻"بلاتکلیف"! از صبح در متن ها و ویدئوها مدام این واژه تکرار می شود. انگار ما نخستین انسان های تاریخ هستیم که با زلزله مواجه می شویم! مسئولان غافلگیر، مردم بدون امکانات، نیروهای داوطلب خودجوش و ...
🔺 دست همه آنها که بی مزد و منت دارند کار می کنند را می بوسم. دست های بدون دستکش و تاول زده و ناخن هایی که خون زیرشان مُرده. درود به غیرت کسانی که رفتند خون دادند، آنها که دارند کمک جمع می کنند.
🔺 برای اهدای کمک های جنسی(پتو، لباس، لوازم بهداشتی و ..) به هلال احمر محل زندگی تان بروید.
🔻 مرگ حقه؟!... نه زندگی حق است. افسوس برای جان های عزیزی که آسان از دست می دهیم. افسوس...
@Managementhints
✍ احسان محمدی
@Managementhints
🔻_ "از دیشب صدها دزد آمده اند اما مردم خودشان جلویشان را گرفته اند".(ویدئوی تلخ یک شهروند_خبرنگار)
🔺 با تلاش نیروهای هلال احمر نوزادی زنده از زیر آوار بیرون آمد.
🔻تنها بیمارستان سرپل ذهاب با اولین زلزله تخریب شد، انشالله بیمارستانی که در اوگاندا ساختید در مقابل زلزله مقاوم باشد!
🔻 عکسی از خانه نیمه ویرانی که هنوز بادکنک ها و ریسه های جشن تولد به آن آویزان است دارد دست به دست می شود. مرگ و زندگی همسایه دیوار به دیوار همند.
🔻 دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد/شاید به خواب "شیرین"، "فرهاد" رفته باشد!
🔺 دست هر کس که مسکن مهر را با بی مسئولیتی ساخت و تجهیز کرد به خون قربانیان آغشته است. از مسئولان شهرت طلب تا پیمانکاران سودجو!
🔻دهها شماره حساب برای کمک در تلگرام اعلام شده. از من هم مدام می پرسند. من اعتمادی ندارم. از سودجوها می ترسم، مثل بره ای که از لاشخورها می ترسد.
🔺 سرپل ذهاب و قصرشیرین فقط در فصل یادکرد "جنگ" اسم شان به خاطر مقاومت مردم تکرار می شد، حالا به خاطر مصیبت زلزله سرتیتر خبرها شدند. دردناک است!
🔻"بلاتکلیف"! از صبح در متن ها و ویدئوها مدام این واژه تکرار می شود. انگار ما نخستین انسان های تاریخ هستیم که با زلزله مواجه می شویم! مسئولان غافلگیر، مردم بدون امکانات، نیروهای داوطلب خودجوش و ...
🔺 دست همه آنها که بی مزد و منت دارند کار می کنند را می بوسم. دست های بدون دستکش و تاول زده و ناخن هایی که خون زیرشان مُرده. درود به غیرت کسانی که رفتند خون دادند، آنها که دارند کمک جمع می کنند.
🔺 برای اهدای کمک های جنسی(پتو، لباس، لوازم بهداشتی و ..) به هلال احمر محل زندگی تان بروید.
🔻 مرگ حقه؟!... نه زندگی حق است. افسوس برای جان های عزیزی که آسان از دست می دهیم. افسوس...
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه تهران پایتخت کشور بلرزد!
۵/۶ میلیون نفر در خطر جدی است
کارشناسان لرزه شناسی میگویند هر۱۵۰ سال یکبار زلزله سنگینی در تهران به وقوع میپیوندد اکنون ۱۸۸ سال است که زلزله مهیب نیامده است!
۵/۶ میلیون نفر در خطر جدی است
کارشناسان لرزه شناسی میگویند هر۱۵۰ سال یکبار زلزله سنگینی در تهران به وقوع میپیوندد اکنون ۱۸۸ سال است که زلزله مهیب نیامده است!
✅ضریب مقاومتی بودن یک کشور، مسکن مهر و باقی قضایا
✍️ دکتر امیر حسین خالقی
@Managementhints
بعد از زلزله غرب کشور و کشته شدن بسیاری از هموطنان، در فضای اجتماعی ایران سوال درباره مسکن مهر هم بالا گرفت؛ اظهارنظرهای بسیاری هم از زبان اهالی سیاست اینجا و آنجا نقل شد، کسانی گفتند این پروژه استانداردهای لازم را نداشته است و کسانی با گرفتن زیر میزی و رومیزی امضاهایی کرده اند که به قیمت از بین رفتن جان و مال مردم تمام شده است؛ کسانی دیگر هم شواهدی می آوردند که آش به این شوری که گفته می شود نیست. اجازه دهید اظهار نظر فنی و دقیق را به کارشناسان بسپاریم و موضوع را از زاویه دیگری ببینیم.
حوادث طبیعی و غیرطبیعی مانند زمین لرزه، سیل، ترور و شورش های اجتماعی در همه جای دنیا رخ می دهند؛ در یک نگاه کلان ریسک همه جا هست و کسانی همچون اولریش بک و انتونی گیدنز معتقدند جوامع جدید را باید در نسبت با آن فهمید؛ با این حال نکته اساسی این است که بعد از رویدادهایی که نظم عادی امور را به هم می زنند، چقدر زود اوضاع به حالت عادی بر می گردد.
ناگفته پیداست که این برای سرمایه گذاری در کشورها هم اهمیتی ویژه دارد؛ کشورهایی که ریسک آنها زیاد است و پایین و بالا زیاد دارند؛ مقصد جذابی برای سرمایه های جهانی به حساب نمی آیند؛ این یک کشور چقدر در برابر ریسک های مختلف اقتصادی سیاسی و مانند آن "مقاوم" است یک عامل مهم در تصمیم گیری هاست. اهل فن حتی ضریبی برای آن ابداع کرده اند که اسم جالبی هم دارد: "ضریب مقاومتی"ً!
گذشته از آنکه منطق کلی این شاخص نزدیکی هایی با "اقتصاد مقاومتی" دارد، جالب است بدانیم حتی مواردی مانند کارآمدی مقررات ساخت و ساز هم در آن اهمیت پیدا می کند؛ سرمایه گذار اجنبی برایش مهم است اگر وارد کشوری می شود از کیفیت یکی از مهمترین دارایی هایش یعنی ساختمان (اداری/صنعتی/مسکونی) مطمئن باشد، اما می دانیم که وجود مقررات فی نفسه خیلی مهم نیست، مهم اجرا و نظارت بر آنهاست، اینجاست که میزان فساد هم اهمیت پیدا می کند؛ کشورهای که به قولی فساد در آنها نهادینه شده است، با هر میزان از مقررات حنایش برای سرمایه گذار خارجی رنگی ندارد. هر مقرراتی را می توان با پرداخت وجه کافی دور زد! رتبه ایران در شاخص مقاومتی هم مانند بسیاری دیگر به واقع درخشان! است، رتبه ما 118 از میان 130 کشور جهان است. نخستین کشور سوئیس است و در انتهای فهرست هم هایتی جا دارد.
هیچ چیز مهمتر از جان انسان ها نیست، بدترین کار این است که قضیه اخیر مسکن مهر را به یک بازی سیاسی مبتذل تقلیل دهیم که مثلا چقدر از مسئولیت را باید بر عهده پرزیدنت مهرورز گذاشت، مسئله اصلی ما فساد است؛ باید راه هایی برای مبارزه با ان بیابیم تا انسان ها کمتر رنج ببینند، پیشنهاد همفکران من روشن است، دولت بزرگ مترادف با فساد بزرگ است، هیولای دولت را محدود کنید!
@Managementhints
✍️ دکتر امیر حسین خالقی
@Managementhints
بعد از زلزله غرب کشور و کشته شدن بسیاری از هموطنان، در فضای اجتماعی ایران سوال درباره مسکن مهر هم بالا گرفت؛ اظهارنظرهای بسیاری هم از زبان اهالی سیاست اینجا و آنجا نقل شد، کسانی گفتند این پروژه استانداردهای لازم را نداشته است و کسانی با گرفتن زیر میزی و رومیزی امضاهایی کرده اند که به قیمت از بین رفتن جان و مال مردم تمام شده است؛ کسانی دیگر هم شواهدی می آوردند که آش به این شوری که گفته می شود نیست. اجازه دهید اظهار نظر فنی و دقیق را به کارشناسان بسپاریم و موضوع را از زاویه دیگری ببینیم.
حوادث طبیعی و غیرطبیعی مانند زمین لرزه، سیل، ترور و شورش های اجتماعی در همه جای دنیا رخ می دهند؛ در یک نگاه کلان ریسک همه جا هست و کسانی همچون اولریش بک و انتونی گیدنز معتقدند جوامع جدید را باید در نسبت با آن فهمید؛ با این حال نکته اساسی این است که بعد از رویدادهایی که نظم عادی امور را به هم می زنند، چقدر زود اوضاع به حالت عادی بر می گردد.
ناگفته پیداست که این برای سرمایه گذاری در کشورها هم اهمیتی ویژه دارد؛ کشورهایی که ریسک آنها زیاد است و پایین و بالا زیاد دارند؛ مقصد جذابی برای سرمایه های جهانی به حساب نمی آیند؛ این یک کشور چقدر در برابر ریسک های مختلف اقتصادی سیاسی و مانند آن "مقاوم" است یک عامل مهم در تصمیم گیری هاست. اهل فن حتی ضریبی برای آن ابداع کرده اند که اسم جالبی هم دارد: "ضریب مقاومتی"ً!
گذشته از آنکه منطق کلی این شاخص نزدیکی هایی با "اقتصاد مقاومتی" دارد، جالب است بدانیم حتی مواردی مانند کارآمدی مقررات ساخت و ساز هم در آن اهمیت پیدا می کند؛ سرمایه گذار اجنبی برایش مهم است اگر وارد کشوری می شود از کیفیت یکی از مهمترین دارایی هایش یعنی ساختمان (اداری/صنعتی/مسکونی) مطمئن باشد، اما می دانیم که وجود مقررات فی نفسه خیلی مهم نیست، مهم اجرا و نظارت بر آنهاست، اینجاست که میزان فساد هم اهمیت پیدا می کند؛ کشورهای که به قولی فساد در آنها نهادینه شده است، با هر میزان از مقررات حنایش برای سرمایه گذار خارجی رنگی ندارد. هر مقرراتی را می توان با پرداخت وجه کافی دور زد! رتبه ایران در شاخص مقاومتی هم مانند بسیاری دیگر به واقع درخشان! است، رتبه ما 118 از میان 130 کشور جهان است. نخستین کشور سوئیس است و در انتهای فهرست هم هایتی جا دارد.
هیچ چیز مهمتر از جان انسان ها نیست، بدترین کار این است که قضیه اخیر مسکن مهر را به یک بازی سیاسی مبتذل تقلیل دهیم که مثلا چقدر از مسئولیت را باید بر عهده پرزیدنت مهرورز گذاشت، مسئله اصلی ما فساد است؛ باید راه هایی برای مبارزه با ان بیابیم تا انسان ها کمتر رنج ببینند، پیشنهاد همفکران من روشن است، دولت بزرگ مترادف با فساد بزرگ است، هیولای دولت را محدود کنید!
@Managementhints
خسارات زلزله دو روز پیش 1800میلیارد تومان برآورد میشود
11هزار واحد مسکونی و روستایی در مناطق زلزلهزده صددرصد تخریب شده است
@Managementhints
11هزار واحد مسکونی و روستایی در مناطق زلزلهزده صددرصد تخریب شده است
@Managementhints
✅ خاطرات عباس کيارستمی
@Managementhints
وقتی از من میپرسند چه شد فيلمساز شدی؟
من میگويم تصادفی!
ولی قضيه خيلی هم تصادفی نبود و بيشتر شرايط فراهم شد. من کنکور هنرهای زيبا را دادم و رد شدم.
بعد در اداره پليس راه استخدام شدم.
سال آيندهاش به کلی اين قضيه را فراموش کرده بودم
که به سراغ يکی از دوستانم به نام عباس کهنداری که کتابفروشی و خرازی داشت رفتم
او به من پيشنهاد کرد برويم سر پل تجريش
ولی من گيوه پام بود و نمیتوانستم همراه او بروم.
بعد کفشهای او را پوشيدم و با هم رفتيم.
سر پل يکی از دوستانم را ديدم و او پيشنهاد کرد با هم به خانه فرهاد اشتری شاعر برويم.
به اتفاق رفتيم، در خانهی اشتری يک آقای نقاشی بود
که وقتی فهميد من در کنکور رد شدهام، از من پرسيد کلاس رفتی يا نه!؟
او به من توصيه کرد در کلاس طراحی اسمم را بنويسم و سال بعد کنکور شرکت کنم من در رو دربايستی که داشتم
در آن کلاس اسم نوشتم.
سال بعد کنکور دادم و قبول شدم.
بعد نقاشی تبليغاتي کردم
بعد فيلم تبليغاتي ساختم و به همين طريق با مکانيزم دوربين آشنا شدم و...
حالا فکر میکنم اگر کفش های دوستم به پای من نخورده بود من الان بازنشسته ی وزارت راه بودم .
گاهی زندگی آدم به چيزهايی مانند مو بستگی دارد
@Managementhints
@Managementhints
وقتی از من میپرسند چه شد فيلمساز شدی؟
من میگويم تصادفی!
ولی قضيه خيلی هم تصادفی نبود و بيشتر شرايط فراهم شد. من کنکور هنرهای زيبا را دادم و رد شدم.
بعد در اداره پليس راه استخدام شدم.
سال آيندهاش به کلی اين قضيه را فراموش کرده بودم
که به سراغ يکی از دوستانم به نام عباس کهنداری که کتابفروشی و خرازی داشت رفتم
او به من پيشنهاد کرد برويم سر پل تجريش
ولی من گيوه پام بود و نمیتوانستم همراه او بروم.
بعد کفشهای او را پوشيدم و با هم رفتيم.
سر پل يکی از دوستانم را ديدم و او پيشنهاد کرد با هم به خانه فرهاد اشتری شاعر برويم.
به اتفاق رفتيم، در خانهی اشتری يک آقای نقاشی بود
که وقتی فهميد من در کنکور رد شدهام، از من پرسيد کلاس رفتی يا نه!؟
او به من توصيه کرد در کلاس طراحی اسمم را بنويسم و سال بعد کنکور شرکت کنم من در رو دربايستی که داشتم
در آن کلاس اسم نوشتم.
سال بعد کنکور دادم و قبول شدم.
بعد نقاشی تبليغاتي کردم
بعد فيلم تبليغاتي ساختم و به همين طريق با مکانيزم دوربين آشنا شدم و...
حالا فکر میکنم اگر کفش های دوستم به پای من نخورده بود من الان بازنشسته ی وزارت راه بودم .
گاهی زندگی آدم به چيزهايی مانند مو بستگی دارد
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این انیمیشن زیبا یک پیام تامل برانگیز دارد ، گاهی اوقات لازم است از زندگی فاصله بگیری و از خودت بپرسی ما واقعا داریم چه میکنیم؟ حاصل این همه تلاش ما را به کجا می برد؟
@Managementhints
@Managementhints