🏛موافقت مجلس با یک فوریت لغو تعطیلی هشتم ربیعالاول ۶ آذر🏛
@Managementhints
نمایندگان مجلس با یک فوریت طرحی موافقت کردند که در صورت تصویب نهایی تعطیلی روز هشتم ربیع الاول از فهرست تعطیلات رسمی کشور حذف می شود/ایسنا
@Managementhints
@Managementhints
نمایندگان مجلس با یک فوریت طرحی موافقت کردند که در صورت تصویب نهایی تعطیلی روز هشتم ربیع الاول از فهرست تعطیلات رسمی کشور حذف می شود/ایسنا
@Managementhints
اسنپ دیجی کالا را پشت سر گذاشت...
@Managementhints
⭕️با نسبت قیمت به سود یا P بر E حدود 9 در گروه رایانه و تجارت الکترونیک بورس می توان ارزش نسبی و حدودی استارتاپها را استخراج کرد که بر این اساس اسنپ با ارزش بیش از ۱۳۰۰ میلیارد تومان در صدر استارتاپها قرار می گیرد.
اسنپ امروز با ۷ میلیون کاربر فعال و ۷۰۰ هزار سفر در روز و۱۵۰هزار راننده تحت پوشش روزانه حدود 1.2میلیارد تومان فروش و حداقل600 میلیون تومان سود خالص دارد که با این روند سود سالانه اسنپ بیش از 200 میلیارد تومان خواهد شد که پس از کسر 50 میلیارد تومان مالیات، سودخالص به حدود 150 میلیارد تومان رسید که با توجه به نسبت قیمت به سود حدود 9 ارزش تقریبی اسنپ به حدود 1300 میلیارد تومان رسیده است.
⭕️ديجي كالا به عنوان بزرگترین فروشگاه آنلاین ایران که قصد دارد با آمازون در خاورمیانه رقابت کند، در حالی که نسبت به اسنپ کاربر و هزینه انسانی بیشتری دارد، حدود 80 درصد خرده فروشی انلاین کشور را در دست دارد و با حدود 2 هزار میلیارد تومان فروش سالانه معادل 120 میلیارد تومان سود خالص کسب می کند و ارزش تقریبی 1100 میلیارد تومانی دارد در حالی که بامیلو به عنوان رقیب دیجی کالا حدود 200 میلیارد تومان ارزش گزاری شده است.
⭕️کافه بازار با ارزشی معادل 450 میلیارد تومان هنوز تا هزار میلیاردی شدن راه درازی دارد هرچند با جهش های بلند در حال بالا بردن سهم خود از بازار است.
پیش بینی می شود ارزش پولی کل بازار اپلیکیشن های تلفن همراه که در سال 96 بر بستر مارکت کافه بازار مبادله خواهد شد به حدود 200 میلیارد تومان برسد که نسبت به 160 میلیارد سال 95 حدود 30 درصد رشد داشته است. حداقل 30 درصد از این رقم معادل 60 میلیارد سود کافه بازار است که پس از کسر مالیات 50 میلیارد تومان سود خالص حاصل می شود و بر این اساس حداقل ارزش کافه بازار حدود 450 میلیارد تومان خواهد بود.
⭕️تپسی با ارزش 400 میلیارد تومانی خود هنوز تا رسیدن به رقیب اصلی اش اسنپ راه درازی دارد اما پس از قیمت گزاری 320 میلیارد تومانی و فروش 25 درصد سهام به بانک ملی به قیمت 80 میلیارد تومان رشد سریعی داشته و حدود 400 میلیارد تومان ارزش فعلی این استارتاپ است و کارپینو با ارزش حدود ۱۰۰ میلیاردی پشت سرش حرکت می کند.
⭕️آپارات که مدل درامدی ناپایدارتری نسبت به سایر استارتاپها دارد، با ارزش حدود 200 میلیارد تومان امید کمتری تا هزار میلیاردی شدن دارد. سامانه آگهی آنلاین و اپلیکیشن دیوار روزی 50 میلیون تومان و ماهی 1.5 میلیارد و سالانه 18 میلیارد تومان درامد و ماهانه 250 میلیون هزینه و سالانه حدود 3 میلیارد تومان هزینه دارد.
بر این اساس با کسب سود حدود 15 میلیارد تومانی ، ارزش دیوار حدود 150 میلیارد تومان است.
⭕️آژانس مسافرتی آنلاین علی بابا که در حال حاضر ماهانه بیش از 140 هزار بلیط با نرخ میانگین 170 هزار تومان به فروش می رساند در هر ماه حداقل 5 تا 9 درصد از فروش 24 میلیارد تومانی خود و معادل 1.8میلیارد تومان در ماه کارمزد دریافت می کند که اگر سایر درامدهای رزرو بلیط قطار و اتوبوس و درامدهای جاباما را هم اضافه کنیم در ماه حدود 2 میلیارد تومان و سالانه حدود 18 میلیارد تومان درامد خالص دارد که پس از کسر هزینه های 6 میلیارد تومانی در هر سال حدود 12 میلیارد تومان سود خالص دارد و بر این اساس ارزش علی بابا حداقل 120 میلیارد تومان تخمین زده می شود.
⭕️در حوزه دیجیتال مارکتینگ رقبای سرسختی همچون صبا ویژن، ای نتورک و کلیک یاب حضور دارند که حداقل ارزش هرکدام 30 تا 40 میلیارد تومان تخمین زده می شود.
⭕️در حوزه فینتک ها زرین پال با حدود یک میلیارد تومان تراکنش در روز حدود نیم تا یک درصد کارمزد میگیرد که حداقل روزانه 10 میلیون تومان درامد دارد بر این اساس ماهانه بیش از 300 میلون تومان و سالانه 3.6 میلیارد درامد و با توجه به پرسنل 30 نفری حدود یک میلیار تومان هزینه سالانه و نهایتا بیش از 2.5 میلیارد درامد سالانه دارد که می توان ارزشی برابر حداقل 25 میلیارد تومان برایش در نظر گرفت.
این بخش کوچکی از داستان استارتاپهایی است که از صفر آغاز شدند و هزارمیلیاردی شدند.
تا یک میلیارد دلاری شدن استارتاپهای ایرانی، راهی نیست .
احتمالا همین روزها ....
@Managementhints
@Managementhints
⭕️با نسبت قیمت به سود یا P بر E حدود 9 در گروه رایانه و تجارت الکترونیک بورس می توان ارزش نسبی و حدودی استارتاپها را استخراج کرد که بر این اساس اسنپ با ارزش بیش از ۱۳۰۰ میلیارد تومان در صدر استارتاپها قرار می گیرد.
اسنپ امروز با ۷ میلیون کاربر فعال و ۷۰۰ هزار سفر در روز و۱۵۰هزار راننده تحت پوشش روزانه حدود 1.2میلیارد تومان فروش و حداقل600 میلیون تومان سود خالص دارد که با این روند سود سالانه اسنپ بیش از 200 میلیارد تومان خواهد شد که پس از کسر 50 میلیارد تومان مالیات، سودخالص به حدود 150 میلیارد تومان رسید که با توجه به نسبت قیمت به سود حدود 9 ارزش تقریبی اسنپ به حدود 1300 میلیارد تومان رسیده است.
⭕️ديجي كالا به عنوان بزرگترین فروشگاه آنلاین ایران که قصد دارد با آمازون در خاورمیانه رقابت کند، در حالی که نسبت به اسنپ کاربر و هزینه انسانی بیشتری دارد، حدود 80 درصد خرده فروشی انلاین کشور را در دست دارد و با حدود 2 هزار میلیارد تومان فروش سالانه معادل 120 میلیارد تومان سود خالص کسب می کند و ارزش تقریبی 1100 میلیارد تومانی دارد در حالی که بامیلو به عنوان رقیب دیجی کالا حدود 200 میلیارد تومان ارزش گزاری شده است.
⭕️کافه بازار با ارزشی معادل 450 میلیارد تومان هنوز تا هزار میلیاردی شدن راه درازی دارد هرچند با جهش های بلند در حال بالا بردن سهم خود از بازار است.
پیش بینی می شود ارزش پولی کل بازار اپلیکیشن های تلفن همراه که در سال 96 بر بستر مارکت کافه بازار مبادله خواهد شد به حدود 200 میلیارد تومان برسد که نسبت به 160 میلیارد سال 95 حدود 30 درصد رشد داشته است. حداقل 30 درصد از این رقم معادل 60 میلیارد سود کافه بازار است که پس از کسر مالیات 50 میلیارد تومان سود خالص حاصل می شود و بر این اساس حداقل ارزش کافه بازار حدود 450 میلیارد تومان خواهد بود.
⭕️تپسی با ارزش 400 میلیارد تومانی خود هنوز تا رسیدن به رقیب اصلی اش اسنپ راه درازی دارد اما پس از قیمت گزاری 320 میلیارد تومانی و فروش 25 درصد سهام به بانک ملی به قیمت 80 میلیارد تومان رشد سریعی داشته و حدود 400 میلیارد تومان ارزش فعلی این استارتاپ است و کارپینو با ارزش حدود ۱۰۰ میلیاردی پشت سرش حرکت می کند.
⭕️آپارات که مدل درامدی ناپایدارتری نسبت به سایر استارتاپها دارد، با ارزش حدود 200 میلیارد تومان امید کمتری تا هزار میلیاردی شدن دارد. سامانه آگهی آنلاین و اپلیکیشن دیوار روزی 50 میلیون تومان و ماهی 1.5 میلیارد و سالانه 18 میلیارد تومان درامد و ماهانه 250 میلیون هزینه و سالانه حدود 3 میلیارد تومان هزینه دارد.
بر این اساس با کسب سود حدود 15 میلیارد تومانی ، ارزش دیوار حدود 150 میلیارد تومان است.
⭕️آژانس مسافرتی آنلاین علی بابا که در حال حاضر ماهانه بیش از 140 هزار بلیط با نرخ میانگین 170 هزار تومان به فروش می رساند در هر ماه حداقل 5 تا 9 درصد از فروش 24 میلیارد تومانی خود و معادل 1.8میلیارد تومان در ماه کارمزد دریافت می کند که اگر سایر درامدهای رزرو بلیط قطار و اتوبوس و درامدهای جاباما را هم اضافه کنیم در ماه حدود 2 میلیارد تومان و سالانه حدود 18 میلیارد تومان درامد خالص دارد که پس از کسر هزینه های 6 میلیارد تومانی در هر سال حدود 12 میلیارد تومان سود خالص دارد و بر این اساس ارزش علی بابا حداقل 120 میلیارد تومان تخمین زده می شود.
⭕️در حوزه دیجیتال مارکتینگ رقبای سرسختی همچون صبا ویژن، ای نتورک و کلیک یاب حضور دارند که حداقل ارزش هرکدام 30 تا 40 میلیارد تومان تخمین زده می شود.
⭕️در حوزه فینتک ها زرین پال با حدود یک میلیارد تومان تراکنش در روز حدود نیم تا یک درصد کارمزد میگیرد که حداقل روزانه 10 میلیون تومان درامد دارد بر این اساس ماهانه بیش از 300 میلون تومان و سالانه 3.6 میلیارد درامد و با توجه به پرسنل 30 نفری حدود یک میلیار تومان هزینه سالانه و نهایتا بیش از 2.5 میلیارد درامد سالانه دارد که می توان ارزشی برابر حداقل 25 میلیارد تومان برایش در نظر گرفت.
این بخش کوچکی از داستان استارتاپهایی است که از صفر آغاز شدند و هزارمیلیاردی شدند.
تا یک میلیارد دلاری شدن استارتاپهای ایرانی، راهی نیست .
احتمالا همین روزها ....
@Managementhints
موضوع مشترک بین ما این است که در این دنیا همه ی ما از یکدگیر استفاده می کنیم.
بعضی هامان برنده می شویم، بعضی دیگر بازنده.
این را بپذیر...
@Managementhints
#کارلوس_فوئنتس
بعضی هامان برنده می شویم، بعضی دیگر بازنده.
این را بپذیر...
@Managementhints
#کارلوس_فوئنتس
🔴پیش بینی ورشکستگی سازمان تامین اجتماعی
@Managementhints
«مرکز پژوهشهای مجلس» درباره احتمال «ورشكستگی»سازمان تأمين اجتماعی در یک دهه آینده و بروز«ناآرامی»پس از این اتفاق هشدار داد و اعلام کرد که «بحران» این ورشکستگی «به قدری است که دولت نيز توان مداخله را نخواهد داشت».
📌این مرکز در گزارشی که در روزهای اخیر منتشر شده است، تاکید کرد که به دلیل «گستردگی پوشش جغرافيایی و تنوع اقشار تحت پوشش» سازمان تامین اجتماعی،ورشکستگی این سازمان «می تواند زمينه ناآرامیهای اقتصادی و اجتماعی گسترده در کشور را پدید آورد».
📌طبق این گزارش، افزایش بدهی سازمان تامین اجتماعی به بانک ها از چهار میلیارد تومان در سال ۹۰ به «رقم باورنکردنی بالاتر از ۹ هزار میلیارد تومان» در سال ۹۵، این سازمان را « یکی از ابَربدهکاران» بانکی کشورخوانده است.
📌همچنین در سال گذشته هزینههای این سازمان ۹ هزار میلیارد تومان بیشتر از درآمدش بوده که این به معنای کسری ۱۵ درصدی درآمد نسبت به هزینه در این سازمان است. در همین حال مرکز پژوهشهای مجلس هشدار داد که در صورت ادامه این شرایط، در هشت سال آینده کسری نقدینگی این سازمان به ۱۱۴ هزار میلیارد تومان خواهد رسید.
📌بيش از ۴۱ ميليون نفر یعنی ۵۲ درصد جمعیت ایران از بیمههای سازمان تامین اجتماعی استفاده و یا از این سازمان حقوق بازنشستگی و مستمری دریافت می کنند. در همین حال سرمایه گذاری ناكارآمد شرکت شستا و همچنین دیگر مشکلات رخ داده برای سرمایه گذاریهای این شرکت را از جمله دلایل مشکلات مالی سازمان تامین اجتماعی ذکر کرده است.
📌علی لاریجانی، رئیس مجلس نیز در تیرماه سال گذشته با اشاره به «بررسیهای مجلس، مرکز پژوهشها و مشاوران» تصریح کرده بود که «ظرف ۱۵ سال آینده تنشهای جدی ازنظر بودجهای در تأمین اجتماعی ایجاد خواهد شد».وی پیشنهاد کرده بود که بدهی ۱۱۰ هزار میلیارد تومانی دولت به تأمین اجتماعی از طریق استفاده مجموعه تأمین اجتماعی از امکانات دولتی، تسویه شود.
📌درهمین حال روزسه شنبه،۳۰ آبان،۱۵۷ نماینده مجلس در نامهای به حسن روحانی، رئیسجمهور ایران، خواستار پرداخت بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی شده بودند. براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس،سازمان تامین اجتماعی طلب خود از دولت را ۱۲۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرده اما وزارت اقتصاد معتقد است که این رقم ۳۰ هزار میلیارد تومان است.
📌درهمین حال دیوان محاسبات،وابسته به مجلس، با محاسبه ارزش شرکتهای دولتی که در ازای بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی واگذار شده،رقم بدهی دولت به این سازمان تا پایان سال ۹۴ را ۶۲ هزار میلیارد تومان اعلام کرده است. علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در آبان سال ۹۲ اعلام کرده بود که سازمان تأمین اجتماعی و صندوق بازنشستگی آن،بیش از ۶۰ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار است.
📌او به خبرگزاری دولتی ایرنا گفته بود که تصور چنین بدهی در دولت وجود نداشت و روشن شدن این رقم باعث شگفتی دولت شده است. در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، «ناكارآمدی سازوكار الزم برای دریافت حق بیمه براساس دستمزد واقعی»،«افزایش هزینههای درمان»، «افزایش بازنشستگیهای پیش از موعد» و «افزایش تعداد بازنشستگان و مستمری بگیران» از جمله دلایل مشکلات پیش آمده برای درآمدهای سازمان تامن اجتماعی اعلام شده است.
📌از نظر این مرکز«عدم مدیریت صحیح و مداخلات دولت»یکی دیگر از دلایل مشکلات این سازمان است.
@Managementhints
@Managementhints
«مرکز پژوهشهای مجلس» درباره احتمال «ورشكستگی»سازمان تأمين اجتماعی در یک دهه آینده و بروز«ناآرامی»پس از این اتفاق هشدار داد و اعلام کرد که «بحران» این ورشکستگی «به قدری است که دولت نيز توان مداخله را نخواهد داشت».
📌این مرکز در گزارشی که در روزهای اخیر منتشر شده است، تاکید کرد که به دلیل «گستردگی پوشش جغرافيایی و تنوع اقشار تحت پوشش» سازمان تامین اجتماعی،ورشکستگی این سازمان «می تواند زمينه ناآرامیهای اقتصادی و اجتماعی گسترده در کشور را پدید آورد».
📌طبق این گزارش، افزایش بدهی سازمان تامین اجتماعی به بانک ها از چهار میلیارد تومان در سال ۹۰ به «رقم باورنکردنی بالاتر از ۹ هزار میلیارد تومان» در سال ۹۵، این سازمان را « یکی از ابَربدهکاران» بانکی کشورخوانده است.
📌همچنین در سال گذشته هزینههای این سازمان ۹ هزار میلیارد تومان بیشتر از درآمدش بوده که این به معنای کسری ۱۵ درصدی درآمد نسبت به هزینه در این سازمان است. در همین حال مرکز پژوهشهای مجلس هشدار داد که در صورت ادامه این شرایط، در هشت سال آینده کسری نقدینگی این سازمان به ۱۱۴ هزار میلیارد تومان خواهد رسید.
📌بيش از ۴۱ ميليون نفر یعنی ۵۲ درصد جمعیت ایران از بیمههای سازمان تامین اجتماعی استفاده و یا از این سازمان حقوق بازنشستگی و مستمری دریافت می کنند. در همین حال سرمایه گذاری ناكارآمد شرکت شستا و همچنین دیگر مشکلات رخ داده برای سرمایه گذاریهای این شرکت را از جمله دلایل مشکلات مالی سازمان تامین اجتماعی ذکر کرده است.
📌علی لاریجانی، رئیس مجلس نیز در تیرماه سال گذشته با اشاره به «بررسیهای مجلس، مرکز پژوهشها و مشاوران» تصریح کرده بود که «ظرف ۱۵ سال آینده تنشهای جدی ازنظر بودجهای در تأمین اجتماعی ایجاد خواهد شد».وی پیشنهاد کرده بود که بدهی ۱۱۰ هزار میلیارد تومانی دولت به تأمین اجتماعی از طریق استفاده مجموعه تأمین اجتماعی از امکانات دولتی، تسویه شود.
📌درهمین حال روزسه شنبه،۳۰ آبان،۱۵۷ نماینده مجلس در نامهای به حسن روحانی، رئیسجمهور ایران، خواستار پرداخت بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی شده بودند. براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس،سازمان تامین اجتماعی طلب خود از دولت را ۱۲۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرده اما وزارت اقتصاد معتقد است که این رقم ۳۰ هزار میلیارد تومان است.
📌درهمین حال دیوان محاسبات،وابسته به مجلس، با محاسبه ارزش شرکتهای دولتی که در ازای بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی واگذار شده،رقم بدهی دولت به این سازمان تا پایان سال ۹۴ را ۶۲ هزار میلیارد تومان اعلام کرده است. علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در آبان سال ۹۲ اعلام کرده بود که سازمان تأمین اجتماعی و صندوق بازنشستگی آن،بیش از ۶۰ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار است.
📌او به خبرگزاری دولتی ایرنا گفته بود که تصور چنین بدهی در دولت وجود نداشت و روشن شدن این رقم باعث شگفتی دولت شده است. در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، «ناكارآمدی سازوكار الزم برای دریافت حق بیمه براساس دستمزد واقعی»،«افزایش هزینههای درمان»، «افزایش بازنشستگیهای پیش از موعد» و «افزایش تعداد بازنشستگان و مستمری بگیران» از جمله دلایل مشکلات پیش آمده برای درآمدهای سازمان تامن اجتماعی اعلام شده است.
📌از نظر این مرکز«عدم مدیریت صحیح و مداخلات دولت»یکی دیگر از دلایل مشکلات این سازمان است.
@Managementhints
موج گرانی در راه است !
400 قلم کالا در انتظار افزایش تعرفه واردات و در حالت توقف ثبت سفارش است
از هم اکنون بسیاری از کالاها مانند کاغذ ۲۰ درصد گران شده است
@Managementhints
400 قلم کالا در انتظار افزایش تعرفه واردات و در حالت توقف ثبت سفارش است
از هم اکنون بسیاری از کالاها مانند کاغذ ۲۰ درصد گران شده است
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
موج گرانی در راه است ! 400 قلم کالا در انتظار افزایش تعرفه واردات و در حالت توقف ثبت سفارش است از هم اکنون بسیاری از کالاها مانند کاغذ ۲۰ درصد گران شده است @Managementhints
آیا دولت در برطرف کردن عارضه افزایش واردات خودروی بی کیفیت چینی تنها به افزایش تعرفه واردات اندیشیده است ؟!
بعضی شنیده ها حاکی از افزایش بیش از 100% تعرفه هاست !
@Managementhints
بعضی شنیده ها حاکی از افزایش بیش از 100% تعرفه هاست !
@Managementhints
بهای تمام شده آیفون۳۵۷ $است که آنرا با ۶۴%سود، ۹۹۹$ می فروشد!
اپل نه ارز مبادله ای دارد،نه خوراک ارزان و نه تخصیص یارانه دولتی!/معیار
@Managementhints
اپل نه ارز مبادله ای دارد،نه خوراک ارزان و نه تخصیص یارانه دولتی!/معیار
@Managementhints
نکات و دروس مدیریت
نامه جعلي پخش شده در فضاي مجازي @Managementhints
▫️اطلاعیه بانک ملت در خصوص بازنشر نامه مجعول منتسب به گروه مالی ملت توسط رسانه های معاند
با توجه به بازنشر نامه ای جعلی و منتسب به گروه مالی ملت، به منظور تنویر افکار عمومی موارد ذیل را به اطلاع عموم می رساند:
نامه مجعول مذکور پیش از این، در اواخر خرداد ماه سال جاری و با هدف تخریب اعتماد عمومی نسبت به نظام بانکی کشور توسط تعداد معدودی از رسانه های نامعتبر و فضای مجازی منتشر شده بود که در همان زمان، جعلی بودن نامه و تصویر منتشره در فضای مجازی از سوی گروه مالی ملت و مدیران ارشد بانک ملت به صورت رسمی اعلام شد.
همان گونه که پیش از این نیز تاکید شد، مراوده این بانک و شرکت های تابعه گروه مالی ملت با بانک ها و موسسات مورد تایید بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از جمله بانک ها و موسسات نامبرده شده در نامه جعلی مذکور، مانند گذشته استمرار دارد و هیچ گونه تغییر رویه ای در این زمینه اعمال نشده است.
مزید اطلاع هموطنان عزیز، در سایه تدابیر وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی ج.ا.ا، شبکه بانکی کشور علیرغم هجمه های وارده و بعضا ناجوانمردانه، در حال حاضر در وضعیتی با ثبات و در مسیر خدمت رسانی به کشور می باشد.
@Managementhints
روابط عمومی بانک ملت
با توجه به بازنشر نامه ای جعلی و منتسب به گروه مالی ملت، به منظور تنویر افکار عمومی موارد ذیل را به اطلاع عموم می رساند:
نامه مجعول مذکور پیش از این، در اواخر خرداد ماه سال جاری و با هدف تخریب اعتماد عمومی نسبت به نظام بانکی کشور توسط تعداد معدودی از رسانه های نامعتبر و فضای مجازی منتشر شده بود که در همان زمان، جعلی بودن نامه و تصویر منتشره در فضای مجازی از سوی گروه مالی ملت و مدیران ارشد بانک ملت به صورت رسمی اعلام شد.
همان گونه که پیش از این نیز تاکید شد، مراوده این بانک و شرکت های تابعه گروه مالی ملت با بانک ها و موسسات مورد تایید بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از جمله بانک ها و موسسات نامبرده شده در نامه جعلی مذکور، مانند گذشته استمرار دارد و هیچ گونه تغییر رویه ای در این زمینه اعمال نشده است.
مزید اطلاع هموطنان عزیز، در سایه تدابیر وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی ج.ا.ا، شبکه بانکی کشور علیرغم هجمه های وارده و بعضا ناجوانمردانه، در حال حاضر در وضعیتی با ثبات و در مسیر خدمت رسانی به کشور می باشد.
@Managementhints
روابط عمومی بانک ملت
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد، بیسواد حقیقی است، هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد...
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای دیگر است، بدان
که هیچگاه چیزی را نیاموختهای و هنوز رشد نکردهای.
@Managementhints
🗣 #کریشنا_مورتی
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زبالههای دیگر است، بدان
که هیچگاه چیزی را نیاموختهای و هنوز رشد نکردهای.
@Managementhints
🗣 #کریشنا_مورتی
روزنامه صبح نو: اظهارنظرهای بعضی مقامات حاکمیتی و دولتی در روزها و هفتههای اخیر، احتمال مسدود شدن تلگرام را قوت بخشیده است.
@Managementhints
@Managementhints
اندر حکایت جاسوسی!
(خاطره واقعی یک دانشجوی ایرانی تحصیل کرده در یوگسلاوی در دهه 70 میلادی)
@Managementhints
در یوگسلاوی رسم بود که دانشجویان خارجی پس از فراغت از تحصیل به دیدار رهبر یوگسلاوی برده می شدند و ایشان برایشان سخنرانی می کرد.
مطابق همین رسم ما را هم بدیدار تیتو بردند و ایشان ضمن سخنرانی خاطره ای از دوران انقلاب در یوگسلاوی و پیروزی آن تعریف نمود
تیتو گفت : چندسال پس از پیروزی انقلاب و استقرار دولت از کا گ ب اطلاع دادند که در کابینه شما یک جاسوس سیا وجود دارد .وی را شناسایی و دستگیر کنید.
تیتو می گوید : تمام تلفن ها و مکاتبات و رفتار افراد کابینه را تحت کنترل قرار دادیم و پس از مدتی مایوس شدیم هیچ نشانی از جاسوس پیدا نکردیم.
(تیتو با ادعای استقلال از روسیه نمی خواست این جاسوس توسط روس ها شناسایی شود )
پس از مدتی جستجو ، نا امیدانه و عاجزانه درخواست شناسایی و معرفی جاسوس در کابینه را از روسیه می نماید.
از "ک گ ب" به وی اطلاع می دهند "معاون اول تو در کابینه جاسوس سیا است."
تیتو از این خبر متحیر می شود و پس از اتمام یکی از جلسات کابینه از وی می خواهد بماند.
تیتو می گوید :
در یک جلسه دو نفری اسلحه را روی شقیقه معاون اول گذاشتم و از وی سوال کردم آیا تو جاسوس سیا هستی؟
او که متوجه شد قضیه لو رفته است به جاسوسی خود اعتراف نمود .
تیتو از او سوال می کند از چه وقت با سیا همکاری می کنی؟
پاسخ : از زمان دانشجویی قبل از پیروزی انقلاب در زمان جنگهای چریکی !
س : در این مدت با تمام کنترل های امنیتی ، هیچ ارتباطی با سیا، از تو کشف نشد ؟
ج : الان هم هیچ ارتباطی با سیا ندارم.
س: چگونه عضوی هستید که ارتباط ندارید ؟
ج: سیا مسئولیتی به من واگذار کرده که وظیفه ام را انجام می دهم
س: مسئولیت تو چیست ؟
ج: به من ماموریت داده شده تا "در سپردن پست ها به افراد غیر تخصصی عمل کنم " و تا کنون هم این گونه عمل کرده ام!
تیتو می گوید : نگاهی کردم به افراد کابینه و مدیران ارشد دیدم همین طور است!! هیچ کس سر جای خودش نیست !
مثلا طرف دکترای کشاورزی دارد ولی وزیر نیرو است و یا دیگری برق خوانده اما وزیر مسکن
است!
معاون تیتو می گوید:
تحلیل سیا این بود که با این روش، انقلاب بدون کودتا و حمله خارجی از درون متلاشی می شود...
@Managementhints
(خاطره واقعی یک دانشجوی ایرانی تحصیل کرده در یوگسلاوی در دهه 70 میلادی)
@Managementhints
در یوگسلاوی رسم بود که دانشجویان خارجی پس از فراغت از تحصیل به دیدار رهبر یوگسلاوی برده می شدند و ایشان برایشان سخنرانی می کرد.
مطابق همین رسم ما را هم بدیدار تیتو بردند و ایشان ضمن سخنرانی خاطره ای از دوران انقلاب در یوگسلاوی و پیروزی آن تعریف نمود
تیتو گفت : چندسال پس از پیروزی انقلاب و استقرار دولت از کا گ ب اطلاع دادند که در کابینه شما یک جاسوس سیا وجود دارد .وی را شناسایی و دستگیر کنید.
تیتو می گوید : تمام تلفن ها و مکاتبات و رفتار افراد کابینه را تحت کنترل قرار دادیم و پس از مدتی مایوس شدیم هیچ نشانی از جاسوس پیدا نکردیم.
(تیتو با ادعای استقلال از روسیه نمی خواست این جاسوس توسط روس ها شناسایی شود )
پس از مدتی جستجو ، نا امیدانه و عاجزانه درخواست شناسایی و معرفی جاسوس در کابینه را از روسیه می نماید.
از "ک گ ب" به وی اطلاع می دهند "معاون اول تو در کابینه جاسوس سیا است."
تیتو از این خبر متحیر می شود و پس از اتمام یکی از جلسات کابینه از وی می خواهد بماند.
تیتو می گوید :
در یک جلسه دو نفری اسلحه را روی شقیقه معاون اول گذاشتم و از وی سوال کردم آیا تو جاسوس سیا هستی؟
او که متوجه شد قضیه لو رفته است به جاسوسی خود اعتراف نمود .
تیتو از او سوال می کند از چه وقت با سیا همکاری می کنی؟
پاسخ : از زمان دانشجویی قبل از پیروزی انقلاب در زمان جنگهای چریکی !
س : در این مدت با تمام کنترل های امنیتی ، هیچ ارتباطی با سیا، از تو کشف نشد ؟
ج : الان هم هیچ ارتباطی با سیا ندارم.
س: چگونه عضوی هستید که ارتباط ندارید ؟
ج: سیا مسئولیتی به من واگذار کرده که وظیفه ام را انجام می دهم
س: مسئولیت تو چیست ؟
ج: به من ماموریت داده شده تا "در سپردن پست ها به افراد غیر تخصصی عمل کنم " و تا کنون هم این گونه عمل کرده ام!
تیتو می گوید : نگاهی کردم به افراد کابینه و مدیران ارشد دیدم همین طور است!! هیچ کس سر جای خودش نیست !
مثلا طرف دکترای کشاورزی دارد ولی وزیر نیرو است و یا دیگری برق خوانده اما وزیر مسکن
است!
معاون تیتو می گوید:
تحلیل سیا این بود که با این روش، انقلاب بدون کودتا و حمله خارجی از درون متلاشی می شود...
@Managementhints
✅ درس های یک یاغی برای ایران
✍️ دکتر امیر حسین خالقی
@Managementhints
معمر قذافی؛ پیشوای نیمه مجنون لیبی؛ سرنوشت خوبی نداشت، از سوسیالیست های عربی بود که از 1969 بر کشوری نفتی حاکم شد و در داخل و خارج پترودلار خرج می کرد و حمایت "مردمی" می خرید؛ الگویش جمال عبدالناصر بود و سودای رهبری جهان عرب و آفریقا را داشت؛ مانند هیتلر کتابی نوشته بود و اندیشه های بلندش! را که معجونی از سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی و اسلام بود در آن شرح داده بود. پوپولیستی بود که به نظر خودش برای استقلال لیبی خیلی کارها کرد و حکومتش بالا و پایین زیاد داشت؛ ولی سرانجام هم در 2011 بر او آن رفت که در رسانه ها دیدیم.
کسانی در ایران در مورد قضیه هسته ای و مذکره با یانکی ها قذافی، قضیه خلع سلاح لیبی و حمله نظامی به آن کشور را مثال می زنند که او هم امید به بهبود روابط با غرب و برداشتن تحریم ها داشت، ولی در نهایت حکومتش را به باد داد؛ اجازه دهید قضیه را بیشتر شرح دهیم. قذافی از آغاز از یاغیگری کم نداشت، در یک فقره مشهور هواپیمای پان امریکن (قضیه لاکربی) 270 نفر را نفله کرده بود، پول نفت را این طرف و آن طرف خرج می کرد و هوادار می خرید و با امپریالیسم مبارزه می کرد، به ویژه داستان تیراندازی از سفارت لیبی در لندن خواندنی است. در دهه های 1970 و 1980 برای دفاع از خودش و مبارزه با اسرائیل مثل صدام از بازار سیاه دنبال سلاح هسته ای و شیمیایی هم بود، قضیه تا سال های دهه 1990 ادامه داشت و تحریم ها سفت و سخنی هم برای آن کشور وضع شده بود.
بعد از جنگ سرد پیشوای بزرگ تصمیم گرفت که دست از یاغیگری بردارد و به "غرب" نزدیک تر شود، بلکه از فشار تحریم ها رها شود؛ از دوران کلینتون ارتباط هایی با امریکا برقرار کرد و برای قضیه لاکربی توافق هایی حاصل شد، بعدها در دوران جورج بوش قضیه سلاح های کشتار جمعی پیش آمد و مجبور شد بابت آنها هم کنار بیاید، بحث اعتماد و سازش هم نبود، بوش نشان داده با کسی شوخی ندارد؛ به افغانستان حمله کرده بود و قدرت نظامی افسانه ای یانکی ها را به رخ کشیده بود، به گفته وزیر خارجه لیبی خیلی صریح قذافی را تهدید کرده بود که یا خودت اندوخته سلاح هایت را نابود می کنی یا خودمان برایت این کار را می کنیم!
مرد لیبیایی هم دیده بود سنبه پرزور است کوتاه امده بود؛ روز قبل از حمله امریکا به عراق به یانکی ها پیغام داده بود که همکاری خواهد کرد، تحریم ها به تدریج برداشته شد، کسانی تصمیم قذافی را ستودند و کسانی هم بر او ایراد گرفتند، می گفتند تضمین های امنیتی هم گرفته است که در ازای از دست دادن سلاح هایش به او حمله ای نشود. بعد از مدتی اعلام کرد که از سرعت پیشرفت و بهبود روابط راضی نیست و احساس می کند چیز دندانگیری نصیب لیبی نشده است. دیده بود که امریکا در عراق و افغانستان گیر کرده است، در 2009 مدتی همکاری با غرب را تعلیق کرد تا امتیازی بگیرد، کل کار خلع سلاح قرار بود 2016 تمام شود.
کار به آنجاها نرسید، بعد از بهار عربی در2011 لیبی هم شلوغ شد؛ پیشوا هم در سرکوب مخالفان کم نگذاشت، آنها را سوسک نامید و گفت کشور را از لوث وجودشان پاک می کند، در چند روز بنا به تخمین ها تا 2000 نفر قتل عام شدند، مخالفان مسلح شدند و کار به رویارویی تانک ها و هواپیماهای ارتش قذافی با آنها رسید، رسانه های جهانی پوشش گسترده ای از قضیه دادند و با قطعنامه 1973 شورای امنیت، مداخله نظامی ناتو در لیبی آغاز شد که با ایجاد منطقه پرواز ممنوع و تامین سلاح برای مخالفان پیش رفت، کار مدتی ادامه داشت تا قذافی به دست شورشیان کشته شد.
گفته شد اگر خلع سلاح انجام نمی گرفت و قذافی وا نمی داد، شاید حمله ناتو انجام نمی شد، گویا چند سال قبل انگلستان هم پیمانی برای حمایت نظامی از لیبی در زمان حمله به آن کشور بسته بود، ولی اینجا دخالتی نکرد، البته غریب نبود، هیچ کشور غربی به دلیل فشار افکار عمومی اش نمی تواند زیر فشار رسانه ها از یک هیولا که با قساوت مردمش را می کشد حمایت رسمی کند.
در ایران هم کسانی با همین منطق گفتگو با غربی ها را مجاز نمی دانند و دلایلی هم دارند، ولی یادمان نرود مشکل لیبی بیش از وادادن به اجنبی، یک بحران داخلی بود، ما هم در حال حاضر مسائل جدی مانند بحران سیستم بانکی، بیکاری، فساد، رکود و ناکارآمدی بخش عمومی و دولت را داریم، اگر اینها را چاره نکنیم، با سازش یا بی سازش با "غرب" مصیبت روی سرمان آوار می شود، اینکه از کجا شروع کنید ساده نیست، والله اعلم.
@Managementhints
✍️ دکتر امیر حسین خالقی
@Managementhints
معمر قذافی؛ پیشوای نیمه مجنون لیبی؛ سرنوشت خوبی نداشت، از سوسیالیست های عربی بود که از 1969 بر کشوری نفتی حاکم شد و در داخل و خارج پترودلار خرج می کرد و حمایت "مردمی" می خرید؛ الگویش جمال عبدالناصر بود و سودای رهبری جهان عرب و آفریقا را داشت؛ مانند هیتلر کتابی نوشته بود و اندیشه های بلندش! را که معجونی از سوسیالیسم و ناسیونالیسم عربی و اسلام بود در آن شرح داده بود. پوپولیستی بود که به نظر خودش برای استقلال لیبی خیلی کارها کرد و حکومتش بالا و پایین زیاد داشت؛ ولی سرانجام هم در 2011 بر او آن رفت که در رسانه ها دیدیم.
کسانی در ایران در مورد قضیه هسته ای و مذکره با یانکی ها قذافی، قضیه خلع سلاح لیبی و حمله نظامی به آن کشور را مثال می زنند که او هم امید به بهبود روابط با غرب و برداشتن تحریم ها داشت، ولی در نهایت حکومتش را به باد داد؛ اجازه دهید قضیه را بیشتر شرح دهیم. قذافی از آغاز از یاغیگری کم نداشت، در یک فقره مشهور هواپیمای پان امریکن (قضیه لاکربی) 270 نفر را نفله کرده بود، پول نفت را این طرف و آن طرف خرج می کرد و هوادار می خرید و با امپریالیسم مبارزه می کرد، به ویژه داستان تیراندازی از سفارت لیبی در لندن خواندنی است. در دهه های 1970 و 1980 برای دفاع از خودش و مبارزه با اسرائیل مثل صدام از بازار سیاه دنبال سلاح هسته ای و شیمیایی هم بود، قضیه تا سال های دهه 1990 ادامه داشت و تحریم ها سفت و سخنی هم برای آن کشور وضع شده بود.
بعد از جنگ سرد پیشوای بزرگ تصمیم گرفت که دست از یاغیگری بردارد و به "غرب" نزدیک تر شود، بلکه از فشار تحریم ها رها شود؛ از دوران کلینتون ارتباط هایی با امریکا برقرار کرد و برای قضیه لاکربی توافق هایی حاصل شد، بعدها در دوران جورج بوش قضیه سلاح های کشتار جمعی پیش آمد و مجبور شد بابت آنها هم کنار بیاید، بحث اعتماد و سازش هم نبود، بوش نشان داده با کسی شوخی ندارد؛ به افغانستان حمله کرده بود و قدرت نظامی افسانه ای یانکی ها را به رخ کشیده بود، به گفته وزیر خارجه لیبی خیلی صریح قذافی را تهدید کرده بود که یا خودت اندوخته سلاح هایت را نابود می کنی یا خودمان برایت این کار را می کنیم!
مرد لیبیایی هم دیده بود سنبه پرزور است کوتاه امده بود؛ روز قبل از حمله امریکا به عراق به یانکی ها پیغام داده بود که همکاری خواهد کرد، تحریم ها به تدریج برداشته شد، کسانی تصمیم قذافی را ستودند و کسانی هم بر او ایراد گرفتند، می گفتند تضمین های امنیتی هم گرفته است که در ازای از دست دادن سلاح هایش به او حمله ای نشود. بعد از مدتی اعلام کرد که از سرعت پیشرفت و بهبود روابط راضی نیست و احساس می کند چیز دندانگیری نصیب لیبی نشده است. دیده بود که امریکا در عراق و افغانستان گیر کرده است، در 2009 مدتی همکاری با غرب را تعلیق کرد تا امتیازی بگیرد، کل کار خلع سلاح قرار بود 2016 تمام شود.
کار به آنجاها نرسید، بعد از بهار عربی در2011 لیبی هم شلوغ شد؛ پیشوا هم در سرکوب مخالفان کم نگذاشت، آنها را سوسک نامید و گفت کشور را از لوث وجودشان پاک می کند، در چند روز بنا به تخمین ها تا 2000 نفر قتل عام شدند، مخالفان مسلح شدند و کار به رویارویی تانک ها و هواپیماهای ارتش قذافی با آنها رسید، رسانه های جهانی پوشش گسترده ای از قضیه دادند و با قطعنامه 1973 شورای امنیت، مداخله نظامی ناتو در لیبی آغاز شد که با ایجاد منطقه پرواز ممنوع و تامین سلاح برای مخالفان پیش رفت، کار مدتی ادامه داشت تا قذافی به دست شورشیان کشته شد.
گفته شد اگر خلع سلاح انجام نمی گرفت و قذافی وا نمی داد، شاید حمله ناتو انجام نمی شد، گویا چند سال قبل انگلستان هم پیمانی برای حمایت نظامی از لیبی در زمان حمله به آن کشور بسته بود، ولی اینجا دخالتی نکرد، البته غریب نبود، هیچ کشور غربی به دلیل فشار افکار عمومی اش نمی تواند زیر فشار رسانه ها از یک هیولا که با قساوت مردمش را می کشد حمایت رسمی کند.
در ایران هم کسانی با همین منطق گفتگو با غربی ها را مجاز نمی دانند و دلایلی هم دارند، ولی یادمان نرود مشکل لیبی بیش از وادادن به اجنبی، یک بحران داخلی بود، ما هم در حال حاضر مسائل جدی مانند بحران سیستم بانکی، بیکاری، فساد، رکود و ناکارآمدی بخش عمومی و دولت را داریم، اگر اینها را چاره نکنیم، با سازش یا بی سازش با "غرب" مصیبت روی سرمان آوار می شود، اینکه از کجا شروع کنید ساده نیست، والله اعلم.
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
۸ آذر ۱۳۷۶ مدارس ایران دو شیفته بودند، وقتی که احمدرضا عابدزاده یک انگشتی توپی را کنترل کرد و ایرانیان را در سراسر دنیا به امید و اعتماد به نفس دعوت کرد.
ظهریها از جلو نظام میکردند هنگامی که مهدی پاشازاده از روی خط دروازه احمدرضا توپی را بیرون کشید و صفها به سمت کلاسها روانه شدند.
@Vaallddoo
بیرحمترین آدمهای روی زمین معلمانی بودند که کلاسهای درس را تعطیل نکردند. چه آموزش و پرورشی بالاتر از همدلی و خواست یک ملت برای پیروزی و موفقیت و صعود و البته مهربانترین معلمهای دنیا همان اساتیدی بودند که با شنیدن صدای رادیوها در زیر نیمکتهای مدرسه تسلیم شدند و فرمان تعطیلی صادر کردند،بدون بخشنامه و مجوز!
بازارها راکد شدند و هیچ کاسبی از ضرر آن روزش ننالید. هر دکانی که تلویزیون داشت پر از جمعیت بود و مغازهداران کسی را غریبه نمیدانستند.
دنیای ورزش و کیهان ورزشی شنبهها منتشر میشدند و در کنار ابرار ورزشی رسانههای مکتوب و مطمئن زمانه خود بودند اما آن روز زردترین هفتهنامههای وقت هم روی دکههای مطبوعاتی نایاب شدند.
شبکه ۳ هنوز در بیشتر جاها قابل رویت نبود و شبکه ۲ وظیفه پخش مستقیم مسابقه ملبورن را بر عهده داشت. دنیا منتظر بود که آخرین تیم راهیافته به جام جهانی فرانسه را بشناسد.
بیست دقیقه که گذشت،هری کیول دروازه عابدزاده را گشود. هنگامی که او میدوید و شادی میکرد، این فقط خندههای احمدرضا بود که بسان باتریهای پزشکی بعد از ایست قلبی، اندک امیدی را باقی میگذاشت. نیمه اول که تمام شد تلفن خانه مادربزرگهای شهر اشغال بود و یک ایران التماس دعا داشتند!
از اینترنت و شبکههای اجتماعی خبری نبود و موبایل برای اکثریت جامعه به مانند اتومبیلهای ۸۰۰میلیونی این روزگار قابل دسترس و مقدور نبود! هیچ جایی برای دلداری و بحث درباره نیمه اول در فاصله ۱۵ دقیقه وجود نداشت و از قضا تلویزیون هم حالی برای تفسیر نداشت.
دو دقیقه اول نیمه دوم مسابقه به مانند همیشه ارتباط صوتی با جواد خیابانی در ملبورن برقرار نبود و برای همین یک گزارشگر گمنام با صدایی پر از استرس عذرخواهی کرد و از داخل استودیو در تهران به گزارش بازی پرداخت. صدایش دور از آن هیجان جهنمی بود و هنوز خیلی با فردوسیپور امروز فاصله داشت اما لااقل عادل هم این شانس را داشت که در این مسابقه تاریخی نامش ثبت شود!
خیابانی هنوز سلام مجدد نگفته بود که دوباره دروازه ایران فرو ریخت. خشمها در حالت انفجار قرار داشت و انگار همگان دنبال بهانه بودند که جیمی جامپ استرالیایی تور دروازه ایران را پایین کشید. مسابقه متوقف شد. دو گل خورده بودیم و تور دروازه عابدزاده پاره، پاره! همه چیز برای یک مرگ ناگهانی کافی بود اما ناگهان احمدرضا...
نمایشنامهنویس انگلیسی چند ماه بعد از این مسابقه درباره کلهمعلقهای عابدزاده در وقفه طولانی بعد از گل دوم بهترین توصیف را انجام داد. او نوشت که «این بهترین نمایش قرن بود!»
احمدرضا میدوید و کله معلق میزد و عجیبتر آنکه میخندید! رفتاری که زیباترین مقدمه برای خلق یک معجزه بود. اتفاق عجیبی که حتی بعد از گل کریم باقری هم قابل پیشبینی به نظر نمیرسید که اگر بود یک عکاس پشت دروازه بوسنیچ میایستاد!
کینه بزرگ «تاریخ» در صحنه تک به تک خداداد از عکاسانی است که هرگز پشت دروازه استرالیا حضور نداشتند و هیچ عکس نزدیکی از آن صحنه تاریخی و شادی بعد از گل وجود ندارد! لحظهای که وزن زمین سبک شد. میلیونها ایرانی به آسمان رفتند و هشت دقیقه وقت اضافی آخرین عذاب ممکن برای یک صعود بزرگ بود. صعود نسلی که از نگاه اجتماعی در حال تغییراتی بزرگ بود.
نقطه اوج، شادی خیابانی ایرانیان تا نیمهشب شنبه بود. روز و شبی که مردم عادی در کنار نظامی و ارتشی و پلیس با هم پایکوبی کردند. اتفاقی که در تاریخ بعد از انقلاب فقط در روز آزادسازی خرمشهر رخ داده بود. برای حضور در آن شادی شورانگیز عمومی نه فراخوانی داده شد و نه برنامهریزی و دعوتی!
کسی برای حضور در آن جشن ملی به جلوی آئینه نرفت و لباسها هویدای این اتفاق تاریخی بود . بعدها پلیس اعلام کرد که در آن روز کمترین سرقت و جرم صورت گرفته و این در حالی بود که گربهها حتی در پیادهروها هم در امان نبودند!
یک خاطره شخصی از ۸آذر ۷۶ تصویر تمامقدی از شرایط آن روز ایران را نشان میدهد:لحظهای که در حوالی میدان ونک سرنشینان یک مرسدس بنز پیاده شدند و با رفتگری که کنار جدول خیابان مشغول دست زدن بود، شادی کردند و رقصیدند. انگار در آن لحظات هیچکس یاد طبقه اجتماعیاش نبود. روزی که مرفه و مستضعف دردی نداشتند
به نشانه تولد ۲۰ سالگي اين شادي بزرگ و به پاس مردمي كه شاديهاي اينچنيني كمترين حق آنها از دنياست، اما براي جستوجوي آن بايد تا خاطرات دور و درازشان سفر كنند.
@Vaallddoo
ظهریها از جلو نظام میکردند هنگامی که مهدی پاشازاده از روی خط دروازه احمدرضا توپی را بیرون کشید و صفها به سمت کلاسها روانه شدند.
@Vaallddoo
بیرحمترین آدمهای روی زمین معلمانی بودند که کلاسهای درس را تعطیل نکردند. چه آموزش و پرورشی بالاتر از همدلی و خواست یک ملت برای پیروزی و موفقیت و صعود و البته مهربانترین معلمهای دنیا همان اساتیدی بودند که با شنیدن صدای رادیوها در زیر نیمکتهای مدرسه تسلیم شدند و فرمان تعطیلی صادر کردند،بدون بخشنامه و مجوز!
بازارها راکد شدند و هیچ کاسبی از ضرر آن روزش ننالید. هر دکانی که تلویزیون داشت پر از جمعیت بود و مغازهداران کسی را غریبه نمیدانستند.
دنیای ورزش و کیهان ورزشی شنبهها منتشر میشدند و در کنار ابرار ورزشی رسانههای مکتوب و مطمئن زمانه خود بودند اما آن روز زردترین هفتهنامههای وقت هم روی دکههای مطبوعاتی نایاب شدند.
شبکه ۳ هنوز در بیشتر جاها قابل رویت نبود و شبکه ۲ وظیفه پخش مستقیم مسابقه ملبورن را بر عهده داشت. دنیا منتظر بود که آخرین تیم راهیافته به جام جهانی فرانسه را بشناسد.
بیست دقیقه که گذشت،هری کیول دروازه عابدزاده را گشود. هنگامی که او میدوید و شادی میکرد، این فقط خندههای احمدرضا بود که بسان باتریهای پزشکی بعد از ایست قلبی، اندک امیدی را باقی میگذاشت. نیمه اول که تمام شد تلفن خانه مادربزرگهای شهر اشغال بود و یک ایران التماس دعا داشتند!
از اینترنت و شبکههای اجتماعی خبری نبود و موبایل برای اکثریت جامعه به مانند اتومبیلهای ۸۰۰میلیونی این روزگار قابل دسترس و مقدور نبود! هیچ جایی برای دلداری و بحث درباره نیمه اول در فاصله ۱۵ دقیقه وجود نداشت و از قضا تلویزیون هم حالی برای تفسیر نداشت.
دو دقیقه اول نیمه دوم مسابقه به مانند همیشه ارتباط صوتی با جواد خیابانی در ملبورن برقرار نبود و برای همین یک گزارشگر گمنام با صدایی پر از استرس عذرخواهی کرد و از داخل استودیو در تهران به گزارش بازی پرداخت. صدایش دور از آن هیجان جهنمی بود و هنوز خیلی با فردوسیپور امروز فاصله داشت اما لااقل عادل هم این شانس را داشت که در این مسابقه تاریخی نامش ثبت شود!
خیابانی هنوز سلام مجدد نگفته بود که دوباره دروازه ایران فرو ریخت. خشمها در حالت انفجار قرار داشت و انگار همگان دنبال بهانه بودند که جیمی جامپ استرالیایی تور دروازه ایران را پایین کشید. مسابقه متوقف شد. دو گل خورده بودیم و تور دروازه عابدزاده پاره، پاره! همه چیز برای یک مرگ ناگهانی کافی بود اما ناگهان احمدرضا...
نمایشنامهنویس انگلیسی چند ماه بعد از این مسابقه درباره کلهمعلقهای عابدزاده در وقفه طولانی بعد از گل دوم بهترین توصیف را انجام داد. او نوشت که «این بهترین نمایش قرن بود!»
احمدرضا میدوید و کله معلق میزد و عجیبتر آنکه میخندید! رفتاری که زیباترین مقدمه برای خلق یک معجزه بود. اتفاق عجیبی که حتی بعد از گل کریم باقری هم قابل پیشبینی به نظر نمیرسید که اگر بود یک عکاس پشت دروازه بوسنیچ میایستاد!
کینه بزرگ «تاریخ» در صحنه تک به تک خداداد از عکاسانی است که هرگز پشت دروازه استرالیا حضور نداشتند و هیچ عکس نزدیکی از آن صحنه تاریخی و شادی بعد از گل وجود ندارد! لحظهای که وزن زمین سبک شد. میلیونها ایرانی به آسمان رفتند و هشت دقیقه وقت اضافی آخرین عذاب ممکن برای یک صعود بزرگ بود. صعود نسلی که از نگاه اجتماعی در حال تغییراتی بزرگ بود.
نقطه اوج، شادی خیابانی ایرانیان تا نیمهشب شنبه بود. روز و شبی که مردم عادی در کنار نظامی و ارتشی و پلیس با هم پایکوبی کردند. اتفاقی که در تاریخ بعد از انقلاب فقط در روز آزادسازی خرمشهر رخ داده بود. برای حضور در آن شادی شورانگیز عمومی نه فراخوانی داده شد و نه برنامهریزی و دعوتی!
کسی برای حضور در آن جشن ملی به جلوی آئینه نرفت و لباسها هویدای این اتفاق تاریخی بود . بعدها پلیس اعلام کرد که در آن روز کمترین سرقت و جرم صورت گرفته و این در حالی بود که گربهها حتی در پیادهروها هم در امان نبودند!
یک خاطره شخصی از ۸آذر ۷۶ تصویر تمامقدی از شرایط آن روز ایران را نشان میدهد:لحظهای که در حوالی میدان ونک سرنشینان یک مرسدس بنز پیاده شدند و با رفتگری که کنار جدول خیابان مشغول دست زدن بود، شادی کردند و رقصیدند. انگار در آن لحظات هیچکس یاد طبقه اجتماعیاش نبود. روزی که مرفه و مستضعف دردی نداشتند
به نشانه تولد ۲۰ سالگي اين شادي بزرگ و به پاس مردمي كه شاديهاي اينچنيني كمترين حق آنها از دنياست، اما براي جستوجوي آن بايد تا خاطرات دور و درازشان سفر كنند.
@Vaallddoo
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.
استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .
استاد به او گفت: آیا میتوانی مثل همان نقاشی را برایم بکشی؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : ""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""
غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت:
"" همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح ندارند"
@Managementhints
استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .
استاد به او گفت: آیا میتوانی مثل همان نقاشی را برایم بکشی؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : ""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""
غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت:
"" همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح ندارند"
@Managementhints
این جماعتی که من میشناسم
به دو چیز عادت کردهاند نکبت و قدرت
نکبت را با قناعت تحمل میکنند و قدرت را
با ترس و پرستش
@Managementhints
#محمود_دولت_آبادی
به دو چیز عادت کردهاند نکبت و قدرت
نکبت را با قناعت تحمل میکنند و قدرت را
با ترس و پرستش
@Managementhints
#محمود_دولت_آبادی
✅ روی گسل بی اعتمادی
✍🏻مولود پاکروان
@Managementhints
🔺وقتی بم لرزید یا رودبار ویران شد، خبری از تلگرام و اینستاگرام و فیسبوک نبود. در زلزله کرمانشاه اما، به مدد شبکهها و رسانههای اجتماعی هر سازمان و جمعیت و چهره ورزشی، علمی یا هنری به رسانهای تبدیل شد تا صدای بحران را به گوش مردم برساند و آنان را در پویشی برای کمکرسانی به هموطنان شریک و سهیم کند. و انصافاً حرکت بزرگی شکل گرفت. حرکتی که گرچه زیبا و تاثیرگذار بود اما سوالات بسیاری را نیز در افکار عمومی و در ذهن صاحبنظران حوزههای مختلف برانگیخت. چه شد که حرکتهای مردمنهاد بر تلاشهای دولتنهاد پیشی گرفت؟
🔺فرآیند بیاعتمادی به ویژه در جریان گردآوری کمکهای مردمی، بیشتر مشهود است. چراکه این کار، هنری است که اغلب دولتمردان و دولتیها از آن بیبهرهاند. علاوه بر بیهنری، از خوشنامی در تخصیص و توزیع عادلانه کمکها و ممانعت از بروز فساد در این جریان نیز بهرهای نبردهاند. در حالی که اقدامات هوشمندانه دولت و نهادهای وابسته به آن در شرایط خاص میتواند مردم را به خیرین دائمی تبدیل کند وقتی از گوشه و کنار صدای سوءمدیریت یا سوءاستفاده به گوش میرسد شکاف بین دولتها و حمایتهای مردمی بیشتر و بیشتر میشود.
🔺وقتی حمایت مردم از دولت کاهش پیدا میکند یا دولت ضعیف عمل کرده است یا شهروندان انتظاراتی بیشتر، یا متفاوت از آنچه دولت تصور میکرده داشتهاند، یا هردو. مردم به کیفیت سیاستهای اقتصادی، خدمات عمومی و حتی سیاستهای خارجی دولت نگاه میکنند، فساد و رسواییهای دولتمردان یا سازمانهای دولتی را رصد میکنند، و میبینند که رسانهها چه تصویری از دولت ارائه میدهند.
🔺دولتها زمانی قابل اعتماد خواهند بود که ارتباطات آنها با جامعه شفاف، آزاد، صادقانه، به موقع و بجا باشد. کارشناسان میگویند دولتها و دولت نهادها اغلب در گفتوگوی صریح و صادقانه و البته مستند و عینی با جامعه شکست میخورند چراکه هنوز هم تصور میکنند باید چیزهایی را پنهان و چیزهایی را کتمان کنند. این در حالی است که به مدد تکنولوژیهای نوین همه آنها در خانهای شیشهای زندگی میکنند که مردم به رصد اتفاقات درون آن نشستهاند.
🔺راهکار دیگری که میتواند به بازسازی اعتماد ازدسترفته کمک کند، درک درست از خواستهها و نیازهای مردم است. تجربه و خرد در انحصار هیچ دولتی نیست؛ مردم نیز دانش و تجربه خرد خود را دارند و اولویتها را بر مبنای نیازها و انتظارات خود تعیین میکنند. هیچ دولتی نمیتواند بدون مشارکت مردم در خلق ایدهها و تصمیمسازیها و تنها بر مبنای اولویتهای ذهنی خود کشتی حکمرانی را به لنگرگاه امنی برساند. مردمی که در تصمیمسازیها مشارکت ندارند، در هیچ اقدامی نیز خود را ملزم به مشارکت نمیبینند./تجارت فردا
@Managementhints
✍🏻مولود پاکروان
@Managementhints
🔺وقتی بم لرزید یا رودبار ویران شد، خبری از تلگرام و اینستاگرام و فیسبوک نبود. در زلزله کرمانشاه اما، به مدد شبکهها و رسانههای اجتماعی هر سازمان و جمعیت و چهره ورزشی، علمی یا هنری به رسانهای تبدیل شد تا صدای بحران را به گوش مردم برساند و آنان را در پویشی برای کمکرسانی به هموطنان شریک و سهیم کند. و انصافاً حرکت بزرگی شکل گرفت. حرکتی که گرچه زیبا و تاثیرگذار بود اما سوالات بسیاری را نیز در افکار عمومی و در ذهن صاحبنظران حوزههای مختلف برانگیخت. چه شد که حرکتهای مردمنهاد بر تلاشهای دولتنهاد پیشی گرفت؟
🔺فرآیند بیاعتمادی به ویژه در جریان گردآوری کمکهای مردمی، بیشتر مشهود است. چراکه این کار، هنری است که اغلب دولتمردان و دولتیها از آن بیبهرهاند. علاوه بر بیهنری، از خوشنامی در تخصیص و توزیع عادلانه کمکها و ممانعت از بروز فساد در این جریان نیز بهرهای نبردهاند. در حالی که اقدامات هوشمندانه دولت و نهادهای وابسته به آن در شرایط خاص میتواند مردم را به خیرین دائمی تبدیل کند وقتی از گوشه و کنار صدای سوءمدیریت یا سوءاستفاده به گوش میرسد شکاف بین دولتها و حمایتهای مردمی بیشتر و بیشتر میشود.
🔺وقتی حمایت مردم از دولت کاهش پیدا میکند یا دولت ضعیف عمل کرده است یا شهروندان انتظاراتی بیشتر، یا متفاوت از آنچه دولت تصور میکرده داشتهاند، یا هردو. مردم به کیفیت سیاستهای اقتصادی، خدمات عمومی و حتی سیاستهای خارجی دولت نگاه میکنند، فساد و رسواییهای دولتمردان یا سازمانهای دولتی را رصد میکنند، و میبینند که رسانهها چه تصویری از دولت ارائه میدهند.
🔺دولتها زمانی قابل اعتماد خواهند بود که ارتباطات آنها با جامعه شفاف، آزاد، صادقانه، به موقع و بجا باشد. کارشناسان میگویند دولتها و دولت نهادها اغلب در گفتوگوی صریح و صادقانه و البته مستند و عینی با جامعه شکست میخورند چراکه هنوز هم تصور میکنند باید چیزهایی را پنهان و چیزهایی را کتمان کنند. این در حالی است که به مدد تکنولوژیهای نوین همه آنها در خانهای شیشهای زندگی میکنند که مردم به رصد اتفاقات درون آن نشستهاند.
🔺راهکار دیگری که میتواند به بازسازی اعتماد ازدسترفته کمک کند، درک درست از خواستهها و نیازهای مردم است. تجربه و خرد در انحصار هیچ دولتی نیست؛ مردم نیز دانش و تجربه خرد خود را دارند و اولویتها را بر مبنای نیازها و انتظارات خود تعیین میکنند. هیچ دولتی نمیتواند بدون مشارکت مردم در خلق ایدهها و تصمیمسازیها و تنها بر مبنای اولویتهای ذهنی خود کشتی حکمرانی را به لنگرگاه امنی برساند. مردمی که در تصمیمسازیها مشارکت ندارند، در هیچ اقدامی نیز خود را ملزم به مشارکت نمیبینند./تجارت فردا
@Managementhints
✅ سیستم تصمیم گیری و فروپاشی پهلوی دوم
✍️ دکتر محمود سریع القلم
@Managementhints
به گزیده ای صورتجلسات شورای اقتصاد با حضور محمدرضا شاه توجه فرمایید:
شهردار پایتخت (غلامرضا نیکپی) بعرض رساند: با توجه به تأکیدی که در مورد ایجاد آپارتمانهای یک اطاقه فرمودند باید سطح زیربنای آنها نیز مشخص گردد.
شاهنشاه فرمودند:مساحت آپارتمانهای یک اطاقه باید در حد ۴۰ تا ۵۰ متر باشد
سپس شاهنشاه سئوال فرمودند:در مورد دستوری که قبلاً دادهایم مبنی بر اینکه به سوپرمارکتها بگویید برای ایجاد مزارع صنعتی که بدون خاک در آن میشود سبزیجات تازه در تمام مدت سال تولید نمود چه اقدامی کردهاند؟
وزیر کشاورزی و منابع طبیعی (منصور روحانی) بعرض رساند: اولین نوع آن در مرکز تحقیقات وزارت کشاورزی و منابع طبیعی در اوین مشغول آزمایش این نوع زراعت میباشند تا محصولش بدست آید و با نشان دادن محصول و قیمت آن معتقدشان کنیم که اگر کنار هر سوپرمارکت یک واحد ۳۰۰ متر مربعی بوجود بیاورند میتوانند سبزیجات تازه در تمام مدت سال در اختیار مشتریان خود بگذارند.
شاهنشاه فرمودند: زودتر اینکار را انجام دهید. قبلاً گفته بودیم که اتکا اقدام نماید
شاهنشاه فرمودند: اولویت را به کارهای ساختمانی مربوط به مسکن دهید.مجیدی (عبدالحمید مجیدی،رییس سازمان برنامه و بودجه) بعرض رساند: قسمتی از کارهای ساختمانی که ضمن طرحهای عمرانی صورت میگیرد ضرورت و فوریت ندارد شاهنشاه فرمودند: لیست آنها را تهیه کنید تا ما دستور دهیم.
طبیعی است که می توان در باره صدها موضوعِ مربوط به نیروهای مسلح، سیاست خارجی، امنیت داخلی، تلویزیون و مطبوعات، ورزش و جوانان، دانشگاه ها و نظام آموزشی به این روش تصمیم سازی، مدیریت کرد.
آیا در حکمرانی جدید و مدرن میتوان، تصمیم گیری در صدها موضوع را به یک گروه بسیار کوچک معطوف کرد؟ آیا دانش و اطلاعات عظیم بشری که ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تصمیم گیری است را می توان در چند نفر محدود خلاصه کرد؟ آیا می توان بدون صدها کمیته، کمیسیون و سیستم های نظارتی، حکمرانی معقول داشت؟ آیا می توان بدون رسانه های آزاد سلامت سیاسی جامعه را نهادینه کرد؟ به هر میزانی که شاه و گروه کوچک اطراف او، باهوش، بادرایت و خوش نیت برای توسعه عمرانی کشور باشند، اما مدیریت محتاج یک بوروکراسی شفاف و کارجمعی، است.آیا میتوان به تصمیمی منطقی رسید وقتی اعضای جلسه نتوانند با شاه، بحث و مخالفت کنند؟ آیا میتوان با مونولوگ، کشوری را مدیریت کرد؟اگر مدارهای مشورت بسیار محدود باشند، چرا باید متخصصین یک جامعه همکاری کنند یا حس کنند جزئی از یک نظام اجتماعی هستند؟ آیا می شود قشر متخصص تربیت کرد ولی به آنها بها نداد؟
مشارکت متخصصان از مکاتب فکری گوناگون برای فهم و مدیریت مسایل یک کشور شروع فرآیندی است که بلوغ آن به سیستم حزبی، آزادی رسانه ها و در نهایت بعد از دهه ها به دموکراسی منجر می شود. اگر حکمرانان نتوانند میان خود و این اقشار به فهم مشترک و صورت بلوغ یافته آن یعنی قرارداد اجتماعی برسند،افکار آنان نمی تواند تداوم پیدا کند چون احساس تعلق از میان میرود.
آیا می شود دانشگاه ساخت و متخصص تربیت کرد ولی کثرت گرا نبود؟ آیا می توان حکمرانی خوب را هدف قرار داد ولی یک برداشت از زندگی، جهان، اقتصاد، سیاست خارجی و امنیت داشت؟
در دوران پهلوی، کشور قدری صنعتی شد، سواد و دانش مردم افزایش یافت، امکانات برای زندگیِ بهتر فراهم شد، ارتباطات جهانی گسترش یافت ولی مدیریت و حکمرانی در دایره ای بسیار محدود و با برداشت هایی محصور اجرا گردید.به گفته دکتر علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در سال های ۱۳۴۷-۱۳۴۰، از سال ۱۳۴۶ به بعد مدیریت کشور نزد شاه بود.عده بسیاری که حتی از مدارهای دربار محسوب می شدند، در تصمیم گیری ها بیگانه شدند. وقتی حکمرانی در یک ذهن خلاصه شود، تعداد اشتباهات زیاد شده و انباشته میشوند.جامعه زنده، جامعه ای است که در آن یک اشتباه، دوبار تکرار نمی شود چون با بحث، دیالوگ و آزادی بیان، اشتباهات در آن مطالعه می شوند و ناخودآگاه شهروندان و مدیران از اشتباهات گذشته فاصله می گیرند. یا باید در یک کشور انتخابات واقعی باشد و به تغییر سیاست ها منجر شود و جامعه احساس کند فرصت اثرگذاری دارد (مثل Brexit در انگلستان) یا حکمرانان باید از طریق متخصصان، اندیشمندان و افکار عمومی به تصمیم سازی عقلانی دست یابند که جامعه احساس کند دموکراسی نیست ولی عقلانیت حاکم است (مانند سنگاپور و چین).در پهلوی دوم، دموکراسی نبود و فرآیندی طی شد که نظام تصمیم سازی در نهایت به شاه منتهی شد و مسئولیت تصمیم سازی، جمعی و عمومی نشد. به قول یکی از کارآفرینان IT که در داوس گفت: اگر یک کارآفرین در سیلیکان ولی اشتباه کند مشکلی نیست ولی اگر آن را تکرار کند باید از آنجا برود.
@Managementhints
✍️ دکتر محمود سریع القلم
@Managementhints
به گزیده ای صورتجلسات شورای اقتصاد با حضور محمدرضا شاه توجه فرمایید:
شهردار پایتخت (غلامرضا نیکپی) بعرض رساند: با توجه به تأکیدی که در مورد ایجاد آپارتمانهای یک اطاقه فرمودند باید سطح زیربنای آنها نیز مشخص گردد.
شاهنشاه فرمودند:مساحت آپارتمانهای یک اطاقه باید در حد ۴۰ تا ۵۰ متر باشد
سپس شاهنشاه سئوال فرمودند:در مورد دستوری که قبلاً دادهایم مبنی بر اینکه به سوپرمارکتها بگویید برای ایجاد مزارع صنعتی که بدون خاک در آن میشود سبزیجات تازه در تمام مدت سال تولید نمود چه اقدامی کردهاند؟
وزیر کشاورزی و منابع طبیعی (منصور روحانی) بعرض رساند: اولین نوع آن در مرکز تحقیقات وزارت کشاورزی و منابع طبیعی در اوین مشغول آزمایش این نوع زراعت میباشند تا محصولش بدست آید و با نشان دادن محصول و قیمت آن معتقدشان کنیم که اگر کنار هر سوپرمارکت یک واحد ۳۰۰ متر مربعی بوجود بیاورند میتوانند سبزیجات تازه در تمام مدت سال در اختیار مشتریان خود بگذارند.
شاهنشاه فرمودند: زودتر اینکار را انجام دهید. قبلاً گفته بودیم که اتکا اقدام نماید
شاهنشاه فرمودند: اولویت را به کارهای ساختمانی مربوط به مسکن دهید.مجیدی (عبدالحمید مجیدی،رییس سازمان برنامه و بودجه) بعرض رساند: قسمتی از کارهای ساختمانی که ضمن طرحهای عمرانی صورت میگیرد ضرورت و فوریت ندارد شاهنشاه فرمودند: لیست آنها را تهیه کنید تا ما دستور دهیم.
طبیعی است که می توان در باره صدها موضوعِ مربوط به نیروهای مسلح، سیاست خارجی، امنیت داخلی، تلویزیون و مطبوعات، ورزش و جوانان، دانشگاه ها و نظام آموزشی به این روش تصمیم سازی، مدیریت کرد.
آیا در حکمرانی جدید و مدرن میتوان، تصمیم گیری در صدها موضوع را به یک گروه بسیار کوچک معطوف کرد؟ آیا دانش و اطلاعات عظیم بشری که ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تصمیم گیری است را می توان در چند نفر محدود خلاصه کرد؟ آیا می توان بدون صدها کمیته، کمیسیون و سیستم های نظارتی، حکمرانی معقول داشت؟ آیا می توان بدون رسانه های آزاد سلامت سیاسی جامعه را نهادینه کرد؟ به هر میزانی که شاه و گروه کوچک اطراف او، باهوش، بادرایت و خوش نیت برای توسعه عمرانی کشور باشند، اما مدیریت محتاج یک بوروکراسی شفاف و کارجمعی، است.آیا میتوان به تصمیمی منطقی رسید وقتی اعضای جلسه نتوانند با شاه، بحث و مخالفت کنند؟ آیا میتوان با مونولوگ، کشوری را مدیریت کرد؟اگر مدارهای مشورت بسیار محدود باشند، چرا باید متخصصین یک جامعه همکاری کنند یا حس کنند جزئی از یک نظام اجتماعی هستند؟ آیا می شود قشر متخصص تربیت کرد ولی به آنها بها نداد؟
مشارکت متخصصان از مکاتب فکری گوناگون برای فهم و مدیریت مسایل یک کشور شروع فرآیندی است که بلوغ آن به سیستم حزبی، آزادی رسانه ها و در نهایت بعد از دهه ها به دموکراسی منجر می شود. اگر حکمرانان نتوانند میان خود و این اقشار به فهم مشترک و صورت بلوغ یافته آن یعنی قرارداد اجتماعی برسند،افکار آنان نمی تواند تداوم پیدا کند چون احساس تعلق از میان میرود.
آیا می شود دانشگاه ساخت و متخصص تربیت کرد ولی کثرت گرا نبود؟ آیا می توان حکمرانی خوب را هدف قرار داد ولی یک برداشت از زندگی، جهان، اقتصاد، سیاست خارجی و امنیت داشت؟
در دوران پهلوی، کشور قدری صنعتی شد، سواد و دانش مردم افزایش یافت، امکانات برای زندگیِ بهتر فراهم شد، ارتباطات جهانی گسترش یافت ولی مدیریت و حکمرانی در دایره ای بسیار محدود و با برداشت هایی محصور اجرا گردید.به گفته دکتر علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در سال های ۱۳۴۷-۱۳۴۰، از سال ۱۳۴۶ به بعد مدیریت کشور نزد شاه بود.عده بسیاری که حتی از مدارهای دربار محسوب می شدند، در تصمیم گیری ها بیگانه شدند. وقتی حکمرانی در یک ذهن خلاصه شود، تعداد اشتباهات زیاد شده و انباشته میشوند.جامعه زنده، جامعه ای است که در آن یک اشتباه، دوبار تکرار نمی شود چون با بحث، دیالوگ و آزادی بیان، اشتباهات در آن مطالعه می شوند و ناخودآگاه شهروندان و مدیران از اشتباهات گذشته فاصله می گیرند. یا باید در یک کشور انتخابات واقعی باشد و به تغییر سیاست ها منجر شود و جامعه احساس کند فرصت اثرگذاری دارد (مثل Brexit در انگلستان) یا حکمرانان باید از طریق متخصصان، اندیشمندان و افکار عمومی به تصمیم سازی عقلانی دست یابند که جامعه احساس کند دموکراسی نیست ولی عقلانیت حاکم است (مانند سنگاپور و چین).در پهلوی دوم، دموکراسی نبود و فرآیندی طی شد که نظام تصمیم سازی در نهایت به شاه منتهی شد و مسئولیت تصمیم سازی، جمعی و عمومی نشد. به قول یکی از کارآفرینان IT که در داوس گفت: اگر یک کارآفرین در سیلیکان ولی اشتباه کند مشکلی نیست ولی اگر آن را تکرار کند باید از آنجا برود.
@Managementhints
مگر تا به حال چند بار "نه" شنیده اید؟
@Managementhints
ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﯿﺨﺮﯼ؟!
ﺍﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ!
ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ 500 ﺩﻻﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ!
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ.
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.
ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ.
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟!
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ.
ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ!
ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ...
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﻣﯿﺰﺩ ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺍﻭ ﺑﻪ 623 ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ KFC ﺩﺭ 124 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ 50 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کند.
٦٢٣ بار نه شنید و ناامید نشد.
ناامیدی مرگ آرزوها و اهداف شماست .
@Managementhints
@Managementhints
ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﯿﺨﺮﯼ؟!
ﺍﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ!
ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﻣﺎﻫﯽ 500 ﺩﻻﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﮕﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ!
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ.
ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ.
ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ.
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﻮﻩ ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟!
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ.
ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎﺑﺰﺭﮒ ﺑﻨﻮﯾﺲ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ!
ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ...
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﻣﯿﺰﺩ ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻧﻪ، ﺍﻭ ﺑﻪ 623 ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ KFC ﺩﺭ 124 ﮐﺸﻮﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭﻣﺮﻍ ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ 50 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کند.
٦٢٣ بار نه شنید و ناامید نشد.
ناامیدی مرگ آرزوها و اهداف شماست .
@Managementhints