✅معنای توسعه و مفهوم تکامل و تعالی در اسلام
📚توسعه و مبانی تمدن غرب، سید مرتضی آوینی، صفحه 18 ال 21
#سه_شنبه_های_توسعه_و_علوم_انسانی
🔸آیا میتوان معنای #توسعه را با مفهوم #تکامل و #تعالی در اسلام انطباق بخشید؟ خیر، مفهوم تکامل و تعالی در #قرآن اصالتاً به ابعاد روحانی و #معنوی وجود بشر است که بازگشت دارد و این تکامل روحانی نه این چنین است که ضرورتا با توسعهٔ مادی بشر ملازمه داشته باشد، بلکه بر عکس ثروت و استقلال در قناعت است، و صحت در اعتدال و پرهیز از تمتع (به معنای قرآنی آن)، و تعالی در از خودگذشتگی و ایثار، و سلامت نفس در غلبه بر امیال نفسانی و شهوات نفس اماره بالسوء است. مقصود این نیست که در اسلام روح و جسم و معنا و ماده در تعارض و تضاد ذاتی با یکدیگر قرار گرفته اند. خیر، روح و جسم و معنا و ماده در اصل و ریشه متحدند و هیچ تضادی بین آن دو وجود ندارد، اما در مراحل اول از آنجا که هر یک از قوای چهارگانهٔ شهوت و غضب و وهم و عقل منفرداً و مجرد از سایر قوا سعی می کنند که حاکمیت کل وجود بشر و شخصیت او را در کف خویش بگیرند، باید برای ایجاد #اعتدال در میان این قوا از افراط و تفریط در ارضای تمایلات و خواهش های آنان پرهیز کرد، چرا که زمینه #تکامل_انسانی ، در اعتدال این قواست که فراهم می شود. از این رو اسلام از یک سو انسان را فی المثل به روزه گرفتن و امساک و قناعت وا می دارد و از سوی دیگر مؤکداً او را از زهد و درون گرایی مفرط پرهیز می دهد و این هر دو با توجه به علت غایی وجود انسان و آن هدفی است که به سوی آن در حرکت است.
🔸 منتهای حرکت تکاملی انسان و جهان و تاریخ در قرآن، «الله» است و این معنا در بسیاری از آیات قرآن مجید با تعبیراتی گوناگون همچون «الی ربک المنتهى» ، «إلى الله المصير» ، «إنَّ إلى ربك الرّجُعى»، « إليه راجعوْنَ» و... بيان شده است. اصل و ریشه این حرکت در جوهره و معنای عالم است که جریان دارد و ماده و ظاهر عالم نیز در تبعیت از این حرکت معنوی تغییر پیدا می کند. بنابراین، تکامل و تعالی در معارف اسلام به یک حرکت همه جانبه که در آن بعد فرهنگی و معنوی دارای اصالت است برمیگردد و حال آن که در غرب تکامل به تطور انسان از صورت های پست تر حیوانی به صورت های تکامل یافته اطلاق می شود. سخن از این نیست که آیا اسلام این تطور را میپذیرد و انسان را موجودی از نسل میمون میداند یا نه، بلکه سؤال این است که آیا معنای «توسعه» با «تکامل و تعالی» در فرهنگ و معارف اسلامی انطباق دارد یا خیر. خیر، حرکت به سوی تکامل و تعالی در اسلام لزوماً با #توسعه_مادی و اقتصادی همراه نیست و بلکه بالعکس، تعالی معنوی با قناعت و زهد و مصرف کمتر و ... ملازمه دارد. و البته این سخن نه بدین معناست که توسعه اقتصادی مخالف با تکامل باشد، نه ! اما ضرورتاً این نیست که بشر برای تکامل - به معنای وسیع آن در اسلام - ناچار از #توسعه_اقتصادی باشد. برای توجیه توسعه به سراغ این نظریه نیز نمیتوان رفت. اگر حکومت اسلامی میخواهد برای رشد و تکامل انسانی برنامه ریزی کند، اصالتاً باید به ابعاد معنوی و روحانی وجود بشر توجه پیدا کند و در مرحله اول موانعی را که راه تعالی روحانی بشر به سوی خدا را سد کرده اند، از سر راه بردارد و از جمله این موانع فقر مادی است. بنابراین، اولاً توجه به از بین بردن فقر مادی امری تبعی است نه اصلی و ثانیاً هدف از آن دستیابی به #عدالت_اجتماعی است نه توسعه.
🔸برای روشنتر شدن این مطلب شاید نیاز به توضیح بیشتری باشد. چه تفاوتی می کند که از بین بردن فقر مادی امری «اصلی» باشد یا «تبعی»؟ تفاوت در اینجاست که امور اصلی خودشان لزوماً و اصالتاً به عنوان محور و مبنای عمل مورد توجه قرار می گیرند، حال آن که امور تبعی فرعی و کفایی هستند. بدین ترتیب وظیفه اصلی #حکومت_اسلامی اصلا تزکیه و تعلیم اجتماع است، اما چون فقر و فقدان عدالت اجتماعی مانعی عظیم در برابر این هدف اصلی است، بالتبع به از بین بردن فقر و سایر موانع می پردازد و به طور موازی در جهت تکامل و تعالی معنوی جامعه برنامه ریزی می کند. بنابراین، آموزش و فرهنگ در خدمت رفع محرومیت ها و از بین بردن فقر قرار نمی گیرد، بلکه مبارزه با فقر در خدمت اعتلای معنوی و فرهنگی است. شاید هنوز هم روشن نشده باشد که این دو نحوه نگرش به فقر و فرهنگ چقدر با یکدیگر متفاوت است. در یک برنامه ریزی وسیع و دراز مدت اگر مبارزه بر مادی به عنوان محور و اصل اتخاذ شود، آنگاه #آموزش و فرهنگ نیز به عنوان امور تبعی در خدمت آن قرار خواهند گرفت، اما اگر #اعتلای_فرهنگی (یعنی #تزکیه نام محور و اصل قرار بگیرد، آنگاه مبارزه با فقر به عنوان امری تبعی و مانعی بر سر راه تکامل و تعالی معنوی لحاظ خواهد شد.
#توسعه_و_علوم_انسانی
#توسعه_و_مبانی_تمدن_غرب
#سید_مرتضی_آوینی
#اندیشکده_مهاجر
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📚توسعه و مبانی تمدن غرب، سید مرتضی آوینی، صفحه 18 ال 21
#سه_شنبه_های_توسعه_و_علوم_انسانی
🔸آیا میتوان معنای #توسعه را با مفهوم #تکامل و #تعالی در اسلام انطباق بخشید؟ خیر، مفهوم تکامل و تعالی در #قرآن اصالتاً به ابعاد روحانی و #معنوی وجود بشر است که بازگشت دارد و این تکامل روحانی نه این چنین است که ضرورتا با توسعهٔ مادی بشر ملازمه داشته باشد، بلکه بر عکس ثروت و استقلال در قناعت است، و صحت در اعتدال و پرهیز از تمتع (به معنای قرآنی آن)، و تعالی در از خودگذشتگی و ایثار، و سلامت نفس در غلبه بر امیال نفسانی و شهوات نفس اماره بالسوء است. مقصود این نیست که در اسلام روح و جسم و معنا و ماده در تعارض و تضاد ذاتی با یکدیگر قرار گرفته اند. خیر، روح و جسم و معنا و ماده در اصل و ریشه متحدند و هیچ تضادی بین آن دو وجود ندارد، اما در مراحل اول از آنجا که هر یک از قوای چهارگانهٔ شهوت و غضب و وهم و عقل منفرداً و مجرد از سایر قوا سعی می کنند که حاکمیت کل وجود بشر و شخصیت او را در کف خویش بگیرند، باید برای ایجاد #اعتدال در میان این قوا از افراط و تفریط در ارضای تمایلات و خواهش های آنان پرهیز کرد، چرا که زمینه #تکامل_انسانی ، در اعتدال این قواست که فراهم می شود. از این رو اسلام از یک سو انسان را فی المثل به روزه گرفتن و امساک و قناعت وا می دارد و از سوی دیگر مؤکداً او را از زهد و درون گرایی مفرط پرهیز می دهد و این هر دو با توجه به علت غایی وجود انسان و آن هدفی است که به سوی آن در حرکت است.
🔸 منتهای حرکت تکاملی انسان و جهان و تاریخ در قرآن، «الله» است و این معنا در بسیاری از آیات قرآن مجید با تعبیراتی گوناگون همچون «الی ربک المنتهى» ، «إلى الله المصير» ، «إنَّ إلى ربك الرّجُعى»، « إليه راجعوْنَ» و... بيان شده است. اصل و ریشه این حرکت در جوهره و معنای عالم است که جریان دارد و ماده و ظاهر عالم نیز در تبعیت از این حرکت معنوی تغییر پیدا می کند. بنابراین، تکامل و تعالی در معارف اسلام به یک حرکت همه جانبه که در آن بعد فرهنگی و معنوی دارای اصالت است برمیگردد و حال آن که در غرب تکامل به تطور انسان از صورت های پست تر حیوانی به صورت های تکامل یافته اطلاق می شود. سخن از این نیست که آیا اسلام این تطور را میپذیرد و انسان را موجودی از نسل میمون میداند یا نه، بلکه سؤال این است که آیا معنای «توسعه» با «تکامل و تعالی» در فرهنگ و معارف اسلامی انطباق دارد یا خیر. خیر، حرکت به سوی تکامل و تعالی در اسلام لزوماً با #توسعه_مادی و اقتصادی همراه نیست و بلکه بالعکس، تعالی معنوی با قناعت و زهد و مصرف کمتر و ... ملازمه دارد. و البته این سخن نه بدین معناست که توسعه اقتصادی مخالف با تکامل باشد، نه ! اما ضرورتاً این نیست که بشر برای تکامل - به معنای وسیع آن در اسلام - ناچار از #توسعه_اقتصادی باشد. برای توجیه توسعه به سراغ این نظریه نیز نمیتوان رفت. اگر حکومت اسلامی میخواهد برای رشد و تکامل انسانی برنامه ریزی کند، اصالتاً باید به ابعاد معنوی و روحانی وجود بشر توجه پیدا کند و در مرحله اول موانعی را که راه تعالی روحانی بشر به سوی خدا را سد کرده اند، از سر راه بردارد و از جمله این موانع فقر مادی است. بنابراین، اولاً توجه به از بین بردن فقر مادی امری تبعی است نه اصلی و ثانیاً هدف از آن دستیابی به #عدالت_اجتماعی است نه توسعه.
🔸برای روشنتر شدن این مطلب شاید نیاز به توضیح بیشتری باشد. چه تفاوتی می کند که از بین بردن فقر مادی امری «اصلی» باشد یا «تبعی»؟ تفاوت در اینجاست که امور اصلی خودشان لزوماً و اصالتاً به عنوان محور و مبنای عمل مورد توجه قرار می گیرند، حال آن که امور تبعی فرعی و کفایی هستند. بدین ترتیب وظیفه اصلی #حکومت_اسلامی اصلا تزکیه و تعلیم اجتماع است، اما چون فقر و فقدان عدالت اجتماعی مانعی عظیم در برابر این هدف اصلی است، بالتبع به از بین بردن فقر و سایر موانع می پردازد و به طور موازی در جهت تکامل و تعالی معنوی جامعه برنامه ریزی می کند. بنابراین، آموزش و فرهنگ در خدمت رفع محرومیت ها و از بین بردن فقر قرار نمی گیرد، بلکه مبارزه با فقر در خدمت اعتلای معنوی و فرهنگی است. شاید هنوز هم روشن نشده باشد که این دو نحوه نگرش به فقر و فرهنگ چقدر با یکدیگر متفاوت است. در یک برنامه ریزی وسیع و دراز مدت اگر مبارزه بر مادی به عنوان محور و اصل اتخاذ شود، آنگاه #آموزش و فرهنگ نیز به عنوان امور تبعی در خدمت آن قرار خواهند گرفت، اما اگر #اعتلای_فرهنگی (یعنی #تزکیه نام محور و اصل قرار بگیرد، آنگاه مبارزه با فقر به عنوان امری تبعی و مانعی بر سر راه تکامل و تعالی معنوی لحاظ خواهد شد.
#توسعه_و_علوم_انسانی
#توسعه_و_مبانی_تمدن_غرب
#سید_مرتضی_آوینی
#اندیشکده_مهاجر
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅مسابقه ربط
📝مترجم : ابوطالب صفدری / دانشجوی دکتری فلسفه علم / عضو کارگروه اخلاق و فناوری
🔺 لینک مطلب :
🌐 yon.ir/0EbKO
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📝مترجم : ابوطالب صفدری / دانشجوی دکتری فلسفه علم / عضو کارگروه اخلاق و فناوری
🔺 لینک مطلب :
🌐 yon.ir/0EbKO
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
👆👆مسابقه ربط👆👆
📝مترجم : ابوطالب صفدری / دانشجوی دکتری فلسفه علم / عضو کارگروه اخلاق و فناوری
✅اگر بابتِ چیزی پول نمیدهید، بدانید که خریدار نیستید، بلکه همان محصولی هستید که فروخته میشود!
🔸راه حل مسئلۀ سرریزِ اطلاعاتیِ عصر دیجیتال، خلق یک سردبیرِ باهوش و شخصیست که در بطنِ فناوریهای اطلاعاتی مختلف تعبیه شده است. همان طور که نگروپونته به مجلۀ فناوریِ تازهتأسیسِ وایرد گفته بود، این کارگزاران یا سردبیران شخصی فقط به تلویزیونها محدود نمیشدند: "کارگزاران هوشمند، آیندۀ حتمیِ صنعت رایانهاند."
🔸آیندهای را تصور کنید که در آن کارگزار واسطۀ شما میتواند خبرگزاریها و روزنامه ها را بخواند، همۀ برنامههای تلویزیونی و رادیوییِ کرۀ زمین را ببیند و بشنود، و نهایتاً گزارشی فشرده و شخصیشده از آنها تهیه کرده و در اختیار شما قرار دهد. فقط یک نسخه از این نوع روزنامه چاپ میشود…میتوانید نامش را بگذارید روزانۀ من.
🔸جارون لانیر در سانفرانسیسکو اما نگاهی ترسآلود به این اظهارات داشت. او که یکی از خالقین واقعیت مجازی بود، از دهۀ هشتاد میلادی به این فکر میکرد که چگونه میتوان انسان و رایانه را به هم نزدیک کرد. اما صحبت از کارگزاران هوشمند او را دیوانه میکرد. او طی نامهای به وایرد استایل کامیونیتی که در وبسایت خود منتشر کرد چنین نوشت:
"چه بر سر شماها آمده؟ ایدۀ کارگزارانِ هوشمند هم غلط است و هم شیطانی… مسئلۀ کارگزار است که تعیین میکند نت خیلی بهتر از تلویزیون است یا خیلی بدتر."
🔸لانیر باور داشت چون این کارگزاران، انسانهای واقعی نیستند ممکن است انسانهای واقعی را مجبور به تعاملی ابتدایی و تصنعی با خود کنند:"مدلی که این کارگزاران از علائق شما ارائه میدهند، مدلی کارتونی و مضحک است، و به این ترتیب شما با نگاه از دریچۀ چشمان آنها، مدلی کارتونی و سادهشده از جهان را مشاهده خواهید کرد. "
🔺 جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه نمایید :
🌐 yon.ir/0EbKO
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📝مترجم : ابوطالب صفدری / دانشجوی دکتری فلسفه علم / عضو کارگروه اخلاق و فناوری
✅اگر بابتِ چیزی پول نمیدهید، بدانید که خریدار نیستید، بلکه همان محصولی هستید که فروخته میشود!
🔸راه حل مسئلۀ سرریزِ اطلاعاتیِ عصر دیجیتال، خلق یک سردبیرِ باهوش و شخصیست که در بطنِ فناوریهای اطلاعاتی مختلف تعبیه شده است. همان طور که نگروپونته به مجلۀ فناوریِ تازهتأسیسِ وایرد گفته بود، این کارگزاران یا سردبیران شخصی فقط به تلویزیونها محدود نمیشدند: "کارگزاران هوشمند، آیندۀ حتمیِ صنعت رایانهاند."
🔸آیندهای را تصور کنید که در آن کارگزار واسطۀ شما میتواند خبرگزاریها و روزنامه ها را بخواند، همۀ برنامههای تلویزیونی و رادیوییِ کرۀ زمین را ببیند و بشنود، و نهایتاً گزارشی فشرده و شخصیشده از آنها تهیه کرده و در اختیار شما قرار دهد. فقط یک نسخه از این نوع روزنامه چاپ میشود…میتوانید نامش را بگذارید روزانۀ من.
🔸جارون لانیر در سانفرانسیسکو اما نگاهی ترسآلود به این اظهارات داشت. او که یکی از خالقین واقعیت مجازی بود، از دهۀ هشتاد میلادی به این فکر میکرد که چگونه میتوان انسان و رایانه را به هم نزدیک کرد. اما صحبت از کارگزاران هوشمند او را دیوانه میکرد. او طی نامهای به وایرد استایل کامیونیتی که در وبسایت خود منتشر کرد چنین نوشت:
"چه بر سر شماها آمده؟ ایدۀ کارگزارانِ هوشمند هم غلط است و هم شیطانی… مسئلۀ کارگزار است که تعیین میکند نت خیلی بهتر از تلویزیون است یا خیلی بدتر."
🔸لانیر باور داشت چون این کارگزاران، انسانهای واقعی نیستند ممکن است انسانهای واقعی را مجبور به تعاملی ابتدایی و تصنعی با خود کنند:"مدلی که این کارگزاران از علائق شما ارائه میدهند، مدلی کارتونی و مضحک است، و به این ترتیب شما با نگاه از دریچۀ چشمان آنها، مدلی کارتونی و سادهشده از جهان را مشاهده خواهید کرد. "
🔺 جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه نمایید :
🌐 yon.ir/0EbKO
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
اندیشکده مهاجر
مسابقۀ ربط - اندیشکده مهاجر
بهارِ 1994 بود که نیکلاس نگروپونته شروع کرد به فکر کردن و نوشتن. هم نگروپونته، هم مدیا لب -که محصول اندیشههای او بو جوان تراشه و صنعتگرانِ
◾️شهادت جانسوز ششمین اختر تابناک امامت و ولایت، رئیس مذهب شیعه، صادق آل محمد (ص)، امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد.
__________
◾️ اندیشکده مهاجر :
▪️ @mohajer_ThinkTank
▪️ mohaajer.ir
__________
◾️ اندیشکده مهاجر :
▪️ @mohajer_ThinkTank
▪️ mohaajer.ir
✅امام صادق (ع) و مواجهه با جریانات و مذاهب فکری
📝نویسنده : محمد حسین بنا / پژوهشگر اندیشکده مهاجر
🔻قسمت اول
🔸امام صادق (ع) در سال 83 هجری و در زمان خلافت عبدالملک بن مروان اموی به دنیا آمد و در سال 148 و در زمان خلافت منصور عباسی به شهادت رسید. در دوران حیات امام صادق (ع) و دوران امامت ایشان از طرفی به واسطه انتقال قدرت و خلافت از #بنی_امیه به #بنی_عباس و از طرف دیگر به واسطه رواج جریانات و مذاهب مختلف فکری شرایط ویژه ای بر جهان اسلام حاکم بود. در این شرایط زندگی امام (ع) معطوف به مبارزه و جهاد در دو جبهه بود، از طرفی ایشان در قالب یک #نهضت_علمی و در امتداد فعالیتهای پدر بزرگوارشان #امام_باقر(ع) به تبیین اسلام راستین می پرداختند و با انحرافات فکری جریان های مختلف در عالم اسلام مبارزه می کردند و از طرف دیگر برای برقراری نظام عادلانه مبتنی بر توحید و ایجاد #عدل و قسط اجتماعی در جهان 🔸اسلام به طراحی تشکیلات برای #مبارزه_سیاسی می پرداختند.
یکی از وجوه مهم در مبارزات امام صادق (ع) که برای امروز ما هم خیلی درس آموز است، نوع و نحوه مواجهه ایشان با جریانها و مذاهب متکثر موجود در #جامعه_اسلامی آن روز است. ایشان در عین اینکه وارث علم پیامبر اسلام (ص) و تجلی حقیقی اسلام راستین بودند اما در مواجهه علمی با دیگران از طریق بحث و گفت و گو برهان خارج نمی شدند و با همه جریانهای موجود بر همین مبنا تعامل داشتند. در زمانه ای که مذاهب فقهی و حدیثی در عالم اسلام شکل می گرفت ائمه اهل سنت به درس امام (ع) در مدینه می آمدند و به عظمت ایشان معترف بودند. مالک بن انس در مورد امام (ع) می گوید: «کان من عظماء العبّاد و أکابر الزّهاد و الذین یخشون الله عزّ و جل ّ و کان کثیر الحدیث، طیّب المجالسه، کثیر الفوائد» و «ما رأت عینٌ و لا سمعت اذنٌ و لا خطر علی قلب بشرٍ أفضل من جعفر بن محمدٍ» و هم چنین ابوحنیفه در مورد امام (ع) میگوید: «ما رایتُ أفقه من جعفر بن محمد».
_______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📝نویسنده : محمد حسین بنا / پژوهشگر اندیشکده مهاجر
🔻قسمت اول
🔸امام صادق (ع) در سال 83 هجری و در زمان خلافت عبدالملک بن مروان اموی به دنیا آمد و در سال 148 و در زمان خلافت منصور عباسی به شهادت رسید. در دوران حیات امام صادق (ع) و دوران امامت ایشان از طرفی به واسطه انتقال قدرت و خلافت از #بنی_امیه به #بنی_عباس و از طرف دیگر به واسطه رواج جریانات و مذاهب مختلف فکری شرایط ویژه ای بر جهان اسلام حاکم بود. در این شرایط زندگی امام (ع) معطوف به مبارزه و جهاد در دو جبهه بود، از طرفی ایشان در قالب یک #نهضت_علمی و در امتداد فعالیتهای پدر بزرگوارشان #امام_باقر(ع) به تبیین اسلام راستین می پرداختند و با انحرافات فکری جریان های مختلف در عالم اسلام مبارزه می کردند و از طرف دیگر برای برقراری نظام عادلانه مبتنی بر توحید و ایجاد #عدل و قسط اجتماعی در جهان 🔸اسلام به طراحی تشکیلات برای #مبارزه_سیاسی می پرداختند.
یکی از وجوه مهم در مبارزات امام صادق (ع) که برای امروز ما هم خیلی درس آموز است، نوع و نحوه مواجهه ایشان با جریانها و مذاهب متکثر موجود در #جامعه_اسلامی آن روز است. ایشان در عین اینکه وارث علم پیامبر اسلام (ص) و تجلی حقیقی اسلام راستین بودند اما در مواجهه علمی با دیگران از طریق بحث و گفت و گو برهان خارج نمی شدند و با همه جریانهای موجود بر همین مبنا تعامل داشتند. در زمانه ای که مذاهب فقهی و حدیثی در عالم اسلام شکل می گرفت ائمه اهل سنت به درس امام (ع) در مدینه می آمدند و به عظمت ایشان معترف بودند. مالک بن انس در مورد امام (ع) می گوید: «کان من عظماء العبّاد و أکابر الزّهاد و الذین یخشون الله عزّ و جل ّ و کان کثیر الحدیث، طیّب المجالسه، کثیر الفوائد» و «ما رأت عینٌ و لا سمعت اذنٌ و لا خطر علی قلب بشرٍ أفضل من جعفر بن محمدٍ» و هم چنین ابوحنیفه در مورد امام (ع) میگوید: «ما رایتُ أفقه من جعفر بن محمد».
_______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅امام صادق (ع) و مواجهه با جریانات و مذاهب فکری
📝نویسنده : محمد حسین بنا / عضو کارگروه توسعه و علوم انسانی
🔻قسمت دوم
🔸علاوه بر جریانات داخل عالم اسلامی و مدعی اسلام، امام صادق (ع) با دهریون و ملحدین هم که در #جهان_اسلام حضور داشتند به بحث و مناظره می پرداختند و تاریخ بالاترین حد ممکن گفت و گو را در مورد ایشان ثبت کرده است. در مقدمه روایت توحید مفضل جملاتی از ابن ابی العوجا دهری و ملحد مشهور آن زمان خطاب به مفضل بن عمر جعفی صحابی امام (ع) نقل شده است که این مسئله را به بهترین نحو نشان می دهد: « قَالَ الْمُفَضَّلُ فَلَمْ أَمْلِكْ نَفْسِي غَضَباً وَ غَيْظاً وَ حَنَقاً فَقُلْتُ يَا عَدُوَّ اللَّهِ أَلْحَدْتَ فِي دِينِ اللَّهِ وَ أَنْكَرْتَ الْبَارِيَ جَلَّ قُدْسُهُ الَّذِي خَلَقَكَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ وَ صَوَّرَكَ فِي أَتَمِّ صُورَةٍ وَ نَقَلَكَ فِي أَحْوَالِكَ حَتَّى بَلَغَ إِلَى حَيْثُ انْتَهَيْتَ فَلَوْ تَفَكَّرْتَ فِي نَفْسِكَ وَ صَدَقَكَ لَطِيفُ حِسِّكَ لَوَجَدْتَ دَلَائِلَ الرُّبُوبِيَّةِ وَ آثَارَ الصَّنْعَةِ فِيكَ قَائِمَةً وَ شَوَاهِدَهُ جَلَّ وَ تَقَدَّسَ فِي خَلْقِك وَاضِحَةً وَ بَرَاهِينَهُ لَكَ لَائِحَة فقال: يَا هَذَا! إنْ كُنْتَ مِنْ أَهْلِ الكَلاَمِ كَلَّمْنَاكَ، فَإنْ ثَبَتَ لَكَ حُجَّةٌ تَبِعْنَاكَ. وَإنْ لَمْ تَكُنْ مِنْهُمْ فَلاَ كَلاَمَ لَكَ! وَ إنْ كُنْتَ مِنْ أَصْحَابِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ فَمَا هَكَذَا يُخَاطِبُنَا، وَلاَ بِمِثْلِ دَلِيلِكَ يُجَادِلُنَا. وَلَقَدْ سَمِعَ مِنْ كَلاَمِنَا أَكْثَرَ مِمَّا سَمِعْتَ، فَمَا أَفْحَشَ فِي خِطَابِنَا، وَلاَ تَعَدَّي فِي جَوَابِنَا. وَ إنَّهُ لَلْحَلِيمُ الرَّزِينُ العَاقِلُ الرَّصِينُ، لاَ يَعْتَرِيهِ خُرْقٌ وَلاَ طَيْشٌ وَلاَ نَزْقٌ. وَ يَسْمَعُ كَلاَمَنَا وَيُصْغِي إلَيْنَا وَيَسْتَعْرِفُ حُجَّتَنَا حَتَّي اسْتَفْرَغْنَا مَا عِنْدَنَا وَظَنَنَّا أَنَّا قَدْ قَطَعْنَاهُ أَدْحَضَ حُجَّتَنَا بِكَلاَمٍ يَسِيرٍ وَخِطَابٍ قَصِيرٍ يُلْزِمُنَا بِهِ الحُجَّةَ، وَ يَقْطَعُ العُذْرَ، وَ لاَ نَسْتَطِيعُ لِجَوابِهِ رَدَّاً. فَإنْ كُنْتَ مِنْ أَصْحَابِهِ فَخَاطِبْنَا بِمِثْلِ خِطَابِهِ!» (مفضّل مىگويد: [با شنيدن اين سخنان ناروا] چنان به خشم و غضب آمدم كه عنان از كفم بيرون رفت و [خطاب به او] گفتم: اى دشمن خدا! در دين خدايت الحاد مىورزى و خداوندى را كه به نيكوترين صورت و كاملترين آفرينش پديدت آورد و تو را تا بدين جا رسانيده، انكار مىكنى؟! اگر در درون خويش نيك انديشه كنى و حس لطيف تو در خطا نيفتد، هر آينه براهين ربوبيّت و آثار صنعت صانع را در وجودت نهفته و نشانهها و دلايل او- جلّ و علا- را در آفرينشت روشن مىيابى. ابن ابی العوجاء [پس از شنيدن آهنگ تند سخنان مفضّل] گفت: اى مرد! اگر از متكلمانى با تو سخن مىگوييم. در صورتى كه [بر ما چيره شدى و] حق را نزد تو يافتيم، از تو پيروى خواهيم كرد. اما اگر از اينان نيستى هيچ سخن مگوى. اگر از ياران و اصحاب [امام] جعفر صادق [عليه السّلام] هستى، بدان كه او با ما اين گونه سخن نمىگويد و همانند تو با ما مجادله نمىكند. او بيش از آنچه تو از ما شنيدى، از ما شنيده، امّا هيچ گاه سخن را با فحش و تعدى آلوده ننموده است. او همواره در سخنان خود شكيبا، باوقار، انديشهگر و استوار بوده و هيچ زمانى به ستوه مىآمد و خلقش تنگ نمىگشت و بر نمىآشفت. ابتدا نيك به سخنان ما گوش فرا مىدهد، مىكوشد كه دليل ما را بدرستى دريابد، ما نيز همه چيز خود را به ميان مىآوريم. هنگامى كه [سخنان ما تمام مىشود و] مىپنداريم او را محكوم كرديم [و بر او چيره شديم]، ناگاه با سخنى كوتاه و اندك [بر ما غالب مىآيد،] دليلمان را مىشكند. عذرمان را مىبرد و ما را تسليم دليل خود مىكند، بهگونهاى كه هيچ پاسخى در جواب به دلايلش نمىيابيم. حال اگر از ياران اويى تو نيز با ما چون او سخن بگو.)
🔸این عبارات از ابن ابی العوجا تنها خطاب به مفضل بن عمر نیست، بلکه مخاطب آن همه ما شیعیان و پیروان #امام_صادق(ع) هستیم. همه اصحاب جعفر بن محمد (علیهما السلام) که در طریق #علم و دانایی و بحث و گفت و گو هستند باید چنان باشند که ابن ابی العوجا در وصف اصحاب امام گفت. و امروزه در میان دانشمندان و علمای اسلام کمتر چهره هایی وجود دارند که حتی توانایی گفت و گو با دیگر #ادیان و #مذاهب راستین را داشته باشد، در صورتی¬که امام (ع) با جریانات انحرافی و ملحدین هم اهل گفت و گو و شنیدن #استدلال و #برهان طرف مقابل و بیان دلایل و براهین خود بودند.
______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📝نویسنده : محمد حسین بنا / عضو کارگروه توسعه و علوم انسانی
🔻قسمت دوم
🔸علاوه بر جریانات داخل عالم اسلامی و مدعی اسلام، امام صادق (ع) با دهریون و ملحدین هم که در #جهان_اسلام حضور داشتند به بحث و مناظره می پرداختند و تاریخ بالاترین حد ممکن گفت و گو را در مورد ایشان ثبت کرده است. در مقدمه روایت توحید مفضل جملاتی از ابن ابی العوجا دهری و ملحد مشهور آن زمان خطاب به مفضل بن عمر جعفی صحابی امام (ع) نقل شده است که این مسئله را به بهترین نحو نشان می دهد: « قَالَ الْمُفَضَّلُ فَلَمْ أَمْلِكْ نَفْسِي غَضَباً وَ غَيْظاً وَ حَنَقاً فَقُلْتُ يَا عَدُوَّ اللَّهِ أَلْحَدْتَ فِي دِينِ اللَّهِ وَ أَنْكَرْتَ الْبَارِيَ جَلَّ قُدْسُهُ الَّذِي خَلَقَكَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ وَ صَوَّرَكَ فِي أَتَمِّ صُورَةٍ وَ نَقَلَكَ فِي أَحْوَالِكَ حَتَّى بَلَغَ إِلَى حَيْثُ انْتَهَيْتَ فَلَوْ تَفَكَّرْتَ فِي نَفْسِكَ وَ صَدَقَكَ لَطِيفُ حِسِّكَ لَوَجَدْتَ دَلَائِلَ الرُّبُوبِيَّةِ وَ آثَارَ الصَّنْعَةِ فِيكَ قَائِمَةً وَ شَوَاهِدَهُ جَلَّ وَ تَقَدَّسَ فِي خَلْقِك وَاضِحَةً وَ بَرَاهِينَهُ لَكَ لَائِحَة فقال: يَا هَذَا! إنْ كُنْتَ مِنْ أَهْلِ الكَلاَمِ كَلَّمْنَاكَ، فَإنْ ثَبَتَ لَكَ حُجَّةٌ تَبِعْنَاكَ. وَإنْ لَمْ تَكُنْ مِنْهُمْ فَلاَ كَلاَمَ لَكَ! وَ إنْ كُنْتَ مِنْ أَصْحَابِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ فَمَا هَكَذَا يُخَاطِبُنَا، وَلاَ بِمِثْلِ دَلِيلِكَ يُجَادِلُنَا. وَلَقَدْ سَمِعَ مِنْ كَلاَمِنَا أَكْثَرَ مِمَّا سَمِعْتَ، فَمَا أَفْحَشَ فِي خِطَابِنَا، وَلاَ تَعَدَّي فِي جَوَابِنَا. وَ إنَّهُ لَلْحَلِيمُ الرَّزِينُ العَاقِلُ الرَّصِينُ، لاَ يَعْتَرِيهِ خُرْقٌ وَلاَ طَيْشٌ وَلاَ نَزْقٌ. وَ يَسْمَعُ كَلاَمَنَا وَيُصْغِي إلَيْنَا وَيَسْتَعْرِفُ حُجَّتَنَا حَتَّي اسْتَفْرَغْنَا مَا عِنْدَنَا وَظَنَنَّا أَنَّا قَدْ قَطَعْنَاهُ أَدْحَضَ حُجَّتَنَا بِكَلاَمٍ يَسِيرٍ وَخِطَابٍ قَصِيرٍ يُلْزِمُنَا بِهِ الحُجَّةَ، وَ يَقْطَعُ العُذْرَ، وَ لاَ نَسْتَطِيعُ لِجَوابِهِ رَدَّاً. فَإنْ كُنْتَ مِنْ أَصْحَابِهِ فَخَاطِبْنَا بِمِثْلِ خِطَابِهِ!» (مفضّل مىگويد: [با شنيدن اين سخنان ناروا] چنان به خشم و غضب آمدم كه عنان از كفم بيرون رفت و [خطاب به او] گفتم: اى دشمن خدا! در دين خدايت الحاد مىورزى و خداوندى را كه به نيكوترين صورت و كاملترين آفرينش پديدت آورد و تو را تا بدين جا رسانيده، انكار مىكنى؟! اگر در درون خويش نيك انديشه كنى و حس لطيف تو در خطا نيفتد، هر آينه براهين ربوبيّت و آثار صنعت صانع را در وجودت نهفته و نشانهها و دلايل او- جلّ و علا- را در آفرينشت روشن مىيابى. ابن ابی العوجاء [پس از شنيدن آهنگ تند سخنان مفضّل] گفت: اى مرد! اگر از متكلمانى با تو سخن مىگوييم. در صورتى كه [بر ما چيره شدى و] حق را نزد تو يافتيم، از تو پيروى خواهيم كرد. اما اگر از اينان نيستى هيچ سخن مگوى. اگر از ياران و اصحاب [امام] جعفر صادق [عليه السّلام] هستى، بدان كه او با ما اين گونه سخن نمىگويد و همانند تو با ما مجادله نمىكند. او بيش از آنچه تو از ما شنيدى، از ما شنيده، امّا هيچ گاه سخن را با فحش و تعدى آلوده ننموده است. او همواره در سخنان خود شكيبا، باوقار، انديشهگر و استوار بوده و هيچ زمانى به ستوه مىآمد و خلقش تنگ نمىگشت و بر نمىآشفت. ابتدا نيك به سخنان ما گوش فرا مىدهد، مىكوشد كه دليل ما را بدرستى دريابد، ما نيز همه چيز خود را به ميان مىآوريم. هنگامى كه [سخنان ما تمام مىشود و] مىپنداريم او را محكوم كرديم [و بر او چيره شديم]، ناگاه با سخنى كوتاه و اندك [بر ما غالب مىآيد،] دليلمان را مىشكند. عذرمان را مىبرد و ما را تسليم دليل خود مىكند، بهگونهاى كه هيچ پاسخى در جواب به دلايلش نمىيابيم. حال اگر از ياران اويى تو نيز با ما چون او سخن بگو.)
🔸این عبارات از ابن ابی العوجا تنها خطاب به مفضل بن عمر نیست، بلکه مخاطب آن همه ما شیعیان و پیروان #امام_صادق(ع) هستیم. همه اصحاب جعفر بن محمد (علیهما السلام) که در طریق #علم و دانایی و بحث و گفت و گو هستند باید چنان باشند که ابن ابی العوجا در وصف اصحاب امام گفت. و امروزه در میان دانشمندان و علمای اسلام کمتر چهره هایی وجود دارند که حتی توانایی گفت و گو با دیگر #ادیان و #مذاهب راستین را داشته باشد، در صورتی¬که امام (ع) با جریانات انحرافی و ملحدین هم اهل گفت و گو و شنیدن #استدلال و #برهان طرف مقابل و بیان دلایل و براهین خود بودند.
______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅رسیدن به بلوغِ «ما کیستیم؟»
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/wGZiz
__________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/wGZiz
__________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
👆رسیدن به بلوغِ «ما کیستیم؟»👆
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔸انتشار دو کتاب «بیکتابی» و «وقت معلوم» توسط انتشارات شهرستان ادب را باید نقطه عطفی در جریان شناسی فکری ادبیات داستانی بعد از انقلاب دانست.
🔸جریانی که خود را متعلق به #گفتمان_انقلاب میداند، از همان ابتدا دغدغه ادبیات داستانی داشته است، ولی توقع نویسندگان این جریان از خویش، در موضع فهم «کیستی» خویش نبوده است. از دیدگاههای مختلف، ازجمله آنچه #هگل درباره نسبت تاریخ و روان توضیح میدهد، باید خودآگاهی عقل (که در اینجا همان عقلانیت انقلاب کننده در ایران است) را مرحله ویژهای از بلوغ عقل در نظر گرفت. اینکه عقل به خود توجه کند و فهمی از خویش پیدا کند، مرحلهای بسیار مهم در فهم مراحل تکامل عقلانیت است. فهم از خویشتن با شناخت نقاط قوت و ضعف بهطور همزمان حاصل میشود. وگرنه ادبیات انقلاب اسلامی از همان ابتدا هم شناختی درست از انقلاب اسلامی داشته و کورکورانه جلو نیامده است، ولی آن شناخت اجمالی که به کلیت برمیگردد و پیشاتحلیلی است، مرحله ابتدایی آگاهی محسوب میشود. در مراحل بعدی است که عقل به شناخت تفصیلی قوت و ضعف خویش میرسد و خود را بهصورت انضمامی در موقعیتهای کنش، میشناسد. بنابراین نقادی گذشته و شناخت تحلیلی از تجربهها، تنها پس از عقلانیتی که نگرشی تفصیلی به خویش پیداکرده، ممکن است.
🔸«#بی_کتابی» نوشته محمدرضا شرفی خبوشان، نگاهی است نقادانه به ماجرای مشروطهخواهی و حمله لیاخوف روس به مجلس، از منظر عقلانیتی که #عدالت، #آزادی و دین را یکجا میخواهد، یعنی عقلانیتی که به پیروزی انقلاب سال ۵۷ منجر شد. «#وقت_معلوم» نوشته مهدی کفاش هم از منظر همین عقلانیت، بر دهه پنجاه تمرکز کرده و قاجاریه، دول استعماری، حوزه علمیه و تشکیلات اتوپیامحور گوناگون شکلگرفته در آن دهه را مورد کنکاش قرار میدهد. نکته مهم این دو کتاب این است که موضوع شناخت را نه جریانهای سیاسی- فکری ایران بهمثابه «دیگری»، بلکه ایران بهعنوان فاعل انقلاب ۵۷ قرار دادهاند. این دو کتاب به دنبال نقاط ضعفی درگذشته میگردند که به ما نشان دهد چه چیزی درگذشته ما بوده که بحرانهای امروز را برای ما ایجاد کرده است.
🔸در کنار این دو کتاب، حتماً باید از کتاب «آلوت» که توسط انتشارات نگاه منتشرشده هم اسم آورد. برخلاف دو کتاب گذشته، «آلوت» از بیرون به این تاریخ مینگرد و سعی در یافتن ریشههای ناکامی میکند. آلوت از این نظر کتاب مهمی است که بر سنت دینی دیگری استوار است. «آلوت» نوشته امیر خداوردی، منظری فقهی – کلامی به سیاست و فکر در جهان اسلام – ازجمله ایران- دارد. او از جایگاهی به تحولات سیاسی مینگرد که داعیهای برای باز کردن راه نظری جدیدی پیرامون مسائل سیاسی دنیای جدید نداشته و در تمام دوران معاصر، در موقعیت تدافعی حفظ داشتههای سلف قرار داشته است. در مورد این رمان هم نقطه اساسی، همان «خود»نگری تفصیلی است که تا پیشازاین وجود نداشته. #آلوت هم چشم را به ریشه سنت فقهی خویش دوخته و سعی در فهم و جداسازی نقاط قوت و ضعف دارد؛ هرچند که در نهایت بهصورت هجویهای درباره ابعاد سیاست ورزی سنت فقهی – کلامی درآمده است. این کتاب هم نشانه بلوغ جزئینگری عقلانیت فقهی کلامی در اسلام است، و هم آینهای است که امکان بازنگری در خویشتن را به عقلانیت انقلابی میدهد. «آلوت» از منظر ارتباط #سنت_اسلامی با دنیای مدرن، «دیگری» مهمی برای عقلانیت انقلابی است که امروزه بخش مهمی از حوزههای درس و بحث علوم دینی را بهویژه در قم در اختیار خویش دارد.
🔸این تکامل در دو سنت معرفیشده را باید با «خویشتن» شناسی #هدایت و #آل_احمد در دو جریان روشنفکری #سکولار و دینی مقایسه کرد. همانطور که خودشناسی هدایت، باعث تعمیق نگاه روشنفکری ادبیات داستانی ایران به مسائل کلان کشور شد، و همانطور که خودشناسی جلال آل احمد باعث به حاشیه رفتن جریان #روشنفکری ادبیات داستانی نسبت به قدرت و دور شدن آن جریان از فهم ایران بهمثابه یک کل شد، سه کتاب معرفیشده هم میتوانند به سرنوشتی مشابه دچار شوند. هم میتوانند باعث رشد عقلانیت ایرانی و کنشگری درگیرانه با واقعیت شوند، و هم به سقوط و خزیدن به کنج انزوای ناشی از دروننگری محض بینجامند. هیچکس هم نمیتواند تضمینی برای نحوه خاصی از شدن برای آینده ادبیات بدهد، اما این ابهام نباید ما را بترساند و به مراحل قبلی عقب براند. نویسندگان ایرانی، به هر جریان فکری و ادبیای که تعلق دارند، باید چنین فهمی را ارج بنهند و خودشناسی را بهعنوان پایهای مهم برای صعود به مراحل آتی در نظر بگیرند. به امید روزی که #ادبیات_داستانی بتواند باکلیت #عقلانیت ایرانی پیوند بیاید و نقش اساسی خویش را در تکامل ایران اسلامی بر عهده بگیرد.
#ادبیات
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/wGZiz
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔸انتشار دو کتاب «بیکتابی» و «وقت معلوم» توسط انتشارات شهرستان ادب را باید نقطه عطفی در جریان شناسی فکری ادبیات داستانی بعد از انقلاب دانست.
🔸جریانی که خود را متعلق به #گفتمان_انقلاب میداند، از همان ابتدا دغدغه ادبیات داستانی داشته است، ولی توقع نویسندگان این جریان از خویش، در موضع فهم «کیستی» خویش نبوده است. از دیدگاههای مختلف، ازجمله آنچه #هگل درباره نسبت تاریخ و روان توضیح میدهد، باید خودآگاهی عقل (که در اینجا همان عقلانیت انقلاب کننده در ایران است) را مرحله ویژهای از بلوغ عقل در نظر گرفت. اینکه عقل به خود توجه کند و فهمی از خویش پیدا کند، مرحلهای بسیار مهم در فهم مراحل تکامل عقلانیت است. فهم از خویشتن با شناخت نقاط قوت و ضعف بهطور همزمان حاصل میشود. وگرنه ادبیات انقلاب اسلامی از همان ابتدا هم شناختی درست از انقلاب اسلامی داشته و کورکورانه جلو نیامده است، ولی آن شناخت اجمالی که به کلیت برمیگردد و پیشاتحلیلی است، مرحله ابتدایی آگاهی محسوب میشود. در مراحل بعدی است که عقل به شناخت تفصیلی قوت و ضعف خویش میرسد و خود را بهصورت انضمامی در موقعیتهای کنش، میشناسد. بنابراین نقادی گذشته و شناخت تحلیلی از تجربهها، تنها پس از عقلانیتی که نگرشی تفصیلی به خویش پیداکرده، ممکن است.
🔸«#بی_کتابی» نوشته محمدرضا شرفی خبوشان، نگاهی است نقادانه به ماجرای مشروطهخواهی و حمله لیاخوف روس به مجلس، از منظر عقلانیتی که #عدالت، #آزادی و دین را یکجا میخواهد، یعنی عقلانیتی که به پیروزی انقلاب سال ۵۷ منجر شد. «#وقت_معلوم» نوشته مهدی کفاش هم از منظر همین عقلانیت، بر دهه پنجاه تمرکز کرده و قاجاریه، دول استعماری، حوزه علمیه و تشکیلات اتوپیامحور گوناگون شکلگرفته در آن دهه را مورد کنکاش قرار میدهد. نکته مهم این دو کتاب این است که موضوع شناخت را نه جریانهای سیاسی- فکری ایران بهمثابه «دیگری»، بلکه ایران بهعنوان فاعل انقلاب ۵۷ قرار دادهاند. این دو کتاب به دنبال نقاط ضعفی درگذشته میگردند که به ما نشان دهد چه چیزی درگذشته ما بوده که بحرانهای امروز را برای ما ایجاد کرده است.
🔸در کنار این دو کتاب، حتماً باید از کتاب «آلوت» که توسط انتشارات نگاه منتشرشده هم اسم آورد. برخلاف دو کتاب گذشته، «آلوت» از بیرون به این تاریخ مینگرد و سعی در یافتن ریشههای ناکامی میکند. آلوت از این نظر کتاب مهمی است که بر سنت دینی دیگری استوار است. «آلوت» نوشته امیر خداوردی، منظری فقهی – کلامی به سیاست و فکر در جهان اسلام – ازجمله ایران- دارد. او از جایگاهی به تحولات سیاسی مینگرد که داعیهای برای باز کردن راه نظری جدیدی پیرامون مسائل سیاسی دنیای جدید نداشته و در تمام دوران معاصر، در موقعیت تدافعی حفظ داشتههای سلف قرار داشته است. در مورد این رمان هم نقطه اساسی، همان «خود»نگری تفصیلی است که تا پیشازاین وجود نداشته. #آلوت هم چشم را به ریشه سنت فقهی خویش دوخته و سعی در فهم و جداسازی نقاط قوت و ضعف دارد؛ هرچند که در نهایت بهصورت هجویهای درباره ابعاد سیاست ورزی سنت فقهی – کلامی درآمده است. این کتاب هم نشانه بلوغ جزئینگری عقلانیت فقهی کلامی در اسلام است، و هم آینهای است که امکان بازنگری در خویشتن را به عقلانیت انقلابی میدهد. «آلوت» از منظر ارتباط #سنت_اسلامی با دنیای مدرن، «دیگری» مهمی برای عقلانیت انقلابی است که امروزه بخش مهمی از حوزههای درس و بحث علوم دینی را بهویژه در قم در اختیار خویش دارد.
🔸این تکامل در دو سنت معرفیشده را باید با «خویشتن» شناسی #هدایت و #آل_احمد در دو جریان روشنفکری #سکولار و دینی مقایسه کرد. همانطور که خودشناسی هدایت، باعث تعمیق نگاه روشنفکری ادبیات داستانی ایران به مسائل کلان کشور شد، و همانطور که خودشناسی جلال آل احمد باعث به حاشیه رفتن جریان #روشنفکری ادبیات داستانی نسبت به قدرت و دور شدن آن جریان از فهم ایران بهمثابه یک کل شد، سه کتاب معرفیشده هم میتوانند به سرنوشتی مشابه دچار شوند. هم میتوانند باعث رشد عقلانیت ایرانی و کنشگری درگیرانه با واقعیت شوند، و هم به سقوط و خزیدن به کنج انزوای ناشی از دروننگری محض بینجامند. هیچکس هم نمیتواند تضمینی برای نحوه خاصی از شدن برای آینده ادبیات بدهد، اما این ابهام نباید ما را بترساند و به مراحل قبلی عقب براند. نویسندگان ایرانی، به هر جریان فکری و ادبیای که تعلق دارند، باید چنین فهمی را ارج بنهند و خودشناسی را بهعنوان پایهای مهم برای صعود به مراحل آتی در نظر بگیرند. به امید روزی که #ادبیات_داستانی بتواند باکلیت #عقلانیت ایرانی پیوند بیاید و نقش اساسی خویش را در تکامل ایران اسلامی بر عهده بگیرد.
#ادبیات
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/wGZiz
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅نظم طبیعت و #مسیحیت
📚دین و نظم طبیعت/ سید حسین نصر/ ترجمه انشاالله رحمتی/ صفحه 87
#یکشنبه_های_علم_و_دین
🔸آیات آغازین #انجیل یوحنا، «در آغاز کلمه بود، (باب اول، ۱) به یک معنا ژرفترین فهم مسیحی از نظم #طبیعت را تعریف می کند. باید توجه داشت که «کلمه» در این جا، ترجمه #لوگوس است که در زبان یونانی معنای او هماهنگی، نیز از آن مستفاد می شود. بنابراین میتوان گفت در آغاز «لوگوس» بود که این لوگوس هماهنگی ازلی نیز بود و در نتیجه این هماهنگی که ملازم همان معنای لوگوس است، نظم و هماهنگی بر عالم حاکم است. دیدگاه مسیحی درباره تجسم لوگوس، مستلزم تجسم هماهنگی در همه موجودات نیز هست، زیرا « از طریق کلمه ( لوگوس_ هماهنگی) بود که همهٔ موجودات آفریده شدند». بسیاری از اهل نظر و الهی دانان عارف مشرب مسیحی در طی قرون از این دیدگاه تبعیت کرده اند. ولی حتی برای کسانی که مفهوم لوگوس را با هماهنگی مرتبط نمی ساختند، همانطورکه از نفس مفهوم مسیح به عنوان رکن عالم (axis mundi) مستفاد می شود، نظم و هماهنگی خلقت را در نهایت باید، در لوگوس یا مسیح یافت.
🔸 قدیس آگوستین (۳۵۴ -۴۳۰) معنای #نظم_طبیعت را به تفصیل بیشتر مورد بررسی قرار داده است؛ قدیس آگوستین که سخت مجذوب اهمیت عالم طبیعت بود و به رغم اعتقادش به تاثیر هبوط انسان بر عالم طبیعت، میگوید و همه عالم با تنوع بی پایانش مخلوق خدا است.» قدیس آگوستین معتقد بود که «طبیعت» ( natural) معنایی ندارد جز این که هر چیزی در نوع خاص خودش تصور شده باشد، و هر طبیعت، تا آنجا که طبیعت است، خیر است.» این خیر که آگوستین آن را عین اندازه، صورت و نظم میداند در همه موجودات حضور دارد، ولی حضورش در برخی موجودات بیشتر از برخی دیگر است. ولی از آنجا که فقط خدا، خیر است خیریّت کامل را فقط در خدا باید یافت، طبیعت از خیر بهره دارد، که تا بدان حد که موجود باشد، به معنای نظم نیز هست. بدیهی است که آگوستین #طبیعتگرایی ارسطویی را مردود دانسته و معتقد بوده است که غایت عالم در ورای عالم است و نظم طبیعت از #ماورای_طبیعت صادر می شود.
🔸آگوستین که مخصوصاً به معارضه آموزه های مانوی حساس بود، بر خلق از عدم تاکید ورزیده و مفهوم خلقت در خداوند را مردود دانسته است. خداوند عالم را آفرید، زیرا حضرتش خیر است و ذاتی خیر این است که به ماورای خود چیزی ا اعطا کند و ماورای خود را پدید بیاورد. به علاوه، خداوند عالم را بر طبق عدد آفریده است، (اشعیاء، باب چهلم، ۲۶) و «تو همه موجودات را در اندازه، عدد و وزن منظم ساخته ای» (حکمت سلیمان، باب یازدهم، ۲۱)، که ناظر است به نظمی که خداوند به خلقت اش بر طبق #علم_نامتناهی خویش، که هم #اعداد نامتناهی را شامل است و هم ورای خود فهم بشری است، ارزانی داشته است. در نظر آگوستین و در آغاز (In principio) خدا آسمان و زمین را آفریده، معنایش این نیست که آنها را در زمان آفرید، بلکه بدین معناست که آنها را در لوگوس آفرید و این لوگوس در دم آسمانها و فرشتگان و زمین و بی صورتی مادی را که منطبق با آب های بی حد» است، همه را شامل است.
در مورد اینکه چگونه این بی صورتی به عالم طبیعت برخوردار از نظم و صورت مبدّل شده است، به اعتقاد قدیس آگوستین باید گفت، این حالت معلول و مثُلُ ( موجود در علم ) خداوند است؛ #مثُلُ به معنای افلاطونی کلمه، که بر بی صورتی اطلاق شده اند، و او معمولاً آنها را ratio ترجمه میکند. به اعتقاد قدیس آگوستین، مثُلُ عبارتند از «صورت های اصلی، یا ذوات ثابت و بی تغییر موجودات؛ این ملل، خود دارای صورت نبوده، ازلی اند و همیشه بر یک حال اند و حالت یکسانی دارند، زیرا در عقل خداوند جای دارند؛ کون و فساد ندارند ولی هر چیزی که کون و فساد داشته یا بتواند کون و فساد داشته باشد برطبق آنها شکل میگیرد.»
#نظم_طبیعت_و_مسیحیت
#دین_و_نظم_طبیعت
#سید_حسین_نصر
#انشاالله_رحمتی
______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📚دین و نظم طبیعت/ سید حسین نصر/ ترجمه انشاالله رحمتی/ صفحه 87
#یکشنبه_های_علم_و_دین
🔸آیات آغازین #انجیل یوحنا، «در آغاز کلمه بود، (باب اول، ۱) به یک معنا ژرفترین فهم مسیحی از نظم #طبیعت را تعریف می کند. باید توجه داشت که «کلمه» در این جا، ترجمه #لوگوس است که در زبان یونانی معنای او هماهنگی، نیز از آن مستفاد می شود. بنابراین میتوان گفت در آغاز «لوگوس» بود که این لوگوس هماهنگی ازلی نیز بود و در نتیجه این هماهنگی که ملازم همان معنای لوگوس است، نظم و هماهنگی بر عالم حاکم است. دیدگاه مسیحی درباره تجسم لوگوس، مستلزم تجسم هماهنگی در همه موجودات نیز هست، زیرا « از طریق کلمه ( لوگوس_ هماهنگی) بود که همهٔ موجودات آفریده شدند». بسیاری از اهل نظر و الهی دانان عارف مشرب مسیحی در طی قرون از این دیدگاه تبعیت کرده اند. ولی حتی برای کسانی که مفهوم لوگوس را با هماهنگی مرتبط نمی ساختند، همانطورکه از نفس مفهوم مسیح به عنوان رکن عالم (axis mundi) مستفاد می شود، نظم و هماهنگی خلقت را در نهایت باید، در لوگوس یا مسیح یافت.
🔸 قدیس آگوستین (۳۵۴ -۴۳۰) معنای #نظم_طبیعت را به تفصیل بیشتر مورد بررسی قرار داده است؛ قدیس آگوستین که سخت مجذوب اهمیت عالم طبیعت بود و به رغم اعتقادش به تاثیر هبوط انسان بر عالم طبیعت، میگوید و همه عالم با تنوع بی پایانش مخلوق خدا است.» قدیس آگوستین معتقد بود که «طبیعت» ( natural) معنایی ندارد جز این که هر چیزی در نوع خاص خودش تصور شده باشد، و هر طبیعت، تا آنجا که طبیعت است، خیر است.» این خیر که آگوستین آن را عین اندازه، صورت و نظم میداند در همه موجودات حضور دارد، ولی حضورش در برخی موجودات بیشتر از برخی دیگر است. ولی از آنجا که فقط خدا، خیر است خیریّت کامل را فقط در خدا باید یافت، طبیعت از خیر بهره دارد، که تا بدان حد که موجود باشد، به معنای نظم نیز هست. بدیهی است که آگوستین #طبیعتگرایی ارسطویی را مردود دانسته و معتقد بوده است که غایت عالم در ورای عالم است و نظم طبیعت از #ماورای_طبیعت صادر می شود.
🔸آگوستین که مخصوصاً به معارضه آموزه های مانوی حساس بود، بر خلق از عدم تاکید ورزیده و مفهوم خلقت در خداوند را مردود دانسته است. خداوند عالم را آفرید، زیرا حضرتش خیر است و ذاتی خیر این است که به ماورای خود چیزی ا اعطا کند و ماورای خود را پدید بیاورد. به علاوه، خداوند عالم را بر طبق عدد آفریده است، (اشعیاء، باب چهلم، ۲۶) و «تو همه موجودات را در اندازه، عدد و وزن منظم ساخته ای» (حکمت سلیمان، باب یازدهم، ۲۱)، که ناظر است به نظمی که خداوند به خلقت اش بر طبق #علم_نامتناهی خویش، که هم #اعداد نامتناهی را شامل است و هم ورای خود فهم بشری است، ارزانی داشته است. در نظر آگوستین و در آغاز (In principio) خدا آسمان و زمین را آفریده، معنایش این نیست که آنها را در زمان آفرید، بلکه بدین معناست که آنها را در لوگوس آفرید و این لوگوس در دم آسمانها و فرشتگان و زمین و بی صورتی مادی را که منطبق با آب های بی حد» است، همه را شامل است.
در مورد اینکه چگونه این بی صورتی به عالم طبیعت برخوردار از نظم و صورت مبدّل شده است، به اعتقاد قدیس آگوستین باید گفت، این حالت معلول و مثُلُ ( موجود در علم ) خداوند است؛ #مثُلُ به معنای افلاطونی کلمه، که بر بی صورتی اطلاق شده اند، و او معمولاً آنها را ratio ترجمه میکند. به اعتقاد قدیس آگوستین، مثُلُ عبارتند از «صورت های اصلی، یا ذوات ثابت و بی تغییر موجودات؛ این ملل، خود دارای صورت نبوده، ازلی اند و همیشه بر یک حال اند و حالت یکسانی دارند، زیرا در عقل خداوند جای دارند؛ کون و فساد ندارند ولی هر چیزی که کون و فساد داشته یا بتواند کون و فساد داشته باشد برطبق آنها شکل میگیرد.»
#نظم_طبیعت_و_مسیحیت
#دین_و_نظم_طبیعت
#سید_حسین_نصر
#انشاالله_رحمتی
______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅خروج از سفر لاویان
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/dqTko
__________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/dqTko
__________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
👆👆خروج از سفر لاویان👆👆
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🖇قستمهایی از مطلب :
🔸خاصیت متن سفر لاویان «مجموعهای از دستورات» بودن است و خاصیت انسان مخاطب این دستورات، «اطاعت پذیر» بودن. برای همین است که متن لاویان، علاوه بر انبوه دستورات یهوه، مملو از پاداش و مجازاتی است که برای مخاطب حرفشنو یا خاطی تعیین شده است. ویژگی دیگر این دستورات، جزئینگری شگفتانگیز آن است. این دستورات برای هر موضوع تازهای، امری جدید تعیین کرده است. چون انسان نیازهای بسیار متنوع و گوناگونی دارد و برای حفظ رابطه اطاعتپذیری محض، در غیاب آگاهی و اراده مخاطب، نیاز به دستورات پیدرپی در هر موضوع تازهای است. آمر یا ناهی باید در هر امر جزئی مربوط به مخاطب دخالت کند و تکلیف او را تعیین کند، وگرنه او سرگردان خواهد ماند و از آزادی خویش هیچ طرفی نخواهد بست. این جزئینگری به همراه اطاعت، در ابتدای قرن هفدهم به یکی از مهمترین نظریههای سیاسی دوران معاصر تبدیل شد که تا به امروز هم باقدرت بر صدر نظریات سیاسی قرار دارد.
🔸این نحوه از برخورد باعقل انسان، در یهودیت گسترشیافته و به شریعتی سنگین و جزئینگر تبدیلشده است. در عوض به مسیحیت منتقل نشد و اثر چندانی بر قرون میانه نگذاشت. در سازمان کلیسایی قرونوسطی، اطاعت محض انسان از فرامین نهاد کلیسا وجود دارد، اما خبری از جزئینگری مطلقی که به آن اشاره شد نیست. دستورات مسیحیت به مواردی خاص محدود میشد که نتایجی خاص هم داشت و اطاعت از پادشاه هم هیچوقت چنین خاصیتی پیدا نکرد. برای جمع اطاعتپذیری مطلق با جزئینگری افراطی، نیاز به حد واسطی بود که در رنسانس ظهور کرد و در قرن هجدهم به بلوغ رسید. با وساطت ریاضیات و علوم دقیقه، امکان جمع اطاعت و جزئینگری برای انسان هم پدید آمد و نهادی مصنوع انسان، بهجای خدا نشست. هابز با ارائه تصویری نیمهالوهی از دولت در کتاب لویاتان، اطاعت و جزئینگری را توسط ریاضیات باهم جمع کرد. او از مردمی که تحت حاکمیت لویاتان زندگی میکنند، اطاعت محض را در همه امور جزئی طلب میکند، که دقیقاً بازتولید رابطه انسان-خدا در سفر لاویان است؛ و در عوض پاداش بنده ماندن را برای شهروندان از طرف این خدای جدید تضمین میکند.
🔸قرآن برخوردی متفاوت با مخاطبان خویش دارد. اولاً که قرآن صرفاً با مؤمنین سروکار ندارد، بلکه هدایت عموم انسانها را بر عهده دارد. برای انسانها فطرت و عقلی قائل است که امکان تنبه و بیداری را برای همه ایجاد میکند، برای همین ارتباط انسان-خدا را صرفاً بر مبنای تعبد محض تعریف نکرده است. قرآن مردم را به تعقل دعوت میکند و به ارزشهای مشترکی قائل است که زیربنای تقوا بین مردم را به وجود میآورند. در قرآن هیچ جنبهای از وجود انسان بر دیگر جنبهها غلبه ندارد. به همین دلیل، اوامر و نواهی الهی هم در بستر مخاطبه آسمان با انسان صادر میشود. انسانِ مخاطب قرآن، توانایی درک حقایق را دارد و میتواند برای نیل به حقیقت اراده به خیر داشته باشد. به همین دلیل است که مخاطب قرآن در فضایی عقلانی- اخلاقی به آیات قرآن گوش فرا میدهد.
#لاویان
#تورات
#موسی
#یهوه
#یهودیت
#اسلام
#حکومت
#هابز
#سیاست
#علوم_انسانی_و_توسعه
#اندیشکده_مهاجر
🔺 جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه نمایید :
🌐 yon.ir/dqTko
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🖇قستمهایی از مطلب :
🔸خاصیت متن سفر لاویان «مجموعهای از دستورات» بودن است و خاصیت انسان مخاطب این دستورات، «اطاعت پذیر» بودن. برای همین است که متن لاویان، علاوه بر انبوه دستورات یهوه، مملو از پاداش و مجازاتی است که برای مخاطب حرفشنو یا خاطی تعیین شده است. ویژگی دیگر این دستورات، جزئینگری شگفتانگیز آن است. این دستورات برای هر موضوع تازهای، امری جدید تعیین کرده است. چون انسان نیازهای بسیار متنوع و گوناگونی دارد و برای حفظ رابطه اطاعتپذیری محض، در غیاب آگاهی و اراده مخاطب، نیاز به دستورات پیدرپی در هر موضوع تازهای است. آمر یا ناهی باید در هر امر جزئی مربوط به مخاطب دخالت کند و تکلیف او را تعیین کند، وگرنه او سرگردان خواهد ماند و از آزادی خویش هیچ طرفی نخواهد بست. این جزئینگری به همراه اطاعت، در ابتدای قرن هفدهم به یکی از مهمترین نظریههای سیاسی دوران معاصر تبدیل شد که تا به امروز هم باقدرت بر صدر نظریات سیاسی قرار دارد.
🔸این نحوه از برخورد باعقل انسان، در یهودیت گسترشیافته و به شریعتی سنگین و جزئینگر تبدیلشده است. در عوض به مسیحیت منتقل نشد و اثر چندانی بر قرون میانه نگذاشت. در سازمان کلیسایی قرونوسطی، اطاعت محض انسان از فرامین نهاد کلیسا وجود دارد، اما خبری از جزئینگری مطلقی که به آن اشاره شد نیست. دستورات مسیحیت به مواردی خاص محدود میشد که نتایجی خاص هم داشت و اطاعت از پادشاه هم هیچوقت چنین خاصیتی پیدا نکرد. برای جمع اطاعتپذیری مطلق با جزئینگری افراطی، نیاز به حد واسطی بود که در رنسانس ظهور کرد و در قرن هجدهم به بلوغ رسید. با وساطت ریاضیات و علوم دقیقه، امکان جمع اطاعت و جزئینگری برای انسان هم پدید آمد و نهادی مصنوع انسان، بهجای خدا نشست. هابز با ارائه تصویری نیمهالوهی از دولت در کتاب لویاتان، اطاعت و جزئینگری را توسط ریاضیات باهم جمع کرد. او از مردمی که تحت حاکمیت لویاتان زندگی میکنند، اطاعت محض را در همه امور جزئی طلب میکند، که دقیقاً بازتولید رابطه انسان-خدا در سفر لاویان است؛ و در عوض پاداش بنده ماندن را برای شهروندان از طرف این خدای جدید تضمین میکند.
🔸قرآن برخوردی متفاوت با مخاطبان خویش دارد. اولاً که قرآن صرفاً با مؤمنین سروکار ندارد، بلکه هدایت عموم انسانها را بر عهده دارد. برای انسانها فطرت و عقلی قائل است که امکان تنبه و بیداری را برای همه ایجاد میکند، برای همین ارتباط انسان-خدا را صرفاً بر مبنای تعبد محض تعریف نکرده است. قرآن مردم را به تعقل دعوت میکند و به ارزشهای مشترکی قائل است که زیربنای تقوا بین مردم را به وجود میآورند. در قرآن هیچ جنبهای از وجود انسان بر دیگر جنبهها غلبه ندارد. به همین دلیل، اوامر و نواهی الهی هم در بستر مخاطبه آسمان با انسان صادر میشود. انسانِ مخاطب قرآن، توانایی درک حقایق را دارد و میتواند برای نیل به حقیقت اراده به خیر داشته باشد. به همین دلیل است که مخاطب قرآن در فضایی عقلانی- اخلاقی به آیات قرآن گوش فرا میدهد.
#لاویان
#تورات
#موسی
#یهوه
#یهودیت
#اسلام
#حکومت
#هابز
#سیاست
#علوم_انسانی_و_توسعه
#اندیشکده_مهاجر
🔺 جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه نمایید :
🌐 yon.ir/dqTko
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅پارادایم توسعه و نقش تکنولوژی در آن
📝نشریه مهاجر، شماره هفتم، حسن نیلی
🔸اگر بخواهیم به طور جدی تری وارد فاز تحلیل تکنولوژیهای مدرن شویم، باید علت پدید آمدن این تکنولوژی ها را و آنچه انسانها را انگیزه بخشیده تا به سمت توسعه این تکنولوژیها گام بردارند، مورد توجه قرار دهیم. همان طور که گفتیم تکنولوژی اساسا غایتمند است یعنی معطوف به برآوردن هدفی است و از آن رو که تکنولوژی اساسا فعالیتی #انسانی است پس معنای سخن از غایات و اهداف #تکنولوژی را در افق اهداف و غایات #توسعه دهندگان آن یعنی انسانها می توان درک کرد. اما از این منظر که بنگریم شاهد تفاوت بنیادینی میان تکنولوژی های قدیم و جدید هستیم و روند تحولات تکنولوژی به خوبی این تفاوت را نشان میدهد. تحولات وسیع تکنولوژی پس از #مدرنیته و در قالب محصولات نو به نو درآمدن آن تحولات، و نقش قابل توجه و بی بدیل آن در جهت دهی و تحدید حیات انسانی در این دوران، چیزی نیست که قابل انکار باشد. این در حالیست که در تمدن های پیش از دوران جدید و سیطره ماشینیسم، ابزارها به هیچ وجه چنین کارکردی در جوامع نداشتند و عمدتا به طور حاشیه ای مدنظر واقع می شدند و حداکثر در سطح تسهیل کنندگی شخصی حضور داشتند و به هیچ وجه دارای این تحولات وسیع نبوده اند.
🔸حال سوال اصلی به این تبدیل می شود که این تفاوت درباره نقش تکنولوژی (اعم از تکنولوژیهای سخت یعنی آنچه که برای انسان، فعلی را محقق میکند و تکنولوژی های نرم یعنی آنچه که بر روی فاعل های انسانی عملی انجام میدهد و خود آنها را دستخوش تغییر می کند) میان تمدنهای قدیم و جدید ناشی از چیست؟ یا به بیان دیگر این دامنه وسیع و شدت تاثیرگذاری تکنولوژی در دوران جدید به چه چیزی برمی گردد؟ برای پاسخ به این پرسش باید دوباره به مفهوم تکنولوژی رجوع کنیم. عنصر غایتمندی در مفهوم #تکنولوژی کاملا برجسته است و چه کسی می تواند منکر این باشد که این غایات در پاسخ به نیازهایی که انسان برای خود متصور است به وجود می آید. (البته در اینجا، نیاز بالمعنی الاعم مد نظر است که هم شامل نیازهای حیاتی و ضروری و هم غیر آن می شود.) اما چه چیز باعث پدید آمدن چنین نیازهایی میشود، نیازهایی که برآوردن آنها تنها از عهده تکنولوژی برمی آید و آن قدر وسیع و عمیق است که تمام ابعاد زندگی امروزی ما را تحت تاثیر قرار داده و برای بسیاری از آنها یگانه پاسخگوست؟ اینجاست که باید یک گام دیگر نیز به عقب بازگردیم و از دلیل پدید آمدن این نیازها پرسش کنیم و این آن چیزی است که به عقیده نگارنده موضوع زیربنایی #تمدن_مدرن است و این همان آمال و آرزوهای انسانهاست. در حقیقت آنچه باعث وسعت نیازهای معطوف به تکنولوژی در دنیای امروز شده، توسعه آمال و آرزوهای دنیوی انسان امروز است و این دقیقا همان جایی است که به توسعه به عنوان زیربنای دنیای مدرن میرسیم.
🔹جهت مطالعه کامل این مقاله به شماره هفتم #نشریه_مهاجر مراجعه نمایید.
#توسعه_و_علوم_انسانی
#نشریه_مهاجر
#اندیشکده_مهاجر
____
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📝نشریه مهاجر، شماره هفتم، حسن نیلی
🔸اگر بخواهیم به طور جدی تری وارد فاز تحلیل تکنولوژیهای مدرن شویم، باید علت پدید آمدن این تکنولوژی ها را و آنچه انسانها را انگیزه بخشیده تا به سمت توسعه این تکنولوژیها گام بردارند، مورد توجه قرار دهیم. همان طور که گفتیم تکنولوژی اساسا غایتمند است یعنی معطوف به برآوردن هدفی است و از آن رو که تکنولوژی اساسا فعالیتی #انسانی است پس معنای سخن از غایات و اهداف #تکنولوژی را در افق اهداف و غایات #توسعه دهندگان آن یعنی انسانها می توان درک کرد. اما از این منظر که بنگریم شاهد تفاوت بنیادینی میان تکنولوژی های قدیم و جدید هستیم و روند تحولات تکنولوژی به خوبی این تفاوت را نشان میدهد. تحولات وسیع تکنولوژی پس از #مدرنیته و در قالب محصولات نو به نو درآمدن آن تحولات، و نقش قابل توجه و بی بدیل آن در جهت دهی و تحدید حیات انسانی در این دوران، چیزی نیست که قابل انکار باشد. این در حالیست که در تمدن های پیش از دوران جدید و سیطره ماشینیسم، ابزارها به هیچ وجه چنین کارکردی در جوامع نداشتند و عمدتا به طور حاشیه ای مدنظر واقع می شدند و حداکثر در سطح تسهیل کنندگی شخصی حضور داشتند و به هیچ وجه دارای این تحولات وسیع نبوده اند.
🔸حال سوال اصلی به این تبدیل می شود که این تفاوت درباره نقش تکنولوژی (اعم از تکنولوژیهای سخت یعنی آنچه که برای انسان، فعلی را محقق میکند و تکنولوژی های نرم یعنی آنچه که بر روی فاعل های انسانی عملی انجام میدهد و خود آنها را دستخوش تغییر می کند) میان تمدنهای قدیم و جدید ناشی از چیست؟ یا به بیان دیگر این دامنه وسیع و شدت تاثیرگذاری تکنولوژی در دوران جدید به چه چیزی برمی گردد؟ برای پاسخ به این پرسش باید دوباره به مفهوم تکنولوژی رجوع کنیم. عنصر غایتمندی در مفهوم #تکنولوژی کاملا برجسته است و چه کسی می تواند منکر این باشد که این غایات در پاسخ به نیازهایی که انسان برای خود متصور است به وجود می آید. (البته در اینجا، نیاز بالمعنی الاعم مد نظر است که هم شامل نیازهای حیاتی و ضروری و هم غیر آن می شود.) اما چه چیز باعث پدید آمدن چنین نیازهایی میشود، نیازهایی که برآوردن آنها تنها از عهده تکنولوژی برمی آید و آن قدر وسیع و عمیق است که تمام ابعاد زندگی امروزی ما را تحت تاثیر قرار داده و برای بسیاری از آنها یگانه پاسخگوست؟ اینجاست که باید یک گام دیگر نیز به عقب بازگردیم و از دلیل پدید آمدن این نیازها پرسش کنیم و این آن چیزی است که به عقیده نگارنده موضوع زیربنایی #تمدن_مدرن است و این همان آمال و آرزوهای انسانهاست. در حقیقت آنچه باعث وسعت نیازهای معطوف به تکنولوژی در دنیای امروز شده، توسعه آمال و آرزوهای دنیوی انسان امروز است و این دقیقا همان جایی است که به توسعه به عنوان زیربنای دنیای مدرن میرسیم.
🔹جهت مطالعه کامل این مقاله به شماره هفتم #نشریه_مهاجر مراجعه نمایید.
#توسعه_و_علوم_انسانی
#نشریه_مهاجر
#اندیشکده_مهاجر
____
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅توسعه یافتگی، اتوپیای قرن حاضر
📚توسعه و مبانی تمدن غرب، سید مرتضی آوینی، صفحه 18 ال 21
#سه_شنبه_های_توسعه_و_علوم_انسانی
❓چرا در زبان رایج سیاست،جهان را به ملل توسعه_یافته و توسعه نیافته تقسیم می کنند؟ مگر توسعه یافتگی میتواند میزان و معیاری باشد که جوامع بشری را نسبت بدان معنا کنیم؟ جامعهٔ توسعه یافته - به معنای غربی آن - چطور جامعه ای است؟
🔸اجمالا میتوان گفت جامعهٔ توسعه یافته جامعه ای است که در آن همه چیز حول محور مادی و تمتع هر چه بیشتر از لذایذی که در کرهٔ زمین موجود است، معنا شده و البته برای این که در این چمنزار بزرگ همه بتوانند به راحتی بچرند، یک قانون عمومی و #دموکراتیک لازم است تا انسانها را در عین برخورداری از حداکثر #آزادی (ولنگاری) از تجاوز به حقوق یکدیگر باز دارد. این توسعه که نتیجهٔ حاکمیت سرمایه یا #سرمایه_داری و اصالت بخشیدن به #اقتصاد نسبت به سایر وجوه حیات بشری است، محصول #مادی_گرایی و تبیین مادی جهان و #طبیعت است.
🔸آیا هیچ یک از این آقایانی که منادی #توسعهٔ_اقتصادی در جهان امروز هستند، حتی برای یک بار از خود پرسیده اند:
- برای این که جامعه ای در کمال سلامت روحی و #آسایش_معنوی به سر برد، آیا باید قاعده و ضابطهٔ مشخصی را در مصرف و تمتع از لذایذ در پیش بگیرد یا نه؟
- آیا انسان باید الگوی مصرف خویش را با توجه به نیازهای حقیقی خویش انتخاب کند؟ یا خیر، باید به حرص و آز و ولع خود برای تمتع هر چه بیشتر میدان رشد بدهد؟
- آیا روح دارای اصالت است یا جسم؟
- آیا توسعه باید به نیازهای روحی انسان پاسخ بدهد؟ یا نه، فقط باید #احتياجات_جسمی او را- آن هم بر اساس نیازهای کاذب - برآورده سازد؟
- آیا هدف توسعه این است که #جامعهٔ_انسانی را به تعادل همزمان روحی و سلامت جسمی برساند؟ یا نه، فقط باید زمینهٔ رشد مادی را برای او فراهم کند؟
🔸توسعهٔ اقتصادی آرمان پرجاذبهٔ عصری است که بشر خدا را فراموش کرده و از جاودانگی روح خویش غفلت کرده است. در تقسیم بندی ملل جهان به توسعه یافته و توسعه نیافته معیار و میزان چیست؟ توسعهٔ اقتصادی. به اعتقاد حقیر آن بینش خاصی که جهان را با ماده معنا می کند، می تواند بعد اقتصادی حیات بشر را مبنای شناخت و تعریف او قرار دهد. در نظام اعتقادی ما آن توسعه ای معتبر است که بر #تعالی_روحی بشر تکیه دارد و تعالی روحی بشر نیز به پر هم جز از فزون طلبی و تکاثر، و منع اسراف و تبذیر، و پیروی از یک الگوی متعادل مصرف منتهی می شود، نه به #رشد_اقتصادی_محض، بنابراین، ما ابتدائاً جهان را به توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم نمی کنیم و این مبنا را هم برای تقسیم بندی قبول نداریم.
#توسعه_و_علوم_انسانی
#توسعه_و_مبانی_تمدن_غرب
#سید_مرتضی_آوینی
#اندیشکده_مهاجر
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📚توسعه و مبانی تمدن غرب، سید مرتضی آوینی، صفحه 18 ال 21
#سه_شنبه_های_توسعه_و_علوم_انسانی
❓چرا در زبان رایج سیاست،جهان را به ملل توسعه_یافته و توسعه نیافته تقسیم می کنند؟ مگر توسعه یافتگی میتواند میزان و معیاری باشد که جوامع بشری را نسبت بدان معنا کنیم؟ جامعهٔ توسعه یافته - به معنای غربی آن - چطور جامعه ای است؟
🔸اجمالا میتوان گفت جامعهٔ توسعه یافته جامعه ای است که در آن همه چیز حول محور مادی و تمتع هر چه بیشتر از لذایذی که در کرهٔ زمین موجود است، معنا شده و البته برای این که در این چمنزار بزرگ همه بتوانند به راحتی بچرند، یک قانون عمومی و #دموکراتیک لازم است تا انسانها را در عین برخورداری از حداکثر #آزادی (ولنگاری) از تجاوز به حقوق یکدیگر باز دارد. این توسعه که نتیجهٔ حاکمیت سرمایه یا #سرمایه_داری و اصالت بخشیدن به #اقتصاد نسبت به سایر وجوه حیات بشری است، محصول #مادی_گرایی و تبیین مادی جهان و #طبیعت است.
🔸آیا هیچ یک از این آقایانی که منادی #توسعهٔ_اقتصادی در جهان امروز هستند، حتی برای یک بار از خود پرسیده اند:
- برای این که جامعه ای در کمال سلامت روحی و #آسایش_معنوی به سر برد، آیا باید قاعده و ضابطهٔ مشخصی را در مصرف و تمتع از لذایذ در پیش بگیرد یا نه؟
- آیا انسان باید الگوی مصرف خویش را با توجه به نیازهای حقیقی خویش انتخاب کند؟ یا خیر، باید به حرص و آز و ولع خود برای تمتع هر چه بیشتر میدان رشد بدهد؟
- آیا روح دارای اصالت است یا جسم؟
- آیا توسعه باید به نیازهای روحی انسان پاسخ بدهد؟ یا نه، فقط باید #احتياجات_جسمی او را- آن هم بر اساس نیازهای کاذب - برآورده سازد؟
- آیا هدف توسعه این است که #جامعهٔ_انسانی را به تعادل همزمان روحی و سلامت جسمی برساند؟ یا نه، فقط باید زمینهٔ رشد مادی را برای او فراهم کند؟
🔸توسعهٔ اقتصادی آرمان پرجاذبهٔ عصری است که بشر خدا را فراموش کرده و از جاودانگی روح خویش غفلت کرده است. در تقسیم بندی ملل جهان به توسعه یافته و توسعه نیافته معیار و میزان چیست؟ توسعهٔ اقتصادی. به اعتقاد حقیر آن بینش خاصی که جهان را با ماده معنا می کند، می تواند بعد اقتصادی حیات بشر را مبنای شناخت و تعریف او قرار دهد. در نظام اعتقادی ما آن توسعه ای معتبر است که بر #تعالی_روحی بشر تکیه دارد و تعالی روحی بشر نیز به پر هم جز از فزون طلبی و تکاثر، و منع اسراف و تبذیر، و پیروی از یک الگوی متعادل مصرف منتهی می شود، نه به #رشد_اقتصادی_محض، بنابراین، ما ابتدائاً جهان را به توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم نمی کنیم و این مبنا را هم برای تقسیم بندی قبول نداریم.
#توسعه_و_علوم_انسانی
#توسعه_و_مبانی_تمدن_غرب
#سید_مرتضی_آوینی
#اندیشکده_مهاجر
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅روایت فرو رفتن در باتلاق زندگی مجازی
🔸نشریه مهاجر، شماه دهم، سینا عزیزی
🔻قسمت اول
🔸پس از رنسانس در غرب، جریان فلسفه با یک جهش اساسی رو به رو شد. #هستی_شناسی و #معرفت_شناسی که سابقاً در هم تنیده بودند، از هم جدا گشتند؛ هستی شناسی به حاشیه رفته و معرفت شناسی به مسئله اصلی جهان #فلسفه مبدل شد. تفکیک معرفت و هستی، اثرات عمیقی بر طرز تفکر و نوع زندگی، بشر داشته، اثراتی که در نظر اول شاید به چشم نیایند. یکی از عوارض این تفکیک، سیل امواج ویرانگر #شک_گرایی در اشکال مختلف بود که از گوشه و کنار جهان اندیشه سر بر میآورد. زمانی که پل ارتباطی میان ذهن و عین تخریب گردد، و «بود» جای خودش را به «نمود» بدهد، باید هم انتظار این را داشت که جهان خارج به بر ساخته های ذهن انسان تقلیل پیدا کند و مجاز جای حقیقت را بگیرد.
#انسان_مدرن با اینکه از جهان حقیقی به عالم ذهن خویش در غلتیده، اما همچنان نیازهای انسانی خویش را از یاد نبرده است. نیاز به ارتباط با دیگران، ارتباط با طبیعت، ارتباط با جهان خارج همچنان در وجود وی باقی مانده است. انقلاب در ارتباطات و فناوریهای نوین، مزید بر علت گشته و انسان را هر چه بیشتر از جهان عینی به #جهان_مجازی سوق داده؛ حجاب «صفر و یک های دیجیتال» میان #روابط_انسانی حاکم شده و #روابط_مجازی جایگزین #روابط_سنتی گشته است. نه تنها روابط انسانی تخریب گشته بلکه روابط انسان با طبیعت نیز دچار دگرگونی شده است. انسانِ امروز، تشنه طبیعت بکر و دست نخورده است، چیزی که دیگر شاید اثری از آن نباشد. کودکان و نوجوانانِ عصر ما، طبیعت را از خلال مستند های راز بقا شناختهاند، بر خلاف کودکان دیروز که طبیعت متن زندگی و اسباب سرگرمی و بازیشان بود.
🔸امواج این تحولات معرفت شناختی که در غرب به وقوع پیوست، امروز به سراسر دنیا از جمله جهان اسلام، رسیده و سبک زندگی ما را دستخوش تغییرات اساسی نموده، به طوری که حتی رابطه با خدا و معنویت نیز در این وانفسا تحت تأثیر قرار گرفته است. امروزه میتوان بدون شرکت در مراسمات مذهبی، دعا و عزاداری از رهگذر تلویزیون و رایانه، این خلأ را پر نمود. این امکانات علی رغم برکاتی که داشته اثر حضور فیزیکی و عینی را کم رنگتر نموده و فیض زیارت و عزاداری را به حداقل رسانده است. حضور در مراسمات و در میان سایر برادران دینی طبق #تعالیم_اسلامی، اثراتی دارد که هیچ چیز دیگری نمیتواند جای آن را پر کند. اثر مداحی، مرثیه سرایی و هنر عاشورایی به صورت زنده کجا و شنیدن آنها از رهگذر تکنولوژیهای چند رسانه ای کجا؟ حتی بعضاً این شنیدنها اثر معکوس میگذارد و به جای طراوت قلب، قساوت قلب به همراه دارد، زیرا همه اجزای پیچیده این هنر که به مثابه یک کل پیوسته است، تقلیل پیدا کرده به یک سری امواج صوتی که بر روی حافظه های دیجیتالی ضبط گردیده و دوباره بازخوانی میشود. فناوریهای ارتباطی نوین به هیچ وجه نمیتوانند اثر حضور را منتقل کنند.
🔸امروزه میتوان از طریق اینترنت به زیارت مجازی عتبات عالیات رفت و یا مثلاً با استفاده از موبایل از فاصلهای دور به امام رضا(ع) سلام داد. شبکه های تلویزیونی و ماهوارهای به صورت زنده، مکانهای زیارتی را پوشش میدهند. اما وقتی در احوال گذشتگان مطالعه میکنیم و مشقت و تلاش ایشان را در باب زیارت خانه خدا و زیارت قبور مطهر ائمه (ع) مشاهده مینماییم، تازه متوجه وجوه متعددی میشویم که جایش در زیارتهای امروزه ما خالی است. چه برسد که همین حد از زیارت نیز به تبدیل به زیارت مجازی گردد. آن زیارتهای پر سوز و گداز که #صدرالمتألهین را هفت سفر با پای پیاده به کعبه میکشاند، کجا و زیارتهای امروزه ما کجا؟ خلاصه اینکه مدرنیسم به فاصله بین جهان عینی و جهان ذهنی انسانها دامن زده، میان او و عالم واقع هزار و یک حجاب مجازی برپا نموده و ایشان را هر چه بیشتر در بحر دنیای مجازی مستغرق ساخته است.
🔻جهت دانلود این شماره #نشریه_مهاجر به لینک زیر مراجعه کنید:
🔺 yon.ir/j31W4
#توسعه_و_علوم_انسانی
#اخلاق_و_فناوری
#نشریه_مهاجر
#اندیشکده_مهاجر
____
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
🔸نشریه مهاجر، شماه دهم، سینا عزیزی
🔻قسمت اول
🔸پس از رنسانس در غرب، جریان فلسفه با یک جهش اساسی رو به رو شد. #هستی_شناسی و #معرفت_شناسی که سابقاً در هم تنیده بودند، از هم جدا گشتند؛ هستی شناسی به حاشیه رفته و معرفت شناسی به مسئله اصلی جهان #فلسفه مبدل شد. تفکیک معرفت و هستی، اثرات عمیقی بر طرز تفکر و نوع زندگی، بشر داشته، اثراتی که در نظر اول شاید به چشم نیایند. یکی از عوارض این تفکیک، سیل امواج ویرانگر #شک_گرایی در اشکال مختلف بود که از گوشه و کنار جهان اندیشه سر بر میآورد. زمانی که پل ارتباطی میان ذهن و عین تخریب گردد، و «بود» جای خودش را به «نمود» بدهد، باید هم انتظار این را داشت که جهان خارج به بر ساخته های ذهن انسان تقلیل پیدا کند و مجاز جای حقیقت را بگیرد.
#انسان_مدرن با اینکه از جهان حقیقی به عالم ذهن خویش در غلتیده، اما همچنان نیازهای انسانی خویش را از یاد نبرده است. نیاز به ارتباط با دیگران، ارتباط با طبیعت، ارتباط با جهان خارج همچنان در وجود وی باقی مانده است. انقلاب در ارتباطات و فناوریهای نوین، مزید بر علت گشته و انسان را هر چه بیشتر از جهان عینی به #جهان_مجازی سوق داده؛ حجاب «صفر و یک های دیجیتال» میان #روابط_انسانی حاکم شده و #روابط_مجازی جایگزین #روابط_سنتی گشته است. نه تنها روابط انسانی تخریب گشته بلکه روابط انسان با طبیعت نیز دچار دگرگونی شده است. انسانِ امروز، تشنه طبیعت بکر و دست نخورده است، چیزی که دیگر شاید اثری از آن نباشد. کودکان و نوجوانانِ عصر ما، طبیعت را از خلال مستند های راز بقا شناختهاند، بر خلاف کودکان دیروز که طبیعت متن زندگی و اسباب سرگرمی و بازیشان بود.
🔸امواج این تحولات معرفت شناختی که در غرب به وقوع پیوست، امروز به سراسر دنیا از جمله جهان اسلام، رسیده و سبک زندگی ما را دستخوش تغییرات اساسی نموده، به طوری که حتی رابطه با خدا و معنویت نیز در این وانفسا تحت تأثیر قرار گرفته است. امروزه میتوان بدون شرکت در مراسمات مذهبی، دعا و عزاداری از رهگذر تلویزیون و رایانه، این خلأ را پر نمود. این امکانات علی رغم برکاتی که داشته اثر حضور فیزیکی و عینی را کم رنگتر نموده و فیض زیارت و عزاداری را به حداقل رسانده است. حضور در مراسمات و در میان سایر برادران دینی طبق #تعالیم_اسلامی، اثراتی دارد که هیچ چیز دیگری نمیتواند جای آن را پر کند. اثر مداحی، مرثیه سرایی و هنر عاشورایی به صورت زنده کجا و شنیدن آنها از رهگذر تکنولوژیهای چند رسانه ای کجا؟ حتی بعضاً این شنیدنها اثر معکوس میگذارد و به جای طراوت قلب، قساوت قلب به همراه دارد، زیرا همه اجزای پیچیده این هنر که به مثابه یک کل پیوسته است، تقلیل پیدا کرده به یک سری امواج صوتی که بر روی حافظه های دیجیتالی ضبط گردیده و دوباره بازخوانی میشود. فناوریهای ارتباطی نوین به هیچ وجه نمیتوانند اثر حضور را منتقل کنند.
🔸امروزه میتوان از طریق اینترنت به زیارت مجازی عتبات عالیات رفت و یا مثلاً با استفاده از موبایل از فاصلهای دور به امام رضا(ع) سلام داد. شبکه های تلویزیونی و ماهوارهای به صورت زنده، مکانهای زیارتی را پوشش میدهند. اما وقتی در احوال گذشتگان مطالعه میکنیم و مشقت و تلاش ایشان را در باب زیارت خانه خدا و زیارت قبور مطهر ائمه (ع) مشاهده مینماییم، تازه متوجه وجوه متعددی میشویم که جایش در زیارتهای امروزه ما خالی است. چه برسد که همین حد از زیارت نیز به تبدیل به زیارت مجازی گردد. آن زیارتهای پر سوز و گداز که #صدرالمتألهین را هفت سفر با پای پیاده به کعبه میکشاند، کجا و زیارتهای امروزه ما کجا؟ خلاصه اینکه مدرنیسم به فاصله بین جهان عینی و جهان ذهنی انسانها دامن زده، میان او و عالم واقع هزار و یک حجاب مجازی برپا نموده و ایشان را هر چه بیشتر در بحر دنیای مجازی مستغرق ساخته است.
🔻جهت دانلود این شماره #نشریه_مهاجر به لینک زیر مراجعه کنید:
🔺 yon.ir/j31W4
#توسعه_و_علوم_انسانی
#اخلاق_و_فناوری
#نشریه_مهاجر
#اندیشکده_مهاجر
____
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅روایت فرو رفتن در باتلاق زندگی مجازی
🔸نشریه مهاجر، شماه دهم، سینا عزیزی
🔻قسمت دوم
🔸گسترش شبکه های اجتماعی در سالهای اخیر، تغییرات شگرفی در سبک زندگی انسانها ایجاد کرده است. #فیسبوک، #توئیتر، #گوگل_پلاس و... هرکدام با سبک و سیاق خود، محیطی جذاب و خیره کننده برای افراد فراهم نموده و بخش زیادی از ساعات شبانه روز ایشان را به خود اختصاص داده است. حجم بالای کاربران این شبکهها و افزایش روز افزون آنها، سایرین را نیز ترغیب میکند تا به این شبکهها بپیوندند. همین گستره کاربران باعث میشود، افراد در بدو ورود با تعداد زیادی از آشنایان و دوستان خود که در اقصی نقاط عالم پراکنده هستند و سالها از آنها خبر نداشتهاند، رو به رو گردند. امکان کسب خبر از دوستان، اشتراک گذاشتن افکار و احساسات در قالب متن، تصویر، صدا و... به جذابیتهای خیره کننده این شبکهها افزوده است.
#شبکه های_اجتماعی به ویژه فیسبوک علی رغم، فوایدی که داشتهاند، آفتهای قابل توجهی برای کاربرانشان به همراه دارند. اصالت یافتن فضای مجازی، اعتیاد اینترنتی، استحاله شخصیتی، میان مایگی، رشد فردگرایی و دوستیهای کم عمق از جمله این آفتهاست که در ادامه به آنها میپردازم.
🔸طبق آمارهایی که منتشر شده، پس از گذشت مدتی حضور در محیط فیسبوک، رفتارهای اعتیاد گونه در افراد بروز پیدا میکند، به طور مثال، نیمی از کاربران فعال، هر روز به فیسبوک سر میزنند. 48 درصد از افراد بین 18 تا 34 ساله، صفحه فیسبوک خود را درست زمانی که از خواب بیدار میشوند، چک میکنند. حدود 28 درصد فیسبوک خود را با موبایل و قبل از خارج شدن از رختخواب چک میکنند. به طور کلی مجموع فعالیتهای کاربران فعال فیسبوک بیش از کاری است که در دنیای واقعی انجام میدهند. به همین دلیل به تدریج فیسبوک برای کاربرانش جنبه اصالی پیدا میکند، به طوری که حتی بخشی از فعالیتهای فیزیکی و روزانه افراد به منظور آماده کردن مطلب، عکس و... برای به اشتراک گذاری در فیسبوک انجام میشود.
یکی دیگر از آفتهای فیسبوک استحاله شخصیتی افراد میباشد. فضای شبکه های اجتماعی طوری طراحی شده که کاربران را به سمت "همرنگ جماعت شدن" سوق میدهد، زیرا ملاک ارزیابی افراد، تعداد "لایک" هایی است که دریافت میکنند. کاربران تلاش دارند با به اشتراک گذاشتن مطالبی که بیشتر از همه مورد پسند بقیه قرار میگیرد، لایک های بیشتری دریافت کنند و همین فرایند به تدریج، مقدمات استحاله اعتقادی و شخصیتی ایشان را فراهم میکند.
🔸حجم بالای دادهها، سرعت افزایش پستها و پراکندگی مطالب نه تنها متناسب با نیاز مخاطبان نیست، بلکه این پراکندگی، قدرت تمرکز را نیز از ایشان میگیرد. کاربران فیسبوک با حجم زیادی از مطالب سطحی و بی ربط مواجه هستند که بعضاً هیچ گونه فایده و جذابیتی نیز برایشان ندارد؛ صرفاً ذهنشان را درگیر مطالب غیر ضروری میکند و به تحلیل رفتن توان ذهنیشان میانجامد. ضمن اینکه خو گرفتن به مطالب سطحی، عمق تحلیل مخاطبان را کاهش میدهد. هویت انسانها در فیسبوک به پروفایلشان تقلیل پیدا میکند و تصور افراد از یکدیگر تنها مبتنی بر چند داده معدود، از صفحات شخصیشان است. دوستیهای شکل گرفته عمدتاً کم عمق و گذراست و با آنچه مطلوب است، زمین تا آسمان فاصله دارد.
یکی از دلایل پناه آوردن انسانهای عصر ما به فضاهای مجازی، پر کردن خلأ نیازهای اجتماعی خویش است که به علت سستی پیوندهای اجتماعی و رشد فردگرایی، با ناکامی مواجه شده است. فضاهای مصنوعی مثل دنسینگ، پارک، کارناوال و... برای این ابداع گردیدهاند تا این نیازها را در بستری مصنوعی و در قالب اجتماعات ساختگی بر طرف نمایند، اما از آن جا که این فضاهای مصنوعی نیز نتوانستهاند پاسخگوی نیازهای انسان باشند، جهان مدرن به سمت فضاهای مجازی تمایل پیدا کرده است.
🔸#فضای_مجازی ضمن اینکه فرصتهای بسیاری را پیش پای بشر قرار داده، آفتهای جبران ناپذیری را نیز پیش روی او گذاشته است. در جهان امروز غالباً به وجوه مثبت و فواید فناوریهای نوین ارتباطی پرداخته میشود و کسی از این قبیل آفتها سخنی به میان نمیآورد. یکی از رسالتهای ما، آگاهی بخشی نسبت به وجوه تاریک #علم و #تکنولوژی مدرن است؛ وجوهی که معمولاً به دلیل استغراق ما در دریای فناوری، نادیده گرفته میشود.
🔻جهت دانلود این شماره #نشریه_مهاجر به لینک زیر مراجعه کنید:
🔺 yon.ir/j31W4
#توسعه_و_علوم_انسانی
#اخلاق_و_فناوری
#نشریه_مهاجر
#اندیشکده_مهاجر
____
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
🔸نشریه مهاجر، شماه دهم، سینا عزیزی
🔻قسمت دوم
🔸گسترش شبکه های اجتماعی در سالهای اخیر، تغییرات شگرفی در سبک زندگی انسانها ایجاد کرده است. #فیسبوک، #توئیتر، #گوگل_پلاس و... هرکدام با سبک و سیاق خود، محیطی جذاب و خیره کننده برای افراد فراهم نموده و بخش زیادی از ساعات شبانه روز ایشان را به خود اختصاص داده است. حجم بالای کاربران این شبکهها و افزایش روز افزون آنها، سایرین را نیز ترغیب میکند تا به این شبکهها بپیوندند. همین گستره کاربران باعث میشود، افراد در بدو ورود با تعداد زیادی از آشنایان و دوستان خود که در اقصی نقاط عالم پراکنده هستند و سالها از آنها خبر نداشتهاند، رو به رو گردند. امکان کسب خبر از دوستان، اشتراک گذاشتن افکار و احساسات در قالب متن، تصویر، صدا و... به جذابیتهای خیره کننده این شبکهها افزوده است.
#شبکه های_اجتماعی به ویژه فیسبوک علی رغم، فوایدی که داشتهاند، آفتهای قابل توجهی برای کاربرانشان به همراه دارند. اصالت یافتن فضای مجازی، اعتیاد اینترنتی، استحاله شخصیتی، میان مایگی، رشد فردگرایی و دوستیهای کم عمق از جمله این آفتهاست که در ادامه به آنها میپردازم.
🔸طبق آمارهایی که منتشر شده، پس از گذشت مدتی حضور در محیط فیسبوک، رفتارهای اعتیاد گونه در افراد بروز پیدا میکند، به طور مثال، نیمی از کاربران فعال، هر روز به فیسبوک سر میزنند. 48 درصد از افراد بین 18 تا 34 ساله، صفحه فیسبوک خود را درست زمانی که از خواب بیدار میشوند، چک میکنند. حدود 28 درصد فیسبوک خود را با موبایل و قبل از خارج شدن از رختخواب چک میکنند. به طور کلی مجموع فعالیتهای کاربران فعال فیسبوک بیش از کاری است که در دنیای واقعی انجام میدهند. به همین دلیل به تدریج فیسبوک برای کاربرانش جنبه اصالی پیدا میکند، به طوری که حتی بخشی از فعالیتهای فیزیکی و روزانه افراد به منظور آماده کردن مطلب، عکس و... برای به اشتراک گذاری در فیسبوک انجام میشود.
یکی دیگر از آفتهای فیسبوک استحاله شخصیتی افراد میباشد. فضای شبکه های اجتماعی طوری طراحی شده که کاربران را به سمت "همرنگ جماعت شدن" سوق میدهد، زیرا ملاک ارزیابی افراد، تعداد "لایک" هایی است که دریافت میکنند. کاربران تلاش دارند با به اشتراک گذاشتن مطالبی که بیشتر از همه مورد پسند بقیه قرار میگیرد، لایک های بیشتری دریافت کنند و همین فرایند به تدریج، مقدمات استحاله اعتقادی و شخصیتی ایشان را فراهم میکند.
🔸حجم بالای دادهها، سرعت افزایش پستها و پراکندگی مطالب نه تنها متناسب با نیاز مخاطبان نیست، بلکه این پراکندگی، قدرت تمرکز را نیز از ایشان میگیرد. کاربران فیسبوک با حجم زیادی از مطالب سطحی و بی ربط مواجه هستند که بعضاً هیچ گونه فایده و جذابیتی نیز برایشان ندارد؛ صرفاً ذهنشان را درگیر مطالب غیر ضروری میکند و به تحلیل رفتن توان ذهنیشان میانجامد. ضمن اینکه خو گرفتن به مطالب سطحی، عمق تحلیل مخاطبان را کاهش میدهد. هویت انسانها در فیسبوک به پروفایلشان تقلیل پیدا میکند و تصور افراد از یکدیگر تنها مبتنی بر چند داده معدود، از صفحات شخصیشان است. دوستیهای شکل گرفته عمدتاً کم عمق و گذراست و با آنچه مطلوب است، زمین تا آسمان فاصله دارد.
یکی از دلایل پناه آوردن انسانهای عصر ما به فضاهای مجازی، پر کردن خلأ نیازهای اجتماعی خویش است که به علت سستی پیوندهای اجتماعی و رشد فردگرایی، با ناکامی مواجه شده است. فضاهای مصنوعی مثل دنسینگ، پارک، کارناوال و... برای این ابداع گردیدهاند تا این نیازها را در بستری مصنوعی و در قالب اجتماعات ساختگی بر طرف نمایند، اما از آن جا که این فضاهای مصنوعی نیز نتوانستهاند پاسخگوی نیازهای انسان باشند، جهان مدرن به سمت فضاهای مجازی تمایل پیدا کرده است.
🔸#فضای_مجازی ضمن اینکه فرصتهای بسیاری را پیش پای بشر قرار داده، آفتهای جبران ناپذیری را نیز پیش روی او گذاشته است. در جهان امروز غالباً به وجوه مثبت و فواید فناوریهای نوین ارتباطی پرداخته میشود و کسی از این قبیل آفتها سخنی به میان نمیآورد. یکی از رسالتهای ما، آگاهی بخشی نسبت به وجوه تاریک #علم و #تکنولوژی مدرن است؛ وجوهی که معمولاً به دلیل استغراق ما در دریای فناوری، نادیده گرفته میشود.
🔻جهت دانلود این شماره #نشریه_مهاجر به لینک زیر مراجعه کنید:
🔺 yon.ir/j31W4
#توسعه_و_علوم_انسانی
#اخلاق_و_فناوری
#نشریه_مهاجر
#اندیشکده_مهاجر
____
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅فلسفه تکنولوژی و فلسفه علم
📚دانشنامه فلسفه استنفورد، فلسفه تکنولوژی،مارتن فرانسن، صفحه 23
#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری
🔸با این فرض که رویه های معدودی در جامعهٔ ما به اندازهٔ علم و تکنولوژی ارتباط نزدیک با هم دارند. برای کسانی که در این موضوع تازه کارند چه بسا مایهٔ تعجب باشد که حوزه های فلسفهٔ علم و فلسفهٔ تکنولوژی چنین تفاوتهای عظیمی از خود نشان می دهند. امروزه #علم_تجربی برای تحقق نظام پژوهش خود و برای ایجاد شرایط مشاهده پذیر شدن پدیدارها اساسا وابسته به تکنولوژی است. پژوهش نظری در درون تکنولوژی اغلب از پژوهش نظری در علم تمیزناپذیر شده، و این امر علم مهندسی را تا حد زیادی به علم «متعارف» یا «محض» پیوسته است. این تحولی نسبتا متاخر است که حوالی نیمهٔ قرن نوزدهم شروع شد و باعث و بانی تمایزاتی عظیم میان #تکنولوژی مدرن و تکنیک های صنعت گونهٔ سنتی است. آموزشی که دانشمندان و مهندسان مشتاق دریافت میکنند در آغاز تا حد زیادی یکسان است و فقط تدریجاً به برنامهٔ آموزشی علمی یا مهندسی منشعب می شود. از زمان #انقلاب_علمی ای که در اصل متعلق به قرن هفدهم بوده است و با دو نواوری عمده اش، یعنی روش تجربی و تدوین ریاضي نظریه های علمی، توصیف می شود، فلسفی در باب علم بر روش ایجاد دانش علمی، بر دلایل صادق دانستن نظریه های علمی و بر ماهیت شواهد و دلایل پذیرش یک نظریه و رود نظریه ای دیگر متمرکز شده است. فیلسوفان علم به ندرت پرسش هایی طرح کرده اند که یکی از آماج های اصلی آنها اجتماع دانشمندان، دغدغه هایشان، اهدافشان، شهودهایشان، استدلال ها و انتخاب هایشان نبوده باشد. به خلاف، فقط به تازگی است که فلسفهٔ تکنولوژی اجتماع مهندسان را کشف کرده است.
🔸کافی نیست که بگوییم قابل فهم است که فلسفهٔ تکنولوژی، و نه فلسفهٔ علم، پیش از همه اثر تکنولوژی - و همراه با آن، علم - بر جامعه و فرهنگ را هدف گرفته است زیرا علم صرفا از رهگذر تکنولوژی بر جامعه تأثیر می گذارد. درست از زمان شروع انقلاب علمی، علم اساساً و مستقیماً، و نه به طور مستقیم از رهگذر تکنولوژی، بر فرهنگ و اندیشهٔ بشر تاثیرگذاشته است، و همین مطلب در مورد تحولات بعدی نظیر #نسبیت، فیزیک هسته ای و مکانیک کوانتوم، #نظریهٔ_تكامل، ژنتیک - شیمی و به طور کلی جهان بینی علمی نیز که به طور روزافزونی غلبه پیدا میکند صادق است. به نحوی چنین می نماید که فیلسوفان علم با طیب خاطر پرسشهایی را که به جنبه های هنجاری، #اجتماعی و #فرهنگی علم می پردازند به سایر رشته های فلسفی یا مطالغات تاریخ وامی نهند. با این همه، استثناهایی هم در کار است، م چه بسا وضع در حال تغییر باشد؛ اگر بخواهیم فقط از یک فیلسوف برجسته علم یاد کنیم، می توانیم فیلیپ کیچر را نام ببریم که از سال 2000 کتابهایی در باب ربط علم به #سیاست، #اخلاق و دین نوشته است.
🔸تفاوتی عمده میان پیشرفت تاریخی تکنولوژی مدرن و پیشرفت تاریخی #علم_مدرن وجود دارد که دست کم تا حدی چرايي این وضعیت را معلوم می دارد، و آن این که علم در قرن هفدهم از خود فلسفه زاده شد. پاسخ هایی که #گالیله، #هویگنس، #نیوتن و دیگران دادند و با آنها اتحاد#تجربه_گرایی و توصیف ریاضی را که خصوصیت بارز علم مدرن است آغازیدند، پاسخ هایی بودند به پرسش هایی که از دوران باستان به هستهٔ کار فلسفه تعلق داشتند. بنابراین، علم توجه فیلسوفان را نسبت به خود حفظ کرد. فلسفهٔ علم نوعی دگردیسی #معرفت_شناسی" در پرتو ظهور علم است. مسائل بنیادین - واقعیت اتم ها، جایگاه علیت و احتمال، " پرسش های مربوط به مکان و زمان اهمیت جهان کوانتومی - که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم چنان داغ و پرشور مورد بحث قرار می گرفتند نمونه ای از این ارتباط نزدیک میان دانشمندان و فیلسوفان اند.
🔹منتظر ادامه این مطلب در هفته بعد باشید...
#فلسفه_علم
#فلسفه_تکنولوژی
#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری
________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
📚دانشنامه فلسفه استنفورد، فلسفه تکنولوژی،مارتن فرانسن، صفحه 23
#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری
🔸با این فرض که رویه های معدودی در جامعهٔ ما به اندازهٔ علم و تکنولوژی ارتباط نزدیک با هم دارند. برای کسانی که در این موضوع تازه کارند چه بسا مایهٔ تعجب باشد که حوزه های فلسفهٔ علم و فلسفهٔ تکنولوژی چنین تفاوتهای عظیمی از خود نشان می دهند. امروزه #علم_تجربی برای تحقق نظام پژوهش خود و برای ایجاد شرایط مشاهده پذیر شدن پدیدارها اساسا وابسته به تکنولوژی است. پژوهش نظری در درون تکنولوژی اغلب از پژوهش نظری در علم تمیزناپذیر شده، و این امر علم مهندسی را تا حد زیادی به علم «متعارف» یا «محض» پیوسته است. این تحولی نسبتا متاخر است که حوالی نیمهٔ قرن نوزدهم شروع شد و باعث و بانی تمایزاتی عظیم میان #تکنولوژی مدرن و تکنیک های صنعت گونهٔ سنتی است. آموزشی که دانشمندان و مهندسان مشتاق دریافت میکنند در آغاز تا حد زیادی یکسان است و فقط تدریجاً به برنامهٔ آموزشی علمی یا مهندسی منشعب می شود. از زمان #انقلاب_علمی ای که در اصل متعلق به قرن هفدهم بوده است و با دو نواوری عمده اش، یعنی روش تجربی و تدوین ریاضي نظریه های علمی، توصیف می شود، فلسفی در باب علم بر روش ایجاد دانش علمی، بر دلایل صادق دانستن نظریه های علمی و بر ماهیت شواهد و دلایل پذیرش یک نظریه و رود نظریه ای دیگر متمرکز شده است. فیلسوفان علم به ندرت پرسش هایی طرح کرده اند که یکی از آماج های اصلی آنها اجتماع دانشمندان، دغدغه هایشان، اهدافشان، شهودهایشان، استدلال ها و انتخاب هایشان نبوده باشد. به خلاف، فقط به تازگی است که فلسفهٔ تکنولوژی اجتماع مهندسان را کشف کرده است.
🔸کافی نیست که بگوییم قابل فهم است که فلسفهٔ تکنولوژی، و نه فلسفهٔ علم، پیش از همه اثر تکنولوژی - و همراه با آن، علم - بر جامعه و فرهنگ را هدف گرفته است زیرا علم صرفا از رهگذر تکنولوژی بر جامعه تأثیر می گذارد. درست از زمان شروع انقلاب علمی، علم اساساً و مستقیماً، و نه به طور مستقیم از رهگذر تکنولوژی، بر فرهنگ و اندیشهٔ بشر تاثیرگذاشته است، و همین مطلب در مورد تحولات بعدی نظیر #نسبیت، فیزیک هسته ای و مکانیک کوانتوم، #نظریهٔ_تكامل، ژنتیک - شیمی و به طور کلی جهان بینی علمی نیز که به طور روزافزونی غلبه پیدا میکند صادق است. به نحوی چنین می نماید که فیلسوفان علم با طیب خاطر پرسشهایی را که به جنبه های هنجاری، #اجتماعی و #فرهنگی علم می پردازند به سایر رشته های فلسفی یا مطالغات تاریخ وامی نهند. با این همه، استثناهایی هم در کار است، م چه بسا وضع در حال تغییر باشد؛ اگر بخواهیم فقط از یک فیلسوف برجسته علم یاد کنیم، می توانیم فیلیپ کیچر را نام ببریم که از سال 2000 کتابهایی در باب ربط علم به #سیاست، #اخلاق و دین نوشته است.
🔸تفاوتی عمده میان پیشرفت تاریخی تکنولوژی مدرن و پیشرفت تاریخی #علم_مدرن وجود دارد که دست کم تا حدی چرايي این وضعیت را معلوم می دارد، و آن این که علم در قرن هفدهم از خود فلسفه زاده شد. پاسخ هایی که #گالیله، #هویگنس، #نیوتن و دیگران دادند و با آنها اتحاد#تجربه_گرایی و توصیف ریاضی را که خصوصیت بارز علم مدرن است آغازیدند، پاسخ هایی بودند به پرسش هایی که از دوران باستان به هستهٔ کار فلسفه تعلق داشتند. بنابراین، علم توجه فیلسوفان را نسبت به خود حفظ کرد. فلسفهٔ علم نوعی دگردیسی #معرفت_شناسی" در پرتو ظهور علم است. مسائل بنیادین - واقعیت اتم ها، جایگاه علیت و احتمال، " پرسش های مربوط به مکان و زمان اهمیت جهان کوانتومی - که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم چنان داغ و پرشور مورد بحث قرار می گرفتند نمونه ای از این ارتباط نزدیک میان دانشمندان و فیلسوفان اند.
🔹منتظر ادامه این مطلب در هفته بعد باشید...
#فلسفه_علم
#فلسفه_تکنولوژی
#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری
________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
✅نظم طبیعت و ادیان ابراهیمی
📚دین و نظم طبیعت/ سید حسین نصر/ ترجمه انشاالله رحمتی/ صفحه 99 الی 103
#یکشنبه_های_علم_و_دین
🔸#ادیان_ابراهیمی سه گانه، در سطح بیانهای الهیاتی و ظاهری خویش، به #حقیقت بنیادین خلق از عدم به عنوان برای نفی هر گونه #واقعیت مستقل از خداوند، قائل اند. به علاوه، طریقت باطنی این ادیان نه فقط از آفرینش به واطه خداوند( خلق بالله) بلکه از آفرینش در خداوند (خلق فی الله) نیز سخن به میان می آورند. بنابراین nihilo نه عین همان معنای متعارف عدم ، بلکه همان واقعیت مثالی اصیل ، پیش از وجودش ( بر پهنه هستی ) از طریق flat lux یا همان " باش " ( کن – فیکون ) قرآنی است .ژرفترین بیانات از این حقیقت باطنی را در آیین قباله ، در نوشته های برخی #مابعدالطبیعه دانان مسیحی مانند #یوهانس اسکاتوس اریگنا و در آثار #عارفان بی شماری مانند ابن عربی میتوان یافت . (صفحه 99 )
🔸مسئله مراتب مختلف معنای نظم در میان است، هم به لحاظ #تجربی و هم به لحاظ #ریاضی می توان میان نظم نه فقط در مرتبه زیر اتمی، بلکه نظم برف دانه ها، نظم در درون طبیعت مرئی در تمامیّت آن تمیز داد و هم از نظر دینی می باید میان نظم ظاهری و باطنی فرق گذاشت. سپس مسئله تمام و کمال علیّت مطرح است که کاملاً مرتبط با مسئله مبدأ و معنای نظم است.در این جا نه فقط مساله علیت طولی و عرضی ، بلکه مساله نفی علیت عرضی حتی در فضاهای دینی ، به میان می آید و به مباحث فلسفی گسترده ای که هم در ادیان شرقی و غربی و حتی در #فلسفه_های_دین_ستیزانه ، کتب حجیمی انباشته از آن است ، منجر میشود . (صفحه 101)
🔸در میان پیروان ادیان قدیمی تر ، به این قبیل مقولات و مفاهیم مربوط به طبقه بندی ،تفاسیری از معنای نظم طبیعت به عنوان نظمی همه خداباورانه، روانمندگارانه ، #توتم باورانه و مانند آن اضافه شده است که در اثر #تکامل تدریجی فهم بشر در باره نظم طبیعت با ورود به مرحله تحصل گرایی که این همه بر #جهان_بینی متجدد مسلط است ، از حد همه این تفاسیر فراتر رفته ایم . بدیهی است که صاحب این قلم هر تفسیر تکاملی از این دست را قاطعانه مردود میداند . (صفحه 101 )
🔸این میراث جهانی دیدگاه دینی در باره #نظم_طبیعت ، که به یک معنا چیزی است که میتوان از آ ن به «جهان شناسی جاویدان »، تعبیر کرد ، از سوی فلسفه و #علم_متجدد مورد چالش واقع شده و دیدگاه دیگری در باره طبیعت که هم از غایت نهایی بشر و هم از مبدا الهی منفک است ، جانشین آن گشته است ، دیدگاهی که ، هر چند دوره رشد و کمون خویش را در غرب پشت سر گذاشته است ، اینک در بخش اعظم کره ارض گسترش یافته و به بحرانی یا ابعادی بی سابقه هم بر ای حیات بشر و هم برای محیط زیست طبیعی، منجر شده است . (صفحه 103)
#نظم_طبیعت
#دین_و_نظم_طبیعت
#سید_حسین_نصر
#انشاالله_رحمتی
_______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🆔 @scirel
🌐 mohaajer.ir
📚دین و نظم طبیعت/ سید حسین نصر/ ترجمه انشاالله رحمتی/ صفحه 99 الی 103
#یکشنبه_های_علم_و_دین
🔸#ادیان_ابراهیمی سه گانه، در سطح بیانهای الهیاتی و ظاهری خویش، به #حقیقت بنیادین خلق از عدم به عنوان برای نفی هر گونه #واقعیت مستقل از خداوند، قائل اند. به علاوه، طریقت باطنی این ادیان نه فقط از آفرینش به واطه خداوند( خلق بالله) بلکه از آفرینش در خداوند (خلق فی الله) نیز سخن به میان می آورند. بنابراین nihilo نه عین همان معنای متعارف عدم ، بلکه همان واقعیت مثالی اصیل ، پیش از وجودش ( بر پهنه هستی ) از طریق flat lux یا همان " باش " ( کن – فیکون ) قرآنی است .ژرفترین بیانات از این حقیقت باطنی را در آیین قباله ، در نوشته های برخی #مابعدالطبیعه دانان مسیحی مانند #یوهانس اسکاتوس اریگنا و در آثار #عارفان بی شماری مانند ابن عربی میتوان یافت . (صفحه 99 )
🔸مسئله مراتب مختلف معنای نظم در میان است، هم به لحاظ #تجربی و هم به لحاظ #ریاضی می توان میان نظم نه فقط در مرتبه زیر اتمی، بلکه نظم برف دانه ها، نظم در درون طبیعت مرئی در تمامیّت آن تمیز داد و هم از نظر دینی می باید میان نظم ظاهری و باطنی فرق گذاشت. سپس مسئله تمام و کمال علیّت مطرح است که کاملاً مرتبط با مسئله مبدأ و معنای نظم است.در این جا نه فقط مساله علیت طولی و عرضی ، بلکه مساله نفی علیت عرضی حتی در فضاهای دینی ، به میان می آید و به مباحث فلسفی گسترده ای که هم در ادیان شرقی و غربی و حتی در #فلسفه_های_دین_ستیزانه ، کتب حجیمی انباشته از آن است ، منجر میشود . (صفحه 101)
🔸در میان پیروان ادیان قدیمی تر ، به این قبیل مقولات و مفاهیم مربوط به طبقه بندی ،تفاسیری از معنای نظم طبیعت به عنوان نظمی همه خداباورانه، روانمندگارانه ، #توتم باورانه و مانند آن اضافه شده است که در اثر #تکامل تدریجی فهم بشر در باره نظم طبیعت با ورود به مرحله تحصل گرایی که این همه بر #جهان_بینی متجدد مسلط است ، از حد همه این تفاسیر فراتر رفته ایم . بدیهی است که صاحب این قلم هر تفسیر تکاملی از این دست را قاطعانه مردود میداند . (صفحه 101 )
🔸این میراث جهانی دیدگاه دینی در باره #نظم_طبیعت ، که به یک معنا چیزی است که میتوان از آ ن به «جهان شناسی جاویدان »، تعبیر کرد ، از سوی فلسفه و #علم_متجدد مورد چالش واقع شده و دیدگاه دیگری در باره طبیعت که هم از غایت نهایی بشر و هم از مبدا الهی منفک است ، جانشین آن گشته است ، دیدگاهی که ، هر چند دوره رشد و کمون خویش را در غرب پشت سر گذاشته است ، اینک در بخش اعظم کره ارض گسترش یافته و به بحرانی یا ابعادی بی سابقه هم بر ای حیات بشر و هم برای محیط زیست طبیعی، منجر شده است . (صفحه 103)
#نظم_طبیعت
#دین_و_نظم_طبیعت
#سید_حسین_نصر
#انشاالله_رحمتی
_______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🆔 @scirel
🌐 mohaajer.ir
✅محرومیت فلسفه معاصر از نظریه های نوربنیاد شیخ شهید
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z
____________
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
👆محرومیت فلسفه معاصر از نظریه های نوربنیاد شیخ شهید👆
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔻قسمت اول
🔸در توجه ما به تاریخ اندیشه خودمان، یک اشکال بسیار اساسی وجود دارد و آن، تکیه بیش از اندازه بر اشتراکات است. هرچند که از جهاتی، این تکیه نقطه قوت ما را تشکیل می دهد و هویتی یکپارچه به ما میبخشد، ولی از طرفی هم جلوی فهم درست اندیشه ها را می گیرد و تاریخ ما را بیش از اندازه تکاملی و در نتیجه بینیاز از دوره های اولیه مینمایاند. در خوانش امروزین ما از تاریخ فلسفه اسلامی، تمرکز مفسرین بر اشتراکات نظریات و سیر تطور این وجه اشتراکی است؛ و به اختلافات نظری دقیق بین #فلاسفه_اسلامی دقت درخوری مبذول نمیشود. هر کشف تازهای در فهم مطالب قدمای فلسفه مورد بیمهری قرار میگیرد یا از نظر معرفتی غیرقابل اعتنا خوانده میشود، و یا اگر هم به عنوان نکته بدیعی پذیرفته شود، تمام سعیها صرف این میشود که حضور آن نظریه در نظرات متأخرین هم توضیح داده و اثبات شود. همین اخلاق علمی باعث شده که پویایی فلسفی ما کاستی گرفته و آموزش و نیز تکرار مکررات، جای پژوهش و نکتهسنجی را بگیرد. در نتیجه جریان غالب فلسفی تنها از طریق آموزش منتقل و منتشر میشود و هر فیلسوف به اندازه تناسب آن با جریان حاکم، به جامعه معرفی میشود. این روند نه تنها شارحین و مفسرین بزرگ تاریخ فلسفه اسلامی را از نظرها پنهان داشته است، بلکه باعث شده حتی استاد مبرز مسلمی چون شیخ اشراق هم به حاشیه رفته و تنها از زاویه دید صدراییها و به میزان ارتباط نظریات شیخ با حکمت متعالیه مورد توجه قرار گیرد. در حالی که میتوان خصائصی را برای فلسفه شیخ اشراق برشمرد که در #گفتمان_صدرایی حاکم بر فلسفه اسلامی غایب است (و چه بسا که اصلا نظریات خود صدرا فاقد این وجوه باشد) و در عین حال جزو نیازهای اساسی فلسفه معاصر ایران محسوب میشود.
🔸اولین ویژگی مثبت فلسفه شیخ اشراق، پیوند وثیق آن با ایران باستان است. ارتباط انداموار فلسفه او با #حکمت_خسروانی حاکم بر ایران دوره باستان، میتواند به فلسفه اسلامی بعد بدهد و ریشه مباحث را در نقاطی مستحکم بنا بگذارد. یکی از مشکلات عمده فلسفه اسلامی امروز، بریده بودن از تاریخ و جدا افتادن از زمینه ایرانی آن است. امروزه فلسفه اسلامی یک از انتزاعیترین و بیبنیادترین دورههای خویش را سپری میکند و اگر هم نسبتی با تاریخ برقرار میکند، با اروپای قدیم و جدید است. نیاز به تاریخ در جامعه یکی از مهمترین مواردی است که فلسفه باید به آن اعتنا بکند. شیخ اشراق میتواند واسطهای باشد که امکان مواجهه ما با تاریخ را تسریع و تعمیق بخشد. از طرف دیگر، پیوند خوردن فلسفه اسلامی از طریق شیخ اشراق با جکمت خسروانی پیش از اسلام میتواند ارتباط نظری ما را با سیاست و #فلسفه_سیاسی برقرار کند. در ایران باستان، #اندیشه مشحون از وجوه سیاسی است و متون فلسفهی با فلسفه عملی در هم تنیده است. در ابتدای قرون اسلامی هم چنین وجهی دارد و نظر چشم از صحنه عمل برنگرفته است. منتها هرچه تاریخ ایران اسلامی جلوتر میآید، تفکر سیاسی و سیاست ورزی کمرنگتر میشود و فلسفه به کل از وجوه سیاسی آن خالی می گردد. نظریات شیخ اشراق می تواند از طریق فلسفه ایرانی کهن، پیوند مستحکمی با فلسفه سیاسی برقرار کند و ابعاد اجتماعی فلسفه نظری امروز ما را فربه سازد.
🔸نکته دیگر پیوند خاص #فلسفه_اشراق با قرآن است. در حالتی بدبینانه، میتوان گفت که تسلط #فلسفه_صدرایی در ایران باعث دور شدن تفکر فلسفی ما از قرآن شده است و اگر فلسفه اشراقی ادامه پیدا میکرد، ما به افکر قرآنی نزدیکتر بودیم. اما در دیدگاهی خوشبینانه میتوان گفت که با وجود خدمات زیاد فلسفه صدرایی به فهم قرآن در ایران، اتفاق بدی که حذف #شیخ_اشراق در ایران داشته، دور شدن «ادبیات» فلسفه اسلامی از «ادبیات» قرآنی است. برخی از واژههای مهم و اساسی قرآنی در دستگاه شیخ اشراق حضور دارند ولی در #حکمت_متعالیه جایگاهی نیافتهاند. همین مسأله باعث دور شدن فلسفه از قرآن و ایجاد شکاف بین نقل و عقل، حداقل در زبان تفکر فلسفی ایران بوده است. بازگشت به شیخ اشراق، چه در سطوح بنیادین و چه حداقل در سطوح زبانی، میتواند ابوابی از ارتباط فلسفه با قرآن را به روی ما باز کند که امکان ترمیم جدایی موجود بین فلسفه و قرآن را به وجود بیاورد.
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z
#شیخ_اشراق
#سهروردی
#فلسفه_اسلامی
#فلسفه_صدرایی
______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔻قسمت اول
🔸در توجه ما به تاریخ اندیشه خودمان، یک اشکال بسیار اساسی وجود دارد و آن، تکیه بیش از اندازه بر اشتراکات است. هرچند که از جهاتی، این تکیه نقطه قوت ما را تشکیل می دهد و هویتی یکپارچه به ما میبخشد، ولی از طرفی هم جلوی فهم درست اندیشه ها را می گیرد و تاریخ ما را بیش از اندازه تکاملی و در نتیجه بینیاز از دوره های اولیه مینمایاند. در خوانش امروزین ما از تاریخ فلسفه اسلامی، تمرکز مفسرین بر اشتراکات نظریات و سیر تطور این وجه اشتراکی است؛ و به اختلافات نظری دقیق بین #فلاسفه_اسلامی دقت درخوری مبذول نمیشود. هر کشف تازهای در فهم مطالب قدمای فلسفه مورد بیمهری قرار میگیرد یا از نظر معرفتی غیرقابل اعتنا خوانده میشود، و یا اگر هم به عنوان نکته بدیعی پذیرفته شود، تمام سعیها صرف این میشود که حضور آن نظریه در نظرات متأخرین هم توضیح داده و اثبات شود. همین اخلاق علمی باعث شده که پویایی فلسفی ما کاستی گرفته و آموزش و نیز تکرار مکررات، جای پژوهش و نکتهسنجی را بگیرد. در نتیجه جریان غالب فلسفی تنها از طریق آموزش منتقل و منتشر میشود و هر فیلسوف به اندازه تناسب آن با جریان حاکم، به جامعه معرفی میشود. این روند نه تنها شارحین و مفسرین بزرگ تاریخ فلسفه اسلامی را از نظرها پنهان داشته است، بلکه باعث شده حتی استاد مبرز مسلمی چون شیخ اشراق هم به حاشیه رفته و تنها از زاویه دید صدراییها و به میزان ارتباط نظریات شیخ با حکمت متعالیه مورد توجه قرار گیرد. در حالی که میتوان خصائصی را برای فلسفه شیخ اشراق برشمرد که در #گفتمان_صدرایی حاکم بر فلسفه اسلامی غایب است (و چه بسا که اصلا نظریات خود صدرا فاقد این وجوه باشد) و در عین حال جزو نیازهای اساسی فلسفه معاصر ایران محسوب میشود.
🔸اولین ویژگی مثبت فلسفه شیخ اشراق، پیوند وثیق آن با ایران باستان است. ارتباط انداموار فلسفه او با #حکمت_خسروانی حاکم بر ایران دوره باستان، میتواند به فلسفه اسلامی بعد بدهد و ریشه مباحث را در نقاطی مستحکم بنا بگذارد. یکی از مشکلات عمده فلسفه اسلامی امروز، بریده بودن از تاریخ و جدا افتادن از زمینه ایرانی آن است. امروزه فلسفه اسلامی یک از انتزاعیترین و بیبنیادترین دورههای خویش را سپری میکند و اگر هم نسبتی با تاریخ برقرار میکند، با اروپای قدیم و جدید است. نیاز به تاریخ در جامعه یکی از مهمترین مواردی است که فلسفه باید به آن اعتنا بکند. شیخ اشراق میتواند واسطهای باشد که امکان مواجهه ما با تاریخ را تسریع و تعمیق بخشد. از طرف دیگر، پیوند خوردن فلسفه اسلامی از طریق شیخ اشراق با جکمت خسروانی پیش از اسلام میتواند ارتباط نظری ما را با سیاست و #فلسفه_سیاسی برقرار کند. در ایران باستان، #اندیشه مشحون از وجوه سیاسی است و متون فلسفهی با فلسفه عملی در هم تنیده است. در ابتدای قرون اسلامی هم چنین وجهی دارد و نظر چشم از صحنه عمل برنگرفته است. منتها هرچه تاریخ ایران اسلامی جلوتر میآید، تفکر سیاسی و سیاست ورزی کمرنگتر میشود و فلسفه به کل از وجوه سیاسی آن خالی می گردد. نظریات شیخ اشراق می تواند از طریق فلسفه ایرانی کهن، پیوند مستحکمی با فلسفه سیاسی برقرار کند و ابعاد اجتماعی فلسفه نظری امروز ما را فربه سازد.
🔸نکته دیگر پیوند خاص #فلسفه_اشراق با قرآن است. در حالتی بدبینانه، میتوان گفت که تسلط #فلسفه_صدرایی در ایران باعث دور شدن تفکر فلسفی ما از قرآن شده است و اگر فلسفه اشراقی ادامه پیدا میکرد، ما به افکر قرآنی نزدیکتر بودیم. اما در دیدگاهی خوشبینانه میتوان گفت که با وجود خدمات زیاد فلسفه صدرایی به فهم قرآن در ایران، اتفاق بدی که حذف #شیخ_اشراق در ایران داشته، دور شدن «ادبیات» فلسفه اسلامی از «ادبیات» قرآنی است. برخی از واژههای مهم و اساسی قرآنی در دستگاه شیخ اشراق حضور دارند ولی در #حکمت_متعالیه جایگاهی نیافتهاند. همین مسأله باعث دور شدن فلسفه از قرآن و ایجاد شکاف بین نقل و عقل، حداقل در زبان تفکر فلسفی ایران بوده است. بازگشت به شیخ اشراق، چه در سطوح بنیادین و چه حداقل در سطوح زبانی، میتواند ابوابی از ارتباط فلسفه با قرآن را به روی ما باز کند که امکان ترمیم جدایی موجود بین فلسفه و قرآن را به وجود بیاورد.
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z
#شیخ_اشراق
#سهروردی
#فلسفه_اسلامی
#فلسفه_صدرایی
______
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
👆محرومیت فلسفه معاصر از نظریه های نوربنیاد شیخ شهید👆
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔻قسمت دوم
🔸ویژگی دیگر تفکرات شیخ اشراق، تعامل آن با سایر حوزهها به ویژه ادبیات فارسی است. یکی از مشکلات عمده #فلسفه_اسلامی این است که زبان فنی آن به صورت کامل از زبان #زندگی_مردم و زبان #ادبیات جدا افتاده و همین مسأله باعث چندگانگی و حتی در برخی از موارد چندپارگی ساحات مختلف نظر و عمل انسان ایرانی شده است. این جدایی فلسفه از زبان فارسی باعث شده دیواری قطور بین ساحت نظر و عرصه عمل ایجاد شود. و چون ادبیات محمل اصلی رشد زبان فارسی بوده و هست، فلسفههای بیاعتنا به ادبیات بیش از دامن زدن به احساسات، کاری از پیش نبرده اند و بین عقل با نثل حائل شده اند. بزرگ شدن شیخ اشراق در عرصه نظر، میتواند به نزدیکی دو ساحت مهم نظری و عملی کمک کند و شکاف نظر و عمل را در ایران کم نماید.
🔸این خصائص در کنار نفوذ گسترده و عمیق شخص او در جهان اسلام در زمانی که هنوز از سنین جوانی به میان سالی پا نگذاشته، به هر پژوهشگری حکم می کند که نظریات او، بسیار بیشتر از این که امروز مورد توجه قرار گرفته مطمح نظر اهل فلسفه قرار بگیرد. به خصوص که او در آثارش با یونانیان و #فلاسفه_مشاء مخاطبه داشته و متونش را ناظر به آنها نوشته است. این پایبندی به دقت فلسفی، نقطه قوت #شیخ_اشراق و #صدرا نسبت به عرفاست که میتواند راه پیوند فلسفه با دیگر حوزه ها را همراه کند. منتها امروزه وزن شیخ اشراق در کنار ملاصدرا، بسیار کمتر از حق و ظرفیت نظریات اوست و اجازه نقش آفرینی کافی به فلسفه نور او داده نمیشودد. تمایل جامعه ما ( حتی در میان #روشنفکران ) به حاکمیت تک صدایی بر حوزههای مختلف اندیشه باعث شده است فلسفه اسلامی از نابغه ای چون شیخ اشراق محروم بماند و عرصه های مهم #تفلسف ایرانیان در دوره معاصر مسدود بماند.
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z
#شیخ_اشراق
#سهروردی
#فلسفه_اسلامی
#فلسفه_صدرایی
__
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔻قسمت دوم
🔸ویژگی دیگر تفکرات شیخ اشراق، تعامل آن با سایر حوزهها به ویژه ادبیات فارسی است. یکی از مشکلات عمده #فلسفه_اسلامی این است که زبان فنی آن به صورت کامل از زبان #زندگی_مردم و زبان #ادبیات جدا افتاده و همین مسأله باعث چندگانگی و حتی در برخی از موارد چندپارگی ساحات مختلف نظر و عمل انسان ایرانی شده است. این جدایی فلسفه از زبان فارسی باعث شده دیواری قطور بین ساحت نظر و عرصه عمل ایجاد شود. و چون ادبیات محمل اصلی رشد زبان فارسی بوده و هست، فلسفههای بیاعتنا به ادبیات بیش از دامن زدن به احساسات، کاری از پیش نبرده اند و بین عقل با نثل حائل شده اند. بزرگ شدن شیخ اشراق در عرصه نظر، میتواند به نزدیکی دو ساحت مهم نظری و عملی کمک کند و شکاف نظر و عمل را در ایران کم نماید.
🔸این خصائص در کنار نفوذ گسترده و عمیق شخص او در جهان اسلام در زمانی که هنوز از سنین جوانی به میان سالی پا نگذاشته، به هر پژوهشگری حکم می کند که نظریات او، بسیار بیشتر از این که امروز مورد توجه قرار گرفته مطمح نظر اهل فلسفه قرار بگیرد. به خصوص که او در آثارش با یونانیان و #فلاسفه_مشاء مخاطبه داشته و متونش را ناظر به آنها نوشته است. این پایبندی به دقت فلسفی، نقطه قوت #شیخ_اشراق و #صدرا نسبت به عرفاست که میتواند راه پیوند فلسفه با دیگر حوزه ها را همراه کند. منتها امروزه وزن شیخ اشراق در کنار ملاصدرا، بسیار کمتر از حق و ظرفیت نظریات اوست و اجازه نقش آفرینی کافی به فلسفه نور او داده نمیشودد. تمایل جامعه ما ( حتی در میان #روشنفکران ) به حاکمیت تک صدایی بر حوزههای مختلف اندیشه باعث شده است فلسفه اسلامی از نابغه ای چون شیخ اشراق محروم بماند و عرصه های مهم #تفلسف ایرانیان در دوره معاصر مسدود بماند.
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z
#شیخ_اشراق
#سهروردی
#فلسفه_اسلامی
#فلسفه_صدرایی
__
✨ اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir