اندیشکده راهبردی مهاجر – Telegram
اندیشکده راهبردی مهاجر
643 subscribers
294 photos
24 videos
22 files
206 links
اندیشکده مهاجر
Download Telegram
نظم طبیعت و #مسیحیت
📚دین و نظم طبیعت/ سید حسین نصر/ ترجمه انشاالله رحمتی/ صفحه 87

#یکشنبه_های_علم_و_دین

🔸آیات آغازین #انجیل یوحنا، «در آغاز کلمه بود، (باب اول، ۱) به یک معنا ژرفترین فهم مسیحی از نظم #طبیعت را تعریف می کند. باید توجه داشت که «کلمه» در این جا، ترجمه #لوگوس است که در زبان یونانی معنای او هماهنگی، نیز از آن مستفاد می شود. بنابراین میتوان گفت در آغاز «لوگوس» بود که این لوگوس هماهنگی ازلی نیز بود و در نتیجه این هماهنگی که ملازم همان معنای لوگوس است، نظم و هماهنگی بر عالم حاکم است. دیدگاه مسیحی درباره تجسم لوگوس، مستلزم تجسم هماهنگی در همه موجودات نیز هست، زیرا « از طریق کلمه ( لوگوس_ هماهنگی) بود که همهٔ موجودات آفریده شدند». بسیاری از اهل نظر و الهی دانان عارف مشرب مسیحی در طی قرون از این دیدگاه تبعیت کرده اند. ولی حتی برای کسانی که مفهوم لوگوس را با هماهنگی مرتبط نمی ساختند، همانطورکه از نفس مفهوم مسیح به عنوان رکن عالم (axis mundi) مستفاد می شود، نظم و هماهنگی خلقت را در نهایت باید، در لوگوس یا مسیح یافت.

🔸 قدیس آگوستین (۳۵۴ -۴۳۰) معنای #نظم_طبیعت را به تفصیل بیشتر مورد بررسی قرار داده است؛ قدیس آگوستین که سخت مجذوب اهمیت عالم طبیعت بود و به رغم اعتقادش به تاثیر هبوط انسان بر عالم طبیعت، میگوید و همه عالم با تنوع بی پایانش مخلوق خدا است.» قدیس آگوستین معتقد بود که «طبیعت» ( natural) معنایی ندارد جز این که هر چیزی در نوع خاص خودش تصور شده باشد، و هر طبیعت، تا آنجا که طبیعت است، خیر است.» این خیر که آگوستین آن را عین اندازه، صورت و نظم میداند در همه موجودات حضور دارد، ولی حضورش در برخی موجودات بیشتر از برخی دیگر است. ولی از آنجا که فقط خدا، خیر است خیریّت کامل را فقط در خدا باید یافت، طبیعت از خیر بهره دارد، که تا بدان حد که موجود باشد، به معنای نظم نیز هست. بدیهی است که آگوستین #طبیعتگرایی ارسطویی را مردود دانسته و معتقد بوده است که غایت عالم در ورای عالم است و نظم طبیعت از #ماورای_طبیعت صادر می شود.

🔸آگوستین که مخصوصاً به معارضه آموزه های مانوی حساس بود، بر خلق از عدم تاکید ورزیده و مفهوم خلقت در خداوند را مردود دانسته است. خداوند عالم را آفرید، زیرا حضرتش خیر است و ذاتی خیر این است که به ماورای خود چیزی ا اعطا کند و ماورای خود را پدید بیاورد. به علاوه، خداوند عالم را بر طبق عدد آفریده است، (اشعیاء، باب چهلم، ۲۶) و «تو همه موجودات را در اندازه، عدد و وزن منظم ساخته ای» (حکمت سلیمان، باب یازدهم، ۲۱)، که ناظر است به نظمی که خداوند به خلقت اش بر طبق #علم_نامتناهی خویش، که هم #اعداد نامتناهی را شامل است و هم ورای خود فهم بشری است، ارزانی داشته است. در نظر آگوستین و در آغاز (In principio) خدا آسمان و زمین را آفریده، معنایش این نیست که آنها را در زمان آفرید، بلکه بدین معناست که آنها را در لوگوس آفرید و این لوگوس در دم آسمانها و فرشتگان و زمین و بی صورتی مادی را که منطبق با آب های بی حد» است، همه را شامل است.
در مورد اینکه چگونه این بی صورتی به عالم طبیعت برخوردار از نظم و صورت مبدّل شده است، به اعتقاد قدیس آگوستین باید گفت، این حالت معلول و مثُلُ ( موجود در علم ) خداوند است؛ #مثُلُ به معنای افلاطونی کلمه، که بر بی صورتی اطلاق شده اند، و او معمولاً آنها را ratio ترجمه میکند. به اعتقاد قدیس آگوستین، مثُلُ عبارتند از «صورت های اصلی، یا ذوات ثابت و بی تغییر موجودات؛ این ملل، خود دارای صورت نبوده، ازلی اند و همیشه بر یک حال اند و حالت یکسانی دارند، زیرا در عقل خداوند جای دارند؛ کون و فساد ندارند ولی هر چیزی که کون و فساد داشته یا بتواند کون و فساد داشته باشد برطبق آنها شکل میگیرد.»

#نظم_طبیعت_و_مسیحیت
#دین_و_نظم_طبیعت
#سید_حسین_نصر
#انشاالله_رحمتی
______
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
خروج از سفر لاویان
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/dqTko
__________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
👆👆خروج از سفر لاویان👆👆
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه

🖇قستمهایی از مطلب :

🔸خاصیت متن سفر لاویان «مجموعه‌ای از دستورات» بودن است و خاصیت انسان مخاطب این دستورات، «اطاعت پذیر» بودن. برای همین است که متن لاویان، علاوه بر انبوه دستورات یهوه، مملو از پاداش و مجازاتی است که برای مخاطب حرف‌شنو یا خاطی تعیین شده است. ویژگی دیگر این دستورات، جزئی‌نگری شگفت‌انگیز آن است. این دستورات برای هر موضوع تازه‌ای، امری جدید تعیین کرده است. چون انسان نیازهای بسیار متنوع و گوناگونی دارد و برای حفظ رابطه اطاعت‌پذیری محض، در غیاب آگاهی و اراده مخاطب، نیاز به دستورات پی‌درپی در هر موضوع تازه‌ای است. آمر یا ناهی باید در هر امر جزئی مربوط به مخاطب دخالت کند و تکلیف او را تعیین کند، وگرنه او سرگردان خواهد ماند و از آزادی خویش هیچ طرفی نخواهد بست. این جزئی‌نگری به همراه اطاعت، در ابتدای قرن هفدهم به یکی از مهم‌ترین نظریه‌های سیاسی دوران معاصر تبدیل شد که تا به امروز هم باقدرت بر صدر نظریات سیاسی قرار دارد.

🔸این نحوه از برخورد باعقل انسان، در یهودیت گسترش‌یافته و به شریعتی سنگین و جزئی‌نگر تبدیل‌شده است. در عوض به مسیحیت منتقل نشد و اثر چندانی بر قرون میانه نگذاشت. در سازمان کلیسایی قرون‌وسطی، اطاعت محض انسان از فرامین نهاد کلیسا وجود دارد، اما خبری از جزئی‌نگری مطلقی که به آن اشاره شد نیست. دستورات مسیحیت به مواردی خاص محدود می‌شد که نتایجی خاص هم داشت و اطاعت از پادشاه هم هیچ‌وقت چنین خاصیتی پیدا نکرد. برای جمع اطاعت‌پذیری مطلق با جزئی‌نگری افراطی، نیاز به حد واسطی بود که در رنسانس ظهور کرد و در قرن هجدهم به بلوغ رسید. با وساطت ریاضیات و علوم دقیقه، امکان جمع اطاعت و جزئی‌نگری برای انسان هم پدید آمد و نهادی مصنوع انسان، به‌جای خدا نشست. هابز با ارائه تصویری نیمه‌الوهی از دولت در کتاب لویاتان، اطاعت و جزئی‌نگری را توسط ریاضیات باهم جمع کرد. او از مردمی که تحت حاکمیت لویاتان زندگی می‌کنند، اطاعت محض را در همه امور جزئی طلب می‌کند، که دقیقاً بازتولید رابطه انسان-خدا در سفر لاویان است؛ و در عوض پاداش بنده ماندن را برای شهروندان از طرف این خدای جدید تضمین می‌کند.

🔸قرآن برخوردی متفاوت با مخاطبان خویش دارد. اولاً که قرآن صرفاً با مؤمنین سروکار ندارد، ‌بلکه هدایت عموم انسان‌ها را بر عهده دارد. برای انسان‌ها فطرت و عقلی قائل است که امکان تنبه و بیداری را برای همه ایجاد می‌کند، برای همین ارتباط انسان-خدا را صرفاً بر مبنای تعبد محض تعریف نکرده است. قرآن مردم را به تعقل دعوت می‌کند و به ارزش‌های مشترکی قائل است که زیربنای تقوا بین مردم را به وجود می‌آورند. در قرآن هیچ جنبه‌ای از وجود انسان بر دیگر جنبه‌ها غلبه ندارد. به همین دلیل، اوامر و نواهی الهی هم در بستر مخاطبه آسمان با انسان صادر می‌شود. انسانِ مخاطب قرآن، توانایی درک حقایق را دارد و می‌تواند برای نیل به حقیقت اراده به خیر داشته باشد. به همین دلیل است که مخاطب قرآن در فضایی عقلانی- اخلاقی به آیات قرآن گوش فرا می‌دهد.

#لاویان
#تورات
#موسی
#یهوه
#یهودیت
#اسلام
#حکومت
#هابز
#سیاست
#علوم_انسانی_و_توسعه
#اندیشکده_مهاجر


🔺 جهت مطالعه ادامه مطلب به لینک زیر مراجعه نمایید :

🌐 yon.ir/dqTko

____________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
پارادایم توسعه و نقش تکنولوژی در آن
📝نشریه مهاجر، شماره هفتم، حسن نیلی

🔸اگر بخواهیم به طور جدی تری وارد فاز تحلیل تکنولوژیهای مدرن شویم، باید علت پدید آمدن این تکنولوژی ها را و آنچه انسانها را انگیزه بخشیده تا به سمت توسعه این تکنولوژیها گام بردارند، مورد توجه قرار دهیم. همان طور که گفتیم تکنولوژی اساسا غایتمند است یعنی معطوف به برآوردن هدفی است و از آن رو که تکنولوژی اساسا فعالیتی #انسانی است پس معنای سخن از غایات و اهداف #تکنولوژی را در افق اهداف و غایات #توسعه دهندگان آن یعنی انسانها می توان درک کرد. اما از این منظر که بنگریم شاهد تفاوت بنیادینی میان تکنولوژی های قدیم و جدید هستیم و روند تحولات تکنولوژی به خوبی این تفاوت را نشان میدهد. تحولات وسیع تکنولوژی پس از #مدرنیته و در قالب محصولات نو به نو درآمدن آن تحولات، و نقش قابل توجه و بی بدیل آن در جهت دهی و تحدید حیات انسانی در این دوران، چیزی نیست که قابل انکار باشد. این در حالیست که در تمدن های پیش از دوران جدید و سیطره ماشینیسم، ابزارها به هیچ وجه چنین کارکردی در جوامع نداشتند و عمدتا به طور حاشیه ای مدنظر واقع می شدند و حداکثر در سطح تسهیل کنندگی شخصی حضور داشتند و به هیچ وجه دارای این تحولات وسیع نبوده اند.

🔸حال سوال اصلی به این تبدیل می شود که این تفاوت درباره نقش تکنولوژی (اعم از تکنولوژیهای سخت یعنی آنچه که برای انسان، فعلی را محقق میکند و تکنولوژی های نرم یعنی آنچه که بر روی فاعل های انسانی عملی انجام میدهد و خود آنها را دستخوش تغییر می کند) میان تمدنهای قدیم و جدید ناشی از چیست؟ یا به بیان دیگر این دامنه وسیع و شدت تاثیرگذاری تکنولوژی در دوران جدید به چه چیزی برمی گردد؟ برای پاسخ به این پرسش باید دوباره به مفهوم تکنولوژی رجوع کنیم. عنصر غایتمندی در مفهوم #تکنولوژی کاملا برجسته است و چه کسی می تواند منکر این باشد که این غایات در پاسخ به نیازهایی که انسان برای خود متصور است به وجود می آید. (البته در اینجا، نیاز بالمعنی الاعم مد نظر است که هم شامل نیازهای حیاتی و ضروری و هم غیر آن می شود.) اما چه چیز باعث پدید آمدن چنین نیازهایی میشود، نیازهایی که برآوردن آنها تنها از عهده تکنولوژی برمی آید و آن قدر وسیع و عمیق است که تمام ابعاد زندگی امروزی ما را تحت تاثیر قرار داده و برای بسیاری از آنها یگانه پاسخگوست؟ اینجاست که باید یک گام دیگر نیز به عقب بازگردیم و از دلیل پدید آمدن این نیازها پرسش کنیم و این آن چیزی است که به عقیده نگارنده موضوع زیربنایی #تمدن_مدرن است و این همان آمال و آرزوهای انسانهاست. در حقیقت آنچه باعث وسعت نیازهای معطوف به تکنولوژی در دنیای امروز شده، توسعه آمال و آرزوهای دنیوی انسان امروز است و این دقیقا همان جایی است که به توسعه به عنوان زیربنای دنیای مدرن میرسیم.

🔹جهت مطالعه کامل این مقاله به شماره هفتم #نشریه_مهاجر مراجعه نمایید.

#توسعه_و_علوم_انسانی
#نشریه_مهاجر
#اندیشکده_مهاجر
____
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
توسعه یافتگی، اتوپیای قرن حاضر
📚توسعه و مبانی تمدن غرب، سید مرتضی آوینی، صفحه 18 ال 21

#سه_شنبه_های_توسعه_و_علوم_انسانی

چرا در زبان رایج سیاست،جهان را به ملل توسعه_یافته و توسعه نیافته تقسیم می کنند؟ مگر توسعه یافتگی میتواند میزان و معیاری باشد که جوامع بشری را نسبت بدان معنا کنیم؟ جامعهٔ توسعه یافته - به معنای غربی آن - چطور جامعه ای است؟

🔸اجمالا میتوان گفت جامعهٔ توسعه یافته جامعه ای است که در آن همه چیز حول محور مادی و تمتع هر چه بیشتر از لذایذی که در کرهٔ زمین موجود است، معنا شده و البته برای این که در این چمنزار بزرگ همه بتوانند به راحتی بچرند، یک قانون عمومی و #دموکراتیک لازم است تا انسانها را در عین برخورداری از حداکثر #آزادی (ولنگاری) از تجاوز به حقوق یکدیگر باز دارد. این توسعه که نتیجهٔ حاکمیت سرمایه یا #سرمایه_داری و اصالت بخشیدن به #اقتصاد نسبت به سایر وجوه حیات بشری است، محصول #مادی_گرایی و تبیین مادی جهان و #طبیعت است.

🔸آیا هیچ یک از این آقایانی که منادی #توسعهٔ_اقتصادی در جهان امروز هستند، حتی برای یک بار از خود پرسیده اند:
- برای این که جامعه ای در کمال سلامت روحی و #آسایش_معنوی به سر برد، آیا باید قاعده و ضابطهٔ مشخصی را در مصرف و تمتع از لذایذ در پیش بگیرد یا نه؟
- آیا انسان باید الگوی مصرف خویش را با توجه به نیازهای حقیقی خویش انتخاب کند؟ یا خیر، باید به حرص و آز و ولع خود برای تمتع هر چه بیشتر میدان رشد بدهد؟
- آیا روح دارای اصالت است یا جسم؟
- آیا توسعه باید به نیازهای روحی انسان پاسخ بدهد؟ یا نه، فقط باید #احتياجات_جسمی او را- آن هم بر اساس نیازهای کاذب - برآورده سازد؟
- آیا هدف توسعه این است که #جامعهٔ_انسانی را به تعادل همزمان روحی و سلامت جسمی برساند؟ یا نه، فقط باید زمینهٔ رشد مادی را برای او فراهم کند؟

🔸توسعهٔ اقتصادی آرمان پرجاذبهٔ عصری است که بشر خدا را فراموش کرده و از جاودانگی روح خویش غفلت کرده است. در تقسیم بندی ملل جهان به توسعه یافته و توسعه نیافته معیار و میزان چیست؟ توسعهٔ اقتصادی. به اعتقاد حقیر آن بینش خاصی که جهان را با ماده معنا می کند، می تواند بعد اقتصادی حیات بشر را مبنای شناخت و تعریف او قرار دهد. در نظام اعتقادی ما آن توسعه ای معتبر است که بر #تعالی_روحی بشر تکیه دارد و تعالی روحی بشر نیز به پر هم جز از فزون طلبی و تکاثر، و منع اسراف و تبذیر، و پیروی از یک الگوی متعادل مصرف منتهی می شود، نه به #رشد_اقتصادی_محض، بنابراین، ما ابتدائاً جهان را به توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم نمی کنیم و این مبنا را هم برای تقسیم بندی قبول نداریم.


#توسعه_و_علوم_انسانی
#توسعه_و_مبانی_تمدن_غرب
#سید_مرتضی_آوینی
#اندیشکده_مهاجر
____________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
روایت فرو رفتن در باتلاق زندگی مجازی
🔸نشریه مهاجر، شماه دهم، سینا عزیزی

🔻قسمت اول

🔸پس از رنسانس در غرب، جریان فلسفه با یک جهش اساسی رو به رو شد. #هستی_شناسی و #معرفت_شناسی که سابقاً در هم تنیده بودند، از هم جدا گشتند؛ هستی شناسی به حاشیه رفته و معرفت شناسی به مسئله اصلی جهان #فلسفه مبدل شد. تفکیک معرفت و هستی، اثرات عمیقی بر طرز تفکر و نوع زندگی، بشر داشته، اثراتی که در نظر اول شاید به چشم نیایند. یکی از عوارض این تفکیک، سیل امواج ویرانگر #شک_گرایی در اشکال مختلف بود که از گوشه و کنار جهان اندیشه سر بر می‌آورد. زمانی که پل ارتباطی میان ذهن و عین تخریب گردد، و «بود» جای خودش را به «نمود» بدهد، باید هم انتظار این را داشت که جهان خارج به بر ساخته های ذهن انسان تقلیل پیدا کند و مجاز جای حقیقت را بگیرد.
#انسان_مدرن با اینکه از جهان حقیقی به عالم ذهن خویش در غلتیده، اما همچنان نیازهای انسانی خویش را از یاد نبرده است. نیاز به ارتباط با دیگران، ارتباط با طبیعت، ارتباط با جهان خارج همچنان در وجود وی باقی مانده است. انقلاب در ارتباطات و فناوری‌های نوین، مزید بر علت گشته و انسان را هر چه بیشتر از جهان عینی به #جهان_مجازی سوق داده؛ حجاب «صفر و یک های دیجیتال» میان #روابط_انسانی حاکم شده و #روابط_مجازی جایگزین #روابط_سنتی گشته است. نه تنها روابط انسانی تخریب گشته بلکه روابط انسان با طبیعت نیز دچار دگرگونی شده است. انسانِ امروز، تشنه طبیعت بکر و دست نخورده است، چیزی که دیگر شاید اثری از آن نباشد. کودکان و نوجوانانِ عصر ما، طبیعت را از خلال مستند های راز بقا شناخته‌اند، بر خلاف کودکان دیروز که طبیعت متن زندگی و اسباب سرگرمی و بازیشان بود.

🔸امواج این تحولات معرفت شناختی که در غرب به وقوع پیوست، امروز به سراسر دنیا از جمله جهان اسلام، رسیده و سبک زندگی ما را دست‌خوش تغییرات اساسی نموده، به طوری که حتی رابطه با خدا و معنویت نیز در این وانفسا تحت تأثیر قرار گرفته است. امروزه می‌توان بدون شرکت در مراسمات مذهبی، دعا و عزاداری از رهگذر تلویزیون و رایانه، این خلأ را پر نمود. این امکانات علی رغم برکاتی که داشته اثر حضور فیزیکی و عینی را کم رنگ‌تر نموده و فیض زیارت و عزاداری را به حداقل رسانده است. حضور در مراسمات و در میان سایر برادران دینی طبق #تعالیم_اسلامی، اثراتی دارد که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند جای آن را پر کند. اثر مداحی، مرثیه سرایی و هنر عاشورایی به صورت زنده کجا و شنیدن آن‌ها از رهگذر تکنولوژی‌های چند رسانه ای کجا؟ حتی بعضاً این شنیدن‌ها اثر معکوس می‌گذارد و به جای طراوت قلب، قساوت قلب به همراه دارد، زیرا همه اجزای پیچیده این هنر که به مثابه یک کل پیوسته است، تقلیل پیدا کرده به یک سری امواج صوتی که بر روی حافظه های دیجیتالی ضبط گردیده و دوباره بازخوانی می‌شود. فناوری‌های ارتباطی نوین به هیچ وجه نمی‌توانند اثر حضور را منتقل کنند.

🔸امروزه می‌توان از طریق اینترنت به زیارت مجازی عتبات عالیات رفت و یا مثلاً با استفاده از موبایل از فاصله‌ای دور به امام رضا(ع) سلام داد. شبکه های تلویزیونی و ماهواره‌ای به صورت زنده، مکان‌های زیارتی را پوشش می‌دهند. اما وقتی در احوال گذشتگان مطالعه می‌کنیم و مشقت و تلاش ایشان را در باب زیارت خانه خدا و زیارت قبور مطهر ائمه (ع) مشاهده می‌نماییم، تازه متوجه وجوه متعددی می‌شویم که جایش در زیارت‌های امروزه ما خالی است. چه برسد که همین حد از زیارت نیز به تبدیل به زیارت مجازی گردد. آن زیارت‌های پر سوز و گداز که #صدرالمتألهین را هفت سفر با پای پیاده به کعبه می‌کشاند، کجا و زیارت‌های امروزه ما کجا؟ خلاصه اینکه مدرنیسم به فاصله بین جهان عینی و جهان ذهنی انسان‌ها دامن زده، میان او و عالم واقع هزار و یک حجاب مجازی برپا نموده و ایشان را هر چه بیشتر در بحر دنیای مجازی مستغرق ساخته است.

🔻جهت دانلود این شماره #نشریه_مهاجر به لینک زیر مراجعه کنید:

🔺 yon.ir/j31W4


#توسعه_و_علوم_انسانی
#اخلاق_و_فناوری
#نشریه_مهاجر
#اندیشکده_مهاجر
____
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
روایت فرو رفتن در باتلاق زندگی مجازی
🔸نشریه مهاجر، شماه دهم، سینا عزیزی

🔻قسمت دوم

🔸گسترش شبکه های اجتماعی در سال‌های اخیر، تغییرات شگرفی در سبک زندگی انسان‌ها ایجاد کرده است. #فیس‌بوک، #توئیتر، #گوگل_پلاس و... هرکدام با سبک و سیاق خود، محیطی جذاب و خیره کننده برای افراد فراهم نموده و بخش زیادی از ساعات شبانه روز ایشان را به خود اختصاص داده است. حجم بالای کاربران این شبکه‌ها و افزایش روز افزون آن‌ها، سایرین را نیز ترغیب می‌کند تا به این شبکه‌ها بپیوندند. همین گستره کاربران باعث می‌شود، افراد در بدو ورود با تعداد زیادی از آشنایان و دوستان خود که در اقصی نقاط عالم پراکنده هستند و سال‌ها از آن‌ها خبر نداشته‌اند، رو به رو گردند. امکان کسب خبر از دوستان، اشتراک گذاشتن افکار و احساسات در قالب متن، تصویر، صدا و... به جذابیت‌های خیره کننده این شبکه‌ها افزوده است.
#شبکه های_اجتماعی به ویژه فیس‌بوک علی رغم، فوایدی که داشته‌اند، آفت‌های قابل توجهی برای کاربرانشان به همراه دارند. اصالت یافتن فضای مجازی، اعتیاد اینترنتی، استحاله شخصیتی، میان مایگی، رشد فردگرایی و دوستی‌های کم عمق از جمله این آفت‌هاست که در ادامه به آن‌ها می‌پردازم.

🔸طبق آمارهایی که منتشر شده، پس از گذشت مدتی حضور در محیط فیس‌بوک، رفتارهای اعتیاد گونه در افراد بروز پیدا می‌کند، به طور مثال، نیمی از کاربران فعال، هر روز به فیس‌بوک سر می‌زنند. 48 درصد از افراد بین 18 تا 34 ساله، صفحه فیس‌بوک خود را درست زمانی که از خواب بیدار می‌شوند، چک می‌کنند. حدود 28 درصد فیس‌بوک خود را با موبایل و قبل از خارج شدن از رختخواب چک می‌کنند. به طور کلی مجموع فعالیت‌های کاربران فعال فیس‌بوک بیش از کاری است که در دنیای واقعی انجام می‌دهند. به همین دلیل به تدریج فیس‌بوک برای کاربرانش جنبه اصالی پیدا می‌کند، به طوری که حتی بخشی از فعالیت‌های فیزیکی و روزانه افراد به منظور آماده کردن مطلب، عکس و... برای به اشتراک گذاری در فیس‌بوک انجام می‌شود.
یکی دیگر از آفت‌های فیس‌بوک استحاله شخصیتی افراد می‌باشد. فضای شبکه های اجتماعی طوری طراحی شده که کاربران را به سمت "هم‌رنگ جماعت شدن" سوق می‌دهد، زیرا ملاک ارزیابی افراد، تعداد "لایک" هایی است که دریافت می‌کنند. کاربران تلاش دارند با به اشتراک گذاشتن مطالبی که بیشتر از همه مورد پسند بقیه قرار می‌گیرد، لایک های بیشتری دریافت کنند و همین فرایند به تدریج، مقدمات استحاله اعتقادی و شخصیتی ایشان را فراهم می‌کند.

🔸حجم بالای داده‌ها، سرعت افزایش پست‌ها و پراکندگی مطالب نه تنها متناسب با نیاز مخاطبان نیست، بلکه این پراکندگی، قدرت تمرکز را نیز از ایشان می‌گیرد. کاربران فیس‌بوک با حجم زیادی از مطالب سطحی و بی ربط مواجه هستند که بعضاً هیچ گونه فایده و جذابیتی نیز برایشان ندارد؛ صرفاً ذهنشان را درگیر مطالب غیر ضروری می‌کند و به تحلیل رفتن توان ذهنیشان می‌انجامد. ضمن اینکه خو گرفتن به مطالب سطحی، عمق تحلیل مخاطبان را کاهش می‌دهد. هویت انسان‌ها در فیس‌بوک به پروفایلشان تقلیل پیدا می‌کند و تصور افراد از یکدیگر تنها مبتنی بر چند داده معدود، از صفحات شخصیشان است. دوستی‌های شکل گرفته عمدتاً کم عمق و گذراست و با آنچه مطلوب است، زمین تا آسمان فاصله دارد.
یکی از دلایل پناه آوردن انسان‌های عصر ما به فضاهای مجازی، پر کردن خلأ نیازهای اجتماعی خویش است که به علت سستی پیوندهای اجتماعی و رشد فردگرایی، با ناکامی مواجه شده است. فضاهای مصنوعی مثل دنسینگ، پارک، کارناوال و... برای این ابداع گردیده‌اند تا این نیازها را در بستری مصنوعی و در قالب اجتماعات ساختگی بر طرف نمایند، اما از آن جا که این فضاهای مصنوعی نیز نتوانسته‌اند پاسخگوی نیازهای انسان باشند، جهان مدرن به سمت فضاهای مجازی تمایل پیدا کرده است.

🔸#فضای_مجازی ضمن اینکه فرصت‌های بسیاری را پیش پای بشر قرار داده، آفت‌های جبران ناپذیری را نیز پیش روی او گذاشته است. در جهان امروز غالباً به وجوه مثبت و فواید فناوری‌های نوین ارتباطی پرداخته می‌شود و کسی از این قبیل آفت‌ها سخنی به میان نمی‌آورد. یکی از رسالت‌های ما، آگاهی بخشی نسبت به وجوه تاریک #علم و #تکنولوژی مدرن است؛ وجوهی که معمولاً به دلیل استغراق ما در دریای فناوری، نادیده گرفته می‌شود.


🔻جهت دانلود این شماره #نشریه_مهاجر به لینک زیر مراجعه کنید:

🔺 yon.ir/j31W4

#توسعه_و_علوم_انسانی
#اخلاق_و_فناوری
#نشریه_مهاجر
#اندیشکده_مهاجر
____
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
فلسفه تکنولوژی و فلسفه علم
📚دانشنامه فلسفه استنفورد، فلسفه تکنولوژی،مارتن فرانسن، صفحه 23

#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری

🔸با این فرض که رویه های معدودی در جامعهٔ ما به اندازهٔ علم و تکنولوژی ارتباط نزدیک با هم دارند. برای کسانی که در این موضوع تازه کارند چه بسا مایهٔ تعجب باشد که حوزه های فلسفهٔ علم و فلسفهٔ تکنولوژی چنین تفاوتهای عظیمی از خود نشان می دهند. امروزه #علم_تجربی برای تحقق نظام پژوهش خود و برای ایجاد شرایط مشاهده پذیر شدن پدیدارها اساسا وابسته به تکنولوژی است. پژوهش نظری در درون تکنولوژی اغلب از پژوهش نظری در علم تمیزناپذیر شده، و این امر علم مهندسی را تا حد زیادی به علم «متعارف» یا «محض» پیوسته است. این تحولی نسبتا متاخر است که حوالی نیمهٔ قرن نوزدهم شروع شد و باعث و بانی تمایزاتی عظیم میان #تکنولوژی مدرن و تکنیک های صنعت گونهٔ سنتی است. آموزشی که دانشمندان و مهندسان مشتاق دریافت میکنند در آغاز تا حد زیادی یکسان است و فقط تدریجاً به برنامهٔ آموزشی علمی یا مهندسی منشعب می شود. از زمان #انقلاب_علمی ای که در اصل متعلق به قرن هفدهم بوده است و با دو نواوری عمده اش، یعنی روش تجربی و تدوین ریاضي نظریه های علمی، توصیف می شود، فلسفی در باب علم بر روش ایجاد دانش علمی، بر دلایل صادق دانستن نظریه های علمی و بر ماهیت شواهد و دلایل پذیرش یک نظریه و رود نظریه ای دیگر متمرکز شده است. فیلسوفان علم به ندرت پرسش هایی طرح کرده اند که یکی از آماج های اصلی آنها اجتماع دانشمندان، دغدغه هایشان، اهدافشان، شهودهایشان، استدلال ها و انتخاب هایشان نبوده باشد. به خلاف، فقط به تازگی است که فلسفهٔ تکنولوژی اجتماع مهندسان را کشف کرده است.

🔸کافی نیست که بگوییم قابل فهم است که فلسفهٔ تکنولوژی، و نه فلسفهٔ علم، پیش از همه اثر تکنولوژی - و همراه با آن، علم - بر جامعه و فرهنگ را هدف گرفته است زیرا علم صرفا از رهگذر تکنولوژی بر جامعه تأثیر می گذارد. درست از زمان شروع انقلاب علمی، علم اساساً و مستقیماً، و نه به طور مستقیم از رهگذر تکنولوژی، بر فرهنگ و اندیشهٔ بشر تاثیرگذاشته است، و همین مطلب در مورد تحولات بعدی نظیر #نسبیت، فیزیک هسته ای و مکانیک کوانتوم، #نظریهٔ_تكامل، ژنتیک - شیمی و به طور کلی جهان بینی علمی نیز که به طور روزافزونی غلبه پیدا میکند صادق است. به نحوی چنین می نماید که فیلسوفان علم با طیب خاطر پرسشهایی را که به جنبه های هنجاری، #اجتماعی و #فرهنگی علم می پردازند به سایر رشته های فلسفی یا مطالغات تاریخ وامی نهند. با این همه، استثناهایی هم در کار است، م چه بسا وضع در حال تغییر باشد؛ اگر بخواهیم فقط از یک فیلسوف برجسته علم یاد کنیم، می توانیم فیلیپ کیچر را نام ببریم که از سال 2000 کتابهایی در باب ربط علم به #سیاست، #اخلاق و دین نوشته است.

🔸تفاوتی عمده میان پیشرفت تاریخی تکنولوژی مدرن و پیشرفت تاریخی #علم_مدرن وجود دارد که دست کم تا حدی چرايي این وضعیت را معلوم می دارد، و آن این که علم در قرن هفدهم از خود فلسفه زاده شد. پاسخ هایی که #گالیله، #هویگنس، #نیوتن و دیگران دادند و با آنها اتحاد#تجربه_گرایی و توصیف ریاضی را که خصوصیت بارز علم مدرن است آغازیدند، پاسخ هایی بودند به پرسش هایی که از دوران باستان به هستهٔ کار فلسفه تعلق داشتند. بنابراین، علم توجه فیلسوفان را نسبت به خود حفظ کرد. فلسفهٔ علم نوعی دگردیسی #معرفت_شناسی" در پرتو ظهور علم است. مسائل بنیادین - واقعیت اتم ها، جایگاه علیت و احتمال، " پرسش های مربوط به مکان و زمان اهمیت جهان کوانتومی - که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم چنان داغ و پرشور مورد بحث قرار می گرفتند نمونه ای از این ارتباط نزدیک میان دانشمندان و فیلسوفان اند.

🔹منتظر ادامه این مطلب در هفته بعد باشید...


#فلسفه_علم
#فلسفه_تکنولوژی
#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری
________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
نظم طبیعت و ادیان ابراهیمی
📚دین و نظم طبیعت/ سید حسین نصر/ ترجمه انشاالله رحمتی/ صفحه 99 الی 103

#یکشنبه_های_علم_و_دین

🔸#ادیان_ابراهیمی سه گانه، در سطح بیانهای الهیاتی و ظاهری خویش، به #حقیقت بنیادین خلق از عدم به عنوان برای نفی هر گونه #واقعیت مستقل از خداوند، قائل اند. به علاوه، طریقت باطنی این ادیان نه فقط از آفرینش به واطه خداوند( خلق بالله) بلکه از آفرینش در خداوند (خلق فی الله) نیز سخن به میان می آورند. بنابراین nihilo نه عین همان معنای متعارف عدم ، بلکه همان واقعیت مثالی اصیل ، پیش از وجودش ( بر پهنه هستی ) از طریق flat lux یا همان " باش " ( کن – فیکون ) قرآنی است .ژرفترین بیانات از این حقیقت باطنی را در آیین قباله ، در نوشته های برخی #مابعدالطبیعه دانان مسیحی مانند #یوهانس اسکاتوس اریگنا و در آثار #عارفان بی شماری مانند ابن عربی میتوان یافت . (صفحه 99 )

🔸مسئله مراتب مختلف معنای نظم در میان است، هم به لحاظ #تجربی و هم به لحاظ #ریاضی می توان میان نظم نه فقط در مرتبه زیر اتمی، بلکه نظم برف دانه ها، نظم در درون طبیعت مرئی در تمامیّت آن تمیز داد و هم از نظر دینی می باید میان نظم ظاهری و باطنی فرق گذاشت. سپس مسئله تمام و کمال علیّت مطرح است که کاملاً مرتبط با مسئله مبدأ و معنای نظم است.در این جا نه فقط مساله علیت طولی و عرضی ، بلکه مساله نفی علیت عرضی حتی در فضاهای دینی ، به میان می آید و به مباحث فلسفی گسترده ای که هم در ادیان شرقی و غربی و حتی در #فلسفه_های_دین_ستیزانه ، کتب حجیمی انباشته از آن است ، منجر میشود . (صفحه 101)

🔸در میان پیروان ادیان قدیمی تر ، به این قبیل مقولات و مفاهیم مربوط به طبقه بندی ،تفاسیری از معنای نظم طبیعت به عنوان نظمی همه خداباورانه، روانمندگارانه ، #توتم باورانه و مانند آن اضافه شده است که در اثر #تکامل تدریجی فهم بشر در باره نظم طبیعت با ورود به مرحله تحصل گرایی که این همه بر #جهان_بینی متجدد مسلط است ، از حد همه این تفاسیر فراتر رفته ایم . بدیهی است که صاحب این قلم هر تفسیر تکاملی از این دست را قاطعانه مردود میداند . (صفحه 101 )

🔸این میراث جهانی دیدگاه دینی در باره #نظم_طبیعت ، که به یک معنا چیزی است که میتوان از آ ن به «جهان شناسی جاویدان »، تعبیر کرد ، از سوی فلسفه و #علم_متجدد مورد چالش واقع شده و دیدگاه دیگری در باره طبیعت که هم از غایت نهایی بشر و هم از مبدا الهی منفک است ، جانشین آن گشته است ، دیدگاهی که ، هر چند دوره رشد و کمون خویش را در غرب پشت سر گذاشته است ، اینک در بخش اعظم کره ارض گسترش یافته و به بحرانی یا ابعادی بی سابقه هم بر ای حیات بشر و هم برای محیط زیست طبیعی، منجر شده است . (صفحه 103)


#نظم_طبیعت
#دین_و_نظم_طبیعت
#سید_حسین_نصر
#انشاالله_رحمتی
_______
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🆔 @scirel
🌐 mohaajer.ir
محرومیت فلسفه معاصر از نظریه های نوربنیاد شیخ شهید
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی

🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z
____________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
👆محرومیت فلسفه معاصر از نظریه های نوربنیاد شیخ شهید👆
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه

🔻قسمت اول

🔸در توجه ما به تاریخ اندیشه خودمان، یک اشکال بسیار اساسی وجود دارد و آن، تکیه بیش از اندازه بر اشتراکات است. هرچند که از جهاتی، این تکیه نقطه قوت ما را تشکیل می دهد و هویتی یکپارچه به ما می‌بخشد، ولی از طرفی هم جلوی فهم درست اندیشه ها را می گیرد و تاریخ ما را بیش از اندازه تکاملی و در نتیجه بی‌نیاز از دوره های اولیه می‌نمایاند. در خوانش امروزین ما از تاریخ فلسفه اسلامی، تمرکز مفسرین بر اشتراکات نظریات و سیر تطور این وجه اشتراکی است؛ و به اختلافات نظری دقیق بین #فلاسفه_اسلامی دقت درخوری مبذول نمی‌شود. هر کشف تازه‌ای در فهم مطالب قدمای فلسفه مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد یا از نظر معرفتی غیرقابل اعتنا خوانده می‌شود، و یا اگر هم به عنوان نکته بدیعی پذیرفته شود، تمام سعی‌ها صرف این می‌شود که حضور آن نظریه در نظرات متأخرین هم توضیح داده و اثبات شود. همین اخلاق علمی باعث شده که پویایی فلسفی ما کاستی گرفته و آموزش و نیز تکرار مکررات، جای پژوهش و نکته‌سنجی را بگیرد. در نتیجه جریان غالب فلسفی تنها از طریق آموزش منتقل و منتشر می‌شود و هر فیلسوف به اندازه تناسب آن با جریان حاکم، به جامعه معرفی می‌شود. این روند نه تنها شارحین و مفسرین بزرگ تاریخ فلسفه اسلامی را از نظرها پنهان داشته است، بلکه باعث شده حتی استاد مبرز مسلمی چون شیخ اشراق هم به حاشیه رفته و تنها از زاویه دید صدرایی‌ها و به میزان ارتباط نظریات شیخ با حکمت متعالیه مورد توجه قرار گیرد. در حالی که می‌توان خصائصی را برای فلسفه شیخ اشراق برشمرد که در #گفتمان_صدرایی حاکم بر فلسفه اسلامی غایب است (و چه بسا که اصلا نظریات خود صدرا فاقد این وجوه باشد) و در عین حال جزو نیازهای اساسی فلسفه معاصر ایران محسوب می‌شود.

🔸اولین ویژگی مثبت فلسفه شیخ اشراق، پیوند وثیق آن با ایران باستان است. ارتباط اندام‌وار فلسفه او با #حکمت_خسروانی حاکم بر ایران دوره باستان، می‌تواند به فلسفه اسلامی بعد بدهد و ریشه مباحث را در نقاطی مستحکم بنا بگذارد. یکی از مشکلات عمده فلسفه اسلامی امروز، بریده بودن از تاریخ و جدا افتادن از زمینه ایرانی آن است. امروزه فلسفه اسلامی یک از انتزاعی‌ترین و بی‌بنیادترین دوره‌های خویش را سپری می‌کند و اگر هم نسبتی با تاریخ برقرار می‌کند، با اروپای قدیم و جدید است. نیاز به تاریخ در جامعه یکی از مهمترین مواردی است که فلسفه باید به آن اعتنا بکند. شیخ اشراق می‌تواند واسطه‌ای باشد که امکان مواجهه ما با تاریخ را تسریع و تعمیق بخشد. از طرف دیگر، پیوند خوردن فلسفه اسلامی از طریق شیخ اشراق با جکمت خسروانی پیش از اسلام می‌تواند ارتباط نظری ما را با سیاست و #فلسفه_سیاسی برقرار کند. در ایران باستان، #اندیشه مشحون از وجوه سیاسی است و متون فلسفهی با فلسفه عملی در هم تنیده است. در ابتدای قرون اسلامی هم چنین وجهی دارد و نظر چشم از صحنه عمل برنگرفته است. منتها هرچه تاریخ ایران اسلامی جلوتر می‌آید، تفکر سیاسی و سیاست ورزی کم‌رنگ‌تر می‌شود و فلسفه به کل از وجوه سیاسی آن خالی می گردد. نظریات شیخ اشراق می تواند از طریق فلسفه ایرانی کهن، پیوند مستحکمی با فلسفه سیاسی برقرار کند و ابعاد اجتماعی فلسفه نظری امروز ما را فربه سازد.

🔸نکته دیگر پیوند خاص #فلسفه_اشراق با قرآن است. در حالتی بدبینانه، می‌توان گفت که تسلط #فلسفه_صدرایی در ایران باعث دور شدن تفکر فلسفی ما از قرآن شده است و اگر فلسفه اشراقی ادامه پیدا می‌کرد، ما به افکر قرآنی نزدیک‌تر بودیم. اما در دیدگاهی خوشبینانه می‌توان گفت که با وجود خدمات زیاد فلسفه صدرایی به فهم قرآن در ایران، اتفاق بدی که حذف #شیخ_اشراق در ایران داشته، دور شدن «ادبیات» فلسفه اسلامی از «ادبیات» قرآنی است. برخی از واژه‌های مهم و اساسی قرآنی در دستگاه شیخ اشراق حضور دارند ولی در #حکمت_متعالیه جایگاهی نیافته‌اند. همین مسأله باعث دور شدن فلسفه از قرآن و ایجاد شکاف بین نقل و عقل، حداقل در زبان تفکر فلسفی ایران بوده است. بازگشت به شیخ اشراق، چه در سطوح بنیادین و چه حداقل در سطوح زبانی، می‌تواند ابوابی از ارتباط فلسفه با قرآن را به روی ما باز کند که امکان ترمیم جدایی موجود بین فلسفه و قرآن را به وجود بیاورد.

🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z


#شیخ_اشراق
#سهروردی
#فلسفه_اسلامی
#فلسفه_صدرایی

______
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
👆محرومیت فلسفه معاصر از نظریه های نوربنیاد شیخ شهید👆
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه

🔻قسمت دوم

🔸ویژگی دیگر تفکرات شیخ اشراق، تعامل آن با سایر حوزه‌ها به ویژه ادبیات فارسی است. یکی از مشکلات عمده #فلسفه_اسلامی این است که زبان فنی آن به صورت کامل از زبان #زندگی_مردم و زبان #ادبیات جدا افتاده و همین مسأله باعث چندگانگی و حتی در برخی از موارد چندپارگی ساحات مختلف نظر و عمل انسان ایرانی شده است. این جدایی فلسفه از زبان فارسی باعث شده دیواری قطور بین ساحت نظر و عرصه عمل ایجاد شود. و چون ادبیات محمل اصلی رشد زبان فارسی بوده و هست، فلسفه‌های بی‌اعتنا به ادبیات بیش از دامن زدن به احساسات، کاری از پیش نبرده اند و بین عقل با نثل حائل شده اند. بزرگ شدن شیخ اشراق در عرصه نظر، می‌تواند به نزدیکی دو ساحت مهم نظری و عملی کمک کند و شکاف نظر و عمل را در ایران کم نماید.

🔸این خصائص در کنار نفوذ گسترده و عمیق شخص او در جهان اسلام در زمانی که هنوز از سنین جوانی به میان سالی پا نگذاشته، به هر پژوهشگری حکم می کند که نظریات او، بسیار بیشتر از این که امروز مورد توجه قرار گرفته مطمح نظر اهل فلسفه قرار بگیرد. به خصوص که او در آثارش با یونانیان و #فلاسفه_مشاء مخاطبه داشته و متونش را ناظر به آنها نوشته است. این پایبندی به دقت فلسفی، نقطه قوت #شیخ_اشراق و #صدرا نسبت به عرفاست که می‌تواند راه پیوند فلسفه با دیگر حوزه ها را همراه کند. منتها امروزه وزن شیخ اشراق در کنار ملاصدرا، بسیار کمتر از حق و ظرفیت نظریات اوست و اجازه نقش آفرینی کافی به فلسفه نور او داده نمی‌شودد. تمایل جامعه ما ( حتی در میان #روشنفکران ) به حاکمیت تک صدایی بر حوزه‌های مختلف اندیشه باعث شده است فلسفه اسلامی از نابغه ای چون شیخ اشراق محروم بماند و عرصه های مهم #تفلسف ایرانیان در دوره معاصر مسدود بماند.

🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z


#شیخ_اشراق
#سهروردی
#فلسفه_اسلامی
#فلسفه_صدرایی

__
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
🔴خانم لیلی عشقی و انقلاب 57 و 76 ایران
📝 نویسنده : جواد درویش / مدیر اندیشکده مهاجر

درمورد علل و عوامل انقلاب اسلامی ایران مطالب گوناگونی از منظرهای مختلف نوشته شده است.
🔹برخی از منظر فقهی به موضوع پرداخته اند و نظریه ولایت فقیه امام را مهمترین عامل دانسته اند.
🔹برخی منظر فلسفی و عرفانی صدرایی را اتخاذ کرده اند و امام خمینی را کامل کننده اسفار چهارگانه ملاصدرا قلمداد کرده اند.
🔹برخی هم مسائل اقتصادی و اجتماعی را مهمترین عامل دانسته اند و انقلاب سفید شاه و اختلافات طبقاتی را عامل اصلی دانسته اند.
🔹برخی هم به قول نیویورک تایمز به نقل از رضا امیرخانی دیدن عکس امام در ماه را علت اصلی انقلاب دانسته اند!!

من در بین همه این تبیین ها، تبیین خانم عشقی را بهتر و نزدیک تر به واقعیت انقلاب یافتم:

خانم #لیلی_عشقی فارغ التحصیل دکتری جامعه شناسی از سوربن فرانسه است. ایشان کتابی دارد با عنوان «زمانی میان زمان‌ها یا امام، شیعه و ایران» که سال 69 به زبان فرانسوی نوشته شده و سال گذشته هم به فارسی ترجمه شده است. خود خانم عشقی در رفت و آمدهایی که به ایران داشته یکبار محتوای این کتاب را در سال 78 و اوایل دوره اصلاحات ارائه کرده است.
خانم عشقی در این کتاب سعی کرده که یک تبیین #وجودی و عرفانی از انقلاب ایران ارائه کند که تببین بسیار دقیق و خوبی است. ضمن اینکه نوع عرفان و فلسفه او با عزلت‌نشینی‌های عرفا و فلاسفه ما متفاوت است. بطوریکه خودش میگوید قبل از انقلاب به ایران آمده و با 460 نفر از مردم ایران از جمله مردم حلبی آبادهای اطراف تهران مصاحبه کرده و 50 کیلو کاغذ حاوی این مصاحبه ها را با خودش به فرانسه برده و چندسال به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته است.

🔸ایشان معتقد است که انقلاب ایران یک #حادثه بود. حادثه به معنای تلاقی دو #زمان. یکی زمان ابدی، فراتاریخی و ملکوتی؛ و دیگری زمان فانی، تاریخی و ملکی.
حادثه‌ای مثل تلاقی (ملاقات) شمس و مولانا که تحولات عظیم وجودی را منجر شده. انقلاب ایران مانند همه حادثه‌های اینچنینی دو دوره دارد. یکی دوره شیدایی که در آن اتفاقات از روی عقلانیت عادی و عرفی پیش نمی‌رود. مردمی که از ساواک میترسند، جلوی گلوله تانک می آیند، و فقرایی که به نان شب محتاجند، در صنعت نفت و.. اعتصاب میکنند، بدون توجه به عواقب آن.
خود انقلاب هم به همین دلیل است که مقدمه اش #برنامه‌ریزی اقتصادی و نظامی و.. نبود. اصلا هیچگونه برنامه ریزی در این انقلاب مشابه انقلابها و کودتاهای خارجی، وجود نداشت. بلکه مقدمه این انقلاب، بخشیدن چیزی به مردم به اسم "وجود" یعنی احساس شخصیت مستقل است. که این کار #امام است.
خانم عشقی تبیین خود را کاملا وابسته به مفهوم و وجود "امام" در اعتقادات شیعه میکند. امام از نگاه شیعه دو ویژگی دارد: اولا رابط بین عالم ملک و ملکوت است و ثانیا تاویل کلام خدا توسط او صورت میگرد. او #امام خمینی را تاحد زیادی حائز ویژگی های ائمه دوازدگانه شیعه میداند و به همین دلیل است که برای اولین بار در تاریخ شیعه لقب امام میگیرد و ایشان است که با کلام نافذ و شخصیت الهی خود، این "حادثه" را رقم میزند. به همین جهت انقلاب ایران تا حد زیادی "انفسی" است نه "آفاقی" است؛ ولذا قابل مدلسازی نیست، قابل تبیین علمی نیست و قابل تکرار نیست.

🔸خانم عشقی بعد از رحلت امام را دوره سر عقل آمدن میداند. دوره حادثه و شیدایی که مولوی دیوان شمس مینویسد، حالا گذشته است و الان باید #مثنوی_معنوی بنویسد و از زندگی در زمان تاریخی و زمینی بگوید. لذا بعد از امام، دوره برنامه ریزی، قانون و... است.
او #دوم_خرداد_76 را شبه حادثه‌ای میداند که انقلاب ایران بعد از 18 سال به بلوغ میرسد. لذا از نگاه ایشان نه تنها اصلاحات توبه از انقلاب نیست که ادامه صراط مستقیم آن است. مهمترین دلیلش هم این است که آقای #خاتمی مثل امام، توسعه اقتصادی را مقدم بر توسعه سیاسی و آزادی و استقلال و وجود بخشی و شخصیت بخشی به مردم نمیداند. خاتمی هیچگاه در تبلیغات انتخاباتی برخلاف سایر نامزدها، وعده پول و ارزانی و.. نمیدهد، بلکه به مردم احساس شخصیت میدهد و همین است که 20 میلیون رای می آورد. مثل امام که میگفت ما برای خربزه انقلاب نکردیم. در عین حال خاتمی قانونمداری را اولویت خود مطرح میکند که شاخص دوره دوم حادثه است.

کتاب خانم عشقی را فلاسفه بزرگی چون پل ریکور و ژیل دولوز تحسین کرده‌اند.

____
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🆔 @vaadie
🌐 mohaajer.ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا نخبگان مهاجرت می کنند ؟
🔸با حضور محمد حسین بادامچی مدیرکارگروه علوم انسانی و توسعه
🗓جمعه ۳۰ تیر ۹۶ برنامه ۱۸۰ درجه از شبکه افق
🎞لینک فیلم کامل این برنامه :

🌐 yon.ir/zibwg

🆔 @mohajer_ThinkTank
مشروعه خواهی و استبداد، در مقابل مشروطه‌خواهی و انکار حاکمیت خداوند
📝نویسنده : محمد حسین بنا
🗓11مرداد، شهادت شیخ فضل الله نوری

🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/y7ONg
__________
🆔 @mohajer_ThinkTank
مشروعه خواهی و استبداد، در مقابل مشروطه‌خواهی و انکار حاکمیت خداوند
📝نویسنده : محمد حسین بنا / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🗓به مناسبت 11مرداد، شهادت شیخ فضل الله نوری


🔸یکی از مهم‌ترین نزاع‌های نظری در تاریخ معاصر ایران ‌که منجر به اتفاقات مهم عملی هم شده است، نزاع بین #مشروطه‌_خواهی و مشروعه خواهی است. در یک‌طرف این نزاع بیشتر #روشنفکران و بخشی از #روحانیون قرار داشتند که مشروعه خواهی را عملاً به معنی نفی آزادی و اراده و اختیار انسان می‌دانستند که ثمره آن پذیرش و تأیید استبداد است. درنتیجه از منظر اصحاب این تفکر آزادی‌خواهی در مقابل #مشروعه_خواهی قرار داشت. همین تفکر بود که پس از فتح تهران در نهم مرداد سال ۱۲۸۸ مجتهد مشروعه خواه تهران #شیخ_فضل_الله را به طرز فجیعی به دار آویخت و به شهادت رساند. در طرف دیگر این نزاع بیشتر روحانیون قرار داشتند که پذیرش مشروطه را به معنی انکار توحید تشریعی و نفی حق #حاکمیت _خداوند می‌دانستند که نتیجه چنین نگاهی کفر دانستن مشروطه و کافر دانستن آزادی خواهان مشروطه‌طلب بود. فتوای سید علی سیستانی از علمای دوران مشروطیت این نگاه را به‌خوبی نشان می‌دهد: « المشروطه کفر و المشروطه ‌طلب کافر، ماله مباح و دمه هدر» (به نقل از فریدون آدمیت در کتاب ایدئولوژی نهضت مشروطیت) بر مبنای همین تفکر بود که نمایندگان مجلس و آزادی خواهان مشروطه‌طلب در مجلس و مسجد سپهسالار به توپ بسته شدند.

🔸درعین‌حال در همان دوران در عینیت صحنه اجتماع در بین متفکران زیادی اعم از روحانیون و روشنفکران نحوی از #آزادی_خواهی و ضدیت با #استبداد با نوعی از مشروعه خواهی و قائل بودن به حاکمیت دین جمع شده بود. ریشه این مسئله در این است که دو مفهوم مشروطه‌خواهی و مشروعه خواهی در زمینه‌ای واحد مطرح نشده بودند. مشروطه‌خواهی مفهومی ناظر به عمل و در سیاست بود و مشروطه‌خواهی مفهومی متافیزیکی در فلسفه حق‌وحقوق بود.

🔸در بحث از مشروعه و غیرمشروعه مجلس به‌مثابه نهادی حقوقی در نظر گرفته می‌شد و مسئله قانون‌گذاری صورتی متافیزیکی و استعلایی در فلسفه حق داشت. پرسش اصلی مشروعه خواهان این بود که حق مطلق حاکمیت و #قانون_گذاری با کیست؟ و مبنای #قانون چه می‌باید باشد؟ آزادی انسان برای آن‌ها به معنی #آزادی از حکومت تشریعی خداوند و خروج از بندگی خداوند متعال بود.

🔸بحث از مشروطه‌خواهی بحثی در #سیاست و حکومت بود و برای مشروطه خواهان مجلس به‌مثابه نهادی سیاسی بود که به مردم امکان تعیین سرنوشتشان و جلوگیری از خودرایی سلطان را می‌داد. نهاد مجلس شورا تضمین‌کننده #عدالت_اجتماعی بود که جلوی استبداد را می‌گرفت. قانون در این بحث کنترل خودکامگی سلطان بود. آزادی انسان در مسئله مشروطه‌خواهی آزادی در مقابل حکومت استبدادی بود. میرزای نائینی در کتاب خود این مطلب را به‌روشنی بیان می‌کند.

🔺جهت مطالعه کامل این مطلب به لینک زیر مراجعه نمایید :
🌐 yon.ir/y7ONg

#شیخ_فضل_الله_نوری
#انقلاب_اسلامی
#علوم_انسانی_و_توسعه
#اندیشکده_مهاجر
#سیاست


____
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
ارتباط میان تکنولوژی و علم
📚دانشنامه فلسفه استنفورد، فلسفه تکنولوژی،مارتن فرانسن، صفحه 28

#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری

🔸ارتباط نزدیک میان رویه های #علم و #تکنولوژی ممکن است به سهولت تمایزات مهم میان این دو را از نظر دور دارد. موضع غالب علم در میدان دید فلسفی، تشخیص این نکته را برای فیلسوفان دشوار کرد که تکنولوژی به جهت شمولش بر مسائلی که در علم پدیدار نمی شوند سزاوار توجه خاص است. این دیدگاه ناشی از همین عدم تشخیصی اغلب، و شاید تا حدی به نحو شگفت انگیز، به گونه ای ارائه میشود که به حد این مدعا که #تکنولوژی «صرفاً» علم کاربردی است تقلیل می یابد.

🔸 پرسش از رابطهٔ میان علم و تکنولوژی مسئلهٔ محوری یکی از متقدم ترین مباحثات میان فیلسوفان تحلیلی تکنولوژی بود. هنریک اسکولیموفسکی به سال ۱۹۶۶ در ویژه نامه ای از نشریهٔ تکنولوژی و #فرهنگ استدلال کرد که تکنولوژی چیزی کاملا متفاوت با علم است (1966 Skolimowski). به تعبیر او، علم به آنچه هست می پردازد، حال آن که تکنولوژی به آنچه قرار است باشد. چند سال بعد، #هربرت_سایمون در کتاب معروف خود به نام علوم مصنوعات (1969 Simon) با عباراتی تقریباً مشابه بر این تمایز مهم تأکید کرد و گفت دانشمند به این که چیزها چگونه هستند می پردازد اما مهندس به اینکه چیزها چگونه باید باشند. گرچه تصور این که فیلسوفان متقدم قادر به تشخیص این تفاوت در جهت گیری نبوده باشند دشوار است، ممکن است گرایش ایشان، خاصه در سنت #تجربه_گرایی منطقی، به این که دانش را نظامی از قضایا ببیند به این اعتقاد منتهی شده باشد که در تکنولوژی هیچ دعوی معرفتی ای نقشی ایفا نمی کند که نتوان آن را در علم نیز یافت. لذا، از مطالعهٔ تکنولوژی انتظار نمی رفت که چالش تازه ای طرح کند یا در خصوص علایق #فلسفهٔ_تحلیلی شگفتی ساز باشد.

🔸به خلاف، ماریو بونگه (1966 Bunge) از این دیدگاه دفاع می کرد که تکنولوژی علم کاربردی است، اما به شیوهٔ ظریفی که حق مطلب را در مورد تفاوت های علم و تکنولوژی ادا می کند. وی تصدیق می کرد که تکنولوژی ناظر به کنش است، اماکنشی که اساس آن را عمیقاً نظریه تشکیل داده است - این چیزی است که تکنولوژی را از هنرها و صنایع متمایز و با علم هم تراز می کند. به نظر بونگه، نظریه ها در تکنولوژی به دو گونه اند: نظریه های جوهری، " که فراهم آورندهٔ دانش دربارهٔ متعلق کشش اند، و نظریه های عملیاتی، " که به خود کنش می پردازند. نظریه های جوهری تکنولوژی حقیقتاً تا حد زیادی کار بسته ای نظریه های علمی اند. به خلاف، نظریه های عملیاتی مسبوق به نظریه های علمی نیستند، بلکه در خود پژوهش کاربردی زاده می شوند. با این حال، چنانکه وی مدعی می شود، نظریه های عملیاتی حاکی از نوعی وابستگی به علم اند از این جهت که در چنین نظریه هایی روشی علمی به کار می رود. این امر در بردارندهٔ ویژگی هایی است نظیر مدل سازی و آرمانی سازی، استفاده از مفاهیم و #انتزاعیات نظری، و اصلاح نظریه ها با جذب داده های تجربی از طریق پیش بینی یا پس بینی.

🔸 در پاسخ به این بحث، ایان جاروی (Jarvic 1966) پژوهش دربارهٔ جایگاه #معرفت_شناختی قضایای تکنولوژیک و شیوهٔ بایستهٔ متمایز کردن قضایای تکنولوژیک از قضایای علمی را در حکم مسائلی مهم برای هر نوع فلسفهٔ تکنولوژی دانست. این امر حاکی از تحقیقی کامل در باب اشکال مختلف دانش [یا معرفت] است که در هر دو رویه واقع میشوند، و به ویژه از آنجا که دانش علمی پیشاپیش به نحوی بسیار گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است، حاکی از تحقیقی کامل درباب آن صور دانش است که مشخصهٔ تکنولوژی اند و علم فاقد آنهاست یا اهمیت بسیار کمتری در علم دارند. گیلبرت رایل (1949 Ryle) در بافتاری متفاوت تمایزی را میان «دانستن که...» - دانش گزارهای سنتی - و «دانستن چگونگی» و به بیان در نیامده و حتی به بیان درنیامدنی - مطرح کرذه بود. مفهوم «دانستن چگونگی» را مایکل پولانیی ذیل نام دادن مستتر برگرفت و یکی از خصوصیات محوری تکنولوژی قرار داد (1958 Polanyi)؛ وضعیت فعلی این بحث فلسفی در مدخل دانش چگونگی در این دانشنامه آمده است. با این حال، تأکید بیش از حد بر نقش دانش به بیان در نیامده، که اغلب «محاسبات سرانگشتی» نامیده می شود، به آسانی اهمیت روشهای عقلانی در تکنولوژی را دستکم می گیرد. تأکید بر دانش مستتر ممکن است برای تمیز رویه های علم و تکنولوژی نیز نامناسب باشد، زیرا نقش دانش مستتر در علم چه بسا مهمتر از آن باشد که فلسفهٔ رایج علم تصدیق می کند؛ مثلا، در استنتاج ارتباطات علّی بر مبنای شواهد تجربی. این مطلب همچنین مضمونی مهم در نوشته های تامس #کوهن در باب تغییر نظریهٔ علمی بود (1962 Kuhn).

#فلسفه_علم
#فلسفه_تکنولوژی
#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری
#ارتباط_علم_و_تکنولوژی
#دانشنامه_فلسفه_استنفورد
#فلسفه_استنفورد
_______
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
🌸 فرا رسیدن
🍃 میلاد عالم آل محمد،
🌸 هشتمین حجت سرمد،
🍃 نگین درخشان وطن،
🌸 السلطان ابا الحسن،
🍃 حضرت رضا(ع)
🌸 مبارک باد🌸

🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
دو انقلاب نافرجام و جابه جايى نزاع دو نهاد دين و دولت
(به مناسبت سالروز امضای فرمان مشروطیت)



✍️ نویسنده: محمد حسین بادامچی

💢 دشواری ذاتی فهم تاریخ بشر آنجاست که روبنای نزاع اصیل میان چپ و راست را همواره نزاعی پوشالی بر سر قدرت میان راست و راست تر پر می کند: همواره بلوک قدرت راست میانه ای هست که در نقش چپ قلابی، علم مطالبات سیاسی و اعتراضات آزادیخواهانه مردم را بدست گیرد و انرژی سیاسی غیرقابل مهار چپ را تحت کنترل تکنسینهای حرفه ای سیاست قرار دهد.

💢 یکی از آن شکافهای اساسی دست راستی در تاریخ معاصر ایران و شاید مهمترین آن،‌ نزاع میان شرع و عرف، روحانی و پادشاه یا نهاد دین و نهاد دولت است. چپ، اگرچه در برهه های کوتاهی در حوالی مشروطه و انقلاب ۵۷ به دشواری توانسته صف بندی کاذب دو نیروی راست را بر هم زند و با یارگیری توأم از شرع و عرف صف بندی اصیلی در برابر ائتلاف پنهان راست گرایان عرفی و شرعی پدید آورد، اما هر بار پس از اندکی اختلال بار دیگر سوزن تاریخ به جای نخستین خود بازگشته است و نیروهای اقتدارگرای عرفی و شرعی به بازی پیچیده خود بر سر تقسیم قدرت و سلطه بر انسان و جامعه ادامه داده اند.

💢 امین الدوله، منورالفکر راست گرای عصر قاجار در روزگاری که دیگر همتایان او سودای سرنگونی پادشاهی ناصرالدین شاه را در سر می پرواندند، در نامه ای به وی، صحنه تحولات سیاسی ایران و بویژه فعال شدن گسل روحانیت و سلطنت را چنین توصیف می کند:

👈تدبیر و کفایت علما باعث تقدم و شدت نفوذ ایشان نشده است، چرا که نفاق و خلاف خودشان با یکدیگر و آن همه معاملات فضیعه و احکام غیرمشروع که از دوایر آنها صادر و حقوق خلق را ضایع می کنند و خون ها که از ظاهر و باطن این قوم در دل مردم هست، بایستی مرجعیت مسلمین یکباره از ایشان منصرف شده باشد. [در واقع] بی اعتنایی و ناحسابی و شرّ و شلتاق دستگاه دولت و سیاق حکمرانی، مردم را نه از روی اعتقاد و اعتماد و نه به دلخوشی و امید به آقایان ملتجی کرده است، بلکه از کام شیر به دهن اژدها می روند. هر روز که دولت یک محکمه منظم و دادخواهی معتدل موجود کند و مردم ببینند که عرض و مال آنها به میزان حق و عدل محفوظ است، برای علمای اعلام جز مسائل حلال و حرام و فتاوی و صلوات و صیام نخواهد ماند.» (به نقل از کتاب جابه جایی دو انقلاب، مهدی نجف زاده، ص ۱۴۵)

💢 نکته بسیار جالب این است که در صورت جابه جایی کلمات «دولت» با «علما» تحلیل امین الدوله را عینا می توان درباره انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ و اقبال مردم به دولت عرفی در برابر حکومت شرعی به کار برد. در واقع این پابرجا بودن صحنه کلی منازعه شرع و عرف به رغم تمام تحولات و مباحثات و حوادث تاریخی، این نکته را به نظر می رساند که ما حصل دو انقلاب بزرگ ملت ایران در دو سده اخیر در نهایت جابه جایی راست و راست تر بوده است: اگر پیش از مشروطه شرع در ناحیه راست میانه و عرف در ناحیه راست تر قرار داشت و علما نمایندگی مطالبات چپ مردم را بر عهده داشتند، امروز عرف در ناحیه راست میانه و شرع در ناحیه راست تر قرار دارد و توسعه خواهان سکولار نمایندگی مطالبات چپ مردم را بر عهده دارند. آنروز نیروهای شرعی عنوان «اعتدالیون» را برای خود می پسندیدند و نیروهای عرفی برای دفع مخافان به استدلال «حفظ نظام و بیضه اسلام» تمسک می کردند و امروز نیروهای عرفی عنوان «اعتدال» را بر خود می گزینند و نیروهای شرعی آنان را به اختلال درنظام و اسلام متهم می کنند.

♦️ این وضعیت در یک کلام یعنی آنکه انقلاب اسلامی هم علی رغم عظمت مضاعف آن نسبت به نهضت مشروطه سرآخر نتوانست که «نظام سیاسی ایرانشهری رسوب کرده در تاریخ ما» را دگرگون کند و باز هم اشباح اسطوره ای دین سالاری و سلطنت روح آنرا به تسخیر درآورده اند. امروز پرسش ما که به آرزوی تاریخی امکان توسعه خارج از ساختار اقتدارگرا و بسته ی عرفی و شرعی می اندیشیم این است که آیا امکان برون رفت از این ساختار منحط تاریخی وجود دارد یا اینکه آنطور که سیدجواد طباطبایی از ما می خواهد باید بپذیریم که ایران، تا بوده همین بوده و تنها انتخاب ما میان سلطنت عرفی و حکومت مطلقه شرعی است؟

—------------
کانال "کارگروه علوم انسانی و توسعه" اندیشکده مهاجر
@humanities_development
#دوشنبه_های_ارائه_کارگروه_توسعه

📚ارائه کتاب «لویاتان» کارل اشمیت
🔺محمدقائم خانی/ پژوهشگر کارگروه توسعه
دوشنبه 30 مرداد، 12 تا 13
🏢 مکان دانشگاه شریف، دفتر اندیشکده مهاجر
🆔 @mohajer_ThinkTank
پروژه ناتمام ملی شدن صنعت نفت ایران
🗓به مناسبت کودتای 28 مرداد 1332
📝محمد حسین بنا / پژوهشگر کارگروه توسعه

🔸از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در مجلسین شورای ملی و سنا در روزهای پایانی اسفند ماه سال 1329 و شروع ماجراهای نهضت ملی کردن نفت ایران که با کودتای آمریکایی-انگلیسی 28 مرداد 1332 و سقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق به پایان رسید، شصت و چند سال می گذرد. هر چند پس از سقوط دولت مصدق و بازگشت شرکت های بزرگ نفتی در قالب قرارداد کنسرسیوم و به دست گرفتن کنترل صنعت نفت ایران عملاً قصه این منبع حیاتی طبیعی به قبل از ملی شدن برگشت، اما پس از تقریباً دو دهه و قدرت گرفتن شرکت ملی نفت ایران ظاهراً کنترل منابع نفتی در اختیار ایران قرار می گرفت و ایران به سمت ملی کردن واقعی نفت خود حرکت می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 و خروج شرکت های خارجی عملاً کنترل منابع نفتی در اختیار ایران قرار گرفت و به نظر می رسید ایران حقیقتاً صنعت نفت خود را ملی کرده است.

🔸پس از گذشتن چندین دهه از مبارزات ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد ما با سوالات پرشماری نسبت به اتفاقات آن سال ها مواجه هستیم. اینکه چرا نفت مسئله اصلی کشور شد؟ ایده ملی شدن از کجا ریشه می گرفت؟ آیا ملی کردن صنعت نفت اقدامی در راستای منافع ملی واقعی ما بود؟ چرا دولت مصدق سقوط کرد؟ چرا رابطه دکتر مصدق و آیت الله کاشانی به سردی گرایید؟ و ... اما سوالی که کمتر به آن پرداخته شده است این است که آیا هدف نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران محقق شده است یا خیر؟ به این سوال کمتر توجه می کنیم زیرا پاسخ آن را بدیهی می انگاریم. در نگاهی اولیه به مسائل، هدف جنبش ایرانیان در این جریانات ملی شدن نفت ایران بود و ملی شدن به این معنا بود که کنترل اکتشاف و استخراج و فروش این منبع طبیعی در اختیار دولت ایران باشد. با این منظر و با توجه به اینکه پس از چند دهه و خصوصاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی نفت ایران ملی شده است، می توان نتیجه گرفت که اهداف نهضت ملی شدن صنعت نفت محقق شده است.

🔸اما اگر دقیق تر به ماجرای جنبش ملی شدن نفت ایران نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مسئله نفت هر چند در این حرکت تاریخی گسترده مردم در سیاست ایران محوریت داشت، ولی مقصود بالاصاله جنبش نبود. هدف اصیل نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران تثبیت حاکمیت ملی ایرانیان و احیای مشروطه ایران بود، نفت در این مبارزات تبدیل به نماد اصلی استقلال خواهی ملت ایران شده بود و مبارزه بر سر ملی بودن نفت مبارزه بر سر ملی بودن حاکمیت در ایران بود. از همین جهت بود که وقتی با محاصره انگلستان ما عملاً تحریم شده بودیم و نمی توانستیم نفت خود را بفروشیم، مسئله مهم دولت ملی دکتر مصدق تبدیل به بازسازی ساختار درونی کشور و اصلاحات نظام کشورداری شد به نحوی که بتوان در نظام ظالمانه سرمایه دارانه حاکم بر دنیا استقلال ملی کشور را حفظ کرد. مهم ترین برنامه برای اصلاح کشور در قالب شعار اقتصاد بدون نفت در آن سال ها بیان می شد. دولت ملی برای آن که حاکمیت کشور واقعاً ملی باشد به درستی به این نتیجه رسیده بود که باید در نظام اقتصادی کشور به نحوی اصلاحات صورت گیرد، که بتوان کشور را بدون نفت اداره کرد.

🔸اگر از این منظر به مسئله نگاه کنیم، آرمان نهضت ملی شدن نفت ایران محقق نشده است. اتفاقاً با توجه به سیاست های سال های پس از کودتا وابستگی اقتصاد ما به نفت بیشتر شد و با پیروزی انقلاب اسلامی هم این روند اصلاح نشد و میراث پهلوی دوم به صورت کامل به جمهوری اسلامی منتقل شد. در نتیجه می توان گفت پروژه ملی شدن نفت ایران و اهداف نهضت ملی ناتمام مانده است و با وابستگی همه شئون زندگی ما به اقتصاد و وابستگی کامل اقتصاد ما به نفت دم زدن از حاکمیت ملی در دنیای کنونی چندان حرف جدی ای نیست. پس می توان گفت برای محقق شدن آرمان های جنبش ملی که در راس آن ملی بودن حاکمیت قرار داشت، یا باید اقتصاد محور همه شئون زندگی ما نباشد و یا پول فروش نفت تنها محور اقتصاد ما نباشد.

🔻مطلب مشابه :
yon.ir/Nuf1z

#توسعه_و_علوم_انسانی
#اندیشکده_مهاجر
#ملی_شدن_نفت
#کودتای_28_مرداد

__
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir