يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (حجرات/11)
ای کسانی که ایمان آورده اید، مباد که گروهی از مردان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آنها باشند و مباد که گروهی از زنان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آنها باشند و از هم عیبجویی مکنید و یکدیگر را به القاب زشت مخوانید بد است عنوان فسق پس از ایمان آوردن و کسانی که توبه نمی کنند خود ستمکارانند
ای کسانی که ایمان آورده اید، مباد که گروهی از مردان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آنها باشند و مباد که گروهی از زنان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخره شدگان بهتر از آنها باشند و از هم عیبجویی مکنید و یکدیگر را به القاب زشت مخوانید بد است عنوان فسق پس از ایمان آوردن و کسانی که توبه نمی کنند خود ستمکارانند
📖دومین همایش مکتب فلسفی اصفهان
✍️آیت ا... مصطفوی
... بهراستی اگر عقل کنار رود، پس مردم به چه چیزی باید اعتماد کنند؟ عرفا عقل را حجاب اکبر میدانند، پس حال که عقل حجاب اکبر است، وقتی که این حجاب اکبر کنار رود و عقل از اعتبار بیفتد، ما به چه چیز باید اعتماد کنیم؟
عرفا در جواب میگویند که باید به شیخ و مرشد اعتماد کرد. حال مگر شیخ از خطا معصوم است و آیا مشایخ صوفیه اشتباه نمیکنند؟ ما ۱۴ معصوم داریم که نه گناه و نه اشتباه میکنند، اما بزرگان دیگری در دین داریم که گناه نمیکنند، ولی ممکن است اشتباه کرده باشند. تکیه عرفا غالبا به خواب است، در صورتیکه گاهی خواب ناشی از قوه خیال بوده و بهمین دلیل هیچ اعتباری به خیال نیست. ما فقط میتوانیم بر یک چیز تکیه کنیم و آن هم عقل است. ابنسینا میگوید اگر عقل را از کار انداختیم، اصلا نمیتوانیم با کسی بحث کنیم. سوفسطاییها از همین جا پیدا شدند. عقل اگر از کار انداخته شد، همه چیز اعتباری خواهد شد.
عقل سراج منیر و چراغ درخشان وجود ماست و آن را هرگز نمیتوان از اعتبار انداخت.
عرفا در مسیر سیر و سلوک، گاهی صورتها و صداهایی را میبینند و میشنوند، حال تشخیص اینکه این تصویرها و صداها از جانب فرشته است و یا شیطان، کاری بسیار مشکل میباشد و بنابرین عرفا باید زیر نظر یک مرشد باشند و من همیشه میگویم که چگونه میتوان در این راه اشتباه نکرد؟
...
✍️آیت ا... مصطفوی
... بهراستی اگر عقل کنار رود، پس مردم به چه چیزی باید اعتماد کنند؟ عرفا عقل را حجاب اکبر میدانند، پس حال که عقل حجاب اکبر است، وقتی که این حجاب اکبر کنار رود و عقل از اعتبار بیفتد، ما به چه چیز باید اعتماد کنیم؟
عرفا در جواب میگویند که باید به شیخ و مرشد اعتماد کرد. حال مگر شیخ از خطا معصوم است و آیا مشایخ صوفیه اشتباه نمیکنند؟ ما ۱۴ معصوم داریم که نه گناه و نه اشتباه میکنند، اما بزرگان دیگری در دین داریم که گناه نمیکنند، ولی ممکن است اشتباه کرده باشند. تکیه عرفا غالبا به خواب است، در صورتیکه گاهی خواب ناشی از قوه خیال بوده و بهمین دلیل هیچ اعتباری به خیال نیست. ما فقط میتوانیم بر یک چیز تکیه کنیم و آن هم عقل است. ابنسینا میگوید اگر عقل را از کار انداختیم، اصلا نمیتوانیم با کسی بحث کنیم. سوفسطاییها از همین جا پیدا شدند. عقل اگر از کار انداخته شد، همه چیز اعتباری خواهد شد.
عقل سراج منیر و چراغ درخشان وجود ماست و آن را هرگز نمیتوان از اعتبار انداخت.
عرفا در مسیر سیر و سلوک، گاهی صورتها و صداهایی را میبینند و میشنوند، حال تشخیص اینکه این تصویرها و صداها از جانب فرشته است و یا شیطان، کاری بسیار مشکل میباشد و بنابرین عرفا باید زیر نظر یک مرشد باشند و من همیشه میگویم که چگونه میتوان در این راه اشتباه نکرد؟
...
«أَلا إِنَّ اللِّسانَ بَضْعَةٌ مِنَ الْإِنْسانِ، فَلا يُسْعِدُهُ الْقَوْلُ إِذَا امْتَنَعَ، وَ لا يُمْهِلُهُ النُّطْقُ إِذَا اتَّسَعَ، وَ إِنَّا لَأُمَراءُ الْكَلامِ، وَ فِينا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ، وَ عَلَيْنا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ.
وَ اعْلَمُوا -رَحِمَكُمْ اللَّهُ- أَنَّكُمْ فِى زَمانٍ الْقائِلُ فِيهِ بِالْحَقِّ قَلِيلٌ، وَ اللِّسانُ عَنِ الصِّدْقِ كَلِيلٌ، وَ اللَّازِمُ لِلْحَقِّ ذَلِيلٌ، أَهْلُهُ مُعْتَكِفُونَ عَلَى الْعِصْيانِ، مُصْطَلِحُونَ عَلَى الْإِدْهانِ فَتاهُمْ عارِمٌ، وَ شائِبُهُمْ اثِمٌ وَ عالِمُهُمْ مُنافِقٌ، وَ قارِؤُهُمْ مُماذِقٌ، لا يُعَظِّمُ صَغِيرُهُمْ كَبِيرَهُمْ، وَ لا يَعُولُ غَنِيُّهُمْ فَقِيرَهُمْ»
به هوش باشید که زبان بخشی از جان انسان است؛ وقتی که جان سربتابد یارای گفتارش نباشد و زمانی که زبان باز کند بدون فرصت سخن راند. و ما هستیم که سردمداران سخنیم؛ ریشههایش از ما برآورده و شاخههایش بر سر ما گسترده است.
و شما -خداوند مهرتان بورزاد!- بدانید در روزگاری به سر میبرید که حقگو در آن اندکشمار؛ زبان را راستگویی دشوار و کسی که همیشه با حق باشد خوار است. مردمانش خود را در بند نافرمانی انداخته و به چربزبانی خو کرده و با هم ساختهاند. جوانانشان بدخو و بیشرم؛ پیرانشان گنهکار و بیآزرم؛ دانشورانشان دو چهره و سالوس؛ قاریان قرآنش چاپلوساند. نه کوچکش بزرگش را حرمت نهد و نه توانگرش نیازمندش را یاری دهد.
نهج البلاغه؛ خطبه 233
ترجمه محمد صحتی سردرودی
وَ اعْلَمُوا -رَحِمَكُمْ اللَّهُ- أَنَّكُمْ فِى زَمانٍ الْقائِلُ فِيهِ بِالْحَقِّ قَلِيلٌ، وَ اللِّسانُ عَنِ الصِّدْقِ كَلِيلٌ، وَ اللَّازِمُ لِلْحَقِّ ذَلِيلٌ، أَهْلُهُ مُعْتَكِفُونَ عَلَى الْعِصْيانِ، مُصْطَلِحُونَ عَلَى الْإِدْهانِ فَتاهُمْ عارِمٌ، وَ شائِبُهُمْ اثِمٌ وَ عالِمُهُمْ مُنافِقٌ، وَ قارِؤُهُمْ مُماذِقٌ، لا يُعَظِّمُ صَغِيرُهُمْ كَبِيرَهُمْ، وَ لا يَعُولُ غَنِيُّهُمْ فَقِيرَهُمْ»
به هوش باشید که زبان بخشی از جان انسان است؛ وقتی که جان سربتابد یارای گفتارش نباشد و زمانی که زبان باز کند بدون فرصت سخن راند. و ما هستیم که سردمداران سخنیم؛ ریشههایش از ما برآورده و شاخههایش بر سر ما گسترده است.
و شما -خداوند مهرتان بورزاد!- بدانید در روزگاری به سر میبرید که حقگو در آن اندکشمار؛ زبان را راستگویی دشوار و کسی که همیشه با حق باشد خوار است. مردمانش خود را در بند نافرمانی انداخته و به چربزبانی خو کرده و با هم ساختهاند. جوانانشان بدخو و بیشرم؛ پیرانشان گنهکار و بیآزرم؛ دانشورانشان دو چهره و سالوس؛ قاریان قرآنش چاپلوساند. نه کوچکش بزرگش را حرمت نهد و نه توانگرش نیازمندش را یاری دهد.
نهج البلاغه؛ خطبه 233
ترجمه محمد صحتی سردرودی
هُوَالَّذِي اشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ عَلَى أَعْدَائِهِ فِي سَعَةِ رَحْمَتِهِ وَاتَّسَعَتْ رَحْمَتُهُ لِأَوْلِيَائِهِ فِي شِدَّةِ نِقْمَتِهِ قَاهِرُ مَنْ عَازَّهُ وَمُدَمِّرُ مَنْ شَاقَّهُ وَمُذِلُّ مَنْ نَاوَاهُ وَغَالِبُ مَنْ عَادَاهُ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ وَمَنْ سَأَلَهُ أَعْطَاهُ وَمَنْ أَقْرَضَهُ قَضَاهُ وَمَنْ شَكَرَهُ جَزَاهُ
عِبَادَ اللَّهِ زِنُوا أَنْفُسَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُوزَنُوا وَحَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا وَتَنَفَّسُوا قَبْلَ ضِيقِ الْخِنَاقِ وَانْقَادُوا قَبْلَ عُنْفِ السِّيَاقِ وَاعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ يُعَنْ عَلَى نَفْسِهِ حَتَّى يَكُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَزَاجِرٌ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِهَا لَا زَاجِرٌ وَلَا وَاعِظٌ
او خدایی است که در عین گستردگی رحمتش کیفرش دشمنانش را سخت در گیرد و در عین سختی کیفرش رحمتش دوستدارانش را به فراخی در بر گیرد. هرکه بر او گردن فرازد مقهورش سازد و هرکه با او در افتد دمار از روزگارش درآرد. و هرکه با او مخالفت کندخوارش سازد و هرکه به او دشمنی ورزد شکستش دهد. هرکه کارش را به او واگذارد کفایتش کند و هرکه از او چیزی خواهد بخشندهاش باشد. و هرکه از او وام خواهد خواهد خواستهاش را برآورد و هرکه سپاسش گوید، پاداشش دهد.
بندگان خدا! خود را سبک-سنگین کنید و بسنجید پیش از آنکه شما را سبک-سنگین کنند و بسنجند و به حساب خود برسید پیش از آنکه به حسابتان برسند. و دمی خود را دریابید پیش از آنکه مرگ گلویتان را بفشارد. و گردن نهاده به راه راست روید پیش از آنکه به زور پیشتان رانند. و بدانید آن کس که به داد خود نرسد تا از وجدان خویش پنددهنده و بازدارندهای داشته باشد، بیگمان از جای دیگری نیز بازدارنده و نصیحتگری نخواهد یافت.
نهجالبلاغه؛ خطبه 90؛ ترجمه صحتی سردرودی
عِبَادَ اللَّهِ زِنُوا أَنْفُسَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُوزَنُوا وَحَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا وَتَنَفَّسُوا قَبْلَ ضِيقِ الْخِنَاقِ وَانْقَادُوا قَبْلَ عُنْفِ السِّيَاقِ وَاعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ يُعَنْ عَلَى نَفْسِهِ حَتَّى يَكُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَزَاجِرٌ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِهَا لَا زَاجِرٌ وَلَا وَاعِظٌ
او خدایی است که در عین گستردگی رحمتش کیفرش دشمنانش را سخت در گیرد و در عین سختی کیفرش رحمتش دوستدارانش را به فراخی در بر گیرد. هرکه بر او گردن فرازد مقهورش سازد و هرکه با او در افتد دمار از روزگارش درآرد. و هرکه با او مخالفت کندخوارش سازد و هرکه به او دشمنی ورزد شکستش دهد. هرکه کارش را به او واگذارد کفایتش کند و هرکه از او چیزی خواهد بخشندهاش باشد. و هرکه از او وام خواهد خواهد خواستهاش را برآورد و هرکه سپاسش گوید، پاداشش دهد.
بندگان خدا! خود را سبک-سنگین کنید و بسنجید پیش از آنکه شما را سبک-سنگین کنند و بسنجند و به حساب خود برسید پیش از آنکه به حسابتان برسند. و دمی خود را دریابید پیش از آنکه مرگ گلویتان را بفشارد. و گردن نهاده به راه راست روید پیش از آنکه به زور پیشتان رانند. و بدانید آن کس که به داد خود نرسد تا از وجدان خویش پنددهنده و بازدارندهای داشته باشد، بیگمان از جای دیگری نیز بازدارنده و نصیحتگری نخواهد یافت.
نهجالبلاغه؛ خطبه 90؛ ترجمه صحتی سردرودی
در شرح عبارت "الحمد لله علی حسن توفیقه، و أسئله هدایه طریقه، و إلهام الحق بتحقیقه" از دیباچه «اشارات و تنبیهات» ابنسینا:
دانشپژوهی که آهنگ پیمودن راه دانش را کرده است، در آغاز چنین میپندارد که گرههای علمی را خود با تلاش و کوشش خویش فرومیگشاید، و آنچه از خداوند به او میرسد چیزی بیش از «توفیق» نیست. او گمان میکند که خداوند تنها یک سببساز است که سببها را برای او فراهم و هماهنگ میسازد، اما آن کسی که این سببها را بهکار میگیرد و به سرانگشت هوش خویش گره از کار فروبستهی دشواریهای دانش میگشاید خود اوست. اندکاندک که در راه دانش پیشتر میرود و با سرشت پیچیدهی دانش و سرنوشت پندآموز دانشمندان و دیدگاههای گوناگون و ناهمساز آنان آشنا میشود ... درمییابد که پیمودن این راه جز با راهنماییهای خداوند ممکن نیست، پس باید از آستین کوتاه خود دست نیاز به آستان بلند او دراز کرد و از او یاری خواست تا راه راست را نشانمان دهد و از گمراهی امانمان دهد. اما چون به پایان راه نزدیک میشود، خود را از این هم کوچکتر و خوارتر میبیند. در مییابد که نقاش کس دیگری است و او جز لوحی نقشپذیر نیست. جان او چشمهای نیست که آگاهی از درون آن بجوشد، [بلکه] کویری است نیازمند بارش ابر فیض خداوندی. آگاهی و دانش او الهام و انعامی است از سوی خدا، و او پذیرندهی تهیدستی بیش نیست.
شرح خواجه نصیرالدین طوسی بر اشارات و تنبیهات؛ ترجمهی دکتر مهدی عظیمی؛ از کتاب «ماهیت منطق و منطق ماهیت»
دانشپژوهی که آهنگ پیمودن راه دانش را کرده است، در آغاز چنین میپندارد که گرههای علمی را خود با تلاش و کوشش خویش فرومیگشاید، و آنچه از خداوند به او میرسد چیزی بیش از «توفیق» نیست. او گمان میکند که خداوند تنها یک سببساز است که سببها را برای او فراهم و هماهنگ میسازد، اما آن کسی که این سببها را بهکار میگیرد و به سرانگشت هوش خویش گره از کار فروبستهی دشواریهای دانش میگشاید خود اوست. اندکاندک که در راه دانش پیشتر میرود و با سرشت پیچیدهی دانش و سرنوشت پندآموز دانشمندان و دیدگاههای گوناگون و ناهمساز آنان آشنا میشود ... درمییابد که پیمودن این راه جز با راهنماییهای خداوند ممکن نیست، پس باید از آستین کوتاه خود دست نیاز به آستان بلند او دراز کرد و از او یاری خواست تا راه راست را نشانمان دهد و از گمراهی امانمان دهد. اما چون به پایان راه نزدیک میشود، خود را از این هم کوچکتر و خوارتر میبیند. در مییابد که نقاش کس دیگری است و او جز لوحی نقشپذیر نیست. جان او چشمهای نیست که آگاهی از درون آن بجوشد، [بلکه] کویری است نیازمند بارش ابر فیض خداوندی. آگاهی و دانش او الهام و انعامی است از سوی خدا، و او پذیرندهی تهیدستی بیش نیست.
شرح خواجه نصیرالدین طوسی بر اشارات و تنبیهات؛ ترجمهی دکتر مهدی عظیمی؛ از کتاب «ماهیت منطق و منطق ماهیت»
Forwarded from اخبار فلسفه
#پرسش_پاسخ
پرسش: یادگیری فلسفه تحلیلی مترتب بر فهم چه مقدماتی است؟ منطق ریاضی هم باید فرابگیریم؟
دکتر حمید علایی نژاد به اختصار به این پرسش ها پاسخ داده است:
@philosophynews
پرسش: یادگیری فلسفه تحلیلی مترتب بر فهم چه مقدماتی است؟ منطق ریاضی هم باید فرابگیریم؟
دکتر حمید علایی نژاد به اختصار به این پرسش ها پاسخ داده است:
@philosophynews
Forwarded from اخبار فلسفه
فلسفه تحلیلی @philosophynews.pdf
69.4 KB
پاسخ دکتر حمید علایی نژاد به پرسشی درباره فلسفه تحلیلی
@philosophynews
@philosophynews