i ++ – Telegram
80 subscribers
55 photos
15 videos
17 files
61 links
Yourself ++
Download Telegram
7🕊2🔥1🆒1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#یاحسین

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرد
و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرد

زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری؟

جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

مرا از فیض رستاخیز چشمانت نکن محروم
جهان را جان بده پلکی بزن یا حی یا قیوم


نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

#بین_الحرمین
6🕊2🤨1😭1
Forwarded from زمزمه‌های یک بنده در اعماق چاه
#حق_الناس
#زبان_حال

یک سفر
یک راه
یک مسیر
یک مقصد
و فوج فوج انسان‌های در مسیر کامل شدن...
در مسیر ادای دِین به خدا و خون خدا...
در مسیر ادای دِین به نفس و روح و جان خود...
در مسیری که گذر از آن ادای حق‌الله، حق‌الناس و حق‌النفس هاست...
و اما...
حق‌الناس...
حق‌الناس...
حق‌الناس...
امان از حق‌الناس...
که خود به تنهایی می‌سوزاند آنچه هست و نیست را...
به باد می‌دهد بود و نبود را...
و می‌ماند هیچ از انسان مشتاق به کامل شدن...

یا عالم الغیب و الشهاده...
تنها تو میدانی قصورات، کوتاهی‌ها، اشتباهات، گناهان و حق‌الناس‌های بی شمار انجام شده توسط حقیرترین، ذلیل‌ترین و ناچیزترین بنده‌ات را...
بنده‌ای که ناآگاه‌ترین‌ است و نادان‌ترین به ذات حق و جهان هستی و پدیده‌ها و اتفاقات رخ داده و نداده...

ببخش و عفو کن او را...
بخشش و عفوای که در شأن و منزلت خودت باشد...

و همچنین دل تمام بندگانت را نسبت به او، نرم گردان تا او را ببخشند و از او بگذرند...
گذشتی که در شأن و منزلت جانشین تو بر زمین باشد...

و همچنین به او نعمت گذشتن از دیگران را عطا فرما...
که تو بهترین نعمت‌دهندگان هستی...

آمین...
5🤨1
Forwarded from Database Labdon
چرا بسیاری از تیم‌ها ORM را کنار می‌گذارند و سراغ SQL خام می‌روند؟
اخیرا در مدیوم با تعداد زیادی از مقاله‌ها مواجه می‌شوم که یک پیام مشترک دارند:
«ما ORM را کنار گذاشتیم و به SQL خام مهاجرت کردیم — و دیگر برنمی‌گردیم.»

نکته جالب اینجاست که این تصمیم‌ها معمولاً از سر عشق به SQL گرفته نشده‌اند، بلکه از دل دردسرهای ORM زاده شده‌اند.
در چند مقاله‌ی اخیر که مطالعه کردم، تیم‌های مختلفی با تکنولوژی‌های مختلف (از Java + Postgres گرفته تا Go + SQLAlchemy) تجربه‌ی مهاجرت از ORM را به اشتراک گذاشته‌اند — نه فقط برای بهبود سرعت، بلکه برای بازگشت به شفافیت، کنترل و عقلانیت.

مشکل کجا بود؟ چرا ORM جوابگو نبود؟
اگرچه ORM در شروع پروژه‌ها خیلی مفید است (خصوصاً برای CRUDهای سریع و MVPها)، اما با رشد سیستم، مشکلاتی کم‌کم خود را نشان می‌دهند:

* معضل N+1 Query
کوئری‌هایی که ساده به نظر می‌رسند، در باطن ده‌ها یا صدها درخواست اضافه تولید می‌کنند.

* کدهای پیچیده اما غیرشفاف
برای کوئری‌های پیچیده‌تر مثل Window Function، CTE یا Join چندجدولی، باید به انواع annotationها، chainهای مبهم، یا زبان‌های خاص ORM (مثل JPQL) متوسل شد — که در نهایت باز هم می‌رسیم به نوشتن SQL، فقط با دردسر بیشتر.

* ضعف در دیباگ و پروفایلینگ
در ORM، به‌سختی می‌شود فهمید دقیقاً چه کوئری‌ای به دیتابیس رفته. این یعنی دیباگِ کندی‌ها تقریباً کورکورانه است.

* ناسازگاری با مدل واقعی داده‌ها
دیتابیس با row و index و join کار می‌کند؛ ORM با کلاس و رابطه شی‌گرایانه. این تطبیق، به‌ویژه در سیستم‌های پیچیده، منجر به کدهایی می‌شود که بیشتر شبیه «جنگیدن با ORM» هستند.

چرا SQL خام یک تفاوت واقعی ایجاد کرد؟
بعد از مهاجرت، همه تیم‌ها روی این دستاوردها تأکید داشتند:

* کنترل کامل
می‌دانیم چه کوئری نوشته‌ایم، چه زمانی اجرا می‌شود، و چگونه می‌توان آن را بهینه کرد.

* شفافیت
کوئری واضح است، بدون «جادوی مخفی». این یعنی همه تیم — از جونیور تا لید — متوجه می‌شود چه اتفاقی می‌افتد.

* هماهنگی بیشتر با منطق دامنه
به‌جای تعریف business logic در repository و annotation، همه‌چیز در لایه‌های مشخص خدماتی و use-case محور قرار می‌گیرد.

* استفاده کامل از قدرت دیتابیس
ویژگی‌هایی مثل Window Function، CTE، JSONB و Partial Index که در ORM اغلب یا پشتیبانی نمی‌شوند یا با پیچیدگی زیاد ممکن‌اند، در SQL خام به‌راحتی قابل استفاده‌اند.

نگهداری و مقیاس‌پذیری چطور مدیریت شد؟
برای جلوگیری از بی‌نظمی، تیم‌ها:

* کوئری‌ها را در فایل‌های جدا و نسخه‌دار نگه داشتند
* از template و query loaderهای سبک استفاده کردند
* روی هر کوئری تست (یا حداقل EXPLAIN) نوشتند
* قواعد ساده ولی سخت‌گیرانه‌ای برای امنیت (مثل پارامترگذاری) اعمال کردند

در نتیجه، برخلاف تصور اولیه، نگهداشت SQL خام هم قابل مدیریت و حتی لذت‌بخش شد.

کی باید ORM را کنار گذاشت؟
تجربه‌ی مشترک تیم‌ها نشان می‌دهد:

* برای پروژه‌های کوچک، MVPها یا پنل‌های ادمین، ORM عالی است.
* اما در پروژه‌های داده‌محور، با ترافیک بالا، کوئری‌های پیچیده و نیاز به کنترل عملکرد، ORM به‌جای کمک، تبدیل به مانع می‌شود.

جمع‌بندی
بسیاری از ما با ORMها بزرگ شده‌ایم اما آیا هنوز ORM بهترین ابزار ماست؟ یا فقط آسان‌ترین است؟
در دنیایی که عملکرد، شفافیت و کنترل ارزش بیشتری از سرعت اولیه دارند، شاید وقت آن است که دوباره به SQL خام یا ترکیب آن با ORm فکر کنیم — این بار با بلوغ بیشتر و ابزارهای بهتر.

<Mojtaba Banaie/>
🤔1
Audio
❤‍🔥4
#شعر
#فاضل_نظری

به رویم باز کن میخانۀ چشمی که بستی را
ز رندی مثل من، پنهان نباید کرد مستی را

نمی‌آید به چشمم هیچ‌کس غیر از تو این یعنی
به لطف عشق تمرین می‌کنم یکتاپرستی را


شُکوه آبشاران با غرور کوهساران گفت:
فروافتادن «ما» آبرو بخشید پستی را

در این بازار بی‌رونق، من آن ساعت شدم محتاج
که با «ثروت» عوض کردم غنای «تنگدستی» را

به تن تبعید شد روحِ عدم‌پیمای من ای عمر!
بگو بر شانه باید بُرد تا کی بار هستی را...؟

 
4🔥1
👏2👌2🙏1
i ++
#کتاب #کشتی_پهلوگرفته #مهدی_شجاعی کتاب کشتی پهلوگرفته نویسنده: مهدی شجاعی یه دوستی داشتم (و احتمالا دارم هنوز:)‌) که میگفت هر کتابی رو باید توی زمان و حال و هوای خودش بخونی...کتاب‌های عاشقانه رو وقتی عاشق میشی، کتاب‌های مثل کوری رو تو کرونا، کتاب‌های سیاسی…
#روایت_تصاویر
#یا_زهرا
#یا_فاطمه
#اثر_روح‌الامین
#کشتی_پهلوگرفته
#مهدی_شجاعی

خسته ام خدا، چقدر خسته ام.

چطور من بدن نازنین این عزیز را شستشو کنم؟! اگر تغسیل فاطمه به اشک چشم مجاز بود، آب را بر بدن او حرام می کردم. اگر دفن واجب نبود، خاک را هم بر او حرام می کردم.

حیف است این جسم آسمانی در خاک! حیف است این پیکر ثریایی در ثری! حیف است این وجود عرشی در فرش. اما چه کنم که این سنت دست و پاگیر زمین است. از تبعات زندگی خاکی است.

پس آب بریز اسماء! کاش آبی بود که آتش این دل سوخته را خاموش می کرد! ای اشک، بیا، بیا که اینجاست جای گریستن....
5🕊1
Forwarded from حدیث اشک
شب یلدایم اگر با تو سپر شد یلداست
یا اگر این شب من با تو سحر شد یلداست

ما که عمری زده ایم دم زِ فراق تو اگر
بعد از این شامِ سیَه خَتمِ سفر شد یلداست

ما که خود چِله نشین تو شدیم آقاجان
این شب چِله اگر از تو خبر شد یلداست

شب نشینی و کنار دِگران خوب ولی
با تو و عشقِ تو گر جمله به سر شد یلداست

ای خدایِ کرم و جود و مُحبت مهدی(عج)
از کرم، بر من اگر از تو نظر شد یلداست

همچنان آلِ علی در خطر تهدیداند
آن دَمی که زِ شما دفع خطر شد یلداست

چون شهیدان تو ای شَهدِ شهادت نوشان
سینه ام گر به دفاع از تو سپر شد یلداست

حرف آخر اگر این چشم من ای صاحبِ اشک
امشبی بَهرِ غَمِ جَد تو تَر شد یلداست
#امام_زمان_عج
#شب_یلدا
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
@hadithashk
4
#شعر
#مادربزرگ
مادربزرگ عطر برنج شمال بود

مادربزرگ عطر برنج شمال بود
کم بود نان سفره اش اما حلال بود

در دست های ظرف گل سرخی اش مدام
یک قاچ سیب و چند پر پرتقال بود

یادش بخیر! آمدن از خانه ی عزیز
بی پاکت نخودچی و کشمش محال بود

با او همیشه قصه و سوغاتی و غزل
با او به قول ما نوه ها عشق و حال بود

غیر از علی نبرد به لب نام دیگری
پیشش پدربزگ، تمام و کمال بود

مادربزرگ پیش خدای بزرگ رفت
او مرد؟ این همیشه برایم سؤال بود

"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"
او هست، خواجه! شعر تو شاهدمثال بود

علیرضا نورعلی پور
💔43🕊2