📚
جمعیت زیاد متولدین دهه شصت در کنار همه بدیهایش این حسن را داشت که دوستان زیادی داشتیم. آنقدر که برای هر نقشی که انتخاب میکردیم بازهم همسالِ همدغدغه برای دوستی باقی بود.
✅ زندگی معمولا مادرها را میبلعد. آنهامیتوانستند با باقی مادرها معاشرت کنند و هرچقدر دوست دارند بیوقفه و مضطرب درباره بچههایشان حرف بزنند. اغلب فراموششان میکردیم. هنوز شماری دوست مجرد و بیبچه برای ما باقی بود. ما میماندیم و مادرها میرفتند دنبال زندگیشان تا شاید یکدهه بعد دوباره ملاقاتشان کنیم.
ما همانطور مسطح باقی بودیم، ولی آنها تجربه مهیبی را از سر گذرانده بودند. از حالت چهرههایشان معلوم بود که آدم دیگری شده بودند. باز میگشتند انگار که از خواب برخاسته باشند و دنبال خود سابقشان میگشتند لابهلای کتابها، خبرها، پایاننامه دوره ارشد یا دکتری. تکههای باقیمانده از آن منِ ترک شده معمولا جفتوجور نمیشد با این منِ نیمهحاضر و پارهوقت. ضمن اینکه در اندیشه فلسفی «مادر بودن» حتی از «زن بودن» هم غریبانهتر است.
✅ بیتردید انتخاب مادری جدیترین تصمیم یک زن است که صددرصد هستیاش را برای همیشه متاثر میکند، ولی دستکم در فرهنگ ما حق انتخاب زیادی درمورد آن ندارد. مادرها حتی در فرهنگ ساختهشده پیرامون مادری هم نقش چندانی نداشتهاند. مادرها را اگر مجال هم بدهی، معمولاً نمیتوانند به اندازه کافی متمرکز باشند برای مشارکت در ایجاد فکر و فرهنگ منسجم حول مادری. مضاف بر اینکه به اشتراک گذاشتن تجربیاتشان حتماً سایه خواهند انداخت به تصویر نورانی مادر.
✅ دیروز ترجمه کتاب مادر بودن و فلسفه بهدستم رسید. کتابی که اگر اصل مقالات آن را ندیده بودم بعید بود رغبتی به خریدنش داشته باشم (بیشتر از هرچیز بابت ظاهر کتاب. فایل انگلیسی من جلد نداشت وگرنه که آن هم دستکمی ندارد). کتاب یکی از مجلدات مجموعه «فلسفه برای همه» از نشر وایلی ـ بلکول است که نشر نگارستان اندیشه آن را با ترجمه خوب خانم ستاره عزتآبادی منتشر کرده است.
✅ مادر بودن و فلسفه؛ زایش حکمت دربردارنده تعدادی جستار به قلم مادرانیست که فلسفه خواندهاند و دازاینشان تجربه پیچیده بارداری را از سر گذرانده است. جستارها دغدغههای وجودی، اخلاقی، سیاسی، زیباشناختی و حتی الهیاتی فیلسوف ـ مادران را باز تاب میدهد و یکی از جالبترین مجموعه نوشتهها درباره مادری به زبان فارسی را شکل داده که به گمان برای همه مادرانی که میاندیشند جذاب باشد.
✔️برای اطلاعات بیشتر
مادر بودن و فلسفه؛ زایش حکمت، نوشته شیلا لینتوت، ترجمه ستاره عزتآبادی، نگارستان اندیشه.
@neocritic
کانت سه پرسش اساسی فلسفی را طرح کرده است. او معتقد است که تمام علایق عقل، اعم از نظری و عملی در این سه پرسش جمع میشوند:
۱. چه چیز را می توانم بدانم؟
۲. چه کاری باید انجام دهم؟
۳. به چه میتوانم امید داشته باشم ؟
کدام مادری است که این سوالها را گه گاه و حتی هر روز نمی پرسد؟
جمعیت زیاد متولدین دهه شصت در کنار همه بدیهایش این حسن را داشت که دوستان زیادی داشتیم. آنقدر که برای هر نقشی که انتخاب میکردیم بازهم همسالِ همدغدغه برای دوستی باقی بود.
✅ زندگی معمولا مادرها را میبلعد. آنهامیتوانستند با باقی مادرها معاشرت کنند و هرچقدر دوست دارند بیوقفه و مضطرب درباره بچههایشان حرف بزنند. اغلب فراموششان میکردیم. هنوز شماری دوست مجرد و بیبچه برای ما باقی بود. ما میماندیم و مادرها میرفتند دنبال زندگیشان تا شاید یکدهه بعد دوباره ملاقاتشان کنیم.
ما همانطور مسطح باقی بودیم، ولی آنها تجربه مهیبی را از سر گذرانده بودند. از حالت چهرههایشان معلوم بود که آدم دیگری شده بودند. باز میگشتند انگار که از خواب برخاسته باشند و دنبال خود سابقشان میگشتند لابهلای کتابها، خبرها، پایاننامه دوره ارشد یا دکتری. تکههای باقیمانده از آن منِ ترک شده معمولا جفتوجور نمیشد با این منِ نیمهحاضر و پارهوقت. ضمن اینکه در اندیشه فلسفی «مادر بودن» حتی از «زن بودن» هم غریبانهتر است.
✅ بیتردید انتخاب مادری جدیترین تصمیم یک زن است که صددرصد هستیاش را برای همیشه متاثر میکند، ولی دستکم در فرهنگ ما حق انتخاب زیادی درمورد آن ندارد. مادرها حتی در فرهنگ ساختهشده پیرامون مادری هم نقش چندانی نداشتهاند. مادرها را اگر مجال هم بدهی، معمولاً نمیتوانند به اندازه کافی متمرکز باشند برای مشارکت در ایجاد فکر و فرهنگ منسجم حول مادری. مضاف بر اینکه به اشتراک گذاشتن تجربیاتشان حتماً سایه خواهند انداخت به تصویر نورانی مادر.
✅ دیروز ترجمه کتاب مادر بودن و فلسفه بهدستم رسید. کتابی که اگر اصل مقالات آن را ندیده بودم بعید بود رغبتی به خریدنش داشته باشم (بیشتر از هرچیز بابت ظاهر کتاب. فایل انگلیسی من جلد نداشت وگرنه که آن هم دستکمی ندارد). کتاب یکی از مجلدات مجموعه «فلسفه برای همه» از نشر وایلی ـ بلکول است که نشر نگارستان اندیشه آن را با ترجمه خوب خانم ستاره عزتآبادی منتشر کرده است.
✅ مادر بودن و فلسفه؛ زایش حکمت دربردارنده تعدادی جستار به قلم مادرانیست که فلسفه خواندهاند و دازاینشان تجربه پیچیده بارداری را از سر گذرانده است. جستارها دغدغههای وجودی، اخلاقی، سیاسی، زیباشناختی و حتی الهیاتی فیلسوف ـ مادران را باز تاب میدهد و یکی از جالبترین مجموعه نوشتهها درباره مادری به زبان فارسی را شکل داده که به گمان برای همه مادرانی که میاندیشند جذاب باشد.
بهتر است با خودمان صادق باشیم و اضطراب و خشم و بیچارگی و نا امیدیای را که از مادری کردن در این فرهنگ سیاسی نشأت گرفته است انکار نکنیم؛ فرهنگ سیاسیای که نمیخواهد به باقی جهان توسعه یافته ملحق شود و زندگی خانوادگی را ممکن، قابل زیستن و حتی لذت بخش کند. حضور تام و کامل برای فرزندانمان، همان هدفی که به باور من همه خواهانش هستیم، به این معنا هم هست که بخواهیم به طور تام و کامل از تمام تناقضات ناپذیرفتنی زندگی مان آگاه باشیم و بکوشیم کاری برای آنها کنیم.
✔️برای اطلاعات بیشتر
مادر بودن و فلسفه؛ زایش حکمت، نوشته شیلا لینتوت، ترجمه ستاره عزتآبادی، نگارستان اندیشه.
@neocritic
👍14❤8🔥3
✍️
آن زن
عصبانی شدم: اینا همه تقصیر جمهوری اسلامیتونه خانم دکتر!
تبسم چهرهاش محو شد: جمهوری اسلامیتون نه، جمهوری اسلامیمون... حسن و عیبش مال همهمونه باید اصلاح کنیم...
اشرف بروجردی در ذهن من با این خاطره ثبت شده است.
✔️ این چندروز دلم میخواست درمورد خانم دکتر اشرف بروجردی بنویسم و دستم نمیرفت به نوشتن. هم ناباوری و اندوه فقدان او مانع بود و هم احساس دوگانهای که در زمان حیات و آشنایی کوتاه در محل کار هم نسبت به او داشتم.
✔️ خانم دکتر بروجردی را دوست داشتم. اتاقش به فاصله یک اتاق همسایه ما بود و دیدن گاه بهگاهاش در روزهای سخت قلبمان را گرم میکرد. زن آگاه، اهل سیاست، اصلاحطلب، خوشفکر و شجاعی بود. معتبر، امیدوار و مهربان بود و گشادهرو. قوی بود در برابر مصیبتهایی که یکیاش کافیست برای از پا انداختن یک زن، یک همسر، یک مادر، یک آدم.
قشنگ بود حتی روی تخت بیمارستان.
✔️ میشود گفت یکی از چهرههای شاخص از میان پژوهشگرانی بود که به زن آرمانی انقلاب ۵۷ باور داشتند و برای تحقق رویای « آن زن» سِمَت سیاسی پذیرفتند، دانشگاهی و دینپژوه و قرآنپژوه شدند و دین و فلسفه و عرفان خواندند و دربارهاش نوشتند و در نظر و عمل تلاش کردند به آن جامه عمل بپوشانند.
✔️ ماجرا اصلا دنبال کردن تحقق رویای «آن زن» نبود که جمعیت بزرگی از زنان انقلابی به آن باور داشتند. عامل احساس دوگانه من به خانم دکتر نه خود او که قبیلهای بود که به آن تعلق داشت. زنانی که هستند تا کتابخانه ملی هم بالاخره یک رئیس زن را تجربه کرده باشد و دولتها وزیر و معاونان زن هم داشته باشند و زنها هم روی صندلی مجلس بنشینند.
پدیده رایجی در سیاست ایرانی است. شاید بشود اسمش را گذاشت «توهم کاهش شکاف جنسیتی در خاندانهای سیاسی». اینکه زنان «در درجه اول» به واسطه روابط خانوادگی و فکری با مردان در قبایل سیاسی، امتیاز و امکان حضور در سیاست را پیدا میکنند، یا نظریات و افکارشان تنها به واسطه حمایت از مردان سیاست مجال انتشار، بروز و ظهور مییابد.
✔️ امشب دم مسجد وقتی دیدم تمام بنرها و تاجگلها را جلوی ورودی مردانه نصب کردهاند و زنها باید از پی علائم راهنما به در پشتی و طبقه منهای دو بروند؛ و شنیدم ورود آقای خاتمی به مراسم را پشت بلندگو خوشآمد گفتند با خودم گفتم «بفرما! توهم کاهش شکاف جنسیتی».
✔️ ولی همانجا، در زیرزمین منهای دو کلی چهره میانسال و جوان با پوششهای مختلف دیدم که به واسطه آثار و نوشتهها و یا اخبار میشناختم، چه اهمیت دارد که در مسجدی در قلب سعادت آباد هم زنها را بفرستند منهای دو ... موقع بازگشت به تصویر بزرگ بنر جلوی ورودی مردانه نگاه کردم: شاید همهاش هم توهم نبوده خانم دکتر...سفر شما بخیر.
@nneocritic
آن زن
عصبانی شدم: اینا همه تقصیر جمهوری اسلامیتونه خانم دکتر!
تبسم چهرهاش محو شد: جمهوری اسلامیتون نه، جمهوری اسلامیمون... حسن و عیبش مال همهمونه باید اصلاح کنیم...
اشرف بروجردی در ذهن من با این خاطره ثبت شده است.
✔️ این چندروز دلم میخواست درمورد خانم دکتر اشرف بروجردی بنویسم و دستم نمیرفت به نوشتن. هم ناباوری و اندوه فقدان او مانع بود و هم احساس دوگانهای که در زمان حیات و آشنایی کوتاه در محل کار هم نسبت به او داشتم.
✔️ خانم دکتر بروجردی را دوست داشتم. اتاقش به فاصله یک اتاق همسایه ما بود و دیدن گاه بهگاهاش در روزهای سخت قلبمان را گرم میکرد. زن آگاه، اهل سیاست، اصلاحطلب، خوشفکر و شجاعی بود. معتبر، امیدوار و مهربان بود و گشادهرو. قوی بود در برابر مصیبتهایی که یکیاش کافیست برای از پا انداختن یک زن، یک همسر، یک مادر، یک آدم.
قشنگ بود حتی روی تخت بیمارستان.
✔️ میشود گفت یکی از چهرههای شاخص از میان پژوهشگرانی بود که به زن آرمانی انقلاب ۵۷ باور داشتند و برای تحقق رویای « آن زن» سِمَت سیاسی پذیرفتند، دانشگاهی و دینپژوه و قرآنپژوه شدند و دین و فلسفه و عرفان خواندند و دربارهاش نوشتند و در نظر و عمل تلاش کردند به آن جامه عمل بپوشانند.
✔️ ماجرا اصلا دنبال کردن تحقق رویای «آن زن» نبود که جمعیت بزرگی از زنان انقلابی به آن باور داشتند. عامل احساس دوگانه من به خانم دکتر نه خود او که قبیلهای بود که به آن تعلق داشت. زنانی که هستند تا کتابخانه ملی هم بالاخره یک رئیس زن را تجربه کرده باشد و دولتها وزیر و معاونان زن هم داشته باشند و زنها هم روی صندلی مجلس بنشینند.
پدیده رایجی در سیاست ایرانی است. شاید بشود اسمش را گذاشت «توهم کاهش شکاف جنسیتی در خاندانهای سیاسی». اینکه زنان «در درجه اول» به واسطه روابط خانوادگی و فکری با مردان در قبایل سیاسی، امتیاز و امکان حضور در سیاست را پیدا میکنند، یا نظریات و افکارشان تنها به واسطه حمایت از مردان سیاست مجال انتشار، بروز و ظهور مییابد.
✔️ امشب دم مسجد وقتی دیدم تمام بنرها و تاجگلها را جلوی ورودی مردانه نصب کردهاند و زنها باید از پی علائم راهنما به در پشتی و طبقه منهای دو بروند؛ و شنیدم ورود آقای خاتمی به مراسم را پشت بلندگو خوشآمد گفتند با خودم گفتم «بفرما! توهم کاهش شکاف جنسیتی».
✔️ ولی همانجا، در زیرزمین منهای دو کلی چهره میانسال و جوان با پوششهای مختلف دیدم که به واسطه آثار و نوشتهها و یا اخبار میشناختم، چه اهمیت دارد که در مسجدی در قلب سعادت آباد هم زنها را بفرستند منهای دو ... موقع بازگشت به تصویر بزرگ بنر جلوی ورودی مردانه نگاه کردم: شاید همهاش هم توهم نبوده خانم دکتر...سفر شما بخیر.
@nneocritic
❤28🕊5👍1
Forwarded from انجمن علمی دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران
Kheradnameh-No.3.pdf
16.5 MB
|باب علمی
- پروندهی اصلی (فلسفهی اخلاق):
• واکاوی و تلفیق یک دوگانگی طبیعی-ایدئولوژیکی در اخلاق: چارچوبی برای استدلال اخلاقی
• اخلاق هوش مصنوعی
- پروندهی ویژه (فلسفهی جنگ):
• جنگ و قتل
- تکنگاری-تکترجمه:
• آیا بدیلهای تصورنشده بهواقع دسترسپذیر هستند؟
• قطعاتی از والتر بنیامین
• خاطرات برونسپرده
-جستارهای دانشجویی:
• «دیگریِ» قربانی: چهرهی زن در جنگ
• یک بررسی مادی: فضای فرهنگی هوش مصنوعی مولد
• فلسفهی دانشگاهی: شکافها، چالشها، پیامدها
|باب مصاحبه
• در جستوجوی بنیاد اخلاق: اخلاق در اندیشهی هایدگر در گفتوگو با دکتر احمد رجبی
• مصاحبه با دکتر مریم نصر
• مصاحبه با دکتر سیدمحمد یارندی
|باب خبری-اجتماعی
• گزارش مراسم «بایستگی فلسفه در جهان امروز»
• گزارشی از وضعیت محمود خاتمی در ترم اول سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵
• مقایسهی کارنامهی پژوهشی گروههای فلسفهی دانشگاههای تهران، تربیت مدرس و کالیفرنیا ریورساید در پنج سال اخیر
• مسئلهی جذب استاد
• گزارش فعالیتهای پاییز انجمن علمی-دانشجویی فلسفهی دانشگاه تهران
• صادرکنندهی مجوز: دانشگاه تهران
• صاحبامتیاز: انجمن علمی-دانشجویی فلسفهی دانشگاه تهران
• مدیرمسئول: فاطمه قهرمانی اردهایی
• سردبیر: سیدصالح سیدپور مقدم
• هیئت تحریریه (بهترتیب حروف الفبا):
سوگند بیگلری
ساره تقیپور
اشکان توکلی
فرزاد جوانمردی
آیدا سرکنی
سیدصالح سیدپور مقدم
فاطمه قهرمانی اردهایی
علی نعمتی
• ناظران علمی (بهترتیب حروف الفبا):
آرش باقری محمدآبادی
میرحسین خندانی
حامد زمانی پزوه
ایمان کریمی
• نویسندگان (بهترتیب حروف الفبا):
ساره تقیپور
میلاد خرقهانداز
میرحسین خندانی
حمید ساسانی
آیدا سرکنی
ریحانه عبداللهپور
علی محمودآبادی
علی نعمتی
• مترجمان (بهترتیب حروف الفبا):
معین رمضانی
سیدصالح سیدپور مقدم
محمدصدرا کنگازیان
سیدهمائده عرضاوی
محمد نیکسرشت
• مصاحبهگران (بهترتیب حروف الفبا):
سوگند بیگلری
اشکان توکلی
آیدا سرکنی
سیدصالح سیدپور مقدم
فاطمه قهرمانی اردهایی
• ویراستار:
ساره تقیپور
• صفحهآرا و گرافیست:
محمدجواد رحیمی
• طراحان جلد:
محمدجواد رحیمی
امیررضا ورمزیاری
• تصویرگران:
مهسا بختیاری
سوگند سیفی
مژده عبدالحسین
افسانه حیدری
🆔 @AnjomanPhUT
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👍1
Kheradnameh-No.3.pdf
5.2 MB
👩🏻🎓🖋️
✅ خردنامه گاهنامه دانشجوییِ فلسفی پروپیمانی است متعلق به انجمن علمی دانشجویی فلسفه دانشگاه تهران. اگر اهل فلسفه هستید و علاقمند به آموزش فلسفه در ایران، آن را از دست ندهید.
🔗 پرونده اصلی این شماره مربوط به «فلسفه اخلاق» است. مصاحبه مکتوبی هم من داشتم درباره «فلسفه اخلاق پرواداری» که فایل مجزای آن را اینجا بارگذاری میکنم برای دوستانی که شاید چندان پیگیر فلسفه نباشند، اما به مباحث نظری جنسیت علاقمندند.
@neocritic
✅ خردنامه گاهنامه دانشجوییِ فلسفی پروپیمانی است متعلق به انجمن علمی دانشجویی فلسفه دانشگاه تهران. اگر اهل فلسفه هستید و علاقمند به آموزش فلسفه در ایران، آن را از دست ندهید.
🔗 پرونده اصلی این شماره مربوط به «فلسفه اخلاق» است. مصاحبه مکتوبی هم من داشتم درباره «فلسفه اخلاق پرواداری» که فایل مجزای آن را اینجا بارگذاری میکنم برای دوستانی که شاید چندان پیگیر فلسفه نباشند، اما به مباحث نظری جنسیت علاقمندند.
@neocritic
❤13👎2
✍️
مرغها، زنبورها، زاغها و سارها
✅ اولین استدلالی که در توجیه چندهمسری شنیدم، استفاده از تشبیه روابط خروس با مرغها بود. بچه بودم و مرغها و خروس ملموسترین پرندگان برایم بودند. هر خروس برای بارورسازی تعداد قابل توجهی مرغ کافیست و رفتار جنس نر و ماده این حیوان چنان متفاوت است که نمونهای عالی برای توجیه مردسالاری است. در فرهنگ عامه و حتی ادبیات، ظاهر و رفتار و کردار خروسها بهعنوان استعارهای از مردانگی، استواری، زیبایی، غرور، غیرت، دور کننده پلیدی، میل جنسی زیاد و...بهکار میرود. در مقابل، مرغ در پیوند با خانگی بودن، سادهلوحی، پرحرفی، غرغر، محتاج محافظت و زیست جمعی زنان کاربرد دارد.
✅ این تشبیه در ذهن من دوباره زنده شد زمانی که خواندم افلاطون در جمهوری، برای توجیه ضرورت آموزش برابر به زنان در جامعه، رابطه زن و مرد را به سگ نر و سگ ماده تشبیه کرده است:
✅ یکی از قدرتمندترین تمثیلها در اشاره به زن خوب تشبیه او به زنبور عسل است. زنی که به واسطه او خانه آباد میشود، درحالیکه بقیه زنها شبیه روباه (فریبکار)، راسو (پرخاشگر)، اسب (پرخرج)، خوک (کثیف) و... هستند. استعاره «زنبور-زن» از استعارههای محبوب در متون «تدبیرمنزلی» از کسنوفون تا دوره اسلامی است.
زنبور عسل سودرسانی بیادعاست. پرکار و خستگیناپذیر است. منظم و نظم دهنده است. محصول مفید و خوشمزهای دارد. بیسروصداست و خودش را در مرکز توجه قرار نمیدهد.
از همه مهمتر اینکه گرچه مولد است، اما خودش مالک چیزی که تولید میکند نیست.
✅ غزالی در نصیحهالملوک بعد از تشبیه کردن زنان بد به انواع حیوانات:
✅ مدتی پیش فیلمی دیدم که در آن به شکل رمانتیکی رابطه زنان و مردان را به زاغها تشبیه کرده بود که تمام عمر با یک جفت میمانند.
✅ اخیراً فیلمی دیدم که به نحوی استعاری رابطه زنان و مردان را به رابطه «سارها» شبیه دانسته بود...سارها تمام عمر با یک جفت نیستند، اما در هر فصل فقط با یک جفت میمانند.
✅ با اینکه همان دوهزار و چندصدسال پیش ارسطو در سیاست، افلاطون را نقد میکند که
@neocritic
مرغها، زنبورها، زاغها و سارها
✅ اولین استدلالی که در توجیه چندهمسری شنیدم، استفاده از تشبیه روابط خروس با مرغها بود. بچه بودم و مرغها و خروس ملموسترین پرندگان برایم بودند. هر خروس برای بارورسازی تعداد قابل توجهی مرغ کافیست و رفتار جنس نر و ماده این حیوان چنان متفاوت است که نمونهای عالی برای توجیه مردسالاری است. در فرهنگ عامه و حتی ادبیات، ظاهر و رفتار و کردار خروسها بهعنوان استعارهای از مردانگی، استواری، زیبایی، غرور، غیرت، دور کننده پلیدی، میل جنسی زیاد و...بهکار میرود. در مقابل، مرغ در پیوند با خانگی بودن، سادهلوحی، پرحرفی، غرغر، محتاج محافظت و زیست جمعی زنان کاربرد دارد.
✅ این تشبیه در ذهن من دوباره زنده شد زمانی که خواندم افلاطون در جمهوری، برای توجیه ضرورت آموزش برابر به زنان در جامعه، رابطه زن و مرد را به سگ نر و سگ ماده تشبیه کرده است:
آیا نمیبینیم که سگهای ماده همان کارهایی را انجام میدهند که سگهای نر؛ نگهبانی، شکار و دیگر وظایفو تنها تفاوتشان در نیروی بدنی است؟ پس اگر قرار است همان وظایف را انجام دهند، آیا نباید همان آموزش را نیز دریافت کنند؟
✅ یکی از قدرتمندترین تمثیلها در اشاره به زن خوب تشبیه او به زنبور عسل است. زنی که به واسطه او خانه آباد میشود، درحالیکه بقیه زنها شبیه روباه (فریبکار)، راسو (پرخاشگر)، اسب (پرخرج)، خوک (کثیف) و... هستند. استعاره «زنبور-زن» از استعارههای محبوب در متون «تدبیرمنزلی» از کسنوفون تا دوره اسلامی است.
زنبور عسل سودرسانی بیادعاست. پرکار و خستگیناپذیر است. منظم و نظم دهنده است. محصول مفید و خوشمزهای دارد. بیسروصداست و خودش را در مرکز توجه قرار نمیدهد.
از همه مهمتر اینکه گرچه مولد است، اما خودش مالک چیزی که تولید میکند نیست.
✅ غزالی در نصیحهالملوک بعد از تشبیه کردن زنان بد به انواع حیوانات:
و زنی که خوی گوسفند دارد مبارک بود همچون گوسفند که اندر همه چیزهای وی منفعت یابی زن نیک همچنین با منفعت بود و برشوهر خویش و براهل و همسایگان خویشتن رحیم بود و برخان و مان و فرزندان خویش مشفق و مهربان بود و طاعت دارد خدای را جَلَّ جلاله
✅ مدتی پیش فیلمی دیدم که در آن به شکل رمانتیکی رابطه زنان و مردان را به زاغها تشبیه کرده بود که تمام عمر با یک جفت میمانند.
✅ اخیراً فیلمی دیدم که به نحوی استعاری رابطه زنان و مردان را به رابطه «سارها» شبیه دانسته بود...سارها تمام عمر با یک جفت نیستند، اما در هر فصل فقط با یک جفت میمانند.
✅ با اینکه همان دوهزار و چندصدسال پیش ارسطو در سیاست، افلاطون را نقد میکند که
شگفتانگیز است که سقراط با استناد به حیوانات فرومایهتر میخواهد ثابت کند که زنان باید همان کارهای مردان را انجام دهند، با توجه به اینکه حیوانات اصلاً منزلی ندارند که بخواهند آن را تدبیر کنند.ولی آدمهای هر دوره، بیتوجه به هشدار ارسطو، بنا به نیاز زمانه، استعارههای خود را میسازند تا با توسل به طبیعت، باورهای خود را «طبیعی» جلوه دهند.
@neocritic
👍12❤10👎4
ترانه چه کسی؟
✅ خبر داغ این چند روز «مستند ترانه علیدوستی» به روایت پگاه آهنگرانی درباره تجربه او از همراهی با جنبش «زن زندگی آزادی» و بازدید میلیونی این مستند است.
با توجه به موضوع مستند، محبوبیت ترانه علیدوستی و زنستیری بدون تعارفی که این روزها از بلندگوی برخی مراجع رسمی و ملی میشنویم، عجیب نیست که عمده واکنشها مثبت و همراه با تحسین باشد.
✅ اگر از فحاشانِ همیشه طلبکار «نان جمهوری اسلامی را خوردهاید پس غلط میکنید...» بگذریم؛ آنقدر که من دیدم انتقاداتِ غیر فنی بیشتر متوجه نقش بیبیسی فارسی در ساخت این مستند، مرجعیت یافتن سلبریتیها و امتیازات طبقاتی خانم علیدوستی است که «اصل موضوع» را تحتالشعاع قرار میدهد.
در واقع مسئله «نمایندگی در جنبشهای معاصر چگونه عمل میکند و چه صداهایی شنیده میشود؟» است.
✅ ماجرای اجبار حجاب در ایران به ویژه پیچیده است و به لحاظ تاریخ اجتماعی معنایی متغیر داشته است. در آغاز انقلاب پوشش اسلامی تبدیل به نماد «انتخاب سیاسی» شد که بسیاری از فعالان زن مسلمان و چپ آن را به عنوان نشانه هویتی و اعلام همبستگی با زنان طبقات فرودستند پذیرفتند و از آن به عنوان شاخصی برای فاصلهگذاری میان خود و «زن طاغوتی» استفاده کردند.
اتفاقی که چاندرا تالپاد موهانتی هم در مقاله مشهور « تحت سیطره نگاههای غربی»(1984) به آن اشاره میکند تا نشان دهد نگاه سادهساز غربی پیچیدگیهای ملی و منطقهای حجاب را نمیفهمند.
✅ مقاله موهانتی تبدیل به یکی از مقالات مرجع در مطالعات فمینیسم پسا استعماری شد که البته در آثار بعدی خود او توسعه پیدا کرد. اما در ایران چه اتفاقی افتاد؟
گروه قابل توجهی از زنان ایرانی بعد از انقلاب و به واسطه انواع «پاکسازی»ها و قوانین از جمله اجبار حجاب و «نبود زیرساخت» برای اِعمالِ تفکیک جنسیتی، از عرصه اجتماع حذف شدند. زنانی که غالباً متعلق به طبقه متوسط و برخوردار جامعه بودند.
مضاف براینکه امروز اگر به اسامی زنانی نگاه کنیم که بعد از انقلاب با ایمان و عقیده دست به کار ساختن چهره جدیدی از زن مسلمان ایرانی شدند، خواهیم دید از میان آنها که هنوز در قید حیاتند اغلب حذف شدهاند؛ مهاجرت کردهاند، منتقدند و یا درگیر حبس و حصرند.
چهرههای جدیدی که مطرح شدهاند نیز بیش از آن دل در گروه مردسالاری و قبیلهمداری دارند که از سوی بخش بزرگی از جامعه زنان جدی گرفته شوند.
✅ اسلامی شدن فضای آموزش در ایران به جمعیت بزرگی از زنان ایرانی شانس رهایی از تعصبات عرفی و فرهنگی و آموختن علم و دانش را داد، اما ظرفیت یا به قول دولتیها «زیرساختی» برای مشارکت اجتماعی آنان فراهم نکرد که در جهت عکس حرکت کرد و گروهی از زنان طبقه متوسط را ساخت که حس میکنند «به رسمیت شناخته نمیشوند» و «هیچ نمایندهای» در حاکمیت رسمی ندارند.
✅ کافیست سری به نهادهای حاکمیتی و دولتی بزنید که برای همه چیز در زندگی زنان تصمیم میگیرند. چند زن در آنها حضور دارند؟ آنها که هستند چه نسبتی با این جمعیت دارند؟
میخواهم بگویم برخلاف خیلی کشورها در ایران عمده «زنان طبقه متوسط» هم احساس خفگی و «ناموجود» بودن میکنند.
✅ در مقابل آیا حاکمیت و حاکمان توانستهاند نمایندگی طبقات فرودستند را بدست آورند؟ به نظر چنین نیست، ولی مصادره صدای فرودستان بهمراتب آسانتر است؛ چراکه این زنان همزمان تحت فشار تبعیضهای جنسیتی و اقتصادیاند و امکان کنش رسانهای مستقل و حتی رساندن روایت رنج و مقاومت خود را ندارند.
✅ زن طبقه متوسط به واسطه تسلط به کلمات و مفاهیم و آشنایی با فناوری و دانش روز امکانات فراوانی دارد؛ میتواند مهاجرت کند. رمان بنویسد و فیلم بسازد یا در دانشگاهها درباره مسائل ایران پژوهش کند. میتواند برای رسانهها کار کند و حتی صاحب رسانه شود و...
✅ از آن بالاتر میتواند بماند. صفحات مجازی برای خودش و باورهایش اداره کند. میتواند پادکست بسازد. میتواند فقیهی باشد که بعد از زندان «چرا علیه حجاب شوریدم» بنویسد. میتواند سلبریتیای باشد که تنها یک تصویر از خالکوبی روی دستاش برای جمعیت بزرگی از دختران جوان یک کشور سوال و مسئله ایجاد کند و حتی وقتی به زندان افتاد و حذف شد با یک مستند ساده تمام صفحات مجازستان را تسخیر کند.
✅ این قدرت روایی الزاماً به معنای نمایندگی همه زنان نیست، اما در اقتصاد جهانی توجه، صدای غالب را شکل میدهد.
✅ شما هم اگر مثل من گاه گاه گذارتان به محتوای تولید شده در خارج از ایران پیرامون وضعیت زنان ایرانی میافتاد، قدرت این گروهِ البته متکثر، از زنان را در ساختن تصویر «زن در جمهوری اسلامی» میدیدید که نه از روی سوءنیت است نه خلاف بخشی از واقعیت، اما حتی به اطلاعات هوش مصنوعی درباره «واقعیت وضعیت زنان در ایران» هم شکل میدهد و این مسئله شایان توجه است.
@neocritic
✅ خبر داغ این چند روز «مستند ترانه علیدوستی» به روایت پگاه آهنگرانی درباره تجربه او از همراهی با جنبش «زن زندگی آزادی» و بازدید میلیونی این مستند است.
با توجه به موضوع مستند، محبوبیت ترانه علیدوستی و زنستیری بدون تعارفی که این روزها از بلندگوی برخی مراجع رسمی و ملی میشنویم، عجیب نیست که عمده واکنشها مثبت و همراه با تحسین باشد.
✅ اگر از فحاشانِ همیشه طلبکار «نان جمهوری اسلامی را خوردهاید پس غلط میکنید...» بگذریم؛ آنقدر که من دیدم انتقاداتِ غیر فنی بیشتر متوجه نقش بیبیسی فارسی در ساخت این مستند، مرجعیت یافتن سلبریتیها و امتیازات طبقاتی خانم علیدوستی است که «اصل موضوع» را تحتالشعاع قرار میدهد.
در واقع مسئله «نمایندگی در جنبشهای معاصر چگونه عمل میکند و چه صداهایی شنیده میشود؟» است.
✅ ماجرای اجبار حجاب در ایران به ویژه پیچیده است و به لحاظ تاریخ اجتماعی معنایی متغیر داشته است. در آغاز انقلاب پوشش اسلامی تبدیل به نماد «انتخاب سیاسی» شد که بسیاری از فعالان زن مسلمان و چپ آن را به عنوان نشانه هویتی و اعلام همبستگی با زنان طبقات فرودستند پذیرفتند و از آن به عنوان شاخصی برای فاصلهگذاری میان خود و «زن طاغوتی» استفاده کردند.
اتفاقی که چاندرا تالپاد موهانتی هم در مقاله مشهور « تحت سیطره نگاههای غربی»(1984) به آن اشاره میکند تا نشان دهد نگاه سادهساز غربی پیچیدگیهای ملی و منطقهای حجاب را نمیفهمند.
✅ مقاله موهانتی تبدیل به یکی از مقالات مرجع در مطالعات فمینیسم پسا استعماری شد که البته در آثار بعدی خود او توسعه پیدا کرد. اما در ایران چه اتفاقی افتاد؟
گروه قابل توجهی از زنان ایرانی بعد از انقلاب و به واسطه انواع «پاکسازی»ها و قوانین از جمله اجبار حجاب و «نبود زیرساخت» برای اِعمالِ تفکیک جنسیتی، از عرصه اجتماع حذف شدند. زنانی که غالباً متعلق به طبقه متوسط و برخوردار جامعه بودند.
مضاف براینکه امروز اگر به اسامی زنانی نگاه کنیم که بعد از انقلاب با ایمان و عقیده دست به کار ساختن چهره جدیدی از زن مسلمان ایرانی شدند، خواهیم دید از میان آنها که هنوز در قید حیاتند اغلب حذف شدهاند؛ مهاجرت کردهاند، منتقدند و یا درگیر حبس و حصرند.
چهرههای جدیدی که مطرح شدهاند نیز بیش از آن دل در گروه مردسالاری و قبیلهمداری دارند که از سوی بخش بزرگی از جامعه زنان جدی گرفته شوند.
✅ اسلامی شدن فضای آموزش در ایران به جمعیت بزرگی از زنان ایرانی شانس رهایی از تعصبات عرفی و فرهنگی و آموختن علم و دانش را داد، اما ظرفیت یا به قول دولتیها «زیرساختی» برای مشارکت اجتماعی آنان فراهم نکرد که در جهت عکس حرکت کرد و گروهی از زنان طبقه متوسط را ساخت که حس میکنند «به رسمیت شناخته نمیشوند» و «هیچ نمایندهای» در حاکمیت رسمی ندارند.
✅ کافیست سری به نهادهای حاکمیتی و دولتی بزنید که برای همه چیز در زندگی زنان تصمیم میگیرند. چند زن در آنها حضور دارند؟ آنها که هستند چه نسبتی با این جمعیت دارند؟
میخواهم بگویم برخلاف خیلی کشورها در ایران عمده «زنان طبقه متوسط» هم احساس خفگی و «ناموجود» بودن میکنند.
✅ در مقابل آیا حاکمیت و حاکمان توانستهاند نمایندگی طبقات فرودستند را بدست آورند؟ به نظر چنین نیست، ولی مصادره صدای فرودستان بهمراتب آسانتر است؛ چراکه این زنان همزمان تحت فشار تبعیضهای جنسیتی و اقتصادیاند و امکان کنش رسانهای مستقل و حتی رساندن روایت رنج و مقاومت خود را ندارند.
✅ زن طبقه متوسط به واسطه تسلط به کلمات و مفاهیم و آشنایی با فناوری و دانش روز امکانات فراوانی دارد؛ میتواند مهاجرت کند. رمان بنویسد و فیلم بسازد یا در دانشگاهها درباره مسائل ایران پژوهش کند. میتواند برای رسانهها کار کند و حتی صاحب رسانه شود و...
✅ از آن بالاتر میتواند بماند. صفحات مجازی برای خودش و باورهایش اداره کند. میتواند پادکست بسازد. میتواند فقیهی باشد که بعد از زندان «چرا علیه حجاب شوریدم» بنویسد. میتواند سلبریتیای باشد که تنها یک تصویر از خالکوبی روی دستاش برای جمعیت بزرگی از دختران جوان یک کشور سوال و مسئله ایجاد کند و حتی وقتی به زندان افتاد و حذف شد با یک مستند ساده تمام صفحات مجازستان را تسخیر کند.
✅ این قدرت روایی الزاماً به معنای نمایندگی همه زنان نیست، اما در اقتصاد جهانی توجه، صدای غالب را شکل میدهد.
✅ شما هم اگر مثل من گاه گاه گذارتان به محتوای تولید شده در خارج از ایران پیرامون وضعیت زنان ایرانی میافتاد، قدرت این گروهِ البته متکثر، از زنان را در ساختن تصویر «زن در جمهوری اسلامی» میدیدید که نه از روی سوءنیت است نه خلاف بخشی از واقعیت، اما حتی به اطلاعات هوش مصنوعی درباره «واقعیت وضعیت زنان در ایران» هم شکل میدهد و این مسئله شایان توجه است.
@neocritic
👍42👎15❤14👏3🕊2
Audio
❤21😢3
Forwarded from زنان امروز
به همراه ارائهٔ آزاده بیزارگیتی، کارگردان و مستندساز، با عنوان:
«جنگ و جنسیت: تجربهٔ زیستهٔ زنان سردشت»
از خلال مستند "سپیده دمی که بوی لیمو میداد"
حضور برای همه آزاد است.
به امید دیدار 🌱
«جنگ و جنسیت: تجربهٔ زیستهٔ زنان سردشت»
از خلال مستند "سپیده دمی که بوی لیمو میداد"
حضور برای همه آزاد است.
به امید دیدار 🌱
❤8👎4👍1
Forwarded from خانه آشنا
❄️
مدرسه تردید و خانه آشنا برگزار میکند:
🔍دومین مدرسهٔ زنانهنگری؛ متنها و خوانشهای فمنیستی
🗓پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه
ساعت ۹ صبح تا ۱۸
حضوری و آنلاین
🔹 پنجشنبه ۱۸ دی:
۱. حسین شیخرضایی
منظر فمینیستی: بسطِ زمینهای برای یک ماتریالیسم تاریخیِ بهطور خاص فمینیستی (هارتساک)
۲. شیوا علینقیان
زیر نگاه غربی: پژوهش فمینیستی و گفتمانهای استعماری، چندرا تالپاده موهانتی
۳. نهال نفیسی
بهسوی انسانشناسی ایمنیشناسی: بدن بهمثابه دولت-ملت: امیلی مارتین
۴. کاوه بهبهانی
رویدادهایی از زندگی یک دختر برده: هریت جیکوبز
۵. نرگس جودکی، ایمان پاکنهاد
نمایش و بررسی مستند «هاکیشکا»
❄️
🔹جمعه ۱۹ دی
۱. مریم نصر اصفهانی
شیءانگاری: نوسبام
۲. فاطمه توفیقی
مسلمانان پیشرو و فقه اسلامی: ضرورت مواجههٔ انتقادی با قوانین ازدواج و طلاق: کیشا علی
۳. امیرحسین خداپرست
نظریه فضیلت و سقط جنین (هرستهاوس)
۴. فاطمه صادقی
وضع بشری (هانا آرنت)
۵. حسین بیات
تعبیر فمینیستی سه رؤیا در سینمای ایران
❄️
📍ثبتنام از طریق دایرکت اینستاگرام یا:
☎️ ۲۲۲۲۲۳۰۰
📞 ۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹
@Khaneashena
@tardidschool
📌 میرداماد، مصدق جنوبی، کوچه تابان، پلاک ۱۱
مدرسه تردید و خانه آشنا برگزار میکند:
🔍دومین مدرسهٔ زنانهنگری؛ متنها و خوانشهای فمنیستی
🗓پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه
ساعت ۹ صبح تا ۱۸
حضوری و آنلاین
🔹 پنجشنبه ۱۸ دی:
۱. حسین شیخرضایی
منظر فمینیستی: بسطِ زمینهای برای یک ماتریالیسم تاریخیِ بهطور خاص فمینیستی (هارتساک)
۲. شیوا علینقیان
زیر نگاه غربی: پژوهش فمینیستی و گفتمانهای استعماری، چندرا تالپاده موهانتی
۳. نهال نفیسی
بهسوی انسانشناسی ایمنیشناسی: بدن بهمثابه دولت-ملت: امیلی مارتین
۴. کاوه بهبهانی
رویدادهایی از زندگی یک دختر برده: هریت جیکوبز
۵. نرگس جودکی، ایمان پاکنهاد
نمایش و بررسی مستند «هاکیشکا»
❄️
🔹جمعه ۱۹ دی
۱. مریم نصر اصفهانی
شیءانگاری: نوسبام
۲. فاطمه توفیقی
مسلمانان پیشرو و فقه اسلامی: ضرورت مواجههٔ انتقادی با قوانین ازدواج و طلاق: کیشا علی
۳. امیرحسین خداپرست
نظریه فضیلت و سقط جنین (هرستهاوس)
۴. فاطمه صادقی
وضع بشری (هانا آرنت)
۵. حسین بیات
تعبیر فمینیستی سه رؤیا در سینمای ایران
❄️
📍ثبتنام از طریق دایرکت اینستاگرام یا:
☎️ ۲۲۲۲۲۳۰۰
📞 ۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹
@Khaneashena
@tardidschool
📌 میرداماد، مصدق جنوبی، کوچه تابان، پلاک ۱۱
👎29❤9👍7🕊1
فرودستِ فرودستان
«از دوران باستان تا اسفندماه سال 1307 خرید و فروش برده در ایران رواج داشته است.»
✅ جلال ستاری در سیمای زن در فرهنگ ایران یکی از سه دلیل «خوارشمری و استضعاف و زبونگیری و عاجزکشی» مضاعف زنان در جوامع مردسالار مسلمان را همین وجود کنیزان در کنار زنان رسمی میداند. ستاری اشاره میکند عشق و دلداگی مردانِ برخوردار متعلق به کنیزها بود نه زنان رسمی. در ادبیات دوره اسلامی آن که در مقام معشوق مونث ستوده میشود غالباً کنیزی است که مرد خود برگزیده و خریده است نه آن که با لحاظ کردن شرایط و ملاحظات اقتصادی واجتماعی و اخلاقی خواستاری شده است.
✅ کتاب زنان زرخرید مروری بر وضعیت کنیزان در ایران از دوره طاهریان است تا دوره مغول. زنانی که دزدیده میشدند، به اسارت گرفته میشدند، جای بدهی و مالیات میرفتند، خرید و فروش میشدند، اجاره داده میشدند، قرض میشدند، وقف میشدند و به انواع گوناگونی از مشاغل از قبیل باز و بسته کردن در منزل، تا انجام امور خانه، تا دایگی و مشاطگی و خزانهداری مشغول میشدند. ناگفته پیداست در کنار همه این خدمات دسترسی جنسی مالک به کنیز یکی از مهمترین ویژگیهای اغلب این زنان بود.
✅ حجاب امری طبقاتی بود و کنیزان عموماً حجاب نداشتند. «فقها با صدور احکامی تصرف زنان کافر اسیر را برای مردان مسلمان جایز میدانستند و فقهای حنفی و شافعی تا به آنجا پیش میرفتند که حتی مباشرت فروشنده و دلال برده را با کنیزی که به فروش نهادهاند مجاز میدانستند» و به طور کلی در هیچ موردی مردانِ آزاد در تعرض به کنیزان متحمل حد و جزایی نبودند.
✅ از سوی دیگر گاه محبوبیت کنیز نزد مرد رشک زنان آزاد را برمیانگیخت تا علیه او توطئه کنند: به او اتهام خیانت بزنند، او را از دسترس مالک دورکنند، فرزند خود را با فرزند او اگر پسر بود عوض کنند؛ یا حتی او را به قتل برسانند. نویسنده اشاره میکند که گرچه از اقدامات کنیزان علیه زنان آزاد خبر نداریم، ولی محیط آکنده از خشم و حسادت در اندرونیها این گمان را تقویت میکند که کنیزان نیز همیشه در موضع انفعال نبودهاند.
✅ کاظمنیا کتاب زنان زرخرید را تقدیم کرده به
🔗 برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به
فریبا کاظم نیا، 1401، زنان زرخرید؛ بررسی وضعیت کنیزان در ایران؛ از طاهریان تا مغول، انتشارات تیسا.
@neocritic
و زن از خاندان بصلاح باید خواست و نباید که دخترکی بود که زن از بهر کدبانویی باید خواست نه از بهر طبع که از بهر شهوت از بازار کنیزکی توان خرید که چندین رنج و خرج نباشد.قابوسنامه
«از دوران باستان تا اسفندماه سال 1307 خرید و فروش برده در ایران رواج داشته است.»
✅ جلال ستاری در سیمای زن در فرهنگ ایران یکی از سه دلیل «خوارشمری و استضعاف و زبونگیری و عاجزکشی» مضاعف زنان در جوامع مردسالار مسلمان را همین وجود کنیزان در کنار زنان رسمی میداند. ستاری اشاره میکند عشق و دلداگی مردانِ برخوردار متعلق به کنیزها بود نه زنان رسمی. در ادبیات دوره اسلامی آن که در مقام معشوق مونث ستوده میشود غالباً کنیزی است که مرد خود برگزیده و خریده است نه آن که با لحاظ کردن شرایط و ملاحظات اقتصادی واجتماعی و اخلاقی خواستاری شده است.
✅ کتاب زنان زرخرید مروری بر وضعیت کنیزان در ایران از دوره طاهریان است تا دوره مغول. زنانی که دزدیده میشدند، به اسارت گرفته میشدند، جای بدهی و مالیات میرفتند، خرید و فروش میشدند، اجاره داده میشدند، قرض میشدند، وقف میشدند و به انواع گوناگونی از مشاغل از قبیل باز و بسته کردن در منزل، تا انجام امور خانه، تا دایگی و مشاطگی و خزانهداری مشغول میشدند. ناگفته پیداست در کنار همه این خدمات دسترسی جنسی مالک به کنیز یکی از مهمترین ویژگیهای اغلب این زنان بود.
✅ حجاب امری طبقاتی بود و کنیزان عموماً حجاب نداشتند. «فقها با صدور احکامی تصرف زنان کافر اسیر را برای مردان مسلمان جایز میدانستند و فقهای حنفی و شافعی تا به آنجا پیش میرفتند که حتی مباشرت فروشنده و دلال برده را با کنیزی که به فروش نهادهاند مجاز میدانستند» و به طور کلی در هیچ موردی مردانِ آزاد در تعرض به کنیزان متحمل حد و جزایی نبودند.
✅ از سوی دیگر گاه محبوبیت کنیز نزد مرد رشک زنان آزاد را برمیانگیخت تا علیه او توطئه کنند: به او اتهام خیانت بزنند، او را از دسترس مالک دورکنند، فرزند خود را با فرزند او اگر پسر بود عوض کنند؛ یا حتی او را به قتل برسانند. نویسنده اشاره میکند که گرچه از اقدامات کنیزان علیه زنان آزاد خبر نداریم، ولی محیط آکنده از خشم و حسادت در اندرونیها این گمان را تقویت میکند که کنیزان نیز همیشه در موضع انفعال نبودهاند.
✅ کاظمنیا کتاب زنان زرخرید را تقدیم کرده به
تمامی زنان سرزمینم که محرمانهترین و زنانهترین احکامشان را مردان مینویسند.
🔗 برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به
فریبا کاظم نیا، 1401، زنان زرخرید؛ بررسی وضعیت کنیزان در ایران؛ از طاهریان تا مغول، انتشارات تیسا.
@neocritic
👎23👍14😢4🙏3❤2