Forwarded from ساراباند
هربار عکسهات رو میبینم باورم نمیشه که یک زمانی بوده که توی آغوش من بودی. که دست کشیدم روی پوستت و موهات رو بو کردم و دستهات رو بوسیدم و قفل کردم به تن و بدن خودم، و واقعاً بودی. حضور داشتی. صدات رو از نزدیک شنیدم و توی چشمهات نگاه کردم. نه. انگار این خاطرات هیچ تعلقی به من ندارن.
هیچ کس ارزش اینو نداره که بخوای بخاطرش از کارت، ورزشت، درست، خوابت، آرامشت و هدفت بزنی…
تاکید میکنم هیچ کس!
تاکید میکنم هیچ کس!
ممکنه سال ها منتظر برگشتن یکی بمونی ولی اگه برگشت قبول نکنی!
چون عاشق اون آدمی بودی که به نطرت “قرار نبوده هیچ وقت بره”
چون عاشق اون آدمی بودی که به نطرت “قرار نبوده هیچ وقت بره”
تو فیلم طعم گیلاس، اونجایی که پیرمرده میگه رفته بودم خودکشی کنم و ... بعد یهو با تن صدای هیجانی میگه: آقا یه توت مارو نجات داد، یه توت.
هربار که گوش میکنم، میگم همه آدما به یه توت تو زندگیشون احتیاج دارنا. منتها توت من با توت شما فرق داره. هرکسی توت مخصوص خودشو لازم داره.
: دِیناز
هربار که گوش میکنم، میگم همه آدما به یه توت تو زندگیشون احتیاج دارنا. منتها توت من با توت شما فرق داره. هرکسی توت مخصوص خودشو لازم داره.
: دِیناز