Forwarded from پلن بی
دقیق نمیدونم اما یا من خیلی مسخرهام یا آدمهای اطرافم. کاش میدونستم که کدوم مسخرهتریم؛ اونوقت تصمیم میگرفتم که اونهارو عوض کنم یا برای همیشه از آدمها فاصله بگیرم.
ساعت نزدیک چهاره و کم لطفانه ترین حالت اینه که ادم بشینه اخبار اعتراضات و وضعیت دستگیریهارو بخونه. یکی بیاد بزنه تو سرم و بگه الان نه واقعا.
Forwarded from الیکا ^•^ (Ela ;))
معنای بی شرف را در کتاب ها تغییردهید
از این پس بی شرف را حمایتگر،فدا کار،انسانی که سرو است،از خود گذشته،متحد
خلاصه بگویم بی شرف را انسان معنا کنید
در شهر من عده ای به انسان ها می گویند بی شرف
از این پس بی شرف را حمایتگر،فدا کار،انسانی که سرو است،از خود گذشته،متحد
خلاصه بگویم بی شرف را انسان معنا کنید
در شهر من عده ای به انسان ها می گویند بی شرف
|نیلوفــرِ آبــی|
بمون تو بغلم از هیچی نترس
بحث این نیست که ما میترسیما نه اصلا. اتفاقا اگه ترسیدی اگه چیزیت شد بیا خودم هوات رو دارم. منتها وقتی خبری نیست، وقتی نمیترسی وقتی زورت میرسه یجوری باش که من تکیه کنم بهت، امیدم باشی. هرجا هم لازم شد جاها عوض، قول میدم به وقتش یجوری قوی و شجاع باشم که خودت ببینی تکیه گاه آدمی بودی که برای مراقبت ازت میتونه خیلی قوی وایسه.
من اینطوری نیستم که دلم نخواد کسی باهام حرف بزنه، فقط نمیدونم چی بگم که مکالمه ادامه پیدا کنه.
برای غمزدهها، برای چشمهای پر از اشک شده، برای آدمهای تکیه زده به گوشهی دیوار و برای آدمهای ایستاده و خیره شده به نقطهای دور و تاریک برای آنهایی که سرشون رو اینور اونور میکنن که فکر و خیالها بپره که فکر مدام فکر نکنند که نه، این دل دیگه دل نمیشه واسمون.