من اینجام که بگم؛ مایلم شنیده بشم. ازون شنیده شدنهایی که ادای درستش میشه خونده شدن.
ماهیمون مرد.حالا که هوا کاملا تاریک شده شب رو پوست تنم سنگینی میکنه، مرگ ماهیمون ناراحت کنندهتر از یک ساعت پیش بنظر میاد. پریده بود بیرون، عزمشو جزم کرده بود و پریده بود؛ در نهایت چیزی گیرش نیومد جز ذره ذره جون دادن. شب خیلی قشنگه حتی با در نظر گرفتن اینکه چیزای غمگین و ناراحت کننده رو بُلد میکنه.
Offhand
Ida Khalili – Yeki Bood Yeki Nabood
باد مارا با خود خواهد برد، یاد مارا در خود خواهد داشت.
تنبلی؛ شده یه تیکه از اعضا بدنم، اینقد که اومد مهمون شد و گفتم عیبی نداره، دو روز دیگه میره. در نهایت نه تنها نرفت بلکه صابخونه هم شد.
زندگی تاحدودی خوبه. غم گربهی نداشته گوشهی دلم کز کرده، البته خوب بودن زندگی به شدت بیمعنیه. هرروزی که میگذره یه روز به مامان هیچ گربهای نبودنم اضافه میشه و این وسط اگه یکی ازم بپرسه زندگی خوب یعنی چی توضیحی ندارم براش و به فکر فرو میرم، ولی اگه یه گربه داشته باشم دیگه به اونی که میپرسه خوب یعنی چی اهمیت نمیدم و شروع به نوازش گربهی عزیزم میکنم.