Offhand – Telegram
Offhand
6.6K subscribers
2.3K photos
17 videos
58 links
اگه هیچوقت هیچی واقعی نبود چی؟

💌📭:

t.me/BluChtBot?start=67aeab01bfd5ab8c8f45
Download Telegram
بیا دیگه سگ. دارم پیر می‌شم.
یکهو به سرم زد که بگم، عکس‌ها مثل گل‌های خشک شده هستن. یادآور خاطراتن، اتفاق افتادن اما همونقدر که گل خشک دیگه طراوت نداره و زنده نیست، زنده نیستن. عکس‌هارو ما ثبت می‌کنیم، اینکه گل‌ها هم درست و قشنگ خشک بشن به ما بستگی داره. خاطره‌ها و عکس‌ها همیشه وابسته به اون لحظه‌ی اتفاق افتادنشون نیستن. کافیه حواسمون به گل خشک شدمون نباشه و برای جابجاییش حواس پرتی کنیم و کافیه امروز فلانی، فلان کارو کنه که مارو می‌رنجونه، دیگه خاطره‌ی خوبی که تو عکس هستش هم حس مزخرف بودن می‌ده. گل خوشگل خشک شدمون هم خورد و خاکشیر شده.
Offhand
وای بچها من خیلی گاوم.
وقتی خیلی تو گاو بودنمون فرو رفتیم.
سگ سیاه افسردگی قلاده انداخته دور گردنم. میگه بیا بریم پیاده روی.
من نمی‌دونم کامل بودن چه شکلیه. برام معیار کاملی وجود نداره. اصلا کلمه‌ی کامل ترسناکه. اگر از روز اول یاد گرفته بودیم ناقص بودن هم ستودنیه چی می‌شد؟
از اول یاد می‌گرفتیم فقط اون درختی که استواره و برگ‌هاش زیبان، نیست که ستودنیه. درخت قطع شده‌ای که درد کشیده و حالا هر تکه‌ش گوشه کناری رفته، مورد استفاده قرار گرفته، کتاب یا مدادی برای نوشتن شده. یا عصایی برای کمک به پیرمردی، پیرزنی، چیزی. حتی تکه‌هایی که شاید هیزم شده و در نهایت دود شده و رفته‌اند. تمامشان ستودنی‌اند. ذره ذره و تیکه تیکه‌شان.
عیبی داره اگه آدم اول صبح هم بخواد غر بزنه؟ آخر شب چطور؟ بنظرم حتی میونه روز، همونجا که بهش می‌گن ظهر هم برا غر زدن وقت مناسبیه. احتمالا بین ساعت‌های اصلی‌ام زمان مناسبی باشه. قبل از غروب و بعد از غروبم غر های مخصوص به خودشون رو دارن. آدمایی که غر نمی‌زنن چیکار می‌کنن؟ حس می‌کنم اگه غر نزنم غمباد می‌گیرم، غمگین‌تر و افسرده‌تر میوفتم یه گوشه رفتن و برنگشتن دقیقه‌ها و ساعت‌ها رو می‌بینم. دیگه حرفم نمی‌زنم، احتمالا لبخند هم نزنم. شاید اشک هم نریزم، نمی‌دونم. شایدم ربطی نداشته باشه و بدون غر بهتر و راحت‌تر بگذرونم. اما اخه زندگی جوری نیست که بشه غر نزد.
یه جوری با دوستام در مورد چیزای مسخره و عجیب، جدی بحث می‌کنیم و نظر میدیم که اگه یکی بخونه خودش میریزه.
تا اینجای کار هر آدمی، عشق و علاقه‌اش را صرف کسی کرده است. کسی که به وفور ارزش نداشته یا داشته اما نخواسته، نمانده. فقط ما کودن‌ها مانده‌ایم. صبور و چشم به راه. با قلب دست نخورده و سرجایش مانده‌ای که به چشم نمی‌آید. در انتظار آدمی که شاید اصلا دیگر وجود ندارد که بیاید.
چند شبه یجوری تو پاسور باخت می‌دم که اگه شرطی بود الان کل زندگیمو باخته بودم. آه. ناراحتمه.
Forwarded from Idc
منو با تموم غم و غصه‌هام بغل کن.
Forwarded from نمیدونم.
مکالمه‌های بین راهی با آدم‌هایی که احتمالا دیگه هیچوقت نبینیمشون خیلی قشنگه. یکجور دیگه‌ای لذت بخشه.
وای جدی جدی یکی برام چیپس چیلی مزمز رو گرفته. زندگی داره روی خوش نشون می‌ده.