Offhand
از امروز تا آخر ماه برنامه فتوسنتزه، مگر اینکه معجزه شه.
از امروز تا آخرسال برنامه همینه.
آدمی که بخواد بره به هربهونهای شده میپیچونه میره. الکی دست و پا نزن. میخواست بمونه خودش راهشو پیدا میکرد.
Forwarded from aesthetic dinosaur.
وقتی آدم نمیتواند نزدیکتر شود،
خیلی راحت دورتر میشود.
- از میان نامههای فرانتس کافکا به فلیسه.
خیلی راحت دورتر میشود.
- از میان نامههای فرانتس کافکا به فلیسه.
بعضی وقتام آدم جز سکوت چیزی نداره. چیزی نداره بگه، چیزی نداره بنویسه، چیزی نداره نشون بده، خالیه. خالی.
Forwarded from نئوژنیک
آفتاب داشت غروب می كرد و ترافيک سنگين بود. به راننده گفتم: «خيلی دلم گرفته.»
راننده تاكسی نگاهم كرد ولی چيزی نگفت. پرسيدم: «شما وقتی دلتون می گيره چی كار می كنيد؟»
راننده گفت: «دل گرفتن چی هست؟»
گفتم «شما هيچ وقت دلتون نمی گيره؟» راننده گفت: «نه... وقتش رو نداريم.» پرسيدم: «يعنی چه؟» راننده گفت: «يعنی اينقدر كار و گرفتاری دارم كه ديگه وقت دل گرفته شدن ندارم.»
كمی كه گذشت راننده پرسيد: «دل گرفتن چه جوريه؟»
گفتم: «يه جوريه انگار آدم يه ذره ناراحته ولی دقيق نمی دونه از چی ناراحته، يه ذره نگرانه ولی نمی دونه نگران چيه، حال و حوصله نداره. آدم دلش يه چيزی می خواد كه درست نمی دونه چيه. يه ذره گريهاش مياد اما اشكش درنمی ياد، خلاصه يه جور عجيب و غريبيه.»
راننده گفت :«اگه اينه پس من يه عمره دلم گرفته.» زنی كه عقب تاكسی نشسته بود، گفت: «من هم».
راننده تاكسی نگاهم كرد ولی چيزی نگفت. پرسيدم: «شما وقتی دلتون می گيره چی كار می كنيد؟»
راننده گفت: «دل گرفتن چی هست؟»
گفتم «شما هيچ وقت دلتون نمی گيره؟» راننده گفت: «نه... وقتش رو نداريم.» پرسيدم: «يعنی چه؟» راننده گفت: «يعنی اينقدر كار و گرفتاری دارم كه ديگه وقت دل گرفته شدن ندارم.»
كمی كه گذشت راننده پرسيد: «دل گرفتن چه جوريه؟»
گفتم: «يه جوريه انگار آدم يه ذره ناراحته ولی دقيق نمی دونه از چی ناراحته، يه ذره نگرانه ولی نمی دونه نگران چيه، حال و حوصله نداره. آدم دلش يه چيزی می خواد كه درست نمی دونه چيه. يه ذره گريهاش مياد اما اشكش درنمی ياد، خلاصه يه جور عجيب و غريبيه.»
راننده گفت :«اگه اينه پس من يه عمره دلم گرفته.» زنی كه عقب تاكسی نشسته بود، گفت: «من هم».