همینکه من راننده اسنپ احمقم که مسیر چهل وپنج دقیقهای رو دو ساعته کرده نمیکشم یعنی آدم صبوریام.
Offhand
همینکه من راننده اسنپ احمقم که مسیر چهل وپنج دقیقهای رو دو ساعته کرده نمیکشم یعنی آدم صبوریام.
دو بارم داشت تصادف میکرد.
بعضی وقتام آدمیزاد میخواد به خودش بیاد ولی نه میدونه از کجا شروع کنه نه چطوری. دست و پا میزنه، تقلا میکنه حتی شاید خودش رو بکوبه به در و دیوار. تهشم یا در درسته رو پیدا میکنه و وارد میشه یا باز از اول میوفته، میوفته و زمان میگذره تا بتونه دوباره پاشه، پاشه و برای به خودش اومدن تلاش کنه.
تنبلیه بقیه حداقل هفتهای دو روز دست از سرشون برمیداره، میذاره به زندگیشون برسن. برا من نه تنها همه شیفتاشو میاد بلکه اضافه کاریام وایمیسته.
اگه بودی اینقد غر میزدم و میو میو میکردم که بفهمی وقت کار تموم شده، وقت وقته بغله.
جدی جونشو ندارم حاضر شم و برم مترو. من این ترم بابت این وضعه کلاس برداشتن یا معتاد میشم یا میمیرم.