Forwarded from ALWAYS (Aida)
درست لحظهی قبل از فروپاشی، جواب سلام دوستی رو با خوشرویی دادی، درست در نقطه جوشت خودت رو کنترل کردی، از یه برج چندصدمتری افتادی و با استخونهای شکسته بلند شدی و ادامه دادی و سرراهت با آدمایی همکلام شدی که فکر میکردن همینالان از لای پر قو دراومدی. هیچکس جز خودت نمیدونه از چی عبور میکنی. و واسه همینه که خودت بیشتر از همه باید به فکر خودت باشی.
یه جمله مینویسی در تلاشم و بعد میبینی چقدر پره این جمله. در تلاشم برای زنده موندن. در تلاشم برای رسیدن به کوچیکترین چیزایی که حقمه. در تلاشم برای رسیدن به چیزایی که میخوام. در تلاشم و در تلاشم. درتلاشم تو تلاش کردن به انتها برسم ولی کل زندگی همین تلاش کردناش. آدمیزاد اینقد تلاش میکنه که اخرش خودش تموم میشه ولی تلاشها نه!