من نمیگم کاش زندگی هیچ مشکلی نداشته باشه، میگم کاش حداقل یه بغل برای پناه بردن از دست مشکلات اون گوشه موشههای باشه، زندگی رو قابل تحملش کنه.
من دلم نمیخواد اون گربهای رو نازش کنم که جلوی چشم من اجازه میده همه نازش کنن. اونجوری دیگه کیف نمیده.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
"از دستت عصبانی و ناراحتم. لطفا خودت رو نبخش."
امروز غمم، یه غم که دست و پا داره، راه میره، حرف میزنه و سعی میکنه دووم بیاره.