کار تو خبرگزاری خیلی باحاله.
بعضی وقتا یکی هندزفری گذاشته برای خودش میخونه.
بعضی وقتا یکی زنگ میزنه همکارش براش سیگار و خوراکی بیاره.
و همیشه و هر زمان یکی تو دفتر سردبیر در حال زیرآب زدنه.
بعضی وقتا یکی هندزفری گذاشته برای خودش میخونه.
بعضی وقتا یکی زنگ میزنه همکارش براش سیگار و خوراکی بیاره.
و همیشه و هر زمان یکی تو دفتر سردبیر در حال زیرآب زدنه.
جنگ شد و شبهای شام رو ندیدیم. تو کافههای بیروت نرقصیدیم. همپا کولی ها نرفتیم تا شرق دور. ما کار کردیم. کار کردیم و کار کردیم و کار کردیم.
حالا برای بچههامون چی برای تعریف کردن داریم؟
حالا برای بچههامون چی برای تعریف کردن داریم؟