تصویر جزئیات دیافراگم در آیین نامه ACI
جمع کننده یا collector اعضایی هستند در دیافراگم که نقش انتقال بار جانبی از دیافراگم به قاب بار برجانبی را دارند.
@omranworkshop
جمع کننده یا collector اعضایی هستند در دیافراگم که نقش انتقال بار جانبی از دیافراگم به قاب بار برجانبی را دارند.
@omranworkshop
فنر ها نمایانگر سختی قاب های بار برجانبی هستند (تغییر طول فنر ها به معنای دریفت نسبی قاب هاست)و دیافراگم مثل یک تیر عمیق روی آن قرار گرفته و تحت بار جانبی تغییر شکل میدهند.
@omranworkshop
@omranworkshop
چرا تحت بار زلزله در تیر ها نیروی محوری ایجاد نمیشود؟؟
زمانی که در مدل ساختمان در نرم افزار ETABS ، دیافراگم را به صورت Rigid در نظر مگیرید ، تغییر شکل های غیر صلبی داخل صفحه ای دیافراگم ، صفر در نظر میگیرد و در نتیجه کل دیافراگم و تیر های سقف با هم در مقابل بار زلزله تغییر مکان دارند(هیچ اختلافی بین تغییر مکان ها به وجود نمیاید) و به همین خاطر نیروی محوری در تیر ها بوجود نمی آید . اما اگر دیافراگم را Semi rigid یا none تعریف کنید در این صورت تغییر شکل غیر صلبی داخل صفحه دیافراگم به وجود می آید و دیگر تیر ها و سقف با هم یک حرکت یک پارچه ی صلب ، در مقابل بار زلزله ندارند(اختلاف بین تغییر مکان ها بوجود می آید) و در نتیجه مقداری نیروی محوری(البته نیروی محوری نه چندان زیاد بوجود میاید ، زیرا به هر حال طبقه دریفت کرده و کل نیروی زلزله به صورت محوری در تیر ها جذب نمیشود) در تیر ها نیز بوجود می آید.
@omranworkshop
زمانی که در مدل ساختمان در نرم افزار ETABS ، دیافراگم را به صورت Rigid در نظر مگیرید ، تغییر شکل های غیر صلبی داخل صفحه ای دیافراگم ، صفر در نظر میگیرد و در نتیجه کل دیافراگم و تیر های سقف با هم در مقابل بار زلزله تغییر مکان دارند(هیچ اختلافی بین تغییر مکان ها به وجود نمیاید) و به همین خاطر نیروی محوری در تیر ها بوجود نمی آید . اما اگر دیافراگم را Semi rigid یا none تعریف کنید در این صورت تغییر شکل غیر صلبی داخل صفحه دیافراگم به وجود می آید و دیگر تیر ها و سقف با هم یک حرکت یک پارچه ی صلب ، در مقابل بار زلزله ندارند(اختلاف بین تغییر مکان ها بوجود می آید) و در نتیجه مقداری نیروی محوری(البته نیروی محوری نه چندان زیاد بوجود میاید ، زیرا به هر حال طبقه دریفت کرده و کل نیروی زلزله به صورت محوری در تیر ها جذب نمیشود) در تیر ها نیز بوجود می آید.
@omranworkshop
سلام دوستان امروز خیابون ونک بودم یک سازه جالب دیدم ، ستون های فولادی مدفون در بتن مسلح و تیر های فلزی .
سازه ای کاملا کامپوزیت ،
خیابان ونک تهران ، ۳۰ طبقه خواهد بود با
زیر زمین.
ویدیو و عکس در پست بعدی 👇🏻👇🏻
@omranworkshop
سازه ای کاملا کامپوزیت ،
خیابان ونک تهران ، ۳۰ طبقه خواهد بود با
زیر زمین.
ویدیو و عکس در پست بعدی 👇🏻👇🏻
@omranworkshop
__نواحی صلب انتهایی و ضریب rigid zone factor___
در مدلسازی در نرم افزار ETABS تیر بین دو ستون ، از مرکز تا مرکز ستونها مدل میشود ، در حالی که در واقعیت طول تیر از بر تا بر ستون است و تیر به بال ستون متصل میشود. برای اصلاح طول تیر در ETABS به منو assign/frame/end length offset مراجعه میکنید و یک پنجره باز میگردد.
در این پنجره اگر قسمت automatic from connectivity فعال باشد ، یعنی با توجه به مقدار offset به صورت اتوماتیک طول تیر را محاسبه کند.
اگر قسمت define lenght را فعال کنید ، مقدار offset تیر را به صورت دستی باید به نرم افزار معرفی کنید که هر عددی بر حسب واحد طول برای اول و آخر تیر یا هر عضو دیگری معرفی کنید ، از روی همان مقدار طول عضو را محاسبه میکند. این حالت بیشتر برای اصلاح طول مهاربند ها کاربرد دارد که ضریب طول موثر مهاربند اصلاح شود.
در قسمت پایین تر ضریب rigid zone factor را پرسیده است. این ضریب در واقع برای محاسبه طول تحلیلی تیر و ستون یا Leef کاربرد دارد. نحوه محاسبه طول تحلیلی تیر و ستون یا همان Leef در تصویر زیر نوشته شده است.
طبق پیشنهاد مهندسان چون آن ناحیه انتهایی تیر کاملا صلب نیست و تغییر شکل هایی دارد ، پیشنهاد میکنند فقط نصف طول آن ناحیه ی انتهایی را در محاسبه ی طول تحلیل تیر در نظر نگیرند ، به همین خاطر عدد 0.5 را در مقابل rigid zone factor وارد میکنند. این که 0.5 یا همان نصف آن ناحیه ی مشترک بین تیر و ستون را در محاسبات در نظر میگیرند به این خاطر هست که نمیدانند دقیقا این ناحیه چه مقدار تغییر شکل و صلبت را داراست ، به همین خاطر در جهت محافظ کارانه نصف طول این ناحیه را کم میکنند.
همچنین ستون هم به اندازه ی ارتفاع تیر یا در شکل مقدار Y ،که نصف مقدار Y بر اساس این ضریب rigid zone factor=0.5 ، برای محاسبه طول ستون برای خمش و طول آزاد کمانش لحاظ میشود.
در قسمت پایین تر ، frame self weight option ، لحاظ نمودن یا عدم لحاظ کردن وزن آن ناحیه ی مشترک تیر و ستون را میپرسد که در حالت auto ، وزن را به صورت خود کار در نظر میگیرد و در حالت weight based on full length ، طول آن ناحیه ی انتهایی مشترک تیر و ستون را لحاظ میکند و در حالت weight based on clear length ، وزن را بر اساس طول آزاد محاسبه میکند. حالت auto را برای محاسبه وزن انتخاب میکنیم.
(نویسنده: مجتبی محب علیان)
@omranworkshop
در مدلسازی در نرم افزار ETABS تیر بین دو ستون ، از مرکز تا مرکز ستونها مدل میشود ، در حالی که در واقعیت طول تیر از بر تا بر ستون است و تیر به بال ستون متصل میشود. برای اصلاح طول تیر در ETABS به منو assign/frame/end length offset مراجعه میکنید و یک پنجره باز میگردد.
در این پنجره اگر قسمت automatic from connectivity فعال باشد ، یعنی با توجه به مقدار offset به صورت اتوماتیک طول تیر را محاسبه کند.
اگر قسمت define lenght را فعال کنید ، مقدار offset تیر را به صورت دستی باید به نرم افزار معرفی کنید که هر عددی بر حسب واحد طول برای اول و آخر تیر یا هر عضو دیگری معرفی کنید ، از روی همان مقدار طول عضو را محاسبه میکند. این حالت بیشتر برای اصلاح طول مهاربند ها کاربرد دارد که ضریب طول موثر مهاربند اصلاح شود.
در قسمت پایین تر ضریب rigid zone factor را پرسیده است. این ضریب در واقع برای محاسبه طول تحلیلی تیر و ستون یا Leef کاربرد دارد. نحوه محاسبه طول تحلیلی تیر و ستون یا همان Leef در تصویر زیر نوشته شده است.
طبق پیشنهاد مهندسان چون آن ناحیه انتهایی تیر کاملا صلب نیست و تغییر شکل هایی دارد ، پیشنهاد میکنند فقط نصف طول آن ناحیه ی انتهایی را در محاسبه ی طول تحلیل تیر در نظر نگیرند ، به همین خاطر عدد 0.5 را در مقابل rigid zone factor وارد میکنند. این که 0.5 یا همان نصف آن ناحیه ی مشترک بین تیر و ستون را در محاسبات در نظر میگیرند به این خاطر هست که نمیدانند دقیقا این ناحیه چه مقدار تغییر شکل و صلبت را داراست ، به همین خاطر در جهت محافظ کارانه نصف طول این ناحیه را کم میکنند.
همچنین ستون هم به اندازه ی ارتفاع تیر یا در شکل مقدار Y ،که نصف مقدار Y بر اساس این ضریب rigid zone factor=0.5 ، برای محاسبه طول ستون برای خمش و طول آزاد کمانش لحاظ میشود.
در قسمت پایین تر ، frame self weight option ، لحاظ نمودن یا عدم لحاظ کردن وزن آن ناحیه ی مشترک تیر و ستون را میپرسد که در حالت auto ، وزن را به صورت خود کار در نظر میگیرد و در حالت weight based on full length ، طول آن ناحیه ی انتهایی مشترک تیر و ستون را لحاظ میکند و در حالت weight based on clear length ، وزن را بر اساس طول آزاد محاسبه میکند. حالت auto را برای محاسبه وزن انتخاب میکنیم.
(نویسنده: مجتبی محب علیان)
@omranworkshop
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
Forwarded from کانال مرکز طراحی ساختمان
گروه تخصصي آموزش ايتبس و سيف مركز طراحي ساختمان .
لينك گروه : https://news.1rj.ru/str/joinchat/BMjkj0OSn4gajjE8Mx091Q
لينك گروه : https://news.1rj.ru/str/joinchat/BMjkj0OSn4gajjE8Mx091Q
تحلیل مرتبه دوم
(نویسنده: مجتبی محب علیان)
در تحلیل مرتبه ی اول ، مثل تحلیل های معمولی در اعضای مختلف نیروی محوری ، لنگر خمشی و نیروی برشی داخل اعضا بدست میاید. در تحلیل مرتبه دوم اثر تغییر شکل های پس از اعمال بارگذاری هم لحاظ میگردد که در خصوص آن بعد از انجام تحلیل مرتبه اول ، مجددا باید سازه ی تغییر شکل یافته تحلیل شود تا اثر تغییر شکل در محاسبه لنگر و نیرو های اعضا لحاظ شود.
دو اثر پی دلتای کوچک و پی دلتای بزرگ باید در تحلیل مرتبه ی دوم لحاظ گردد.
پی دلتای کوچک : هرگاه تحت بارگذاری ثقلی مطابق شکل زیر👇 سازه تغییر شکل پیدا کند ، در ستون ها نیروی محوری ایجاد شده در دلتای کوچکی که در ستون تحت بار ثقلی به وجود آمده یک لنگر ثانویه ی اضافی میدهد. در واقع پی دلتای کوچک ، دلتای آن ناشی از بار ثقلی است.
@omranworkshop
(نویسنده: مجتبی محب علیان)
در تحلیل مرتبه ی اول ، مثل تحلیل های معمولی در اعضای مختلف نیروی محوری ، لنگر خمشی و نیروی برشی داخل اعضا بدست میاید. در تحلیل مرتبه دوم اثر تغییر شکل های پس از اعمال بارگذاری هم لحاظ میگردد که در خصوص آن بعد از انجام تحلیل مرتبه اول ، مجددا باید سازه ی تغییر شکل یافته تحلیل شود تا اثر تغییر شکل در محاسبه لنگر و نیرو های اعضا لحاظ شود.
دو اثر پی دلتای کوچک و پی دلتای بزرگ باید در تحلیل مرتبه ی دوم لحاظ گردد.
پی دلتای کوچک : هرگاه تحت بارگذاری ثقلی مطابق شکل زیر👇 سازه تغییر شکل پیدا کند ، در ستون ها نیروی محوری ایجاد شده در دلتای کوچکی که در ستون تحت بار ثقلی به وجود آمده یک لنگر ثانویه ی اضافی میدهد. در واقع پی دلتای کوچک ، دلتای آن ناشی از بار ثقلی است.
@omranworkshop
پی دلتای کوچک ، ستون را از قاب جدا نموده و نیروی محوری وارده به ستون را در دلتای کوچک ضرب مینماییم.
@omranworkshop
@omranworkshop
پی دلتای بزرگ: هرگاه تحت نیروی جانبی وارده به سازه ، در سازه تغییر مکان جانبی به وجود آید ، در این صورت اگر نیروی محوری ناشی از بار ثقلی در دلتای به وجود آمده ناشی از بار جانبی ضرب گردد ، یک لنگر ثانویه به ستون میدهد.
در واقع پی دلتای بزرگ ، دلتای آن ناشی از بار جانبی است.
@omranworkshop
در واقع پی دلتای بزرگ ، دلتای آن ناشی از بار جانبی است.
@omranworkshop
پی دلتای بزرگ ، دلتای به وجود آمده ناشی از بار جانبی میباشد.
@omranworkshop
@omranworkshop
حال چون در هنگام وقوع زلزله بار ثقلی هم روی سازه موجود است ، هم پی دلتای کوچک(دلتا ناشی از بار ثقلی) و هم پی دلتای بزرگ(دلتا ناشی از بار جانبی) هر دو وجود دارد. تحت ترکیب بار ثقلی جانبی 1.2D+L+0.2S+E این موضوع در نرم افزار محاسبه میشود . نرم افزار در قسمت پی دلتا از ما میپرسد که بار P را چگونه محاسبه نماید. تحت بار جانبی E که دلتای بزرگ به وجود آمده و بار ثقلی P هم برابر 1.2D+L+0.2S است که باید به نرم افزار معرفی نماییم.
سوال: چرا ترکیب بار 0.9D+E را برای محاسبه ی پی دلتا استفاده نمیکنیم؟؟
زیرا در آن صورت P برابر 0.9D شده و نسبت به ترکیب بار 1.2D+L+0.2S+E ، بار محوری P کمتری میدهد ، در نتیجه لنگر ثانویه کمتری محاسبه میشود.
@omranworkshop
سوال: چرا ترکیب بار 0.9D+E را برای محاسبه ی پی دلتا استفاده نمیکنیم؟؟
زیرا در آن صورت P برابر 0.9D شده و نسبت به ترکیب بار 1.2D+L+0.2S+E ، بار محوری P کمتری میدهد ، در نتیجه لنگر ثانویه کمتری محاسبه میشود.
@omranworkshop