مجله هنری اُرکــا 🌊 – Telegram
مجله هنری اُرکــا 🌊
336 subscribers
67 photos
99 videos
1 file
29 links
دنبال یه نشونه توی اقیانوسِ زندگی می‌گردم 🌌

• ارتباط : @orcaa_is_here
Download Telegram
آدمایی که یتیم میشن، از لباس تنشون گرفته، تا فکر و دغدغه و زاویه‌دیدشون، همه‌ و همه سیاه میشه🖤
دلم نمی‌خواد بگم هنرهای نمایشی، بهتره اصلا بگم هنر این مملکت دیشب، با رفتن بهرام‌بیضایی بزرگ و اسطوره یتیم شد…

و حقیقتا اُرکا هم ترجیح میده امروز، اقیانوسشو تیره و تار نگه داره :)🌊

مطالب امروز کانال صحبت‌های مختلف آدم‌حسابی‌های هنری خصوصا تئاتری، درمورد استاد بیضاییه؛ شاید خیلیامون ایشونو نشناسیم، شاید آثاری ازشون ندیده و نخونده باشیم، امّا شک ندارم صحبت‌های این افراد ، به اندازه امروزمون حداقل، بزرگی ایشونو نشون میده …


@orca_journal
💔9
• علی جعفری فوتمی، منتقد و پژوهشگر تئاتر🎭

آقای بیضایی، چرا از رفتنتان این‌همه شوکه شدیم؟از دیشب که نوشته‌های دوستداران‌تان را می‌خوانم، یک سه‌گانه مدام تکرار می‌شود: خشم، اندوه، ناباوری.
خشم قابل فهم است؛ وقتی می‌دانیم با چه بی‌رحمی کسی را که تمام فکر و جانش ایران بود، از زیستن در وطن محروم کردند. و بله، زیستن فقط نفس کشیدن نیست؛ وقتی امکان کار و آفرینش را از کسی می‌گیرند، عملاً حق زندگی را او گرفته‌اند.
اندوه هم روشن است. از دست دادن یلی چون شما، حتی اگر ده‌ها بیضایی دیگر کنارمان بودند، باز هم سنگین بود؛ چه رسد به اینکه می‌دانیم شما یکی بودید و همان یک‌بودن، درد را چند برابر می‌کند.
اما ناباوری چرا؟
تعارف که نداریم؛ ۸۷ سال، سن غافلگیرکننده‌ای برای مرگ نیست. هر که می‌آید، لاجرم می‌رود. و چه غریب که شما درست در سالروز آمدنتان رفتید، تا پنجم دی برای همیشه سه‌بار در ذهن ما تکرار شود: تولد شما، رفتن شما، و رفتن اکبر رادی.
با همه این‌ها، شوکه شدیم. باور نکردیم. خبرها را بالا و پایین کردیم، شاید جایی نوشته باشند شایعه است، شاید اشتباه شده باشد. نشد.
از دیشب به این «باور نکردن» فکر می‌کنم. این ناباوری تعارف نبود، واقعی بود. ما واقعاً امکان مردن شما را از ذهن‌مان حذف کرده بودیم. انگار یک قرارداد نانوشته بسته بودیم با خودمان:
مگر بهرام بیضایی هم می‌میرد؟
و جوابمان ساده بود:
نه نمی میرد.
خنده‌دار است؟ شاید.
اما این همان جاودانگی است که بی‌اجازه به شما داده بودیم.
ما فکر نکرده بودیم اگر یک روز نباشید، چه می‌شود. خیال‌مان از بودنتان راحت بود. و حالا وحشت بعد از شماست که این‌طور آشفته‌مان کرده. ادامه دادن راه شما شعار نیست؛ ترسناک است. چون بعد از شما، فقط به داشته‌های قبلی‌مان دل خوش می‌کنیم، و راستش بعید است حالا حالاها کسی چیز جدی جدیدی به این داشته‌ها اضافه کند.
آقای بیضایی،
آمدن و رفتن حق همه آدم‌هاست، حق شما هم بود.
اما رفتن شما، حق ما نبود.
ما خیلی از آن‌چه از دور به نظر می‌آید تنهاتریم…

@orca_journal
😢41
• علی شمس، نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر🎭

گفته بود با آنچه می‌سازیم، ایرانی هستیم، نه با آنچه از دست می‌دهیم…
خوابگزارِ فارسی بی‌غلط، پاسبانِ دقیق کلمات، دین‌مردِ ایران‌دوست و جادونویس عزیزم از دنیا رفت.
چه کشور خلوتی !
مرگ چنان خواجه نه کاری‌ست خُرد…


@orca_journal
4😢1
• امید طاهری، نمایشنامه‌نویس و منتقد تئاتر 🎭

شبی که شجریان رفت، باران می‌بارید. پنجره را باز کردم، مرغ سحر را پلی کردم و طوری شد که همسایه‌ها آمدند لب پنجره و زمزمه کردیم…
امشب رستوران هتل بودم که خبر را دیدم. نمی‌دانم چه شکلی شدم که مهماندار هتل گفت : «حالت خوبه؟»
گفتم: «نه!»
پرسید : «طوری‌شده؟»
گفتم: «شما نمیشناسی احتمالا ؛ ولی بهرام بیضایی رفت»
شوکه شد…
چند لحظه خشکش زد و گفت: «بیضایی؟»
رفت و یه گوشه نشست و بعد از چند لحظه صدای فیلم مسافران از گوشی مهماندار هتل گوشم را پر کرد.

قبل از این اتفاق به خودم فحش دادم که چرا تهران نیستم؟!
حداقل می‌رفتم کافه، با دوستام دورهم می‌نشستیم و سکوت می‌کردیم و شاید این بغض لعنتی دستاشو از دور گلوم می‌کشید؛ اما وقتی تصویر مهماندار پیر هتل رو دیدم که داشت گوشه‌هایی از مسافران رو تماشا می‌کرد و هر از گاهی با انگشت ، گوشهٔ چشمش رو خشک می‌کرد، دلم می‌خواست بغلش کنم و زار بزنم.

@orca_joirnal
4😢1💔1
وقتی روی صحنه ایستاده‌ای، دنیای واقعی در آن لحظه دیگر وجود ندارد🎭

| رابرت اسمیت

@orca_journal
5
Audio
یوهانس برامس (1897-1833) یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های موسیقی رمانتیک است؛ آهنگسازی که بخاطر ترکیب عاطفهٔ عمیق با ساختارهای محکم و تکنیکال شناخته می‌شود، او همزمان پیوندی‌ست میان کلاسیکی که از هایدن، موتزارت و بتهوون آموخته شده و زبان رمانتیکی که احساس و رنگ‌آمیزی را به خدمت می‌گیرد💫

آثار برامس از سمفونی‌ها تا قطعات پیانو، نشان‌دهنده‌ی دقت فرم، توسعه‌ی موتیفیِ هوشمندانه و غنایِ هارمونیک‌اند🎶

برامس نوازندگان را به چالش می‌کشد: موسیقی‌اش هم نیازمند دید فنی و هم تفسیر احساسی است👌🏻
کنسرتو ویولن او در رِ بمل ماژور (Op.77) نمونه‌ای برجسته است از تعادل میان توان اجرایی ارکسترال و بیان صمیمانهٔ ملودیک؛ ترکیبی که در اجراهای برجسته مانند نسخهٔ “دیوید اویستراخ” به خوبی شنیده می‌شود🫴🏻

| اگر عاشق سازبندی دقیق، بافت‌های غنی و گفت‌وگوی درونیِ میان سازها هستید؛ آثار برامس برای شما دنیایی از کشف دارد🎻

@orca_journal
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارزش واقعی نمایش عروسکی فقط در سرگرمی نیست؛ این هنر، پلی هست میان ما و احساساتی که کلمات قادر به بیانشون نیستند🚶🏻‍♀️🤝

عروسک‌ها زبان بخشی از ما هستند که شاید خاموش مانده؛ ترس‌ها، امید‌ها، شادی‌ها و غم‌هایی که درونمون پنهان کردیم🎭

نگاه و حرکت عروسک‌ها، آینه‌ای هست از روان ما و فرصتی برای مخاطب تا با بخشی از خودش رو‌به‌رو بشه که شاید هرگز جرئت بیانش رو نداشته🫴🏻

نمایش عروسکی، نه برای کودکان، بلکه برای کشف و لمس عمیق‌ترین احساسات انسانی هستند

@orca_journal
4
آنقدر ننوشتم که حالا برای خاکی که بر سرمان شد، دارم می‌نویسم…


~ این پست اسلایدیه و مضمونی جز «بهرام‌بیضایی» نداره 🖤🪽


https://www.instagram.com/p/DS2nL6bCBYr/?igsh=MWdsaDE5MW9uNXdrdA==

@orca_journal
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
5
+ اژدهای کوچک آهی کشید و پرسید:« اوضاع همیشه همینطوری می‌مونه؟!»

- پاندای بزرگ جواب داد:« نه، ابرها کنار میرن، طوفان تموم میشه و برگ درخت‌ها میریزه، تغییر تنها چیزیه که میتونیم ازش مطمئن باشیم!»🤝

@orca_journal
🕊72
▪️بهرام بیضایی هر کجا باشد، آنجا ایران است !

~ از قلم مژده شمسایی، همسر استاد بیضایی بزرگ، بخونید 🥀


@orca_journal
2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چارلی چاپلین نه تنها یک کمدین و بازیگر بزرگ بود، بلکه موسیقی را به عنوان ابزاری حیاتی در روایت و خلق طنز به کار می‌گرفت
در آثار او حرکات فیزیکی و بیان بدنی دقیقا با ریتم و ضرب‌آهنگ موسیقی تنظیم می‌شوند، به گونه‌ای که گویی او موسیقی را اجرا می‌کند، نه اینکه صرفاً همراه آن باشد💫
این هم‌زمانی حرکات و موسیقی، یکی از ویژگی‌های بارز سبک سینمایی چاپلین است و باعث می‌شود طنز او عمیق‌تر و تأثیرگذار‌تر شود🤝

| نمونه‌ای بارز از این هماهنگی، سکانس Barbershop در فیلم The Great Dictator است🎬
موسیقی این صحنه، Hungarian Dance No.5 اثر یوهانس برامس، با ضرب‌آهنگ پرانرژی و بریده‌بریده خود، به طور کامل با حرکات چاپلین همخوانی دارد🤩
نتیجه —> خلق یک صحنه‌ی کاملاً موزیکال که طنز فیزیکی و انرژی موسیقی را به شکلی استادانه ترکیب می‌کند🎶

• رابطه‌ی چاپلین با موسیقی نشان‌دهنده‌ی درک عمیق او از ریتم، زمان‌بندی و تأثیر موسیقی بر روایت تصویری است؛ او با موسیقی، حرکات و حالات چهره‌اش را به یک زبان واحد سینمایی تبدیل می‌کند، چیزی که آثارش را فراتر از کمدی صرف و به تجربه‌ای هنری و تخصصی تبدیل می‌کند🪽🎵

@orca_journal
4
+ ما همه در گودالی از نقش‌ها زندگی می‌کنیم🎭
هرکس نقابی دارد..
و فاجعه از آن‌جا آغاز می‌شود
که نقاب را با چهره اشتباه بگیریم!

📚نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده
لوئیجی پیراندلو

@orca_journal
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4
آن‌ها هفتاد خط توهین برای من نوشتند. تنها چیزی که اذیتم کرد؛ غلط املایی‌شان بود.

• فئودور داستایفسکی •

@orca_journal
4
چرا تقلید زیاد هویت نوازنده رو نابود می‌کنه؟!🎵


تقریباً همه‌ی ما نوازندگی رو با تقلید شروع کردیم؛ صدای استاد، مضراب‌ها، حتی یه جمله‌ی کوتاه.
اما همین تقلید که ابتدا نجات‌بخشه، اگر بهش بسنده کنیم، می‌تونه رشد واقعی مارو متوقف کنه!
تقلید در آغاز، نه نشونهٔ ضعف، نه تنبلی؛ بلکه راهیه که مغز با اون «زبان موسیقی» رو یاد می‌گیره، مثل کودکی که اول حرف می‌زنه بعد فکر می‌کنه…

مشکل از جایی شروع میشه که تقلید، به جای موقتی بودن، دائمی میشه🚶🏻‍♀️
اینجاست که نوازنده رشد می‌کنه اما صدا نه!

🫧 حالا چرا مغز به تقلید می‌چسبه؟

چون تقلید امنه، نیازی به تصمیم نداره، نیازی به خطا نداره، مغز عاشق مسیر‌های کم ریسکه، حتی اگه اون مسیرا باعث توقف تو بشن !

اگر بدون الگو دستت خالی میشه، اگر جمله‌رو نمی‌تونی تغییر بدی، اگر بداهه برات ترسناکه، احتمالا تقلید از مرحلهٔ یادگیری عبور کرده

🫧 تقلید زیاد چه چیزی رو از بین می‌بره؟

نه تکنیک، نه سرعت، بلکهٔ قوه‌ی انتخاب رو از بین می‌بره!

و “نوازنده‌ای که انتخاب نمی‌کنه، در نهایت فقط بازتولید می‌شه”

نگاه عملی اما ساده:

مغز وقتی فقط تقلید میکنه، الگو رو ذخیره میکنه، نه منطق پشت الگو رو، به همین دلیل هم هست که با تغییر کوچیک، همه چی فرو می‌ریزه!

🫧 تقلید سالم چه شکلیه؟

تقلید سالم یعنی؛
چرا استاد اینجا مکث کرده؟
چرا این جمله رو کش داده؟
چرا این اکسنت رو گذاشته؟
نه اینکه فقط «همون رو بزنی»

لحظه‌ی بلوغ نوازنده جایی هست که جرئت میکنه کمی متفاوت بزنه🪽
نه برای متفاوت بودن، بلکه چون موسیقی رو فهمیده🎶

تقلید در رو باز می‌کنه، اما موندن پشت در خونه، ساختن نیست…

هر نوازنده‌ای بالاخره باید بپرسه:« اگر صدای استاد نباشد صدای من چیه؟!»

| اویس قلی‌‌تبار

@orca_journal
2
روزی موفق شد جوابی را که بیش از یک کلمه بود، از وی بشنود :)🥀🫴🏻

@orca_journal
3
هنر وحی الهی نیست که ناگهان بر هنرمند نازل شود؛ هنرمند با کار مداوم به هنر می‌رسد.
کلمه به کلمه، جمله به جمله، لحظه به لحظه، رنگ به رنگ، تصویر به تصویر، صدا به صدا، به هم می‌چسبند و چیزی ساخته می‌شود که نامش هنر است.

~ ایرج طهماسب

@orca_journal
4
نمی‌دونم زمانی که شکسپیر دست به قلم شد تا مکبث رو خلق کنه، دقیقا چی توی ذهنش میگذشت؛ حتی نمی‌دونم خودش فکر می‌کرد روزی اون نوشته‌ها تبدیل به همچین شاهکاری بشن یا نه ؟!

اما از یه چیز مطمئنم؛ اونم اینه که مکبث توی برهه‌های مختلف زمانی و مکانی، درست و به‌جا حرف میزنه :)🎭


@orca_journal
8👍1
فرم در هنر🎼


فرم در هنر، به ساختار سازمان‌یافته‌ی روابط درونی عناصر اثر اشاره دارد؛ شبکه‌ای از نسبت‌ها میان صدا، زمان، فضا، ریتم، تکرار و تمایز که پیش از هر تفسیر روایی یا احساسی، امکان «معنا یافتن» را فراهم می‌کند
فرم نه پوسته‌ی بیرونی اثر است و نه صرفاً قالب تاریخی آن، بلکه نحوه‌ی عملکرد اثر در تجربه‌ی ادراکی مخاطب است🤝
به بیان دقیق‌تر، محتوا بدون فرم قابل تحقق نیست و هر تغییر در فرم، به تغییر در معنای اثر منجر می‌شود🪐

در موسیقی، فرم در سطح‌هایی چون کارکردهای فرمال، توسعه‌ی تماتیک، سازمان زمان‌مند و روابط هارمونیک بروز می‌کند؛ و در هنرهای تجسمی، در ترکیب‌بندی، ریتم بصری، تعادل، تنش و نسبت فضاها💫

| از این منظر، تحلیل فرم ابزاری است برای عبور از برداشت‌های ذوقی و رسیدن به خوانشی ساختاری و قابل استدلال از اثر هنری🖇️

@orca_journal
4
اگر شخصیت برایت واقعی نباشد، هیچ ترفند روایی نجاتت نمی‌دهد🎭🤝

| پل‌توماس اندرسون

@orca_journal
4