آثار جوانی:
الفبای حکمت من در گوشم این طنین را داشتند که: چه شنیدم؟
اما امروز دیگر چنین طنینی را نمیشنوم. من دیگر، جز آه و نالهء جوانیم را نمیشنوم
《حکمت شادان، فردریش نیچه》
@ourcafephilo
الفبای حکمت من در گوشم این طنین را داشتند که: چه شنیدم؟
اما امروز دیگر چنین طنینی را نمیشنوم. من دیگر، جز آه و نالهء جوانیم را نمیشنوم
《حکمت شادان، فردریش نیچه》
@ourcafephilo
سایر آدمها به این خاطر اینقدر زننده و نامطبوع هستند که دارند رنج میکشند. تنها دلیلی که آنها ما را آزار میدهند این است که جایی در اعماق درونشان، دارند خودشان را آزار میدهند. آنها به این دلیل کینهتوز و بیملاحظه و بدجنس هستند که حالشان خوب نیست. هرقدر هم که بهلحاظ بیرونی با اعتماد به نفس بهنظر برسند.
《درباره خوب بودن، آلن دوباتن》
@ourcafephilo
《درباره خوب بودن، آلن دوباتن》
@ourcafephilo
راهِ به معنی و رضایتمندی این است: به یک کل بپیوند و با همۀ ذهن و تن خود، برای آن کار کن. معنیِ زندگی، در فرصتی است که زندگی برای تولید یا یاری رساندن به چیزی بزرگتر از خودمان، به ما میدهد. آن چیز، لازم نیست خانواده باشد که میتوان گفت راهی مستقیم و عریض ترین راه است .... آن چیز بزرگتر، ممکن است هر گروهی باشد که بتواند همۀ بزرگ منشیِ بالقوه فرد را وارد میدان کند و به او دلیلی برای کار و هدفی بدهد که پس از مرگش از هم نپاشد.
《درباره معنی زندگی، ویل دورانت》
@ourcafephilo
《درباره معنی زندگی، ویل دورانت》
@ourcafephilo
سنکا ... هر سحرگاه، ناپایدار بودن امور دنیا را به خویشتن گوشزد میکند: "خردمند هر روز به این میاندیشد خوش اقبالی، چیزی به ما ارزانی نمیکند که در تعلق تامّ ما قرار بگیرد. هیچ پدیدهای، چه شخصی و چه اجتماعی، جاودانه نیست." هرآنچه که از پس سالها تلاش به دست آمده، در کسری از ثانیه میتواند نابود شود.
《فلسفی زیستن، جوناس سالزجیبر》
@ourcafephilo
《فلسفی زیستن، جوناس سالزجیبر》
@ourcafephilo
وقتی احساس کردید که با تمام دنیا قطع رابطه کردید، انگار نه انگار به کسی تعلق دارید و نه کسی به شما تعلق دارد، دوباره بنشینید و نفسی عمیق بکشید و به همه کسانی فکر کنید که میتوانید به آنها خدمت کنید. یا یکبار دیگر، اگر تمایلی به تفکر واضح ندارید، اینها را یادداشت کنید. شاید خانه سالمندانی وجود داشته باشد که بتوانید به آنجا بروید و قهوه یا کلوچه برایشان ببرید.
《وقتی حال همه خراب است، اُم سوامی》
@ourcafephilo
《وقتی حال همه خراب است، اُم سوامی》
@ourcafephilo
اگرچه مقام در نظر توده عامی و مردم بیفرهنگ بسیار پراهمیت است و فواید آن در دستگاه دولت فراوان، میتوان در اینجا بحث آن را در چند جمله به پایان رساند: مقام، صرفا اعتبار عُرفی دارد؛ به عبارت دیگر، ارزشی ساختگی است. بنابراین تأثیرش کسب احترام ظاهری است و همه این نمایش مضحک، برای توده مردم است.
《در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور》
@ourcafephilo
《در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور》
@ourcafephilo
تراژدی برای این خلق شده است که مقابل غرایز طبیعی ما برای تحسین صرفِ موفقیت، تحقیر شکست خوردگان و طردِ بدشانسها به جرم بازنده بودن، بایستد.
ما امروزه با ایدهء《آدم خوب، اما ناموفق》میانهٔ خوبی نداریم. بیشتر ترجیح میدهیم بگوییم که آنها خوب نبودند تا اینکه فکری بسیار آزاردهنده تر و کمتر شناخته شده را بپذیریم: این فکر که دنیا بسیار بیانصاف است.
《درباره خوب بودن، آلن دوباتن》
@ourcafephilo
ما امروزه با ایدهء《آدم خوب، اما ناموفق》میانهٔ خوبی نداریم. بیشتر ترجیح میدهیم بگوییم که آنها خوب نبودند تا اینکه فکری بسیار آزاردهنده تر و کمتر شناخته شده را بپذیریم: این فکر که دنیا بسیار بیانصاف است.
《درباره خوب بودن، آلن دوباتن》
@ourcafephilo
چه چیزی ناکامیها و درماندگیهای ما را کاهش میدهد؟ اینکه بفهمیم از دنیا چه انتظاری میتوانيم داشته باشیم و دریابیم که امید چه چیزی را داشتن، امری بههنجار است. همیشه وقتی از دستیابی به امر مورد علاقه خود بازبمانیم، عصبانیت ما را فرانمیگیرد؛ فقط هنگامی عصبانی میشويم که عقیده داشته باشیم لیاقت بهدستآوردن آن چیز را داریم. شدیدترین عصبانیت های ما ناشی از رویدادهایی هستند که درک ما از اصول هستی را نقض میکنند.
《تسلی بخشیهای فلسفه، آلن دو باتن》
@ourcafephilo
《تسلی بخشیهای فلسفه، آلن دو باتن》
@ourcafephilo
بهزودی خواهی مرد؛ ولی هنوز نه ثابت قدمی و نه آرام و قرار داری؛ هنوز فکر میکنی که امور بیرونی میتوانند به تو آسیب رسانند؛ هنوز نسبت به همه بخشنده نیستی و هنوز قانع نشدهای که خردمندی چیزی نیست جز عادلانه رفتار کردن.
《تأملات، مارکوس اورلیوس》
@ourcafephilo
《تأملات، مارکوس اورلیوس》
@ourcafephilo
باید به خاطر داشته باشیم که هیچ چیز، در هیچ کجا، برای همیشه نمیپاید. اگر متوجه این نکته نباشیم و بیخیال با این فکر زندگی کنیم که همیشه، از همه چیزهای خوبی که داریم برخوردار خواهیم بود، وقتی که آن چیزهایی را که دوست داریم از دست میدهيم، گرفتار رنج و محنت عظیمی میشويم.
《فلسفهای برای زندگی، ویلیام اروین》
@ourcafephilo
《فلسفهای برای زندگی، ویلیام اروین》
@ourcafephilo
همچون دماغه ای باش که همواره امواج را میشکند. او محکم و استوار میایستد درحالیکه هیاهوی امواج به سرعت فرو مینشیند. این گفته کاملاً بیمعناست که چقدر بداقبالم که چنین اتفاقی برایم افتاد؛ در عوض بگو: چقدر خوش اقبالم که این اتفاق موجب تلخکامی من نشد؛ نه از امروز میترسم و نه از فردا بیمناکم. این اتفاق ممکن بود برای هر کسی پیش آید، ولی هرکسی نمیتوانست بدون تلخکامی آن را از سر بگذراند.
《تأملات، مارکوس اورلیوس》
@ourcafephilo
《تأملات، مارکوس اورلیوس》
@ourcafephilo
هرگز نباید لذت را به بهای رنج یا حتی به بهای امکان رنج خرید؛ وگرنه چیزی سلبی و در نتیجه موهوم را با چیزی مثبت و واقعی مبادله کردهایم. برعکس اگر به منظور گریز از رنج، از لذتها بگذریم، سود بردهایم.
《در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور》
@ourcafephilo
《در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور》
@ourcafephilo
اگر میخواهید به حد اعلای خود بهترتان، در هر لحظه دست یابید، میبایست از کنشهای خویش خودآگاهی داشته باشید. اگر چنین نباشید احتمال لغزش و واکنش تکانشی افزایش خواهد یافت و اساساً از فیلسوف بودن دست خواهید کشید؛ زیرا با پریشانفکری، تشخیص کار صحیح بر شما غیرممکن خواهد شد.
《فلسفی زیستن، جوناس سالزجیبر》
@ourcafephilo
《فلسفی زیستن، جوناس سالزجیبر》
@ourcafephilo
خدمت به دیگران مطمئنترین راه برای بالارفتن از رنج فردی است و خدمت به بشریت مطمئناً بزرگترین وسیلهٔ تعلق به این جهان است.
《وقتی حال همه خراب است، اُم سوامی》
@ourcafephilo
《وقتی حال همه خراب است، اُم سوامی》
@ourcafephilo
رواقیون مرگ را مهمترین واقعهء زندگی دانستهاند. وقتی بیاموزی خوب زندگی کنی، میآموزی خوب بمیری و بالعکس؛ یعنی اگر خوب مُردن را بیاموزی خوب زندگی کردن را خواهی آموخت ... به قول سنکا: فقط کسی از طعم واقعی زندگی لذت میبرد که مشتاق و آمادهء دست کشیدن از آن باشد. آگوستین قدیس نیز همین نظر را دارد: تنها در رویارویی با مرگ است که خودِ انسان متولد میشود.
《رواندرمانی اگزیستانسیال، اروین یالوم》
@ourcafephilo
《رواندرمانی اگزیستانسیال، اروین یالوم》
@ourcafephilo
چطور میتوانیم خودمان را متقاعد کنیم همچنان چیزهایی را که داریم، دوباره بخواهیم و دوست بداریم؟ رواقیون گمان میکردند پاسخی برای این پرسش دارند. آنها توصیه میکردند که تصور کنیم همه چیزهای مورد علاقهمان را از دست دادهايم(شگرد فکر کردن به اتفاقات ناگوار).
《فلسفهای برای زندگی، ویلیام اروین》
@ourcafephilo
《فلسفهای برای زندگی، ویلیام اروین》
@ourcafephilo
همیشه آنچه در پسِ پُشت آگاهی از مسئولیت پنهان است، وحشت بیپایگی است. پذیرش مسئولیت، پیششرط تحول درمانی ست. تا زمانی که فرد معتقد است دیگری یا نیرویی بیرونی، مسئول مشکل یا ملال اوست، تعهد به تحول فردی چه معنایی دارد؟ مردم برای یافتن راههای پرهیز از آگاهی نسبت به مسئولیت، زرنگی و ذکاوت خستگی ناپذیری از خود نشان میدهند.
《رواندرمانی اگزیستانسیال، اروین یالوم》
@ourcafephilo
《رواندرمانی اگزیستانسیال، اروین یالوم》
@ourcafephilo
به نظر من مهمترین قاعده در میان همه قواعد خردمندانه برای گذران زندگی، جملهای است که ارسطو بهطور ضمنی در اخلاق نیکوماخوس بیان کرده است:«هدف خردمند لذتجویی نیست، بلکه فارغ بودن از رنج است».
《در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور》
@ourcafephilo
《در باب حکمت زندگی، آرتور شوپنهاور》
@ourcafephilo
ما به فلسفهای نیاز داریم که از خنده نهراسد، بلکه از طریق خنده فلسفه بورزد ... این فلسفه در واقع فلسفهای خواهد بود که به همان اندازه که ما را درگیر اندیشیدن میکند، مشغول نااندیشیدن نیز میسازد ... فلسفهای که از هنر، رقص، ادبیات میآموزد، جای آن که خود را ملکهٔ فعاليتهای عقلی بینگارد. به بیانی دیگر، فلسفهای طناز که نیاز است هنرِ فروتنی را بیاموزد.
《چرا فیلسوفان نمیتوانند بخندند؟، کاترین فروزه》
@ourcafephilo
《چرا فیلسوفان نمیتوانند بخندند؟، کاترین فروزه》
@ourcafephilo
آزادی و تنهایی اگزیستانسیال، تنهایی ناشی از والدِ خود بودن[است]. همانقدر که آدمی مسئول زندگی خویش است، همانقدر، تنهاست. مسئولیت به معنای مؤلف بودن است؛ آگاهی از مؤلف بودن خویش، به معنای ترک این اعتقاد است که دیگری مرا آفریده و حفاظتم میکند. تنهایی عمیق، از عمل خود آفرینندگی، جداییناپذیر است.
《رواندرمانی اگزیستانسیال، اروین یالوم》
@ourcafephilo
《رواندرمانی اگزیستانسیال، اروین یالوم》
@ourcafephilo
خدا نمیتواند مشکلات روابط ما را حل کند؛ زیرا از ابتدا آنها را خلق نکرده است. ربطی به خدا، جهان یا طبیعت ندارد. ما زمانی رنج میبریم که نتوانیم خود، احساسات و شرایطمان را مدیریت کنیم. اشتباه نکنید، من به وجود خدا اعتقاد دارم ... اما فکر نمیکنم که عاشق بودن، واسطهٔ ازدواج بودن یا قاضی بودن، بخشی از شرح وظایف او باشد.
《پرسشهای بزرگ زندگی، اُم سُوامی》
@ourcafephilo
《پرسشهای بزرگ زندگی، اُم سُوامی》
@ourcafephilo