نبض زمین: راهسخت در بهشت فسیلشناسان
گفتگو با دکتر همایون خیری
گفتگو با دکتر همایون خیری
❤20🔥3
Forwarded from سفرنامهخوانی با مهدی گوهری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا میدانستید تا دوره قاجار از نظر ایرانیان زمین مرکز کیهان بود.
اما چه میشود که ما متوجه غلط بود این نظریه می شویم؟
باز هم پای سفرنامه ها به میان میآید!
نخستین گزارشها از نظریۀ خورشید مرکزی در سفرنامههای دوران قاجار
موضوع #هشتاد_و_ششمین جلسه سفرنامه خوانی با مهدی گوهری است.
با حضور دکتر امیر محمد گمینی، پژوهشگر تاریخ علم
شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
ساعت ۱۸
تهران، موزه سینما
حضور در این جلسه برای عموم علاقمندان آزاد و رایگان است.
اما چه میشود که ما متوجه غلط بود این نظریه می شویم؟
باز هم پای سفرنامه ها به میان میآید!
نخستین گزارشها از نظریۀ خورشید مرکزی در سفرنامههای دوران قاجار
موضوع #هشتاد_و_ششمین جلسه سفرنامه خوانی با مهدی گوهری است.
با حضور دکتر امیر محمد گمینی، پژوهشگر تاریخ علم
شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
ساعت ۱۸
تهران، موزه سینما
حضور در این جلسه برای عموم علاقمندان آزاد و رایگان است.
❤9👍5🤩2😨1
باور نمیکنم که مارک نورل دیگر میان ما نیست.
دکتر مارک نورل، در ذهن و دل من، همان دانشمند پیشروییست که از واپسین سالهای قرن بیستم تا به امروز، در مرکز بزرگترین کشفیات دربارهٔ پیوند شگفتانگیز دایناسورها و پرندگان ایستاده بود؛ همان محقق سخاوتمندی که سالها پیش از همهگیر شدن مقالههای رقومی، بارها نسخههایی چاپی از آثارش را از موزه تاریخ طبیعی آمریکا برایم به ایران فرستاد.
مردی که آرزو داشت روزی به ایران بیاید تا سنگوارههای دایناسورها را کاوش کنیم؛ اما دریغ که روزگار ما سخت و ناسازگار بود و تقدیر، این آرزو را ناتمام گذاشت.
نام و یادش بیتردید جاودان خواهد ماند، اما اندوه فقدانش، برای آنان که میشناختندش، اندوهیست بیکرانه.
دکتر مارک نورل، در ذهن و دل من، همان دانشمند پیشروییست که از واپسین سالهای قرن بیستم تا به امروز، در مرکز بزرگترین کشفیات دربارهٔ پیوند شگفتانگیز دایناسورها و پرندگان ایستاده بود؛ همان محقق سخاوتمندی که سالها پیش از همهگیر شدن مقالههای رقومی، بارها نسخههایی چاپی از آثارش را از موزه تاریخ طبیعی آمریکا برایم به ایران فرستاد.
مردی که آرزو داشت روزی به ایران بیاید تا سنگوارههای دایناسورها را کاوش کنیم؛ اما دریغ که روزگار ما سخت و ناسازگار بود و تقدیر، این آرزو را ناتمام گذاشت.
نام و یادش بیتردید جاودان خواهد ماند، اما اندوه فقدانش، برای آنان که میشناختندش، اندوهیست بیکرانه.
Telegraph
🧵 Twitter Thread
I still cannot grasp that he is gone.Dr. Mark Norell remains, for me, the same pioneering scientist who stood at the very heart of the most momentous discoveries about dino-bird evolution since the late twentieth century to this day.
💔41😢12❤9❤🔥1
"I dreamed of becoming a scientist, in general, and a paleontologist, in particular, ever since the Tyrannosaurus skeleton awed and scared me" September 10, 1941, birthday of paleontologist, biologist, author & historian of science Stephen Jay Gould 🦖
Watch: Stephen Jay Gould interview on Evolution
Watch: Stephen Jay Gould interview on Evolution
❤7
معمای زمین و قارههایش
یکی از بزرگترین نظریههایی که کسی آن را باور نکرد
تا اوایل قرن بیستم، دانشمندان تصور میکردند زمین فقط چند ده میلیون سال عمر دارد. دلیلش هم ساده بهنظر میرسید: بر اساس مدلهایی که زمین را مانند یک جسم داغ در حال سرد شدن در نظر میگرفتند، زمین باید خیلی سریعتر از آنچه فکر میکردیم، حرارت اولیهاش را از دست داده باشد. این محاسبات نشان میدادند که اگر زمین در ابتدا بسیار داغ بوده، باید در عرض چند ده میلیون سال به دمای فعلی رسیده باشد.
اما ماجرا با کشف یک منبع ناشناختهٔ گرما تغییر کرد: پدیده واپاشی پرتوزا (Radioactive Decay ). مشخص شد که عناصر پرتوزا در درون زمین باعث تولید مداوم کارمایه (energy ) و گرما میشوند. همین کشف مهم باعث شد دانشمندان بفهمند زمین بسیار پیرتر از آن چیزیست که قبلاً گمان میرفت؛ و حتی امروز، هستهی آن هنوز بهاندازهای داغ است که در حالت مایع باقی بماند.
در همین فضای علمی پر از تردید و بازنگری، در سال ۱۹۱۲، آلفرد وگنر، زمینشناس و هواشناس آلمانی، مقالهای منتشر کرد که بهمرور تبدیل به یکی از مهمترین نظریههای قرن شد: نظریهٔ رانش قارهای (Continental Drift ). در سال ۱۹۱۵، وگنر این نظریه را در قالب کتابی به نام منشأ قارهها و اقیانوسها منتشر کرد؛ کتابی که تا سال ۱۹۳۶ چهار بار بازنشر شد.
وگنر متوجه شباهت عجیب و قابلتوجهی بین خطوط ساحلی شرق آمریکای جنوبی و غرب آفریقا شده بود؛ انگار این دو خشکی در گذشته به هم متصل بودهاند. اما او فقط به این شباهت ظاهری بسنده نکرد. با بررسی دقیق سنگوارهها، الگوهای اقلیمی و ساختار زمینشناسی، شواهدی آورد که نشان میداد قارهها زمانی یکپارچه بودهاند.
از جمله شواهدش این بود که لایههای سنگی و سنگوارههای مشابهی در سواحل غربی آفریقا و شرق آمریکای جنوبی یافت میشود. همچنین سنگهای مشابهی در اسکاتلند، ایرلند، نیوفاندلند و نیوبرانزویک کشف شده بود، که بهوضوح نشان میداد این نواحی روزگاری به هم متصل بودهاند. حتی بازمانده کوهزاییهای کالدونی در اروپا و توده آپالاش در آمریکای شمالی نهتنها از نظر ساختار، بلکه از نظر ترکیب سنگشناسی نیز شباهتهای چشمگیری دارند.
اما با وجود تمام این شواهد، جامعه علمی آن زمان نظریهی وگنر را رد کرد. چرا؟ چون هنوز سازوکاری برای این جابهجاییها شناخته نشده بود. سنگهای قارهای سبکتر هستند، و دانشمندان نمیتوانستند بپذیرند که این سنگها بتوانند «شناور» باشند یا از دل سنگهای چگالتر پوسته اقیانوسی عبور کنند.
وگنر خودش هم نمیتوانست توضیحی فیزیکی یا نیروی محرکهای برای این حرکتها ارائه دهد. به همین دلیل، نظریهاش دههها به حاشیه رانده شد و از سوی زمینشناسان جدی گرفته نشد. خودش در سال ۱۹۳۰ از دنیا رفت، در حالی که بسیاری از همعصرانش هنوز نظریهاش را غیرعلمی میدانستند.
اما دههی ۱۹۳۰، آغاز دگرگونی بود. در همین دهه، پژوهشهای بیشتری درباره ساختار پوسته زمین آغاز شد. با استفاده از دادههای زمینلرزهای و اندازهگیریهای جدید، دانشمندان کمکم به این نتیجه رسیدند که زمین از لایههای سخت و نیمهمتحرکی تشکیل شده است. همچنین بررسی بستر اقیانوسها (که بعدتر در دهههای ۴۰ و ۵۰ تکمیل شد) نشان داد در کف اقیانوسها رشتهکوههایی وجود دارد که در حال گسترشاند — کشفیاتی که زمینه را برای شکلگیری نظریه زمینشاخت صفحهای (plate tectonics ) در دهههای بعد فراهم کرد.
بهبیان دیگر، دهه ۳۰ سرآغاز مسیری بود که نهایتاً به تأیید نظریه وگنر انجامید. نظریهای که زمانی به آن میخندیدند، حالا تبدیل به پایهایترین اصل در زمینشناسی مدرن شده بود.
این مقاله ترویجی هم که دهم سپتامبر ۱۹۳۲ در Science News منتشر شده، برشی کوچک از انقلابی علمی را نمایندگی میکند.
یکی از بزرگترین نظریههایی که کسی آن را باور نکرد
تا اوایل قرن بیستم، دانشمندان تصور میکردند زمین فقط چند ده میلیون سال عمر دارد. دلیلش هم ساده بهنظر میرسید: بر اساس مدلهایی که زمین را مانند یک جسم داغ در حال سرد شدن در نظر میگرفتند، زمین باید خیلی سریعتر از آنچه فکر میکردیم، حرارت اولیهاش را از دست داده باشد. این محاسبات نشان میدادند که اگر زمین در ابتدا بسیار داغ بوده، باید در عرض چند ده میلیون سال به دمای فعلی رسیده باشد.
اما ماجرا با کشف یک منبع ناشناختهٔ گرما تغییر کرد: پدیده واپاشی پرتوزا (
در همین فضای علمی پر از تردید و بازنگری، در سال ۱۹۱۲، آلفرد وگنر، زمینشناس و هواشناس آلمانی، مقالهای منتشر کرد که بهمرور تبدیل به یکی از مهمترین نظریههای قرن شد: نظریهٔ رانش قارهای (
وگنر متوجه شباهت عجیب و قابلتوجهی بین خطوط ساحلی شرق آمریکای جنوبی و غرب آفریقا شده بود؛ انگار این دو خشکی در گذشته به هم متصل بودهاند. اما او فقط به این شباهت ظاهری بسنده نکرد. با بررسی دقیق سنگوارهها، الگوهای اقلیمی و ساختار زمینشناسی، شواهدی آورد که نشان میداد قارهها زمانی یکپارچه بودهاند.
از جمله شواهدش این بود که لایههای سنگی و سنگوارههای مشابهی در سواحل غربی آفریقا و شرق آمریکای جنوبی یافت میشود. همچنین سنگهای مشابهی در اسکاتلند، ایرلند، نیوفاندلند و نیوبرانزویک کشف شده بود، که بهوضوح نشان میداد این نواحی روزگاری به هم متصل بودهاند. حتی بازمانده کوهزاییهای کالدونی در اروپا و توده آپالاش در آمریکای شمالی نهتنها از نظر ساختار، بلکه از نظر ترکیب سنگشناسی نیز شباهتهای چشمگیری دارند.
اما با وجود تمام این شواهد، جامعه علمی آن زمان نظریهی وگنر را رد کرد. چرا؟ چون هنوز سازوکاری برای این جابهجاییها شناخته نشده بود. سنگهای قارهای سبکتر هستند، و دانشمندان نمیتوانستند بپذیرند که این سنگها بتوانند «شناور» باشند یا از دل سنگهای چگالتر پوسته اقیانوسی عبور کنند.
وگنر خودش هم نمیتوانست توضیحی فیزیکی یا نیروی محرکهای برای این حرکتها ارائه دهد. به همین دلیل، نظریهاش دههها به حاشیه رانده شد و از سوی زمینشناسان جدی گرفته نشد. خودش در سال ۱۹۳۰ از دنیا رفت، در حالی که بسیاری از همعصرانش هنوز نظریهاش را غیرعلمی میدانستند.
اما دههی ۱۹۳۰، آغاز دگرگونی بود. در همین دهه، پژوهشهای بیشتری درباره ساختار پوسته زمین آغاز شد. با استفاده از دادههای زمینلرزهای و اندازهگیریهای جدید، دانشمندان کمکم به این نتیجه رسیدند که زمین از لایههای سخت و نیمهمتحرکی تشکیل شده است. همچنین بررسی بستر اقیانوسها (که بعدتر در دهههای ۴۰ و ۵۰ تکمیل شد) نشان داد در کف اقیانوسها رشتهکوههایی وجود دارد که در حال گسترشاند — کشفیاتی که زمینه را برای شکلگیری نظریه زمینشاخت صفحهای (
بهبیان دیگر، دهه ۳۰ سرآغاز مسیری بود که نهایتاً به تأیید نظریه وگنر انجامید. نظریهای که زمانی به آن میخندیدند، حالا تبدیل به پایهایترین اصل در زمینشناسی مدرن شده بود.
این مقاله ترویجی هم که دهم سپتامبر ۱۹۳۲ در Science News منتشر شده، برشی کوچک از انقلابی علمی را نمایندگی میکند.
Telegram
کتابخانه پارینه
۱۰ سپتامبر ۱۹۳۲، مقالهای در Science News منتشر شد که از ساختار سیاره زمین صحبت میکرد:
«زمین همچون دیگ آشی است که جوش میزند و قارهها مانند رویههایی ماسیده بر سطح آش شناورند.»
«زمین همچون دیگ آشی است که جوش میزند و قارهها مانند رویههایی ماسیده بر سطح آش شناورند.»
❤26👏6❤🔥4
🔗 ᴉʌɐɹsoɥʞ uɐɟɹǝ ◆ عرڡاں حـســـروے (@Erfan_khosravi):
چیزی که شما میبینید مقابل چیزهایی که من میبینم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 ✦ (@naramulti):
الان یه لحظه اومدم بهتون بگم تو بیآرتی اردک دیدم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
چیزی که شما میبینید مقابل چیزهایی که من میبینم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 ✦ (@naramulti):
الان یه لحظه اومدم بهتون بگم تو بیآرتی اردک دیدم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
😁28❤9🤩2👌2🕊2
پارینه/پالئوگرام
باور نمیکنم که مارک نورل دیگر میان ما نیست. دکتر مارک نورل، در ذهن و دل من، همان دانشمند پیشروییست که از واپسین سالهای قرن بیستم تا به امروز، در مرکز بزرگترین کشفیات دربارهٔ پیوند شگفتانگیز دایناسورها و پرندگان ایستاده بود؛ همان محقق سخاوتمندی که سالها…
Telegraph
یادشنبه: مارک نورل
به یاد مارک نورل، ۶۸ ساله، کاشف پیوند میان دایناسورها و پرندگاناکتشافات او، از جمله سفرهای فراوان به صحرای گُبی در مغولستان، منجر به یافتههای نادر و برگزاری چندین نمایشگاه در موزه تاریخ طبیعی آمریکا شد.۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵ – نوشته ریچارد سندومیر / نیویورک تایمزدیرینهشناسی…
#یادشنبه: مارک نورل
به یاد مارک نورل، ۶۸ ساله، کاشف پیوند میان دایناسورها و پرندگان
به یاد مارک نورل، ۶۸ ساله، کاشف پیوند میان دایناسورها و پرندگان
❤27🕊7
مینا کامران:
«این دایناسورها رو سه تا زن دارای معلولیت در خراسان جنوبی با پارچه دستبافت میدوزن و گلدوزی میکنن
اسمش رو هم گذاشتن خانواده دایی ناصر ناصریان :) »
خرید از روستاتیش
.
«این دایناسورها رو سه تا زن دارای معلولیت در خراسان جنوبی با پارچه دستبافت میدوزن و گلدوزی میکنن
اسمش رو هم گذاشتن خانواده دایی ناصر ناصریان :) »
خرید از روستاتیش
.
❤56👏14👍6👎1😁1