Forwarded from خبرگزاری مهر
بازتعریف عملیات روانی در هندسه قدرت نوین
🔺دکتر سعید غفاری دانشآموخته رسانه و آیندهپژوهی در یادداشتی به بازتعریف عملیات روانی در هندسه قدرت نوین و واکاوی روایت ایرانی در برابر پارادایم غربی پرداخته است.
🔺پس از دفاع مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران در نبرد ۱۲ روزه علیه تهاجم عبری–غربی، که با ناکامی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در دستیابی به اهداف سختافزاری همراه بود، صحنه نبرد بهسرعت دگرگون شد. دشمن، در مواجهه با انسجام عملیاتی، توانمندی دفاعی ایران، و اتحاد ملی مسیر تهاجم خود را از میدانهای فیزیکی به میدانهای شناختی، رسانهای و روانی تغییر داد؛ جایی که هدف، نه تخریب زیرساختها، بلکه تخریب «ذهنیت ملت»، «اعتماد عمومی» و «سرمایه اجتماعی» نظام اسلامی است.
🔺در چنین شرایطی، بازتعریف عملیات روانی متناسب با وضعیت کشور و در چهارچوب گفتمان انقلاب اسلامی، نه یک ضرورت نظری، بلکه یک الزام راهبردی برای استمرار بقاء، انسجام و پیشروی تمدنی است. مفهوم عملیات روانی باید از چارچوبهای تقلیدی غربی خارج شده و بر پایه علوم شناختی بومیسازیشده، تجربه زیسته ایران در جنگ نرم، و چشمانداز تمدن نوین اسلامی بازسازی شود. این بازتعریف، جمهوری اسلامی را قادر خواهد ساخت تا در دو سطح آفندی و پدافندی، میدان ادراک را مدیریت، روایت را مهندسی، و ذهن ملت را در برابر حملات پیچیده و پنهان و آشکار مصونسازی کند.
🔗 mehrnews.com/x38wQM
📡 @Mehrnews
🔺دکتر سعید غفاری دانشآموخته رسانه و آیندهپژوهی در یادداشتی به بازتعریف عملیات روانی در هندسه قدرت نوین و واکاوی روایت ایرانی در برابر پارادایم غربی پرداخته است.
🔺پس از دفاع مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران در نبرد ۱۲ روزه علیه تهاجم عبری–غربی، که با ناکامی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در دستیابی به اهداف سختافزاری همراه بود، صحنه نبرد بهسرعت دگرگون شد. دشمن، در مواجهه با انسجام عملیاتی، توانمندی دفاعی ایران، و اتحاد ملی مسیر تهاجم خود را از میدانهای فیزیکی به میدانهای شناختی، رسانهای و روانی تغییر داد؛ جایی که هدف، نه تخریب زیرساختها، بلکه تخریب «ذهنیت ملت»، «اعتماد عمومی» و «سرمایه اجتماعی» نظام اسلامی است.
🔺در چنین شرایطی، بازتعریف عملیات روانی متناسب با وضعیت کشور و در چهارچوب گفتمان انقلاب اسلامی، نه یک ضرورت نظری، بلکه یک الزام راهبردی برای استمرار بقاء، انسجام و پیشروی تمدنی است. مفهوم عملیات روانی باید از چارچوبهای تقلیدی غربی خارج شده و بر پایه علوم شناختی بومیسازیشده، تجربه زیسته ایران در جنگ نرم، و چشمانداز تمدن نوین اسلامی بازسازی شود. این بازتعریف، جمهوری اسلامی را قادر خواهد ساخت تا در دو سطح آفندی و پدافندی، میدان ادراک را مدیریت، روایت را مهندسی، و ذهن ملت را در برابر حملات پیچیده و پنهان و آشکار مصونسازی کند.
🔗 mehrnews.com/x38wQM
📡 @Mehrnews
https://news.1rj.ru/str/parkfs📍
✅ تفکر آیندهنگر در مقابل آیندهنگری استراتژیک
• تفکر آیندهنگر یک فرآیند ذهنی طبیعی است که در آن مغز ما به طور مداوم آیندههای ممکن متعددی را تصور میکند. این یک روش تخیلی و اکتشافی برای در نظر گرفتن آنچه ممکن است اتفاق بیفتد، و پذیرش عدم قطعیت به جای پیشبینی یک نتیجه واحد است.
• آیندهنگاری استراتژیک ، استفادهی آگاهانه و سیستماتیک از تفکر آیندهنگر است. این روش به سازمانها و افراد کمک میکند تا با بررسی سناریوهای بالقوهی مختلف، اطلاعرسانی در تصمیمگیری و ایجاد استراتژیهای انعطافپذیر که میتوانند با تغییرات سازگار شوند، برای آینده آماده شوند و آن را شکل دهند.
• در حالی که تفکر آیندهنگر به طور طبیعی و گسترده اتفاق میافتد، آیندهنگری استراتژیک این تفکر را به شیوهای ساختاریافته برای پیمایش پیچیدگی، برنامهریزی بلندمدت و پاسخ پیشگیرانه به روندها و اختلالات نوظهور به کار میگیرد.
در اصل، تفکر آیندهنگرانه توانایی گسترده برای تصور آنچه میتواند باشد، است، در حالی که آیندهنگری استراتژیک، عمل هدفمند بهکارگیری این توانایی در جهت برنامهریزی و اقدام بهتر است.
🔺این موضوع را در دویادداشت بعدی با مثال پیگیری می کنم ..
سعید غفاری
آینده نگاری راهبردی
✅ تفکر آیندهنگر در مقابل آیندهنگری استراتژیک
• تفکر آیندهنگر یک فرآیند ذهنی طبیعی است که در آن مغز ما به طور مداوم آیندههای ممکن متعددی را تصور میکند. این یک روش تخیلی و اکتشافی برای در نظر گرفتن آنچه ممکن است اتفاق بیفتد، و پذیرش عدم قطعیت به جای پیشبینی یک نتیجه واحد است.
• آیندهنگاری استراتژیک ، استفادهی آگاهانه و سیستماتیک از تفکر آیندهنگر است. این روش به سازمانها و افراد کمک میکند تا با بررسی سناریوهای بالقوهی مختلف، اطلاعرسانی در تصمیمگیری و ایجاد استراتژیهای انعطافپذیر که میتوانند با تغییرات سازگار شوند، برای آینده آماده شوند و آن را شکل دهند.
• در حالی که تفکر آیندهنگر به طور طبیعی و گسترده اتفاق میافتد، آیندهنگری استراتژیک این تفکر را به شیوهای ساختاریافته برای پیمایش پیچیدگی، برنامهریزی بلندمدت و پاسخ پیشگیرانه به روندها و اختلالات نوظهور به کار میگیرد.
در اصل، تفکر آیندهنگرانه توانایی گسترده برای تصور آنچه میتواند باشد، است، در حالی که آیندهنگری استراتژیک، عمل هدفمند بهکارگیری این توانایی در جهت برنامهریزی و اقدام بهتر است.
🔺این موضوع را در دویادداشت بعدی با مثال پیگیری می کنم ..
سعید غفاری
آینده نگاری راهبردی
❤1
📍https://news.1rj.ru/str/parkfs
✅تفکر آیندهنگر در مقابل آیندهنگری استراتژیک
🔸مثال اول ............
تفکر آیندهنگر:
این زمانی است که مغز شما به طور طبیعی احتمالات مختلفی را در مورد آینده تصور میکند. به عنوان مثال، اگر در حال برنامهریزی برای پیکنیک هستید، ممکن است در مورد سناریوهای مختلف آب و هوایی - آفتابی، بارانی یا بادی - و اینکه در هر مورد چه کاری انجام میدهید، فکر کنید.
آیندهنگری استراتژیک:
این زمانی است که شما از مهارت تصور آینده، به ویژه برای تصمیمات مهم، به طور هدفمند استفاده میکنید. به عنوان مثال، یک شرکت ممکن است چندین بازار آینده را تصور کند: یکی جایی که خودروهای برقی به سرعت رشد میکنند، دیگری جایی که سوختهای فسیلی همچنان محبوب هستند و سومی جایی که فناوری جدید نحوه سفر مردم را تغییر میدهد. سپس، شرکت برنامههایی را تدوین میکند که در هر یک از این آیندهها به خوبی کار میکند، بنابراین آنها صرف نظر از هر اتفاقی، آماده هستند.
به طور خلاصه:
• تفکر آیندهنگرانه، مغز شما را به طور طبیعی در حال حدس زدن اتفاقات احتمالی قرار میدهد.
• آیندهنگری استراتژیک، استفادهی دقیق و فعال از مهارت حدس زدن برای آمادهسازی و انتخابهای هوشمندانه است.
✅تفکر آیندهنگر در مقابل آیندهنگری استراتژیک
🔸مثال اول ............
تفکر آیندهنگر:
این زمانی است که مغز شما به طور طبیعی احتمالات مختلفی را در مورد آینده تصور میکند. به عنوان مثال، اگر در حال برنامهریزی برای پیکنیک هستید، ممکن است در مورد سناریوهای مختلف آب و هوایی - آفتابی، بارانی یا بادی - و اینکه در هر مورد چه کاری انجام میدهید، فکر کنید.
آیندهنگری استراتژیک:
این زمانی است که شما از مهارت تصور آینده، به ویژه برای تصمیمات مهم، به طور هدفمند استفاده میکنید. به عنوان مثال، یک شرکت ممکن است چندین بازار آینده را تصور کند: یکی جایی که خودروهای برقی به سرعت رشد میکنند، دیگری جایی که سوختهای فسیلی همچنان محبوب هستند و سومی جایی که فناوری جدید نحوه سفر مردم را تغییر میدهد. سپس، شرکت برنامههایی را تدوین میکند که در هر یک از این آیندهها به خوبی کار میکند، بنابراین آنها صرف نظر از هر اتفاقی، آماده هستند.
به طور خلاصه:
• تفکر آیندهنگرانه، مغز شما را به طور طبیعی در حال حدس زدن اتفاقات احتمالی قرار میدهد.
• آیندهنگری استراتژیک، استفادهی دقیق و فعال از مهارت حدس زدن برای آمادهسازی و انتخابهای هوشمندانه است.
Telegram
پارک آینده پژوهی
پارک آینده پژوهی گروهی تخصصی با هدف توسعه فرهنگ آینده نگری و تفکر آینده پژوهانه می باشد. https://saeedghaffari.com/ سعید غفاری / دانش اموخته رسانه و آینده پژوهی
❤1👌1
https://news.1rj.ru/str/parkfs📍
✅تفکر آیندهنگر در مقابل آیندهنگری استراتژیک
🔸مثال دوم ............
تفکر آیندهنگر:
جامعهای را تصور کنید که خشکسالیهای مکرر و فزایندهای را تجربه میکند. ساکنان آن به طور طبیعی شروع به فکر کردن در مورد مشکلات احتمالی آب در آینده - مانند کاهش بارندگی، خشک شدن چاهها یا از بین رفتن محصولات کشاورزی - میکنند و در نظر میگیرند که اگر این مشکلات ادامه یابد چه اتفاقی ممکن است بیفتد.
آیندهنگری استراتژیک:
مدیران و مسوولان مرتبط از آیندهنگری استراتژیک برای برنامهریزی فعال برای این احتمالات استفاده میکنند. آنها چندین سناریوی آینده را بررسی میکنند: یکی که خشکسالی خفیف و نادر میشود، دیگری که خشکسالی شدید و گسترده میشود، و سومی که فناوریهای جدید صرفهجویی در مصرف آب به طور گسترده در دسترس قرار میگیرند. بر اساس این سناریوها، آنها برنامههای انعطافپذیری مانند سرمایهگذاری در محصولات مقاوم در برابر خشکسالی، ساخت سیستمهای ذخیرهسازی آب و راهاندازی نظارت بر خشکسالی با هشدار اولیه را برای اطمینان از تابآوری صرف نظر از چگونگی وقوع آینده، تدوین میکنند.
به طور خلاصه، تفکر آیندهنگر، تصور طبیعی جامعه از پیامدهای احتمالی خشکسالی است، در حالی که آیندهنگری استراتژیک، رویکرد آگاهانه و ساختاریافته آنها برای آماده شدن برای چندین آینده احتمالی خشکسالی به منظور کاهش ریسک و بهبود نتایج است.
این رویکرد در پروژههای دنیای واقعی، مانند برنامههای تابآوری در برابر خشکسالی در کنیا، مورد استفاده قرار میگیرد، جایی که پیشبینیها، دانش محلی و استراتژیهای انعطافپذیر به جوامع کمک میکند تا برای اثرات خشکسالی آماده شوند و آنها را به طور مؤثر کاهش دهند..
سعید غفاری ▫️
آینده نگاری راهبردی
✅تفکر آیندهنگر در مقابل آیندهنگری استراتژیک
🔸مثال دوم ............
تفکر آیندهنگر:
جامعهای را تصور کنید که خشکسالیهای مکرر و فزایندهای را تجربه میکند. ساکنان آن به طور طبیعی شروع به فکر کردن در مورد مشکلات احتمالی آب در آینده - مانند کاهش بارندگی، خشک شدن چاهها یا از بین رفتن محصولات کشاورزی - میکنند و در نظر میگیرند که اگر این مشکلات ادامه یابد چه اتفاقی ممکن است بیفتد.
آیندهنگری استراتژیک:
مدیران و مسوولان مرتبط از آیندهنگری استراتژیک برای برنامهریزی فعال برای این احتمالات استفاده میکنند. آنها چندین سناریوی آینده را بررسی میکنند: یکی که خشکسالی خفیف و نادر میشود، دیگری که خشکسالی شدید و گسترده میشود، و سومی که فناوریهای جدید صرفهجویی در مصرف آب به طور گسترده در دسترس قرار میگیرند. بر اساس این سناریوها، آنها برنامههای انعطافپذیری مانند سرمایهگذاری در محصولات مقاوم در برابر خشکسالی، ساخت سیستمهای ذخیرهسازی آب و راهاندازی نظارت بر خشکسالی با هشدار اولیه را برای اطمینان از تابآوری صرف نظر از چگونگی وقوع آینده، تدوین میکنند.
به طور خلاصه، تفکر آیندهنگر، تصور طبیعی جامعه از پیامدهای احتمالی خشکسالی است، در حالی که آیندهنگری استراتژیک، رویکرد آگاهانه و ساختاریافته آنها برای آماده شدن برای چندین آینده احتمالی خشکسالی به منظور کاهش ریسک و بهبود نتایج است.
این رویکرد در پروژههای دنیای واقعی، مانند برنامههای تابآوری در برابر خشکسالی در کنیا، مورد استفاده قرار میگیرد، جایی که پیشبینیها، دانش محلی و استراتژیهای انعطافپذیر به جوامع کمک میکند تا برای اثرات خشکسالی آماده شوند و آنها را به طور مؤثر کاهش دهند..
سعید غفاری ▫️
آینده نگاری راهبردی
👍1
https://news.1rj.ru/str/parkfs📍
🖌دیده بانی ، مرحله اولیه و حیاتی آینده پژوهی است که شامل شناسایی و نظارت سیستماتیک بر ناپیوستگیها، مسائل نوظهور و سیگنالهای ضعیف برای پیشبینی تغییرات آینده میشود.
در محیطهای به طور فزاینده بیثبات، نامشخص، پیچیده و مبهم (VUCA)، پویش افق یا همان دیده بانی، مشاهدات در لحظه را بر دادههای تاریخی اولویت میدهد تا تغییرات قابل توجه در روندهای اجتماعی و فناوری را تشخیص دهد.
🔸ناپیوستگیها نشاندهنده وقفهها یا نقاط عطف ناگهانی و اغلب پیشبینی نشده در روندهای تثبیتشده هستند، در حالی که مسائل نوظهور پدیدههای جدیدی در شکلگیری اولیه و بدون سابقه تاریخی هستند.
🔺 سیگنالهای ضعیف، شاخصهای نوظهوری از تغییرات بالقوه هستند که در ابتدا توسط گروههای محدودی تشخیص داده میشوند و پس از انتشار گستردهتر به سیگنالهای قوی تبدیل میشوند.
🔸دیده بانی مؤثر به دلیل ماهیت مبهم این پدیدهها، نیاز به تجزیه و تحلیل کیفی و استدلال ذهنی دارد.
برای سازمانها، پویش افق مداوم، آگاهی از موقعیت آینده را افزایش میدهد و با ادغام اطلاعات متنوع آینده فراتر از زمینههای صنعت فوری، مدیریت ریسک پیشگیرانه و شناسایی فرصتها را ممکن میسازد.
این رویکرد، اتکا به دادههای تاریخی را به تنهایی کاهش میدهد و تصمیمگیری استراتژیک چابک را در میان عدم قطعیت تسهیل میکند.
🖌دیده بانی ، مرحله اولیه و حیاتی آینده پژوهی است که شامل شناسایی و نظارت سیستماتیک بر ناپیوستگیها، مسائل نوظهور و سیگنالهای ضعیف برای پیشبینی تغییرات آینده میشود.
در محیطهای به طور فزاینده بیثبات، نامشخص، پیچیده و مبهم (VUCA)، پویش افق یا همان دیده بانی، مشاهدات در لحظه را بر دادههای تاریخی اولویت میدهد تا تغییرات قابل توجه در روندهای اجتماعی و فناوری را تشخیص دهد.
🔸ناپیوستگیها نشاندهنده وقفهها یا نقاط عطف ناگهانی و اغلب پیشبینی نشده در روندهای تثبیتشده هستند، در حالی که مسائل نوظهور پدیدههای جدیدی در شکلگیری اولیه و بدون سابقه تاریخی هستند.
🔺 سیگنالهای ضعیف، شاخصهای نوظهوری از تغییرات بالقوه هستند که در ابتدا توسط گروههای محدودی تشخیص داده میشوند و پس از انتشار گستردهتر به سیگنالهای قوی تبدیل میشوند.
🔸دیده بانی مؤثر به دلیل ماهیت مبهم این پدیدهها، نیاز به تجزیه و تحلیل کیفی و استدلال ذهنی دارد.
برای سازمانها، پویش افق مداوم، آگاهی از موقعیت آینده را افزایش میدهد و با ادغام اطلاعات متنوع آینده فراتر از زمینههای صنعت فوری، مدیریت ریسک پیشگیرانه و شناسایی فرصتها را ممکن میسازد.
این رویکرد، اتکا به دادههای تاریخی را به تنهایی کاهش میدهد و تصمیمگیری استراتژیک چابک را در میان عدم قطعیت تسهیل میکند.
Forwarded from مشکات اندیشه
🔻 از بمب اتم تا هوش مصنوعی؛ وقتی پکن درسهای منهتن را بهتر از واشنگتن آموخت
🔹نشریه نشنال اینترست در گزارشی به قلم جک برنهام و انی فیکسلر تأکید میکند که چین برخلاف ایالات متحده توانسته درسهای واقعی پروژه منهتن را در حوزه هوش مصنوعی بهکار گیرد.
🔹نویسندگان توضیح میدهند که پروژه منهتن صرفاً نتیجهی یک تلاش سهساله نبود، بلکه محصول دههها سرمایهگذاری در علوم پایه، آزادی علمی و جذب استعدادهای جهانی بود. به بیان آنان، همین عناصر یعنی سرمایهگذاری پایدار، فضای آزاد پژوهشی و بهرهگیری از نخبگان بینالمللی بود که آمریکا را در میانه قرن بیستم به قدرت علمی بیرقیب تبدیل کرد، اما امروز چین همان مسیر را برای پیشتازی در عرصه هوش مصنوعی دنبال میکند.
🔹گزارش یادآور میشود که آمریکا زمانی بزرگترین آهنربای استعدادهای علمی جهان بود؛ از فرار مغزهای اروپایی در دهه ۱۹۳۰ تا جذب دانشمندان شوروی در جنگ سرد. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. به گفته نویسندگان، پکن نهتنها مانع خروج دانشجویان و پژوهشگرانش میشود، بلکه فعالانه در پی جذب متخصصان بینالمللی از راه اعطای ویزاهای ویژه گرفته تا تأمین منابع مالی کلان است. به گفته نویسندگام گزارش، این در حالی است که واشنگتن بودجه تحقیقات را کاهش داده، چین سرمایهگذاری در دانشگاهها، پژوهشهای پایه و صنایع داخلی هوش مصنوعی را بهطور چشمگیر افزایش داده است و شبکهای منسجم از دانشگاهیان، مهندسان و کارآفرینان پدید آورده که آن کشور را به مقصدی جذاب برای نوآوری بدل ساخته است.
🔹نویسندگان سپس هشدار میدهند که آمریکا در حال فراموش کردن نسخهی موفقیت خود است. آنان با نقل قول غیرمستقیم یادآور میشوند که همانگونه که توسعه فیزیک هستهای بدون جذب نخبگان مهاجر ممکن نبود، تسلط در هوش مصنوعی نیز نیازمند تداوم این سیاست است.
🔹گزارش تأکید میکند که واشنگتن باید با تأمین مالی پایدار نهادهایی چون بنیاد ملی علوم و همکاری با متحدان در پروژههای مشترک، زیرساختهای دادهای و پژوهشی خود را تقویت کند. نتیجهگیری این است که سلطه در عرصه فناوری نیازمند تعهد بلندمدت به آزادی اندیشه و سرمایهگذاری مستمر است؛ عاملی که امروز چین از آن بهره میبرد و اگر آمریکا آن را نادیده بگیرد، جایگاه پیشتاز علمی خود را از دست خواهد داد.
@meshkatanalysis
https://nationalinterest.org/blog/techland/china-is-winning-the-ai-race-with-americas-own-manhattan-project-lessons
🔹نشریه نشنال اینترست در گزارشی به قلم جک برنهام و انی فیکسلر تأکید میکند که چین برخلاف ایالات متحده توانسته درسهای واقعی پروژه منهتن را در حوزه هوش مصنوعی بهکار گیرد.
🔹نویسندگان توضیح میدهند که پروژه منهتن صرفاً نتیجهی یک تلاش سهساله نبود، بلکه محصول دههها سرمایهگذاری در علوم پایه، آزادی علمی و جذب استعدادهای جهانی بود. به بیان آنان، همین عناصر یعنی سرمایهگذاری پایدار، فضای آزاد پژوهشی و بهرهگیری از نخبگان بینالمللی بود که آمریکا را در میانه قرن بیستم به قدرت علمی بیرقیب تبدیل کرد، اما امروز چین همان مسیر را برای پیشتازی در عرصه هوش مصنوعی دنبال میکند.
🔹گزارش یادآور میشود که آمریکا زمانی بزرگترین آهنربای استعدادهای علمی جهان بود؛ از فرار مغزهای اروپایی در دهه ۱۹۳۰ تا جذب دانشمندان شوروی در جنگ سرد. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. به گفته نویسندگان، پکن نهتنها مانع خروج دانشجویان و پژوهشگرانش میشود، بلکه فعالانه در پی جذب متخصصان بینالمللی از راه اعطای ویزاهای ویژه گرفته تا تأمین منابع مالی کلان است. به گفته نویسندگام گزارش، این در حالی است که واشنگتن بودجه تحقیقات را کاهش داده، چین سرمایهگذاری در دانشگاهها، پژوهشهای پایه و صنایع داخلی هوش مصنوعی را بهطور چشمگیر افزایش داده است و شبکهای منسجم از دانشگاهیان، مهندسان و کارآفرینان پدید آورده که آن کشور را به مقصدی جذاب برای نوآوری بدل ساخته است.
🔹نویسندگان سپس هشدار میدهند که آمریکا در حال فراموش کردن نسخهی موفقیت خود است. آنان با نقل قول غیرمستقیم یادآور میشوند که همانگونه که توسعه فیزیک هستهای بدون جذب نخبگان مهاجر ممکن نبود، تسلط در هوش مصنوعی نیز نیازمند تداوم این سیاست است.
🔹گزارش تأکید میکند که واشنگتن باید با تأمین مالی پایدار نهادهایی چون بنیاد ملی علوم و همکاری با متحدان در پروژههای مشترک، زیرساختهای دادهای و پژوهشی خود را تقویت کند. نتیجهگیری این است که سلطه در عرصه فناوری نیازمند تعهد بلندمدت به آزادی اندیشه و سرمایهگذاری مستمر است؛ عاملی که امروز چین از آن بهره میبرد و اگر آمریکا آن را نادیده بگیرد، جایگاه پیشتاز علمی خود را از دست خواهد داد.
@meshkatanalysis
https://nationalinterest.org/blog/techland/china-is-winning-the-ai-race-with-americas-own-manhattan-project-lessons
The National Interest
China Is Winning the AI Race With America’s Own Manhattan Project Lessons
China is applying the real lessons of the Manhattan Project to AI—talent and steady research funding—while America risks forgetting its own blueprint.
https://news.1rj.ru/str/parkfs📍
◀️آینده نگاری راهبردی به عنوان یک رویکرد سیستماتیک، این امکان را برای سازمانها فراهم میآورد که با درک و تحلیل روندها، تغییرات و عدم قطعیتهای محیطی، تصمیمات هوشمندانهتر و منعطفتری اتخاذ کنند. این فرآیند فراتر از پیشبینیهای ساده، به دنبال کشف آیندههای مختلف محتمل و ایفای نقش بهعنوان ابزاری برای بهبود برنامهریزی و استراتژیهای سازمانی است.
در متن پیش رو، به تشریح مفاهیم کلیدی، چالشها و کاربردهای آینده نگاری راهبردی پرداخته شده است تا تصویری جامع و آموزشی از این حوزه ارائه گردد.
لازم به ذکر می دانم که این متن از ویدئو مربوط به سخنرانی سیمون استرگارد، پژوهشگر ارشد و مشاور آیندهپژوهی در مؤسسهی آینده پژوهی کپنهاگ اقتباس شده که در کنفرانس🔸 Future Summit 2022 صحبت کرده است .
او در این سخنرانی به موضوع «چگونه تفکر آیندهپژوهی را به استراتژی وارد کنیم» میپردازد و نقش روششناسی آینده نگاری راهبردی (Strategic Foresight) را در تصمیمگیری حال و آینده سازمانها توضیح میدهد.
◀️آینده نگاری راهبردی به عنوان یک رویکرد سیستماتیک، این امکان را برای سازمانها فراهم میآورد که با درک و تحلیل روندها، تغییرات و عدم قطعیتهای محیطی، تصمیمات هوشمندانهتر و منعطفتری اتخاذ کنند. این فرآیند فراتر از پیشبینیهای ساده، به دنبال کشف آیندههای مختلف محتمل و ایفای نقش بهعنوان ابزاری برای بهبود برنامهریزی و استراتژیهای سازمانی است.
در متن پیش رو، به تشریح مفاهیم کلیدی، چالشها و کاربردهای آینده نگاری راهبردی پرداخته شده است تا تصویری جامع و آموزشی از این حوزه ارائه گردد.
لازم به ذکر می دانم که این متن از ویدئو مربوط به سخنرانی سیمون استرگارد، پژوهشگر ارشد و مشاور آیندهپژوهی در مؤسسهی آینده پژوهی کپنهاگ اقتباس شده که در کنفرانس🔸 Future Summit 2022 صحبت کرده است .
او در این سخنرانی به موضوع «چگونه تفکر آیندهپژوهی را به استراتژی وارد کنیم» میپردازد و نقش روششناسی آینده نگاری راهبردی (Strategic Foresight) را در تصمیمگیری حال و آینده سازمانها توضیح میدهد.
📍https://news.1rj.ru/str/parkfs
◀️آینده نگاری راهبردی به عنوان یک رویکرد سیستماتیک، این امکان را برای سازمانها فراهم میآورد که با درک و تحلیل روندها، تغییرات و عدم قطعیتهای محیطی، تصمیمات هوشمندانهتر و منعطفتری اتخاذ کنند. این فرآیند فراتر از پیشبینیهای ساده، به دنبال کشف آیندههای مختلف محتمل و ایفای نقش بهعنوان ابزاری برای بهبود برنامهریزی و استراتژیهای سازمانی است.
در متن پیش رو، به تشریح مفاهیم کلیدی، چالشها و کاربردهای آینده نگاری راهبردی پرداخته شده است تا تصویری جامع و آموزشی از این حوزه ارائه گردد.
لازم به ذکر می دانم که این متن از ویدئو مربوط به سخنرانی سیمون استرگارد، پژوهشگر ارشد و مشاور آیندهپژوهی در مؤسسهی آینده پژوهی کپنهاگ اقتباس شده که در کنفرانس🔸 Future Summit 2022 صحبت کرده است .
او در این سخنرانی به موضوع «چگونه تفکر آیندهپژوهی را به استراتژی وارد کنیم» میپردازد و نقش روششناسی آینده نگاری راهبردی (Strategic Foresight) را در تصمیمگیری حال و آینده سازمانها توضیح میدهد.
🔹آینده نگاری راهبردی
سیمون استرگارد تأکید میکند که آینده نگاری راهبردی صرفاً شناسایی روندها و فناوریهای نوظهور نیست، بلکه تمرکز اصلی آن بر عدم قطعیتهای استراتژیک است. این عدم قطعیتها ناشی از پویاییها، تلاقی روندها، رویدادهای غیرمنتظره، و عوامل پیچیده متقابل در محیط ما هستند که باعث ایجاد «فشار» یا «اصطکاک» در وضعیت فعلی میشوند. فهم و مدیریت این عدم قطعیتها دلایل اصلی نیاز سازمانها به استراتژی است، زیرا بدون عدم قطعیت، برنامهریزی ساده از نقطه A به نقطه B کافی است.
🔹آیندههای متعدد و نقش انتخابها
او تأکید میکند که آیندهها متعددند و آینده به معنی جمع این احتمالات است. لذا انتخابها و اقدامات ما در حال حاضر میتواند مسیرهای مختلفی را بسازد و ما در واقع میتوانیم آیندهمان را هدایت کنیم. در فرآیند آیندهپژوهی باید با دید وسیعتری به مسئله نگاه کرد، مدلهای ذهنی و فرضیات موجود را به چالش کشید و از الگوی «آیندهی محتمل» به جای «آیندهی محتوم» توجه کنیم.
🔹نگرش معکوس به آینده و حال
نقطه محوری روش آینده نگاری راهبردی ، نگرش از آینده به سوی حال است، نه برعکس. به جای آنکه از وضعیت فعلی به سمت آینده برویم و پیشبینی کنیم، باید فرضیات وضعیت حال را با توجه به سناریوهای متفاوت آینده بسنجیم. این کار به ما کمک میکند تصمیمات بهتری در زمان حال اتخاذ کنیم.
🔸سیستمانگاری و محدودیت پیشبینی
او بر سیستمانگاری تأکید میکند و میگوید آینده حاصل تعامل پیچیده عوامل مختلف است که به شکل غیرقابل پیشبینی در هم میآمیزند. این بدان معناست که پیشبینی خطی و مستقیم از حال به آینده نه تنها ناکافی بلکه گمراهکننده است.
🔹کاربردهای آینده نگاری راهبردی
آینده نگاری راهبردی نباید به عنوان استراتژی به تنهایی دیده شود بلکه به عنوان ورودی استراتژیک که شاکله تصمیمگیریهای راهبردی را تقویت میکند، عمل میکند. بنابراین، ترکیب آیندهپژوهی و استراتژی عملیاتی سازمان، کلید موفقیت در مواجهه با تغییرات و عدم قطعیتها است.
🔺مخروط آینده و گستره احتمالات
او مفهوم مخروط آینده را معرفی میکند که نشان میدهد هرچه بیشتر به آینده دورتر نگاه کنیم، دامنه نتایج ممکن بیشتر و متنوعتر میشود. آیندههای محتمل، مطلوب و بعید میتوانند به شکلهای متفاوتی ظهور کنند. این تنوع به تصمیمگیرندگان امکان میدهد صرفاً به آیندهای که محتملاً تحقق مییابد اکتفا نکنند بلکه آیندههای جایگزین را نیز در نظر بگیرند.
🔹تأخیر در واکنش شهودی و مقابله با تعصبات شناختی
در این سخنرانی به تأخیر در واکنشهای شهودی اشاره میشود. تأکید بر این است که انسانها به طور طبیعی سریع به حل مشکلات میپردازند اما رویکرد آیندهپژوهی میخواهد این واکنش سریع شهودی را به تعویق بیندازد تا فرصت یادگیری از آینده و بررسی سناریوهای مختلف فراهم شود. این روند به تصمیمگیری آگاهانهتر و بهتر کمک میکند.
همچنین به تعدادی از تعصبات شناختی که میتوانند مانع تفکر درست درباره آینده شوند اشاره شده است، از جمله:
• تعصب وضعیت موجود (Status quo bias): تمایل به حفظ وضع موجود و رد اطلاعاتی که آن را به چالش میکشد.
• تعصب تأییدی (Confirmation bias): توجه انتخابی به اطلاعاتی که باورهای قبلی را تأیید میکند.
تعصب خوشبینی (Optimism bias): نگاه اغراقآمیز به مثبت بودن یک ایده یا پروژه بدون در نظر گرفتن ریسکها.
• مشکل متخصص (Expert problem): افراد متخصص ممکن است از دیدن گزینههای خارج از حوزه تخصص خود باز بمانند.
• تفکر گروهی (Groupthink): تصمیمگیری بدون انتقاد به علت همسویی گروه.
🔹مفهوم "بازنگری در ادراک"
◀️آینده نگاری راهبردی به عنوان یک رویکرد سیستماتیک، این امکان را برای سازمانها فراهم میآورد که با درک و تحلیل روندها، تغییرات و عدم قطعیتهای محیطی، تصمیمات هوشمندانهتر و منعطفتری اتخاذ کنند. این فرآیند فراتر از پیشبینیهای ساده، به دنبال کشف آیندههای مختلف محتمل و ایفای نقش بهعنوان ابزاری برای بهبود برنامهریزی و استراتژیهای سازمانی است.
در متن پیش رو، به تشریح مفاهیم کلیدی، چالشها و کاربردهای آینده نگاری راهبردی پرداخته شده است تا تصویری جامع و آموزشی از این حوزه ارائه گردد.
لازم به ذکر می دانم که این متن از ویدئو مربوط به سخنرانی سیمون استرگارد، پژوهشگر ارشد و مشاور آیندهپژوهی در مؤسسهی آینده پژوهی کپنهاگ اقتباس شده که در کنفرانس🔸 Future Summit 2022 صحبت کرده است .
او در این سخنرانی به موضوع «چگونه تفکر آیندهپژوهی را به استراتژی وارد کنیم» میپردازد و نقش روششناسی آینده نگاری راهبردی (Strategic Foresight) را در تصمیمگیری حال و آینده سازمانها توضیح میدهد.
🔹آینده نگاری راهبردی
سیمون استرگارد تأکید میکند که آینده نگاری راهبردی صرفاً شناسایی روندها و فناوریهای نوظهور نیست، بلکه تمرکز اصلی آن بر عدم قطعیتهای استراتژیک است. این عدم قطعیتها ناشی از پویاییها، تلاقی روندها، رویدادهای غیرمنتظره، و عوامل پیچیده متقابل در محیط ما هستند که باعث ایجاد «فشار» یا «اصطکاک» در وضعیت فعلی میشوند. فهم و مدیریت این عدم قطعیتها دلایل اصلی نیاز سازمانها به استراتژی است، زیرا بدون عدم قطعیت، برنامهریزی ساده از نقطه A به نقطه B کافی است.
🔹آیندههای متعدد و نقش انتخابها
او تأکید میکند که آیندهها متعددند و آینده به معنی جمع این احتمالات است. لذا انتخابها و اقدامات ما در حال حاضر میتواند مسیرهای مختلفی را بسازد و ما در واقع میتوانیم آیندهمان را هدایت کنیم. در فرآیند آیندهپژوهی باید با دید وسیعتری به مسئله نگاه کرد، مدلهای ذهنی و فرضیات موجود را به چالش کشید و از الگوی «آیندهی محتمل» به جای «آیندهی محتوم» توجه کنیم.
🔹نگرش معکوس به آینده و حال
نقطه محوری روش آینده نگاری راهبردی ، نگرش از آینده به سوی حال است، نه برعکس. به جای آنکه از وضعیت فعلی به سمت آینده برویم و پیشبینی کنیم، باید فرضیات وضعیت حال را با توجه به سناریوهای متفاوت آینده بسنجیم. این کار به ما کمک میکند تصمیمات بهتری در زمان حال اتخاذ کنیم.
🔸سیستمانگاری و محدودیت پیشبینی
او بر سیستمانگاری تأکید میکند و میگوید آینده حاصل تعامل پیچیده عوامل مختلف است که به شکل غیرقابل پیشبینی در هم میآمیزند. این بدان معناست که پیشبینی خطی و مستقیم از حال به آینده نه تنها ناکافی بلکه گمراهکننده است.
🔹کاربردهای آینده نگاری راهبردی
آینده نگاری راهبردی نباید به عنوان استراتژی به تنهایی دیده شود بلکه به عنوان ورودی استراتژیک که شاکله تصمیمگیریهای راهبردی را تقویت میکند، عمل میکند. بنابراین، ترکیب آیندهپژوهی و استراتژی عملیاتی سازمان، کلید موفقیت در مواجهه با تغییرات و عدم قطعیتها است.
🔺مخروط آینده و گستره احتمالات
او مفهوم مخروط آینده را معرفی میکند که نشان میدهد هرچه بیشتر به آینده دورتر نگاه کنیم، دامنه نتایج ممکن بیشتر و متنوعتر میشود. آیندههای محتمل، مطلوب و بعید میتوانند به شکلهای متفاوتی ظهور کنند. این تنوع به تصمیمگیرندگان امکان میدهد صرفاً به آیندهای که محتملاً تحقق مییابد اکتفا نکنند بلکه آیندههای جایگزین را نیز در نظر بگیرند.
🔹تأخیر در واکنش شهودی و مقابله با تعصبات شناختی
در این سخنرانی به تأخیر در واکنشهای شهودی اشاره میشود. تأکید بر این است که انسانها به طور طبیعی سریع به حل مشکلات میپردازند اما رویکرد آیندهپژوهی میخواهد این واکنش سریع شهودی را به تعویق بیندازد تا فرصت یادگیری از آینده و بررسی سناریوهای مختلف فراهم شود. این روند به تصمیمگیری آگاهانهتر و بهتر کمک میکند.
همچنین به تعدادی از تعصبات شناختی که میتوانند مانع تفکر درست درباره آینده شوند اشاره شده است، از جمله:
• تعصب وضعیت موجود (Status quo bias): تمایل به حفظ وضع موجود و رد اطلاعاتی که آن را به چالش میکشد.
• تعصب تأییدی (Confirmation bias): توجه انتخابی به اطلاعاتی که باورهای قبلی را تأیید میکند.
تعصب خوشبینی (Optimism bias): نگاه اغراقآمیز به مثبت بودن یک ایده یا پروژه بدون در نظر گرفتن ریسکها.
• مشکل متخصص (Expert problem): افراد متخصص ممکن است از دیدن گزینههای خارج از حوزه تخصص خود باز بمانند.
• تفکر گروهی (Groupthink): تصمیمگیری بدون انتقاد به علت همسویی گروه.
🔹مفهوم "بازنگری در ادراک"
Telegram
پارک آینده پژوهی
پارک آینده پژوهی گروهی تخصصی با هدف توسعه فرهنگ آینده نگری و تفکر آینده پژوهانه می باشد. https://saeedghaffari.com/ سعید غفاری / دانش اموخته رسانه و آینده پژوهی
سیمون مفهوم بازنگری در ادراک را از پیشگامان آیندهپژوهی، پیئر واک، آورده است. این فرایند به معنای توانایی رها کردن موضعهای ثابت و باز بودن برای امکان تحول دیدگاههاست. در آیندهپژوهی، باید بتوان با دیدگاههای مختلف و حتی متفاوت از گذشته و حال، با آینده مواجه شد و مواضع را بدون دفاع کردن سبکبار نگه داشت.
🔹نقش تنوع و پرسشگری در سازمانها
او بر اهمیت پرسشگری و تنوع در دیدگاهها تأکید میکند و هشدار میدهد که تصمیمگیرندگان غالباً به سمت تکرار الگوهای فکری خود و افراد مشابه در سطوح ارشد کشیده میشوند. افزودن تنوع به فرایندهای تصمیمگیری اهمیت زیادی دارد.
🔺زمان شروع آینده
نکته مهم دیگر این است که برای داشتن تفکر آیندهنگر بایستی آینده را از حدود ۱۰ سال بعد شروع کرد، نه حال یا چند سال آینده نزدیک. این فاصله به اجتناب از تفکر مبتنی بر گذشته و فعلی کمک میکند و فضای ذهنی بازتری را برای تصور آیندههای متفاوت ایجاد میکند.
#سعید_غفاری
#پارک_آینده_پژوهی
🔹نقش تنوع و پرسشگری در سازمانها
او بر اهمیت پرسشگری و تنوع در دیدگاهها تأکید میکند و هشدار میدهد که تصمیمگیرندگان غالباً به سمت تکرار الگوهای فکری خود و افراد مشابه در سطوح ارشد کشیده میشوند. افزودن تنوع به فرایندهای تصمیمگیری اهمیت زیادی دارد.
🔺زمان شروع آینده
نکته مهم دیگر این است که برای داشتن تفکر آیندهنگر بایستی آینده را از حدود ۱۰ سال بعد شروع کرد، نه حال یا چند سال آینده نزدیک. این فاصله به اجتناب از تفکر مبتنی بر گذشته و فعلی کمک میکند و فضای ذهنی بازتری را برای تصور آیندههای متفاوت ایجاد میکند.
#سعید_غفاری
#پارک_آینده_پژوهی
https://news.1rj.ru/str/parkfs📍
◀️اهمیت آینده نگاری راهبردی برای آمادگی در مواجهه با آینده
آینده نگاری راهبردی مجموعهای از رویکردها و روشها است که به افراد و سازمانها کمک میکند تا چالشها و فرصتهای بالقوه در آینده را شناسایی، کاوش و تحلیل کنند. در جهانی که با سرعت تغییرات فزاینده، عدم قطعیتهای بالا و بحرانهای متعدد مواجه است، بسیاری از سازمانها (حدود ۷۵ درصد) بهدرستی برای مواجهه با این تغییرات پیچیده آمادگی ندارند، و این امر ضرورت پرورش قابلیتهای آیندهپژوهی را پررنگ میسازد.
🔹اصول بنیادین آیندهپژوهی
آیندهپژوهی بر این اساس بنا شده است که آینده محلی از احتمالات است که قابل پیشبینی دقیق نیست، و نیازمند نگاه بلندمدت، سیستماتیک و فراگیر است که شامل چشماندازهای حاشیهای و سیستماتیکی شود. همچنین، این رویکرد به بررسی دیدگاههای متنوع میپردازد تا از سوگیریهای فردی و گروهی جلوگیری کند.
دو روش کلیدی در آیندهپژوهی شامل:
• پویش افق (Horizon scanning): این فرایند شناسایی، دستهبندی و تحلیل تغییرات، روندها، سیگنالهای ضعیف، رویدادهای نامنتظره (wild cards) و عدم قطعیتها است که ممکن است در موضوع یا حوزهای آیندهساز تأثیرگذار باشند. مثال برجسته، پروژه Think2030 شرکت بیمهای Ageas است که بر اساس آن روندها به پنج دسته از جمله روندهای کوتاهمدت و روندهای دارای ضرورت تحقیق بیشتر تقسیمبندی شدهاند.
س برنامهریزی سناریو: سناریوها داستانهایی ممکن از آینده هستند که روندها و عوامل مختلف را در قالب سناریوهای متعدد شبیهسازی میکنند و به سازمانها کمک میکنند تا با فضای نامطمئن و پیچیده آینده سازگار شوند. شرکت Shell از پیشگامان این روش است که بیش از پنج دهه از آن بهره میبرد و سناریوهایی فراتر از پیشبینیهای سنتی انرژی شامل ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را مدنظر قرار میدهد.
🔸اهمیت و کاربرد آیندهپژوهی
آیندهپژوهی یک قابلیت استراتژیک حیاتی است که به سازمانها امکان میدهد در دنیایی با تغییرات سریع، ناپایداریهای اقتصادی و تحولات فناوری به صورت پیشگیرانه و چابک عمل کنند. این قابلیت باید مورد حمایت رهبری سازمان و به یک فرهنگ سازمانی فراگیر و دموکراتیک تبدیل شود تا مهارت آیندهنگری به صورت گسترده در میان کارکنان گسترش یابد.
آییننامه و رویکردهای مؤثر در استقرار آیندهپژوهی نشان میدهد که دو عامل کلیدی موفقیت شامل حمایت قوی از مدیریت ارشد و فرهنگی است که آیندهپژوهی را جزئی از ساختار و مهارتهای کل سازمان میداند. این امر موجب افزایش دانش آیندهنگری و توانمندی تسهیل تصمیمگیری راهبردی خواهد شد.
🔺آیندهپژوهی تنها یک برنامهریزی برای آینده نیست، بلکه ابزاری برای انجام بهتر کارهای اکنون است، چرا که در دنیایی پر از تحولات و بحرانها روشهای مدیریت بحران کافی نیست و نیازمند تفکر سیستمیک، تفکر آیندهنگر و تفکر نمایی است.
پیشنهاد میشود آموزش و ارتقای سواد آیندهپژوهی از سطوح ابتدایی تا دانشگاه، مدارس کسبوکار و آموزشهای حرفهای بهصورت فراگیر دنبال شود تا جامعه و سازمانها برای مواجهه بهتر با چالشهای پیشرو مجهز شوند.
این گزارش با استفاده از مقاله "Why strategic foresight is essential for future preparedness" از وبسایت مجمع جهانی اقتصاد تهیه شد.
◀️اهمیت آینده نگاری راهبردی برای آمادگی در مواجهه با آینده
آینده نگاری راهبردی مجموعهای از رویکردها و روشها است که به افراد و سازمانها کمک میکند تا چالشها و فرصتهای بالقوه در آینده را شناسایی، کاوش و تحلیل کنند. در جهانی که با سرعت تغییرات فزاینده، عدم قطعیتهای بالا و بحرانهای متعدد مواجه است، بسیاری از سازمانها (حدود ۷۵ درصد) بهدرستی برای مواجهه با این تغییرات پیچیده آمادگی ندارند، و این امر ضرورت پرورش قابلیتهای آیندهپژوهی را پررنگ میسازد.
🔹اصول بنیادین آیندهپژوهی
آیندهپژوهی بر این اساس بنا شده است که آینده محلی از احتمالات است که قابل پیشبینی دقیق نیست، و نیازمند نگاه بلندمدت، سیستماتیک و فراگیر است که شامل چشماندازهای حاشیهای و سیستماتیکی شود. همچنین، این رویکرد به بررسی دیدگاههای متنوع میپردازد تا از سوگیریهای فردی و گروهی جلوگیری کند.
دو روش کلیدی در آیندهپژوهی شامل:
• پویش افق (Horizon scanning): این فرایند شناسایی، دستهبندی و تحلیل تغییرات، روندها، سیگنالهای ضعیف، رویدادهای نامنتظره (wild cards) و عدم قطعیتها است که ممکن است در موضوع یا حوزهای آیندهساز تأثیرگذار باشند. مثال برجسته، پروژه Think2030 شرکت بیمهای Ageas است که بر اساس آن روندها به پنج دسته از جمله روندهای کوتاهمدت و روندهای دارای ضرورت تحقیق بیشتر تقسیمبندی شدهاند.
س برنامهریزی سناریو: سناریوها داستانهایی ممکن از آینده هستند که روندها و عوامل مختلف را در قالب سناریوهای متعدد شبیهسازی میکنند و به سازمانها کمک میکنند تا با فضای نامطمئن و پیچیده آینده سازگار شوند. شرکت Shell از پیشگامان این روش است که بیش از پنج دهه از آن بهره میبرد و سناریوهایی فراتر از پیشبینیهای سنتی انرژی شامل ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را مدنظر قرار میدهد.
🔸اهمیت و کاربرد آیندهپژوهی
آیندهپژوهی یک قابلیت استراتژیک حیاتی است که به سازمانها امکان میدهد در دنیایی با تغییرات سریع، ناپایداریهای اقتصادی و تحولات فناوری به صورت پیشگیرانه و چابک عمل کنند. این قابلیت باید مورد حمایت رهبری سازمان و به یک فرهنگ سازمانی فراگیر و دموکراتیک تبدیل شود تا مهارت آیندهنگری به صورت گسترده در میان کارکنان گسترش یابد.
آییننامه و رویکردهای مؤثر در استقرار آیندهپژوهی نشان میدهد که دو عامل کلیدی موفقیت شامل حمایت قوی از مدیریت ارشد و فرهنگی است که آیندهپژوهی را جزئی از ساختار و مهارتهای کل سازمان میداند. این امر موجب افزایش دانش آیندهنگری و توانمندی تسهیل تصمیمگیری راهبردی خواهد شد.
🔺آیندهپژوهی تنها یک برنامهریزی برای آینده نیست، بلکه ابزاری برای انجام بهتر کارهای اکنون است، چرا که در دنیایی پر از تحولات و بحرانها روشهای مدیریت بحران کافی نیست و نیازمند تفکر سیستمیک، تفکر آیندهنگر و تفکر نمایی است.
پیشنهاد میشود آموزش و ارتقای سواد آیندهپژوهی از سطوح ابتدایی تا دانشگاه، مدارس کسبوکار و آموزشهای حرفهای بهصورت فراگیر دنبال شود تا جامعه و سازمانها برای مواجهه بهتر با چالشهای پیشرو مجهز شوند.
این گزارش با استفاده از مقاله "Why strategic foresight is essential for future preparedness" از وبسایت مجمع جهانی اقتصاد تهیه شد.
*چشمانداز نوآوریهای فناورانه در آستانه ۲۰۲۵: دگرگونی جهان با ۱۰ فناوری نوظهور*
🔰گزارش «ده فناوری نوظهور برتر ۲۰۲۵» از سوی مجمع جهانی اقتصاد با همکاری *بنیاد آینده دبی* تصویری جامع از مرزهای نوین فناوری ارائه میدهد و نشان میدهد چگونه نوآوریهای امروز میتوانند ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی جهان را دگرگون کنند. این گزارش فناوریهایی را معرفی میکند که از مرحله تحقیقاتی فراتر رفتهاند و در حال رسیدن به نقطه عطفی هستند که میتواند مسیر آینده بشر را تغییر دهد.
```[۲. سیستمهای انرژی اسمزی]
با استفاده از اختلاف شوری آب، منبعی پایدار و بیوقفه از انرژی تولید میشود و این فناوری میتواند در کنار منابع تجدیدپذیر مانند باد و خورشید شبکههای انرژی تابآورتر بسازد و نقش حیاتی در مدیریت منابع آبی ایفا کند.
رآکتورهای کوچک مدولار و سامانههای خنککننده پیشرفته به توسعه انرژی پاک سرعت میدهند و به صنایع پرمصرف و مناطق دورافتاده امکان دسترسی به برق مطمئن میدهند و مسیر گذار به اقتصاد بدون کربن را هموار میکنند.
میکروبها و سلولهای برنامهریزیشده دارو را از درون بدن تولید میکنند و نیاز به تولید صنعتی و تزریقهای مکرر کاهش مییابد و این نوآوری مدیریت بیماریهای مزمن را آسانتر میکند و دسترسی به درمان را گسترش میدهد.
این داروها که برای دیابت توسعه یافته بودند اکنون در درمان آلزایمر و پارکینسون بررسی میشوند و میتوانند روند زوال شناختی را کند کنند و کیفیت زندگی میلیونها نفر را ارتقا دهند و الگوهای مراقبت از سالمندان را تغییر دهند.
این حسگرها بدون نیاز به مداخله انسانی بهطور مداوم سلامت بدن، کیفیت آب و خاک یا ایمنی مواد غذایی را پایش میکنند و شبکهای هوشمند از دادههای زیستی برای پیشگیری و واکنش سریع ایجاد میکنند.
این فناوری تولید کود شیمیایی را از فرآیندی پرمصرف و آلاینده به سیستمی مبتنی بر انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل میکند و امنیت غذایی را افزایش میدهد و امکان تولید محلی و کاهش وابستگی به زنجیرههای تأمین جهانی را فراهم میکند.
این آنزیمهای مصنوعی با ثبات بالا و هزینه کمتر تولید میشوند و در درمان بیماریها، تصفیه آب، صنایع غذایی و فرآیندهای شیمیایی کاربرد دارند و توسعه آنها میتواند انقلابی در پزشکی و صنایع پایدار ایجاد کند.
اتصال حسگرهای متعدد در منازل، خودروها و زیرساختها شبکهای عظیم از داده ایجاد میکند که با هوش مصنوعی تحلیل میشود و این شبکه میتواند امنیت حملونقل، شهرها و صنایع را ارتقا دهد و به مدیریت بلادرنگ بحرانها کمک کند.
این فناوری نشانههای نامرئی در محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی تعبیه میکند که امکان تشخیص اصالت محتوا را فراهم میکند و ابزاری قدرتمند برای مقابله با اطلاعات جعلی و بازسازی اعتماد دیجیتال به شمار میرود.
🔻جهان در آستانه ورود به دههای است که در آن زیرساختها انرژی تولید میکنند، داروها از درون بدن ساخته میشوند، کشاورزی پایدارتر میشود و اعتماد به دادهها احیا میشود. این گزارش نه تنها معرفی فناوریهای نوظهور است بلکه دعوتی برای همکاری جهانی، نگاهی به آیندهای چندبعدی و فرصتی برای بازاندیشی در شیوه زندگی و حکمرانی بشر است.
#ده_فناوری_نوظهور_۲۰۲۵#زیست_محیطی#هوش_مصنوعی
🆔@Futurists
🔰گزارش «ده فناوری نوظهور برتر ۲۰۲۵» از سوی مجمع جهانی اقتصاد با همکاری *بنیاد آینده دبی* تصویری جامع از مرزهای نوین فناوری ارائه میدهد و نشان میدهد چگونه نوآوریهای امروز میتوانند ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی جهان را دگرگون کنند. این گزارش فناوریهایی را معرفی میکند که از مرحله تحقیقاتی فراتر رفتهاند و در حال رسیدن به نقطه عطفی هستند که میتواند مسیر آینده بشر را تغییر دهد.
این فناوری بدنه وسایل نقلیه و هواپیماها را به باتریهای ذخیره انرژی تبدیل میکند و وزن و مصرف سوخت را کاهش میدهد و بهرهوری انرژی را افزایش میدهد و با این تحول، طراحی وسایل حملونقل و حتی ساختمانها بازتعریف میشود.
```[۲. سیستمهای انرژی اسمزی]
با استفاده از اختلاف شوری آب، منبعی پایدار و بیوقفه از انرژی تولید میشود و این فناوری میتواند در کنار منابع تجدیدپذیر مانند باد و خورشید شبکههای انرژی تابآورتر بسازد و نقش حیاتی در مدیریت منابع آبی ایفا کند.
[۳. فناوریهای نوین هستهای]
رآکتورهای کوچک مدولار و سامانههای خنککننده پیشرفته به توسعه انرژی پاک سرعت میدهند و به صنایع پرمصرف و مناطق دورافتاده امکان دسترسی به برق مطمئن میدهند و مسیر گذار به اقتصاد بدون کربن را هموار میکنند.
[۴. درمانهای زنده مهندسیشده]
میکروبها و سلولهای برنامهریزیشده دارو را از درون بدن تولید میکنند و نیاز به تولید صنعتی و تزریقهای مکرر کاهش مییابد و این نوآوری مدیریت بیماریهای مزمن را آسانتر میکند و دسترسی به درمان را گسترش میدهد.
[۵. داروهای GLP-1 برای بیماریهای نورودژنراتیو]
این داروها که برای دیابت توسعه یافته بودند اکنون در درمان آلزایمر و پارکینسون بررسی میشوند و میتوانند روند زوال شناختی را کند کنند و کیفیت زندگی میلیونها نفر را ارتقا دهند و الگوهای مراقبت از سالمندان را تغییر دهند.
[۶. حسگرهای بیوشیمیایی خودمختار]
این حسگرها بدون نیاز به مداخله انسانی بهطور مداوم سلامت بدن، کیفیت آب و خاک یا ایمنی مواد غذایی را پایش میکنند و شبکهای هوشمند از دادههای زیستی برای پیشگیری و واکنش سریع ایجاد میکنند.
[۷. تثبیت سبز نیتروژن]
این فناوری تولید کود شیمیایی را از فرآیندی پرمصرف و آلاینده به سیستمی مبتنی بر انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل میکند و امنیت غذایی را افزایش میدهد و امکان تولید محلی و کاهش وابستگی به زنجیرههای تأمین جهانی را فراهم میکند.
[۸. نانوآنزیمها]
این آنزیمهای مصنوعی با ثبات بالا و هزینه کمتر تولید میشوند و در درمان بیماریها، تصفیه آب، صنایع غذایی و فرآیندهای شیمیایی کاربرد دارند و توسعه آنها میتواند انقلابی در پزشکی و صنایع پایدار ایجاد کند.
[۹. حسگری مشارکتی]
اتصال حسگرهای متعدد در منازل، خودروها و زیرساختها شبکهای عظیم از داده ایجاد میکند که با هوش مصنوعی تحلیل میشود و این شبکه میتواند امنیت حملونقل، شهرها و صنایع را ارتقا دهد و به مدیریت بلادرنگ بحرانها کمک کند.
[۱۰. واترمارکگذاری مولد در هوش مصنوعی]
این فناوری نشانههای نامرئی در محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی تعبیه میکند که امکان تشخیص اصالت محتوا را فراهم میکند و ابزاری قدرتمند برای مقابله با اطلاعات جعلی و بازسازی اعتماد دیجیتال به شمار میرود.
`🔻جهان در آستانه ورود به دههای است که در آن زیرساختها انرژی تولید میکنند، داروها از درون بدن ساخته میشوند، کشاورزی پایدارتر میشود و اعتماد به دادهها احیا میشود. این گزارش نه تنها معرفی فناوریهای نوظهور است بلکه دعوتی برای همکاری جهانی، نگاهی به آیندهای چندبعدی و فرصتی برای بازاندیشی در شیوه زندگی و حکمرانی بشر است.
#ده_فناوری_نوظهور_۲۰۲۵#زیست_محیطی#هوش_مصنوعی
🆔@Futurists
📳◀️ پروژه «روایتهای آینده» و سواد آینده:
🔸پروژه «روایتهای آینده» یک ابتکار استراتژیک است که تحت حمایت برنامه اروپایی Erasmus+ توسط شش سازمان در اروپای مختلف اجرا میشود. هدف اصلی این پروژه، معرفی مفهوم «سواد آینده» به جوانان به ویژه کسانی است که از گروههای مهاجر یا اقشار کم برخوردار هستند، با استفاده از روشهای روایتگری و داستانسرایی به عنوان ابزار اصلی.
در این پروژه، از رویکردهای داستانی برای تقویت توانایی جوانان در تصور و شکلدادن به آینده خود استفاده میشود و آنها را تشویق میکند تا گذشته و حال خود و جوامعشان را از طریق داستانهای خود بازتاب دهند. این فرآیند باعث ارتقاء تفکر نقادانه، درک فرهنگی و تقویت مهارتهای رسانهای در جوانان میشود.
🔹ویژگیهای کلیدی پروژه عبارتند از:
مشارکت جوانان ۱۸ تا ۳۰ سال و مربیان جوان در کارگاههای آموزشی، جلسات آموزشی مربیان و تعاملات دیجیتال در کشورهای متنوعی مانند اسپانیا، یونان، آلمان و سوئد.
توسعه برنامه درسی «روایتهای آینده» برای کارهای جوانان با هدف توانمندسازی شرکتکنندگان و ارتقاء آگاهیهای اجتماعی.
ایجاد یک پلتفرم دیجیتال به آدرس futurenarratives.eu که به عنوان مرکز منابع، آموزشها و دانش در زمینه سواد آینده و روشهای داستانسرایی عمل میکند.
تمرکز بر داستانسرایی برای فعالکردن ظرفیتهای شناختی و ایجاد چشماندازهای فردی و جمعی برای آینده.
تسهیل ارتباطات و تبادلنظر میان جوانان در کشورهای مختلف برای تقویت حس همبستگی و همکاری در تصور آیندهها.
◀️این پروژه نمونهای عملی از کاربرد سواد آینده است که با تلفیق آموزش نظری و فعالیتهای عملی و مشارکتی به جوانان امکان میدهد تا با آگاهانه بودن، نویسندگان فعالی در شکلدهی به آیندههای خود باشند، به ویژه در زمینههای فرهنگی و اجتماعی متنوع.
🔸پروژه «روایتهای آینده» یک ابتکار استراتژیک است که تحت حمایت برنامه اروپایی Erasmus+ توسط شش سازمان در اروپای مختلف اجرا میشود. هدف اصلی این پروژه، معرفی مفهوم «سواد آینده» به جوانان به ویژه کسانی است که از گروههای مهاجر یا اقشار کم برخوردار هستند، با استفاده از روشهای روایتگری و داستانسرایی به عنوان ابزار اصلی.
در این پروژه، از رویکردهای داستانی برای تقویت توانایی جوانان در تصور و شکلدادن به آینده خود استفاده میشود و آنها را تشویق میکند تا گذشته و حال خود و جوامعشان را از طریق داستانهای خود بازتاب دهند. این فرآیند باعث ارتقاء تفکر نقادانه، درک فرهنگی و تقویت مهارتهای رسانهای در جوانان میشود.
🔹ویژگیهای کلیدی پروژه عبارتند از:
مشارکت جوانان ۱۸ تا ۳۰ سال و مربیان جوان در کارگاههای آموزشی، جلسات آموزشی مربیان و تعاملات دیجیتال در کشورهای متنوعی مانند اسپانیا، یونان، آلمان و سوئد.
توسعه برنامه درسی «روایتهای آینده» برای کارهای جوانان با هدف توانمندسازی شرکتکنندگان و ارتقاء آگاهیهای اجتماعی.
ایجاد یک پلتفرم دیجیتال به آدرس futurenarratives.eu که به عنوان مرکز منابع، آموزشها و دانش در زمینه سواد آینده و روشهای داستانسرایی عمل میکند.
تمرکز بر داستانسرایی برای فعالکردن ظرفیتهای شناختی و ایجاد چشماندازهای فردی و جمعی برای آینده.
تسهیل ارتباطات و تبادلنظر میان جوانان در کشورهای مختلف برای تقویت حس همبستگی و همکاری در تصور آیندهها.
◀️این پروژه نمونهای عملی از کاربرد سواد آینده است که با تلفیق آموزش نظری و فعالیتهای عملی و مشارکتی به جوانان امکان میدهد تا با آگاهانه بودن، نویسندگان فعالی در شکلدهی به آیندههای خود باشند، به ویژه در زمینههای فرهنگی و اجتماعی متنوع.
💡 ابرقدرتهای برتر محاسبات هوش مصنوعی جهان در سال ۲۰۲۵
🌐 پیشتازی ایالات متحده در حوزه محاسبات جهانی هوش مصنوعی
🔻 بر اساس تازهترین دادههای آماری، ایالات متحده با اختلافی چشمگیر، در زمینه توان محاسباتی هوش مصنوعی پیشتاز است.
🔻 در این میان، نکته جالب توجه حضور نمایندگانی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در این فهرست است. امارات متحده عربی و عربستان سعودی با سرمایهگذاری سنگین در حوزه تراشههای پیشرفته، اکنون در زمره بازیگران اصلی این میدان هستند.
🔻 در مقابل، چین نیز با وجود در اختیار داشتن تعداد بالای تراشه، از نظر توان محاسباتی عقبتر از کشورهایی امارات، عربستان، کره جنوبی، فرانسه و هند، در رتبه هفتم قرار دارد. این آمار بیانگر اهمیت بالای کیفیت تراشهها در قیاس با کمیت تجهیزات سختافزاری است.
🌐 پیشتازی ایالات متحده در حوزه محاسبات جهانی هوش مصنوعی
🔻 بر اساس تازهترین دادههای آماری، ایالات متحده با اختلافی چشمگیر، در زمینه توان محاسباتی هوش مصنوعی پیشتاز است.
🔻 در این میان، نکته جالب توجه حضور نمایندگانی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در این فهرست است. امارات متحده عربی و عربستان سعودی با سرمایهگذاری سنگین در حوزه تراشههای پیشرفته، اکنون در زمره بازیگران اصلی این میدان هستند.
🔻 در مقابل، چین نیز با وجود در اختیار داشتن تعداد بالای تراشه، از نظر توان محاسباتی عقبتر از کشورهایی امارات، عربستان، کره جنوبی، فرانسه و هند، در رتبه هفتم قرار دارد. این آمار بیانگر اهمیت بالای کیفیت تراشهها در قیاس با کمیت تجهیزات سختافزاری است.
📳◀️چگونه خطوط را در نقاط ببینیم و نوآوری ایجاد کنیم
نوآوری واقعی معمولاً نتیجه لحظههای الهام ناگهانی نیست، بلکه از توانایی دیدن ارتباطها و خطوط میان نقاطی است که در نگاه اول نامرتبط به نظر میرسند. افراد نوآور "آیا این ارتباط وجود دارد؟" نمیپرسند بلکه "ارتباط چیست؟" را میپرسند و مسیرهایی را برای ایجاد پیوند بین عناصر موجود پیدا میکنند.
🔺برای تمرین این مهارت، بازی سادهای به نام «رمزگشایی آینده» وجود دارد که در آن یک فناوری، یک موقعیت و یک ذینفع انتخاب میشود و سپس بررسی میشود چطور این عناصر میتوانند به هم متصل شوند و آیندهای ممکن بسازند.
https://news.1rj.ru/str/parkfs
🔸کلید موفقیت در نوآوری، پرهیز از دید تونلی و تمرین تفکر اتصالدهنده است. هر فرد میتواند با دیدن ارتباطها در محیط پیرامون خود، نوآور شود و آینده را شکل دهد.
چالش: در دنیای اطراف خود سه عنصر به ظاهر نامرتبط پیدا کنید و به جای پرسیدن اینکه آیا ارتباطی وجود دارد، دنبال چگونگی اتصال آنها باشید.
نوآوری واقعی معمولاً نتیجه لحظههای الهام ناگهانی نیست، بلکه از توانایی دیدن ارتباطها و خطوط میان نقاطی است که در نگاه اول نامرتبط به نظر میرسند. افراد نوآور "آیا این ارتباط وجود دارد؟" نمیپرسند بلکه "ارتباط چیست؟" را میپرسند و مسیرهایی را برای ایجاد پیوند بین عناصر موجود پیدا میکنند.
🔺برای تمرین این مهارت، بازی سادهای به نام «رمزگشایی آینده» وجود دارد که در آن یک فناوری، یک موقعیت و یک ذینفع انتخاب میشود و سپس بررسی میشود چطور این عناصر میتوانند به هم متصل شوند و آیندهای ممکن بسازند.
https://news.1rj.ru/str/parkfs
🔸کلید موفقیت در نوآوری، پرهیز از دید تونلی و تمرین تفکر اتصالدهنده است. هر فرد میتواند با دیدن ارتباطها در محیط پیرامون خود، نوآور شود و آینده را شکل دهد.
چالش: در دنیای اطراف خود سه عنصر به ظاهر نامرتبط پیدا کنید و به جای پرسیدن اینکه آیا ارتباطی وجود دارد، دنبال چگونگی اتصال آنها باشید.
Telegram
پارک آینده پژوهی
پارک آینده پژوهی گروهی تخصصی با هدف توسعه فرهنگ آینده نگری و تفکر آینده پژوهانه می باشد. https://saeedghaffari.com/ سعید غفاری / دانش اموخته رسانه و آینده پژوهی
📳 پروبلماتیک شدن آینده در جامعه ایرانی
پروبلماتیک شدن آینده در جامعه ایرانی ناشی از مجموعهای از مسائل تاریخی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که باعث شده آینده جامعه با عدم قطعیت و ابهامهای جدی مواجه شود. این پروبلماتیک شدن به معنای آن است که آینده دیگر یک مسیر مشخص و قابل پیشبینی نیست، بلکه به یک مسئله کلی و چندوجهی تبدیل شده که نیاز به تحلیل دقیق و فهم عمیق دارد.
یکی از مهمترین دلایل پروبلماتیک شدن آینده ایران، تجربه تاریخی برخوردهای تلخ و پیچیده با جهان غرب و پیامدهای شکستها و عقبماندگیهای تاریخی است که در ذهن جمعی و فرهنگ ایرانی به عنوان مسئلهای اساسی باقی مانده است. این معضل باعث شکلگیری گسستها و دوگانگیهایی در فهم خود و جهان بیرون شده است که همچنان به عنوان مسئله کلان و پروبلماتیک مطرح است.
علاوه بر آن، تحولات سریع جهانی در عرصه سیاست، اقتصاد و فناوری، همراه با مشکلات داخلی مانند عدم توازن توسعه، بیکاری، نابرابری، بحرانهای هویتی و اجتماعی و ضعف امید اجتماعی، فضای آینده را برای ایران پیچیده و پرابهام کرده است. این وضعیت باعث شده که برنامهریزیهای آیندهنگرانه با دشواریهایی روبرو شود و نیاز به رویکردهای چندبعدی، مشارکتی و انعطافپذیر احساس شود.
در نهایت، پروبلماتیک شدن آینده ایران مستلزم توجه به زمینههای تاریخی و مادی مسائل، فهم تعاملات میان نسلها، نخبگان، نهادهای قدرت و مردم، و توجه به ظرفیتهای آرزومندی و همبستگی اجتماعی است که میتواند زمینهساز ساختن آیندهای بهتر و پایدار باشد. چنین رویکردی آیندهپژوهی را به امری ضروری و حیاتی در تحلیل و مدیریت تحولات اجتماعی ایران تبدیل کرده است[
پروبلماتیک شدن آینده در جامعه ایرانی ناشی از مجموعهای از مسائل تاریخی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که باعث شده آینده جامعه با عدم قطعیت و ابهامهای جدی مواجه شود. این پروبلماتیک شدن به معنای آن است که آینده دیگر یک مسیر مشخص و قابل پیشبینی نیست، بلکه به یک مسئله کلی و چندوجهی تبدیل شده که نیاز به تحلیل دقیق و فهم عمیق دارد.
یکی از مهمترین دلایل پروبلماتیک شدن آینده ایران، تجربه تاریخی برخوردهای تلخ و پیچیده با جهان غرب و پیامدهای شکستها و عقبماندگیهای تاریخی است که در ذهن جمعی و فرهنگ ایرانی به عنوان مسئلهای اساسی باقی مانده است. این معضل باعث شکلگیری گسستها و دوگانگیهایی در فهم خود و جهان بیرون شده است که همچنان به عنوان مسئله کلان و پروبلماتیک مطرح است.
علاوه بر آن، تحولات سریع جهانی در عرصه سیاست، اقتصاد و فناوری، همراه با مشکلات داخلی مانند عدم توازن توسعه، بیکاری، نابرابری، بحرانهای هویتی و اجتماعی و ضعف امید اجتماعی، فضای آینده را برای ایران پیچیده و پرابهام کرده است. این وضعیت باعث شده که برنامهریزیهای آیندهنگرانه با دشواریهایی روبرو شود و نیاز به رویکردهای چندبعدی، مشارکتی و انعطافپذیر احساس شود.
در نهایت، پروبلماتیک شدن آینده ایران مستلزم توجه به زمینههای تاریخی و مادی مسائل، فهم تعاملات میان نسلها، نخبگان، نهادهای قدرت و مردم، و توجه به ظرفیتهای آرزومندی و همبستگی اجتماعی است که میتواند زمینهساز ساختن آیندهای بهتر و پایدار باشد. چنین رویکردی آیندهپژوهی را به امری ضروری و حیاتی در تحلیل و مدیریت تحولات اجتماعی ایران تبدیل کرده است[
✅ مغز و گذشته: از آنجا که تصویرسازی آینده و یادآوری خاطرات از نواحی مشابهی در مغز استفاده میکنند، ما تنها میتوانیم آیندهای را تصور کنیم که شبیه به گذشته است
◀️روایتهای غالب درباره آینده
در مطالعات آیندهپژوهی، روایتهای غالب درباره آینده نقش مهمی در شکلدهی به نحوه درک ما از آنچه در پیش است ایفا میکنند. این روایتها چارچوبهایی هستند که ارزشها، دیدگاهها و قدرتهای فرهنگی و اجتماعی را در بر گرفته و تصورات ما را درباره آینده محدود یا باز میکنند.
🔹روایتهای غالب ویژگیهایی از جمله ریشهدار بودن در فرهنگ و ساختارهای قدرت، تداوم توازنهای موجود اجتماعی و اقتصادی، و معمولاً همراهی با منافع گروههای غالب دارند. به عنوان نمونه، باور به اینکه فناوری به صورت حتمی و اجتنابناپذیر باعث پیشرفت و رشد اجتماعی میشود، یکی از این روایتهاست. همچنین، روایتهای مربوط به آینده میتوانند به صورت داستانهای دیستوپیایی مانند کنترل گسترده و فروپاشی محیط زیستی نیز مطرح شوند که معمولاً هشداردهندهاند.
🔹کاربرد این روایتها فراتر از شکلدهی به تصورات فردی است و نقش بسزایی در جهتدهی به سیاستها، سرمایهگذاریها و اولویتهای نوآوری دارد. آگاهی از این روایتها به پژوهشگران آیندهپژوهی این امکان را میدهد که با استفاده از تکنیکهای بازتعریف (reframing) و ایجاد روایتهای جایگزین، تفکر درباره آینده را گسترش دهند و امکان خلق سناریوهای متنوع و معنادار را فراهم کنند.
بنابراین، شناخت و تحلیل روایتهای غالب آینده یک گام کلیدی برای درک تعامل میان قدرت، فرهنگ و تخیل در شکلدهی به آیندههای ممکن، محتمل و مطلوب است
🖌سعید غفاری
در مطالعات آیندهپژوهی، روایتهای غالب درباره آینده نقش مهمی در شکلدهی به نحوه درک ما از آنچه در پیش است ایفا میکنند. این روایتها چارچوبهایی هستند که ارزشها، دیدگاهها و قدرتهای فرهنگی و اجتماعی را در بر گرفته و تصورات ما را درباره آینده محدود یا باز میکنند.
🔹روایتهای غالب ویژگیهایی از جمله ریشهدار بودن در فرهنگ و ساختارهای قدرت، تداوم توازنهای موجود اجتماعی و اقتصادی، و معمولاً همراهی با منافع گروههای غالب دارند. به عنوان نمونه، باور به اینکه فناوری به صورت حتمی و اجتنابناپذیر باعث پیشرفت و رشد اجتماعی میشود، یکی از این روایتهاست. همچنین، روایتهای مربوط به آینده میتوانند به صورت داستانهای دیستوپیایی مانند کنترل گسترده و فروپاشی محیط زیستی نیز مطرح شوند که معمولاً هشداردهندهاند.
🔹کاربرد این روایتها فراتر از شکلدهی به تصورات فردی است و نقش بسزایی در جهتدهی به سیاستها، سرمایهگذاریها و اولویتهای نوآوری دارد. آگاهی از این روایتها به پژوهشگران آیندهپژوهی این امکان را میدهد که با استفاده از تکنیکهای بازتعریف (reframing) و ایجاد روایتهای جایگزین، تفکر درباره آینده را گسترش دهند و امکان خلق سناریوهای متنوع و معنادار را فراهم کنند.
بنابراین، شناخت و تحلیل روایتهای غالب آینده یک گام کلیدی برای درک تعامل میان قدرت، فرهنگ و تخیل در شکلدهی به آیندههای ممکن، محتمل و مطلوب است
🖌سعید غفاری
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (Dr s gh)
🏴 فرمودند: گاهی احساس میکردم
که فاطمه اصلا دل ندارد.
وقتی میدیدم به هیچ چیز دل نمیبندد،
با هیچ تعلقی زمینگیر نمیشود،
هیچ جاذبهای او را مشغول نمیکند؛
یقین میکردم که او جسم ندارد،
متعلق به اینجا نیست...
روحِ محض است، جانِ خالص است.
گاهی احساس میکردم که؛
فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد..
استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزلناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان...
یکّه و تنها در مقابل یک حکومت
ایستاد و دلش از جا تکان نخورد.
من مامور به سکوت بودم و حرفهای
دلِ مرا هم او میزد.
گاهی احساس میکردم فاطمه دلی از
گلبرگ دارد، نرمتر از حریر، شفافتر ازبلور...
و حیرت میکردم که یک دل چقدر میتواند نازک باشد، چقدر یک انسان میتواند مهربان باشد.
غریب بود خدایا، فاطمه غریب بود...
من گاهی از دلِ او، راه به عطوفتِ تو میبردم.
📕 کشتی پهلو شکسته / سیدمهدی شجاعی
که فاطمه اصلا دل ندارد.
وقتی میدیدم به هیچ چیز دل نمیبندد،
با هیچ تعلقی زمینگیر نمیشود،
هیچ جاذبهای او را مشغول نمیکند؛
یقین میکردم که او جسم ندارد،
متعلق به اینجا نیست...
روحِ محض است، جانِ خالص است.
گاهی احساس میکردم که؛
فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد..
استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزلناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان...
یکّه و تنها در مقابل یک حکومت
ایستاد و دلش از جا تکان نخورد.
من مامور به سکوت بودم و حرفهای
دلِ مرا هم او میزد.
گاهی احساس میکردم فاطمه دلی از
گلبرگ دارد، نرمتر از حریر، شفافتر ازبلور...
و حیرت میکردم که یک دل چقدر میتواند نازک باشد، چقدر یک انسان میتواند مهربان باشد.
غریب بود خدایا، فاطمه غریب بود...
من گاهی از دلِ او، راه به عطوفتِ تو میبردم.
📕 کشتی پهلو شکسته / سیدمهدی شجاعی