پارک آینده پژوهی – Telegram
پارک آینده پژوهی
547 subscribers
1.37K photos
360 videos
88 files
1.34K links
پارک آینده پژوهی گروهی تخصصی با هدف توسعه فرهنگ آینده نگری و تفکر آینده پژوهانه می باشد. https://saeedghaffari.com/ سعید غفاری / دانش اموخته رسانه و آینده پژوهی
Download Telegram
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (Dr s gh)
🏴 فرمودند: گاهی احساس می‌کردم
که فاطمه اصلا دل ندارد.
وقتی می‌دیدم به هیچ چیز دل نمی‌بندد،
با هیچ تعلقی زمین‌گیر نمی‌شود،
هیچ جاذبه‌ای او را مشغول نمی‌کند؛
یقین می‌کردم که او جسم ندارد،
متعلق به اینجا نیست...
روحِ محض است، جانِ خالص است.

گاهی احساس می‌کردم که؛
فاطمه دلی دارد که هیچ مردی ندارد..
استوار چون کوه، با صلابت چون صخره، تزلزل‌ناپذیر چون ستون های محکم و نامرئی آسمان...
یکّه و تنها در مقابل یک حکومت
ایستاد و دلش از جا تکان نخورد.
من مامور به سکوت بودم و حرف‌های
دلِ مرا هم او می‌زد.

گاهی احساس می‌کردم فاطمه دلی از
گلبرگ دارد، نرمتر از حریر، شفاف‌تر ازبلور...
و حیرت می‌کردم که یک دل چقدر می‌تواند نازک باشد، چقدر یک انسان می‌تواند مهربان باشد.
غریب بود خدایا، فاطمه غریب بود...
من گاهی از دلِ او، راه به عطوفتِ تو می‌بردم.

📕 کشتی پهلو شکسته / سیدمهدی شجاعی
🛑مهم‌ترین پیشران‌های تغییر تا سال 2030

بر اساس «گزارش آینده مشاغل 2025»، پنج کلان روند تا سال 2030 دنیای مشاغل را تحت تأثیر قرار می‌دهند:
1. تغییرات فناورانه: هوش مصنوعی، خودکارسازی، یادگیری ماشینی، پردازش کلان‌داده‌ها و گسترش فناوری‌های روباتیک از مهم‌ترین عوامل دگرگونی مشاغل در سراسر جهان خواهند بود. شرکت‌کنندگان در این پژوهش، دسترسی گسترده‌تر به ابزارهای دیجیتال (60%) و به‌ویژه پیشرفت‌های حوزه‌ی هوش مصنوعی (86%) را از تأثیرگذارترین روندها می‌دانند.
سا شکاف‌های ژئو‌اقتصادی و فضای پرتنش سیاسی: مجمع جهانی اقتصاد اشاره می‌کند که تنش‌های ژئو‌اقتصادی و موانع تجارت بین‌المللی می‌تواند منجر به تغییر سیاست‌های استخدامی، روندهای بومی‌سازی و همچنین افزایش نیاز به متخصصانی در حوزه‌های امنیت شبکه و داده شود.
3. نگرانی‌های اقتصادی و هزینه‌های زندگی: تورم جهانی و افزایش هزینه‌های زندگی (که تقریباً نیمی از کارفرمایان آن را از عوامل اصلی تغییر در سازمان خود می‌دانند) می‌تواند هم به فرصت‌های شغلی تازه منجر شود و هم باعث کاهش برخی موقعیت‌ها.
4. تغییرات جمعیتی: با پیر شدن جمعیت در برخی کشورهای ثروتمند و افزایش جمعیت جوان در کشورهای در حال توسعه، تقاضا برای مهارت‌های مربوط به مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و پرورش و همین‌طور مدیریت منابع انسانی افزایش خواهد یافت.
5. گذار سبز : افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی و سیاست‌های اقلیمی، رشد مشاغل مرتبط با انرژی‌های تجدیدپذیر، مهندسی محیط‌زیست و مدیریت پایدار را در پی دارد و در عین حال، مهارت‌هایی نظیر «مدیریت محیط‌زیستی» و «مسئولیت‌پذیری اجتماعی» را پررنگ‌تر می‌کند.



https://reports.weforum.org/docs/WEF_Future_of_Jobs_Report_2025.pdf
🎓 راه‌اندازی رشته «جادو و علوم غیبی» با تمرکز بر عرفان اسلامی در دانشگاه اکستر

دانشگاه اکستر در بریتانیا برای نخستین بار در اروپا رشته‌ی کارشناسی ارشد جادو و علوم غیبی (MA Magic and Occult Science) را راه‌اندازی کرده است. این دوره‌ی نوآورانه نه به آموزش عملی جادوگری، بلکه به مطالعه‌ی علمی و تاریخی جادو، عرفان و علوم پنهان در بسترهای مختلف فرهنگی و دینی می‌پردازد.

📌 ویژگی‌های دوره
- نام رسمی: MA Magic and Occult Science
- مدت زمان: یک سال تمام‌وقت یا دو سال پاره‌وقت
- تمرکز:
- تاریخ و فلسفه‌ی جادو و علوم غیبی
- اسطوره‌شناسی و آیین‌ها در ادیان مختلف
- نقش باورهای جادویی در شکل‌گیری علم، پزشکی و فلسفه
- توجه ویژه به عرفان و سنت‌های اسلامی در کنار سنت‌های غربی
- مرکز پژوهشی: دانشجویان عضو Centre for Magic and Esotericism می‌شوند؛ مرکزی که جلسات علمی و بازدیدهای میدانی برگزار می‌کند.

نقش پروفسور امیلی سیلاو
- پروفسور امیلی سیلاو (Emily Selove)، طراح و مسئول این دوره، استاد زبان و ادبیات عربی قرون وسطی در دانشگاه اکستر است.
- او سال‌ها در زمینه‌ی اسلام‌شناسی، ادبیات عربی و متون عرفانی پژوهش کرده و پروژه‌های مهمی مانند ویرایش و ترجمه‌ی کتاب‌های جادویی قرون وسطی (از جمله آثار سراج‌الدین سکاّکی) را هدایت کرده است.
- سیلاو با تأکید بر جایگاه عرفان اسلامی در تاریخ جادو و علوم غیبی، این رشته را در چارچوب «مطالعات عربی و اسلامی» دانشگاه اکستر بنیان‌گذاری کرده است.

https://www.exeter.ac.uk/study/pg-research/degrees/magic-occult-science/
Forwarded from اندیشه ما
سنجش دین در ایران، تحولات پنهان، چالش‌ها و ترفندهای علمی
🎙
#دکتر_نجاتی_حسینی
💡
#تولیدی_اندیشه_ما

🧠
سنجش امر دینی به‌عنوان مسئله‌ای اجتماعی فراتر از دینداری فردی مطرح شد و تأکید گردید ارزیابی دین فقط عدد و آمار نیست بلکه سنجش کارکرد مشروعیت و مقبولیت اجتماعی است

📊 کاهش یا افزایش دین‌ورزی بدون داده‌های مستقل قابل داوری نیست زیرا ترس از بیان واقعی نگاه امنیتی و ضعف جامعه علمی داده‌ها را مخدوش می‌کند و تصویر از واقعیت نمی‌دهد

📉 افول نهادهای رسمی لزوما به معنای فروپاشی امر دینی نیست جامعه ایرانی رفتار نوسانی دارد و همزمان با کاهش مناسک ظاهری دغدغه معنا مناظره و معنویت همچنان زنده است اجتماعی

راه برون‌رفت تقویت گفتگوی امن نقد عالمانه و پالایش خرافه از دین است تا تعارض خیابانی جای خود را به فهم آکادمیک بدهد جامعه امروز آیا چنین تغییری ممکن است؟

#مسائل_ایران

⬇️ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید:
https://andishehma.com/sanjesh-din-dar-iran

📣پایگاه اندیشه ما
📱 تلگرام | واتساپ | اینستگرام| ایتا
Forwarded from اندیشه ما (Mohammad Hossein Asadi)
آینده پژوهی نواندیشی دینی با تاکید بر آثار دکتر فیرحی

🎙استاد سید صادق حقیقت

✂️ برش هایی از متن:

📍فرضیه من این است که گذر زمان به‌نفع نواندیشی دینی، رقم نخواهد خورد؛ یعنی هرچه زمان می‌گذرد، به‌ضرر نواندیشی دینی خواهد بود و کام‌یابی آن را در طول زمان، با مشکل مواجه خواهد کرد.
می‌دانید که در اینجا دو بحث، مطرح است: یکی بحث اندیشه‌ای است؛ چون از نظر اندیشه‌ای، ما نواندیش دینی هستیم و نظریه هم‌رأیی هم ذیل نواندیشی دینی مطرح می‌شود و این وظیفه و اعتقاد ماست، اما بحث جامعه‌شناختی و توفیق یا عدم توفیق جامعه‌شناختی، یک بحث دیگر است. آینده‌پژوهی از آینده نواندیشی دینی از نظر جامعه‌شناختی، سخن می‌گوید؛ پس مدعا این است که هرچه زمان می‌گذرد، از نظر اجتماعی، شانس نواندیشی دینی برای توفیق، کاهش می‌یابد.

🔸مؤیدات فرضیه

برای تأیید این فرضیه به شش مطلب اشاره می‌شود که شاید دلیل محسوب نشوند، بلکه مؤید باشند، ولی به هر روی، به نظر می‌رسد که این شش‌گانه می‌تواند به کمک اثبات این مدعا بشتابد
📍1) شکاف نسلی
تحولات سال 1401 نشان داد که نسل جدید مطالبات و زبانی دارد که با زبان روحانیت -اعم از اصول‌گرا و اصلاح‌طلب؛ نواندیش و غیرنواندیش- متفاوت است و زبان مشترکی بین متفکران نواندیش، اصول‌گرا و روحانیت با نسل جدید، وجود ندارد و در این فضا تفکر هم انتقال نمی‌یابد؛ چون مفروض ما این است که زبان، خانه فکر است نه وسیله انتقال تفکر؛ لذا فکر ما را محدود و تحدید می‌کند؛ بدین‌معنا که او در یک خانه می‌اندیشد و ما در خانه دیگر، و زمانی که پل ارتباطی بین این دو خانه، وجود نداشته باشد، مفاهیم هم منتقل نمی‌شوند

🔸مفروض ما در اینجا این است که متن باید در زمینه، دیده بشود. یکی از اشکالات اجتهاد حوزوی این است که اعتقاد در اجتهاد -گفته یا نگفته- این است که متن می‌تواند به‌وسیله متن، تفسیر بشود درحالی که روش‌شناسی‌های مدرن -خصوصاً هرمنوتیک- اثبات کرده‌اند که متن باید در زمینه، و تکست در کانتکست، تفسیر گردد. می‌دانید که مباحثی مانند شأن‌نزول، در اجتهاد، مدنظر است اما تکست به‌عنوان مجموعه مسائل سیاسی و اجتماعی، در اجتهاد، چندان دیده نشده و یکی از انتقادات روش‌شناسانه‌ای که به اجتهاد فعلی در حوزه‌ها و بین اصولیان وارد است، این است که متن در درون زمینه، تفسیر نمی‌شود
اگر کل نواندیشی دینی را به‌عنوان متن در نظر بگیریم و تصور بکنیم، آینده‌اش باید در درون زمینه، مشخص بشود. وضعیت زمینه هم در سال 1400 با سال 1400، تفاوت دارد و البته این فنر در طول زمان، فشرده شده، اما در سال 1401 خود را نشان داد. بنابر این، نواندیشی دینی را فقط در کتاب‌ها و مقالات و در محیط کتاب‌خنه نباید مطالعه کنیم، بلکه در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی باید به مطالعه آن بپردازیم و اگر چنین کنیم، نخستین مسأله‌ای که با آن برخورد می‌کنیم، شکاف نسلی است که میان نسل جدید و نسل قدیم یعنی کسانی که موعظه می‌کنند (اعم از دانشگاهیان و حوزویان) پدید آمده.

📍2) عدم ثبات در حوزه سیاسی و اجتماعی
با نگاهی به مسائل داخلی و تحلیلی از آن‌ها، شرائط در حوزه مسائل سیاسی و اجتماعی داخلی کشور به‌گونه‌ای است که ثبات ندارد و باز، مفروض ما این است که نواندیشی دینی برای موفقیت، نیازمند ثبات است. در اوائل دهه هشتاد، در یک آینده‌پژوهی درباره نواندیشی گفتم که آینده از آنِ نواندیشی است؛ یعنی جریان‌های مثبت رقم می‌خورَد. این پژوهش در آن روز، تا اندازه‌ای درست بود؛ یعنی نواندیشی در حدود یک دهه و نیم، شاهد ترقی روزبه‌روز خود بود کام‌یابی جامعه‌شناختی را تجربه می‌کرد، اما ادعای ما برای آینده و از این به بعد، به‌عکس ادعای پیشین است و زمان هر چه پیش برود، به‌زیان نواندیشی دینی خواهد بود و البته مشخص است که برای روشن‌فکری دینی نیز، همین وضعیت پیش‌بینی می‌شود و رادیکالیسم دینی و افراط‌گرایی دینی، وضع به طریق اولی، بدتر از وضعیت ماست؛ چراکه نسل جدید از اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی به‌معنای سیاسی آن، و نواندیشی دینی و افراط‌گرایی به‌معنای اندیشه آن در حال گذر است و بنابر این، وضع رقبای ما بدتر از ما خواهد بود، اما وضعیت برای ما هم چندان خوب نیست.

🔺 جهت مطالعه کامل این مطلب به لینک زیر مراجعه فرمایید:

https://andishehma.com/ayandeh-pajohi-noandishi-dini/

#آینده_پژوهی
#نواندیشی_دینی
#دکتر_فیرحی
#سید_صادق_حقیقت

🌐 تهیه شده توسط تیم اندیشه ما

🖇 مارا در شبکه های اجتماعی همراهی کنید 🙏🏻:

ایتا:
https://eitaa.com/andishemaa
تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/andishemaa
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/andishemaa
امیرالمومنین علی علیه السلام:
بر اساس همین نظام علت و معلولی می‌توانید حوادث آینده را پیش بینی بکنید؛ اِستَدِلَّ على ما لَم يَكُن بما قَد كانَ؛ فإنّ الاُمورَ أشباهٌ؛

💡 امام على عليه السلام ـ به فرزند بزرگوار خود، امام حسن عليه السلام ـ نوشت: از آنچه بوده، به آنچه نيست راه بِبَر؛ ....
🛑 روند ................. رویکردهای آینده‌پژوهی انتقادی با تمرکز بر بازسازی اجتماعی-فرهنگی و نقد ساختارهای قدرت، در حال گسترش است و مسیرهایی مانند دیالکتیک و تخیلات اجتماعی برای بحث و بررسی پیشنهاد می‌شود. مقاله‌ای جدید (۲۰۲۵) در مجله International Journal of Design Management بر "رویاپردازی اجتماعی" در رهبری آینده‌نگر تأکید دارد.
👍1
📌 هم اندیشی طراحی ضدروند و تولید ضدروایت

▶️پرسش اول:

"با توجه به تحولات شتابان فناوری‌های ارتباطی و هوش مصنوعی در دهه پیش رو، چگونه می‌توانیم «مزیت رقابتی روایی» خود را در برابر رسانه‌های معاند طراحی کنیم، به گونه‌ای که نه تنها واکنشی باشد، بلکه «پیش‌ران روایت‌سازی» در فضای رسانه‌ای آینده شویم؟"

🔺ابعاد پرسش:

۱. بُعد فناورانه: هوش مصنوعی، متاورس، واقعیت افزوده و واقعیت مجازی چگونه جنگ روایت‌ها را در ۵-۱۰ سال آینده متحول خواهند کرد؟
۲. بُعد شناختی: با تغییر الگوهای توجه و ادراک مخاطبان آینده (نسل Z و Alpha)، چه تغییراتی در شیوه روایت‌پردازی ضروری است؟
۳. بُعد ساختاری: آیا مدل‌های کنونی رسانه‌ای برای روایت‌سازی دفاعی در آینده کافی خواهند بود یا نیاز به بازآفرینی نهادهای روایت‌ساز داریم؟
۴. بُعد بین‌المللی: چگونه می‌توان در آینده، روایت ایران را در پلتفرم‌های جهانی نهادینه کرد؟

▶️پرسش دوم:

"در شرایط ابرچالش‌های هم‌افزای داخلی و خارجی، چگونه می‌توان یک «اکوسیستم روایی تاب‌آور» طراحی کرد که ضمن حفظ انسجام و هویت ملی، توانایی جذب تنوع اجتماعی، پاسخگویی به انتقادات مشروع، و تبدیل تهدیدهای روایی به فرصت‌های گفتمانی را داشته باشد؟"

🔺ابعاد پرسش:

۱. بُعد انعطاف‌پذیری: چگونه می‌توان ضدروایت‌ها را به گونه‌ای طراحی کرد که نه شکننده و انعطاف‌ناپذیر باشند، نه بی‌هویت و بی‌ثبات؟
۲. بُعد مشارکتی: چه مکانیسم‌هایی می‌تواند «روایت‌سازی جمعی» را ممکن کند تا مردم نه فقط مصرف‌کننده، که تولیدکننده روایت ملی باشند؟
۳. بُعد اعتمادسازی: در فضای بی‌اعتمادی جهانی، چگونه می‌توان اعتبار روایت ایرانی را به سطحی برساند که حتی برای مخاطبان بی‌طرف نیز جذاب و باورپذیر باشد؟
۴. بُعد تبدیل تهدید به فرصت: چگونه می‌توان از حملات روایی معاند برای شناسایی نقاط ضعف داخلی و تقویت گفتمان انتقادی سازنده استفاده کرد؟



🔰این دو پرسش، یکی معطوف به آینده بیرونی (تحولات تکنولوژیک و رسانه‌ای) و دیگری معطوف به آینده درونی (تاب‌آوری و انعطاف سیستم) است.🔰
Forwarded from شامات ا سعید غفاری ا (Dr s gh)
@SHAMAT94📍
🛑نقطه تعیین‌کننده در منازعات آینده، نه در ابزارهای سخت‌افزاری، بلکه در گذار از «دکترین تهدیدمحور» به «دکترین امنیت‌محور» است.

در پارادایم قدیمی، اطلاعات تابع عملیات بود. اما در الگوی نوین، تمامی اقدامات، بر بستر اشراف اطلاعاتیِ پیش‌دستانه و دائمی طراحی می‌شود.
نبردهای آینده، حتی با ظهور جنگنده‌ها و موشک‌ها، در ذات خود نبردهای اطلاعاتی خواهند بود: ضربه‌های سریع از لایه‌های نامرئی و بازگشت به پناهگاه‌های عملیاتی.

آینده از آن کسانی است که از واکنش به پیش‌کنشی (Proactive) حرکت کنند؛ جایی که اطلاعات، مُحرک اصلی و عملیات، پیامدِ منطقیِ آن است. این گذار، یک انتخاب نیست، یک الزام بقا در صحنه‌ی پیچیده‌ی ژئوپلیتیک فرداست.
1
🛑 چرخه روایت رسانه‌ای (Narrative Lifecycle)

این چرخه توضیح می‌دهد که یک روایت چگونه در فضای رسانه‌ای ساخته، تقویت، پخش و تثبیت یا بی‌اثر می‌شود:

🔸رخداد خام
یک حادثه واقعی یا ساختگی مبنا قرار می‌گیرد (اعتراض، بحران، حادثه امنیتی، تصویر یا ویدئو)

🔸قاب‌بندی اولیه (Framing)
رسانه یا شبکه‌های اجتماعی، زاویه روایت را تعیین می‌کنند:
مثلاً: «بحران اقتصادی»، «سرکوب»، «جنبش مردمی»، «دخالت خارجی»

🔸تولید محتوای روایی
پیام تبدیل به محتوا می‌شود: ویدئو، تصویر، متن، پادکست، اینفوگرافی، توییت، کپشن

🔸انتشار شبکه‌ای
پلتفرم‌ها روایت را پخش می‌کنند: تلگرام، اینستا، X، رسانه‌های ماهواره‌ای، دیاسپورا

🔸تقویت الگوریتمی یا هماهنگ (Amplification)
از طریق:

هشتگ‌سازی و ترند

بات‌ها و ترول‌ها
https://news.1rj.ru/str/parkfs
بازنشر اینفلوئنسرها

محتواهای AI
روایت شدت می‌گیرد

🔸قطبی‌سازی و اثرگذاری شناختی
روایت به لایه‌های احساسی می‌رسد: خشم، ترس، همدلی، ناامیدی، امید کاذب

🔸تثبیت یا فرسایش روایت
اگر پاسخ مناسب داده نشود روایت تثبیت می‌شود، اگر ضدروایت قوی و سریع منتشر شود روایت فرسایش می‌یابد
🛑 روایت، از «داده خام» تا «باور اجتماعی» یک مسیر قابل‌ردگیری دارد

🔺نبرد اصلی بر سرعت، قاب‌بندی و تقویت شبکه‌ای است

🔹دفاع موفق یعنی: پیش‌بینی → رصد → ضدروایت → تقویت انتشار → ارتقای سواد رسانه‌ای
🛑در جهان پساحقیقت، دیگر واقعیت‌ها تعیین‌کننده نیستند، بلکه روایت‌های احساسی که با باورهای مخاطب همسو باشند، پیروز میدان می‌شوند. نمونه آشکار این پدیده، رفتار دونالد ترامپ در قبال ایران است: او با نادیده گرفتن گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اطلاعات رسمی کشور خود، مدعی "نابودی کامل" برنامه هسته‌ای ایران شد ، در حالی که ارزیابی‌های اولیه پنتاگون حکایت از آسیب محدود داشت . هدف این جنگ روایت‌ها نه شفافیت، بلکه ایجاد فضای اغتشاش و فشار حداکثری بود. ترامپ با پیام‌های متناقض در شبکه‌های اجتماعی - از یک سو خواهان مذاکره و از سوی دیگر خواستار "تسلیم بی‌قیدوشرط" و "تخلیه تهران" - تلاش کرد افکار عمومی و حتی دستگاه محاسباتی ایران را دچار فلج شناختی کند . در این معادله، شایعات و دخالت‌های رسانه‌ای هدفی جز تحریک ناآرامی و پیش‌بردن پروژه‌ای از پیش طراحی‌شده ندارد؛ پروژه‌ای که در آن "حمایت از مردم ایران" تنها ابزاری مصرفی برای دستیابی به اهداف سیاسی است .
🛑🔺در جهان امروز، دیگر حقایق عینی تعیین‌کننده نیستند؛ آنچه بر افکار عمومی مسلط شده، «پساحقیقت» است؛ وضعیتی که در آن احساسات و باورهای شخصی بر واقعیت‌های مستند پیروز می‌شوند. در عرصه ارتباطات بین‌الملل، این پدیده به جنگ روایت‌ها دامن زده است: یک شایعه احساسی که با پیش‌داوری‌های مخاطب همسو باشد، سریع‌تر از یک گزارش مستند در شبکه‌های اجتماعی جهانی می‌شود و حتی سیاست خارجی کشورها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این فضای بی‌اعتمادی به نهادهای سنتی و چیرگی الگوریتم‌های تحریک‌کننده احساس، حقیقت نه آن چیزی است که رخ داده، بلکه آن چیزی است که مردم می‌خواهند رخ داده باشد.
🔰نگاهی به سال ۲۰۲۵ و شباهت‌های عجیب واقعیت با ادبیات علمی‌تخیلی
وقتی خبرها شبیه رمان‌های پادآرمان‌شهری می‌شوند

🔸از مراسم‌های اشرافی میلیاردرها تا ظهور هوش مصنوعی و سیاست‌های پوپولیستی؛ برای بسیاری از جوانانی که با رمان‌های پادآرمان‌شهری بزرگ شده‌اند، جهان امروز دیگر شبیه آینده تخیلی نیست — بلکه ادامه همان داستان‌هاست.

🔸وقتی به عقب نگاه می‌کنیم، سال ۲۰۲۵ سالی فراموش‌نشدنی بود؛ با رخدادهایی عجیب مثل «بازی‌های پاپ» — نامی که اینترنت برای تب‌وتاب انتخاب پاپ جدید گذاشت — و سرقت لوور، دزدی‌ای آن‌قدر غیرقابل‌باور که بعضی‌ها فکر کردند تبلیغی برای فیلم بعدی مجموعه Now You See Me است.

🔸ناامیدی سیاسی و اقتصادی باعث شده حتی نسل جوان هم حسرت «دوران ساده‌تر» را بخورد؛ نتیجه‌اش افزایش گرایش‌های محافظه‌کارانه در شبکه‌های اجتماعی است — از «مردان آلفا» تا «همسران سنتی».

🔸این روند یادآور آینده تخیلی سرگذشت ندیمه نوشته مارگارت اتوود است؛ جهانی با سرکوب زنان، سلطه ایدئولوژیک و مقاومت.

ibna.ir/x6FRk
📍https://news.1rj.ru/str/parkfs
روایت یک مواجهه با جهان فرامادی در مسیر دانش
🖌سعید غفاری

سالها پیش کتاب کنزالحسینی بدستم رسد ، منبع و دلیل آنرا به یاد ندارم . اما هر چند وقت یک بار به سراغش می رفتم تا ببینم از منظر این کتاب دنیا چه قواعد و متغیرهایی دارد . گذشت تا اینکه در میانه تحصیل در مقطع دکتری آینده پژوهی تمرکزی بر مسایل فرامادی و به طور کلی علوم غریبه و ادراک آینده داشتم . مراجعه ام به کنزالحسینی و دیگر کتب علوم غریبه دو نتیجه متفاوت داشت .
گزارش زیر از این کتاب یادداشتی است که در همان زمان ( حدود سال 94 )و در قالب یک کار دانشگاهی بر این کتاب نوشتم
https://news.1rj.ru/str/parkfs
روایت یک مواجهه با جهان فرامادی در مسیر دانش
سعید غفاری🖌


کتاب کنز الحسینی صرفاً یک «دستورالعمل عملی» و گام به گام برای علوم غریبه نیست، بلکه به مثابه یک " سند فرهنگی" و گنجینه مردم‌شناختی عمل می‌کند که از رهگذر آن می‌توان به جهان‌بینی، نظام ارزشی، ترس‌ها، امیدها و ساختار ذهنی مردمان یک دوره تاریخی خاص (و حتی تا به امروز) پی برد.
در این تحلیل، کتاب را همچون آیینه‌ای در نظر می‌گیریم که تصویر جامعه را بازمی‌تاباند.
پرسش اصلی این است: این آیینه چه چهره‌ای از انسان و جامعه را نشان می‌دهد؟
1️⃣ انسان در محاصره ناامنی‌های هستی شناختی
اولین و برجسته‌ترین تصویری که از لابه‌لای دعاها، طلسمات و اعمال این کتاب ترسیم می‌شود، تصویر انسانی است که در جهانی پر از خطر، آسیب‌پذیری و عدم قطعیت زندگی می‌کند.
جهانی مالامال از تهدید: در این جهان، نیروهای نامرئی و مخربی چون "چشم زخم"، "سحر و جادو"، "اجنه و شیاطین"، "بلاهای آسمانی" و "حسادت دیگران" همواره در کمین هستند تا آرامش، مال، خانواده و حتی جان انسان را هدف قرار دهند.
ناتوانی در کنترل کامل: انسان سنتی (و حتی مدرنِ درگیر با این باورها) احساس می‌کند که ابزارهای مادی و عقلانی برای مقابله با این همه تهدید نامرئی کافی نیست. او برای پر کردن این خلأ، به سراغ ابزارهای فرامادی می‌رود.
پیام فرهنگی: این نگاه، بازتابنده جامعه‌ای است که در آن، مرز بین طبیعت و ماوراءطبیعت، و امر عادی و خارق‌العاده، بسیار باریک و نفوذپذیر است. نظام تبیین پدیده‌ها (اعم از بیماری، فقر، نابسامانی‌های خانوادگی) صرفاً مادی نیست، بلکه ریشه در کنش‌های نیروهای فرازمینی یا اراده‌های پنهان (دیگران) دارد.
2️⃣ بازتاب ساختار قدرت و سلسله مراتب اجتماعی
محتوای کتاب، به وضوح ساختار سلسله‌مراتبی جامعه و منابع قدرت را بازتاب می‌دهد. انسان در این جامعه، در شبکه‌ای از روابط قدرت گرفتار است که بخش عمده‌ای از دغدغه‌های او را شکل می‌دهد:
قدرت سیاسی (حاکمان و صاحب‌منصبان): وجود ابواب متعدد برای "تسخیر قلوب پادشاهان، امرا و وزرا" یا "فتوح (پیروزی) بر دشمنان و رقبای سیاسی" نشان می‌دهد که مخاطب کتاب، انسان‌هایی هستند که سرنوشتشان به شدت به اراده و خواست قدرتمندان این دنیا گره خورده است. آن‌ها فاقد مکانیسم‌های مدنی و قانونی برای احقاق حق یا جلب نظر مافوق هستند، بنابراین به ابزارهای فرامادی متوسل می‌شوند.
قدرت قضایی و نظامی: دعاهای مربوط به "غلبه بر دشمن"، "بسته شدن زبان دشمن در دادگاه" یا "پیروزی در منازعات" نشانه جامعه‌ای است که نهادهای قضایی و اجرایی آن یا کارآمد نیستند و یا دسترسی عادلانه به آنها برای همه ممکن نیست. نتیجه، پناه بردن به "دادگاه غیب" است.
قدرت اجتماعی (افکار عمومی): اعمال مربوط به "جلب محبت و اکرام در نزد مردم" یا "محبوبیت در میان جامعه"، بیانگر اهمیت حیاتی حیثیت اجتماعی و جایگاه فرد در افکار عمومی است. در جوامع سنتی که "آبرو" یک سرمایه اجتماعی محسوب می‌شود، دستیابی به آن از طریق مشروعیت بخشی فرامادی، یک نیاز اساسی است.
3️⃣ اقتصاد معیشتی و ناامنی مالی
بخش قابل توجهی از کتاب به "گشایش رزق و روزی"، "دفع فقر" و "زیاد شدن مال و تجارت" اختصاص دارد. اینها نشان می‌دهد:
اقتصاد مبتنی بر کمبود: جامعه مخاطب این کتاب، عمدتاً درگیر یک اقتصاد معیشتی و شکننده است. قحطی، خشکسالی، رکود تجاری و بیکاری، تهدیدهای همیشگی و ملموسی هستند که زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار می‌دهند.
اتکا به تقدیر و عوامل فرامادی: وقتی ابزارهای اقتصادی و برنامه‌های اجتماعی برای ایجاد امنیت شغلی و درآمد کافی وجود نداشته باشد یا ناکارآمد باشد، ذهنیت جمعی به سمت تقدیرگرایی و جستجوی روزی از "دریچه‌های غیبی" سوق پیدا می‌کند. دعاهای "باب‌الارزاق" در چنین بستری، کارکردی شبیه به "شبکه تامین اجتماعی غیبی" پیدا می‌کنند.
4️⃣ پویایی‌های روابط خویشاوندی و بینافردی
بخش عظیمی از اعمال کتاب، حول محور تنظیم روابط عاطفی و خانوادگی می‌چرخد که نشان از اهمیت و در عین حال شکنندگی این روابط در بستر فرهنگی دارد:
کانون پرتنش خانواده: دعاهای فراوان برای "محبت بین زن و شوهر"، "اصلاح ذات‌البین"، "بازگرداندن شوهر فراری" یا "رام کردن زن و فرزند"، تصویری از خانواده به عنوان یک نهاد عاطفی قدرتمند اما در عین حال سرشار از تنش و آسیب‌پذیر در برابر فروپاشی را ترسیم می‌کند.
رقابت و حسادت: اعمال مربوط به "بغض و عداوت" میان رقبا یا خنثی کردن "حسادت دیگران"، نشان می‌دهد که جامعه مملو از رقابت‌های تنگاتنگ بر سر منابع محدود (اعم از مادی و نمادین) است. حسادت به عنوان یک نیروی مخرب اجتماعی، بسیار جدی گرفته می‌شود.
کنترل دیگری: بسیاری از دعاها و طلسمات، هدفشان "تسخیر"، "رام کردن" یا "به بند کشیدن" اراده دیگری (همسر، فرزند، رئیس، دشمن) است. این عناوین می‌تواند بازتابنده جامعه‌ای باشد که در آن، تعاملات انسانی کمتر مبتنی بر گفتگو و تفاهم و بیشتر بر پایه قدرت، نفوذ و تلاش برای کنترل طرف مقابل استوار است.
5️⃣ بحران معنا و نیاز به نظم‌بخشی به جهان
در سطحی عمیق‌تر، این کتاب پاسخی است به یک "بحران معنا . انسان در مواجهه با رخدادهای تصادفی، ناعادلانه و رنج‌آور زندگی (مرگ نابهنگام، فقر ناگهانی، بدبیاری‌های پی‌درپی) دچار حیرت و درماندگی می‌شود.
ایجاد نظم در بی‌نظمی: علم اوفاق، طلسمات و اعداد (جادوی سیمپاتتیک یا همان‌دلی) به انسان این توهم را می‌دهد که می‌تواند بر جهان بی‌نظم و تصادفی پیرامون خود، نوعی "نظم پنهان" و "قابلیت پیش‌بینی" تحمیل کند. محاسبه ابجد یک نام و قرار دادن آن در جدولی مشخص (وفق)، نوعی نظم‌بخشی نمادین به جهان است.
دسترسی به قدرت مطلق: توسل به اسماء الهی و موکلان، راهی برای اتصال به منبع قدرت مطلق و استفاده از آن برای نظم دادن به امور شخصی و اجتماعی است. این یک سازوکار روان‌شناختی برای کاهش اضطراب وجودی و کسب حس عاملیت در جهانی است که انسان خود را در آن کوچک و بی‌قدرت می‌بیند.
◀️و در پایان:
کتاب «کنز الحسینی» در تحلیل نهایی، "راهنمای بقا" برای انسانی است که در جامعه‌ای سنتی با ویژگی‌های زیر زندگی می‌کند:
دولت‌ها و نهادهای اجتماعی پاسخگوی نیازهای او نیستند و یا دسترسی به آنها عادلانه و آسان نیست.
اقتصاد شکننده و مبتنی بر کمبود است.
روابط اجتماعی عمیقاً مبتنی بر سلسله مراتب قدرت و رقابت بر سر منابع محدود است.
جهان‌بینی آمیزه‌ای از توحید و باورهای کهن (اختربینی، جن‌پرستی، جادو) است.
فرد در مواجهه با ناملایمات، بیش از آنکه به دنبال تغییر ساختارهای اجتماعی باشد، به دنبال تغییر تقدیر خود از طریق مداخله در جهان فرامادی است.
بنابراین، این کتاب نه صرفاً یک خرافه‌نامه، که یک سند انسان‌شناختی ارزشمند است که به ما نشان می‌دهد انسان‌ها در یک بافتار تاریخی-فرهنگی خاص، چگونه با استفاده از منابع نمادین و معنوی در دسترس خود (که ترکیبی از دین، جادو و سنت است)، با مشکلات ملموس و رنج‌های روزمره خود مقابله می‌کرده و برای زندگی خود معنا و نظم می‌آفریده‌اند. این کتاب، با تمام پیچیدگی‌ها و تناقضاتش، فریاد خاموش نیازهای برآورده‌نشده انسانی است که در تاریخ ثبت شده است.
🌙 اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْآنَ وَافْتَرَضْتَ على عِبادِكَ فيهِ الصِّيامَ...