پزشکان گیل – Telegram
پزشکان گیل
1.94K subscribers
5.03K photos
959 videos
304 files
8.12K links
کانال تلگرامی ماهنامه‌ پزشکان گیل (انتشار از ۱۳۸۲)
مدیر مسوول: دکتر مسعود جوزی (@Msd_79)
تماس با ما در گروه گفتگو:
t.me/pezeshkandg
سایت:
pezeshkangil.com
اینستاگرام:
instagram.com/pezeshkangil
بازنشر مطالب با نام کانال (و چه بهتر نشانی آن) بلامانع است.
Download Telegram
📌 ۲۵ دسامبر ۱۸۷۶ تولد وینداوس کاشف ویتامین دی

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۴ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️آدولف اوتو رینولدز وینداوس پزشک و شیمی‌دان آلمانی بود که برای تحقیق در مورد بیماری راشیتیسم و کشف ویتامین دی برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۲۸ شد. از افتخارات دیگر او می‌توان به عضویت در آکادمی علوم گوتینگن و آکادمی علوم طبیعی لئوپولدی (۱۹۲۲) و دریافت نشان گوته (۱۹۴۱)، نشان پاستور، جایزه آدولف فون بایر، و نشان لیاقت علوم و هنر آلمان (۱۹۵۲) اشاره کرد.

وی در برلین به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه برلین و دانشگاه فرایبورگ، در ۱۹۱۵ به ریاست انستیتو شیمی دانشگاه گوتینگن منصوب شد. او علاوه بر دستاوردهای چشمگیر علمی، یکی از معدود شیمی‌دانان آلمانی بود که با نازی‌ها همکاری نکرد و به مخالفت آشکار با سیاست‌های هیتلر پرداخت.

این دیدگاه باعث شد که وینداوس در طول جنگ جهانی اول از تحقیق در مورد گازهای سمی خودداری کند. مطالعات وی به شناسایی مراحل تبدیل کلسترول به ویتامین دی منجر شد. او حق ثبت اختراع خود را به شرکت مرک و بایر واگذار کرد که حاصل آن تولید داروی ویگانتول (کوله‌کلسیفرول، ویتامین دی۳) در ۱۹۲۷ بود.

کلسترول یک الکل (استرول) غیراشباع است که اولین بار در سنگ کیسه صفرای انسان شناسایی شد. وینداوس مجذوب چگونگی نوسان سطح کلسترول در بدن، به ویژه چگونگی افزایش آن در دوران بارداری و کاهش آن در طول بیماری‌های مختلف بود. او به تحقیق درباره استرول‌ها در جانداران مختلف پرداخت و با کمال تعجب دریافت که باکتری‌ها فاقد استرول هستند.

«راشیتیسم» (ریکتز، بیماری انگلیسی، احتمالاً از ریشه انگلیسی «ریکِن» به معنی پیچش در اشاره به خمیدگی استخوان‌ها و یا ریشه یونانی «راکیتیس» در اشاره به ستون فقرات) بیماری استخوان اطفال ناشی از کمبود ویتامین دی است که تا اوایل دهه ۱۹۰۰ عمدتاً با غذاهایی مانند شیر کامل یا روغن کبد ماهی درمان می‌شد. همچنین فرض بر این بود که نور خورشید باعث بهبود این بیماری می‌شود، با این تصور اشتباه که ماده پیش‌ساز کلسترول توسط نور فرابنفش به شکل فعال خود تبدیل می‌شود.

نخستین بار سورانوس اِفسوسی پزشک یونانی قرن اول و دوم به تغییر شکل استخوان‌ها در نوزادان اشاره کرد. اولین استفاده از اصطلاح «راشیتیسم» به دست‌نوشته متعلق به یک اشراف‌زاده اسکاتلندی در ۱۶۳۲ بازمی‌گردد که شامل پنج روش برای درمان این بیماری است. دانیل ویسلر پزشک انگلیسی در ۱۶۴۵ اولین توصیف از این بیماری را ارائه داد.

کورت هولدشینسکی پزشک آلمانی در ۱۹۱۸ نشان داد که نرمی استخوان با نور فرابنفش قابل درمان است و نقش رژیم غذایی در این بیماری در ۱۹۲۰ توسط ادوارد ملانبی بیوشیمی‌دان بریتانیایی مطرح شد. هَری استینباک پزشک آمریکایی در ۱۹۲۳نشان داد که تابش فرابنفش میزان ویتامین دی غذا را افزایش می‌دهد. نرمی استخوان در ایالات متحده تا ۱۹۴۵ تقریباً ریشه کن شد.

وینداوس متوجه شده بود که کلسترول پس از تابش فرابنفش اثرات ضد راشیتیسم خود را از دست می‌دهد. آزمایش‌های او طی دهه ۱۹۲۰ نشان داد ماده دیگری غیر از کلسترول (ارگوسترول، ویتامین دی۱) پیش‌ساز ویتامین دی است و ارگوسترول در اثر تابش فرابنفش به کلسیفرول (ویتامین دی۲) تبدیل می‌شود که اثرات ضد راشیتیسم آن ۱۰۰ هزار برابر روغن کبد ماهی است.

وی در ۹ ژوئن ۱۹۵۹ در ۸۲ سالگی در گوتینگن درگذشت. آدولف بوتنانت بیوشیمی‌دان آلمانی و برنده نوبل شیمی ۱۹۳۹ از شاگردان سرشناس او بود و معروف است که وقتی شرکت شرینگ از وینداوس درخواست کرد راهی برای تولید هورمون زنانه در آزمایشگاه پیدا کند، بوتنانت برخلاف توصیه استادش به جای غدد جنسی از هزاران لیتر ادرار استفاده کرد.

مستند کوتاه «بیماری انگلیسی» (کورت استفان، ۱۹۴۱) که طی جنگ جهانی دوم توسط وزارت بهداشت آلمان ساخته شد، بخشی از دستگاه تبلیغات نازی‌ها در کنار بحث پیرامون علائم، درمان و پیشگیری از راشیتیسم در نوزادان و خردسالان بود. صحنه تاریک آغازین فیلم با صف افراد معلول که از راشیتیسم رنج می‌برند بر روی نقشه انگلستان و اشاره به مقاله‌ای از مجله بریتانیایی فارن اَفرز (آینده محاصره، ۱۹۲۰)، یک بیانیه سیاسی برای القای این مفهوم است که بریتانیا با محاصره آلمان در طول جنگ جهانی اول سعی در ابتلای غیرنظامیان به راشیتیسم و امراض تغذیه‌ای مشابه داشت.

📌تصویر: پرتره پس از مرگ جیووانای اتریشی دوشس بزرگ توسکانی و پسرش دون فیلیپ مدیچی اثر جیووانی بیتزِلی نقاش ایتالیایی، ۱۵۸۶ (فیلیپ در ۵ سالگی درگذشت و مطالعه استخوان‌های وی در ۲۰۱۳ نشان داد که مانند اغلب فرزندان خاندان مدیچی و بسیاری دیگر از اشراف احتمالاً به دلیل تغذیه نادرست و محرومیت از آفتاب دچار راشیتیسم بوده است).

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗صحنه‌ای از مستند «بیماری انگلیسی»، ۱۹۴۱.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی

مستند #بیماری_انگلیسی، ۱۹۴۱.

آدولف اوتو رینولدز وینداوس پزشک و شیمی‌دان آلمانی بود که برای تحقیق در مورد بیماری #راشیتیسم و کشف #ویتامین_دی برنده جایزه نوبل شیمی ۱۹۲۸ شد.

مستند کوتاه «بیماری انگلیسی» (کورت استفان، ۱۹۴۱) که طی جنگ جهانی دوم توسط وزارت بهداشت آلمان ساخته شد، بخشی از دستگاه تبلیغات نازی‌ها در کنار بحث پیرامون علائم، درمان و پیشگیری از راشیتیسم در نوزادان و خردسالان بود. صحنه تاریک آغازین فیلم با صف افراد معلول که از راشیتیسم رنج می‌برند بر روی نقشه انگلستان و اشاره به مقاله‌ای از مجله بریتانیایی فارن اَفرز (آینده محاصره، ۱۹۲۰)، یک بیانیه سیاسی برای القای این مفهوم است که بریتانیا با محاصره آلمان در طول جنگ جهانی اول سعی در ابتلای غیرنظامیان به راشیتیسم و امراض تغذیه‌ای مشابه داشت.

درباره این موضوع در پست قبلی بیشتر بخوانید.

🔗کانال در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/TaghvimTarikhPezeshki

🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W

🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
📌 ۲۶ دسامبر ۱۶۵۳ تولد پایر کاشف پلاک‌های پایر

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۵ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️یوهان کنراد (یوهانس کنرادوس) پایر (پی‌یر) پزشک، معلم، کالبدشناس، و فیزیولوژیست سوئیسی بود که در ۱۶۷۷ تجمعات لنفاوی روده کوچک موسوم به پلاک (پچ، ندول) پایر را توصیف کرد.

وی در شافهاوزن به دنیا آمد و پدرش مدیر کالج علوم انسانی در شافهاوزن بود که توسط خانواده پایر تأسیس شده بود.

او پزشکی را در پاریس و مون‌پلیه زیر نظر زیر نظر دو آناتومیست‌ فرانسوی (گیشار جوزف دو وِرنی کاشف شکستگی دووِرنی و ریمون ویوسِنس کاشف مرکز ویوسِنس مغز) آموخت.

موضوع اصلی تحقیقات پایر غدد روده بود. او در ۱۶۷۷ در کتاب «تمرین تشریحی-پزشکی غدد روده و کاربرد و عوارض آن‌ها» به توصیف پلاک‌های پایر پرداخت، تجمعات لنفاوی پوشش روده کوچک که وی به اشتباه تصور می‌کرد غده هستند.

مارکو اورلیو سورینو پیش از او این ساختارها را در ۱۶۴۵ توصیف کرده بود و تصور غلط مبنی بر غده بودن آن‌ها تا اواسط قرن نوزدهم ادامه داشت، زمانی که ارنست فون بروک پزشک آلمانی به ماهیت لنفاوی پلاک‌های پایر پی برد.

پایر برخلاف اغلب آناتومیست‌ها به تغییرات پاتولوژیک نیز توجه می‌کرد و تجربیات خود را در این زمینه در دومین اثرش‌ «تاریخچه روش‌های تشریح پزشکی» (۱۶۷۸) گردآوری کرد.

او پس از دریافت مدرک پزشکی خود از بازل در ۱۶۸۱ به زادگاهش بازگشت، جایی که تحقیقات پیشگامانه پایر و پزشکانی چون یوهان یاکوب وِپفر و دامادش یوهان کنراد برونر (کاشف غدد برونر دوازدهه) در زمینه‌ آناتومی، فیزیولوژی، آسیب‌شناسی، داروشناسی و بهداشت، شافهاوزن را در دوران اوج خود به یک مرکز ثقل در تاریخ پزشکی قرن ۱۷ تبدیل کرد.

وی به دنبال سکته مغزی در ۲۹ فوریه ۱۷۱۲ در ۵۸ سالگی در شافهاوزن درگذشت. از افتخارات او به عضویت در آکادمی علوم طبیعی لئوپولدی (۱۶۸۰) و از آثار دیگرش به «هفت مورد مشابه آناتومیک و پزشکی» (۱۶۸۱) و «مریکولوژی یا شرحی بر نشخوارکنندگان و نشخوار» (آناتومی و فیزیولوژی دستگاه گوارش احشام، ۱۶۸۵) می‌توان اشاره کرد.

📌تصویر: پلاک‌های پایر (سبز روشن) و پرزهای روده در زیر میکروسکوپ الکترونی روبشی.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۲۷ دسامبر ۱۹۳۶ تولد هاریسون مرد بازوطلایی

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۶ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️جیمز کریستوفر هاریسون رکورددار استرالیایی اهدای خون در کتاب گینس بود که با ۱۱۷۳ بار اهدای پلاسما به «مرد بازوطلایی» معروف شد. این رکورد در ۲۰۲۲ با بیش از ۱۲۰۰ بار (هزار لیتر) توسط برِت کوپر آمریکایی شکسته شد.

رکورد جهانی اهدای خون کامل با ۲۴۱ بار در اختیار پاریتوش باگای هندی و رکورد ایران در این زمینه با بیش از ۱۹۰ بار مربوط به سید محمدحسن شیخ‌الاسلامی (۱۳۹۷ - ۱۳۱۴) پزشک و آسیب‌شناس شوشتری معروف به سلطان اهدای خون ایران است.

هاریسون پس از این‌که مشخص شد خونش حاوی پادتن (آنتی‌بادی) ضد آنتی‌ژن اِرهاش-دی است و به پیشگیری از بیماری اِرهاش کمک می‌کند، شروع به اهدای پلاسما کرد و با نجات جان حدود دو و نیم میلیون نوزاد استرالیایی از جمله نوه‌های خودش جزو بنیان‌گذاران برنامه اِرهاش نیوساوت‌ولز در ۱۹۶۹ بود.

بیماری همولیتیک جنین و نوزاد (اریتروبلاستوز جنینی) نشان‌دهنده اختلال در تحمل ایمنی در دوران بارداری و در شایع‌ترین حالت با تولید پادتن ضد اِرهاش-دی همراه است. حدود ۰.۲۷ درصد زنانی که اِرهاش ناسازگار با جنین خود دارند، پادتن ضد اِرهاش-دی تولید می‌کنند که این رقم از بارداری دوم به بعد افزایش می‌یابد.

علائم این بیماری شامل زردی، کم‌خونی، بزرگی طحال و کبد یا قلب، و تجمع مایع در شکم است که در حدود نیمی از موارد خفیف است اما حدود ۲۰ درصد جنین‌های مبتلا نیاز به تزریق خون پیدا می‌کنند.

اریتروبلاستور نخستین بار در ۱۹۳۹ در یک نوزاد مرده گزارش شد که والدینش هر دو گروه خونی اُ داشتند و به دلیل خونریزی حین زایمان، از خون پدر برای تزریق به مادر استفاده شد. واکنش شدید به دنبال این تزریق خون، احتمال وجود یک آنتی‌ژن گروه خونی ناشناخته را مطرح کرد.

گروه خونی اِرهاش (رِزوس) در ۱۹۴۰ توسط کارل لاندشتاینر (پزشک و ایمنی‌شناس اتریشی و پدر طب انتقال خون) کشف شد و رونالد فین پزشک بریتانیایی در ۱۹۶۰ نشان داد با تزریق پادتن ضد اِرهاش-دی به مادر می‌توان از وقوع این بیماری پیشگیری کرد. این دارو در ۱۹۶۸ به تأیید اداره غذا و دارو رسید و تحت عنوان «روگام» توسط شرکت جانسون و جانسون روانه بازار شد.

هاریسون در جونی، نیوساوت‌ولز به دنیا آمد و در نوجوانی، زمانی که به دلیل جراحی نیاز به تزریق خون پیدا کرد، با وجود ترس از سوزن تصمیم گرفت این کار را به محض رسیدن به ۱۸ سالگی با اهدای خون خود جبران کند.

او پس از مدتی دریافت که خونش حاوی پادتن ضد اِرهاش-دی است و با توجه به این‌که برخلاف خون کامل، اهدای پلاسما به فواصل هر دو هفته امکان‌پذیر است، در ۲۰۱۱ از رکورد هزار بار اهدای پلاسما عبور کرد.

وی در ١٧ فوریه ٢٠٢۵ در ۸۸ سالگی در یوماینا بیچ، نیوساوت‌ولز درگذشت. از افتخارات او می‌توان به دریافت نشان شوالیه استرالیا (۱۹۹۹) اشاره کرد.

در یکی از صحنه‌های فیلم علمی تخیلی «لبه فردا» (۲۰۱۴) به کارگردانی داگ لیمان و بازی تام کروز و امیلی بلانت که اقتباسی از رمان ژاپنی «فقط باید بکشی» (هیروشی ساکورازاکا، ۲۰۰۴) است، تزریق خون باعث می‌شود کِیج (تام کروز) توانایی استثنایی خود را از دست بدهد.

📌تصویر: پاس‌داشت یاد شادروان دکتر سید محمد حسن شیخ‌الاسلامی رکورددار اهدای خون دنیا، سازمان انتقال خون ایران، تابستان ۱۳۹۸.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗صحنه‌ای از «لبه فردا»، (۲۰۱۴).
📌 ۲۸ دسامبر ۲۰۰۸ مرگ گلیسون مخترع نمره گلیسون

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۷ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️دونالد فلوید گلیسون متولد ۲۰ نوامبر ۱۹۲۰ پزشک و آسیب‌شناس آمریکایی بود که بیشتر به خاطر ابداع سیستم درجه‌بندی میزان تهاجم سرطان پروستات موسوم به «نمره گلیسون» در ۱۹۶۶ شناخته می‌شود.

وی در اسپنسر، آیووا به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه مینسوتا به ارتش ایالات متحده پیوست. او دوره انترنی را در دانشگاه مریلند، بالتیمور و رزیدنتی را در مرکز پزشکی ارتش آمریکا در مینیاپولیس گذراند.

در ۱۹۶۲ جورج ملینگر، رئیس بخش اورولوژی بیمارستان ارتش که یک پروژه تحقیقاتی مشترک را در ۱۴ بیمارستان اداره می‌کرد، از گلیسون خواست تا یک سیستم آزمایش پاتولوژی استاندارد برای سنجش میزان پیشرفت سرطان پروستات ایجاد کند. در آن زمان، هیچ سیستم واحدی برای اندازه‌گیری سرعت گسترش سرطان پروستات وجود نداشت و هر آزمایشگاهی روش خود را داشت.

فقدان استاندارد واحد منجر به سردرگمی در درمان بیماران و دشواری در ارزیابی درمان‌های جدید شده بود. روش پیشنهادی گلیسون که نخستین بار در شماره مارس ۱۹۶۶ مجله «گزارش‌های شیمی‌درمانی سرطان» منتشر شد بر دو نمای ساختاری سلول‌های سرطانی در زیر میکروسکوپ (نمای اولیه و ثانویه براساس تشکیل غده و تراکم در بزرگنمایی پایین) متمرکز بود و به هر یک براساس ۵ الگوی اصلی نمره‌ای از ۱ تا ۵ اختصاص می‌داد که هر بیمار می‌توانست در مجموع نمره‌ای بین ۲ تا ۱۰ داشته باشد—هرچه نمره بالاتر باشد، سرطان تهاجمی‌تر و احتمال بقا کمتر است.

مطالعه گلیسون بر روی ۲۷۰ بیمار نشان داد که این نمره ارتباط مستقیم با میزان بقا دارد و مطالعات بعدی نیز صحت آن را تأیید کردند. این سیستم امتیازدهی در عین حال «جامع و ساده» بود طوری که می‌توانست توسط پاتولوژیست‌ها، پزشکان و سایر دانشمندان در سراسر جهان مورد استفاده قرار گیرد.

او از یک آزمون روان‌شناسی به نام «پرسشنامه شخصیت چندمحوری مینسوتا» الهام گرفت که در این دانشگاه برای سازماندهی داده‌های روان‌شناختی طراحی شده بود.

وی برای تسهیل آموزش از یک هنرمند درخواست کرد روش جدید را در یک طرح ساده خلاصه کند و این طرح بی‌تردید در محبوبیت سیستم درجه‌بندی گلیسون نقش به‌سزا داشته، هرچند دلیل اصلی پذیرش آن در سطح بالینی احتمالاً این بود که برخلاف اغلب روش‌های قبلی فاقد جزئیاتی مانند تعداد میتوز و نمای سلولی در بزرگنمایی بالا بود.

چندین متخصص برجسته در این زمینه در ۱۹۸۷ استفاده از نمره گلیسون را در تمام مقالات علمی مربوط به سرطان پروستات توصیه کردند و کاربرد این روش با اختراع آزمایش آنتی‌ژن اختصاصی پروستات (پسا) شتاب گرفت. درجه‌بندی گلیسون در ۲۰۰۲ وارد طبقه‌بندی سازمان سلامت جهانی شد.

امروز اغلب مبتلایان به این بیماری، علاوه بر مقدار پسا، نمره گلیسون خود را نیز می‌دانند و روش گلیسون با وجود صرف میلیون‌ها دلار برای توسعه روش‌های مولکولی، همچنان به عنوان روش استاندارد این حوزه مطرح است.

وی استاد و رئیس بخش آسیب‌شناسی مرکز پزشکی ارتش آمریکا در مینیاپولیس و همچنین استاد دانشگاه مینسوتا بود و به دنبال حمله قلبی در ۸۷ سالگی در اِدینا، مینسوتا درگذشت. از افتخارات او می‌توان به دریافت جایزه تقدیر ریاست انجمن اورولوژی آمریکا و جایزه دستاورد برجسته دانشگاه مینسوتا (۲۰۰۱) اشاره کرد.

انجمن بین‌المللی آسیب‌شناسی اورولوژی (آیساپ) در ۲۰۰۵ سیستم گلیسون را تغییر داد و «نمره گلیسون اصلاح‌شده» که هم‌اکنون روش استاندارد در آسیب‌شناسی اورولوژی محسوب می‌شود، در مطالعات مختلف عملکرد بهتری نسبت به نسخه اصلی داشته است.

درجه‌بندی گلیسون ۵ نمره‌ای مشابه با سیستم پی-رادز که برای گزارش ام‌آر‌آی پروستات به کار می‌رود در ۲۰۱۴ در یک کنفرانس بین‌المللی چندرشته‌ای پیشنهاد شد و نسخه ۲۰۱۶ سازمان سلامت جهانی از کتاب «پاتولوژی و ژنتیک: تومورهای دستگاه ادراری و تناسلی مردان» نیز آن را پذیرفته است.

📌تصویر: نبرد علیه سرطان پروستات، مردان دوست ندارند درباره‌اش صحبت کنند اما یک پنجم آنان گرفتارش می‌شوند، یک آزمایش خون ساده که همه باید درباره‌اش بدانند، ژنرال هربرت نورمن شوارتسکوف فرمانده سنتکام در جنگ خلیج فارس که سرطان پروستات او در ۱۹۹۳ تشخیص داده شد، روی جلد مجله تایم، ۱ آوریل ۱۹۹۶.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
نواب؛ خیابانی که بیمار شد!

روایت چهار دهه بی‌برنامگی شهری و تمرکز افسار گسیخته خدمات درمانی

محمد صالح‌زاده

خیابان نواب رشت دیگر یک خیابان معمولی نیست؛ قلبِ ناتراز نظام درمانی و قربانی خاموش شکست برنامه‌ریزی شهری است. آن‌چه امروز در این محور و شبکه معابر پیرامونی‌اش جریان دارد، نه حاصل یک اتفاق ناگهانی، بلکه نتیجه چهاردهه بی‌تصمیمی، مجوز‌های بی‌ضابطه، سوداگری ملکی و رهاشدگی نظام سلامت در منطق بازار آزاد است.

نواب به تدریج ازیک خیابان مسکونی به کانونی فشرده ازمطب‌ها،کلینیک‌ها، داروخانه‌ها و مشاغل وابسته تبدیل شده است؛ تمرکزی که نه بر اساس نیاز جمعیتی، بلکه بر پایه «پاخور اقتصادی» و رقابت صنفی پزشکان شکل گرفت.

امروز این محدوده، از چهارراه گلسار تا بوسار و بلوار نماز، به میدان تنش دائمی بیماران، خودروها و ساکنانی بدل شده که کیفیت زندگی‌شان قربانی منافع اقتصادی اقلیتی محدود شده است. ترافیک فلج‌کننده، کمبود پارکینگ، آلودگی صوتی و برهم‌خوردگی نظم محله‌ای...

ادامه

همچنین بخوانید:
نواب؛ خیابانی که از کوره درآمد و در ازدحام فرو رفت

☑️ t.me/pezeshkangil
http://pezeshkangil.com
Forwarded from جنگل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عاطفه‌ام به گیلان و به رشت، شاید از مادرم به من رسید...


به یاد استاد بی‌همتا و بی‌جانشین هنر و ادبیات و فرهنگ ایران، بهرام بیضایی 🖤

#ویدئوکلیپ #یادبود
https://news.1rj.ru/str/Jangal94
3🕊2😢1🤩1
📌 ۲۹ دسامبر ۱۹۴۰ تولد آخنباخ بنیان‌گذار روان‌آسیب‌شناسی رشد

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۸ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️توماس ماکس آخنباخ (آکنباک) روان‌پزشک آمریکایی و از پیشگامان آسیب‌شناسی روانی (سایکوپاتولوژی) بود که بیشتر با تألیف کتاب «روان‌آسیب‌شناسی رشد» (۱۹۷۴) و همچنین ابداع اصطلاحاتی مانند «درونی‌سازی» و «برونی‌سازی» شناخته می‌شود.

«سیاهه رفتاری آخنباخ» (سی‌بی‌سی‌ال) یک پرسشنامه براساس «سیستم ارزیابی مبتنی بر تجربه آخنباخ» (آسیبا) برای ارزیابی مشکلات عاطفی- رفتاری و همچنین توانمندی‌ها و شایستگی­های تحصیلی و اجتماعی کودکان ۶ تا ۱۸ سال از دیدگاه والدین است که در ۱۹۸۰ ارائه و در مدت کوتاهی به بیش از ۹۰ زبان ترجمه شد.

آسیب‌شناسی روانی علم شناخت علائم و نشانه‌های اختلالات روانی، رفتارها و تجربیات ناسازگار با هنجارهای اجتماعی و علل آن‌ها است. تا مدت‌ها اختلالات روانی براساس باورهای فراواقعی و خرافات به تسخیر توسط ارواح خبیث، شیاطین، و اجنه نسبت داده می‌شد و این ایده تا قرن ۱۶ و ۱۷ به طور گسترده پذیرفته شده بود.

بقراط یکی از اولین کسانی بود که این ایده را رد کرد و علل طبیعی و مادی را ریشه امراض روحی دانست. به نظر بقراط جنون حاصل به هم خوردن تعادل اخلاط اربعه بود و ایده وی بعدها به شکل نظریه عدم تعادل شیمیایی که همچنان پرطرفدار است مطرح شد.

روابط سالم والدین و فرزندان تحت تأثیر جنبش رمانتیک قرن ۱۸ به یک موضوع اصلی در بحث سلامت روان تبدیل شد. اولین بار ژان ژاک روسو فیلسوف فرانسوی این مفهوم را مطرح کرد که آسیب‌های دوران کودکی می‌تواند پیامدهای منفی در بزرگسالی داشته باشد.

این هم‌زمان بود با افتتاح نخستین آسایشگاه‌های روانی که شکل ابتدایی بیمارستان‌های روان‌پزشکی بودند و «درسنامه آسیب‌شناسی روانی قانونی» (ریچارد فون کرافت اِبینگ، ۱۸۷۵) یکی از اولین منابع درسی استاندارد در این زمینه بود.

شکل‌گیری آسیب‌شناسی روانی به عنوان شاخه مستقل علمی به اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ بازمی‌گردد که نمونه آن انتشار «دستنامه روش‌های آسیب‌شناسی روانی» (رابرت سامر، ۱۸۹۹) و ارائه مفهوم «درک ایستا» (کارل یاسپرس، ۱۹۱۳) با هدف بازآفرینی گرافیکی پدیده ذهنی تجربه‌شده توسط بیمار بود.

تقریباً در همین زمان روانکاوانی چون زیگموند فروید درمان آسیب‌های روانی از طریق گفتگو با بیمار را مطرح کردند و روان‌پزشکان فرگشتی (تکاملی، داروینی) طی نیمه دوم قرن بیستم ریشه اختلالات روانی را به عملکردهای تکاملی و عدم سازگاری آن‌ها با محیط‌های مدرن نسبت دادند.

«آسیب‌شناسی روانی رشد» تلاش می‌کند تا پاسخی به این پرسش ارائه دهد که چگونه انحراف از رشد طبیعی در مسیر زندگی می‌تواند منجر به اختلالات روانی شود و تمرکز آن بر رشد طبیعی و غیرطبیعی کودک و شناسایی عوامل ارثی و محیطی مؤثر در فرزندپروری است.

آخنباخ باور داشت که دوره نوجوانی اهمیت و حساسیت بسیاری از نظر شکل‌گیری و گسترش آسیب‌های روانی دارد: «درونی‌سازی» آسیب منجر به گوشه‌گیری، علائم جسمانی، و اضطراب و افسردگی می‌شود و «برونی‌سازی» آن به شکل بزهکاری و رفتار پرخاشگرانه و ضداجتماعی تظاهر می‌کند.

وی در استمفورد، کنتیکت به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه ییل، دانشگاه هایدلبرگ، و دانشگاه مینسوتا، به استادی مرکز مطالعات کودک دانشگاه ییل منصوب شد.

او عضو شورای تحقیقات علوم اجتماعی مرکز معرفت‌شناسی ژنتیک ژان پیاژه در ژنو، سوئیس، پژوهشگر آزمایشگاه روان‌شناسی رشد در مؤسسه ملی سلامت روان، استاد و رئیس دپارتمان روان‌پزشکی کودک و نوجوان دانشگاه ورمونت، رئیس کارگروه انجمن روان‌شناسی آمریکا برای طبقه‌بندی اختلالات رفتاری کودکان، و عضو کارگروه انجمن روان‌پزشکی آمریکا برای تدوین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (دی‌اس‌ام-۳-آر، ۱۹۸۷) بود.

آخنباخ در ۲۰۰۰ بنیان‌گذار و اولین رئیس مرکز تحقیقات روان‌شناسی کودک و نوجوان و خانواده‌ در دانشگاه ورمونت بود. وی به دنبال ابتلا به سرطان در ۵ اکتبر ۲۰۲۳ در ۸۲ سالگی درگذشت.

📌تصویر: «بر دروازه ابدیت»، اثر ونسان ون گوگ (۱۸۹۰)، این تابلو الهام‌بخش فیلم زندگینامه‌ای به همین نام به کارگردانی جولیان اشنابل در ۲۰۱۸ با شرکت ویلم دفو و مس میکلسن بود که ویلم دفو برای ایفای نقش ون گوگ در این فیلم نامزد دریافت اسکار و گلدن گلوب و برنده جام وُلپی بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم ونیز شد.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗صحنه‌ای از فیلم «بر دروازه ابدیت»، ۲۰۱۸ (با صدای شادروان ناصر طهماسب و ژرژ پطرسی).
از مرز رشت تا راسته پزشکان

مروری بر تاریخچه بوسار و ورودی رشت

روزبه خلیق معینی

پل بوسار از زمانی که به‌واسطه رودخانه مرز شمالی رشت بود، تا به امروز که به مرکز پزشکان و البته مرکز ترافیک رشت تبدیل شده است یک تاریخ خطی بدون فراز و فرود را از سر گذر‌انده است.

پل تختی به‌نام پل چراغعلی معروف بود اما پل بوسار در خاطرات شفاهی «مرادیان گروسی» مورخ، پل زیبایی بود که به آن «مرغانه پورد» می‌گفتند: «و مثل پل خشتی بود. وقتی با دینامیت خرابش می‌کردند، کاملا دیدم. آهن در آن به‌کار نرفته بود ولی به‌جای ساروج، ملات سیمان بود. این پل را روسیه تزاری در سال ۱۹۱۴ میلادی ساخته بود و سال ۱۳۲۹ یا ۱۳۳۰ خورشیدی خراب کردند. نزدیک پل ساختمانی بود که قبلا اداره راه بود.»

اما در آن‌ مقطع زمانی، گمرک اداره خروج از ایران شناخته می‌شد. در واقع پل بوسار مرز بود و حالا چرا بوسار مرز نامیده می شد؟ به‌دلیل ترس قاجار از حمله روسیه، عملا جاده‌ای از رشت به انزلی وجود نداشت...

ادامه

همچنین بخوانید:
نواب؛ خیابانی که از کوره درآمد و در ازدحام فرو رفت
نواب؛ خیابانی که بیمار شد!

☑️ t.me/pezeshkangil
http://pezeshkangil.com
3
از مرز رشت تا راسته پزشکان

مروری بر تاریخچه بوسار و ورودی رشت

روزبه خلیق معینی

پل بوسار از زمانی که به‌واسطه رودخانه مرز شمالی رشت بود، تا به امروز که به مرکز پزشکان و البته مرکز ترافیک رشت تبدیل شده است یک تاریخ خطی بدون فراز و فرود را از سر گذر‌انده است.

پل تختی به‌نام پل چراغعلی معروف بود اما پل بوسار در خاطرات شفاهی «مرادیان گروسی» مورخ، پل زیبایی بود که به آن «مرغانه پورد» می‌گفتند: «و مثل پل خشتی بود. وقتی با دینامیت خرابش می‌کردند، کاملا دیدم. آهن در آن به‌کار نرفته بود ولی به‌جای ساروج، ملات سیمان بود. این پل را روسیه تزاری در سال ۱۹۱۴ میلادی ساخته بود و سال ۱۳۲۹ یا ۱۳۳۰ خورشیدی خراب کردند. نزدیک پل ساختمانی بود که قبلا اداره راه بود.»

اما در آن‌ مقطع زمانی، گمرک اداره خروج از ایران شناخته می‌شد. در واقع پل بوسار مرز بود و حالا چرا بوسار مرز نامیده می شد؟ به‌دلیل ترس قاجار از حمله روسیه، عملا جاده‌ای از رشت به انزلی وجود نداشت...

ادامه

همچنین بخوانید:
نواب؛ خیابانی که از کوره درآمد و در ازدحام فرو رفت
نواب؛ خیابانی که بیمار شد!

☑️ t.me/pezeshkangil
http://pezeshkangil.com
1👏1
فرهنگ پزشکی انگلیسی - فارسی تألیف دکتر محمدرضا توکلی صابری منتشر شد.

این فرهنگ نخستین فرهنگ تألیفی پزشکی انگلیسی به فارسی، و شامل پرکاربردترین واژه‌های متون پزشکی (داروها، بیماری‌ها، روش‌های درمانی، زندگینامه‌ی پزشکان و داروسازان) است.

این واژه‌ها از کتاب‌های پزشکی، فرهنگ‌های پزشکی، مجلات پزشکی و... جمع‌آوری شده، و واژه‌ها و تعاریف اصطلاحات پزشکی مصوب فرهنگستان پزشکی و نیز واژه‌های ساخته نویسنده در این فرهنگ آمده است.

فرهنگ حاضر نه تنها حاوی برابرنهاده‌های واژگان پزشکی به زبان انگلیسی است، بلکه توضیح مفاهیم، اصطلاحات و کاربردهای بالینی و علمی آنها را در بر دارد؛ و در تدوین آن کوشش شده تا واژگان با دقت معنایی، با توجه به زمینه‌ی تخصصی، و با رعایت معیارهای زبان‌شناختی و پزشکی انتخاب شوند.

این فرهنگ که می‌تواند راهنمایی برای پزشکان، داروسازان، دندانپزشکان، زیست‌شناسان، پرستاران، پیراپزشکان، علوم زیستی، ژنتیک، علوم شناختی، مترجمان متون پزشکی و رشته‌های وابسته، و پژوهشگران و علاقه‌مندان باشد، در ۱۳۰۰ صفحه توسط انتشارات چهر منتشر شده است.

درباره دکتر توکلی صابری

☑️ t.me/pezeshkangil
http://pezeshkangil.com
📌 ۳۰ دسامبر ۱۹۱۶ قتل راسپوتین

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۹ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️گریگوری یافیموویچ راسپوتین متولد ۲۱ ژانویه ۱۸۶۹ عارف و درمانگر مذهبی روس بود که بیشتر به خاطر دوستی با خانواده تزار نیکلای دوم آخرین امپراتور روسیه شناخته می‌شود.

درمان مذهبی یا شفای ایمان به دعا و زیارت یا حرکاتی مانند تماس دست یا بدن یا حتی نگاه گفته می‌شود که به اعتقاد برخی واسطه مداخله الهی و شفای روح و جسم است، هرچند هیچ شواهد تجربی مبنی بر اثربخشی آن وجود ندارد و تقریباً توسط همه دانشمندان و فیلسوفان به عنوان شبه‌علم رد شده است.

طبق نظرسنجی نیوزویک در ۲۰۰۴ بیش از ۷۰ درصد آمریکایی‌ها معتقدند دعا به درگاه خداوند می‌تواند بیماران را درمان کند حتی اگر علم بگوید که آن فرد بیماری لاعلاجی دارد. افزایش توجه به طب جایگزین از اواخر قرن بیستم باعث شده بسیاری از جامعه‌شناسان به رابطه دین و سلامت علاقه‌‌مند شوند. انجمن سرطان آمریکا در ۲۰۱۳ اعلام کرد:

«شواهد علمی موجود، ادعاها مبنی بر این‌که درمان مذهبی و شفای ایمان می‌تواند منجر به بهبود بیماری‌های جسمی شود را تأیید نمی‌کند و استفاده از آن به جای مراقبت‌های پزشکی استاندارد برای جراحات یا بیماری‌های جدی در موارد متعدد منجر به مرگ، معلولیت و سایر پیامدهای ناخواسته شده است.»


راسپوتین در یک خانواده‌ دهقان در روستای پوکروفسکوی سیبری به دنیا آمد و پس از عزیمت به زیارت یک صومعه در ۱۸۹۷، خود را به عنوان یک واعظ و راهب معرفی می‌کرد، هرچند هرگز هیچ مقام رسمی در کلیسای ارتدکس روسیه نداشت. او در ۱۹۰۳ به کازان و سپس سن پترزبورگ رفت و چندین رهبر مذهبی و اجتماعی را مجذوب خود کرد، طوری‌که طی مدتی کوتاه به چهره‌ای برجسته در جامعه روسیه تبدیل شد.

وی در ۱۹۰۵ با تزار و همسرش ملاقات کرد و در ۱۹۰۶ به عنوان درمانگر مذهبی شروع به درمان تنها پسر آنان الکسی نیکلایوویچ کرد که از هموفیلی رنج می‌برد. او در میان درباریان و همچنین مردم شخصیتی متناقض محسوب می‌شد چرا که از نگاه برخی یک عارف، پیشگو، و برگزیده خدا و به باور دیگران یک روحانی شارلاتان بود.

قدرت راسپوتین در ۱۹۱۵ به اوج خود رسید، زمانی که نیکلای برای نظارت بر ارتش امپراتوری روسیه که گرفتار جنگ جهانی اول بود، سن پترزبورگ را ترک کرد. در غیاب تزار، راسپوتین و الکساندرا نفوذ خود را در سراسر امپراتوری روسیه تثبیت کردند، اما افزایش شکست‌های نظامی روسیه در جبهه شرقی باعث شد هر دو آنان به طور فزاینده‌ای به چهره‌هایی منفور تبدیل شوند.

راسپوتین در ۴۷ سالگی توسط گروهی از اشراف محافظه‌کار روسی که نگران نفوذ او بر خانواده سلطنتی بودند ترور و بقایای پیکرش پس از سقوط تزار در دیگ بخار دانشگاه ایالتی سن پترزبورگ سوزانده شد. وی به اعتقاد برخی مورخان نقش به‌سزا در بی‌اعتبار شدن دولت تزاری و در نتیجه سرنگونی خاندان رومانوف اندکی پس از ترورش داشت، هرچند اغلب روایت‌ها درباره زندگی و جایگاه او براساس شایعات شکل گرفته و راسپوتین همواره چهره‌ای مرموز و جذاب در فرهنگ عامه روسیه بوده است.

از آثار نمایشی متعدد درباره این ماجرا می‌توان به فیلم «راسپوتین و ملکه» (۱۹۳۲) به کارگردانی ریچارد بولسلافسکی و چارلز برابین و بازی لیونل باریمور در نقش راسپوتین و اِتل باریمور در نقش ملکه الکساندرا اشاره کرد. به دنبال شکایت پرنسس ایرینا یوسوپوف علیه سازندگان این فیلم (که تلویحاً شائبه تجاوز راسپوتین به او را مطرح کرده بود) و دریافت غرامت ۲۵۰ هزار دلاری، «سلب مسئولیت شخصیت‌های خیالی» به تیتراژ بیشتر فیلم‌ها اضافه شد.

📌تصویر: خانواده سلطنتی روسیه، کاریکاتور راسپوتین در حال بازی با دو عروسک تزار نیکلای دوم و ملکه الکساندرا فئودورونا، اعلامیه ضدسلطنت، ۱۹۱۶.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
🔗تریلر فیلم «راسپوتین و ملکه»، ۱۹۳۲.
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تقویم_تاریخ_پزشکی

۳۱ دسامبر ۱۹۷۹ مرگ تام تصویرگر تاریخ پزشکی و داروسازی


رابرت آلن تام متولد ۴ مارس ۱۹۱۵ نقاش آمریکایی بود که بیشتر با به تصویر کشیدن صحنه‌های تاریخی به‌ویژه در زمینه پزشکی و داروسازی شناخته می‌شود. معروف‌ترین مجموعه آثار او شامل ۴۰ تابلو درباره تاریخ داروسازی (لحظات بزرگ در داروسازی، دهه ۱۹۵۰) و ۴۵ تابلو درباره تاریخ پزشکی (لحظات بزرگ در پزشکی، دهه ۱۹۶۰) به سفارش شرکت پارک دیویس (فایزر کنونی) بود.

درباره وی در پست قبلی بیشتر بخوانید.

🔗کانال در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/TaghvimTarikhPezeshki

🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W

🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سینما #هنر
#تقویم_تاریخ_پزشکی

پشت صحنه دوبله مجموعه
#پزشک_دهکده، دهه ۱۳۸۰.

«دکتر کوئین پزشک زن» مجموعه تلویزیونی ۱۵۰ قسمتی به کارگردانی بث سالیوان ساخته و بازی #جین_سیمور و #جو_لاندو بود که پخش آن از شبکه سی‌بی‌اس در ۱۹۹۳ آغاز شد و درباره پزشکی به نام مایکلا کوئین (دکتر مایک) است که بوستون را برای ماجراجویی در غرب وحشی ترک می‌کند و در شهر کوچک کلرادو اسپرینگز ساکن می‌شود. آخرین قسمت این مجموعه در ۱۶ مه ۱۹۹۸ پخش شد.

دو فیلم تلویزیونی نیز پس از آن براساس همین داستان ساخته شد و این مجموعه در بیش از ۱۰۰ کشور از جمله با نام «پزشک دهکده» و صدای ماندگار #زهره_شکوفنده و شادروان #سعید_مظفری در اوایل دهه ۱۳۸۰ از شبکه دو تلویزیون ایران پخش شد.

درباره این مجموعه در پست قبلی بیشتر بخوانید.

🔗کانال در تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/TaghvimTarikhPezeshki

🔗کانال در واتساپ:
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6gLCCH5JLtuQc4bI0W

🔗صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azizafsharilab.talesh
دکتر احمد هریالچی، همکار ارجمند دندانپزشک ما دیروز درگذشت.

وی که متولد ۱۳۱۲ در لاهیجان بود، در سال ۱۳۳۰ از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شده و پس از سال‌ها خدمت در بهداری مشهد، در ۱۳۵۳ به رشت بازگشته و با استخدام در سازمان منطقه‌ای بهداری گیلان، بعدها به مدیریت درمان این سازمان رسیده بود.

دکتر هریالچی در دوره چهارم نظام پزشکی (۱۳۶۲-۱۳۵۹) به عضویت هیئت مدیره نظام پزشکی رشت درآمد و از ۱۳۶۶ نیز که این سازمان پس از یک سال تعطیل، بازگشایی شد تا انتخابات ۱۳۷۰ از اداره‌کنندگان آن بود.

این همکار پیش‌کسوت یک بار در مراسم روز پزشک ۱۳۸۰ نظام پزشکی رشت به‌عنوان پزشک نمونه کشور معرفی شد و بار دیگر در مراسم روز دندانپزشک ۱۳۹۰ به‌عنوان دندانپزشک پیش‌کسوت مورد تقدیر همکاران قرار گرفت.

دکتر هریالچی از همکاران خوب پزشکان گیل هم بود و یادداشت‌های زیادی از او در این مجله منتشر شده است.

یاد این دوست و همکار عزیز را گرامی می‌داریم و به خانواده، همکاران و دوستدارانش به‌ویژه فرزندانش دکتر کتایون و دکتر کیوان هریالچی و نوه‌اش دکتر سپهر اولنگیان تهرانی تسلیت می‌گوییم.

☑️ t.me/pezeshkangil
http://pezeshkangil.com
😢1
به‌یاد بنیانگذاران بیمارستان آریا

بخشی از یک یادداشت زنده‌یاد دکتر احمد هریالچی


#بایگانی (پزشکان گیل، ش ۱۴۹، اسفند ۱۳۹۴)

پست بعد 👇

عکس پیوست: تقدیر از دکتر هریالچی به‌عنوان دندانپزشک پیش‌کسوت در مراسم روز دندانپزشک ۱۳۹۰ رشت

☑️ t.me/pezeshkangil
http://pezeshkangil.com
به‌یاد بنیانگذاران بیمارستان آریا

بخشی از یک یادداشت
زنده‌یاد دکتر احمد هریالچی

#بایگانی (پزشکان گیل، ش ۱۴۹، اسفند ۱۳۹۴)

من از سال ۵۳ از مشهد به گیلان منتقل شدم و همانند سال‌های پیش از آن به‌عنوان کارمند معاونت درمان بهداری انجام وظیفه کردم. لذا از آن سال‌ها ناظر به اعمال بیمارستان‌ها و مؤسسات درمانی (چه دولتی و چه خصوصی) و عملکرد پزشکان و داروسازان و دندانپزشکان بودم. در باب عملکرد مسئولان بیمارستان‌های توتونکاران و آریا همیشه از طرف مدیران کل بهداری استان مورد سوال و گاه بی‌مهری قرار می‌گرفتم. نمی‌دانم این سختگیری‌ها از نظر عدم رعایت اصول فنی یا عدم رعایت تعهدات و وظایف قانونی مسئولان بیمارستان بود یا از نظرتنگی مدیران کل. آن‌چه یادم هست و مسلم این‌که من و رئیس عزیز و محترم من، مرحوم دکتر برهان‌الدین میرمنصوری که طبیبی خانواده‌دار و بلندنظر بود، گوش‌مان بدهکار فرمایشات و دستورات به‌حق یا ناحق مدیران نبود و به‌نفع پزشکان مسئول این دو مؤسسه‌ درمانی که به‌زعم ما به داد مردم می‌رسیدند و تا حدودی رافع نیاز جامعه بودند، محترمانه از بغل قضایا عبور می‌کردیم و در برابر نامه‌نگاری و گزارشات آن‌چنانی از بار مسئولیت شانه خالی می‌کردیم!
در سال ۱۳۵۵ به دستور دکتر شیخ‌الاسلام‌زاده، وزیر وقت بهداری، بیمارستان توتونکاران در اختیار بهداری استان قرار گرفت و مدیریت آن را سازمان منطقه‌ای بهداری گیلان عهده‌دار شد. لذا تنها بیمارستان خصوصی شهر رشت بیمارستان آریا باقی ماند که در کوچه‌ میرزا مهتاب (ضلع شمالی سبزه‌میدان) قرار داشت و البته به یک کلینیک شباهت بیشتری داشت تا یک بیمارستان، ولی اگرچه هیچ‌گونه ضوابط بیمارستانی در آن مشاهده نمی‌شد، بودنش برای شهر رشت مفید بود.
اما مدتی پس از انقلاب آقای دکتر حیدری، یکی از دو مؤسس و مالک بیمارستان آریا، کشور را بدون اطلاع وزارت بهداری ترک کرد و تکلیف بیمارستان را هم روشن نکرده بود، در صورتی که برابر قوانین آن زمان اگر مسئول یا مؤسس بیمارستانی بیش از یک ماه بدون موافقت وزارت بهداری محل را ترک کند و مؤسسه را بلاتکلیف بگذارد، باید آن مؤسسه تعطیل شود؛ به‌ویژه آن‌که اوایل انقلاب بود و شرایط زمان انقلاب حاکم. در جلسه‌ای که با دست‌اندرکاران آن بیمارستان به‌ویژه آقایان دکتر لطفی و دکتر صادقی داشتیم، قرار شد آقایان فروش‌نامه‌ای با امضای آقایان دکتر زرین‌پر (مؤسس و مالک دوم بیمارستان) و مهندس حیدری (نماینده‌ دکتر حیدری) تنظیم کنند که این کار انجام شد و شکر خدا کار به‌خیر و خوشی گذشت و وزارت بهداری در مقابل عمل انجام‌شده قرار گرفت.
وقتی که بیمارستان پابرجا شد، تعداد شرکا زیاد شدند. چون مکان کوچک بود و جوابگوی نیاز نبود، آقایان بدون کسب اجازه‌ قانونی محل بیمارستان را به یک ساختمان بزرگ‌تر در ضلع جنوب غربی سبزه‌میدان منتقل کردند که مورد اعتراض مسئولان وزارت بهداری قرار گرفت. به‌قول فرخی: «نه جای طعنه و جای ملام است!» اکنون هم احداث و جابه‌جایی بیمارستان‌ها ضوابطی دارد که باید مراعات کرد نه این‌که پس از ۳۰ سال گله و شکایت از کارمندان صدیق و خدمتگزار مطرح شود. و اما چون در بین شرکا افراد صاحب‌نام و مقبولی چون جناب دکتر رحیمیان تشریف داشتند که محبوبیتی نزد نماینده‌ محترم ولی فقیه در گیلان داشت و از طرفی مرحوم آیت‌الله احسانبخش هم به پزشکان محبت ویژه داشت و معتقد بود که در شهر رشت باید چندین بیمارستان خصوصی دایر شود، ایشان مرقومه‌ای مرحمت فرمودند به شرکای بیمارستان که آن را با خط درشت و زیبا روی تابلوی بزرگ مقابل در ورودی بیمارستان قرار دادند. بنابراین جلوی هر گونه حرف و حدیثی گرفته شد و فرصتی شد که دکتر رحیمیان به کمک شرکا و دوستان عزیز موفق به اخذ مجوز احداث بیمارستان شوند که زمین آن را هم از جناب دکتر ابریشمچیان (که منتظر چنین پیشنهادی بود) خریداری کرد و الحمدلله پس از زحمات فراوان موفق به ساخت و راه‌اندازی آن شدند.

☑️ t.me/pezeshkangil
http://pezeshkangil.com
📌 ۲ ژانویه ۱۸۸۹ تولد آدامز کاشف کاتالیست آدامز

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۲ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️راجر آدامز شیمی‌دان آمریکایی بود که در ۱۹۲۲ کاتالیزور آدامز را توسعه داد و سهم به‌سزا در شناسایی ترکیب مواد آلی مانند روغن‌ها و آلکالوئیدهای گیاهی داشت. انجمن شیمی آمریکا از ۱۹۵۹ «جایزه آدامز» را به دستاوردهای برجسته در زمینه شیمی آلی اعطا می‌کند.

«کاتالیزور آدامز» (دی اکسید پلاتین) پودر قهوه‌ای تیره است که در اثر قرار گرفتن در معرض هیدروژن فعال و به پلاتین سیاه تبدیل می‌شود و معمولاً برای تسهیل و تسریع واکنش هیدروژناسیون و هیدروژنولیز در سنتز آلی به کار می‌رود.

پیش از آن برای احیای مواد آلی از پلاتین کلوئیدی استفاده می‌شد که فعال‌تر بود اما در جداسازی محصولات واکنش مشکلاتی ایجاد می‌کردند و ‌پلاتین سیاه اغلب به همین ترجیح داده می‌شد. آدامز در پاسخ به یک مجله درباره جزئیات کشف خود می‌گوید:

«وقتی در بهار ۱۹۱۹ از خدمت سربازی برگشتم، چندین مسئله‌ که به دانشجویانم محول کردم مربوط به احیای کاتالیزوری بود. برای این منظور، ما از پلاتین سیاه به عنوان کاتالیزور استفاده می‌کردیم که با بهترین روش شناخته شده در آن زمان ساخته شده بود و عموماً مورد قبول بود. دانشجویان با پلاتین سیاه مشکلات زیادی داشتند زیرا اغلب غیرفعال بود و حتی اگر به دقت تهیه می‌شد ممکن بود تبدیل به محصول فعال نشود. من تحقیقاتی را برای یافتن شرایطی برای تهیه این کاتالیزور با فعالیت یکنواخت آغاز کردم.»


او استاد و رئیس دپارتمان شیمی دانشگاه ایلینوی، اِربانا چمپین بود و در دهه ۱۹۴۰ موفق به جداسازی و شناسایی کانابیدیول (سی‌بی‌دی، ماده فعال اصلی گیاه شاه‌دانه) و تتراهیدروکانابینول شد.

وی در بوستون، ماساچوست به دنیا آمد و پس از تحصیل در دانشگاه هاروارد (نزد اچ. اِی. تاری شیمی‌دان آمریکایی) و کالج رادکلیف به آلمان رفت. او در ۱۹۱۳ به هاروارد بازگشت و اولین آزمایشگاه شیمی آلی مقدماتی را در این دانشگاه راه‌اندازی کرد.

آدامز در ۱۹۱۶ به استادی دانشگاه اِربانا چمپین، ایلینوی منصوب و پس از مدتی جانشین ویلیام آلبرت نویز (شیمی‌دان آمریکایی و رئیس دپارتمان شیمی این دانشگاه) شد. رویه‌های توسعه یافته در آزمایشگاه آدامز منجر به انتشار سالانه مجله «سنتز آلی» شد که جیمز برایانت کونانت (شیمی‌دان آمریکایی و رئیس دانشگاه هاروارد) از آن به عنوان «سالنامه آدامز» یاد کرد.

کونانت در ۱۹۴۰ مصمم بود که آدامز رهبری تلاش برای توسعه مواد منفجره و ترکیبات شیمیایی جدید با هدف کمک به متفقین را بر عهده بگیرد، اما اخذ مجوز امنیتی آدامز با موانعی مواجه شد. طبق اعلام اف‌بی‌آی، آدامز عضو برجسته یک گروه کمونیستی به نام کمیته تولد لینکلن برای پیشرفت علم بود و همچنین با یک مجله تبلیغاتی مشکوک ژاپنی همکاری داشت. در نهایت مجوز امنیتی آدامز صادر شد و او نقش به‌سزا در تولید لاستیک مصنوعی و جایگزینی منابع لاستیک طبیعی خاور دور داشت که به دلیل جنگ قطع شده بود.

وی در ۶ ژوئیه ۱۹۷۱ در ۸۲ سالگی در اِربانا، ایلینوی درگذشت. از افتخارات او می‌توان به دریافت نشان ویلیام اچ. نیکولز (۱۹۲۷)، جایزه ویلارد گیبس (۱۹۳۶)، نشان الیوت کِرسون (۱۹۴۴)، نشان دِیوی (۱۹۴۵)، نشان پریستلی (۱۹۴۶)، نشان پرکین (۱۹۵۴)، نشان فرانکلین (۱۹۶۰)، جایزه بشقاب طلایی آکادمی دستاورد (۱۹۶۱)، نشان ملی علوم (۱۹۶۴)، نشان طلای انستیتو شیمی‌دانان آمریکا (۱۹۶۴)، و نشان لینکلن (۱۹۶۷) و عضویت در آکادمی علوم و هنر (۱۹۲۶)، آکادمی ملی علوم (۱۹۲۹)، و انجمن فلسفه آمریکا (۱۹۳۵) اشاره کرد.

📌تصویر: راجر آدامز (ایستاده نفر سوم از راست) در ملاقات دانشمندان با رئیس‌جمهور ترومن در کاخ سفید، ۱۹۴۷ (کونانت نفر اول نشسته از چپ).

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۳ ژانویه ۱۹۲۸ مرگ هومِر رایت مخترع رنگ‌آمیزی رایت

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۳ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️جیمز هومِر رایت متولد ۸ آوریل ۱۸۶۹ پاتولوژیست آمریکایی، رئیس دپارتمان آسیب‌شناسی بیمارستان عمومی ماساچوست، و از پیشگامان آسیب‌شناسی نوین بود که بیشتر با معرفی روزِت هومِر رایت در تومور نوروبلاستوم و اختراع رنگ‌آمیزی رایت در ۱۹۰۲ شناخته می‌شود.

آسیب‌شناسی به عنوان یک حوزه تخصصی رسمی تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به طور کامل توسعه نیافته بود. با ممکن شدن مطالعه دقیق میکروب‌ها، پزشکان شروع به جستجوی علل بیماری و درک این موضوع کردند که عوامل بیماری‌زا به‌طور مستقل وجود دارند و قادر به تولید مثل و تکثیر هستند. این ایده جایگزین باورهای نادرست پیشین در زمینه اخلاط و عواملی شد که بیش از ۱۵۰۰ سال در پزشکی غرب غالب بود.

رنگ‌آمیزی رایت از روش‌های رنگ‌آمیزی برای افتراق انواع مختلف سلول‌های خونی و نوع تغییریافته رنگ‌آمیزی رومانفسکی است که به‌طور کلاسیک از مخلوط ائوزین و متیلن بلو تشکیل می‌شود. رایت نخستین بار این تکنیک را در ۱۹۰۲ در مقاله‌ای در مجله تحقیقات پزشکی (مجله آسیب‌شناسی آمریکا) معرفی کرد.

روزِت (پسودوروزِت) هومِر رایت به آرایش گل‌مانند (پالیزمانند، پالیساد، پرچین‌مانند، شعاعی، رایونی) سلول‌های تمایزیافته تومور در اطراف نوروپیل (ماده رشته‌ای) گفته می‌شود که نخستین بار در ۱۹۱۰ توسط رایت توصیف شد و برخلاف روزِت فلکسنر-وینترشتاینر در رتینوبلاستوم روزِت واقعی نیست یعنی وسط آن خالی نیست و اختصاصی هم نیست یعنی ممکن است علاوه بر نوروبلاستوم، در مدولوبلاستوم، پینئالوبلاستوم، و تومورهای نورواندوکرین اولیه نیز دیده شود.

رایت در پیتسبرگ، پنسیلوانیا به دنیا آمد و هم‌زمان با تحصیل در دانشگاه جانز هاپکینز (نزد اساتیدی چون ویلیام وِلش و ویلیام کانسیلمن)، نخستین مقاله خود را درباره تزریق خلط بیماران مبتلا به سل که تحت درمان با سرم کخ بودند به چند خوکچه‌ هندی در ۱۸۹۱ در بولتن پزشکی این دانشگاه به چاپ رساند.

او پس از تکمیل تحصیلات خود در دانشگاه مریلند، به استادی دپارتمان بهداشت دانشگاه پنسیلوانیا و سپس دپارتمان آسیب‌شناسی دانشگاه هاروارد منصوب شد. شروع به کار وی در بیمارستان عمومی ماساچوست در ۱۸۹۶ به عنوان یکی از نخستین پاتولوژیست‌های تمام‌وقت یک نقطه عطف در تاریخ آسیب‌شناسی بود.

پزشکان و جراحانی که در طی قرن نوزدهم در شهر بوستون به‌صورت پاره‌وقت به آسیب‌شناسی می‌پرداختند نقش به‌سزایی در شکل‌گیری این حرفه به عنوان یک رشته تخصصی پزشکی داشتند. اولین پاتولوژیست‌های تمام‌وقت از سال ۱۸۹۲ در دانشکده‌های پزشکی و بیمارستان‌های بوستون آغاز به کار کردند: ویلیام توماس کانسیلمن، فرانک بِر مالوری، و جیمز هومر رایت. این سه نفر همراه با سیمون بِرت وُلباک در ابتدا تا اواسط قرن بیستم نسل بعدی پاتولوژیست‌ها را تربیت کردند.

رایت همچنین در ۱۸۹۸ در کنار فرانک بِر مالوری یکی از دو نویسنده کتاب «تکنیک پاتولوژی: راهنمای عملی برای متخصصان بافت‌شناسی و باکتری‌شناسی پاتولوژیک شامل دستورالعمل‌هایی برای انجام کالبدشکافی و تشخیص بالینی با روش‌های آزمایشگاهی» بود که چندین بار تجدید ویراست شد و در سه بخش کالبدشکافی، باکتری‌شناسی، و بافت‌شناسی تا دهه‌ها جزو درسنامه‌های استاندارد آسیب‌شناسی در جهان بود.

او در ۱۸۹۹ نخستین پاتولوژیستی بود که پس از اختراع میکروتوم چرخشی توسط فرانسیس بلِیک شروع به استفاده از آن در بیمارستان عمومی ماساچوست کرد. وی در ۱۹۱۵ همراه با ریچارد کلارک کابوت پایه‌گذار برنامه معرفی موارد بالینی در این بیمارستان بود که از آن هنگام تاکنون به‌طور منظم در مجله پزشکی و جراحی بوستون (مجله پزشکی نیوانگلند کنونی) منتشر می‌شود.

رایت به دنبال ابتلا به ذات‌الریه در ۵۸ سالگی در بوستون، ماساچوست درگذشت.

📌تصویر: از بالا و چپ روزِت واقعی (اِپاندیموم)، روزِت کاذب دورعروقی (پری‌واسکولار پسودوروزِت، اِپاندیموم)، روزِت فلکسنر-وینترشتاینر (رتینوبلاستوم)، و روزِت کاذب هومِر رایت (نوروبلاستوم).

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام
📌 ۴ ژانویه ۱۷۶۱ مرگ هِیلز کاشف فشارخون

🟣#تقویم_تاریخ_پزشکی
🟡 بابک عزیزافشاری، ۱۴ دی ۱۴۰۴
🟢 azizafshari@yahoo.com

▫️استیون هِیلز متولد ۱۷ سپتامبر ۱۶۷۷ کشیش و دانشمند بریتانیایی بود که به تحقیق درباره گازها و فیزیولوژی گیاهی و جانوری پرداخت.

او فردی نیکوکار بود و علاوه بر تلاش برای بهبود شرایط زندگی زندانی‌ها و برده‌ها رساله معروفی درباره زیاده‌روی در مصرف الکل نوشت. از افتخارات وی می‌توان به عضویت در انجمن سلطنتی (۱۷۱۸)، آکادمی سلطنتی علوم پاریس، و آکادمی علوم بولونیا و دریافت نشان کاپلی (۱۷۳۹) اشاره کرد.

معروف‌ترین اثرش «مقالات استاتیک» نام دارد که جلد اول آن درباره «فیزیولوژی گیاهی» (۱۷۲۷) شامل برآورد سرعت «تعرق» (از دست دادن آب از برگ‌های گیاهان) و همچنین «نیروی شیره گیاهی» (فشار ریشه) و جلد دوم (هماستاتیک، ۱۷۳۳) درباره «فیزیولوژی جانوری» از جمله شرح نحوه اندازه‌گیری «نیروی خون» (فشار خون) است.

درستی نظریه هِیلز مبنی ‌بر این که «گیاهان علاوه بر آب که از راه ریشه جذب می‌شود از طریق سطح تنه و برگ‌های خود از هوا نیز تغذیه می‌کنند» بعدها توسط آنتوان لاوازیه شیمی‌دان فرانسوی به اثبات رسید.

او نخستین کسی بود که در ۱۷۰۵ با قرار دادن لوله‌ای ظریف در شریان‌ حیوانات مختلف و مشاهده ارتفاع ستون خون، فشارخون را اندازه گرفت. وی همچنین اثرات خونریزی و شوک در حیوانات را به موازات اندازه‌گیری فشار خون توصیف کرد:

«…با نزدیک شدن به مرگ، مادیان دچار عرق سرد و مرطوب شد».


آزمایش‌های هِیلز بر روی حیوانات همواره با انتقاد و مخالفت روبرو می‌شد. الکساندر پوپ شاعر بریتانیایی که عاشق سگ‌ها بود، در ۱۷۱۸ گفت:

«او این وحشیگری‌ها را اغلب با این تصور انجام می‌دهد که برای انسان مفید هستند. آیا ما حق داریم به این دلیل که از سگ‌ها بالاتر هستیم، آن‌ها را به خاطر کنجکاوی خود یا حتی برای منافع خود بکشیم؟»


نمونه دیگر این مخالفت را در شعر «قایق» توماس تواینینگ (۱۷۶۴) می‌بینیم:

«…مادیان‌ها و سگ‌ها در حال جان دادن بودند،
و قورباغه‌ها پوستشان زنده‌‌زنده کنده می‌شد...»


هِیلز مخترع ابزارهایی مانند هواکش (ونتیلاتور)، ناودان و تغار یا تشت بادی (وسیله آزمایشگاهی برای جمع‌آوری گازها)، و انبر جراحی (فورسپس) برای خارج کردن سنگ مثانه بود. شکل اصلاح‌شده‌ ابزارهای پنوماتیک او بعدها توسط دانشمندانی چون هنری کاوندیش و جوزف پریستلی مورد استفاده قرار گرفت.

در قرن ۱۸ تصور می‌شد که «هوای بد» عامل بیماری و مرگ است. مرگ و بیماری در فضاهای بسته مانند کشتی‌ها و زندان‌ها رایج بود و هِیلز و دانشمندان دیگر تلاش کردند با بهبود تهویه به مقابله با این رویه بپردازند.

وی در بکسبورن، کِنت به دنیا آمد و پس از تحصیل در کالج کورپوس کریستی، کمبریج (سنت بندیکت)، به عنوان کشیش به فولام رفت.

هِیلز به دنبال یک بیماری کوتاه در ۸۴ سالگی در تدینگتون درگذشت. ورنر فورسمن جراح آلمانی در سخنرانی خود هنگام دریافت جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۱۹۵۶، افتخار انجام «اولین کاتتریزاسیون قلب» را متعلق به او دانست. انجمن زیست‌شناسان گیاهی آمریکا از ۱۹۲۷ (دویستمین سالگرد انتشار جلد اول «استاتیک») جایزه استیون هِیلز را به دستاوردهای برجسته در زمینه زیست‌شناسی گیاهی اعطا می‌کند.

📌تصویر: هِیلز در حال اندازه‌گیری فشارخون اسب، ۱۷۰۵.

🔗تصاویر بیشتر در اینستاگرام