.
دیگر کتابم را درباره رولبون نمی نویسم. تمام شد. دیگر نمی توانم بنویسمش. حالا عمرم را چطور بگذرانم؟
...
من که توان نگهداری گذشته خودم را ندارم، چطور می توانم به نجات گذشته کس دیگری امیدوار باشم؟
قلمم را برداشتم و سعی کردم دوباره کار کنم. از فکر گذشته و حال و دنیا خسته شده بودم.
فقط همین را می خواستم که آرامم بگذارند تا کتابم را تمام کنم.
اما همین که چشمم به دسته کاغذهای سفید افتاد، مجذوب ظاهرش شدم.
همین طور که قلمم در هوا مانده بود، محو تماشای این کاغذ درخشان شدم.
چقدر سخت و خیره کننده بود!
چقدر حضور داشت!
تنها چیزی که داشت، زمان حال بود.
حروفی که تازه رویش نوشته بودم، هنوز خشک نشده بود و از حالا دیگر به من تعلق نداشت.
#ژان_پل_سارتر 👤
#تهوع 📚
ترجمه محمدرضا پارسایار
.
دیگر کتابم را درباره رولبون نمی نویسم. تمام شد. دیگر نمی توانم بنویسمش. حالا عمرم را چطور بگذرانم؟
...
من که توان نگهداری گذشته خودم را ندارم، چطور می توانم به نجات گذشته کس دیگری امیدوار باشم؟
قلمم را برداشتم و سعی کردم دوباره کار کنم. از فکر گذشته و حال و دنیا خسته شده بودم.
فقط همین را می خواستم که آرامم بگذارند تا کتابم را تمام کنم.
اما همین که چشمم به دسته کاغذهای سفید افتاد، مجذوب ظاهرش شدم.
همین طور که قلمم در هوا مانده بود، محو تماشای این کاغذ درخشان شدم.
چقدر سخت و خیره کننده بود!
چقدر حضور داشت!
تنها چیزی که داشت، زمان حال بود.
حروفی که تازه رویش نوشته بودم، هنوز خشک نشده بود و از حالا دیگر به من تعلق نداشت.
#ژان_پل_سارتر 👤
#تهوع 📚
ترجمه محمدرضا پارسایار
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدار مولانا وشمس
#خبر_مهم
♨️نتایج نهایی آزمون کارشناسی ارشد و دکتری سال۹۶ (سراسری) دهم شهریورماه اعلام خواهد شد!
🔶 طبق اعلام ابراهیم خدایی رئیس سازمان سنجش در حاشیه اختتامیه المپیادهای بین المللی ریاضی و شیمی : نتایج آزمون دکتری و کارشناسی ارشد دانشگاههای کشور ۱۰ شهریور ۹۶ اعلام خواهد شد. / منبع : خبرگزاری دانشجو ( snn.ir )
🔶معاون آموزشی دانشگاه آزاد نیز دیروز در گفتگویی با خبرگزاری ایرنا، یکم شهریورماه را زمان اعلام نتایج این دانشگاه اعلام کرده بود. (irna.ir)
➖➖➖
♨️نتایج نهایی آزمون کارشناسی ارشد و دکتری سال۹۶ (سراسری) دهم شهریورماه اعلام خواهد شد!
🔶 طبق اعلام ابراهیم خدایی رئیس سازمان سنجش در حاشیه اختتامیه المپیادهای بین المللی ریاضی و شیمی : نتایج آزمون دکتری و کارشناسی ارشد دانشگاههای کشور ۱۰ شهریور ۹۶ اعلام خواهد شد. / منبع : خبرگزاری دانشجو ( snn.ir )
🔶معاون آموزشی دانشگاه آزاد نیز دیروز در گفتگویی با خبرگزاری ایرنا، یکم شهریورماه را زمان اعلام نتایج این دانشگاه اعلام کرده بود. (irna.ir)
➖➖➖
سلام ودرود
عزیزانی که در یکی از کارگاه های ذیل شرکت کرده اندمشخصات خودو نام کارگاه راجهت صدور گواهی به آیدی زیرارسال فرمایید:
@mehrna165m
۱.کارگاه فلسفه در زندگی روزمره
۲.کارگاه نقد فیلم
۳.کارگاه مغزوذهن
۴.کارگاه شکاکیت ومتافیزیک
۵.کارگاه متن خوانی افلاطون
۶.کارگاه آموزش زبان یونانی
۷.کارگاه معرفی هسته ی مطالعاتی تاریخ منطق
عزیزانی که در یکی از کارگاه های ذیل شرکت کرده اندمشخصات خودو نام کارگاه راجهت صدور گواهی به آیدی زیرارسال فرمایید:
@mehrna165m
۱.کارگاه فلسفه در زندگی روزمره
۲.کارگاه نقد فیلم
۳.کارگاه مغزوذهن
۴.کارگاه شکاکیت ومتافیزیک
۵.کارگاه متن خوانی افلاطون
۶.کارگاه آموزش زبان یونانی
۷.کارگاه معرفی هسته ی مطالعاتی تاریخ منطق
آلبر کامو میگوید: من انسانهای زیادی را دیدهام که مردهاند چون زندگی برایشان ارزش زندگی کردن نداشت. از همین جا به این نتیجه میرسم که پرسش دربارهی معنای زندگی ضروریترین پرسش همهی زمان هاست.
رواندرمانی اگزیستانسیال
رواندرمانی اگزیستانسیال
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگه به دین معتقد هستین
اگه اعتقادی ندارین
یا اگه سر دوراهی هستین
حتما ببینید
اگه اعتقادی ندارین
یا اگه سر دوراهی هستین
حتما ببینید
با سلام
در مورد این فیلم چند نکته به نظر من رسید که به اشتراک می گذارم و خوشحال می شوم نظر سایر دوستان را نیز بدانم.
۱_امتیاز فیلم در این است که دین شناسنامه ای را نقد می کند. اینکه انسان صرفا بدون تفکر تابع دین ارثی و اجدادی خود باشد، آفت اصلی دین داری است.
۲_ فیلم صرفا بر اختلاف ادیان تاکید دارد و اصلا به اشتراکات اشاره نمی کند.
در حالی که ادیان در توصیف خداوند و توصیه های اخلاقی اشتراکات زیادی دارند.
تقریبا همه ادیان خضوع و خشوع در برابر خدایی که قادر مطلق و عالم مطلق است را سفارش می کنند و به خیرخواهی و خضوع و ... توصیه می کنند و از سرقت و قتل و تجاوز و دروغ و ...نهی می کنند.
تمجید و تسبیح صفاتی مانند علم مطلق، خیر مطلق و قدرت مطلق و تلاش برای نزدیک شدن به صاحب این صفات به عنوان گوهر دین نه غیر اخلاقی است و نه غیر عقلانی.
۳. فیلم بر تقابل علم و دین تاکید دارد و به مومنین توصیه می کند باورهای علمی را جایگزین باورهای دینی کنند.
اگر با زبان ویتگنشتاین سخن بگوییم در این توصیه دو بازی زبانی جداگانه خلط شده اند.
مسایلی که دین به آنها پاسخ می دهد مانند مسئله مبدا و معاد، معنای زندگی، غیب جهان، مبنای اخلاق و ... خارج از حیطه پژوهشهای علمی قرار دارند و حل مسائل علمی نیز در بیشتر ادیان کنونی به ویژه در دین اسلام به تجربه و عقل واگذار شده است.
۵-در فیلم تاکید شده که همه ادیان گروه خود را برتر می دانند و همزمان تصویری از نژادپرستی قوم یهود پخش می شود.
در حالی که نژاد یک امر اختیاری نیست و قوم یهود یا هر گروهی که نژاد یا قومیت را معیار برتری بدانند سایر انسانها را از سعادت محروم کرده اند.
در اسلام باورها و رفتار انسانها معیار ارزیابی و سعادت آنهاست و این معیار از انجا که اختیاری و آگاهانه است، انسانی است و دیگران را نیز می توان دعوت کرد که از آن بهره مند شوند.
۴_در مجموع این فیلم بدون هیچ دلیل قانع کننده ای بی اعتقادی را توصیه و تبلیغ می کند.
ولی اگر آزاداندیشی و انتخاب آگاهانه و همراه با تعقل را توصیه می کرد از حالت تبلیغاتی خارج می شد و تناسب بیشتری با فضای گروه فلسفه پیدا می کرد.
با تشکر
رضاصادقی
در مورد این فیلم چند نکته به نظر من رسید که به اشتراک می گذارم و خوشحال می شوم نظر سایر دوستان را نیز بدانم.
۱_امتیاز فیلم در این است که دین شناسنامه ای را نقد می کند. اینکه انسان صرفا بدون تفکر تابع دین ارثی و اجدادی خود باشد، آفت اصلی دین داری است.
۲_ فیلم صرفا بر اختلاف ادیان تاکید دارد و اصلا به اشتراکات اشاره نمی کند.
در حالی که ادیان در توصیف خداوند و توصیه های اخلاقی اشتراکات زیادی دارند.
تقریبا همه ادیان خضوع و خشوع در برابر خدایی که قادر مطلق و عالم مطلق است را سفارش می کنند و به خیرخواهی و خضوع و ... توصیه می کنند و از سرقت و قتل و تجاوز و دروغ و ...نهی می کنند.
تمجید و تسبیح صفاتی مانند علم مطلق، خیر مطلق و قدرت مطلق و تلاش برای نزدیک شدن به صاحب این صفات به عنوان گوهر دین نه غیر اخلاقی است و نه غیر عقلانی.
۳. فیلم بر تقابل علم و دین تاکید دارد و به مومنین توصیه می کند باورهای علمی را جایگزین باورهای دینی کنند.
اگر با زبان ویتگنشتاین سخن بگوییم در این توصیه دو بازی زبانی جداگانه خلط شده اند.
مسایلی که دین به آنها پاسخ می دهد مانند مسئله مبدا و معاد، معنای زندگی، غیب جهان، مبنای اخلاق و ... خارج از حیطه پژوهشهای علمی قرار دارند و حل مسائل علمی نیز در بیشتر ادیان کنونی به ویژه در دین اسلام به تجربه و عقل واگذار شده است.
۵-در فیلم تاکید شده که همه ادیان گروه خود را برتر می دانند و همزمان تصویری از نژادپرستی قوم یهود پخش می شود.
در حالی که نژاد یک امر اختیاری نیست و قوم یهود یا هر گروهی که نژاد یا قومیت را معیار برتری بدانند سایر انسانها را از سعادت محروم کرده اند.
در اسلام باورها و رفتار انسانها معیار ارزیابی و سعادت آنهاست و این معیار از انجا که اختیاری و آگاهانه است، انسانی است و دیگران را نیز می توان دعوت کرد که از آن بهره مند شوند.
۴_در مجموع این فیلم بدون هیچ دلیل قانع کننده ای بی اعتقادی را توصیه و تبلیغ می کند.
ولی اگر آزاداندیشی و انتخاب آگاهانه و همراه با تعقل را توصیه می کرد از حالت تبلیغاتی خارج می شد و تناسب بیشتری با فضای گروه فلسفه پیدا می کرد.
با تشکر
رضاصادقی
نظر خانمکسائی (از اعضای کانال) درمورد فیلم ...
سلام و سپاس بابت پیش کشیدن موضوع ادیانی در کانالتون
نتیجهای که گوینده این کلیپ از مقدمات صحبتهاش گرفته فقط پاک کردن صورت مسالهس نه پاسخش..شاید بشه گفت نوعی مغالطه!
نتیجهی منطقی این صحبتها اعتقاد به پلورالیسم (تکثر گرایی در ادیان) هس نه بی دینی! پلورالیسم دینی به زبان ساده یعنی در هر دینی بارقههایی از حقیقت وجود داره و درنتیجه باورمندان همه ادیان به رستگاری میرسن
و این منافاتی هم با اینکه من نوعی چه دینی دارم نداره..
همینطور که جناب دکتر صادقی هم فرمودن نکتهای که گوینده این فیلم اصلا درنظر نگرفته اینه که ادیان در ظواهر شریعت مثل مناسک و اعتقادات کلامیشونه که اغلب تفاوت دارن ولی هرچه به بطن و ژرفاشون و رسالت اصلیشون نزدیکتر بشیم، در اخلاق و عرفان(اینجا منظور بعد معنوی دین) اشتراکات بسیاری دارن..
و اینکه به نظر من بیشتر از اینکه انسانها چه دینی دارن، مهم اینه که در دین خودشون در چه سطحی هستن.. چه درجهای از "ایمان" دارن.. نوع دینداریشون چیه(مثلا همین بحث انحصار گرایی/تکثر گرایی دینداران).. و دقیقا برعکس خود دین که اغلب شناسنامهایه، این موضوع کاملا برحسب انتخابه و میزان درک و خلوص و حقیقت طلبی خود شخصه که تعیین میکنه کجا باشه..
درباره صحبتهای آخر این کلیپ درباب منشا و رسالت دین ضمن تایید صحبتهای جناب دکتر، برای قضاوت بهتر در این باره پیشنهاد من کتاب "۷ نظریه درباب دین" هس اثر "دانیل پالس"
کسائی، دانشآموخته کارشناسی ارشد ادیان و عرفان
سلام و سپاس بابت پیش کشیدن موضوع ادیانی در کانالتون
نتیجهای که گوینده این کلیپ از مقدمات صحبتهاش گرفته فقط پاک کردن صورت مسالهس نه پاسخش..شاید بشه گفت نوعی مغالطه!
نتیجهی منطقی این صحبتها اعتقاد به پلورالیسم (تکثر گرایی در ادیان) هس نه بی دینی! پلورالیسم دینی به زبان ساده یعنی در هر دینی بارقههایی از حقیقت وجود داره و درنتیجه باورمندان همه ادیان به رستگاری میرسن
و این منافاتی هم با اینکه من نوعی چه دینی دارم نداره..
همینطور که جناب دکتر صادقی هم فرمودن نکتهای که گوینده این فیلم اصلا درنظر نگرفته اینه که ادیان در ظواهر شریعت مثل مناسک و اعتقادات کلامیشونه که اغلب تفاوت دارن ولی هرچه به بطن و ژرفاشون و رسالت اصلیشون نزدیکتر بشیم، در اخلاق و عرفان(اینجا منظور بعد معنوی دین) اشتراکات بسیاری دارن..
و اینکه به نظر من بیشتر از اینکه انسانها چه دینی دارن، مهم اینه که در دین خودشون در چه سطحی هستن.. چه درجهای از "ایمان" دارن.. نوع دینداریشون چیه(مثلا همین بحث انحصار گرایی/تکثر گرایی دینداران).. و دقیقا برعکس خود دین که اغلب شناسنامهایه، این موضوع کاملا برحسب انتخابه و میزان درک و خلوص و حقیقت طلبی خود شخصه که تعیین میکنه کجا باشه..
درباره صحبتهای آخر این کلیپ درباب منشا و رسالت دین ضمن تایید صحبتهای جناب دکتر، برای قضاوت بهتر در این باره پیشنهاد من کتاب "۷ نظریه درباب دین" هس اثر "دانیل پالس"
کسائی، دانشآموخته کارشناسی ارشد ادیان و عرفان
🔴برنامه ی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد /فلسفه علم متعاقبا اعلام میگردد.
#فبک #بخش_اول
فلسفه براي كودكان و نوجوانان چيست؟
در اواخر سالهاي 1960، زمانيكه متيو ليپمن در دانشگاه كلمبيا واقع در نيويورك در رشته فلسفه مشغول تدريس بود متوجه شد كه دانشجويانش فاقد قدرت استدلال و قدرت تميز و داوري هستند و همچنين متوجه شد كه براي اينكه قدرت تفكر اين دانشجويان بطور قابل ملاحظه اي تقويت شود، ديگر بسيار دير شده بود . او به اين فكر افتادم كه اين كار مي بايست در دوران كودكي انجام ميگرفت. بايد وقتي كودكان و نوجوانان در سن يازده يا دوازدسالگي بودند، يكسري دوره هاي درسي در خصوص تفكر انتقادي يا حل مساله مي گذارندند . اما براي تهية موضوعي قابل فهم و مورد پسند كودكان و نوجوانان، بايستي متون درسي بصورت داستان نوشته مي شد , داستاني دربارة منطق اكتشافي كودكان. اما اين كار نيز بايد با دقت و ظرافت بسيار انجام مي گرفت . اين داستان ها بايد راجع به فلسفة مورد اكتشاف كودكان مي بود.
از اينرو ليپمن كتاب كشف هري استوتلمير1 را نوشت. در سال 1970 اين كتاب به آزمايش گذاشته شدو بنظر مي رسيد بخوبي كارگر افتاده است. در پي آن براي معلمان يك كتاب راهنما كه شامل صدها تمرين فلسفي بود , نوشته شد. آن كتاب هم بخوبي نتيجه بخش بود. پس از چند سال , كتاب ليزا2 كه منحصراً مربوط به اخلاقيات بود و كتاب تكملة كتاب هري بود و به كودكاني اختصاص داشت كه اندكي بزرگتر بودند نوشته شد. كتاب هاي بيشتر و بيشتري نوشته شد كه هر كدام ويژة سطوح سني خاصي بود. اين كتابها بهمراه كتابهاي راهنماي كمك آموزيشان بودند.همچنين مجموعه متنوعي از كتابهاي نظري تأليف و منتشر شد.
استخوانبندي برنامة «فلسفه براي كودكان و نوجوانان» P4C به تدريج در دانشگاه مونتكلير شكل گرفت و يا علاوه بر فراهم آوردن كتابهاي درسي متحد الشكل (داستان هاي فلسفي براي كودكان)، طرح آموزشي واحدي پيدا كرد كه در آن دانش آموزان سطوح مختلف با قرائت بخشي از داستان با صداي بلند , كلاس را آغاز مي كنند. به اين نحو كه، بچههاي يك كلاس، بهمراه معلمشان حلقهوار دور هم مينشينند و رودر روي هم با يكديگر به مباحثه ميپردازند(كه اين حلقه همان حلقة كندوكاو3 است). شاگردان، قسمت تعيين شدة كتاب را با صداي بلند ميخوانند، البته نه بيشتر از يك پاراگراف در هر بار (توزيع يكسان وقت هم در ميان كودكان نبايد فراموش شود كه پيامدها و استلزامات دموكراتيكي بهمراه دارد). وقتي قرائت يك پاراگراف تمام شد، معلم با اين پرسشها شروع ميكند:
آيا در اين متن چيز مبهمي براي شما وجود دارد؟ آيا ميتوانيد احساس خودتان را در قالب يك پرسش بيان كنيد؟ سپس معلم پرسش هر دانشآموز را بر روي تخته سياه مينويسد و نام دانشآموز را بهمراه شمارة صفحه و شمارة سطرِ مورد بحث در كنار آن يادداشت ميكند. پس از آن ميپرسد چه كسي ميخواهد بحث را آغاز كند. دستها بالا ميرود و معلم يكي از دانشآموزان را انتخاب ميكند تا در بارة پرسشها نوشته شده بر روي تخته بحث را شروع كند. در لحظة مناسب، معلم ممكن است تمريني را در خصوص آن موضوع خاص از كتاب كمك آموزشي مطرح كند. فرض كنيد كه پرسش چيزي شبيه به اين است: «آيا هري و بيل دوست هم هستند؟» بزودي كودكان شروع به درك اين نكته خواهند كرد كه مفهوم دوستي، مبهم يا دو پهلو است يا هر دو ايراد را دارد و بدين ترتيب معلم ميتواند بحثي را در زمينه ماهيت «دوستي» مطرح كند. (به طور حتم، استلزامات اخلاقيِ رابطة دوستي توسط دانشآموزان مورد توجه قرار ميگيرد). بدين طريق، كودكان با مفهوم دوستي آشنا و درگير ميشوند و پيشرفت كار ميتواند آنها را نه تنها در فلسفه بلكه در تمامي مطالعاتي كه در آنها با مفاهيمي سرو كار دارند كمك كند. اين روشي است كه فكر آنها را برميانگيزد و تا زمانيكه قابليت نقادي و خود انتقادي را در آنها پديد نياورد، آرام نميگيرد و اين به نوبة خود آنها را به «خود-اصلاحي» سوق ميدهد.
اگر معلم بطرز مناسبي آموزش ديده و آماده باشد، كودكان احساس ميكنند كه در زمان اجراي اين برنامه در خانه هستند و معمولاً آنقدر از آن لذّت ميبرند كه در پايان كلاس، اتمام كلاس برايشان ناگوار جلوه ميكند. اين امر بدين دليل است كه اين برنامه، آنها را ترغيب ميكند تا خودشان براي خودشان فكر كنند و ترجيحاً اجازه ندهند كه ديگران بجاي آنها و براي آنها فكر كنند. همچنين كودكان دوست دارند كه بتوانند افكار خود را به ديگران ابراز دارند و اگر لازم باشد از استدلال خود دفاع كنند و به يكديگر كمك كنند تا از استلزامات و پيامدهاي مفروضاتشان مطلع شوند.
فلسفه براي كودكان و نوجوانان چيست؟
در اواخر سالهاي 1960، زمانيكه متيو ليپمن در دانشگاه كلمبيا واقع در نيويورك در رشته فلسفه مشغول تدريس بود متوجه شد كه دانشجويانش فاقد قدرت استدلال و قدرت تميز و داوري هستند و همچنين متوجه شد كه براي اينكه قدرت تفكر اين دانشجويان بطور قابل ملاحظه اي تقويت شود، ديگر بسيار دير شده بود . او به اين فكر افتادم كه اين كار مي بايست در دوران كودكي انجام ميگرفت. بايد وقتي كودكان و نوجوانان در سن يازده يا دوازدسالگي بودند، يكسري دوره هاي درسي در خصوص تفكر انتقادي يا حل مساله مي گذارندند . اما براي تهية موضوعي قابل فهم و مورد پسند كودكان و نوجوانان، بايستي متون درسي بصورت داستان نوشته مي شد , داستاني دربارة منطق اكتشافي كودكان. اما اين كار نيز بايد با دقت و ظرافت بسيار انجام مي گرفت . اين داستان ها بايد راجع به فلسفة مورد اكتشاف كودكان مي بود.
از اينرو ليپمن كتاب كشف هري استوتلمير1 را نوشت. در سال 1970 اين كتاب به آزمايش گذاشته شدو بنظر مي رسيد بخوبي كارگر افتاده است. در پي آن براي معلمان يك كتاب راهنما كه شامل صدها تمرين فلسفي بود , نوشته شد. آن كتاب هم بخوبي نتيجه بخش بود. پس از چند سال , كتاب ليزا2 كه منحصراً مربوط به اخلاقيات بود و كتاب تكملة كتاب هري بود و به كودكاني اختصاص داشت كه اندكي بزرگتر بودند نوشته شد. كتاب هاي بيشتر و بيشتري نوشته شد كه هر كدام ويژة سطوح سني خاصي بود. اين كتابها بهمراه كتابهاي راهنماي كمك آموزيشان بودند.همچنين مجموعه متنوعي از كتابهاي نظري تأليف و منتشر شد.
استخوانبندي برنامة «فلسفه براي كودكان و نوجوانان» P4C به تدريج در دانشگاه مونتكلير شكل گرفت و يا علاوه بر فراهم آوردن كتابهاي درسي متحد الشكل (داستان هاي فلسفي براي كودكان)، طرح آموزشي واحدي پيدا كرد كه در آن دانش آموزان سطوح مختلف با قرائت بخشي از داستان با صداي بلند , كلاس را آغاز مي كنند. به اين نحو كه، بچههاي يك كلاس، بهمراه معلمشان حلقهوار دور هم مينشينند و رودر روي هم با يكديگر به مباحثه ميپردازند(كه اين حلقه همان حلقة كندوكاو3 است). شاگردان، قسمت تعيين شدة كتاب را با صداي بلند ميخوانند، البته نه بيشتر از يك پاراگراف در هر بار (توزيع يكسان وقت هم در ميان كودكان نبايد فراموش شود كه پيامدها و استلزامات دموكراتيكي بهمراه دارد). وقتي قرائت يك پاراگراف تمام شد، معلم با اين پرسشها شروع ميكند:
آيا در اين متن چيز مبهمي براي شما وجود دارد؟ آيا ميتوانيد احساس خودتان را در قالب يك پرسش بيان كنيد؟ سپس معلم پرسش هر دانشآموز را بر روي تخته سياه مينويسد و نام دانشآموز را بهمراه شمارة صفحه و شمارة سطرِ مورد بحث در كنار آن يادداشت ميكند. پس از آن ميپرسد چه كسي ميخواهد بحث را آغاز كند. دستها بالا ميرود و معلم يكي از دانشآموزان را انتخاب ميكند تا در بارة پرسشها نوشته شده بر روي تخته بحث را شروع كند. در لحظة مناسب، معلم ممكن است تمريني را در خصوص آن موضوع خاص از كتاب كمك آموزشي مطرح كند. فرض كنيد كه پرسش چيزي شبيه به اين است: «آيا هري و بيل دوست هم هستند؟» بزودي كودكان شروع به درك اين نكته خواهند كرد كه مفهوم دوستي، مبهم يا دو پهلو است يا هر دو ايراد را دارد و بدين ترتيب معلم ميتواند بحثي را در زمينه ماهيت «دوستي» مطرح كند. (به طور حتم، استلزامات اخلاقيِ رابطة دوستي توسط دانشآموزان مورد توجه قرار ميگيرد). بدين طريق، كودكان با مفهوم دوستي آشنا و درگير ميشوند و پيشرفت كار ميتواند آنها را نه تنها در فلسفه بلكه در تمامي مطالعاتي كه در آنها با مفاهيمي سرو كار دارند كمك كند. اين روشي است كه فكر آنها را برميانگيزد و تا زمانيكه قابليت نقادي و خود انتقادي را در آنها پديد نياورد، آرام نميگيرد و اين به نوبة خود آنها را به «خود-اصلاحي» سوق ميدهد.
اگر معلم بطرز مناسبي آموزش ديده و آماده باشد، كودكان احساس ميكنند كه در زمان اجراي اين برنامه در خانه هستند و معمولاً آنقدر از آن لذّت ميبرند كه در پايان كلاس، اتمام كلاس برايشان ناگوار جلوه ميكند. اين امر بدين دليل است كه اين برنامه، آنها را ترغيب ميكند تا خودشان براي خودشان فكر كنند و ترجيحاً اجازه ندهند كه ديگران بجاي آنها و براي آنها فكر كنند. همچنين كودكان دوست دارند كه بتوانند افكار خود را به ديگران ابراز دارند و اگر لازم باشد از استدلال خود دفاع كنند و به يكديگر كمك كنند تا از استلزامات و پيامدهاي مفروضاتشان مطلع شوند.