🟣در یونیورس های فیک ، شواهدی برای نظریه ریسمان
قسمت سوم
نظریه ریسمان اولین بار در دهه 1960 به عنوان توضیح احتمالی برای این که چرا ذرات بنیادی به نام کوارک هرگز به صورت مجزا وجود ندارند، بلکه در عوض به یکدیگر متصل می شوند تا پروتون ها، نوترون ها و دیگر "هادرون ها" را تشکیل دهند، به وجود آمد. این تئوری معتقد بود که کوارک ها نمی توانند از هم جدا شوند زیرا به جای اینکه نقاط شناور آزاد free-floating باشند، انتهای ریسمان ها را تشکیل می دهند. اما این استدلال یک نقص داشت: در حالی که برخی از هادرونها از جفت کوارک و آنتی کوارک تشکیل شدهاند و به طور قابل قبولی شبیه ریسمانها هستند، پروتونها و نوترونها هر کدام دارای سه کوارک هستند که تصویر زشت و نامشخص یک ریسمان با سه سر را به تصویر میکشند. به زودی، نظریه متفاوتی از کوارک ها پدیدار شد. اما ایده ها به سختی می میرند و برخی از محققان، از جمله مایکل گرین، سپس در دانشگاه لندن، و شوارتز، در موسسه فناوری کالیفرنیا، به توسعه نظریه ریسمان ادامه دادند.
مسائل به سرعت انباشته شدند. برای اینکه ارتعاشات ریسمان مفهوم فیزیکی داشته باشد، این نظریه ابعاد فضایی بسیار بیشتری را نسبت به طول، عرض و عمق تجربی روزمره می طلبد، و نظریه پردازان ریسمان را مجبور می کند تا فرض کنند که شش بعد اضافی باید در هر نقطه از فابریک واقعیت reality ، مانند پشته قالی ایرانی ، گره خورده باشند.
و از آنجا که هر یک از راههای بیشمار گرهبندی ابعاد اضافی با الگوی ماکروسکوپیک متفاوتی مطابقت دارد، تقریباً هر کشفی که در مورد یونیورس ما انجام شود میتواند با نظریه ریسمان سازگار به نظر برسد و با نظریه ریسمان پیش بینی شود ، یا در عوض ، مانند سال 1984 ، تمام ورژن های شناخته شده نظریه ریسمان شامل یک عبارت ریاضی فاقد معنا به نام «ناهنجاری» anomaly خواهند بود.
از جنبه دیگر ، محققان دریافتند که یک حالت ارتعاشی vibration مشخص از ریسمان متناسب با مشخصات یک گراویتون، پشتیبان کوانتومی مورد علاقهی گرانش است. و در آن شب طوفانی در آسپن در سال 1984، گرین و شوارتز کشف کردند که گراویتون عبارتی را به معادلات اهدا می کند که برای ورژن خاصی از نظریه ریسمان، د ناهنجاری مشکل ساز را کاملا کنسل می کرد. این یافته این احتمال را افزایش داد که این ورژن یک نظریه درست و از نظر ریاضی سازگار از گرانش کوانتومی باشد و به آغاز موجی از فعالیت معروف به "انقلاب اول ابر ریسمان" first superstring revolution کمک کرد.
اما تنها یک سال گذشت تا اینکه ورژن دیگری از نظریه ریسمان نیز بدون ناهنجاری تایید شد. در مجموع، تا پایان دهه پنج نظریه ریسمان ثابت کشف شد. برخی ذرات را ریسمانهای بسته میدانستند، برخی دیگر آنها را ریسمانهای باز با انتهای معلق توصیف میکردند، و برخی دیگر مفهوم ریسمان را به آبجکت های با ابعاد بالاتر معروف به «D-branes» تعمیم دادند که در هر ابعادی شبیه غشاهای مرتعش quivering membrane هستند. پنج نظریه ریسمان مانند ِ ثروت ِ مایهی شرمساری به نظر می رسید.
پیشرفت بزرگ بعدی در سال 1995 اتفاق افتاد، زمانی که ادوارد ویتن از موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی، در یک سخنرانی معروف استدلال کرد که هر پنج نظریه ریسمان از نظر ریاضی به هم مرتبط هستند و باید قطعاتی از یک نظریه اصلی فراگیر باشند. ویتن نام آن را M-Theory گذاشت. به نظر میرسد که M در ابتدا به غشاها اشاره دارد، اما ویتن گفته است که منظور واقعی وی از اندیس M در انتظار درک بهتر این نظریه است، که به نظر میرسد از مجموع اجزای شناخته شده آن فراتر میرود. استیو کارلیپ، متخصص گرانش کوانتومی در دانشگاه کالیفرنیا، دیویس، میگوید: «یک شوخی وجود داشت که نشان میداد «راز» است. هر آنچه که M مخفف آن باشد، این مادر mother تمام مانیفستیشن های نظریه ریسمان، رویای یکپارچگی یا یونیفیکیشن را زنده کرد.
استراسلر گفت: افرادی دههها را صرف مطالعه انواع مختلف تئوریهای ریسمان کرده بودند و متوجه شدند که تنها چند نظریه ثابت وجود دارد و آنها یکسان هستند. می توان گفت، شاید این تنها چیزی است که می تواند وجود داشته باشد. شاید تنها یک نظریه گرانش کوانتومی وجود داشته باشد و نظریه M همان باشد .
🆔 @phys_Q
✦ Edward Witten giving a lecture in 1995 during which he argued that the five known string theories are different pieces of a single master framework, later dubbed “M-theory.”
قسمت سوم
نظریه ریسمان اولین بار در دهه 1960 به عنوان توضیح احتمالی برای این که چرا ذرات بنیادی به نام کوارک هرگز به صورت مجزا وجود ندارند، بلکه در عوض به یکدیگر متصل می شوند تا پروتون ها، نوترون ها و دیگر "هادرون ها" را تشکیل دهند، به وجود آمد. این تئوری معتقد بود که کوارک ها نمی توانند از هم جدا شوند زیرا به جای اینکه نقاط شناور آزاد free-floating باشند، انتهای ریسمان ها را تشکیل می دهند. اما این استدلال یک نقص داشت: در حالی که برخی از هادرونها از جفت کوارک و آنتی کوارک تشکیل شدهاند و به طور قابل قبولی شبیه ریسمانها هستند، پروتونها و نوترونها هر کدام دارای سه کوارک هستند که تصویر زشت و نامشخص یک ریسمان با سه سر را به تصویر میکشند. به زودی، نظریه متفاوتی از کوارک ها پدیدار شد. اما ایده ها به سختی می میرند و برخی از محققان، از جمله مایکل گرین، سپس در دانشگاه لندن، و شوارتز، در موسسه فناوری کالیفرنیا، به توسعه نظریه ریسمان ادامه دادند.
مسائل به سرعت انباشته شدند. برای اینکه ارتعاشات ریسمان مفهوم فیزیکی داشته باشد، این نظریه ابعاد فضایی بسیار بیشتری را نسبت به طول، عرض و عمق تجربی روزمره می طلبد، و نظریه پردازان ریسمان را مجبور می کند تا فرض کنند که شش بعد اضافی باید در هر نقطه از فابریک واقعیت reality ، مانند پشته قالی ایرانی ، گره خورده باشند.
و از آنجا که هر یک از راههای بیشمار گرهبندی ابعاد اضافی با الگوی ماکروسکوپیک متفاوتی مطابقت دارد، تقریباً هر کشفی که در مورد یونیورس ما انجام شود میتواند با نظریه ریسمان سازگار به نظر برسد و با نظریه ریسمان پیش بینی شود ، یا در عوض ، مانند سال 1984 ، تمام ورژن های شناخته شده نظریه ریسمان شامل یک عبارت ریاضی فاقد معنا به نام «ناهنجاری» anomaly خواهند بود.
از جنبه دیگر ، محققان دریافتند که یک حالت ارتعاشی vibration مشخص از ریسمان متناسب با مشخصات یک گراویتون، پشتیبان کوانتومی مورد علاقهی گرانش است. و در آن شب طوفانی در آسپن در سال 1984، گرین و شوارتز کشف کردند که گراویتون عبارتی را به معادلات اهدا می کند که برای ورژن خاصی از نظریه ریسمان، د ناهنجاری مشکل ساز را کاملا کنسل می کرد. این یافته این احتمال را افزایش داد که این ورژن یک نظریه درست و از نظر ریاضی سازگار از گرانش کوانتومی باشد و به آغاز موجی از فعالیت معروف به "انقلاب اول ابر ریسمان" first superstring revolution کمک کرد.
اما تنها یک سال گذشت تا اینکه ورژن دیگری از نظریه ریسمان نیز بدون ناهنجاری تایید شد. در مجموع، تا پایان دهه پنج نظریه ریسمان ثابت کشف شد. برخی ذرات را ریسمانهای بسته میدانستند، برخی دیگر آنها را ریسمانهای باز با انتهای معلق توصیف میکردند، و برخی دیگر مفهوم ریسمان را به آبجکت های با ابعاد بالاتر معروف به «D-branes» تعمیم دادند که در هر ابعادی شبیه غشاهای مرتعش quivering membrane هستند. پنج نظریه ریسمان مانند ِ ثروت ِ مایهی شرمساری به نظر می رسید.
پیشرفت بزرگ بعدی در سال 1995 اتفاق افتاد، زمانی که ادوارد ویتن از موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی، در یک سخنرانی معروف استدلال کرد که هر پنج نظریه ریسمان از نظر ریاضی به هم مرتبط هستند و باید قطعاتی از یک نظریه اصلی فراگیر باشند. ویتن نام آن را M-Theory گذاشت. به نظر میرسد که M در ابتدا به غشاها اشاره دارد، اما ویتن گفته است که منظور واقعی وی از اندیس M در انتظار درک بهتر این نظریه است، که به نظر میرسد از مجموع اجزای شناخته شده آن فراتر میرود. استیو کارلیپ، متخصص گرانش کوانتومی در دانشگاه کالیفرنیا، دیویس، میگوید: «یک شوخی وجود داشت که نشان میداد «راز» است. هر آنچه که M مخفف آن باشد، این مادر mother تمام مانیفستیشن های نظریه ریسمان، رویای یکپارچگی یا یونیفیکیشن را زنده کرد.
استراسلر گفت: افرادی دههها را صرف مطالعه انواع مختلف تئوریهای ریسمان کرده بودند و متوجه شدند که تنها چند نظریه ثابت وجود دارد و آنها یکسان هستند. می توان گفت، شاید این تنها چیزی است که می تواند وجود داشته باشد. شاید تنها یک نظریه گرانش کوانتومی وجود داشته باشد و نظریه M همان باشد .
🆔 @phys_Q
✦ Edward Witten giving a lecture in 1995 during which he argued that the five known string theories are different pieces of a single master framework, later dubbed “M-theory.”
Telegram
attach 📎
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی مهابا میزنم ساز، تو رندانه برقص
بی خیال غمِ دنیا، تو جانانه برقص
چند روزی به همین بزم تو هم مهمانی،
چشم دنیا بشود کور، تو مستانه برقص.
🆔 @phys_Q
بی خیال غمِ دنیا، تو جانانه برقص
چند روزی به همین بزم تو هم مهمانی،
چشم دنیا بشود کور، تو مستانه برقص.
🆔 @phys_Q
❤6😍1
🟣در یونیورس های فیک ، شواهدی برای نظریه ریسمان
قسمت چهارم
◄یونیورسهای چشم ماهی fisheye universe's
دو سال پس از پیشنهاد ویتن از نظریه M، فیزیکدان آرژانتینی-آمریکایی، خوان مالداسنا، رابطه شگفتانگیزی دیگری پیدا کرد، این بار بین ریسمانها و ذرات نقطهای. کار مالداسینا پیشنهاد میکند که تحت شرایط خاص، نظریهای که شامل گرانش باشد، خواه نظریه ریسمان یا غیر آن باشد، میتواند مستقیماً به یک نظریه میدان کوانتومی که گرانش ندارد ترجمه شود.
در سادهترین تجلی این نظریه، «شرایط معین» نیاز به یک چشمانداز خیالی به نام فضای آنتی دی سیتر (AdS) دارد که شبیه کاغذ نموداری است که از طریق لنز چشم ماهی مشاهده میشود که کاشی های آن به سمت مرز boundary کوچکتر و کوچکتر میشوند. نظریه ای که نحوه عملکرد گرانش در فضای AdS را توصیف می کند، می تواند به یک «نظریه میدان کانفورمال» (CFT) معادل که ذرات نقطه ای در مرز آن یونیورس را نشان می دهد ترجمه شود. این ارتباط محققان را قادر می سازد تا با بررسی CFT مربوطه، گرانش کوانتومی را مطالعه کنند. به عنوان مثال، آنها می توانند با CFT ها بازی کنند تا ویژگی های نظریه های گرانش کوانتومی را در فضای «AdS3» - یک یونیورس چشم ماهی با دو بعد فضایی به اضافه زمان محاسبه کنند. رانگامانی گفت: هدف یافتن گرانش کوانتومی در AdS3 را میتوان به یافتن نظریه میدان کانفورمال مناسب تبدیل کرد.
در دو مقاله اخیر که چند روز پس از یکدیگر در ماه دسامبر منتشر شدهاند، گروههای جداگانه به رهبری رنگامانی و مالونی به مطالعه آبجکت های بنیادی (خواه ریسمانها یا غیر آنها) در کلاسی از یونیورسهای AdS3 ساده پرداختند. آنها دریافتند که وقتی این جهان ها به شدت داغ hot می شوند، آبجکت های درون آنها در امتداد تعداد فزاینده ای از "حالت های" states احتمالی حرکت می کنند.
این رفتار، اگر ریسمان ها آبجکت های بنیادین در این یونیورس ها باشند ،دقیقاً همان چیزی است که می توان انتظار داشت . یک یونیورس داغتر به ریسمان ها اجازه می دهد ارتعاش کنند و خود را به روش های جدیدی مرتب کنند، بنابراین یک جهان داغ تر و ریسمانی حالت های زیادی خواهد داشت. در مقابل، ذرات نقطه ای در دماهای بالا تنوع بسیار کمتری از خود نشان می دهند. کریستف کلر، دانشجوی فوق دکترای فیزیک در دانشگاه راتگرز و نویسنده یک مقاله به همراه مالونی و الکس بیلین، گفت: «ما در حال جمع آوری تعداد زیادی حالت state هستیم. «در اصل می توان تصور کرد که نظریه دیگری وجود دارد که نظریه ریسمان نیست و همچنین حالت های زیادی دارد. ما چنین نمونه ای را نمی شناسیم.»
برخی استدلال میکنند که این ارکستر حالتها states در دمای بالا، یونیورسالیتی نظریههای گرانش کوانتومی ریسمان یا «stringlike» را در AdS3 تقویت میکند. هارتمن گفت: "هیچ کس تا آنجا پیش نمی رود که بگوید نظریه ریسمان تنها چیزی است که می تواند از این شرایط سازگاری بیرون بیاید، اما شواهدی وجود دارد که چیزهایی مانند ریسمان در کار است."
به گفته استراسلر، "کلمات راسو یا عبارات بودار" در استدلال های نویسندگان، حول این واقعیت است که آنها چگالی دقیق حالت ها را در برخی از موارد پیچیده تر محاسبه نکرده اند، بلکه فقط نشان می دهند که این عدد بیش از حد انتظار برای یک یونیورس کامپوزیت از ذرات نقطه ای است. استراسلر گفت: «و فقط یافتن یک چگالی ریسمانی از حالت ها - نمی دانم که آیا دلیلی در آن وجود دارد یا خیر.
در همین حال، محققان گرانش کوانتومی حلقه به این فرض اعتراض دارند که نتایج مربوط به AdS3 هر گونه اشاره ای به ماهیت گرانش کوانتومی در یونیورس خودمان ندارد. آنها خاطرنشان می کنند که همخوانی AdS/CFT خود اثبات نشده است - این فقط یک حدس است (البته با پشتیبانی گسترده). مهمتر از آن، فضای AdS تفاوت زیادی با فضای تخت دارد و یونیورسهایی با دو بعد فضایی بسیار سادهتر از یونیورس هایی با سه بعد هستند. لی اسمولین، بنیانگذار و عضو ارشد هیئت علمی موسسه Perimeter در واترلو، انتاریو و یکی از بنیانگذاران گرانش کوانتومی حلقه ای، می گوید: دنیای ما 2+1 بعدی نیست.
و حتی در این مورد، برای مدت طولانی نمونه های متضاد برای حدس یونیورسالیتی ریسمان وجود داشته است، به شکل فرمول های کاملاً کار شده گرانش کوانتومی که هیچ ربطی به نظریه ریسمان ندارند." (نظریهپردازان ریسمان استدلال میکنند که این نظریههای خاص گرانش 2+1 از جهات مهمی با گرانش کوانتومی در دنیای واقعی متفاوت هستند.)
موکوند رنگامانی، چِپ، و فلیکس هاهل از دانشگاه دورهام استدلال کردهاند که تمام نظریههای گرانش کوانتومی سازگار در جهانهای دو بعدی خاص، نظریههای ریسمانی هستند.
🆔 @phys_Q
قسمت چهارم
◄یونیورسهای چشم ماهی fisheye universe's
دو سال پس از پیشنهاد ویتن از نظریه M، فیزیکدان آرژانتینی-آمریکایی، خوان مالداسنا، رابطه شگفتانگیزی دیگری پیدا کرد، این بار بین ریسمانها و ذرات نقطهای. کار مالداسینا پیشنهاد میکند که تحت شرایط خاص، نظریهای که شامل گرانش باشد، خواه نظریه ریسمان یا غیر آن باشد، میتواند مستقیماً به یک نظریه میدان کوانتومی که گرانش ندارد ترجمه شود.
در سادهترین تجلی این نظریه، «شرایط معین» نیاز به یک چشمانداز خیالی به نام فضای آنتی دی سیتر (AdS) دارد که شبیه کاغذ نموداری است که از طریق لنز چشم ماهی مشاهده میشود که کاشی های آن به سمت مرز boundary کوچکتر و کوچکتر میشوند. نظریه ای که نحوه عملکرد گرانش در فضای AdS را توصیف می کند، می تواند به یک «نظریه میدان کانفورمال» (CFT) معادل که ذرات نقطه ای در مرز آن یونیورس را نشان می دهد ترجمه شود. این ارتباط محققان را قادر می سازد تا با بررسی CFT مربوطه، گرانش کوانتومی را مطالعه کنند. به عنوان مثال، آنها می توانند با CFT ها بازی کنند تا ویژگی های نظریه های گرانش کوانتومی را در فضای «AdS3» - یک یونیورس چشم ماهی با دو بعد فضایی به اضافه زمان محاسبه کنند. رانگامانی گفت: هدف یافتن گرانش کوانتومی در AdS3 را میتوان به یافتن نظریه میدان کانفورمال مناسب تبدیل کرد.
در دو مقاله اخیر که چند روز پس از یکدیگر در ماه دسامبر منتشر شدهاند، گروههای جداگانه به رهبری رنگامانی و مالونی به مطالعه آبجکت های بنیادی (خواه ریسمانها یا غیر آنها) در کلاسی از یونیورسهای AdS3 ساده پرداختند. آنها دریافتند که وقتی این جهان ها به شدت داغ hot می شوند، آبجکت های درون آنها در امتداد تعداد فزاینده ای از "حالت های" states احتمالی حرکت می کنند.
این رفتار، اگر ریسمان ها آبجکت های بنیادین در این یونیورس ها باشند ،دقیقاً همان چیزی است که می توان انتظار داشت . یک یونیورس داغتر به ریسمان ها اجازه می دهد ارتعاش کنند و خود را به روش های جدیدی مرتب کنند، بنابراین یک جهان داغ تر و ریسمانی حالت های زیادی خواهد داشت. در مقابل، ذرات نقطه ای در دماهای بالا تنوع بسیار کمتری از خود نشان می دهند. کریستف کلر، دانشجوی فوق دکترای فیزیک در دانشگاه راتگرز و نویسنده یک مقاله به همراه مالونی و الکس بیلین، گفت: «ما در حال جمع آوری تعداد زیادی حالت state هستیم. «در اصل می توان تصور کرد که نظریه دیگری وجود دارد که نظریه ریسمان نیست و همچنین حالت های زیادی دارد. ما چنین نمونه ای را نمی شناسیم.»
برخی استدلال میکنند که این ارکستر حالتها states در دمای بالا، یونیورسالیتی نظریههای گرانش کوانتومی ریسمان یا «stringlike» را در AdS3 تقویت میکند. هارتمن گفت: "هیچ کس تا آنجا پیش نمی رود که بگوید نظریه ریسمان تنها چیزی است که می تواند از این شرایط سازگاری بیرون بیاید، اما شواهدی وجود دارد که چیزهایی مانند ریسمان در کار است."
به گفته استراسلر، "کلمات راسو یا عبارات بودار" در استدلال های نویسندگان، حول این واقعیت است که آنها چگالی دقیق حالت ها را در برخی از موارد پیچیده تر محاسبه نکرده اند، بلکه فقط نشان می دهند که این عدد بیش از حد انتظار برای یک یونیورس کامپوزیت از ذرات نقطه ای است. استراسلر گفت: «و فقط یافتن یک چگالی ریسمانی از حالت ها - نمی دانم که آیا دلیلی در آن وجود دارد یا خیر.
در همین حال، محققان گرانش کوانتومی حلقه به این فرض اعتراض دارند که نتایج مربوط به AdS3 هر گونه اشاره ای به ماهیت گرانش کوانتومی در یونیورس خودمان ندارد. آنها خاطرنشان می کنند که همخوانی AdS/CFT خود اثبات نشده است - این فقط یک حدس است (البته با پشتیبانی گسترده). مهمتر از آن، فضای AdS تفاوت زیادی با فضای تخت دارد و یونیورسهایی با دو بعد فضایی بسیار سادهتر از یونیورس هایی با سه بعد هستند. لی اسمولین، بنیانگذار و عضو ارشد هیئت علمی موسسه Perimeter در واترلو، انتاریو و یکی از بنیانگذاران گرانش کوانتومی حلقه ای، می گوید: دنیای ما 2+1 بعدی نیست.
و حتی در این مورد، برای مدت طولانی نمونه های متضاد برای حدس یونیورسالیتی ریسمان وجود داشته است، به شکل فرمول های کاملاً کار شده گرانش کوانتومی که هیچ ربطی به نظریه ریسمان ندارند." (نظریهپردازان ریسمان استدلال میکنند که این نظریههای خاص گرانش 2+1 از جهات مهمی با گرانش کوانتومی در دنیای واقعی متفاوت هستند.)
موکوند رنگامانی، چِپ، و فلیکس هاهل از دانشگاه دورهام استدلال کردهاند که تمام نظریههای گرانش کوانتومی سازگار در جهانهای دو بعدی خاص، نظریههای ریسمانی هستند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
🟣در یونیورس های فیک ، شواهدی برای نظریه ریسمان
قسمت پنجم و پایانی
◄یونیورسهای چشم ماهی fisheye universe's
با این حال، محققان همچنین از همخوانی AdS/CFT با گرانش کوانتومی در AdS4 - یک یونیورس چشم ماهی، اما با ابعادی برابر با یونیورس ما استفاده کردند . در سال 2011، مالداسینا، که اکنون استاد موسسه مطالعات پیشرفته است، و شاگردش در آن زمان، الکساندر ژیبودوف، شواهدی یافتند که نشان میدهد نظریههای ریسمان تنها نظریههای گرانش کوانتومی با ویژگی هایی که نسبیت عام را در مقیاسهای بزرگ بازتولید میکند ، هستند. محققان در مقالهای در سال 2014 پا را فراتر گذاشتند و استدلال کردند که در هر تعداد از ابعاد و ژئومتری های فضا-زمان، تنها نظریههایی با ویژگی ریسمان-مانند stringlike مشخص ، علیت causality یا مفهومی را که معلولی را به دلیل علت های قبلی بیان می کند، برآورده میکنند. ژیبودوف که اکنون یک محقق فوق دکترا در دانشگاه هاروارد است، گفت: این همان چیزی است که شما بر اساس این فرضیه که نظریه ریسمان تنها بازی در شهر است، انتظار دارید.
به نظر می رسد نتایج تا به امروز وجود نظریه های «ریسمان مانند» string like را، حداقل در شرایطی، تأیید می کند. به گفته نظریهپردازان ریسمان، نظریههای ریسمانمانند به نظر میرسد تا حدودی نظریههای ریسمان باشند، زیرا تصور آبجکتی که مانند یک ریسمان ارتعاش میکند، اما ریسمان نیست، دشوار است. اما به هر حال، چه چیزی به عنوان نظریه ریسمان به حساب می آید؟ نظریه M چیست؟ منتقدان خاطرنشان کردهاند که هیچکس نمیداند چگونه از نظریه M برای پاسخ به تمام سؤالاتی که میتوان درباره گرانش کوانتومی پرسید، یا نشان داد که طبیعت در همه موقعیتها چگونه رفتار میکند، استفاده کند. نظریه پردازان ریسمان ممکن است متقاعد شده باشند که در درستی را می کوبند، بدون اینکه بدانند دقیقاً چه چیزی پشت آن نهفته است.
تا کنون، آنها برای محاسبات خود، زمینه های آزمایشی ویژه و قابل ترمیم ریاضی را انتخاب کرده اند. کارلیپ که خود را یک متخصص گرانش کوانتومی " nonaligned - ناتراز شده" میداند، میگوید: "هیچ ایرادی در آن وجود ندارد." در فیزیک تجربی، «شما آزمایشهایی را انجام میدهید که توان انجام شان را دارید ، نه آنهایی را که نمیتوانید انجام دهید». کارلیپ گفت، این سوال این است که "نتایج تا چه اندازه ویژگی های کلی گرانش کوانتومی هستند، و تا چه اندازه نتیجه این ساده سازی های خاص هستند."
به نظر میرسد نظریهپردازان ریسمان انتظار دارند که وقتی ابزار AdS/CFT را در کلاسهای رایجتری از یونیورس های خیالی imaginary به کار میبرند، نتایج ریسمانی ظاهر شوند. (آنها می گویند که در صورت یافتن شواهدی بر ضد یونیورسالیتی ریسمان به همان اندازه هیجان زده خواهند شد.) به گفته مالونی، اثبات کامل اینکه هر نظریه گرانش کوانتومی در فضای AdS یک نظریه با ریسمان است، "شواهد بسیار قوی" خواهد بود که همین امر در یونیورس های به ژئومتری تخت flat مانند یونیورس صادق است.
با این حال، اثبات در یونیورس های تخت به ابزارهای کاملاً جدیدی نیاز دارد. یونیورس ما مانند فضای AdS مرز فضایی ندارد. مرز آن در پایان زمان در آینده نهفته است. توسعه ابزاری شبیه به AdS/CFT برای ژئومتری یونیورس ما در مراحل ابتدایی خود باقی مانده است. راه برای اثبات کامل - یا رد - یونیورسالیتی ریسمان طولانی است. در حال حاضر، ژیبودوف گفت: «این یک باور، یک رویا، یک انتظار است. این یک احساس مبتنی بر کار در این زمینه است.»
Correction: This article was revised on February 21, 2015, to correct Lee Smolin’s noscript. He is a founding and senior faculty member at the Perimeter Institute in Waterloo, Ontario.
Note: This article was updated on March 1, 2015, to provide additional context about 2+1 quantum gravity theories.
🆔 @phys_Q
قسمت پنجم و پایانی
◄یونیورسهای چشم ماهی fisheye universe's
با این حال، محققان همچنین از همخوانی AdS/CFT با گرانش کوانتومی در AdS4 - یک یونیورس چشم ماهی، اما با ابعادی برابر با یونیورس ما استفاده کردند . در سال 2011، مالداسینا، که اکنون استاد موسسه مطالعات پیشرفته است، و شاگردش در آن زمان، الکساندر ژیبودوف، شواهدی یافتند که نشان میدهد نظریههای ریسمان تنها نظریههای گرانش کوانتومی با ویژگی هایی که نسبیت عام را در مقیاسهای بزرگ بازتولید میکند ، هستند. محققان در مقالهای در سال 2014 پا را فراتر گذاشتند و استدلال کردند که در هر تعداد از ابعاد و ژئومتری های فضا-زمان، تنها نظریههایی با ویژگی ریسمان-مانند stringlike مشخص ، علیت causality یا مفهومی را که معلولی را به دلیل علت های قبلی بیان می کند، برآورده میکنند. ژیبودوف که اکنون یک محقق فوق دکترا در دانشگاه هاروارد است، گفت: این همان چیزی است که شما بر اساس این فرضیه که نظریه ریسمان تنها بازی در شهر است، انتظار دارید.
به نظر می رسد نتایج تا به امروز وجود نظریه های «ریسمان مانند» string like را، حداقل در شرایطی، تأیید می کند. به گفته نظریهپردازان ریسمان، نظریههای ریسمانمانند به نظر میرسد تا حدودی نظریههای ریسمان باشند، زیرا تصور آبجکتی که مانند یک ریسمان ارتعاش میکند، اما ریسمان نیست، دشوار است. اما به هر حال، چه چیزی به عنوان نظریه ریسمان به حساب می آید؟ نظریه M چیست؟ منتقدان خاطرنشان کردهاند که هیچکس نمیداند چگونه از نظریه M برای پاسخ به تمام سؤالاتی که میتوان درباره گرانش کوانتومی پرسید، یا نشان داد که طبیعت در همه موقعیتها چگونه رفتار میکند، استفاده کند. نظریه پردازان ریسمان ممکن است متقاعد شده باشند که در درستی را می کوبند، بدون اینکه بدانند دقیقاً چه چیزی پشت آن نهفته است.
تا کنون، آنها برای محاسبات خود، زمینه های آزمایشی ویژه و قابل ترمیم ریاضی را انتخاب کرده اند. کارلیپ که خود را یک متخصص گرانش کوانتومی " nonaligned - ناتراز شده" میداند، میگوید: "هیچ ایرادی در آن وجود ندارد." در فیزیک تجربی، «شما آزمایشهایی را انجام میدهید که توان انجام شان را دارید ، نه آنهایی را که نمیتوانید انجام دهید». کارلیپ گفت، این سوال این است که "نتایج تا چه اندازه ویژگی های کلی گرانش کوانتومی هستند، و تا چه اندازه نتیجه این ساده سازی های خاص هستند."
به نظر میرسد نظریهپردازان ریسمان انتظار دارند که وقتی ابزار AdS/CFT را در کلاسهای رایجتری از یونیورس های خیالی imaginary به کار میبرند، نتایج ریسمانی ظاهر شوند. (آنها می گویند که در صورت یافتن شواهدی بر ضد یونیورسالیتی ریسمان به همان اندازه هیجان زده خواهند شد.) به گفته مالونی، اثبات کامل اینکه هر نظریه گرانش کوانتومی در فضای AdS یک نظریه با ریسمان است، "شواهد بسیار قوی" خواهد بود که همین امر در یونیورس های به ژئومتری تخت flat مانند یونیورس صادق است.
با این حال، اثبات در یونیورس های تخت به ابزارهای کاملاً جدیدی نیاز دارد. یونیورس ما مانند فضای AdS مرز فضایی ندارد. مرز آن در پایان زمان در آینده نهفته است. توسعه ابزاری شبیه به AdS/CFT برای ژئومتری یونیورس ما در مراحل ابتدایی خود باقی مانده است. راه برای اثبات کامل - یا رد - یونیورسالیتی ریسمان طولانی است. در حال حاضر، ژیبودوف گفت: «این یک باور، یک رویا، یک انتظار است. این یک احساس مبتنی بر کار در این زمینه است.»
Correction: This article was revised on February 21, 2015, to correct Lee Smolin’s noscript. He is a founding and senior faculty member at the Perimeter Institute in Waterloo, Ontario.
Note: This article was updated on March 1, 2015, to provide additional context about 2+1 quantum gravity theories.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣در یونیورس های فیک ، شواهدی برای نظریه ریسمان
محققان نشان میدهند که در زمینههای خاص، نظریه ریسمان تنها نظریه سازگار گرانش کوانتومی است. احتمال درست بودنش هست ؟
در یونیورس هایی با ژئومتری چشم ماهی fisheye معروف به فضای آنتای دی سیتر anti de sitter، نظریه ریسمان تنها راه ثابت را برای آشتی دادن گرانش و مکانیک کوانتومی ارائه میکند.
این مقاله مربوط به 8 فوریه 2015 در کوانتامگزین است.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9555
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9563
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9566
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9568
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9569
Source:
https://www.quantamagazine.org/string-theory-only-game-in-town-tests-20150218
محققان نشان میدهند که در زمینههای خاص، نظریه ریسمان تنها نظریه سازگار گرانش کوانتومی است. احتمال درست بودنش هست ؟
در یونیورس هایی با ژئومتری چشم ماهی fisheye معروف به فضای آنتای دی سیتر anti de sitter، نظریه ریسمان تنها راه ثابت را برای آشتی دادن گرانش و مکانیک کوانتومی ارائه میکند.
این مقاله مربوط به 8 فوریه 2015 در کوانتامگزین است.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9555
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9563
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9566
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9568
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9569
Source:
https://www.quantamagazine.org/string-theory-only-game-in-town-tests-20150218
👍2
🟣Physicists Use Quantum Mechanics to Pull Energy out of Nothing
🟣 فیزیکدانان از مکانیک کوانتومی برای بیرون کشیدن انرژی از هیچ استفاده می کنند
The quantum energy teleportation protocol was proposed in 2008 and largely ignored. Now two independent experiments have shown that it works.
پروتکل تلهپورت کوانتومی انرژی در سال 2008 پیشنهاد شد و تا حد زیادی نادیده گرفته شد. اکنون دو آزمایش مستقل نشان داده اند که کار می کند.
◄معرفی
با آخرین ترفند جادویی فیزیکدانان با استفاده از برابری کوانتومی Quantum equivalent ، از هوای رقیق thin air انرژی ایجاد کردند . این شاهکاریست که ظاهرا قوانین فیزیک و عقل سلیم را به چالش می کشد.
ویلیام اونروه، فیزیکدان نظری در دانشگاه بریتیش کلمبیا، با تشریح روش استاندارد تفکر، گفت: "شما نمی توانید مستقیماً از خلاء انرژی استخراج کنید، زیرا هیچ چیزی nothing برای دادن به شما در آن وجود ندارد."
اما 15 سال پیش، ماساهیرو هوتا، فیزیکدان نظری در دانشگاه توهوکو در ژاپن، پیشنهاد کرد که در حقیقت شاید بتوان با انگولک و دستکاری خلاء چیزی از دل آن بالا کشید .
در ابتدا، بسیاری از محققان این کار را نادیده گرفتند، آنها دچار تشکیک بودند که استخراج انرژی از خلاء در بهترین حالت هم محال باشد. با این حال، کسانی که به دقت نگاه کردند، متوجه شدند که هوتا یک شیرین کاری کوانتومی متفاوت را پیشنهاد می کند. انرژی رایگان free نبود. باید با استفاده از دانش کسب شده و با تلهپورت teleport انرژی در مکانی دور ، قفل آن باز می شد. از این منظر، رویه هوتا کمتر شبیه خلقت بود و بیشتر شبیه تلهپورتیشن انرژی از مکانی به مکان دیگر بود - ایده ای عجیب اما ناخوشآیند .
اونروه که با هوتا همکاری کرده اما در تحقیقات تلهپورت از راه دور انرژی شرکت نداشته ، گفت: "این یک شگفتی حقیقی بود. یک نتیجه واقعا تمیز و واضح که او کشف کرد."
اکنون در سال گذشته، محققان انرژی را در فواصل میکروسکوپیک در دو دستگاه کوانتومی مجزا از راه دور تلهپورت دادهاند که نظریه هوتا را تأیید میکند. این تحقیق جای چندانی برای تردید در مورد واقعی بودن تلهپورت انرژی از راه دور باقی نمی گذارد
🆔 @phys_Q
✦ The new quantum protocol effectively borrows energy from a distant location and thus violates no sacred physical principles.
Kristina Armitage/Quanta Magazine
🟣 فیزیکدانان از مکانیک کوانتومی برای بیرون کشیدن انرژی از هیچ استفاده می کنند
The quantum energy teleportation protocol was proposed in 2008 and largely ignored. Now two independent experiments have shown that it works.
پروتکل تلهپورت کوانتومی انرژی در سال 2008 پیشنهاد شد و تا حد زیادی نادیده گرفته شد. اکنون دو آزمایش مستقل نشان داده اند که کار می کند.
◄معرفی
با آخرین ترفند جادویی فیزیکدانان با استفاده از برابری کوانتومی Quantum equivalent ، از هوای رقیق thin air انرژی ایجاد کردند . این شاهکاریست که ظاهرا قوانین فیزیک و عقل سلیم را به چالش می کشد.
ویلیام اونروه، فیزیکدان نظری در دانشگاه بریتیش کلمبیا، با تشریح روش استاندارد تفکر، گفت: "شما نمی توانید مستقیماً از خلاء انرژی استخراج کنید، زیرا هیچ چیزی nothing برای دادن به شما در آن وجود ندارد."
اما 15 سال پیش، ماساهیرو هوتا، فیزیکدان نظری در دانشگاه توهوکو در ژاپن، پیشنهاد کرد که در حقیقت شاید بتوان با انگولک و دستکاری خلاء چیزی از دل آن بالا کشید .
در ابتدا، بسیاری از محققان این کار را نادیده گرفتند، آنها دچار تشکیک بودند که استخراج انرژی از خلاء در بهترین حالت هم محال باشد. با این حال، کسانی که به دقت نگاه کردند، متوجه شدند که هوتا یک شیرین کاری کوانتومی متفاوت را پیشنهاد می کند. انرژی رایگان free نبود. باید با استفاده از دانش کسب شده و با تلهپورت teleport انرژی در مکانی دور ، قفل آن باز می شد. از این منظر، رویه هوتا کمتر شبیه خلقت بود و بیشتر شبیه تلهپورتیشن انرژی از مکانی به مکان دیگر بود - ایده ای عجیب اما ناخوشآیند .
اونروه که با هوتا همکاری کرده اما در تحقیقات تلهپورت از راه دور انرژی شرکت نداشته ، گفت: "این یک شگفتی حقیقی بود. یک نتیجه واقعا تمیز و واضح که او کشف کرد."
اکنون در سال گذشته، محققان انرژی را در فواصل میکروسکوپیک در دو دستگاه کوانتومی مجزا از راه دور تلهپورت دادهاند که نظریه هوتا را تأیید میکند. این تحقیق جای چندانی برای تردید در مورد واقعی بودن تلهپورت انرژی از راه دور باقی نمی گذارد
🆔 @phys_Q
✦ The new quantum protocol effectively borrows energy from a distant location and thus violates no sacred physical principles.
Kristina Armitage/Quanta Magazine
Telegram
attach 📎
👍2
🟣Physicists Use Quantum Mechanics to Pull Energy out of Nothing
فیزیکدانان از مکانیک کوانتومی برای بیرون کشیدن انرژی از هیچ استفاده می کنند
پروتکل تلهپورت کوانتومی انرژی در سال 2008 پیشنهاد شد و تا حد زیادی نادیده گرفته شد. اکنون دو آزمایش مستقل نشان داده اند که کار می کند.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9571
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9574
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9582
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9588
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9604
قسمت ششم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9618
Source:
https://www.quantamagazine.org/physicists-use-quantum-mechanics-to-pull-energy-out-of-nothing-20230222/
فیزیکدانان از مکانیک کوانتومی برای بیرون کشیدن انرژی از هیچ استفاده می کنند
پروتکل تلهپورت کوانتومی انرژی در سال 2008 پیشنهاد شد و تا حد زیادی نادیده گرفته شد. اکنون دو آزمایش مستقل نشان داده اند که کار می کند.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9571
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9574
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9582
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9588
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9604
قسمت ششم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9618
Source:
https://www.quantamagazine.org/physicists-use-quantum-mechanics-to-pull-energy-out-of-nothing-20230222/
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 مصاحبه "کریستین امانپور" با امیرعبداللهیان
حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در مصاحبه با کریستین امانپور، خبرنگار سیانان درباره سرکوب اعتراضات گفت: «در تظاهرات مسالمتآمیز پاییز کسی بازداشت نشد.»
امانپور به وزیر خارجه جمهوری اسلامی گفت: سیانان با زنی در ایران گفتوگو کرد که میگوید بیش از یک ماه در یکی از مراکز سپاه پاسداران بازداشت شده و توسط سه مرد مختلف مورد تجاوز قرار گرفته است. آیا این سوءاستفاده را قابل قبول میداند؟ او درباره تجاوز جنسی به دستگیر شده ها در بازداشتگاه های سپاه گفت: «نمیتوانم تایید نمیکنم.»
کریستین امانپور خبرنگار سیانان، در میان مصاحبه به محض انکار وزیر خارجه جمهوری اسلامی، تصاویر سرکوب و کشته شدن معترضین را به او نشان داده است!
🆔 @phys_Q
حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در مصاحبه با کریستین امانپور، خبرنگار سیانان درباره سرکوب اعتراضات گفت: «در تظاهرات مسالمتآمیز پاییز کسی بازداشت نشد.»
امانپور به وزیر خارجه جمهوری اسلامی گفت: سیانان با زنی در ایران گفتوگو کرد که میگوید بیش از یک ماه در یکی از مراکز سپاه پاسداران بازداشت شده و توسط سه مرد مختلف مورد تجاوز قرار گرفته است. آیا این سوءاستفاده را قابل قبول میداند؟ او درباره تجاوز جنسی به دستگیر شده ها در بازداشتگاه های سپاه گفت: «نمیتوانم تایید نمیکنم.»
کریستین امانپور خبرنگار سیانان، در میان مصاحبه به محض انکار وزیر خارجه جمهوری اسلامی، تصاویر سرکوب و کشته شدن معترضین را به او نشان داده است!
🆔 @phys_Q
👍6🔥1
🟣 فیزیکدانان از مکانیک کوانتومی برای بیرون کشیدن انرژی از هیچ استفاده می کنند
قسمت دوم
◄اعتبار کوانتومی
اولین شکاک به تلهپورت انرژی کوانتومی خود هوتا بود.
در سال 2008، او به دنبال راهی برای اندازهگیری استحکام یک پیوند مکانیک کوانتومی عجیب و غریب به نام درهم تنیدگی بود، که در آن دو یا چند آبجکت حالت کوانتومی واحدی را به اشتراک میگذارند که باعث میشود حتی زمانی که در فواصل زیاد از هم جدا میشوند، به روش های همبسته رفتار کنند. یکی از ویژگی های تعیین کننده درهم تنیدگی این است که شما باید آن را در یک لحظه ایجاد کنید. شما نمی توانید رفتار همبسته را با درهم تنیدن یک آبجکت و دیگری به طور مستقل مهندسی کنید، حتی اگر با دوستی در مکان دیگر تماس بگیرید و به او بگویید چه کرده اید.
هوتا در حین مطالعه سیاهچاله ها به این گمان رسید که یک رویداد عجیب و غریب در نظریه کوانتومی - انرژی منفی - می تواند کلید اندازه گیری درهم تنیدگی باشد. سیاهچاله ها با انتشار تابش درهم تنیده با درون خود کوچک می شوند، فرآیندی که می تواند به عنوان سیاهچاله ای در حال بلعیدن انرژی منفی نیز دیده شود. هوتا خاطرنشان کرد که به نظر می رسد انرژی منفی و درهم تنیدگی ارتباط نزدیکی با هم دارند. برای تقویت ادعای خود، او تصمیم گرفت ثابت کند که انرژی منفی - مانند درهم تنیدگی - نمی تواند از طریق اقدامات مستقل در لوکیشن های مشخص ایجاد شود.
هوتا در کمال تعجب متوجه شد که یک توالی ساده از رویدادها در عمل می تواند خلاء کوانتومی را وادار به منفی شدن کند - و انرژی را که دیده نمی شد را از دست بدهد. او گفت: «اول فکر کردم اشتباه کردم، بنابراین دوباره محاسبه کردم و منطقم را بررسی کردم. اما من نتوانستم هیچ نقصی پیدا کنم.»
مشکل از ماهیت عجیب خلاء کوانتومی ناشی می شود، که نوع عجیبی از هیچ چیز nothing است که به طرز خطرناکی به یک چیز نزدیک می شود. اصل عدم قطعیت هر سیستم کوانتومی را از قرار گرفتن در حالت کاملاً آرام با انرژی دقیقاً صفر منع می کند. در نتیجه، حتی خلاء نیز باید همیشه با نوسانات میدانهای کوانتومی که آن را پر میکنند، جوش بخورد. این نوسانات بی پایان هر میدانی را با مقداری حداقل انرژی که به عنوان انرژی نقطه صفر شناخته می شود، تعریف می کند. فیزیکدانان می گویند که سیستمی با این حداقل انرژی در حالت پایه قرار دارد. یک سیستم در حالت اولیه خود کمی شبیه به ماشین پارک شده در خیابان های دنور است. حتی با وجود اینکه از سطح دریا بسیار بالاتر است، نمیتواند پایینتر برود.
🆔 @phys_Q
قسمت دوم
◄اعتبار کوانتومی
اولین شکاک به تلهپورت انرژی کوانتومی خود هوتا بود.
در سال 2008، او به دنبال راهی برای اندازهگیری استحکام یک پیوند مکانیک کوانتومی عجیب و غریب به نام درهم تنیدگی بود، که در آن دو یا چند آبجکت حالت کوانتومی واحدی را به اشتراک میگذارند که باعث میشود حتی زمانی که در فواصل زیاد از هم جدا میشوند، به روش های همبسته رفتار کنند. یکی از ویژگی های تعیین کننده درهم تنیدگی این است که شما باید آن را در یک لحظه ایجاد کنید. شما نمی توانید رفتار همبسته را با درهم تنیدن یک آبجکت و دیگری به طور مستقل مهندسی کنید، حتی اگر با دوستی در مکان دیگر تماس بگیرید و به او بگویید چه کرده اید.
هوتا در حین مطالعه سیاهچاله ها به این گمان رسید که یک رویداد عجیب و غریب در نظریه کوانتومی - انرژی منفی - می تواند کلید اندازه گیری درهم تنیدگی باشد. سیاهچاله ها با انتشار تابش درهم تنیده با درون خود کوچک می شوند، فرآیندی که می تواند به عنوان سیاهچاله ای در حال بلعیدن انرژی منفی نیز دیده شود. هوتا خاطرنشان کرد که به نظر می رسد انرژی منفی و درهم تنیدگی ارتباط نزدیکی با هم دارند. برای تقویت ادعای خود، او تصمیم گرفت ثابت کند که انرژی منفی - مانند درهم تنیدگی - نمی تواند از طریق اقدامات مستقل در لوکیشن های مشخص ایجاد شود.
هوتا در کمال تعجب متوجه شد که یک توالی ساده از رویدادها در عمل می تواند خلاء کوانتومی را وادار به منفی شدن کند - و انرژی را که دیده نمی شد را از دست بدهد. او گفت: «اول فکر کردم اشتباه کردم، بنابراین دوباره محاسبه کردم و منطقم را بررسی کردم. اما من نتوانستم هیچ نقصی پیدا کنم.»
مشکل از ماهیت عجیب خلاء کوانتومی ناشی می شود، که نوع عجیبی از هیچ چیز nothing است که به طرز خطرناکی به یک چیز نزدیک می شود. اصل عدم قطعیت هر سیستم کوانتومی را از قرار گرفتن در حالت کاملاً آرام با انرژی دقیقاً صفر منع می کند. در نتیجه، حتی خلاء نیز باید همیشه با نوسانات میدانهای کوانتومی که آن را پر میکنند، جوش بخورد. این نوسانات بی پایان هر میدانی را با مقداری حداقل انرژی که به عنوان انرژی نقطه صفر شناخته می شود، تعریف می کند. فیزیکدانان می گویند که سیستمی با این حداقل انرژی در حالت پایه قرار دارد. یک سیستم در حالت اولیه خود کمی شبیه به ماشین پارک شده در خیابان های دنور است. حتی با وجود اینکه از سطح دریا بسیار بالاتر است، نمیتواند پایینتر برود.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍3
🟣 No, our Universe isn’t made of pure mathematics
Unless you confront your theory with what's actually out there in the Universe, you're playing in the sandbox, not engaging in science.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9577
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9581
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9584
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9586
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9594
قسمت ششم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9602
قسمت هفتم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9603
قسمت هشتم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9610
قسمت نهم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9616
قسمت دهم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9617
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/universe-made-pure-mathematics/
Unless you confront your theory with what's actually out there in the Universe, you're playing in the sandbox, not engaging in science.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9577
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9581
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9584
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9586
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9594
قسمت ششم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9602
قسمت هفتم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9603
قسمت هشتم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9610
قسمت نهم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9616
قسمت دهم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9617
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/universe-made-pure-mathematics/
🟣 No, our Universe isn’t made of pure mathematics
🟣 خیر ، یونیورس ما از ریاضیات خالص ساخته نشده
قسمت نخست
Unless you confront your theory with what's actually out there in the Universe, you're playing in the sandbox, not engaging in science.
تا زمانی که نظریه خود را با آنچه در جهان هستی روبرو نکنید، در حال بازی در جعبه شنی هستید ( در کودکستان ها بازی در جعبه شن و ساخت قلعه شنی مورد علاقه کودکان است)، نه درگیر علم.
↫ ما از طریق ایدهپردازی صرفاً ریاضی به ایدههای زیادی رسیدهایم که برخی از آنها از نظر فیزیکی با واقعیت ما مرتبط هستند.
↫ با این حال، ریاضیات به تنهایی تصویر دقیقی از رئالیتی ترسیم نمی کند. ما باید آنچه را که "فکر می کنیم" را با آنچه می توانیم مشاهده و اندازه گیری کنیم، تطبیق دهیم.
↫ بازی در جعبه شنی خوب است، اما آن را با آنچه در رئال هست تطبیق دهید: زمان بازی ریاضی. اگر رئالیتی را می خواهید، [ریاضیات را] با خود یونیورس روبرو کنید.
در مرزهای فیزیک نظری، بسیاری از محبوب ترین ایده ها یک ویژگی مشترک دارند: آنها از یک فریمورک ریاضی که به دنبال توضیح چیزهای بیشتری نسبت به نظریه های رایج فعلی ما است ، شروع می شوند . فریمورک های فعلی ما برای نسبیت عام و نظریه میدان کوانتومی برای کاری که انجام می دهند عالی هستند، اما همه کارها را انجام نمی دهند. آنها اساساً با یکدیگر ناسازگار هستند و نمی توانند به اندازه کافی ماده تاریک، انرژی تاریک یا دلیل پر شدن یونیورش ما از ماده و نه پادماده را در میان معماهای دیگر توضیح دهند.
این که ریاضیات ما را قادر میسازد تا یونیورس را به صورت کمی توصیف کنیم، درست- وقتی به درستی به کار گرفته شود، ابزاری فوقالعاده مفید است. اما یونیورس ما یک موجود فیزیکی است، نه ریاضی، و تفاوت زیادی بین این دو وجود دارد. به همین دلیل است که ریاضیات به تنهایی همیشه برای رسیدن به یک نظریه فاندامنتال درباره همه چیز کافی نیست.
🔻نگاره: این ایده که نیروها، ذرات و برهمکنش ها که امروزه می بینیم همگی مانیفستیشن یک نظریه واحد و فراگیر هستند، ایده ای جذاب است که به ابعاد اضافی و تعداد زیادی ذرات و برهمکنش های جدید نیاز دارد. بسیاری از ساختارهای ریاضی این چنینی برای کاوش وجود دارند، اما بدون وجود یک یونیورس فیزیکی که بتوانیم آن را با آن مقایسه کنیم، بعید است که چیز معناداری در مورد یونیورس خود بیاموزیم.
(Credit: Rogilbert/public domain via Wikimedia Comons)
🆔 @phys_Q
🟣 خیر ، یونیورس ما از ریاضیات خالص ساخته نشده
قسمت نخست
Unless you confront your theory with what's actually out there in the Universe, you're playing in the sandbox, not engaging in science.
تا زمانی که نظریه خود را با آنچه در جهان هستی روبرو نکنید، در حال بازی در جعبه شنی هستید ( در کودکستان ها بازی در جعبه شن و ساخت قلعه شنی مورد علاقه کودکان است)، نه درگیر علم.
↫ ما از طریق ایدهپردازی صرفاً ریاضی به ایدههای زیادی رسیدهایم که برخی از آنها از نظر فیزیکی با واقعیت ما مرتبط هستند.
↫ با این حال، ریاضیات به تنهایی تصویر دقیقی از رئالیتی ترسیم نمی کند. ما باید آنچه را که "فکر می کنیم" را با آنچه می توانیم مشاهده و اندازه گیری کنیم، تطبیق دهیم.
↫ بازی در جعبه شنی خوب است، اما آن را با آنچه در رئال هست تطبیق دهید: زمان بازی ریاضی. اگر رئالیتی را می خواهید، [ریاضیات را] با خود یونیورس روبرو کنید.
در مرزهای فیزیک نظری، بسیاری از محبوب ترین ایده ها یک ویژگی مشترک دارند: آنها از یک فریمورک ریاضی که به دنبال توضیح چیزهای بیشتری نسبت به نظریه های رایج فعلی ما است ، شروع می شوند . فریمورک های فعلی ما برای نسبیت عام و نظریه میدان کوانتومی برای کاری که انجام می دهند عالی هستند، اما همه کارها را انجام نمی دهند. آنها اساساً با یکدیگر ناسازگار هستند و نمی توانند به اندازه کافی ماده تاریک، انرژی تاریک یا دلیل پر شدن یونیورش ما از ماده و نه پادماده را در میان معماهای دیگر توضیح دهند.
این که ریاضیات ما را قادر میسازد تا یونیورس را به صورت کمی توصیف کنیم، درست- وقتی به درستی به کار گرفته شود، ابزاری فوقالعاده مفید است. اما یونیورس ما یک موجود فیزیکی است، نه ریاضی، و تفاوت زیادی بین این دو وجود دارد. به همین دلیل است که ریاضیات به تنهایی همیشه برای رسیدن به یک نظریه فاندامنتال درباره همه چیز کافی نیست.
🔻نگاره: این ایده که نیروها، ذرات و برهمکنش ها که امروزه می بینیم همگی مانیفستیشن یک نظریه واحد و فراگیر هستند، ایده ای جذاب است که به ابعاد اضافی و تعداد زیادی ذرات و برهمکنش های جدید نیاز دارد. بسیاری از ساختارهای ریاضی این چنینی برای کاوش وجود دارند، اما بدون وجود یک یونیورس فیزیکی که بتوانیم آن را با آن مقایسه کنیم، بعید است که چیز معناداری در مورد یونیورس خود بیاموزیم.
(Credit: Rogilbert/public domain via Wikimedia Comons)
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
🟣 نگاره دلخراش 🔞⚠
در مسئله پیروز بسیاری مسائل هست که درک نمیکنیم :
هر پیر روستایی می داند که هنگام زایمان گاو و گوسفند ، نباید بزغاله و گوساله را لحظه ای از مادر دور کرد ، پس از زایمان ، گوساله را در برابر چشم گاو می گذارند تا مادر گوساله را بپذیرد . اینکه هر سه توله ایران را از آن دور کردند به چه منطقی؟
مسئله دیگر نوع پرورش توله یوز های وحشی ست ، از سه توله چند توله به سرانجام رسید؟ چرا حیوان وحشی را مانند گربه خانگی نگهداری کردند؟ نقش انسان در پرورش حیوان وحشی چیست؟
اگر قرار بر تهدید علیه پیروز بود ، در دوره شیرخواری این تهدید وجود داشت نه هنگامی که رژیم خوراک آن از گوشت تشکیل می شد.
چرا بیماری های پیروز قبلا شناسایی و اعلام عمومی نشد ؟ آیا توان دامپزشکی کشور در همان حد بود که در مسئله پیروز مشاهده کردیم؟ و از تهیه یک دستگاه چند هزار دلاری بازمانده اند؟
صرف نارسایی کلیوی و ناراحتی گوارشی مرگ این حیوان را توجیه میکند؟
چرا حیوان کالبد شکافی نشد؟ و علت مرگ جستجو نشد؟
چرا تصویر سلاخی شده پیروز منتشر شد؟ چه کسی را بابت مرگ پیروز مسئول بدانیم؟
مسئول تزریق داروی اشتباه کیست؟
🆔 @phys_Q
در مسئله پیروز بسیاری مسائل هست که درک نمیکنیم :
هر پیر روستایی می داند که هنگام زایمان گاو و گوسفند ، نباید بزغاله و گوساله را لحظه ای از مادر دور کرد ، پس از زایمان ، گوساله را در برابر چشم گاو می گذارند تا مادر گوساله را بپذیرد . اینکه هر سه توله ایران را از آن دور کردند به چه منطقی؟
مسئله دیگر نوع پرورش توله یوز های وحشی ست ، از سه توله چند توله به سرانجام رسید؟ چرا حیوان وحشی را مانند گربه خانگی نگهداری کردند؟ نقش انسان در پرورش حیوان وحشی چیست؟
اگر قرار بر تهدید علیه پیروز بود ، در دوره شیرخواری این تهدید وجود داشت نه هنگامی که رژیم خوراک آن از گوشت تشکیل می شد.
چرا بیماری های پیروز قبلا شناسایی و اعلام عمومی نشد ؟ آیا توان دامپزشکی کشور در همان حد بود که در مسئله پیروز مشاهده کردیم؟ و از تهیه یک دستگاه چند هزار دلاری بازمانده اند؟
صرف نارسایی کلیوی و ناراحتی گوارشی مرگ این حیوان را توجیه میکند؟
چرا حیوان کالبد شکافی نشد؟ و علت مرگ جستجو نشد؟
چرا تصویر سلاخی شده پیروز منتشر شد؟ چه کسی را بابت مرگ پیروز مسئول بدانیم؟
مسئول تزریق داروی اشتباه کیست؟
🆔 @phys_Q
❤7👍2🔥1🤯1
🟣 انتروپی بولتزمن ، تعداد آرایش های اتم های یک آبجکت هست . اما کلود شانون یک انتروپی دیگر توصیف کرد ، آنتروپی شانون برای اطلاعات بود و تعداد آرایش های بیت های هارد دیسک الکترونیکی را مشخص میکرد .
اکنون این تصور محال را کنید بعلت دستیابی به فناوری خیالی ، توانستید آرایش های اتم های یک آبجکت را به آرایش های بیت های اطلاعات تبدیل کنید، آنتروپی اطلاعات را برابر با آنتروپی بولتزمن قرار دادید. و فراتر از آن اکنون آنتروپی اطلاعات را میلیارد ها بار بزرگتر از آنتروپی بولتزمن قرار دهید - آیا ممکن است ؟
در اصل هولوگرافیک بله -آبجکتی که آنتروپی اطلاعات بسیار بزرگی دارد و سیستمی پیچیده از اطلاعات را توصیف می کند ، سیاهچاله نام می گیرد.
هاوکینگ برای سیاهچاله آنتروپی بولتزمن تعریف کرد و تابش هاوکینگ را پیش بینی کرد و سیاهچاله را ترمالایز کرد. بکنشتاین آنتروپی اطلاعات را برای سیاهچاله توصیف کرد. در تئوری هولوگرافیک شبکه ای درهمتنیده از کیوبیت های کوانتومی با انتروپی سیاهچاله معادل شد. و خوآن مالداسینا دوگانگی AdS/CFT را تعریف و یونیورس های اسباب بازی را ترسیم کرد که در آن قوانین فیزیک مشابه با یونیورس ما هستند.
🆔 @phys_Q
اکنون این تصور محال را کنید بعلت دستیابی به فناوری خیالی ، توانستید آرایش های اتم های یک آبجکت را به آرایش های بیت های اطلاعات تبدیل کنید، آنتروپی اطلاعات را برابر با آنتروپی بولتزمن قرار دادید. و فراتر از آن اکنون آنتروپی اطلاعات را میلیارد ها بار بزرگتر از آنتروپی بولتزمن قرار دهید - آیا ممکن است ؟
در اصل هولوگرافیک بله -آبجکتی که آنتروپی اطلاعات بسیار بزرگی دارد و سیستمی پیچیده از اطلاعات را توصیف می کند ، سیاهچاله نام می گیرد.
هاوکینگ برای سیاهچاله آنتروپی بولتزمن تعریف کرد و تابش هاوکینگ را پیش بینی کرد و سیاهچاله را ترمالایز کرد. بکنشتاین آنتروپی اطلاعات را برای سیاهچاله توصیف کرد. در تئوری هولوگرافیک شبکه ای درهمتنیده از کیوبیت های کوانتومی با انتروپی سیاهچاله معادل شد. و خوآن مالداسینا دوگانگی AdS/CFT را تعریف و یونیورس های اسباب بازی را ترسیم کرد که در آن قوانین فیزیک مشابه با یونیورس ما هستند.
🆔 @phys_Q
👍2
🟣 خیر ، یونیورس ما از ریاضیات خالص ساخته نشده
قسمت دوم
حدود 400 سال پیش، نبردی در مورد ماهیت یونیورس در حال وقوع بود. برای هزاران سال، اخترشناسان مدار سیارات را با استفاده از یک مدل ژئوسنتریک به طور دقیق توصیف کرده بودند، که در آن زمین ساکن بود و تمام دیگر آبجکت ها به دور آن می چرخیدند. با تجهیز به ریاضیات هندسه و مشاهدات نجومی دقیق - از جمله ابزارهایی مانند دایره، معادلات، دیفرانسیل ، و شبه دوائر epicycles - توصیف ریاضی دقیق مدارهای پیکر های آسمانی با آنچه ما دیدیم به طرز شگفت انگیزی مطابقت داشت.
با این حال، این تطابق کامل نبود، و تلاشها برای بهبود آن یا به آنالوژی های بیشتر شد و در قرن شانزدهم به هلیوسنتر کوپرنیک منجر شد. با قرار دادن خورشید در مرکز، توضیحات حرکت وارونه retrograde سادهتر شد، اما تناسب با دادهها بدتر بود. وقتی یوهانس کپلر آمد، ایده درخشانی داشت که به دنبال حل همه چیز بود.
🆔 @phys_Q
✦ یکی از معماهای بزرگ سده 1500 این بود که چگونه سیارات به صورت ظاهراً وارونه حرکت می کردند. این را میتوان از طریق مدل زمینمرکزی geocentric بطلمیوس (سمت چپ) و یا از طریق مدل خورشیدمرکزی heliocentric کوپرنیک (راست) توضیح داد. با این حال، درست کردن جزئیات به دقت دلخواه چیزی بود که مستلزم پیشرفت های نظری در درک ما از قوانین زیربنایی پدیده های مشاهده شده بود، که منجر به قوانین کپلر و در نهایت نظریه یونیورسال گرانش نیوتن شد.
قسمت دوم
حدود 400 سال پیش، نبردی در مورد ماهیت یونیورس در حال وقوع بود. برای هزاران سال، اخترشناسان مدار سیارات را با استفاده از یک مدل ژئوسنتریک به طور دقیق توصیف کرده بودند، که در آن زمین ساکن بود و تمام دیگر آبجکت ها به دور آن می چرخیدند. با تجهیز به ریاضیات هندسه و مشاهدات نجومی دقیق - از جمله ابزارهایی مانند دایره، معادلات، دیفرانسیل ، و شبه دوائر epicycles - توصیف ریاضی دقیق مدارهای پیکر های آسمانی با آنچه ما دیدیم به طرز شگفت انگیزی مطابقت داشت.
با این حال، این تطابق کامل نبود، و تلاشها برای بهبود آن یا به آنالوژی های بیشتر شد و در قرن شانزدهم به هلیوسنتر کوپرنیک منجر شد. با قرار دادن خورشید در مرکز، توضیحات حرکت وارونه retrograde سادهتر شد، اما تناسب با دادهها بدتر بود. وقتی یوهانس کپلر آمد، ایده درخشانی داشت که به دنبال حل همه چیز بود.
🆔 @phys_Q
✦ یکی از معماهای بزرگ سده 1500 این بود که چگونه سیارات به صورت ظاهراً وارونه حرکت می کردند. این را میتوان از طریق مدل زمینمرکزی geocentric بطلمیوس (سمت چپ) و یا از طریق مدل خورشیدمرکزی heliocentric کوپرنیک (راست) توضیح داد. با این حال، درست کردن جزئیات به دقت دلخواه چیزی بود که مستلزم پیشرفت های نظری در درک ما از قوانین زیربنایی پدیده های مشاهده شده بود، که منجر به قوانین کپلر و در نهایت نظریه یونیورسال گرانش نیوتن شد.
Telegram
attach 📎
👍4
🟣 فیزیکدانان از مکانیک کوانتومی برای بیرون کشیدن انرژی از هیچ استفاده می کنند
قسمت سوم
و با این حال، ظاهرا هوتا یک گاراژ زیرزمینی پیدا کرده است. او متوجه شد که برای باز کردن قفل دروازه فقط باید از یک درهم تنیدگی ذاتی به شیوه میدان کوانتومی استفاده کند.
مثلاً از نوسانات بی وقفه خلاء نمی توان برای تغذیه یک ماشین حرکت دائمی استفاده کرد، زیرا نوسانات در یک لوکیشن مشخص کاملاً رندوم هستند. اگر تصور کنید که یک باتری کوانتومی خیالی را به جاروبرقی متصل کنید، نیمی از نوسانات دستگاه را شارژ می کند و نیمی دیگر آن را تخلیه می کند.
اما میدانهای کوانتومی درهمتنیدهاند - نوسانات در یک نقطه با نوسانات در نقطه دیگر مچ match دارند. در سال 2008، هوتا مقالهای منتشر کرد که در آن توضیح داد چگونه دو فیزیکدان، آلیس و باب، ممکن است از این همبستگیها برای بیرون کشیدن انرژی از حالت پایه ground state اطراف باب استفاده کنند. این طرح چیزی شبیه به همین است.
باب خود را نیازمند انرژی می بیند - او می خواهد آن باتری کوانتومی خیالی را شارژ کند - اما تنها چیزی که به آن دسترسی دارد فضای خالی است. خوشبختانه دوستش آلیس یک آزمایشگاه فیزیک کاملا مجهز در مکانی دور دارد. آلیس میدان را در آزمایشگاه خود اندازه گیری می کند، در آنجا انرژی به آن تزریق می کند و در مورد نوسانات آن مطلع می شود. این آزمایش میدان کلی را از حالت پایه خارج می کند، اما تا آنجا که باب می تواند بگوید، خلاء او در حالت حداقل انرژی باقی می ماند و به طور رندوم در نوسان است.
سپس آلیس یافتههای خود را در مورد خلاء اطراف مکانش به باب پیامک میکند و اساساً به باب میگوید چه زمانی باتری خود را وصل کند. پس از اینکه باب پیام او را خواند، میتواند از دانش جدید برای آمادهسازی آزمایشی استفاده کند که انرژی را از خلاء تا مقدار تزریق شده توسط آلیس استخراج کند .
ادواردو مارتین مارتینز، فیزیکدان نظری در دانشگاه واترلو و موسسه پریمتر که روی یکی از آزمایشهای جدید کار میکرد، گفت: «این اطلاعات به باب اجازه میدهد، اگر بخواهید، نوسانات را زمانبندی کند. (او اضافه کرد که به دلیل ماهیت انتزاعی میدان های کوانتومی، مفهوم زمان بندی بیشتر استعاری است تا تحت اللفظی).
باب نمی تواند بیشتر از انرژی که آلیس وارد کرده است استخراج کند، بنابراین انرژی پایسته می شود. و او فاقد دانش لازم برای استخراج انرژی تا رسیدن متن آلیس است، بنابراین هیچ اثری سریعتر از نور حرکت نمی کند. این پروتکل هیچ یک از اصول مقدس فیزیک را نقض نمی کند.
با این وجود، انتشارات هوتا با انتقادهایی مواجه شد. ماشینهایی که از انرژی نقطه صفر خلاء بهرهبرداری میکنند، پایه اصلی داستانهای علمی تخیلی هستند، و روش او باعث شد فیزیکدانان از ارائه پیشنهادهای کرکپات برای چنین دستگاههایی خسته شده باشند. اما هوتا مطمئن بود که به چیزی علاقه دارد و به توسعه ایده خود و ترویج آن در گفتگوها ادامه داد. او تشویق بیشتری از انروه دریافت کرد، کسی که به دلیل کشف یک رفتار شگفت دیگر از خلاء شهرت یافته بود.
هوتا همچنین به دنبال راهی برای آزمایش آن بود. او با گو یوسا، یک آزمایشگر متخصص در مواد چگال در دانشگاه توهوکو ارتباط برقرار کرد. آنها آزمایشی را در یک سیستم نیمه هادی با حالت پایه درهم تنیده مشابه با میدان الکترومغناطیسی پیشنهاد کردند.
اما تحقیقات آنها بارها و بارها به دلیل نوسانات متفاوت به تعویق افتاده است. بلافاصله پس از تأمین مالی آزمایش اولیه آنها، زلزله و سونامی توهوکو در مارس 2011 سواحل شرقی ژاپن - از جمله دانشگاه توهوکو را ویران کرد. در سال های اخیر، لرزش های بیشتر به تجهیزات آزمایشگاهی ظریف آنها دو بار آسیب رساند. امروز آنها بار دیگر کاملا از صفر شروع می کنند.
🆔 @phys_Q
قسمت سوم
و با این حال، ظاهرا هوتا یک گاراژ زیرزمینی پیدا کرده است. او متوجه شد که برای باز کردن قفل دروازه فقط باید از یک درهم تنیدگی ذاتی به شیوه میدان کوانتومی استفاده کند.
مثلاً از نوسانات بی وقفه خلاء نمی توان برای تغذیه یک ماشین حرکت دائمی استفاده کرد، زیرا نوسانات در یک لوکیشن مشخص کاملاً رندوم هستند. اگر تصور کنید که یک باتری کوانتومی خیالی را به جاروبرقی متصل کنید، نیمی از نوسانات دستگاه را شارژ می کند و نیمی دیگر آن را تخلیه می کند.
اما میدانهای کوانتومی درهمتنیدهاند - نوسانات در یک نقطه با نوسانات در نقطه دیگر مچ match دارند. در سال 2008، هوتا مقالهای منتشر کرد که در آن توضیح داد چگونه دو فیزیکدان، آلیس و باب، ممکن است از این همبستگیها برای بیرون کشیدن انرژی از حالت پایه ground state اطراف باب استفاده کنند. این طرح چیزی شبیه به همین است.
باب خود را نیازمند انرژی می بیند - او می خواهد آن باتری کوانتومی خیالی را شارژ کند - اما تنها چیزی که به آن دسترسی دارد فضای خالی است. خوشبختانه دوستش آلیس یک آزمایشگاه فیزیک کاملا مجهز در مکانی دور دارد. آلیس میدان را در آزمایشگاه خود اندازه گیری می کند، در آنجا انرژی به آن تزریق می کند و در مورد نوسانات آن مطلع می شود. این آزمایش میدان کلی را از حالت پایه خارج می کند، اما تا آنجا که باب می تواند بگوید، خلاء او در حالت حداقل انرژی باقی می ماند و به طور رندوم در نوسان است.
سپس آلیس یافتههای خود را در مورد خلاء اطراف مکانش به باب پیامک میکند و اساساً به باب میگوید چه زمانی باتری خود را وصل کند. پس از اینکه باب پیام او را خواند، میتواند از دانش جدید برای آمادهسازی آزمایشی استفاده کند که انرژی را از خلاء تا مقدار تزریق شده توسط آلیس استخراج کند .
ادواردو مارتین مارتینز، فیزیکدان نظری در دانشگاه واترلو و موسسه پریمتر که روی یکی از آزمایشهای جدید کار میکرد، گفت: «این اطلاعات به باب اجازه میدهد، اگر بخواهید، نوسانات را زمانبندی کند. (او اضافه کرد که به دلیل ماهیت انتزاعی میدان های کوانتومی، مفهوم زمان بندی بیشتر استعاری است تا تحت اللفظی).
باب نمی تواند بیشتر از انرژی که آلیس وارد کرده است استخراج کند، بنابراین انرژی پایسته می شود. و او فاقد دانش لازم برای استخراج انرژی تا رسیدن متن آلیس است، بنابراین هیچ اثری سریعتر از نور حرکت نمی کند. این پروتکل هیچ یک از اصول مقدس فیزیک را نقض نمی کند.
با این وجود، انتشارات هوتا با انتقادهایی مواجه شد. ماشینهایی که از انرژی نقطه صفر خلاء بهرهبرداری میکنند، پایه اصلی داستانهای علمی تخیلی هستند، و روش او باعث شد فیزیکدانان از ارائه پیشنهادهای کرکپات برای چنین دستگاههایی خسته شده باشند. اما هوتا مطمئن بود که به چیزی علاقه دارد و به توسعه ایده خود و ترویج آن در گفتگوها ادامه داد. او تشویق بیشتری از انروه دریافت کرد، کسی که به دلیل کشف یک رفتار شگفت دیگر از خلاء شهرت یافته بود.
هوتا همچنین به دنبال راهی برای آزمایش آن بود. او با گو یوسا، یک آزمایشگر متخصص در مواد چگال در دانشگاه توهوکو ارتباط برقرار کرد. آنها آزمایشی را در یک سیستم نیمه هادی با حالت پایه درهم تنیده مشابه با میدان الکترومغناطیسی پیشنهاد کردند.
اما تحقیقات آنها بارها و بارها به دلیل نوسانات متفاوت به تعویق افتاده است. بلافاصله پس از تأمین مالی آزمایش اولیه آنها، زلزله و سونامی توهوکو در مارس 2011 سواحل شرقی ژاپن - از جمله دانشگاه توهوکو را ویران کرد. در سال های اخیر، لرزش های بیشتر به تجهیزات آزمایشگاهی ظریف آنها دو بار آسیب رساند. امروز آنها بار دیگر کاملا از صفر شروع می کنند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
🟣 مفهوم هیچ از زبان لاورنس کراوس
از دیدگاه لاورنس کراوس:
هیچ چیز nothing مفهومی فیزیکی است و در واقع نبودن چیز مانند بودن چیز ، که وابسته به توصیف فیزیکی است نیز توصیفی فیزیکی دارد .
طبق قوانین مکانیک کوانتوم خلا دارای نوسانات کوانتومی ، به تشبیه کراوس ، سیالی دارای سطح کف آلود، است ، اما به زودی در می یابیم که خلاء دارای نوسانات کوانتومی و تابش و نوسانگر ها و اثرات گرانشی و خود فضا است و نمیتواند شامل هیچ باشد .
در صورتی که فضا ، زمان ، تابش ، ذرات و نوسانات کوانتومی خلاء را نداشته باشیم و از آنجا که طبق قوانین مکانیک کوانتومی در دوره تورمی inflation و مدل مهبانگی ، شاهد یونیورس های متعدد با قوانین دلبخواه یا بالقوه متفاوت هستیم ، چنین توصیفی که شامل قوانین فاندامنتال نیست و همچنین فضا ، زمان ، تابش ، ذرات را شامل نمیشود - بهترین توصیف از هیچ nothingness است .
اکنون آن اعتراضات فلاسفه را از عنوان کتاب A Universe From Nothing بیاد آورید و این پاسخ کوتاه نگارنده به آن دسته از فلاسفه را بسنجید .
🆔 @phys_Q
🟣 مفهوم هیچ از زبان لاورنس کراوس
از دیدگاه لاورنس کراوس:
هیچ چیز nothing مفهومی فیزیکی است و در واقع نبودن چیز مانند بودن چیز ، که وابسته به توصیف فیزیکی است نیز توصیفی فیزیکی دارد .
طبق قوانین مکانیک کوانتوم خلا دارای نوسانات کوانتومی ، به تشبیه کراوس ، سیالی دارای سطح کف آلود، است ، اما به زودی در می یابیم که خلاء دارای نوسانات کوانتومی و تابش و نوسانگر ها و اثرات گرانشی و خود فضا است و نمیتواند شامل هیچ باشد .
در صورتی که فضا ، زمان ، تابش ، ذرات و نوسانات کوانتومی خلاء را نداشته باشیم و از آنجا که طبق قوانین مکانیک کوانتومی در دوره تورمی inflation و مدل مهبانگی ، شاهد یونیورس های متعدد با قوانین دلبخواه یا بالقوه متفاوت هستیم ، چنین توصیفی که شامل قوانین فاندامنتال نیست و همچنین فضا ، زمان ، تابش ، ذرات را شامل نمیشود - بهترین توصیف از هیچ nothingness است .
اکنون آن اعتراضات فلاسفه را از عنوان کتاب A Universe From Nothing بیاد آورید و این پاسخ کوتاه نگارنده به آن دسته از فلاسفه را بسنجید .
🆔 @phys_Q
👍5
🟣 خیر ، یونیورس ما از ریاضیات خالص ساخته نشده
قسمت سوم
مدل اصلی کپلر از سامانه خورشیدی، Mysterium Cosmographicum، متشکل از 5 جامد افلاطونی بود که شعاع نسبی 6 کره را مشخص می کردند و گویال ها (سیارات planets) به دور محیط آن کره ها می چرخند. هر چقدر هم که این زیبا باشد، نمی تواند سامانه خورشیدی را به خوبی بیضی ها و یا حتی به خوبی مدل بطلمیوس توصیف کند.
وی(کپلر) متوجه شد که در مجموعا شش گویال (سیاره) وجود دارد، اگر زمین را در نظر بگیریم اما ماه یا قمر زمین را نه. او همچنین متوجه شد که از نظر ریاضی، تنها پنج جامد افلاطونی وجود دارد: پنج آبجکت ریاضیاتی که سطح های آنها همگی برابر با چند وجهی ها هستند. با ترسیم یک کره در داخل یا خارج از هر چند وجهی، او میتوانست آنها را به گونهای جای nest کند که با مدارهای گویالی سازگار باشد: و این کار (از لحاظ محاسبات ریاضی) بهتر از کاری که کوپرنیک انجام داده بود. این یک مدل ریاضی درخشان و زیبا بود و مسلماً اولین تلاش برای ساختن چیزی بود که امروز میتوانیم آن را « an elegant universe » بنامیم.
اما از نظر مشاهداتی، شکست خورد. حتی نتوانست به خوبی مدل باستانی بطلمیوسی با قیود، معادلات و مفاخرش باقی بماند. این یک ایده درخشان بود، و اولین تلاش برای استدلال - از ریاضیات محض بود - که می گفت یونیورس بایست چگونه باشد، اما بسادگی کار نکرد.
چیزی که بعد از آن اتفاق افتاد، نبوغی بود که میراث کپلر را مشخص کرد.
🆔 @phys_Q
قسمت سوم
مدل اصلی کپلر از سامانه خورشیدی، Mysterium Cosmographicum، متشکل از 5 جامد افلاطونی بود که شعاع نسبی 6 کره را مشخص می کردند و گویال ها (سیارات planets) به دور محیط آن کره ها می چرخند. هر چقدر هم که این زیبا باشد، نمی تواند سامانه خورشیدی را به خوبی بیضی ها و یا حتی به خوبی مدل بطلمیوس توصیف کند.
وی(کپلر) متوجه شد که در مجموعا شش گویال (سیاره) وجود دارد، اگر زمین را در نظر بگیریم اما ماه یا قمر زمین را نه. او همچنین متوجه شد که از نظر ریاضی، تنها پنج جامد افلاطونی وجود دارد: پنج آبجکت ریاضیاتی که سطح های آنها همگی برابر با چند وجهی ها هستند. با ترسیم یک کره در داخل یا خارج از هر چند وجهی، او میتوانست آنها را به گونهای جای nest کند که با مدارهای گویالی سازگار باشد: و این کار (از لحاظ محاسبات ریاضی) بهتر از کاری که کوپرنیک انجام داده بود. این یک مدل ریاضی درخشان و زیبا بود و مسلماً اولین تلاش برای ساختن چیزی بود که امروز میتوانیم آن را « an elegant universe » بنامیم.
اما از نظر مشاهداتی، شکست خورد. حتی نتوانست به خوبی مدل باستانی بطلمیوسی با قیود، معادلات و مفاخرش باقی بماند. این یک ایده درخشان بود، و اولین تلاش برای استدلال - از ریاضیات محض بود - که می گفت یونیورس بایست چگونه باشد، اما بسادگی کار نکرد.
چیزی که بعد از آن اتفاق افتاد، نبوغی بود که میراث کپلر را مشخص کرد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
🟣 خیر ، یونیورس ما از ریاضیات خالص ساخته نشده
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9577
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9581
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9584
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9586
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9594
قسمت ششم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9602
قسمت هفتم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9603
قسمت هشتم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9610
قسمت نهم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9616
قسمت دهم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9617
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/universe-made-pure-mathematics/
گویال : سیّاره - planet
سامانه خورشیدی: منظومه شمسی - solar system
پیکر : جسم و آبجکت
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9577
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9581
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9584
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9586
قسمت پنجم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9594
قسمت ششم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9602
قسمت هفتم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9603
قسمت هشتم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9610
قسمت نهم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9616
قسمت دهم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9617
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/universe-made-pure-mathematics/
گویال : سیّاره - planet
سامانه خورشیدی: منظومه شمسی - solar system
پیکر : جسم و آبجکت
👍2
🟣 خیر ، یونیورس ما از ریاضیات خالص ساخته نشده
قسمت چهارم
قانون دوم کپلر بیان می کند که گویال ها مناطق مساوی را در زمان های مساوی با در نظر گرفتن خورشید به عنوان نقطه کانونی، بدون توجه به پارامترهای دیگر، می پیمایند. منطقه (آبی) یکسانی در یک بازه زمانی ثابت پیمایش می شود. فلش سبز سرعت velocity است. فلش بنفش به سمت خورشید شتاب acceleration است. گویال ها به صورت بیضی به دور خورشید حرکت می کنند (قانون اول کپلر)، مناطق مساوی در زمان های مساوی پیموده می شوند (قانون دوم کپلر) و دارای دوره هایی متناسب با محور semi-major خود هستند که به توان 3/2 افزایش یافته است (قانون سوم کپلر). این قوانین بخوبی برای هر سامانه خورشیدی گرانشی اعمال می شود.
کپلر مدل زیبا، ظریف و جذاب خود را که با مشاهدات مخالف بود، دور انداخت. درعوض، وی در داده ها دقیق شد تا بیابد چه نوع مدارهایی با نحوه حرکت گویال ها مطابقت دارند و مجموعهای از نتایج علمی (نه ریاضی) را به دست آورد.
1⃣ گویال ها به صورت دایره ای در اطراف خورشید جاگیر شده در مرکز حرکت نمی کردند، بلکه به صورت بیضوی بهمراه خورشید در یک کانون جابجا می شدند ، با مجموعه ای متفاوت از پارامترها که مسیر بیضی هر گویال را توصیف می کند.
2⃣ گویال ها با سرعت ثابتی حرکت نمیکردند، بلکه با سرعتی حرکت میکردند که با فاصله گویال از خورشید تغییر میکرد، بهگونهای که گویال ها در زمانهای مساوی مناطق مساوی را پیمایش میکردند.
3⃣ و در نهایت، گویال ها دورههای مداری را به نمایش گذاشتند که مستقیماً با محور طولی (محور اصلی) بیضی همه گویال با یک توان خاص متناسب بود. (که 3/2 تعیین میشود)
🆔 @phys_Q
قسمت چهارم
قانون دوم کپلر بیان می کند که گویال ها مناطق مساوی را در زمان های مساوی با در نظر گرفتن خورشید به عنوان نقطه کانونی، بدون توجه به پارامترهای دیگر، می پیمایند. منطقه (آبی) یکسانی در یک بازه زمانی ثابت پیمایش می شود. فلش سبز سرعت velocity است. فلش بنفش به سمت خورشید شتاب acceleration است. گویال ها به صورت بیضی به دور خورشید حرکت می کنند (قانون اول کپلر)، مناطق مساوی در زمان های مساوی پیموده می شوند (قانون دوم کپلر) و دارای دوره هایی متناسب با محور semi-major خود هستند که به توان 3/2 افزایش یافته است (قانون سوم کپلر). این قوانین بخوبی برای هر سامانه خورشیدی گرانشی اعمال می شود.
کپلر مدل زیبا، ظریف و جذاب خود را که با مشاهدات مخالف بود، دور انداخت. درعوض، وی در داده ها دقیق شد تا بیابد چه نوع مدارهایی با نحوه حرکت گویال ها مطابقت دارند و مجموعهای از نتایج علمی (نه ریاضی) را به دست آورد.
1⃣ گویال ها به صورت دایره ای در اطراف خورشید جاگیر شده در مرکز حرکت نمی کردند، بلکه به صورت بیضوی بهمراه خورشید در یک کانون جابجا می شدند ، با مجموعه ای متفاوت از پارامترها که مسیر بیضی هر گویال را توصیف می کند.
2⃣ گویال ها با سرعت ثابتی حرکت نمیکردند، بلکه با سرعتی حرکت میکردند که با فاصله گویال از خورشید تغییر میکرد، بهگونهای که گویال ها در زمانهای مساوی مناطق مساوی را پیمایش میکردند.
3⃣ و در نهایت، گویال ها دورههای مداری را به نمایش گذاشتند که مستقیماً با محور طولی (محور اصلی) بیضی همه گویال با یک توان خاص متناسب بود. (که 3/2 تعیین میشود)
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 دیانا گابریلا - نور (فوتون) خورشید از فاصله ۱۵۰ میلیون کیلومتری با مقدار ناچیز انتقال به سرخ بر اثر انبساط یونیورس به اتم های گاز های اتمسفر برخورد می کند و رنگ آبی آن پراکنده می شود - رنگ آبی در دریاها منعکس می شود و زمینه دریا و آسمان را آبی می کند . فوتون به گلبرگ برخورد می کند و فوتون با بسامد خاصی توسط گلبرگ جذب نمی شود ، این فوتون به چشم ما وارد می شود و سلول های خاصی را تحریک می کند، این سلول ها سیگنال هایی را به مغز ارسال می کنند و مغز داده ها را پردازش و تصویر را بازتولید می کند . یونیورس در نهایت شکوه قرار دارد برای درک این شکوه ، بینش علمی و ذهن توانا نیاز دارید.
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
🥰2👍1
🟣 فیزیکدانان از مکانیک کوانتومی برای بیرون کشیدن انرژی از هیچ استفاده می کنند
قسمت چهارم
◄ایجاد پرش jump
با گذشت زمان، ایدههای هوتا در بخش کمتر زلزلهخیز جهان نیز ریشه دواند. به پیشنهاد اونرو، هوتا در کنفرانسی در سال 2013 در بانف، کانادا سخنرانی کرد. این سخنرانی مارتین مارتینز را به خود جلب کرد. مارتین مارتینز گفت: "ذهن او متفاوت از بقیه کار می کند. او فردی است که ایدههای غیرمجاز out of the box زیادی دارد که بسیار خلاقانه هستند.»
مارتین مارتینز، که به شوخی خود را یک «مهندس فضا-زمان» میداند، مدتهاست که به سمت فیزیک در مرز داستانهای علمی تخیلی کشیده شده است. او رویای یافتن راه های قابل قبول فیزیکی برای ایجاد کرم چاله ها، وارپ درایو ها و ماشین های زمان را در سر می پروراند. هر یک از این پدیده های عجیب و غریب وابسته به فرم شگفتی از فضا-زمان است که معادلات سازگار نسبیت عام اجازه می دهد. اما آنها همچنین توسط چیزی که شرایط انرژی نامیده می شود منع هستند، تعداد انگشت شماری از محدودیت هایی که فیزیکدانان مشهور راجر پنروز و استیون هاوکینگ در بالای نسبیت عام عقب زدند تا نظریه را از نشان دادن جنبه وحشی و گیج کننده آن بازدارند.
مهمترین دستورالعمل هاوکینگ-پنروز این است که چگالی انرژی منفی ممنوع است. اما در حین گوش دادن به سخنرانی هوتا، مارتین مارتینز متوجه شد که فرورفتن در زیر حالت پایه ground state بویی شبیه به انرژی منفی می دهد. این مفهوم برای یکی از طرفداران فنآوریهای Star Trek جالب بود و او به کارهای هوتا پرداخت.
او به زودی متوجه شد که انتقال انرژی از راه دور می تواند به حل مشکلی که برخی از همکارانش در اطلاعات کوانتومی با آن مواجه بودند، از جمله ریموند لافلام، فیزیکدان واترلو، و نایلی رودریگز-بریونز، شاگرد لافلام در آن زمان، کمک کند. این جفت هدف سادهتری داشتند: گرفتن کیوبیت، بلوکهای سازنده رایانههای کوانتومی، و سرد کردن آنها تا حد امکان. کیوبیتهای سرد کیوبیتهای قابلاعتمادی هستند، اما این گروه به یک حد تئوریک رسیده بود که فراتر از آن برای خارج کردن گرمای بیشتر غیرممکن به نظر میرسید - همانطور که باب با خلاء مواجه شد که استخراج انرژی از آن غیرممکن به نظر میرسید.
🆔 @phys_Q
An experimental test of the teleportation protocol was run on one of IBM’s quantum computers, seen here at the Consumer Electronics Show in Las Vegas in 2020.
قسمت چهارم
◄ایجاد پرش jump
با گذشت زمان، ایدههای هوتا در بخش کمتر زلزلهخیز جهان نیز ریشه دواند. به پیشنهاد اونرو، هوتا در کنفرانسی در سال 2013 در بانف، کانادا سخنرانی کرد. این سخنرانی مارتین مارتینز را به خود جلب کرد. مارتین مارتینز گفت: "ذهن او متفاوت از بقیه کار می کند. او فردی است که ایدههای غیرمجاز out of the box زیادی دارد که بسیار خلاقانه هستند.»
مارتین مارتینز، که به شوخی خود را یک «مهندس فضا-زمان» میداند، مدتهاست که به سمت فیزیک در مرز داستانهای علمی تخیلی کشیده شده است. او رویای یافتن راه های قابل قبول فیزیکی برای ایجاد کرم چاله ها، وارپ درایو ها و ماشین های زمان را در سر می پروراند. هر یک از این پدیده های عجیب و غریب وابسته به فرم شگفتی از فضا-زمان است که معادلات سازگار نسبیت عام اجازه می دهد. اما آنها همچنین توسط چیزی که شرایط انرژی نامیده می شود منع هستند، تعداد انگشت شماری از محدودیت هایی که فیزیکدانان مشهور راجر پنروز و استیون هاوکینگ در بالای نسبیت عام عقب زدند تا نظریه را از نشان دادن جنبه وحشی و گیج کننده آن بازدارند.
مهمترین دستورالعمل هاوکینگ-پنروز این است که چگالی انرژی منفی ممنوع است. اما در حین گوش دادن به سخنرانی هوتا، مارتین مارتینز متوجه شد که فرورفتن در زیر حالت پایه ground state بویی شبیه به انرژی منفی می دهد. این مفهوم برای یکی از طرفداران فنآوریهای Star Trek جالب بود و او به کارهای هوتا پرداخت.
او به زودی متوجه شد که انتقال انرژی از راه دور می تواند به حل مشکلی که برخی از همکارانش در اطلاعات کوانتومی با آن مواجه بودند، از جمله ریموند لافلام، فیزیکدان واترلو، و نایلی رودریگز-بریونز، شاگرد لافلام در آن زمان، کمک کند. این جفت هدف سادهتری داشتند: گرفتن کیوبیت، بلوکهای سازنده رایانههای کوانتومی، و سرد کردن آنها تا حد امکان. کیوبیتهای سرد کیوبیتهای قابلاعتمادی هستند، اما این گروه به یک حد تئوریک رسیده بود که فراتر از آن برای خارج کردن گرمای بیشتر غیرممکن به نظر میرسید - همانطور که باب با خلاء مواجه شد که استخراج انرژی از آن غیرممکن به نظر میرسید.
🆔 @phys_Q
An experimental test of the teleportation protocol was run on one of IBM’s quantum computers, seen here at the Consumer Electronics Show in Las Vegas in 2020.
Telegram
attach 📎
👍2