تعصب هوش مصنوعی از داده هایی است که روی آنها آموزش دیده است. در موارد تعصب نژادی ، داده های آموزش نماینده عموم مردم نبود. نمونه دیگری در سال 2016 اتفاق افتاد ، زمانی که یک جعبه گفتگوی مبتنی بر هوش مصنوعی ارسال محتوای بسیار توهین آمیز و نژادپرستانه پیدا شد. مشخص شد که این امر به این دلیل است که افراد پیام های توهین آمیز ربات را ارسال می کنند ، که از آن یاد گرفته است.
هوش مصنوعی که امروز از آن استفاده می کنیم برای بسیاری از کارهای مختلف فوق العاده مفید است.
این بدان معنی نیست که همیشه مثبت است - ابزاری است که اگر از آن سو استفاده شود یا اشتباه از آن استفاده کرد used ، می تواند عواقب منفی داشته باشد. با این وجود ، به نظر می رسد در حال حاضر بعید است که به تهدیدی وجودی برای بشریت تبدیل شود،پس خیال تان راحت باشد، فعلا خودمان بر زمین حکومت میکنیم😄.
ترجمه و گردآوری شده توسط مجموعه کوانتوم مکانیک.
#کوانتوم_مکانیک
http://t.me/higgs_field
هوش مصنوعی که امروز از آن استفاده می کنیم برای بسیاری از کارهای مختلف فوق العاده مفید است.
این بدان معنی نیست که همیشه مثبت است - ابزاری است که اگر از آن سو استفاده شود یا اشتباه از آن استفاده کرد used ، می تواند عواقب منفی داشته باشد. با این وجود ، به نظر می رسد در حال حاضر بعید است که به تهدیدی وجودی برای بشریت تبدیل شود،پس خیال تان راحت باشد، فعلا خودمان بر زمین حکومت میکنیم😄.
ترجمه و گردآوری شده توسط مجموعه کوانتوم مکانیک.
#کوانتوم_مکانیک
http://t.me/higgs_field
مشاهدات عجیبی که شاید علم فیزیک را زیر و رو کند
آیا یک ذره زیراتمی یا نیروی جدید کشف نشده در هستی وجود دارد؟
اندرو گریفین
دانشمندان یافتههایی را که در مجموعه مقالات مختلف در مجلات فیزیک ثبت شده، بررسی کردهاند و امیدوارند که این به زودی تحقیقاتی صورت پذیرد که این نتایج دلگرمکننده را تائید کند- AFP PHOTO / CERN
محققان میگویند نتایج عجیبی که در یک آزمایش بزرگ به دست آمده است، میتواند اساس علم فیزیک را زیر و رو کند.
این یافتهها میتوانند حاکی از آن باشند که یک نیروی بنیادی در طبیعت وجود دارد و مدل استاندارد فیزیک، ناقص است.
پژوهشگران میگویند بررسیهای جدید که در آزمایشگاه فيرمی در نزدیکی شیکاگو انجام شده است نشان میدهند که یک ذره زیراتمی یا نیروی جدید کشف نشده وجود دارد.
گراتسیانو ونانتسونی، یکی از مسئولان این آزمایش و فیزیکدان در موسسه ملی فیزیک هستهای ایتالیا، میگوید: «امروز یک روز فوقالعاده است. روزی که نه تنها ما بلکه همه جامعه جهانی فیزیک در انتظار آن بود.»
این یافتهها هنوز به طور کامل قطعی نیستند: احتمال یک به ۴۰ هزار وجود دارد که این نتایج اتفاقی باشند؛ معادل سطح اطمینان ۴.۲ سیگما. پنج سیگما به عنوان سطح حداقلی شناخته میشود که دانشمندان میتوانند آن را به عنوان یک کشف جدید در نظر بگیرند. با این وجود، دانشمندان یافتههایی را که در مجموعه مقالات مختلف در مجلات فیزیک ثبت شده، بررسی کردهاند و امیدوارند که این به زودی تحقیقاتی صورت پذیرد که این نتایج دلگرمکننده را تائید کند.
این یافته جدید بر آزمایشی استوار است که میون جی-۲ (Muon g-2) نامیده میشود. آزمایشی که در آن، ذرهای بنیادی به نام میون را -که شبیه به الکترونها است ولی در حدود ۲۰۰ بار از آن سنگینتر است- به یک حلقه بزرگ میفرستند و با میدان مغناطیسی برخورد میدهند. با انجام چنین کاری، میونها حرکت میکنند. دانشمندان قادرند بر اساس مدل استاندارد (یعنی بر اساس درک کنونی ما از فیزیک)، میزان این حرکت را پیشبینی کنند. اما آنها دریافتهاند که میزان این حرکت با آنچه که انتظار داشتند همخوانی ندارد. در واقع، این ذره سریعتر از حد انتظار حرکت میکرد و این، نشان میدهد که پای چیز دیگری در میان است -که در درک کنونی ما از فیزیک به حساب نیامده و محاسبه نشده است- چیزی که دانشمندان را به این نتیجه رساند که مسئله بر سر یک نیرو یا ذره جدید است.
این تنها نتایج اخیر نیست که نشان میدهد مدل استاندارد ممکن است ناقص باشد. این پژوهش در پی یافتههای مشابهی منتشر میشود که در برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC) به دست آمده بود. نتایجی که ناسازگاریهایی را در برهم کنش بین میونها و الکترونها نشان میداد.
مجموعه هیگز (کوانتوم_مکانیک):
https://news.1rj.ru/str/higgs_field 👈کانال
https://news.1rj.ru/str/higgs_group 👈گروه
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals 👈آرشیو
آیا یک ذره زیراتمی یا نیروی جدید کشف نشده در هستی وجود دارد؟
اندرو گریفین
دانشمندان یافتههایی را که در مجموعه مقالات مختلف در مجلات فیزیک ثبت شده، بررسی کردهاند و امیدوارند که این به زودی تحقیقاتی صورت پذیرد که این نتایج دلگرمکننده را تائید کند- AFP PHOTO / CERN
محققان میگویند نتایج عجیبی که در یک آزمایش بزرگ به دست آمده است، میتواند اساس علم فیزیک را زیر و رو کند.
این یافتهها میتوانند حاکی از آن باشند که یک نیروی بنیادی در طبیعت وجود دارد و مدل استاندارد فیزیک، ناقص است.
پژوهشگران میگویند بررسیهای جدید که در آزمایشگاه فيرمی در نزدیکی شیکاگو انجام شده است نشان میدهند که یک ذره زیراتمی یا نیروی جدید کشف نشده وجود دارد.
گراتسیانو ونانتسونی، یکی از مسئولان این آزمایش و فیزیکدان در موسسه ملی فیزیک هستهای ایتالیا، میگوید: «امروز یک روز فوقالعاده است. روزی که نه تنها ما بلکه همه جامعه جهانی فیزیک در انتظار آن بود.»
این یافتهها هنوز به طور کامل قطعی نیستند: احتمال یک به ۴۰ هزار وجود دارد که این نتایج اتفاقی باشند؛ معادل سطح اطمینان ۴.۲ سیگما. پنج سیگما به عنوان سطح حداقلی شناخته میشود که دانشمندان میتوانند آن را به عنوان یک کشف جدید در نظر بگیرند. با این وجود، دانشمندان یافتههایی را که در مجموعه مقالات مختلف در مجلات فیزیک ثبت شده، بررسی کردهاند و امیدوارند که این به زودی تحقیقاتی صورت پذیرد که این نتایج دلگرمکننده را تائید کند.
این یافته جدید بر آزمایشی استوار است که میون جی-۲ (Muon g-2) نامیده میشود. آزمایشی که در آن، ذرهای بنیادی به نام میون را -که شبیه به الکترونها است ولی در حدود ۲۰۰ بار از آن سنگینتر است- به یک حلقه بزرگ میفرستند و با میدان مغناطیسی برخورد میدهند. با انجام چنین کاری، میونها حرکت میکنند. دانشمندان قادرند بر اساس مدل استاندارد (یعنی بر اساس درک کنونی ما از فیزیک)، میزان این حرکت را پیشبینی کنند. اما آنها دریافتهاند که میزان این حرکت با آنچه که انتظار داشتند همخوانی ندارد. در واقع، این ذره سریعتر از حد انتظار حرکت میکرد و این، نشان میدهد که پای چیز دیگری در میان است -که در درک کنونی ما از فیزیک به حساب نیامده و محاسبه نشده است- چیزی که دانشمندان را به این نتیجه رساند که مسئله بر سر یک نیرو یا ذره جدید است.
این تنها نتایج اخیر نیست که نشان میدهد مدل استاندارد ممکن است ناقص باشد. این پژوهش در پی یافتههای مشابهی منتشر میشود که در برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC) به دست آمده بود. نتایجی که ناسازگاریهایی را در برهم کنش بین میونها و الکترونها نشان میداد.
مجموعه هیگز (کوانتوم_مکانیک):
https://news.1rj.ru/str/higgs_field 👈کانال
https://news.1rj.ru/str/higgs_group 👈گروه
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals 👈آرشیو
Telegram
attach 📎
بازسازی قدیمیترین ژنوم انسان مدرن با استفاده از جمجمه زن ۴۵ هزار ساله
مقاله را در ساینس ژورنال مطالعه کنید
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals/311
مقاله را در ساینس ژورنال مطالعه کنید
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals/311
میون (Muon)، یا موئون ذره بنیادی این ذرات نیز از خانوادهٔ فرمیونها و گروه لپتونها هستند و دارای اسپین 0.5 میباشند.
بار این ذرات همانند الكترون است و جرمشان 105.6583 (MeV/C2) میباشد .
اعمال واكنش در این ذرات به صورت نیروهای گرانشی و الكترومغناطیسی و همچنین نیروهای ضعیف هستهای است. این ذرات دارای پاد نیز میباشند.
عمر این ذرات اغلب بیش از 2.2 میكروثانیه نیست كه همین گونه نیز از دیگر لپتونها و مزونها عمر بیشتری دارند.
موئون با جذب الكترون میتواند اتم موئونیم (Muonium) را بسازد كه شعاع آن تقریباً برابر با هیدروژن است. به همین دلیل تا به حال این ذرات در اتم دیده نشدهاند.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
بار این ذرات همانند الكترون است و جرمشان 105.6583 (MeV/C2) میباشد .
اعمال واكنش در این ذرات به صورت نیروهای گرانشی و الكترومغناطیسی و همچنین نیروهای ضعیف هستهای است. این ذرات دارای پاد نیز میباشند.
عمر این ذرات اغلب بیش از 2.2 میكروثانیه نیست كه همین گونه نیز از دیگر لپتونها و مزونها عمر بیشتری دارند.
موئون با جذب الكترون میتواند اتم موئونیم (Muonium) را بسازد كه شعاع آن تقریباً برابر با هیدروژن است. به همین دلیل تا به حال این ذرات در اتم دیده نشدهاند.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
هستی ما از چه ساخته شده؟
ذرات بنیادی : ذرات زیر اتمی که قابل تقسیم و تجزیه نباشند .
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3471
ذرات بنیادی : ذرات زیر اتمی که قابل تقسیم و تجزیه نباشند .
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3471
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
#excited_state
▪در مکانیک کوانتومی حالت برانگیخته excited state سیستم (اتم، مولکول یاهسته) یعنی هر حالت کوانتومی که انرژی آن بیشتر از انرژی حالت پایه باشد.
طول عمر سیستم در حالت برانگیخته کوتاه است. بهطور لحظهای یا با ساطع کردن یک فوتون یا فونون سیستم انرژی اضافی خود را آزاد میکند و به حالتی با انرژی پایینتر یا حالت پایه برمیگردد.
اگر طول عمر این حالتهای برانگیخته زیاد باشد به آنها شبهپایدارمیگویند. ایزومرهای هستهای با طول عمر زیاد و همچنین حالت اکسیژن یگانه مثالهایی از این حالتهای شبهپایدار هستند.
مثال سادهای از مفهوم برانگیختگی را میتوان در اتم هیدروژن دید.
حالت پایه اتم هیدروژن مربوط به حالتی است که تنها الکترون آن در پایینترین اربیتال (که مربوط به تابع موج با تقارن کروی است و کوچکترین عدد کوانتومی ممکن را داراست) قرار دارد.
اگر به اتم انرژی اضافهای بدهیم (مثلاً با تاباندن فوتونی با انرژی خاص به اتم) الکترون میتواند به حالت برانگیخته یعنی حالتی که عدد کوانتومی آن بیشتر از عدد کوانتومی حالت "۱s" است برود.
اگر انرژی فوتون خیلی زیاد باشد الکترون از اتم جدا شده و اتم به یون تبدیل میشود.
بعد از برانگیختگی ممکن است اتم با ساطع کردن یک فوتون با همان انرژی اولیه به حالت قبلی برگردد.
اتم هیدروژن با الکتریسیته و حرارت هم برانگیخته میشود.
یک هسته ی برانگیخته همواره میتواند با گسیل تابش الکترومغناطیسی یا تبدیل داخلی به حالت کم انرژی تر وابپاشد.
در سادهترین حالت، که در آن هر دو تراز موردنظر، حالتهای تک پروتونی هستند، واپاشی مشتمل برگزار پروتون از حالت بالاتر به حالت پایین تر است.
این، مانستهٔ گذار یک الکترون برانگیخته در اتم از یک تراز بالاتر به یک تراز پایین تر میباشد، که با گسیل امواج الکترومغناطیسی، یا بیرون انداختن الکترون همراه است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
▪در مکانیک کوانتومی حالت برانگیخته excited state سیستم (اتم، مولکول یاهسته) یعنی هر حالت کوانتومی که انرژی آن بیشتر از انرژی حالت پایه باشد.
طول عمر سیستم در حالت برانگیخته کوتاه است. بهطور لحظهای یا با ساطع کردن یک فوتون یا فونون سیستم انرژی اضافی خود را آزاد میکند و به حالتی با انرژی پایینتر یا حالت پایه برمیگردد.
اگر طول عمر این حالتهای برانگیخته زیاد باشد به آنها شبهپایدارمیگویند. ایزومرهای هستهای با طول عمر زیاد و همچنین حالت اکسیژن یگانه مثالهایی از این حالتهای شبهپایدار هستند.
مثال سادهای از مفهوم برانگیختگی را میتوان در اتم هیدروژن دید.
حالت پایه اتم هیدروژن مربوط به حالتی است که تنها الکترون آن در پایینترین اربیتال (که مربوط به تابع موج با تقارن کروی است و کوچکترین عدد کوانتومی ممکن را داراست) قرار دارد.
اگر به اتم انرژی اضافهای بدهیم (مثلاً با تاباندن فوتونی با انرژی خاص به اتم) الکترون میتواند به حالت برانگیخته یعنی حالتی که عدد کوانتومی آن بیشتر از عدد کوانتومی حالت "۱s" است برود.
اگر انرژی فوتون خیلی زیاد باشد الکترون از اتم جدا شده و اتم به یون تبدیل میشود.
بعد از برانگیختگی ممکن است اتم با ساطع کردن یک فوتون با همان انرژی اولیه به حالت قبلی برگردد.
اتم هیدروژن با الکتریسیته و حرارت هم برانگیخته میشود.
یک هسته ی برانگیخته همواره میتواند با گسیل تابش الکترومغناطیسی یا تبدیل داخلی به حالت کم انرژی تر وابپاشد.
در سادهترین حالت، که در آن هر دو تراز موردنظر، حالتهای تک پروتونی هستند، واپاشی مشتمل برگزار پروتون از حالت بالاتر به حالت پایین تر است.
این، مانستهٔ گذار یک الکترون برانگیخته در اتم از یک تراز بالاتر به یک تراز پایین تر میباشد، که با گسیل امواج الکترومغناطیسی، یا بیرون انداختن الکترون همراه است.
ترازهای انرژی یک الکترون در یک اتم شامل حالت پایه (Ground state) و حالتهای برانگیخته (Excited states). الکترون در حالت پایه با دریافت انرژی میتواند به حالت برانگیخته جهش کند.#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
#مدل_اتم
#ابر_الکترونی
#electron_cloud_model
مکانیک کلاسیک الکترون را ذره در نظر می گیرد اما این دیدگاه در مکانیک کوانتوم دیگر توصیف مناسبی نیست و الکترون را بشکل ابر الکترونی به دور هسته در نظر می گیرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#ابر_الکترونی
#electron_cloud_model
مکانیک کلاسیک الکترون را ذره در نظر می گیرد اما این دیدگاه در مکانیک کوانتوم دیگر توصیف مناسبی نیست و الکترون را بشکل ابر الکترونی به دور هسته در نظر می گیرد.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حال که مدل اتمی را توضیح دادیم توضیح photoelectric effect ( اثر فتوالکتریک) آسان است .
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3474
یادتان باشد گفتم از دیدگاه کوانتوم مکانیک چیزی به نام انعکاس نور از سطوح صیقلی (آیینه) وجود ندارد .
فوتون بعنوان کوانتای میدان الکترومغناطیس حامل انرژی کوانتیده این میدان است با برخورد به ماده ، انرژی اش را به یک الکترون واگذار می کند ، اسپین و اوربیتال الکترون با دریافت انرژی دچار تغییر میشود و سپس الکترون انرژی دریافتی را در جهت معین می تاباند و به حالت قبل باز می گردد.
به دنیای کوانتومی وارد شوید تا شگفت زده شوید.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/3474
یادتان باشد گفتم از دیدگاه کوانتوم مکانیک چیزی به نام انعکاس نور از سطوح صیقلی (آیینه) وجود ندارد .
فوتون بعنوان کوانتای میدان الکترومغناطیس حامل انرژی کوانتیده این میدان است با برخورد به ماده ، انرژی اش را به یک الکترون واگذار می کند ، اسپین و اوربیتال الکترون با دریافت انرژی دچار تغییر میشود و سپس الکترون انرژی دریافتی را در جهت معین می تاباند و به حالت قبل باز می گردد.
به دنیای کوانتومی وارد شوید تا شگفت زده شوید.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
#مدل_اتمی_بور Böhr
فیزیکدانی دانمارکی به نام «نیلز بور» (Niels Bohr) در سال ۱۹۱۳ مدلی از اتم را ارائه داد که تحت عنوان مدل اتمی بور شناخته میشود. در حقیقت او مدل اتمی رادرفورد را اصلاح کرد. پیشتر رادرفورد بیان کرده بود که اتم از هستهای با بار مثبت تشکیل شده که بارهای منفی یا همان الکترونها اطراف آن قرار دارند. نیلز بور با رفع کردن محدودیتهای توصیف رادرفورد از اتم، تصویری از اتم ارائه داد که امروزه در ذهن ما است.
طبق مدل اتمی بور، الکترونها در مسیرهای ثابتی اطراف هسته، تحت عنوان «اوربیتال» (Orbital) در حال حرکت هستند. در مطلبی جداگانه مفهوم اوربیتال را توضیح خواهیم داد.
مبتنی بر این مدل، هستهای با بار الکتریکی مثبت در مرکز قرار گرفته و الکترونهای با بار منفی در سطوح انرژی ثابتی اطراف آن در حال گردش هستند. این نظریه همچنین بیان میکند که الکترونهای قرار گرفته در فاصلهای دورتر از هسته دارای انرژی بیشتری هستند. این در حالی است که الکترونهای نزدیکتر به هسته از انرژی کمتری برخوردارند. در شکل بالا شماتیک مدل اتمی بور ترسیم شده است.
فیزیکدانی دانمارکی به نام «نیلز بور» (Niels Bohr) در سال ۱۹۱۳ مدلی از اتم را ارائه داد که تحت عنوان مدل اتمی بور شناخته میشود. در حقیقت او مدل اتمی رادرفورد را اصلاح کرد. پیشتر رادرفورد بیان کرده بود که اتم از هستهای با بار مثبت تشکیل شده که بارهای منفی یا همان الکترونها اطراف آن قرار دارند. نیلز بور با رفع کردن محدودیتهای توصیف رادرفورد از اتم، تصویری از اتم ارائه داد که امروزه در ذهن ما است.
طبق مدل اتمی بور، الکترونها در مسیرهای ثابتی اطراف هسته، تحت عنوان «اوربیتال» (Orbital) در حال حرکت هستند. در مطلبی جداگانه مفهوم اوربیتال را توضیح خواهیم داد.
مبتنی بر این مدل، هستهای با بار الکتریکی مثبت در مرکز قرار گرفته و الکترونهای با بار منفی در سطوح انرژی ثابتی اطراف آن در حال گردش هستند. این نظریه همچنین بیان میکند که الکترونهای قرار گرفته در فاصلهای دورتر از هسته دارای انرژی بیشتری هستند. این در حالی است که الکترونهای نزدیکتر به هسته از انرژی کمتری برخوردارند. در شکل بالا شماتیک مدل اتمی بور ترسیم شده است.
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
فرضیات مدل اتمی بور
نیلز بور مدل خود را مبتنی بر فرضیاتی ارائه داد. این فرضیات به شرح زیر هستند:
▪الکترونها در مسیرهای دایرهای ثابتی در اطراف هسته در حال حرکتاند. این مسیرها تحت عنوان #اوربیتال شناخته میشوند.
▪انرژی الکترونها در این مسیرها، مقداری ثابت است. چندین اوربیتال یک «پوسته» (Shell) را تشکیل میدهند. در شکل بالا اوربیتال، پوسته و دیگر اجزای اتم نشان داده شدهاند. تا زمانی که الکترون در مسیر ثابت خودش گردش کند، انرژیای تابش نخواهد کرد.
▪سطوح انرژی متفاوت با اعداد n نشان داده میشوند. در حقیقت n=1، پوسته اول، n=2 پوستهی دوم و به همین شکل پوستهها -یا همان سطوح انرژی- با این اعداد نشان داده میشوند. به این مقادیر اعداد کوانتومی گفته میشود. این عدد از کمترین سطح (n=1) شروع شده و تا مقادیر صحیح بالاتر ادامه پیدا میکند.
▪تغییرات انرژیِ یک الکترون زمانی رخ میدهد که سطح انرژیش تغیر کند. در یک اتم الکترون با دریافت انرژی از n کم به n بیشتر منتقل میشود. از طرفی وقتی الکترونی انرژیش را از دست بدهد، سطح انرژی آن نیز کاهش مییابد. تغییرات انرژی الکترون در شکل زیر نشان داده شده است. در این شکل الکترون از لایهی سوم به سطح انرژی پایینتر در لایه دوم رفته و در نتیجه آن انرژی گسیل داده است.
▪بنابراین هر اتم تعدادی پوسته اطراف خود دارد که هرکدام از این پوستهها شامل چندین زیرپوسته (اوربیتال) است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
نیلز بور مدل خود را مبتنی بر فرضیاتی ارائه داد. این فرضیات به شرح زیر هستند:
▪الکترونها در مسیرهای دایرهای ثابتی در اطراف هسته در حال حرکتاند. این مسیرها تحت عنوان #اوربیتال شناخته میشوند.
▪انرژی الکترونها در این مسیرها، مقداری ثابت است. چندین اوربیتال یک «پوسته» (Shell) را تشکیل میدهند. در شکل بالا اوربیتال، پوسته و دیگر اجزای اتم نشان داده شدهاند. تا زمانی که الکترون در مسیر ثابت خودش گردش کند، انرژیای تابش نخواهد کرد.
▪سطوح انرژی متفاوت با اعداد n نشان داده میشوند. در حقیقت n=1، پوسته اول، n=2 پوستهی دوم و به همین شکل پوستهها -یا همان سطوح انرژی- با این اعداد نشان داده میشوند. به این مقادیر اعداد کوانتومی گفته میشود. این عدد از کمترین سطح (n=1) شروع شده و تا مقادیر صحیح بالاتر ادامه پیدا میکند.
▪تغییرات انرژیِ یک الکترون زمانی رخ میدهد که سطح انرژیش تغیر کند. در یک اتم الکترون با دریافت انرژی از n کم به n بیشتر منتقل میشود. از طرفی وقتی الکترونی انرژیش را از دست بدهد، سطح انرژی آن نیز کاهش مییابد. تغییرات انرژی الکترون در شکل زیر نشان داده شده است. در این شکل الکترون از لایهی سوم به سطح انرژی پایینتر در لایه دوم رفته و در نتیجه آن انرژی گسیل داده است.
▪بنابراین هر اتم تعدادی پوسته اطراف خود دارد که هرکدام از این پوستهها شامل چندین زیرپوسته (اوربیتال) است.
#مــیدان_هــیگــز
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
#قضیه #بل توسط فیزیکدان ایرلندی به نام #جان #استوارت #بل (1990-1928) بعنوان ابزاری برای آزمودن پیوستگی ذرات از طریق درهم تنیدگی کوانتومی طراحی شد. بر طبق این قضیه، هیچ نظریۀ متغیر پنهانی نمی تواند از پس ِ تمامی پیش بینی های مکانیک کوانتومی بر آید. بل این قضیه را با ایجاد نامعادلات بل تایید کرد؛ آزمایش ها حاکي از آن است که نامعادلات بل در سیستم فیزیک کوانتومی نقض می شوند. لذا باید برخی مفاد نظریه متغیرهای پنهان محلی اشتباه باشند.
در شرایطی که شما دو ذره با نام های A و B دارید و ذره ها در اثر درهم تنیدگی کوانتومی به یکدیگر وصل شدهاند، ویژگیهای A و B پیوندی با هم خواهند داشت. برای مثال، شاید اسپين(چرخش) ذره A معادل یک دوم و اسپين ذره B معادل منفی یک دوم باشد و یا بالعکس. فیزیک کوانتومی به ما می گوید که تا زمانیکه که اندازه گیری صورت نگرفته باشد، این ذرات در حالات احتمالی منطبق بر هم و روی هم قرار می گیرند. اسپين ذره A معادل 1/2 و 1/2- است. به مقاله ما در خصوص گربه شرودينگر نگاهی بیندازید تا بینش تان قدری افزایش یابد. این مثال ویژه با ذرات A و B، شکل متفاوتی از آزمایش فکری اینشتین-پودولسکي-روزن به نام پارادوکس EPR میباشد.
با این حال، به محض اینکه اسپين A را اندازه گیری کنید، يقيناً مقدار ذره B را بدون نیاز به اندازه گیری مستقیم آن خواهید فهمید. برای مثال، اگر مقدار ذره A برابر با 1/2 باشد، مقدار ذره B باید 1/2- باشد و بالعکس. معمایی که قضیه بل دارد این است که این اطلاعات چگونه از ذره A به ذره B انتقال می یابد. جان استوارت بل قضیه بل را در مقاله سال 1964 خود موسوم به “بررسی پارادوکس اینشتین-پودولسکي-روزن” مطرح کرد. او در تحلیل هایش، فرمولی تحت عنوان نامعادلات بل بدست آورد که اظهاراتی احتمالی دربارۀ تعداد دفعات درهم تنیدگی اسپين ذره A و ذره B بود.
آزمایشات فیزیک کوانتومی به نقض نامعادلات بل می پردازد، یعنی می باید یکی از فرضیه های اصلی نادرست باشد و تنها دو فرضیه وجود داشت که در تناسب با قضیه بود. یکی از فرضیه ها “واقعیت فیزیکی” یا “موضعیت(Locality)” رد می شد. برای درک هرچه بهتر این موضوع، به آزمایش توصیف شده در فوق برگردید. شما اسپين ذره A را اندازه می گیرید. در کل، دو شرایط پیش می آید: یا ذره B دارای اسپين مخالف است یا ذره B در حالت منطبق قرار دارد. اگر ذره B سريعاً تحت تاثیر اندازه گیری ذره A قرار گرفته باشد، فرضیه موضعیت نقض می گردد. به عبارت دیگر، پیامی بصورت آنی از ذره A به ذره B فرستاده می شود، گرچه امکان تفکیک آنها در فاصله ای بسیار زیاد وجود دارد.
یعنی مکانیک کوانتومی در این حالت ویژگیهای غیر موضعيت(non-locality) را به تصویر می کشد. اگر این پیام لحظهای (مثل غیر موضعيت) اتفاق نیفتد، تنها گزینه دیگر این خواهد بود که ذره B در حالت برهم نهی(Superposition)* قرار دارد. پس اندازه گیری اسپين ذره B باید بطور کامل مستقل از اندازه گیری ذره A باشد. لذا نامساوی های بل نشان دهنده درصد زمانی هستند که اسپين های A و B باید در آن همبستگی داشته باشند.
آزمایش ها به دفعات نشان دادهاند که نامساوی های بل نقض می شوند. متداول ترین تفسیر از نتیجه فوق این است که پیام میان A و B لحظهای است. بنابراین، مکانیک کوانتوم، عامل غیر موضعيت را به تصویر می کشد. توجه: غیر موضعيت در مکانیک کوانتوم فقط به اطلاعات مشخصی مربوط می شود که میان دو ذره به صورت در هم تنیده اند( حالت اسپين ذره در مثال فوق). اندازه گیری A نمی تواند بلافاصله برای انتقال هر نوع اطلاعات دیگری به B در فواصل بسیار زیاد مورد استفاده قرار گیرد. در صورت مشاهده B، هیچکس نمی تواند بطور مستقل ادعا کند که A اندازه گیری شد یا خیر. بنا بر تفسیرهای گوناگون ارائه شده از جانب فیزیکدان های برجسته، برقراری ارتباط سریع تر از سرعت نور نیز در این حالت مقدور نخواهد بود.
• به لحاظ ریاضی به دلیل خطی بودن جوابهای خالص معادله شرودینگر ما میتوانیم با جمع هر حالت دلخواه از حالتهای خالص دوباره به یک جواب ِ حالت خالص دست پیدا کنیم. این جوابها عمود برهم خواهند بود و این جواب خود یک جواب معادله شرودینگر است که به آن حالت برهم نهی کوانتومی میگویند.
http://physics.about.com/od/quantuminterpretations/f/bellstheorem.htm
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
در شرایطی که شما دو ذره با نام های A و B دارید و ذره ها در اثر درهم تنیدگی کوانتومی به یکدیگر وصل شدهاند، ویژگیهای A و B پیوندی با هم خواهند داشت. برای مثال، شاید اسپين(چرخش) ذره A معادل یک دوم و اسپين ذره B معادل منفی یک دوم باشد و یا بالعکس. فیزیک کوانتومی به ما می گوید که تا زمانیکه که اندازه گیری صورت نگرفته باشد، این ذرات در حالات احتمالی منطبق بر هم و روی هم قرار می گیرند. اسپين ذره A معادل 1/2 و 1/2- است. به مقاله ما در خصوص گربه شرودينگر نگاهی بیندازید تا بینش تان قدری افزایش یابد. این مثال ویژه با ذرات A و B، شکل متفاوتی از آزمایش فکری اینشتین-پودولسکي-روزن به نام پارادوکس EPR میباشد.
با این حال، به محض اینکه اسپين A را اندازه گیری کنید، يقيناً مقدار ذره B را بدون نیاز به اندازه گیری مستقیم آن خواهید فهمید. برای مثال، اگر مقدار ذره A برابر با 1/2 باشد، مقدار ذره B باید 1/2- باشد و بالعکس. معمایی که قضیه بل دارد این است که این اطلاعات چگونه از ذره A به ذره B انتقال می یابد. جان استوارت بل قضیه بل را در مقاله سال 1964 خود موسوم به “بررسی پارادوکس اینشتین-پودولسکي-روزن” مطرح کرد. او در تحلیل هایش، فرمولی تحت عنوان نامعادلات بل بدست آورد که اظهاراتی احتمالی دربارۀ تعداد دفعات درهم تنیدگی اسپين ذره A و ذره B بود.
آزمایشات فیزیک کوانتومی به نقض نامعادلات بل می پردازد، یعنی می باید یکی از فرضیه های اصلی نادرست باشد و تنها دو فرضیه وجود داشت که در تناسب با قضیه بود. یکی از فرضیه ها “واقعیت فیزیکی” یا “موضعیت(Locality)” رد می شد. برای درک هرچه بهتر این موضوع، به آزمایش توصیف شده در فوق برگردید. شما اسپين ذره A را اندازه می گیرید. در کل، دو شرایط پیش می آید: یا ذره B دارای اسپين مخالف است یا ذره B در حالت منطبق قرار دارد. اگر ذره B سريعاً تحت تاثیر اندازه گیری ذره A قرار گرفته باشد، فرضیه موضعیت نقض می گردد. به عبارت دیگر، پیامی بصورت آنی از ذره A به ذره B فرستاده می شود، گرچه امکان تفکیک آنها در فاصله ای بسیار زیاد وجود دارد.
یعنی مکانیک کوانتومی در این حالت ویژگیهای غیر موضعيت(non-locality) را به تصویر می کشد. اگر این پیام لحظهای (مثل غیر موضعيت) اتفاق نیفتد، تنها گزینه دیگر این خواهد بود که ذره B در حالت برهم نهی(Superposition)* قرار دارد. پس اندازه گیری اسپين ذره B باید بطور کامل مستقل از اندازه گیری ذره A باشد. لذا نامساوی های بل نشان دهنده درصد زمانی هستند که اسپين های A و B باید در آن همبستگی داشته باشند.
آزمایش ها به دفعات نشان دادهاند که نامساوی های بل نقض می شوند. متداول ترین تفسیر از نتیجه فوق این است که پیام میان A و B لحظهای است. بنابراین، مکانیک کوانتوم، عامل غیر موضعيت را به تصویر می کشد. توجه: غیر موضعيت در مکانیک کوانتوم فقط به اطلاعات مشخصی مربوط می شود که میان دو ذره به صورت در هم تنیده اند( حالت اسپين ذره در مثال فوق). اندازه گیری A نمی تواند بلافاصله برای انتقال هر نوع اطلاعات دیگری به B در فواصل بسیار زیاد مورد استفاده قرار گیرد. در صورت مشاهده B، هیچکس نمی تواند بطور مستقل ادعا کند که A اندازه گیری شد یا خیر. بنا بر تفسیرهای گوناگون ارائه شده از جانب فیزیکدان های برجسته، برقراری ارتباط سریع تر از سرعت نور نیز در این حالت مقدور نخواهد بود.
• به لحاظ ریاضی به دلیل خطی بودن جوابهای خالص معادله شرودینگر ما میتوانیم با جمع هر حالت دلخواه از حالتهای خالص دوباره به یک جواب ِ حالت خالص دست پیدا کنیم. این جوابها عمود برهم خواهند بود و این جواب خود یک جواب معادله شرودینگر است که به آن حالت برهم نهی کوانتومی میگویند.
http://physics.about.com/od/quantuminterpretations/f/bellstheorem.htm
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
❤1
آیا جهان واقعا آنگونه که ما می بینیم وجود دارد ؟
در مقیاس میکروسکوپیک اندازه گیری باعث فروپاشی تابع موج میگردد ، تاثیر این پدیده در ماکرو چگونه است؟
آیا ماده "شیء" است یا سدّ نسبی برای بخشی از طیف امواج الکترومغناطیس؟
ارتباط گرانش و الکترومغناطیس چگونه است؟
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
در مقیاس میکروسکوپیک اندازه گیری باعث فروپاشی تابع موج میگردد ، تاثیر این پدیده در ماکرو چگونه است؟
آیا ماده "شیء" است یا سدّ نسبی برای بخشی از طیف امواج الکترومغناطیس؟
ارتباط گرانش و الکترومغناطیس چگونه است؟
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
ناسا تصاویری با کیفیت بالا از سحابی (نبولا) #veilمنتشر کرد
ناسا تصاویری با کیفیت بالا از سحابی "نبولا"(Veil Nebula) منتشر کرده است که جزئیات بیشتری از رشته گازهای یونیزه شده آن نشان میدهد که براساس آنها این ستاره نامگذاری شده است.
به نقل از دیلی میل، تلسکوپ فضایی هابل در اصل تصاویری از این ستارهی عظیم که بیش از ۱۰ هزار سال پیش منفجر شده است را در سال ۲۰۱۵ ثبت کرد.
بقایای این ستاره که در فاصله ۲۱۰۰ سال نوری از زمین قرار دارد و یکی از شناخته شدهترین بقایای ابرنواخترهاست.
با استفاده از روشهای پردازش، هیدروژن و نیتروژن یونیزه شده به رنگ قرمز قابل مشاهده هستند در حالی که اکسیژن دوبار یونیزه شده به رنگ آبی در تصویر ظاهر میشود.
این سحابی با سرعت ۹۳۲ هزار مایل بر ساعت(۱۴۹۹ هزار کیلومتر بر ساعت) در حال منبسط شدن است و ناسا میگوید مطالعهی ترکیبات آن به ما کمک میکند تا بهتر ساختار آن و نحوهی تعاملش با شوک ناشی از ابرنواختر را درک کنیم.
سحابی "نبولا" بخش قابل مشاهدهی ابرنواختر "حلقه ماکیان"(Cygnus Loop) است که بقایای ستارهای حدودا ۲۰ برابر بزرگتر از خورشید است که در حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار سال قبل تبدیل به یک نواختر شده است.
سحابی به ابری از گازهای یونیزه شده و غبار گفته میشود که پس از انفجار ستاره، تشکیل میشود.
به گفتهی ناسا این سحابی ۲۱۰۰ سال نوری با ما فاصله دارد که همسایهای نزدیک به حساب میآید. این یکی از شناخته شدهترین بقایای ابرنواختر است که اسمش را از ساختارهای ظریف و پیچیدهاش گرفته است.
موج این انفجار قدیمی با سرعت زیاد به دیواری از گازهای خنک و متراکم بینستارهای برخورد میکند و نور منتشر میکند.
"نبولا" در لبهی یک حباب گازی کم تراکم قرار دارد که در اثر انفجار ستارهی دیگری پیش از "نبولا" به وجود آمده است.
در سال ۲۰۱۵ ناسا تصویری از این سحابی منتشر کرد که توسط دوربینهای تلسکوپ هابل با پنج فیلتر مختلف ثبت شده بودند. شش تصویر گرفته شده در کنار هم قرار گرفت تا یک تصویر واحد ساخته شود.
در ماه جاری، ناسا با استفاده از فناوریهای جدید نسخهی با کیفیتتری با جزئیات بالا از آن تصویر منتشر کرد.
آژانس فضایی میگوید: در نسخهی ارتقا یافته توسط روشهای پردازش جدید، جزئیاتی از رشته گازهای یونیزه شدهی "نبولا" قابل مشاهده است.
ستارهشناسان با مقایسهی تصاویر گرفته شده از "نبولا" در سال ۱۹۹۷ با تصاویر گرفته شده در سال ۲۰۱۵ محاسبه کردند که سرعت انبساط آن ۹۳۲ هزار مایل بر ساعت است.
به گفتهی ناسا این سحابی اولین بار در سال ۱۷۸۴ توسط ویلیام هرشل(William Herschel)، ستارهشناسی بریتانیایی، کشف شد. این سحابی در شرایط مساعد قابل مشاهده توسط ستارهشناسان مبتدی است.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
ناسا تصاویری با کیفیت بالا از سحابی "نبولا"(Veil Nebula) منتشر کرده است که جزئیات بیشتری از رشته گازهای یونیزه شده آن نشان میدهد که براساس آنها این ستاره نامگذاری شده است.
به نقل از دیلی میل، تلسکوپ فضایی هابل در اصل تصاویری از این ستارهی عظیم که بیش از ۱۰ هزار سال پیش منفجر شده است را در سال ۲۰۱۵ ثبت کرد.
بقایای این ستاره که در فاصله ۲۱۰۰ سال نوری از زمین قرار دارد و یکی از شناخته شدهترین بقایای ابرنواخترهاست.
با استفاده از روشهای پردازش، هیدروژن و نیتروژن یونیزه شده به رنگ قرمز قابل مشاهده هستند در حالی که اکسیژن دوبار یونیزه شده به رنگ آبی در تصویر ظاهر میشود.
این سحابی با سرعت ۹۳۲ هزار مایل بر ساعت(۱۴۹۹ هزار کیلومتر بر ساعت) در حال منبسط شدن است و ناسا میگوید مطالعهی ترکیبات آن به ما کمک میکند تا بهتر ساختار آن و نحوهی تعاملش با شوک ناشی از ابرنواختر را درک کنیم.
سحابی "نبولا" بخش قابل مشاهدهی ابرنواختر "حلقه ماکیان"(Cygnus Loop) است که بقایای ستارهای حدودا ۲۰ برابر بزرگتر از خورشید است که در حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار سال قبل تبدیل به یک نواختر شده است.
سحابی به ابری از گازهای یونیزه شده و غبار گفته میشود که پس از انفجار ستاره، تشکیل میشود.
به گفتهی ناسا این سحابی ۲۱۰۰ سال نوری با ما فاصله دارد که همسایهای نزدیک به حساب میآید. این یکی از شناخته شدهترین بقایای ابرنواختر است که اسمش را از ساختارهای ظریف و پیچیدهاش گرفته است.
موج این انفجار قدیمی با سرعت زیاد به دیواری از گازهای خنک و متراکم بینستارهای برخورد میکند و نور منتشر میکند.
"نبولا" در لبهی یک حباب گازی کم تراکم قرار دارد که در اثر انفجار ستارهی دیگری پیش از "نبولا" به وجود آمده است.
در سال ۲۰۱۵ ناسا تصویری از این سحابی منتشر کرد که توسط دوربینهای تلسکوپ هابل با پنج فیلتر مختلف ثبت شده بودند. شش تصویر گرفته شده در کنار هم قرار گرفت تا یک تصویر واحد ساخته شود.
در ماه جاری، ناسا با استفاده از فناوریهای جدید نسخهی با کیفیتتری با جزئیات بالا از آن تصویر منتشر کرد.
آژانس فضایی میگوید: در نسخهی ارتقا یافته توسط روشهای پردازش جدید، جزئیاتی از رشته گازهای یونیزه شدهی "نبولا" قابل مشاهده است.
ستارهشناسان با مقایسهی تصاویر گرفته شده از "نبولا" در سال ۱۹۹۷ با تصاویر گرفته شده در سال ۲۰۱۵ محاسبه کردند که سرعت انبساط آن ۹۳۲ هزار مایل بر ساعت است.
به گفتهی ناسا این سحابی اولین بار در سال ۱۷۸۴ توسط ویلیام هرشل(William Herschel)، ستارهشناسی بریتانیایی، کشف شد. این سحابی در شرایط مساعد قابل مشاهده توسط ستارهشناسان مبتدی است.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Telegram
attach 📎
اصل عدم قطعیت جدیدی بیان می کند که اشیاء کوانتومی میتوانند در یک زمان دو دما داشته باشند، که شبیه به آزمایش معروف گربه شرودینگر است که در آن، یک گربه در جعبهای با عنصر رادیواکتیو میتواند هم زنده باشد و هم مرده.
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals/314
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals/314
طبق نظریه جنبشی گازها، دما معیاری از میزان انرژی جنبشی مولکولهای یک ماده است. هرچه سرعت انتقالی، ارتعاشی یا دورانی مولکولهای یک سیستم بیشتر باشد، دمای آن سیستم نیز بیشتر خواهد بود.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
جسم سیاه عبارت است از یک جسم ایدهآل فیزیکی که تمامی تابش الکترومغناطیسی برخوردی را در هر فرکانس یا زاویهای جذب میکند. به طور دقیقتر نور و انرژی دریافتی را نه بازتاب کرده و نه از خود عبور میدهد.
مدلی از جسم سیاه که زیاد استفاده میشود، حفرهای با یک شکاف ورودی است. شکل زیر را در نظر بگیرید.
همانطور که میبینید پرتو نور از طریق سوراخ به حفره وارد شده و احتمال خارج شدن آن بسیار اندک است. در این صورت کل انرژی پرتو ورودی جذب حفره میشود. انرژی دریافت شده توسط جسم سیاه، منجر به داغ شدن آن میشود. این افزایش سطح انرژی جسم سیاه منجر به تابش انرژی از آن میشود. به این پدیده تابش جسم سیاه گفته میشود.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
مدلی از جسم سیاه که زیاد استفاده میشود، حفرهای با یک شکاف ورودی است. شکل زیر را در نظر بگیرید.
همانطور که میبینید پرتو نور از طریق سوراخ به حفره وارد شده و احتمال خارج شدن آن بسیار اندک است. در این صورت کل انرژی پرتو ورودی جذب حفره میشود. انرژی دریافت شده توسط جسم سیاه، منجر به داغ شدن آن میشود. این افزایش سطح انرژی جسم سیاه منجر به تابش انرژی از آن میشود. به این پدیده تابش جسم سیاه گفته میشود.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
Forwarded from physics (H Hossein Panahi)
برای اولین بار ، دانشمندان تداخل سنجی اتمی را در فضا انجام داده اند.
[توضیحات تصویر: میعانات بوز- اینشتین نزدیک به صفر مطلق]
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals/319
[توضیحات تصویر: میعانات بوز- اینشتین نزدیک به صفر مطلق]
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals/319
Forwarded from اتچ بات
#مستند
آزمایش #خودکشی_کوانتومی
پ.ن: قبل از دیدن ویدیو فوق بررسی کنیم که #خودکشی_کوانتومی چیست؟
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/2218
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://news.1rj.ru/str/higgs_field ←کانال
https://news.1rj.ru/str/higgs_group ←گروه
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals ← آرشیو
https://news.1rj.ru/str/higgs_book ←کتابخانه
آزمایش #خودکشی_کوانتومی
پ.ن: قبل از دیدن ویدیو فوق بررسی کنیم که #خودکشی_کوانتومی چیست؟
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/2218
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
مجموعه های هیگز:
https://news.1rj.ru/str/higgs_field ←کانال
https://news.1rj.ru/str/higgs_group ←گروه
https://news.1rj.ru/str/higgs_journals ← آرشیو
https://news.1rj.ru/str/higgs_book ←کتابخانه
Telegram
attach 📎
یک جسم سیاه پس از داغ شدن، انرژی را در طیفی از امواج الکترومغناطیسی تابش میکند. این امواج از دو ویژگی زیر برخوردار هستند:
یک جسم سیاه داغتر، نور بیشتری را در تمامی طیفهای الکترومغناطیسی ساطع میکند.
شدت تابش صورت گرفته از جسم سیاه به صورت پیوسته بوده و در یک طول موج خاص بیشترین مقدار را دارد. بیشترین مقدار تابش جسم سیاه برای اجسام داغتر در طول موجهای کمتر اتفاق میافتد. در شکل زیر توان تابشی یک جسم سیاه در طیفهای مختلف نشان داده شده است. همانطور که میبینید با افزایش دمای جسم، بیشترین تابش به سمت طول موجهای کمتر نزدیک میشود.
برای نمونه دمای سطح خورشید برابر با 5800 کلوین است. طبق نمودار بالا بیشترین انرژی ساطح شده از جسمی با چنین دمایی، در طول موج ۵۰۰ نانومتر اتفاق میافتد. این طول موج مربوط به نور زرد بوده و به همین دلیل نوری که ما از خورشید مشاهده میکنیم زرد رنگ است. برای جسم سیاهی که دمای آن دو برابر دمای خورشید، یعنی ۱۱۶۰۰ کلوین باشد، بیشترین انرژی ساطع شده در طول موج ۲۵۰ نانومتر رخ میدهد. از طرفی این عدد طول موجِ فرابنفش را نشان میدهد.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
یک جسم سیاه داغتر، نور بیشتری را در تمامی طیفهای الکترومغناطیسی ساطع میکند.
شدت تابش صورت گرفته از جسم سیاه به صورت پیوسته بوده و در یک طول موج خاص بیشترین مقدار را دارد. بیشترین مقدار تابش جسم سیاه برای اجسام داغتر در طول موجهای کمتر اتفاق میافتد. در شکل زیر توان تابشی یک جسم سیاه در طیفهای مختلف نشان داده شده است. همانطور که میبینید با افزایش دمای جسم، بیشترین تابش به سمت طول موجهای کمتر نزدیک میشود.
برای نمونه دمای سطح خورشید برابر با 5800 کلوین است. طبق نمودار بالا بیشترین انرژی ساطح شده از جسمی با چنین دمایی، در طول موج ۵۰۰ نانومتر اتفاق میافتد. این طول موج مربوط به نور زرد بوده و به همین دلیل نوری که ما از خورشید مشاهده میکنیم زرد رنگ است. برای جسم سیاهی که دمای آن دو برابر دمای خورشید، یعنی ۱۱۶۰۰ کلوین باشد، بیشترین انرژی ساطع شده در طول موج ۲۵۰ نانومتر رخ میدهد. از طرفی این عدد طول موجِ فرابنفش را نشان میدهد.
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
در شکل زیر خورشید با ۵ دمای مختلف تصور شده است. جالب است بدانید اگر دمای خورشید ۴۰۰۰۰ درجه کلوین میبود، خورشید به رنگ آبی دیده میشد!
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field
#کوانتوم_مکانیک
t.me/higgs_field