🔴ضرورت تزکیه برای شناخت جهان🔴
🔻و یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ🔻
🔶 «حکمت» یعنی چه؟ «حکمت» اشاره به کتاب تکوینیِ حقّ دارد. در معنای حکمت می گویند: «حکمت علم به حقایق اشیا به قدر طاقت بشر است». معلوم می شود که بشر نمی تواند حقیقت اشیا را به طور کامل درک کند؛ یعنی نمی تواند تمام عالم خلقت و بلکه بالاتر تمام عالم وجود را -که الله هم از عوالمِ عالم وجود و مبدأ آن است- دریابد؛ بلکه مقداری از آن را می تواند درک کند که طاقت دارد.
حکمت علم به حقایق اشیا است. حکمت؛ یعنی جهان را یافتن. «جهان یافتن» غیر از «جهان بینی» است؛ این ها دو چیز متفاوت است. اشتباه نکنید! حکمت، جهان یابی و پی بردن به حقیقت اشیا است؛ دریافت جهان است؛ نظارۀ به جهان نیست. بله، کسانی که خود را تزکیه کرده اند، نظارۀ به جهان توسّط آن ها منتهی به جهان یافتن می شود. این آیۀ شریفه می فرماید که باید خودت را تخلیه کنی تا به کتاب تدوینی و کتاب تکوینی علم پیدا بکنی. کتابی که شناخت واقعی به جهان خلقت است.
اینکه گفته می شود: شناختِ جهان، منهای تهذیب نفس، تزکیه و اخلاق معنایی ندارد؛ برای این است که هر مکتبی از مکتب های الهی دو کتاب دارد که یکی «تدوینی» و دیگری «تکوینی» است. نه از کتاب تدوینیِ مکتب های الهی بهره می گیریم و نه از کتاب تکوینی اش؛ یعنی نمی توانی برداشت صحیحی از جهان خلقت داشته باشی. این مطلب را قرآن می گوید.
〰️〰️〰️〰️〰️
📚کتاب مبانی علم اخلاق، حاج آقا مجتبی تهرانی
@physics25
🔻و یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ🔻
🔶 «حکمت» یعنی چه؟ «حکمت» اشاره به کتاب تکوینیِ حقّ دارد. در معنای حکمت می گویند: «حکمت علم به حقایق اشیا به قدر طاقت بشر است». معلوم می شود که بشر نمی تواند حقیقت اشیا را به طور کامل درک کند؛ یعنی نمی تواند تمام عالم خلقت و بلکه بالاتر تمام عالم وجود را -که الله هم از عوالمِ عالم وجود و مبدأ آن است- دریابد؛ بلکه مقداری از آن را می تواند درک کند که طاقت دارد.
حکمت علم به حقایق اشیا است. حکمت؛ یعنی جهان را یافتن. «جهان یافتن» غیر از «جهان بینی» است؛ این ها دو چیز متفاوت است. اشتباه نکنید! حکمت، جهان یابی و پی بردن به حقیقت اشیا است؛ دریافت جهان است؛ نظارۀ به جهان نیست. بله، کسانی که خود را تزکیه کرده اند، نظارۀ به جهان توسّط آن ها منتهی به جهان یافتن می شود. این آیۀ شریفه می فرماید که باید خودت را تخلیه کنی تا به کتاب تدوینی و کتاب تکوینی علم پیدا بکنی. کتابی که شناخت واقعی به جهان خلقت است.
اینکه گفته می شود: شناختِ جهان، منهای تهذیب نفس، تزکیه و اخلاق معنایی ندارد؛ برای این است که هر مکتبی از مکتب های الهی دو کتاب دارد که یکی «تدوینی» و دیگری «تکوینی» است. نه از کتاب تدوینیِ مکتب های الهی بهره می گیریم و نه از کتاب تکوینی اش؛ یعنی نمی توانی برداشت صحیحی از جهان خلقت داشته باشی. این مطلب را قرآن می گوید.
〰️〰️〰️〰️〰️
📚کتاب مبانی علم اخلاق، حاج آقا مجتبی تهرانی
@physics25
FPG
Photo
👈یادآوری:
جلسه دکتر آقاپور روز پنج شنبه(فردا) به صورت مجازی ساعت 3 بعد از ظهر شروع میشود.
لینک جلسه:
https://www.skyroom.online/ch/schoolofphysics/foundations-of-physics
جلسه دکتر آقاپور روز پنج شنبه(فردا) به صورت مجازی ساعت 3 بعد از ظهر شروع میشود.
لینک جلسه:
https://www.skyroom.online/ch/schoolofphysics/foundations-of-physics
📌علم و ثروت
افراد کم عقلی، با مقایسه میزان درآمد رشته های مختلف، برای رشته های مختلف ارزش گذاری میکنند و مثلا رشته فیزیک را بی ارزش نشان میدهند، چرا که دیرتر شخص را به ثروت میرساند. برای پاسخ به روایتی از امیرالمومنین اشاره می کنیم که ارزش علم را با ثروت مقایسه کرده اند. ایشان در پاسخ به پرسش علم بهتر است یا ثروت، پاسخهای متفاوتی به افراد مختلفی داده اند. در یکی از این پاسخها فرمودهاند که علم بهتر است، زیرا علم از تو پاسداری و نگهبانی میکند، اما تو باید نگهبان مال باشی.
علم بهتر است زیرا با بخشش فزونی می یابد. اما ثروت با بخشش کم میشود.
مقام و شخصیتی که با مال به دست آمده، با نابودی مال از بین میرود.
عالم پس از مرگ هم نام نیکو از او به یادگار میماند. علم فرمانروا و ثروت فرمانبر است.
ثروتمندان هلاک شدند اگرچه الآن هنوز زنده باشند، اما عالمان تا دنیا برقرار است، باقی هستند! بدنهایشان اگرچه در زمین پنهان شدهاند، اما یاد آنان در دلها همیشه زنده است!
👈مراجعه کنید به حکمت 147 نهج البلاغه
@physics25
افراد کم عقلی، با مقایسه میزان درآمد رشته های مختلف، برای رشته های مختلف ارزش گذاری میکنند و مثلا رشته فیزیک را بی ارزش نشان میدهند، چرا که دیرتر شخص را به ثروت میرساند. برای پاسخ به روایتی از امیرالمومنین اشاره می کنیم که ارزش علم را با ثروت مقایسه کرده اند. ایشان در پاسخ به پرسش علم بهتر است یا ثروت، پاسخهای متفاوتی به افراد مختلفی داده اند. در یکی از این پاسخها فرمودهاند که علم بهتر است، زیرا علم از تو پاسداری و نگهبانی میکند، اما تو باید نگهبان مال باشی.
علم بهتر است زیرا با بخشش فزونی می یابد. اما ثروت با بخشش کم میشود.
مقام و شخصیتی که با مال به دست آمده، با نابودی مال از بین میرود.
عالم پس از مرگ هم نام نیکو از او به یادگار میماند. علم فرمانروا و ثروت فرمانبر است.
ثروتمندان هلاک شدند اگرچه الآن هنوز زنده باشند، اما عالمان تا دنیا برقرار است، باقی هستند! بدنهایشان اگرچه در زمین پنهان شدهاند، اما یاد آنان در دلها همیشه زنده است!
👈مراجعه کنید به حکمت 147 نهج البلاغه
@physics25
📌در مدح ملاصدرا سلام الله علیه
تحقیقات صدرالمتالهین بیشتر در فلسفه اولی و حکمت الهی است. ملاصدرا آنچه در این زمینه از قدمای یونان و بالاخص افلاطون و ارسطو رسیده بود و آنچه حکمای بزرگ اسلامی از قبیل فارابی و بوعلی و شیخ اشراق و غیرهم توضیح داده بودند یا از خود افزوده بودند و آنچه عرفای بزرگ با هدایت ذوق و قوت عرفان یافته بودند به خوبی هضم کرد و از نو اساس جدیدی را پیریزی کرد و آن را بر اصول و قواعدی محکم و خلل ناپذیر استوار کرد و از جنبه استدلال و برهان، مسائل فلسفه را به صورت قواعد ریاضی درآورد که هریک از دیگری استخراج و استنباط میشود و به این وسیله فلسفه را از پراکندگی طرق استدلال بیرون آورد.
از زمان ارسطو که برخلاف نظریات استادش افلاطون قیام کرد، پیوسته دو مکتب و دو مشرب فلسفی بودند و در هریک از دورهها هریک از این دو مشرب فلسفی پیروانی داشتند. در میان مسلمین نیز این دو مشرب به نام "مشرب اشراق" و "مشرب مشاء" معروف بود و دو هزار سال مشاجرات فلسفی بین این دو دسته، چه در یونان و چه در اسکندریه و چه در میان مسلمین و چه در اروپای قرون وسطی، ادامه داشت، ولی صدرالمتالهین با اساس جدیدی که از نو پیریزی کرد به این مشاجرات دو هزار ساله خاتمه داد، به طوری که بعد از او دیگر مکتب اشراق و مکتب مشاء در مقابل یکدیگر معنا ندارد و هرکس که بعد از وی آمده و به فلسفه وی آشنایی پیدا کرده، مشاجرات دو هزارساله اشراقی و مشائی را خاتمه یافته دیده است.
مقارن زمانی که صدرالمتالهین در ایران مشغول زیر و رو کردن فلسفه و ریختن طرح جدیدی بود(قرن شانزدهم میلادی) در اروپا نیز جنبش علمی و فلسفی عظیمی که مقدماتش از چند قرن پیش از آن فراهم شده بود، پدید آمد و درست همان زمانی که صدرالمتالهین در حال انزوا و خلوت به تفکر و ریاضت پرداخته بود و مدتی کوهستان قم را برای این کار انتخاب کرده بود تا بهتر بتواند افکار وسیع خویش را به رشته تحریر درآورد، در اروپا دکارت فرانسوی نغمه جدیدی از خود ساز کرد، ربقه تقلید قدما را از گردن خویش دور افکند و راه نوی پیش گرفت و چندین سال در گوشهای از هلند، انزوا و گوشهنشینی اختیار کرد و فارغ از امور زندگانی، روزگار خویش را وقف امور علمی کرد.
📚مقدمه کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم
👤نوشته شهید مطهری
@physics25
تحقیقات صدرالمتالهین بیشتر در فلسفه اولی و حکمت الهی است. ملاصدرا آنچه در این زمینه از قدمای یونان و بالاخص افلاطون و ارسطو رسیده بود و آنچه حکمای بزرگ اسلامی از قبیل فارابی و بوعلی و شیخ اشراق و غیرهم توضیح داده بودند یا از خود افزوده بودند و آنچه عرفای بزرگ با هدایت ذوق و قوت عرفان یافته بودند به خوبی هضم کرد و از نو اساس جدیدی را پیریزی کرد و آن را بر اصول و قواعدی محکم و خلل ناپذیر استوار کرد و از جنبه استدلال و برهان، مسائل فلسفه را به صورت قواعد ریاضی درآورد که هریک از دیگری استخراج و استنباط میشود و به این وسیله فلسفه را از پراکندگی طرق استدلال بیرون آورد.
از زمان ارسطو که برخلاف نظریات استادش افلاطون قیام کرد، پیوسته دو مکتب و دو مشرب فلسفی بودند و در هریک از دورهها هریک از این دو مشرب فلسفی پیروانی داشتند. در میان مسلمین نیز این دو مشرب به نام "مشرب اشراق" و "مشرب مشاء" معروف بود و دو هزار سال مشاجرات فلسفی بین این دو دسته، چه در یونان و چه در اسکندریه و چه در میان مسلمین و چه در اروپای قرون وسطی، ادامه داشت، ولی صدرالمتالهین با اساس جدیدی که از نو پیریزی کرد به این مشاجرات دو هزار ساله خاتمه داد، به طوری که بعد از او دیگر مکتب اشراق و مکتب مشاء در مقابل یکدیگر معنا ندارد و هرکس که بعد از وی آمده و به فلسفه وی آشنایی پیدا کرده، مشاجرات دو هزارساله اشراقی و مشائی را خاتمه یافته دیده است.
مقارن زمانی که صدرالمتالهین در ایران مشغول زیر و رو کردن فلسفه و ریختن طرح جدیدی بود(قرن شانزدهم میلادی) در اروپا نیز جنبش علمی و فلسفی عظیمی که مقدماتش از چند قرن پیش از آن فراهم شده بود، پدید آمد و درست همان زمانی که صدرالمتالهین در حال انزوا و خلوت به تفکر و ریاضت پرداخته بود و مدتی کوهستان قم را برای این کار انتخاب کرده بود تا بهتر بتواند افکار وسیع خویش را به رشته تحریر درآورد، در اروپا دکارت فرانسوی نغمه جدیدی از خود ساز کرد، ربقه تقلید قدما را از گردن خویش دور افکند و راه نوی پیش گرفت و چندین سال در گوشهای از هلند، انزوا و گوشهنشینی اختیار کرد و فارغ از امور زندگانی، روزگار خویش را وقف امور علمی کرد.
📚مقدمه کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم
👤نوشته شهید مطهری
@physics25
"مشاهده تصویری که امروزه علوم طبیعی از جهان ترسیم میکنند، یکی از پرشکوهترین و شگفت انگیزترین تجربههای بشر بوده است. علوم طبیعی این نکته را آشکار ساختند که وحدتی عمیق بر جهان حکمفرماست و در عین حال، کثرتی چشمگیر نیز در آن حضور دارد. سرچشمه کثرت کنونی، همان سادگی و بساطت نخستین در جهان بوده است که ثمرههای تصور نشدنی را به بار آورده است. ساختار در هم تنیده و پیچیده امروز جهان در افت و خیز میدان کوانتومی و پیوستگی ظریف چهار نیروی بنیادی طبیعت در ده تا پانزده هزار میلیون سال پیش ریشه دارد. این روند، پدیدههای متنوعی را از دورترین کهکشانها تا ماده ژنتیکی DNA و مغز انسان(یعنی پیچیده ترین سیستم شناخته شده جهان) شامل میشود.
آنچه گفته شد نشان دهنده کثرت در وحدت است که در طول زمان، تکامل یافت و یکی از ابعاد نظام آفرینش را پدید آورد. ما با چشمان علم جدید، فعالیت امور بالقوهای را مشاهده میکنیم که با گذشت زمان و از صورتهای بسیار سادهتر در آغاز جهان سرچشمه گرفتهاند. آفرینش خداوند نه تنها مراحل نخستین جهان، بلکه همه روندهای متعاقب را شامل میشود. به نظر من، دانشمندان در مسیر کشف زیباییها و ظرافتهای شبکه درهمتنیدهای که خداوند در طول زمان آفریده است، مانند شنوندگانی آگاه و دقیقند که به شکوفایی اجزا و ساختار قطعهای از موسیقی گوش فرا میسپارند."
👤آرتور پیکاک- متخصص شیمی زیستی-برنده جایزه تمپلتون
@physics25
آنچه گفته شد نشان دهنده کثرت در وحدت است که در طول زمان، تکامل یافت و یکی از ابعاد نظام آفرینش را پدید آورد. ما با چشمان علم جدید، فعالیت امور بالقوهای را مشاهده میکنیم که با گذشت زمان و از صورتهای بسیار سادهتر در آغاز جهان سرچشمه گرفتهاند. آفرینش خداوند نه تنها مراحل نخستین جهان، بلکه همه روندهای متعاقب را شامل میشود. به نظر من، دانشمندان در مسیر کشف زیباییها و ظرافتهای شبکه درهمتنیدهای که خداوند در طول زمان آفریده است، مانند شنوندگانی آگاه و دقیقند که به شکوفایی اجزا و ساختار قطعهای از موسیقی گوش فرا میسپارند."
👤آرتور پیکاک- متخصص شیمی زیستی-برنده جایزه تمپلتون
@physics25
📌آغاز خلقت جهان
"سپس خداى سبحان جَوها را شکافت، و اطراف آن را بازگشود، و فضاهاى خالى را در آن ایجاد کرد. آنگاه آبى را که امواجش درهم شکننده، و خود انبوه و متراکم بود در آن فضاى باز شده روان نمود. آن را بر پشت بادى سخت وزان و جنباننده و برکننده و شکننده بار کرد، به آن باد فرمود تا آب را از جریان بازدارد، و آن را بر نگهدارى آب تسلّط داد، و باد را براى حفظ حدود و جوانب آب قرین گماشت. فضا در زیر باد نیرومند گشاده و باز، و آب جهنده بالاى سر آن در جریان. سپس باد دیگرى به وجود آورد که منشأ وزش آن را مهارکرد، وپیوسته ملازم تحریک آبش قرارداد، و آن را به تندى وزانید، و از جاى دورش برانگیخت، آن را به برهم زدن آب متراکم، و برانگیختن امواج دریا فرمان داد. باد فرمان گرفته آب را همچون مشک شیر که براى گرفتن کره بجنبانند به حرکت آورد، وآن گونه که درفضاى خالى میوزد برآن سخت وزید، اولش را به آخرش، و ساکنش را به متحرکش برمى گردانْد، تا آنکه انبوهى از آب به ارتفاع زیادى بالا آمد، و آن مایه متراکم کف کرد، آن گاه خداوند آن کف را در هواى گشاده و فضاى فراخ بالا برد، و آسمانهاى هفتگانه را از آن کف ساخت، پایین ترین آسمان را به صورت موجى نگاه داشته شده، و بالاترین آن را به صورت سقفى محفوظ و طاقى برافراشته قرار داد، بدون ستونى که آنها را برپا دارد، و بى میخ و طنابى که نظام آنها را حفظ کند. آن گاه آسمان را به زیور ستارگان و روشنى کواکب درخشان آرایش داد، و آفتاب فروزان و ماه درخشان را در آن که فلکى گردان و سقفى روان و صفحه اى جنبان بود روان ساخت."
📚نهج البلاغه، ترجمه حسین انصاریان، خطبه یک.
@physics25
"سپس خداى سبحان جَوها را شکافت، و اطراف آن را بازگشود، و فضاهاى خالى را در آن ایجاد کرد. آنگاه آبى را که امواجش درهم شکننده، و خود انبوه و متراکم بود در آن فضاى باز شده روان نمود. آن را بر پشت بادى سخت وزان و جنباننده و برکننده و شکننده بار کرد، به آن باد فرمود تا آب را از جریان بازدارد، و آن را بر نگهدارى آب تسلّط داد، و باد را براى حفظ حدود و جوانب آب قرین گماشت. فضا در زیر باد نیرومند گشاده و باز، و آب جهنده بالاى سر آن در جریان. سپس باد دیگرى به وجود آورد که منشأ وزش آن را مهارکرد، وپیوسته ملازم تحریک آبش قرارداد، و آن را به تندى وزانید، و از جاى دورش برانگیخت، آن را به برهم زدن آب متراکم، و برانگیختن امواج دریا فرمان داد. باد فرمان گرفته آب را همچون مشک شیر که براى گرفتن کره بجنبانند به حرکت آورد، وآن گونه که درفضاى خالى میوزد برآن سخت وزید، اولش را به آخرش، و ساکنش را به متحرکش برمى گردانْد، تا آنکه انبوهى از آب به ارتفاع زیادى بالا آمد، و آن مایه متراکم کف کرد، آن گاه خداوند آن کف را در هواى گشاده و فضاى فراخ بالا برد، و آسمانهاى هفتگانه را از آن کف ساخت، پایین ترین آسمان را به صورت موجى نگاه داشته شده، و بالاترین آن را به صورت سقفى محفوظ و طاقى برافراشته قرار داد، بدون ستونى که آنها را برپا دارد، و بى میخ و طنابى که نظام آنها را حفظ کند. آن گاه آسمان را به زیور ستارگان و روشنى کواکب درخشان آرایش داد، و آفتاب فروزان و ماه درخشان را در آن که فلکى گردان و سقفى روان و صفحه اى جنبان بود روان ساخت."
📚نهج البلاغه، ترجمه حسین انصاریان، خطبه یک.
@physics25
mojezeh.pdf
7.4 MB
📌معجزه و قوانین طبیعت
📚مباحث توحیدی جلد سوم
👤سلسله گفتارهای آیت الله مرتضی تهرانی
👈در این گفتار که به صورت ساده و قابل فهم برای عموم گفته شده است، روشن شده که معجزات ناقض قانون علیت و قوانین طبیعت نیستند.
@physics25
📚مباحث توحیدی جلد سوم
👤سلسله گفتارهای آیت الله مرتضی تهرانی
👈در این گفتار که به صورت ساده و قابل فهم برای عموم گفته شده است، روشن شده که معجزات ناقض قانون علیت و قوانین طبیعت نیستند.
@physics25
📌ارائه گروه فیزیک بنیادی IPM
در جستجوی نظریه نهایی: گرانش کوانتومی یا چندجهانی
در این گفتگو ، در مورد ارتباط برخی مباحث فلسفی هنگام سؤال از معنای بنیادی ترین قوانین فیزیک و برخی از مشکلات بنیادی فعلی در تحقیقات گرانش کوانتومی و همچنین مشکلات موجود در مبانی فیزیک کوانتومی بحث خواهم کرد. به عنوان نمونه، من درمورد مفهوم "جهان شمولی" قوانین و اینکه چگونه ابهامات این مفهوم در سطح بنیادی منجر به ظهور طبیعی مفهوم "چند جهانی" می شود ، بحث خواهم کرد.
👤 سخنران :دکتر قدیر جعفری
پنجشنبه 2 مرداد، ساعت 15 تا 17
ارائه به صورت مجازی در آدرس زیر است:
https://www.skyroom.online/ch/schoolofphysics/foundations-of-physics
🆔@IPMFPG
🆔@physics25
در جستجوی نظریه نهایی: گرانش کوانتومی یا چندجهانی
در این گفتگو ، در مورد ارتباط برخی مباحث فلسفی هنگام سؤال از معنای بنیادی ترین قوانین فیزیک و برخی از مشکلات بنیادی فعلی در تحقیقات گرانش کوانتومی و همچنین مشکلات موجود در مبانی فیزیک کوانتومی بحث خواهم کرد. به عنوان نمونه، من درمورد مفهوم "جهان شمولی" قوانین و اینکه چگونه ابهامات این مفهوم در سطح بنیادی منجر به ظهور طبیعی مفهوم "چند جهانی" می شود ، بحث خواهم کرد.
👤 سخنران :دکتر قدیر جعفری
پنجشنبه 2 مرداد، ساعت 15 تا 17
ارائه به صورت مجازی در آدرس زیر است:
https://www.skyroom.online/ch/schoolofphysics/foundations-of-physics
🆔@IPMFPG
🆔@physics25
📌اتفاق
ما میگوییم سال گذشته بار درختان خوب بود و کمک شایانی به اقتصاد ما میکرد، ولی اتفاقا سرمای بهار یا تگرگ اول تابستان محصول سردرخت را از میان برده به رشد اقتصاد لطمه زد.
همچنین میگوییم امروز بامدادان برای خریدن حوائج خانه به بازار میرفتم اتفاقا با فلان دوستم برخورد نمودم و فلان گزارش را به من داد.
و همچنین میگوییم با اتومبیل از تهران ساعت 9 به سوی قزوین رهسپار شدیم و بنا بود تا ساعت دوازده برسیم ولی اتفاقا میان راه ماشین عیب کرده یک ساعت ما را لنگ نمود.
و همچنین میگوییم چند سال پیش اوضاع اقتصادی و آرامش کشورها بد نبود و مردم دست به اصلاحاتی زده بودند،اتفاقا جنگ جهانی دوم پیش آمده نظام موجود زندگی را به هم زد.
در این مثالها و صدها مثال دیگر اگر کنجکاوی کنیم خواهیم دید حوادثی که به آنها نام "اتفاق" و "اتفاقی دادهایم (در مثال 1 سرما و تاثیر او، در مثال 2 ملاقات دوست و گزارش آن، در مثال 3 عیب کردن و لنگ شدن ماشین، در مثال 4 حدوث جنگ جهانی و آثار آن) نمیخواهیم بگوییم علت فاعلی نداشت و فعل بی فاعل به وجود آمده، زیرا علت فاعلی هریک از حوادث در مثالهای مزبوره پهلوی خود حادثه معلوم است.
بلکه میخواهیم بگوییم حادثۀ اتفاقی در هریک از مثالها ارتباطی به علل و عواملی که در مثال ذکر شده نداشته از جریان آنها پیش بینی نمیشد. مثلا در مثال محصول و سرما (مثال 1) طبیعت درختان میوه و سبز شدن بهاری و شکوفه باز کردن و بار نگاه داشتن و به واسطۀ تغذیه میوه را بزرگ نمودن و بالاخره این مجموعه، این غایت را (سرما و از میان رفتن میوه) در دنبال خود نداشت و پیشبینی نمیشد. پس حادثۀ اتفاقی غایتی است که بدون ارتباط به فاعل و بی اقتضای فاعل در دنبال کار بیاید.
و از اینجاست که در جاهایی که ارتباط فاعل و فعل و غایت درست است نمیشود دعوی اتفاق نمود. مثلا درست نیست بگوییم: "همه پلههای نردبان را بالا رفتم اتفاقا به بام رسیدم." ، "هرچه آب در حوض بود بیرون کشیدیم اتفاقا حوض خالی شد." ، "سنگی از دیوار جدا شده و پایین آمد و اتفاقا به زمین رسید.".
و با تامل در این بیانات دستگیر میشود که در مورد اتفاق، باید سلسلهای از علل، معلول خود را به وجود آورند و یک رشتۀ دیگری از علل نیز معلول دیگری را موجود سازند و به واسطه برخوردی که میانشان پیدا میشود سلسلۀ دوم در مجرای سلسلۀ اول تصرف و تاثیری موافق یا مخالف انجام دهد که با سلسلۀ اول اتباط نداشته باشد.
از مجموع سخنان گذشته دستگیر میشود که: "اتفاق ، پیدا شدن غایتی است که ارتباط به فاعل یا فعل نداشته باشد" و از این بیان میتوان فهمید که مادیین در تشخیص مفهوم اتفاق راه خطا پیمودهاند.
👈در مقاله علت و معلول، علامه طباطبایی اثبات نموده اند که در جهان هستی اتفاق وجود ندارد. جملات بالا از این مقاله و در جهت روشن ساختن مفهوم اتفاق آمده است.
@physics25
ما میگوییم سال گذشته بار درختان خوب بود و کمک شایانی به اقتصاد ما میکرد، ولی اتفاقا سرمای بهار یا تگرگ اول تابستان محصول سردرخت را از میان برده به رشد اقتصاد لطمه زد.
همچنین میگوییم امروز بامدادان برای خریدن حوائج خانه به بازار میرفتم اتفاقا با فلان دوستم برخورد نمودم و فلان گزارش را به من داد.
و همچنین میگوییم با اتومبیل از تهران ساعت 9 به سوی قزوین رهسپار شدیم و بنا بود تا ساعت دوازده برسیم ولی اتفاقا میان راه ماشین عیب کرده یک ساعت ما را لنگ نمود.
و همچنین میگوییم چند سال پیش اوضاع اقتصادی و آرامش کشورها بد نبود و مردم دست به اصلاحاتی زده بودند،اتفاقا جنگ جهانی دوم پیش آمده نظام موجود زندگی را به هم زد.
در این مثالها و صدها مثال دیگر اگر کنجکاوی کنیم خواهیم دید حوادثی که به آنها نام "اتفاق" و "اتفاقی دادهایم (در مثال 1 سرما و تاثیر او، در مثال 2 ملاقات دوست و گزارش آن، در مثال 3 عیب کردن و لنگ شدن ماشین، در مثال 4 حدوث جنگ جهانی و آثار آن) نمیخواهیم بگوییم علت فاعلی نداشت و فعل بی فاعل به وجود آمده، زیرا علت فاعلی هریک از حوادث در مثالهای مزبوره پهلوی خود حادثه معلوم است.
بلکه میخواهیم بگوییم حادثۀ اتفاقی در هریک از مثالها ارتباطی به علل و عواملی که در مثال ذکر شده نداشته از جریان آنها پیش بینی نمیشد. مثلا در مثال محصول و سرما (مثال 1) طبیعت درختان میوه و سبز شدن بهاری و شکوفه باز کردن و بار نگاه داشتن و به واسطۀ تغذیه میوه را بزرگ نمودن و بالاخره این مجموعه، این غایت را (سرما و از میان رفتن میوه) در دنبال خود نداشت و پیشبینی نمیشد. پس حادثۀ اتفاقی غایتی است که بدون ارتباط به فاعل و بی اقتضای فاعل در دنبال کار بیاید.
و از اینجاست که در جاهایی که ارتباط فاعل و فعل و غایت درست است نمیشود دعوی اتفاق نمود. مثلا درست نیست بگوییم: "همه پلههای نردبان را بالا رفتم اتفاقا به بام رسیدم." ، "هرچه آب در حوض بود بیرون کشیدیم اتفاقا حوض خالی شد." ، "سنگی از دیوار جدا شده و پایین آمد و اتفاقا به زمین رسید.".
و با تامل در این بیانات دستگیر میشود که در مورد اتفاق، باید سلسلهای از علل، معلول خود را به وجود آورند و یک رشتۀ دیگری از علل نیز معلول دیگری را موجود سازند و به واسطه برخوردی که میانشان پیدا میشود سلسلۀ دوم در مجرای سلسلۀ اول تصرف و تاثیری موافق یا مخالف انجام دهد که با سلسلۀ اول اتباط نداشته باشد.
از مجموع سخنان گذشته دستگیر میشود که: "اتفاق ، پیدا شدن غایتی است که ارتباط به فاعل یا فعل نداشته باشد" و از این بیان میتوان فهمید که مادیین در تشخیص مفهوم اتفاق راه خطا پیمودهاند.
👈در مقاله علت و معلول، علامه طباطبایی اثبات نموده اند که در جهان هستی اتفاق وجود ندارد. جملات بالا از این مقاله و در جهت روشن ساختن مفهوم اتفاق آمده است.
@physics25
📌 استغفاری که سبب زیادی علم یا مال میگردد.
📚 انتهای مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی
❓سوال: علم بهتر است یا مال؟!
@physics25
📚 انتهای مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی
❓سوال: علم بهتر است یا مال؟!
@physics25
📌چگونه متافیزیک بر فیزیک اثر میگذارد؟
👤دکتر مهدی گلشنی
📚کتاب علم و دین در افق جهان بینی توحیدی
👈در جواب این سوال، دکتر گلشنی، پنج طریق مختلف را ذکر کردهاند که یکی از آنها در بالا آورده شده است.
@physics25
👤دکتر مهدی گلشنی
📚کتاب علم و دین در افق جهان بینی توحیدی
👈در جواب این سوال، دکتر گلشنی، پنج طریق مختلف را ذکر کردهاند که یکی از آنها در بالا آورده شده است.
@physics25
👈مقاله ای که اخیرا در نشریه نیچر فیزیک، منتشر شده است.
📌حل معمای ابررسانایی دمای بالای پایه مس
✅لینک مقاله:
https://www.nature.com/articles/s41567-020-0988-4
@physics25
📌حل معمای ابررسانایی دمای بالای پایه مس
✅لینک مقاله:
https://www.nature.com/articles/s41567-020-0988-4
@physics25
Nature
Exact theory for superconductivity in a doped Mott insulator
Nature Physics - The Mott insulator ground state is a crucial feature of high-temperature superconductors such as the cuprates. Here, the authors find an exactly solvable model that contains both...
چهل و پنج سال بعد از اینکه اولین بار ابررسانایی در فلزات کشف شد، فیزیکدانان آن را در 1957 با تئوری BCS توضیح دادند. سی سال بعد از این موفقیت بزرگ، فیزیکدانان با یک راز بزرگ که در 1987 کشف شد، مواجه شدند: مواد پایه اکسید مس که در دمای بالا ابررسانا میشدند.
این نوع از مواد خارج از تئوری BCS عمل میکردند و فیزیک آنها ناشناخته بود. این مواد در دمای اتاق نارسانا هستند، اما دمای گذار به ابررسانایی بسیار بالاتری نسبت به مواد ابررسانای سنتی BCS داشتند. این مواد در دمایی بالاتر از منفی 130درجه سانتی گراد ابررسانا میشدند. (که در مقایسه با جیوه که یک ابررسانای BCS است، جیوه در منفی 269 درجه سانتی گراد ابررسانا میشود)
کشف ابررسانایی دمای بالا باعث به وجود آمدن تکنولوژیهای بسیاری در سالهای گذشته شده است. ابررسانایی در این مواد با استفاده از نیتروژن مایع به عنوان سرد کننده به دست میآید. اما در مواد BCS ابررسانایی با هلیوم مایع که بسیار گران است به دست میآید.
جهت بالا بردن دمای گذار به ابررسانا در این مواد، و حتی رسیدن به ابررسانایی در دمای اتاق، نیازمند کشف تئوری که این رفتار عجیب و غیرعادی این مواد را توضیح دهد، داریم. تعداد زیادی از تحقیقات هم تجربی و هم نظری در پی کشف و توضیح رضایت بخش، از فیزیک حاکم بر این مواد است و شاید مهمترین مساله حل نشده در ماده چگال، همین مساله باشد.
اکنون یک تیم ادعای حل این مساله را کردهاند. این تیم نتایجشان را هفته گذشته در نشریه نیچر چاپ کردهاند.
گزارشی از این مدل در آدرس زیر:
https://phys.org/news/2020-07-team-experimental-puzzle-high-temperature.html
🆔@physics25
این نوع از مواد خارج از تئوری BCS عمل میکردند و فیزیک آنها ناشناخته بود. این مواد در دمای اتاق نارسانا هستند، اما دمای گذار به ابررسانایی بسیار بالاتری نسبت به مواد ابررسانای سنتی BCS داشتند. این مواد در دمایی بالاتر از منفی 130درجه سانتی گراد ابررسانا میشدند. (که در مقایسه با جیوه که یک ابررسانای BCS است، جیوه در منفی 269 درجه سانتی گراد ابررسانا میشود)
کشف ابررسانایی دمای بالا باعث به وجود آمدن تکنولوژیهای بسیاری در سالهای گذشته شده است. ابررسانایی در این مواد با استفاده از نیتروژن مایع به عنوان سرد کننده به دست میآید. اما در مواد BCS ابررسانایی با هلیوم مایع که بسیار گران است به دست میآید.
جهت بالا بردن دمای گذار به ابررسانا در این مواد، و حتی رسیدن به ابررسانایی در دمای اتاق، نیازمند کشف تئوری که این رفتار عجیب و غیرعادی این مواد را توضیح دهد، داریم. تعداد زیادی از تحقیقات هم تجربی و هم نظری در پی کشف و توضیح رضایت بخش، از فیزیک حاکم بر این مواد است و شاید مهمترین مساله حل نشده در ماده چگال، همین مساله باشد.
اکنون یک تیم ادعای حل این مساله را کردهاند. این تیم نتایجشان را هفته گذشته در نشریه نیچر چاپ کردهاند.
گزارشی از این مدل در آدرس زیر:
https://phys.org/news/2020-07-team-experimental-puzzle-high-temperature.html
🆔@physics25
phys.org
Research team exactly solves experimental puzzle in high temperature superconductivity
Forty-five years after superconductivity was first discovered in metals, the physics giving rise to it was finally explained in 1957 at the University of Illinois at Urbana-Champaign, in the Bardeen-Cooper-Schrieffer ...
⭕️ اهمیت نقاد بودن در علم آموزی
📚 مقدمه کتاب الشکوک علی بطلمیوس
👤 ابن هیثم متوفای 430 قمری (1040 میلادی)
🆔 @physics25
📚 مقدمه کتاب الشکوک علی بطلمیوس
👤 ابن هیثم متوفای 430 قمری (1040 میلادی)
🆔 @physics25
به مناسبت عید غدیر
👈حکمتی از نهج البلاغه
✅سید رضی(جمع آوری کننده نهج البلاغه) راجع به این حکمت: این از کلماتی است که قیمتی برای آن تصور نمیشود و هیچ حکمتی همسنگ آن نبوده و هیچ سخنی والایی آن را ندارد.
✅جاحظ از علمای اهل سنت: اگر جز همین رهنمود را نداشتیم، برای امت اسلامی شافی و کافی و بینیاز کننده بود.
حکمت 81
و قال علیه السلام: قیمه کل امریء ما یُحسنه
و درود خدا بر او فرمود: ارزش هر کس به مقدار دانایی و تخصص اوست.
@physics25
👈حکمتی از نهج البلاغه
✅سید رضی(جمع آوری کننده نهج البلاغه) راجع به این حکمت: این از کلماتی است که قیمتی برای آن تصور نمیشود و هیچ حکمتی همسنگ آن نبوده و هیچ سخنی والایی آن را ندارد.
✅جاحظ از علمای اهل سنت: اگر جز همین رهنمود را نداشتیم، برای امت اسلامی شافی و کافی و بینیاز کننده بود.
حکمت 81
و قال علیه السلام: قیمه کل امریء ما یُحسنه
و درود خدا بر او فرمود: ارزش هر کس به مقدار دانایی و تخصص اوست.
@physics25
⭕️ ارائه گروه فیزیک بنیادی IPM
✅ آیا ماه آنجاست، وقتی کسی به آن نگاه نمیکند؟!
👤 دکتر مهدی رمضانی
پنج شنبه 23 مرداد – ساعت ۱۵-۱۷
👈ارائه به صورت مجازی در آدرس زیر خواهد بود:
https://www.skyroom.online/ch/schoolofphysics/foundations-of-physics
🆔@IPMFPG
🆔@physics25
✅ آیا ماه آنجاست، وقتی کسی به آن نگاه نمیکند؟!
👤 دکتر مهدی رمضانی
پنج شنبه 23 مرداد – ساعت ۱۵-۱۷
👈ارائه به صورت مجازی در آدرس زیر خواهد بود:
https://www.skyroom.online/ch/schoolofphysics/foundations-of-physics
🆔@IPMFPG
🆔@physics25