● چندی پیش تلسکوپ فضايي هابل ناسا يک خوشه ستارهاي پر زرق و برق که شبيه يک الماس مجلل بوده و حاوي مجموعهاي از درخشانترين ستارههاي کهکشان راه شيري است را شکار کرد. اين خوشه ستارهاي که Trumpler 14 نام دارد، هشت هزار سال نوري از زمين فاصله داشته و در سحابي کارينا، منطقه بزرگ شکل گيري ستاره واقع شده است. از آنجا که عمر اين خوشه تنها 500 هزار سال است، داراي جمعيت زيادي از ستارههاي عظيم و درخشان در کل کهکشان راه شيري است که يکي از اين ستارهها HD93129Aa نام دارد. در سال گذشته، هابل بيست و پنجمين سال تولد خود را در مدار پايين زمين جشن گرفت.
● این پست قبلا در پیج قرار گرفته بود. در این ویدیو میتوانید مکان آنرا در کهکشان راه شیری بیابید.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #خوشه #کهکشان #راه_شیری #trumpler_14 #nasa #ناسا
● این پست قبلا در پیج قرار گرفته بود. در این ویدیو میتوانید مکان آنرا در کهکشان راه شیری بیابید.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #خوشه #کهکشان #راه_شیری #trumpler_14 #nasa #ناسا
خاطرات سفر استیون هاوکینگ به ایران
در تعطیلات طولانی پس از امتحان پایانی کالج در سال ۱۹۶۲ ترتیب یک سفر کوتاه را دادم و به ایران سفر کردم. همراهم دانشجویی بود به نام جان الدر که قبلا آنجا رفته بود و زبان فارسی را می دانست.
با قطار به استانبول رفتیم و بعدش به شرق ترکیه نزدیک کوه آرارات. پس از قطار وارد محدوده ی شوروی می شد، پس مجبور شدیم سوار اتوبوسی پر از مرغ و گوسفند شویم و به تبریز و سپس به تهران برویم. در تهران، جان و من از هم جدا شدیم و من با دانشجوی دیگری به سمت جنوب، به اصفهان، شیراز و تخت جمشید رفتم، که پایتخت پادشاهان ایران باستان بود و اسکندر آن را ویران کرد. سپس با گذر از کویر مرکزی به مشهد رسیدیم.
در راه بازگشت به خانه، من و همسرم گرفتار زمین لرزه ی بوئین زهرا به بزرگی ۷٫۱ شدیم که بیش از دوازده هزار نفر را کشت. من باید در نزدیکی مرکز زمین لرزه بوده باشم، ولی چون بیمار بودم و اتوبوس در جاده های پر دست انداز ایران بالا و پایین می پرید متوجه آن نشدم. چون زبان فارسی بلد نبودیم، در چند روز بعد هم که تبریز به دلیل اسهال شدید و استخوان شکسته ی سینه ام به خاطر کوبیده شدن به صندلی جلویی اتوبوس ماندگار شدیم، چیزی نفهمیدم. تازه هنگامی که به استانبول رسیدیم پی بردم که چه پیش آمده.
کارت پستالی برای والدینیم فرستادم، که با نگرانی به مدت ۱۰ روز چشم انتظار خبری از من بودند. آخرین چیزی که از من شنیده بودند خبر ترک تهران به سمت منطقه ی مصیبت زده در روز وقوع زمین لرزه بود.
My Brief History — Stephen Hawking
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
#هاوکینگ #سفر #ایران
در تعطیلات طولانی پس از امتحان پایانی کالج در سال ۱۹۶۲ ترتیب یک سفر کوتاه را دادم و به ایران سفر کردم. همراهم دانشجویی بود به نام جان الدر که قبلا آنجا رفته بود و زبان فارسی را می دانست.
با قطار به استانبول رفتیم و بعدش به شرق ترکیه نزدیک کوه آرارات. پس از قطار وارد محدوده ی شوروی می شد، پس مجبور شدیم سوار اتوبوسی پر از مرغ و گوسفند شویم و به تبریز و سپس به تهران برویم. در تهران، جان و من از هم جدا شدیم و من با دانشجوی دیگری به سمت جنوب، به اصفهان، شیراز و تخت جمشید رفتم، که پایتخت پادشاهان ایران باستان بود و اسکندر آن را ویران کرد. سپس با گذر از کویر مرکزی به مشهد رسیدیم.
در راه بازگشت به خانه، من و همسرم گرفتار زمین لرزه ی بوئین زهرا به بزرگی ۷٫۱ شدیم که بیش از دوازده هزار نفر را کشت. من باید در نزدیکی مرکز زمین لرزه بوده باشم، ولی چون بیمار بودم و اتوبوس در جاده های پر دست انداز ایران بالا و پایین می پرید متوجه آن نشدم. چون زبان فارسی بلد نبودیم، در چند روز بعد هم که تبریز به دلیل اسهال شدید و استخوان شکسته ی سینه ام به خاطر کوبیده شدن به صندلی جلویی اتوبوس ماندگار شدیم، چیزی نفهمیدم. تازه هنگامی که به استانبول رسیدیم پی بردم که چه پیش آمده.
کارت پستالی برای والدینیم فرستادم، که با نگرانی به مدت ۱۰ روز چشم انتظار خبری از من بودند. آخرین چیزی که از من شنیده بودند خبر ترک تهران به سمت منطقه ی مصیبت زده در روز وقوع زمین لرزه بود.
My Brief History — Stephen Hawking
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
#هاوکینگ #سفر #ایران
✔ تصوير زيباي ناسا از فعاليت مغناطيسي خورشيد ✔
#ناسا از نخستين مدل ويدئويي بسيار جالب #خورشيد رونمايي کرده که رفتار ميدان #مغناطيسي را به نمايش گذاشته است. به گفته دانشمندان، ميدان مغناطيسي خورشيد مسؤول همه چيز از انفجارهاي خورشيدي عامل تاثير آبوهواي فضا بر زمين – مانند شفقهاي قطبي – گرفته تا ميدان مغناطيسي ميانسيارهاي و تابشي است که فضاپيماهايي که در اطراف منظومه شمسي سفر ميکنند بايد از ميان آن عبور کنند. اين فيلم نيز به نمايش خطوط مغناطيسي نامرئي پرداخته که در آن خورشيد به شکل حجمي از انرژي رشته مانند در شار ثابت نشان داده شده که داراي ضربان بوده و انفجارهايي از ذرات داراي بار مغناطيسي را به بيرون ميفرستد. براي اين منظور، محققان رصدهاي زمان واقعي و شبيهسازيهاي رايانهاي را براي تحليل بهتر چگونگي چرخش مواد در جو بالايي خورشيد که يک ميليون درجه حرارت دارد و در نور مرئي ديده نميشود، با هم ترکيب کردند. محققان هنوز نميدانند اين ميدان مغناطيسي دقيقا در کجا شکل گرفته و منشا آن ممکن است در نزديکي سطح يا در اعماق خورشيد باشد. آنها براي مشاهده اين ميدان ابتدا ماده روي خورشيد را که از پلاسما ساخته شده،رصد ميکنند. شکل ميدان مغناطيسي در بالاي سطح خورشيد به دليل اينکه حرکت پلاسما را هدايت ميکند، قابل تشخيص است.
.
.
.
@iotaph
@physics.ir
.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
#ناسا از نخستين مدل ويدئويي بسيار جالب #خورشيد رونمايي کرده که رفتار ميدان #مغناطيسي را به نمايش گذاشته است. به گفته دانشمندان، ميدان مغناطيسي خورشيد مسؤول همه چيز از انفجارهاي خورشيدي عامل تاثير آبوهواي فضا بر زمين – مانند شفقهاي قطبي – گرفته تا ميدان مغناطيسي ميانسيارهاي و تابشي است که فضاپيماهايي که در اطراف منظومه شمسي سفر ميکنند بايد از ميان آن عبور کنند. اين فيلم نيز به نمايش خطوط مغناطيسي نامرئي پرداخته که در آن خورشيد به شکل حجمي از انرژي رشته مانند در شار ثابت نشان داده شده که داراي ضربان بوده و انفجارهايي از ذرات داراي بار مغناطيسي را به بيرون ميفرستد. براي اين منظور، محققان رصدهاي زمان واقعي و شبيهسازيهاي رايانهاي را براي تحليل بهتر چگونگي چرخش مواد در جو بالايي خورشيد که يک ميليون درجه حرارت دارد و در نور مرئي ديده نميشود، با هم ترکيب کردند. محققان هنوز نميدانند اين ميدان مغناطيسي دقيقا در کجا شکل گرفته و منشا آن ممکن است در نزديکي سطح يا در اعماق خورشيد باشد. آنها براي مشاهده اين ميدان ابتدا ماده روي خورشيد را که از پلاسما ساخته شده،رصد ميکنند. شکل ميدان مغناطيسي در بالاي سطح خورشيد به دليل اينکه حرکت پلاسما را هدايت ميکند، قابل تشخيص است.
.
.
.
@iotaph
@physics.ir
.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
شبه علم را می توان نسل جدید و نسخه به روز شده ای از خرافات دانست؛ خرافاتی که برای آراستن و توجیه خود، به برداشت سطحی و نادقیق از علم و استفاده نابجا از مفاهیم و اصطلاحات علمی متوسل می شوند و به شکل لباسی امروزی و جذاب در می آیند. از جمله ی این شبه علم ها می توان به "عرفان کوانتومی" اشاره کرد. فیزیک مدرن سرشار از عبارت و اصطلاحاتی است که در زبان روز مره نیز بکار میروند.اما در بستر علمی خود، معنایی کاملا خاص و متفاوت دارند. نسبیت،ذره،موج،نور،قطعیت،آگاهی،ناظر و ارتعاش و انرژی نمونه هایی از این اصطلاحات اند که هر کدام تعریف فنی و دقیقی دارند و می توان گفت با آنچه ما در گفتار عادی خود استفاده میکنیم صرفا دارای اشتراک لفظی اند.
اگر پیچیدگی ها و شگفتی های کوانتوم را هم به این مساله اضافه کنیم، سخت نیست که بفهمیم چرا این شاخه از فیزیک تبدیل به جولانگاهی برای خیال بافی و نظریه پردازی های توخالی و حتی شیادی عده ای شده است. حیطه فعالیت کوانتوم مانند دیگر بخش های فیزیک، منحصر به جهان فیزیکی ما و دنیای ماده و نیروهاست. هر حرف و ادعایی فراتر از این برای نسبت یا پیوند دادن کوانتوم با معنویت، عرفان یا ماورا یا برآمده از خام دستی و بی اطلاعی گوینده است یا سرپوشی برای حقه بازی و گمراه سازی.
انرژی مثبت و منفی افراد، شعور داشتن ذرات و کل هستی و مواردی از این دست، مثال هایی از این مغلطه هاست. در اغلب نمونه های ایرانی عرفان کوانتومی علاوه براینکه روایت مخدوش و گمراه کننده ای از علم ارائه می شود، سعی می شود تا با استفاده از اشعار مولوی و حافظ ، این شاعران را همچون پیشگویان فیزیک و کوانتوم جا بزنند.عرفان کوانتومی را بیشتر باید همچون تردستی جذاب برای مبهوت و سرگرم کردن گوینده و مخاطبش دانست.شعبده ای که هرچند با روشدن دست افرادی همچون مدعیان "عرفان حلقه" سروشدای کمتری پیدا کرده، اما همچنان مدافعان سرسختی دارد.
@physics_ir
- مجله ی دانشمند - شماره 626 - آذر 1394 - صفحه ی 75
اگر پیچیدگی ها و شگفتی های کوانتوم را هم به این مساله اضافه کنیم، سخت نیست که بفهمیم چرا این شاخه از فیزیک تبدیل به جولانگاهی برای خیال بافی و نظریه پردازی های توخالی و حتی شیادی عده ای شده است. حیطه فعالیت کوانتوم مانند دیگر بخش های فیزیک، منحصر به جهان فیزیکی ما و دنیای ماده و نیروهاست. هر حرف و ادعایی فراتر از این برای نسبت یا پیوند دادن کوانتوم با معنویت، عرفان یا ماورا یا برآمده از خام دستی و بی اطلاعی گوینده است یا سرپوشی برای حقه بازی و گمراه سازی.
انرژی مثبت و منفی افراد، شعور داشتن ذرات و کل هستی و مواردی از این دست، مثال هایی از این مغلطه هاست. در اغلب نمونه های ایرانی عرفان کوانتومی علاوه براینکه روایت مخدوش و گمراه کننده ای از علم ارائه می شود، سعی می شود تا با استفاده از اشعار مولوی و حافظ ، این شاعران را همچون پیشگویان فیزیک و کوانتوم جا بزنند.عرفان کوانتومی را بیشتر باید همچون تردستی جذاب برای مبهوت و سرگرم کردن گوینده و مخاطبش دانست.شعبده ای که هرچند با روشدن دست افرادی همچون مدعیان "عرفان حلقه" سروشدای کمتری پیدا کرده، اما همچنان مدافعان سرسختی دارد.
@physics_ir
- مجله ی دانشمند - شماره 626 - آذر 1394 - صفحه ی 75
■ برخورد زمین با یک سیاره دیگر عامل پیدایش ماه ■
.
پژوهش اخیری که محققان دانشگاه "یو سی ال ای" کالیفرنیا انجام داده اند حاکی از شواهدی است که نشان می دهد پیدایش ماه ناشی از برخورد زمین با سیاره دیگری در حدود ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون سال پیش بوده است.
مقایسه سنگ های موجود در زمین و نمونه سنگ هایی که از ماه به زمین آورده شده این فرضیه را مطرح می کند که برخورد زمین و سیاره دیگری به نام " تیا " که گمان می رود در زمان پیدایش منظومه شمسی وجود داشته، موجب پیدایش ماه شده است.
نمونه های سنگ های ماه که در این پژوهش به کار رفته را آپولوهای۱۲، ۱۵ و ۱۷ به زمین منتقل کرده بودند. شهاب سنگ های ماه نیز در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است.
.
.
.
ویدئو از ficazo
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #فیزیک #ماه #پیدایش_ماه
.
پژوهش اخیری که محققان دانشگاه "یو سی ال ای" کالیفرنیا انجام داده اند حاکی از شواهدی است که نشان می دهد پیدایش ماه ناشی از برخورد زمین با سیاره دیگری در حدود ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون سال پیش بوده است.
مقایسه سنگ های موجود در زمین و نمونه سنگ هایی که از ماه به زمین آورده شده این فرضیه را مطرح می کند که برخورد زمین و سیاره دیگری به نام " تیا " که گمان می رود در زمان پیدایش منظومه شمسی وجود داشته، موجب پیدایش ماه شده است.
نمونه های سنگ های ماه که در این پژوهش به کار رفته را آپولوهای۱۲، ۱۵ و ۱۷ به زمین منتقل کرده بودند. شهاب سنگ های ماه نیز در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است.
.
.
.
ویدئو از ficazo
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #فیزیک #ماه #پیدایش_ماه
■امواج گرانشی کشف شد.■
محققان موفق شدند امواج گرانشی حاصل از برخورد دو سیاه چاله را مستقیما کشف کنند؛ این کشف موجب تایید پیش بینی یک قرن گذشته آلبرت انیشتن در رابطه با وجود امواج گرانشی شد.
به گزارش ایرنا از پایگاه اینترنتی لوس آنجلس تایمز، بیش از یک میلیارد سال پیش در یک کهکشان دور دست، دو سیاه چاله تحت جاذبه یکدیگر قرار گرفتند و با چنان نیروی به یکدیگر برخورد کردند که ساختار کیهان را برهم زد.
دیروز پنجشنبه دانشمندان به جهانیان اعلام کردند که آنها امواج گرانشی موج مانندی کشف کرده اند که هنوز از این رویداد شدید جاری هستند و همزمان پیش بینی یک قرن گذشته آلبرت انیشتن در رابطه با وجود امواج گرانشی را تایید کردند.
این کشف که توسط رصدخانه لیگو (LIGO) انجام شد حاصل ده ها سال تحقیق محققان در جستجو برای کشف علائم این پدیده بود.
دیوید رایتز مدیر اجرایی رصدخانه لیگو گفت: این کشف که در مقاله ای در مجله Physical Review Letters منتشر شده است ، پنجره جدیدی در کیهان باز می کند و آغاز گر عصر جدیدی در نجوم است. وی خاطر نشان کرد: این موفقیت علمی به اندازه ی گام نهادن در ماه اهمیت دارد.
این یک دستاورد بسیار بزرگ در علم کیهان شناسی به حساب می آید و می تواند به یافتن پاسخ سوالات مهمی درباره سیاه چاله ها و امواج گرانشی کمک کند.
صد سال پیش در سال 1916 میلادی، آلبرت انیشتین وجود امواج گرانشی را پیش بینی کرده بود. اما آشکارسازی مستقیم آنها نیازمند تکنولوژی های بسیار پیشرفته و پرقدرت و جستجوی درازمدت بود.
این مشاهدات، به نظریه انیشتین درباره ی گرانش و نظریه نسبیت عام قوت می دهد و ثابت می کند که سیاه چاله ها وجود دارند. اکتشاف امواج گرانشی دستاوردی است که قطعا درخور دریافت جایزه نوبل فیزیک است.
دانشمندان عقیده دارند این کشف که یک میلیارد سال نوری از رخداد آن می گذرد، می تواند سر نخ هایی در ارتباط با مه بانگ در اختیار ما قرار دهد.
@iotaph
@physics_ir
#آیوتا #پیج_علمی_فیزیک_ایران #گرانش #موج #مهبانگ
محققان موفق شدند امواج گرانشی حاصل از برخورد دو سیاه چاله را مستقیما کشف کنند؛ این کشف موجب تایید پیش بینی یک قرن گذشته آلبرت انیشتن در رابطه با وجود امواج گرانشی شد.
به گزارش ایرنا از پایگاه اینترنتی لوس آنجلس تایمز، بیش از یک میلیارد سال پیش در یک کهکشان دور دست، دو سیاه چاله تحت جاذبه یکدیگر قرار گرفتند و با چنان نیروی به یکدیگر برخورد کردند که ساختار کیهان را برهم زد.
دیروز پنجشنبه دانشمندان به جهانیان اعلام کردند که آنها امواج گرانشی موج مانندی کشف کرده اند که هنوز از این رویداد شدید جاری هستند و همزمان پیش بینی یک قرن گذشته آلبرت انیشتن در رابطه با وجود امواج گرانشی را تایید کردند.
این کشف که توسط رصدخانه لیگو (LIGO) انجام شد حاصل ده ها سال تحقیق محققان در جستجو برای کشف علائم این پدیده بود.
دیوید رایتز مدیر اجرایی رصدخانه لیگو گفت: این کشف که در مقاله ای در مجله Physical Review Letters منتشر شده است ، پنجره جدیدی در کیهان باز می کند و آغاز گر عصر جدیدی در نجوم است. وی خاطر نشان کرد: این موفقیت علمی به اندازه ی گام نهادن در ماه اهمیت دارد.
این یک دستاورد بسیار بزرگ در علم کیهان شناسی به حساب می آید و می تواند به یافتن پاسخ سوالات مهمی درباره سیاه چاله ها و امواج گرانشی کمک کند.
صد سال پیش در سال 1916 میلادی، آلبرت انیشتین وجود امواج گرانشی را پیش بینی کرده بود. اما آشکارسازی مستقیم آنها نیازمند تکنولوژی های بسیار پیشرفته و پرقدرت و جستجوی درازمدت بود.
این مشاهدات، به نظریه انیشتین درباره ی گرانش و نظریه نسبیت عام قوت می دهد و ثابت می کند که سیاه چاله ها وجود دارند. اکتشاف امواج گرانشی دستاوردی است که قطعا درخور دریافت جایزه نوبل فیزیک است.
دانشمندان عقیده دارند این کشف که یک میلیارد سال نوری از رخداد آن می گذرد، می تواند سر نخ هایی در ارتباط با مه بانگ در اختیار ما قرار دهد.
@iotaph
@physics_ir
#آیوتا #پیج_علمی_فیزیک_ایران #گرانش #موج #مهبانگ
Forwarded from Iota
✅ آنچه که بايد درباره کشف برندگان احتمالي نوبل فيزيک ۲۰۱۶ بدانيد.
@iotaph
@physics_ir
◀️اين روزها خبري فوري خبرگزاريهاي جهان به جاي انفجار و حملات انتحاري داعش درباره کشف مهم امواج گرانشي بود. آلبرت اينشتين يکبار ديگر نشان داد که هنوز هم ميتواند با ثابت شدن پيشبينيهايش دنياي علم را شگفت زده کند. اما اين کشف به زبان ساده به چه معناست و چرا اين قدر مهم است؟
@iotaph
@physics_ir
پنجشنبه خبر اثبات وجود امواج گرانشي و تائيد آنچه آلبرت اينشتين بر اساس تئوري نسبيت عام خود پيشبيني کرده بود . اما اين امواج گرانشي که اثبات وجودشان مانند بمب خبري بود و همه آن را لايق جايزه نوبل فيزيک ۲۰۱۶ ميدانند به زبان ساده چه هستند. به صورت ساده در فيزيک مدرن بعد چهارم به صورت فضا-زمان تعريف شده است. بر اساس اين تعريف جاذبه انحنايي از فضا- زمان به حساب ميآيد که جرم آن را ايجاد ميکند. هر چقدر جرم جسمي بيشتر باشد اين انجنا در فضا-زمان بزرگتر است. اين انحنا را موقعيت جسم ايجاد ميکند و بر همين اساس اگر جسم حرکت کند انحنا هم همراه آن حرکت خواهد کرد. براي درک اين موضوع فضا-زمان را يک صفحه پلاستيکي نرم يا سطح آب يک درياچه تصور کنيد. روي اين صفحه جسمي که جرم زيادي ندارد روي خط مستقيم حرکت ميکند اما جسمي با جرم زياد باعث فرورفتگي در صفحه ميشود. نيوتون گفته بود که همه اجسام تا زماني که به آنها نيرويي وارد نشود، با سرعت ثابت در خط مستقيم به حرکت ادامه ميدهند. اينشيتن اما با خودش فکر کرد وقتي که يک جسم به سمت زمين سقوط آزاد ميکند، نيرويي از بالا به آن وارد نميشود، ولي جسم به سمت زمين شتاب ميگيرد. چرا اين اتفاق ميافتد؟ اينشتين براي توضيح اين موضوع اعلام کرد که اجسام بزرگ همانند زمين، صفحه فضا-زمان را در نزديکي خود خم ميکنند. درست همانند زماني که يک توپ سنگين روي همان صفحه پلاستيکي نرم که مثال زده شده قرار ميگيرد. هر جسم ديگري را که روي اين صفحه بگذاريد پس از گذاشتن اين توپ سنگين، به سمت مرکز سر ميخورد. اگر سطح آب را فضا-زمان در نظر بگيريد هر چقدر يک قايق سنگينتر باشد و سريعتر حرکت کند امواج قويتري ايجاد ميکند. براي اينکه کشفي که شب گذشته اعلام شد را بفهميد فرض کنيد که دو کشتي در سطح اين آب با هم برخوردي شديدي کنند. اين تصادف امواج شديد و سهمگيني ايجاد ميکند. سيارهها،کهکشانها،سياهچالهها هم وضعيت همين کشتيها را دارند. در فضا-زمان اما جاي امواج آب را امواج گرانشي ميگيرد. همين امواج گرانشي که با سرعت نور در فضا-زمان حرکت ميکنند را اينشتين در سال ۱۹۱۶ بر اساس نظريه نسبيت عام خود پيشبيني کرده بود و حالا پس از گذشت صد سال به کمک تأسيسات لايگو به صورت تجربي مشاهده و رصد شده است. اين کشف چطور صورت گرفت؟ امواج گرانشي بر اثر رويدادهاي عظيم کيهاني، مثل ادغام سياهچالهها يا برخورد ستارههاي نوتروني يا در لحظه ي بيگ بنگ ايجاد مي شوند. در واقع امواج گرانشي زماني ايجاد مي شوند که دو سياه چاله، دو ستاره نوتروني يا يک ستاره نوتروني و يک سياه چاله، با يکديگر برخورد کنند. اين برخوردها سبب خميدگي يا همان انحنا در بعد فضا-زمان ميشود و آن را به فضاي پيرامون خود منتقل ميکنند. به همين خاطر است که انسان ها در زمين هم تاثير آن را حس خواهند کرد اما انسانها تنها با ابزارهايي بسيار حساس ميتوانند آن را رصد کنند. اين امواج گرانشي در روي زمين به قدري ضعيف هستند که به سختي ميتوان آنها را آشکارسازي کرد و تأسيسات لايگو براي همين کار تاسيس شدند. دو رصدخانه لايگو به شکل L هستند که طول هر بازوي اين ال ۴ کيلومتر است و در داخل آنها خلاء مطلق به حجم ۱۰ هزار متر مکعب است. در طول اين بازوها امواج نور با ليزر به سمت آينهاي که در انتهاي هر بازو قرار گرفتهاند تابانده و بازتاب ميشوند که در شرايط عادي بايد زمان و مسافت طي شده «کاملا» يکسان باشد. اين در حالي است که در صورت عبور امواج گرانشي از زمين و همچنين تأسيسات لايگو مدت زمان مسير طي شده به اندازه يک بر دههزارم قطر پروتون تغيير ميکند! اين همان کليد رصد امواج گرانشي بود! پژوهشگران در رصدخانه تداخلسنج ليزري موج گرانشي مشهور به لايگو موفق به مشاهده مستقيم امواج گرانشي براي اولين بار در تاريخ شدند. در اينجا جاي کشتيهاي روي مثال سطح آب را دو سياهچاله با جرمهاي تقريبي ۳۶ و ۲۹ برابر جرم خورشيد در فاصله ۱/۳ ميليارد سال نوري از زمين گرفتند که ترکيب آنها موجي گرانشي ايجاد کرد. آنچه در تأسيسات لايگو رصد و ثبت شد موج گرانشي ناشي از تبديل جرمي معادل با سه برابر جرم خورشيد به انرژي در هنگام ترکيب دو سياهچاله با يکديگر بود که در نوع خود مشاهده و رصد آن بينظير به حساب ميآيد. درواقع اين رصد مهم در سپتامبر سال گذشته ميلادي در تأسيسات لايگو صورت گرفت اما دانشمندان زياد به بررسي موشکافانه آن داشتند. ام
@iotaph
@physics_ir
◀️اين روزها خبري فوري خبرگزاريهاي جهان به جاي انفجار و حملات انتحاري داعش درباره کشف مهم امواج گرانشي بود. آلبرت اينشتين يکبار ديگر نشان داد که هنوز هم ميتواند با ثابت شدن پيشبينيهايش دنياي علم را شگفت زده کند. اما اين کشف به زبان ساده به چه معناست و چرا اين قدر مهم است؟
@iotaph
@physics_ir
پنجشنبه خبر اثبات وجود امواج گرانشي و تائيد آنچه آلبرت اينشتين بر اساس تئوري نسبيت عام خود پيشبيني کرده بود . اما اين امواج گرانشي که اثبات وجودشان مانند بمب خبري بود و همه آن را لايق جايزه نوبل فيزيک ۲۰۱۶ ميدانند به زبان ساده چه هستند. به صورت ساده در فيزيک مدرن بعد چهارم به صورت فضا-زمان تعريف شده است. بر اساس اين تعريف جاذبه انحنايي از فضا- زمان به حساب ميآيد که جرم آن را ايجاد ميکند. هر چقدر جرم جسمي بيشتر باشد اين انجنا در فضا-زمان بزرگتر است. اين انحنا را موقعيت جسم ايجاد ميکند و بر همين اساس اگر جسم حرکت کند انحنا هم همراه آن حرکت خواهد کرد. براي درک اين موضوع فضا-زمان را يک صفحه پلاستيکي نرم يا سطح آب يک درياچه تصور کنيد. روي اين صفحه جسمي که جرم زيادي ندارد روي خط مستقيم حرکت ميکند اما جسمي با جرم زياد باعث فرورفتگي در صفحه ميشود. نيوتون گفته بود که همه اجسام تا زماني که به آنها نيرويي وارد نشود، با سرعت ثابت در خط مستقيم به حرکت ادامه ميدهند. اينشيتن اما با خودش فکر کرد وقتي که يک جسم به سمت زمين سقوط آزاد ميکند، نيرويي از بالا به آن وارد نميشود، ولي جسم به سمت زمين شتاب ميگيرد. چرا اين اتفاق ميافتد؟ اينشتين براي توضيح اين موضوع اعلام کرد که اجسام بزرگ همانند زمين، صفحه فضا-زمان را در نزديکي خود خم ميکنند. درست همانند زماني که يک توپ سنگين روي همان صفحه پلاستيکي نرم که مثال زده شده قرار ميگيرد. هر جسم ديگري را که روي اين صفحه بگذاريد پس از گذاشتن اين توپ سنگين، به سمت مرکز سر ميخورد. اگر سطح آب را فضا-زمان در نظر بگيريد هر چقدر يک قايق سنگينتر باشد و سريعتر حرکت کند امواج قويتري ايجاد ميکند. براي اينکه کشفي که شب گذشته اعلام شد را بفهميد فرض کنيد که دو کشتي در سطح اين آب با هم برخوردي شديدي کنند. اين تصادف امواج شديد و سهمگيني ايجاد ميکند. سيارهها،کهکشانها،سياهچالهها هم وضعيت همين کشتيها را دارند. در فضا-زمان اما جاي امواج آب را امواج گرانشي ميگيرد. همين امواج گرانشي که با سرعت نور در فضا-زمان حرکت ميکنند را اينشتين در سال ۱۹۱۶ بر اساس نظريه نسبيت عام خود پيشبيني کرده بود و حالا پس از گذشت صد سال به کمک تأسيسات لايگو به صورت تجربي مشاهده و رصد شده است. اين کشف چطور صورت گرفت؟ امواج گرانشي بر اثر رويدادهاي عظيم کيهاني، مثل ادغام سياهچالهها يا برخورد ستارههاي نوتروني يا در لحظه ي بيگ بنگ ايجاد مي شوند. در واقع امواج گرانشي زماني ايجاد مي شوند که دو سياه چاله، دو ستاره نوتروني يا يک ستاره نوتروني و يک سياه چاله، با يکديگر برخورد کنند. اين برخوردها سبب خميدگي يا همان انحنا در بعد فضا-زمان ميشود و آن را به فضاي پيرامون خود منتقل ميکنند. به همين خاطر است که انسان ها در زمين هم تاثير آن را حس خواهند کرد اما انسانها تنها با ابزارهايي بسيار حساس ميتوانند آن را رصد کنند. اين امواج گرانشي در روي زمين به قدري ضعيف هستند که به سختي ميتوان آنها را آشکارسازي کرد و تأسيسات لايگو براي همين کار تاسيس شدند. دو رصدخانه لايگو به شکل L هستند که طول هر بازوي اين ال ۴ کيلومتر است و در داخل آنها خلاء مطلق به حجم ۱۰ هزار متر مکعب است. در طول اين بازوها امواج نور با ليزر به سمت آينهاي که در انتهاي هر بازو قرار گرفتهاند تابانده و بازتاب ميشوند که در شرايط عادي بايد زمان و مسافت طي شده «کاملا» يکسان باشد. اين در حالي است که در صورت عبور امواج گرانشي از زمين و همچنين تأسيسات لايگو مدت زمان مسير طي شده به اندازه يک بر دههزارم قطر پروتون تغيير ميکند! اين همان کليد رصد امواج گرانشي بود! پژوهشگران در رصدخانه تداخلسنج ليزري موج گرانشي مشهور به لايگو موفق به مشاهده مستقيم امواج گرانشي براي اولين بار در تاريخ شدند. در اينجا جاي کشتيهاي روي مثال سطح آب را دو سياهچاله با جرمهاي تقريبي ۳۶ و ۲۹ برابر جرم خورشيد در فاصله ۱/۳ ميليارد سال نوري از زمين گرفتند که ترکيب آنها موجي گرانشي ايجاد کرد. آنچه در تأسيسات لايگو رصد و ثبت شد موج گرانشي ناشي از تبديل جرمي معادل با سه برابر جرم خورشيد به انرژي در هنگام ترکيب دو سياهچاله با يکديگر بود که در نوع خود مشاهده و رصد آن بينظير به حساب ميآيد. درواقع اين رصد مهم در سپتامبر سال گذشته ميلادي در تأسيسات لايگو صورت گرفت اما دانشمندان زياد به بررسي موشکافانه آن داشتند. ام
Forwarded from Iota
ا پس از بررسي ها و بازبيني هاي گسترده، سرن
جام دانشمندان اين دستاورد را با امتياز «۵ سيگما» (بالاترين امتياز در يافته هاي علمي) در نشستي خبري اعلام کردند.
@iotaph
@physics_ir
۵ دانشمند مهم و کليدي در پروژه لايگو و اثبات وجود امواج گرانشي همانطور که حدس ميزنيد اين کار بسيار سخت است و اثبات آن نياز به دقتي باورنکردني داشته است. تأسيسات لايگو اما ليزرهاي قدرتمند و آينهّهاي بسيار پايدار و دقيقي دارد که ميتواند امواج گرانشي ساطع شده از برخورد دو ستارهي نوتروني در فاصلهي باورنکردني ۵۰۰ ميليون سال نوري را آشکار کند. براي اين کار دانشمندان به وسيله هر دو رصدخانهي لايگو در واشنگتن و لوييزيانا، اين مسأله را رصد کردند تا مطمئن شوند نويز محيط را به جاي امواج گرانشي واقعي دريافت نکردهاند. البته بايد در نظر داشت که رصدخانههاي آلمان، ايتاليا، ژاپن و هند هم به آنها ملحق شدند. چرا اين کشف مهم است ؟ رديابي امواج گرانشي در واقع دو نظريه مهم فيزيک و کيهان شناسي را ثابت کرده است: فرضيه نسبيت عام انشتين که حدود صد سال پيش (۱۹۱۶) ارائه و نظريه ديگري به نام نظريه تورم کيهاني که در دهه هشتاد ميلادي مطرح شد. تاييد نظريه امواج گرانشي اهميتي اندازه کشف ذره خدا دارد و به همين خاطر اکثر محققان مطمئن هستند که تکليف نوبل فيزيک سال ۲۰۱۶ از حالا مشخص است و اين جايزه به دانشمندان دخيل در اين کشف مهم ميرسد. اين کشف عصر تازهاي را براي علم نجوم آغاز خواهد کرد. تاييد امواج گرانشي يعني تاييدي نظريه متداول کيهانشناسي يا نظريه استاندارد کيهانشناسي؛ اين نظريه که تورم ناميده ميشود ميگويد که طي لحظات اوليه جهان، دوره سريعي از تورم (انبساط) سپري شده است. در طول تورم، دماي جهان و بنابراين انرژي که ذرات کسب کردند، ميلياردها برابر بيشتر از انرژي است که ميتوان در آزمايشگاههاي زميني (حتي LHC) توليد کرد. تورم يک پديده کوانتومي است اما امواج گرانشي در محدوده فيزيک کلاسيک هستند، بنابراين امواج گرانشي پلي ميان فيزيک کلاسيک و کوانتوم هستند و به همين خاطر ميتوانند گواهي باشند که گرانش درست مانند ديگر نيروهاي طبيعت سرشتي کوانتومي دارد. با اثبات وجود امواج گرانشي اکنون وقتي پديدهاي در عالم مثل يک ابرنواختر رخ ميدهد، ميتوان همزمان با رصد تلسکوپي، امواج گرانشي آن را هم ثبت کرد و مطالعه بسياري دقيقتري درباره آن داشت. همچنين اين کشف کمک شاياني براي پاسخ به سؤالات بسيار زيادي از جمله وجود سياهچالهها خواهد بود. در اين راستا کارهاي زياد ديگري در حال صورت گرفتن است. در اروپا دانشمندان در تلاش براي ساخت رصدخانهاي به نام تلسکوپ اينشتين هستند که شبيه به تأسيسات لايگو اما با بازوهايي به طول ۱۰ کيلومتر هستند. همچنين سازمان فضايي اروپا قصد دارد رصدخانه فضايي امواج گرانشي eLISA را به فضا پرتاب کند. با اثبات امواج گرانشي ديد جديدي در جهان به وجود خواهد آمد. با استفاده از اين اطلاعات سالهاي آينده دانشمندان ميتوانند کشفيات بسيار زيادي درباره موضوعات مختلف مانند نظريه بيگبنگ،انفجارهاي ابرنواخترها،برخورد کهکشانها داشته باشند. اطلاعات دريافت شده در تاسيسات لايگو که وجود امواج گرانشي را ثابت کرد اثبات وجود امواج گرانشي مانند فعال شدن حسي جديد براي انسان است. از اين پس دانشمندان ميتوانند با اين قدرت و حس جديد، علاوه بر ديدن جهان، به آن گوش دهند.زماني که به جهان گوش ميکنيم، به رازهايي درباره زندگي سياهچالهها، تولد و مرگشان، پيوندشان و منبع تغذيهشان پي خواهيم برد. زماني که يک سياهچاله يک ستاره نوتروني را ميبلعد، ما آن را ميتوانيم رصد کنيم. سياهچالهها براي بشر تاکنون يک فرض بودهاند اما حالا به لطف امواج گرانشي دانشمندان ميتوانند براي اثبات وجود آنها تلاش کنند. ۱۰۰ سال قبل آلبرت اينشتين،وجود امواج گرانشي را به صورت تئوري مطرح کرد و يک قرن طول کشيد تا دانشمندان بتوانند آن را به صورت تجربي ثابت کنند. اينشتين يک بار ديگر توانست جهان را شگفت زده کند و بسياري با خبر اثبات امواج گرانشي بار ديگر گفتند: ممنون آقای اینشتن!
جام دانشمندان اين دستاورد را با امتياز «۵ سيگما» (بالاترين امتياز در يافته هاي علمي) در نشستي خبري اعلام کردند.
@iotaph
@physics_ir
۵ دانشمند مهم و کليدي در پروژه لايگو و اثبات وجود امواج گرانشي همانطور که حدس ميزنيد اين کار بسيار سخت است و اثبات آن نياز به دقتي باورنکردني داشته است. تأسيسات لايگو اما ليزرهاي قدرتمند و آينهّهاي بسيار پايدار و دقيقي دارد که ميتواند امواج گرانشي ساطع شده از برخورد دو ستارهي نوتروني در فاصلهي باورنکردني ۵۰۰ ميليون سال نوري را آشکار کند. براي اين کار دانشمندان به وسيله هر دو رصدخانهي لايگو در واشنگتن و لوييزيانا، اين مسأله را رصد کردند تا مطمئن شوند نويز محيط را به جاي امواج گرانشي واقعي دريافت نکردهاند. البته بايد در نظر داشت که رصدخانههاي آلمان، ايتاليا، ژاپن و هند هم به آنها ملحق شدند. چرا اين کشف مهم است ؟ رديابي امواج گرانشي در واقع دو نظريه مهم فيزيک و کيهان شناسي را ثابت کرده است: فرضيه نسبيت عام انشتين که حدود صد سال پيش (۱۹۱۶) ارائه و نظريه ديگري به نام نظريه تورم کيهاني که در دهه هشتاد ميلادي مطرح شد. تاييد نظريه امواج گرانشي اهميتي اندازه کشف ذره خدا دارد و به همين خاطر اکثر محققان مطمئن هستند که تکليف نوبل فيزيک سال ۲۰۱۶ از حالا مشخص است و اين جايزه به دانشمندان دخيل در اين کشف مهم ميرسد. اين کشف عصر تازهاي را براي علم نجوم آغاز خواهد کرد. تاييد امواج گرانشي يعني تاييدي نظريه متداول کيهانشناسي يا نظريه استاندارد کيهانشناسي؛ اين نظريه که تورم ناميده ميشود ميگويد که طي لحظات اوليه جهان، دوره سريعي از تورم (انبساط) سپري شده است. در طول تورم، دماي جهان و بنابراين انرژي که ذرات کسب کردند، ميلياردها برابر بيشتر از انرژي است که ميتوان در آزمايشگاههاي زميني (حتي LHC) توليد کرد. تورم يک پديده کوانتومي است اما امواج گرانشي در محدوده فيزيک کلاسيک هستند، بنابراين امواج گرانشي پلي ميان فيزيک کلاسيک و کوانتوم هستند و به همين خاطر ميتوانند گواهي باشند که گرانش درست مانند ديگر نيروهاي طبيعت سرشتي کوانتومي دارد. با اثبات وجود امواج گرانشي اکنون وقتي پديدهاي در عالم مثل يک ابرنواختر رخ ميدهد، ميتوان همزمان با رصد تلسکوپي، امواج گرانشي آن را هم ثبت کرد و مطالعه بسياري دقيقتري درباره آن داشت. همچنين اين کشف کمک شاياني براي پاسخ به سؤالات بسيار زيادي از جمله وجود سياهچالهها خواهد بود. در اين راستا کارهاي زياد ديگري در حال صورت گرفتن است. در اروپا دانشمندان در تلاش براي ساخت رصدخانهاي به نام تلسکوپ اينشتين هستند که شبيه به تأسيسات لايگو اما با بازوهايي به طول ۱۰ کيلومتر هستند. همچنين سازمان فضايي اروپا قصد دارد رصدخانه فضايي امواج گرانشي eLISA را به فضا پرتاب کند. با اثبات امواج گرانشي ديد جديدي در جهان به وجود خواهد آمد. با استفاده از اين اطلاعات سالهاي آينده دانشمندان ميتوانند کشفيات بسيار زيادي درباره موضوعات مختلف مانند نظريه بيگبنگ،انفجارهاي ابرنواخترها،برخورد کهکشانها داشته باشند. اطلاعات دريافت شده در تاسيسات لايگو که وجود امواج گرانشي را ثابت کرد اثبات وجود امواج گرانشي مانند فعال شدن حسي جديد براي انسان است. از اين پس دانشمندان ميتوانند با اين قدرت و حس جديد، علاوه بر ديدن جهان، به آن گوش دهند.زماني که به جهان گوش ميکنيم، به رازهايي درباره زندگي سياهچالهها، تولد و مرگشان، پيوندشان و منبع تغذيهشان پي خواهيم برد. زماني که يک سياهچاله يک ستاره نوتروني را ميبلعد، ما آن را ميتوانيم رصد کنيم. سياهچالهها براي بشر تاکنون يک فرض بودهاند اما حالا به لطف امواج گرانشي دانشمندان ميتوانند براي اثبات وجود آنها تلاش کنند. ۱۰۰ سال قبل آلبرت اينشتين،وجود امواج گرانشي را به صورت تئوري مطرح کرد و يک قرن طول کشيد تا دانشمندان بتوانند آن را به صورت تجربي ثابت کنند. اينشتين يک بار ديگر توانست جهان را شگفت زده کند و بسياري با خبر اثبات امواج گرانشي بار ديگر گفتند: ممنون آقای اینشتن!
19 فوریه زادروز نیکلاس کپرنیک.
نیکلاس کپرنیک؛ستارهشناس، ریاضیدان و اقتصاددانی لهستانی بود که نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی را گسترش داد و به صورت علمی درآورد. وی پس از سالها مطالعه و مشاهده اجرام آسمانی به این نتیجه رسید که بر خلاف تصور پیشینیان زمین در مرکز کائنات قرار ندارد، بلکه این خورشید است که در مرکز منظومه شمسی است و سایر سیارات از جمله زمین به دور آن در حال گردشند.
نظریه انقلابی کپرنیک یکی از درخشانترین کشفیات عصر رنسانس است که نه فقط آغازگر ستارهشناسی نوین بود، بلکه دیدگاه بشر را دربارهٔ جهان هستی دگرگون کرد.
ازاولین اشخاصی که پی به نادرست بودن نظریهٔ زمین مرکزی برد شخصی به نام ابرخس بود همچنین فیثاغورس هم اشارهای به نظریهٔ خورشید مرکزی کرده بود
۱) ستارهشناسان دورهٔ اسلامی از زمان ابن هیثم به تناقضات فیزیکی و فلسفی موجود در مدل بطلمیوس پی برده و تلاشهای بسیاری برای حل آن از خود نشان داده بودند. خواجه نصیرالدین طوسی، قطبالدین شیرازی و مؤیدالدین عرضی از جمله کسانی بودند که در رصدخانه مراغه به تهیه و تنظیم مدلهای جدید غیربطلمیوسی برای حل این مشکلات پرداختند. این مدلها توسط کسانی مانند ابن شاطر دمشقی در قرون بعدی به اوج خود رسید. اگر چه تمام این مدلها همچنان زمین مرکزی بودند، ولی تناقضات مدل بطلمیوسی را حل مینمودند.
کپرنیک نیز با همین انگیزه دست به کار شد تا مدلی غیر بطلمیوسی برای عالم تنظیم کند، و امروزه میتوان ردپای دستاوردهای منجمین مکتب مراغه را در کارهای وی مشاهده کرد.
۲) از طرف دیگر، کپرنیک شدیداً تحت تأثیر تفکرات فیثاغورثی رایج در عصر خود بود. طبق این دیدگاه طبیعت همیشه منطبق بر سادهترین نظریه است و همیشه طبق روش هندسی و ریاضی و عددی قابل شناخت و بررسی است.
۳) همچنین فیثاغورثیان باستان ارزش بسیاری برای خورشید قائل بودند و آنرا مقدس میدانستند. کپرنیک نیز با برخورداری و اعتقاد از الهیات مسیحی معتقد بود که خورشید نماد مادی خدای پدر است و بسیار بجاست که شکوه و عظمت خدای پدر در خورشید آسمان تجلی بیابد. در نتیجه، عقل نمیپسندید که خورشید با تمام قداست و شکوهش در جایی جز در مرکز عالم، قرار گیرد.
۴) وی میدانست که برخی از فلاسفه یونان ادعا کرده بودند زمین حرکت میکند. به عقیده او نظر درستتر آن بود که خورشید در مرکز عالم و زمین مانند دیگر سیارات بدور خورشید در حرکت باشد. نظریه او بسیار انقلابی بود زیرا هم با اصول پذیرفته شده نجوم بطلمیوسی در تعارض بود و هم با نص کتاب مقدس. در سال ۱۵۱۴ کپرنیک دست نوشته کوتاهی را بین دوستان خود توزیع کرد که در آن دیدگاههایش را درباره فرضیه خورشید مرکزی به اختصار بیان کرده بود. نوشته کوتاه کپرنیک با استقبال زیادی روبرو شد و او را در جمع دانشمندان اروپایی نامآور گردانید. اما کپرنیک هنوز نظریهاش را قابل عرضه در محافل علمی نمیدانست و سالهای بعد را صرف مشاهدات دقیق و جمعآوری شواهد و مدارک کرد تا به آن اعتبار بیشتری بخشد. در سال ۱۵۳۳ شهرت کپرنیک به جایی رسیده بود که آلبرت ویدمانشتات منشی پاپ کلمنت هفتم یک رشته سخنرانی درباره نظریه او برای پاپ و گروهی از کاردینالها در واتیکان ترتیب داد.
در ۱۵۳۶ که تحقیقات کپرنیک به اتمام رسید دیگر در اروپا دانشمندی نبود که درباره نظریه انقلابی او چیزی نشنیده باشد و بسیاری در گوشه و کنار قاره خواستار انتشار آن بودند. او حتی در کلیسا نیز حامیان پرنفوذی داشت؛ کاردینال نیکلاس فون شونبرگ در نامهای خطاب به کپرنیک نوشت: «... ای مرد فاضل! امیدوارم که تقاضای مرا بیجا ندانی ولی مؤکداً از تو استدعا میکنم که کشف خود در باب کائنات را در معرض قضاوت دیگر نخبگان جهان قرار دهی و ضمناً در اولین فرصت ممکن شرحی از نظریه خود را همراه با جداول و هرچه که به آن مربوط است برای من ارسال داری...»
@physics_ir
این نامه تشویقآمیز اگر چه برای کپرنیک بسیار ارزشمند بود ولی کافی نبود تا او را به انتشار نظریه انقلابیاش متقاعد کند. وی همچنان به تکمیل تحقیقات خود ادامه داد تا سال ۱۵۳۹ که با ریاضیدانی به نام گئورگ یواخیم رتیکوس آشنا گردید و او را به شاگردی پذیرفت. این دو با هم نظریه جدید را مطالعه کردند. پس از دو سال رتیکوس با استفاده از اصول تئوری کپرنیک کتاب ناراتیو پریما را درباره حرکت زمین نوشت و در ۱۵۴۲ به نام کپرنیک بخشی از پژوهش او در مثلثات را منتشر کرد. در برابر اصرار شدید رتیکوس بالاخره کپرنیک پذیرفت که شرح کاملی درباره نظریه خود فراهم کند و آن را به نورنبرگ بفرستد تا با نظارت او به چاپ رسد. سرانجام کتاب در ۱۵۴۳ منتشر شد. کپرنیک اندکی پس از آن در ۲۴ مه همان سال در گذشت. میگویند اولین نسخه در زمانی به دست کپرنیک رسید که وی در بستر مرگ بود.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #زمین_مرکزی #بطلمیوس #کپرنیک
نیکلاس کپرنیک؛ستارهشناس، ریاضیدان و اقتصاددانی لهستانی بود که نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی را گسترش داد و به صورت علمی درآورد. وی پس از سالها مطالعه و مشاهده اجرام آسمانی به این نتیجه رسید که بر خلاف تصور پیشینیان زمین در مرکز کائنات قرار ندارد، بلکه این خورشید است که در مرکز منظومه شمسی است و سایر سیارات از جمله زمین به دور آن در حال گردشند.
نظریه انقلابی کپرنیک یکی از درخشانترین کشفیات عصر رنسانس است که نه فقط آغازگر ستارهشناسی نوین بود، بلکه دیدگاه بشر را دربارهٔ جهان هستی دگرگون کرد.
ازاولین اشخاصی که پی به نادرست بودن نظریهٔ زمین مرکزی برد شخصی به نام ابرخس بود همچنین فیثاغورس هم اشارهای به نظریهٔ خورشید مرکزی کرده بود
۱) ستارهشناسان دورهٔ اسلامی از زمان ابن هیثم به تناقضات فیزیکی و فلسفی موجود در مدل بطلمیوس پی برده و تلاشهای بسیاری برای حل آن از خود نشان داده بودند. خواجه نصیرالدین طوسی، قطبالدین شیرازی و مؤیدالدین عرضی از جمله کسانی بودند که در رصدخانه مراغه به تهیه و تنظیم مدلهای جدید غیربطلمیوسی برای حل این مشکلات پرداختند. این مدلها توسط کسانی مانند ابن شاطر دمشقی در قرون بعدی به اوج خود رسید. اگر چه تمام این مدلها همچنان زمین مرکزی بودند، ولی تناقضات مدل بطلمیوسی را حل مینمودند.
کپرنیک نیز با همین انگیزه دست به کار شد تا مدلی غیر بطلمیوسی برای عالم تنظیم کند، و امروزه میتوان ردپای دستاوردهای منجمین مکتب مراغه را در کارهای وی مشاهده کرد.
۲) از طرف دیگر، کپرنیک شدیداً تحت تأثیر تفکرات فیثاغورثی رایج در عصر خود بود. طبق این دیدگاه طبیعت همیشه منطبق بر سادهترین نظریه است و همیشه طبق روش هندسی و ریاضی و عددی قابل شناخت و بررسی است.
۳) همچنین فیثاغورثیان باستان ارزش بسیاری برای خورشید قائل بودند و آنرا مقدس میدانستند. کپرنیک نیز با برخورداری و اعتقاد از الهیات مسیحی معتقد بود که خورشید نماد مادی خدای پدر است و بسیار بجاست که شکوه و عظمت خدای پدر در خورشید آسمان تجلی بیابد. در نتیجه، عقل نمیپسندید که خورشید با تمام قداست و شکوهش در جایی جز در مرکز عالم، قرار گیرد.
۴) وی میدانست که برخی از فلاسفه یونان ادعا کرده بودند زمین حرکت میکند. به عقیده او نظر درستتر آن بود که خورشید در مرکز عالم و زمین مانند دیگر سیارات بدور خورشید در حرکت باشد. نظریه او بسیار انقلابی بود زیرا هم با اصول پذیرفته شده نجوم بطلمیوسی در تعارض بود و هم با نص کتاب مقدس. در سال ۱۵۱۴ کپرنیک دست نوشته کوتاهی را بین دوستان خود توزیع کرد که در آن دیدگاههایش را درباره فرضیه خورشید مرکزی به اختصار بیان کرده بود. نوشته کوتاه کپرنیک با استقبال زیادی روبرو شد و او را در جمع دانشمندان اروپایی نامآور گردانید. اما کپرنیک هنوز نظریهاش را قابل عرضه در محافل علمی نمیدانست و سالهای بعد را صرف مشاهدات دقیق و جمعآوری شواهد و مدارک کرد تا به آن اعتبار بیشتری بخشد. در سال ۱۵۳۳ شهرت کپرنیک به جایی رسیده بود که آلبرت ویدمانشتات منشی پاپ کلمنت هفتم یک رشته سخنرانی درباره نظریه او برای پاپ و گروهی از کاردینالها در واتیکان ترتیب داد.
در ۱۵۳۶ که تحقیقات کپرنیک به اتمام رسید دیگر در اروپا دانشمندی نبود که درباره نظریه انقلابی او چیزی نشنیده باشد و بسیاری در گوشه و کنار قاره خواستار انتشار آن بودند. او حتی در کلیسا نیز حامیان پرنفوذی داشت؛ کاردینال نیکلاس فون شونبرگ در نامهای خطاب به کپرنیک نوشت: «... ای مرد فاضل! امیدوارم که تقاضای مرا بیجا ندانی ولی مؤکداً از تو استدعا میکنم که کشف خود در باب کائنات را در معرض قضاوت دیگر نخبگان جهان قرار دهی و ضمناً در اولین فرصت ممکن شرحی از نظریه خود را همراه با جداول و هرچه که به آن مربوط است برای من ارسال داری...»
@physics_ir
این نامه تشویقآمیز اگر چه برای کپرنیک بسیار ارزشمند بود ولی کافی نبود تا او را به انتشار نظریه انقلابیاش متقاعد کند. وی همچنان به تکمیل تحقیقات خود ادامه داد تا سال ۱۵۳۹ که با ریاضیدانی به نام گئورگ یواخیم رتیکوس آشنا گردید و او را به شاگردی پذیرفت. این دو با هم نظریه جدید را مطالعه کردند. پس از دو سال رتیکوس با استفاده از اصول تئوری کپرنیک کتاب ناراتیو پریما را درباره حرکت زمین نوشت و در ۱۵۴۲ به نام کپرنیک بخشی از پژوهش او در مثلثات را منتشر کرد. در برابر اصرار شدید رتیکوس بالاخره کپرنیک پذیرفت که شرح کاملی درباره نظریه خود فراهم کند و آن را به نورنبرگ بفرستد تا با نظارت او به چاپ رسد. سرانجام کتاب در ۱۵۴۳ منتشر شد. کپرنیک اندکی پس از آن در ۲۴ مه همان سال در گذشت. میگویند اولین نسخه در زمانی به دست کپرنیک رسید که وی در بستر مرگ بود.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #زمین_مرکزی #بطلمیوس #کپرنیک
🆔 @physics_ir
نوابغ مشهور علم پزشکي در تاريخ جهان
🆔 @physics_ir
حرفه پزشکي جزو مهمترين شغلهاي دنياست زيرا جان تمام بيماران تنها به شيوه درماني پزشکان بستگي دارد از اين رو پزشکان همواره بايد به فکر نجات جان بيمارانشان باشند. در طول تاريخ پزشکان مشهوري وجود دارند که براي پيشرفت اين علم زحمات بسياري کشيدهاند و جان بيماران زيادي را نجات دادهاند. ميتوانيد تصاويري از مشهورترين پزشکان جهان را در تصاوير خبر ببينيد. ماري کوري اولين زن دارنده نوبل علمي دراين کره خاکي افرادي مثل ماري کوري و . . . کشف موادپزشکي تبديل به افراد با نفوذي در تاريخ اين علم شدهاند و از مرگ و مير هزاران انسان در دنيا جلوگيري کردند و اسم خود را در تاريخ بشريت براي هميشه درخشان و ماندگار کردند. اين دانشمند فرانسوي-لهستاني زني از خودگذشته و ساکت و در عين حال دانشمندي درخشان بود که نه تنها مطالعاتش توانست ديدگاه دانشمندان را نسبت به جهان تغيير دهد، بلکه وي براي دورانهاي متمادي به عنوان يک نماد فرهنگي متفاوت شناخته ميشد. کوري در سال 1867 متولد شده و بيشتر دوران زندگي حرفهاي خود را به مطالعه بر روي اصول و قواعد راديواکتيو پرداخت. در سال 1903 وي به همراه همسرش پير و هنري بککوئرل به خاطر مطالعات فيزيکشان درباره پديده تشعشعات نوبل فيزيک را دريافت کردند. ماري کوري در سال 1911 نيز نوبل شيمي را به خاطر کشف راديوم و پولونيوم از آن خود کرد و به يکي از معدود افرادي تبديل شد که در دو رشته مختلف نوبل دريافت کردهاند. کسي که يک دنيا را از آبله نجات داد ادوارد جنر را در دنيا پدر علم ايمونولوژي مينامند و او با طراحي دستگاه اينفوگرافيک، اولين بار واکسن را عليه آبله استفاده کرد و جمعيت بيشماري را در جهان نجات داد. ادوارد جنر به سال ۱۷۴۹ در "برکلي” از توابع گلاسترشر انگلستان به دنيا آمد. در شش سالگي پدرش که يک روحاني مسيحي بود ، درگذشت و برادر بزرگترش مسئوليت تربيت او را به عهده گرفت. تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس محلي گذراند، و در آنجا به تاريخ طبيعي علاقه مند شد. تحصيل طب را زير نظر "دانيل لادلو”، از جراحان "سادبري” در نزديکي "بريستول” آغازکرد. در اين هنگام بود که شيردوش، رابطه بين آبله گاوي و آبله را برايش تعريف کرد. در ۲۱ سالگي به لندن رفت تا زير نظر پزشک مشهوري به نام جان هانتر به تحصيل ادامه دهد. دوسال در منزل هانتر سکونت داشت. در سال ۱۷۷۱ سرجوزف بنکس او را استخدام کرد تا نمونه هاي جانوري را که در سفر اول کاپيتان کوک جمع آوري کرده بود، برايش آماده و مرتب کند. در دومين سفر اکتشافي کوک، به او پيشنهاد شد که به عنوان طبيعيدان با آنها همسفر شود، اما جنر براي آنکه طبابت خود را در برکلي، و بعدها در چلتنهم ادامه دهد، اين پيشنهاد را رد کرد. او به پرنده شناسي، زمين شناسي، موسيقي و سرودن شعر علاقه داشت، ولي در سال ۱۷۹۲ تصميم گرفت علاقه خود را منحصراً به پزشکي معطوف کند و بدين ترتيب، دکتراي پزشکي خود را از سن اندروز گرفت. فلورانس اولين پرستار بيمارستان جهان خانم فلورانس نايتينگل معروفترين پرستار تاريخ است که در کنار دکتر جنر کارواکسن ساني آبله را انجام ميداد. ماري کوري ، کاشف راديواکتيو است که در سال 1903 برنده جايزه نوبل شد و اولين زن تاريخ است که اين جايزه را از آن خود کرد. افراد ديگري چون زيگموند فرويد روانشناس، الکساندر فلمينگ سازنده آنتي بيوتيک، کارهاي مثبت شهر و سازندهاي را در جهت نجات ميليونها انسان انجام دادند. از ديگر پزشکان نخبهي توان به جوزف ليتر کاشف مسئله داروي ضد عظيم زنان نابارور و جوزف موري که اولين پيوند عضو را در دنياي پزشکي انجام داد و اسم خود را در دفتر رکوردهاي دنيا به ثبت رساند . گفتني است هميشه در مقابل انسان هاي ناشايست و ناسالم انسان هاي خيرخواه و پر تلاشي وجود دارند که همه فکر و ذهنشان برداشتن باري از دوش مردم است.
نوابغ مشهور علم پزشکي در تاريخ جهان
🆔 @physics_ir
حرفه پزشکي جزو مهمترين شغلهاي دنياست زيرا جان تمام بيماران تنها به شيوه درماني پزشکان بستگي دارد از اين رو پزشکان همواره بايد به فکر نجات جان بيمارانشان باشند. در طول تاريخ پزشکان مشهوري وجود دارند که براي پيشرفت اين علم زحمات بسياري کشيدهاند و جان بيماران زيادي را نجات دادهاند. ميتوانيد تصاويري از مشهورترين پزشکان جهان را در تصاوير خبر ببينيد. ماري کوري اولين زن دارنده نوبل علمي دراين کره خاکي افرادي مثل ماري کوري و . . . کشف موادپزشکي تبديل به افراد با نفوذي در تاريخ اين علم شدهاند و از مرگ و مير هزاران انسان در دنيا جلوگيري کردند و اسم خود را در تاريخ بشريت براي هميشه درخشان و ماندگار کردند. اين دانشمند فرانسوي-لهستاني زني از خودگذشته و ساکت و در عين حال دانشمندي درخشان بود که نه تنها مطالعاتش توانست ديدگاه دانشمندان را نسبت به جهان تغيير دهد، بلکه وي براي دورانهاي متمادي به عنوان يک نماد فرهنگي متفاوت شناخته ميشد. کوري در سال 1867 متولد شده و بيشتر دوران زندگي حرفهاي خود را به مطالعه بر روي اصول و قواعد راديواکتيو پرداخت. در سال 1903 وي به همراه همسرش پير و هنري بککوئرل به خاطر مطالعات فيزيکشان درباره پديده تشعشعات نوبل فيزيک را دريافت کردند. ماري کوري در سال 1911 نيز نوبل شيمي را به خاطر کشف راديوم و پولونيوم از آن خود کرد و به يکي از معدود افرادي تبديل شد که در دو رشته مختلف نوبل دريافت کردهاند. کسي که يک دنيا را از آبله نجات داد ادوارد جنر را در دنيا پدر علم ايمونولوژي مينامند و او با طراحي دستگاه اينفوگرافيک، اولين بار واکسن را عليه آبله استفاده کرد و جمعيت بيشماري را در جهان نجات داد. ادوارد جنر به سال ۱۷۴۹ در "برکلي” از توابع گلاسترشر انگلستان به دنيا آمد. در شش سالگي پدرش که يک روحاني مسيحي بود ، درگذشت و برادر بزرگترش مسئوليت تربيت او را به عهده گرفت. تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس محلي گذراند، و در آنجا به تاريخ طبيعي علاقه مند شد. تحصيل طب را زير نظر "دانيل لادلو”، از جراحان "سادبري” در نزديکي "بريستول” آغازکرد. در اين هنگام بود که شيردوش، رابطه بين آبله گاوي و آبله را برايش تعريف کرد. در ۲۱ سالگي به لندن رفت تا زير نظر پزشک مشهوري به نام جان هانتر به تحصيل ادامه دهد. دوسال در منزل هانتر سکونت داشت. در سال ۱۷۷۱ سرجوزف بنکس او را استخدام کرد تا نمونه هاي جانوري را که در سفر اول کاپيتان کوک جمع آوري کرده بود، برايش آماده و مرتب کند. در دومين سفر اکتشافي کوک، به او پيشنهاد شد که به عنوان طبيعيدان با آنها همسفر شود، اما جنر براي آنکه طبابت خود را در برکلي، و بعدها در چلتنهم ادامه دهد، اين پيشنهاد را رد کرد. او به پرنده شناسي، زمين شناسي، موسيقي و سرودن شعر علاقه داشت، ولي در سال ۱۷۹۲ تصميم گرفت علاقه خود را منحصراً به پزشکي معطوف کند و بدين ترتيب، دکتراي پزشکي خود را از سن اندروز گرفت. فلورانس اولين پرستار بيمارستان جهان خانم فلورانس نايتينگل معروفترين پرستار تاريخ است که در کنار دکتر جنر کارواکسن ساني آبله را انجام ميداد. ماري کوري ، کاشف راديواکتيو است که در سال 1903 برنده جايزه نوبل شد و اولين زن تاريخ است که اين جايزه را از آن خود کرد. افراد ديگري چون زيگموند فرويد روانشناس، الکساندر فلمينگ سازنده آنتي بيوتيک، کارهاي مثبت شهر و سازندهاي را در جهت نجات ميليونها انسان انجام دادند. از ديگر پزشکان نخبهي توان به جوزف ليتر کاشف مسئله داروي ضد عظيم زنان نابارور و جوزف موري که اولين پيوند عضو را در دنياي پزشکي انجام داد و اسم خود را در دفتر رکوردهاي دنيا به ثبت رساند . گفتني است هميشه در مقابل انسان هاي ناشايست و ناسالم انسان هاي خيرخواه و پر تلاشي وجود دارند که همه فکر و ذهنشان برداشتن باري از دوش مردم است.
❇ @physics_ir
■کوتولههاي سفيد با همديگر دعوا مي کنند و منفجر مي شوند!■
ستاره شناسان روس حاضر در تيم مطالعاتي ستاره هاي کوتوله هاي سفيد، تصورات سنتي در باره آنها مبني بر 'آرام ترين ستاره ها' را رد کردند. آنها مي گويند که شواهد نشان مي دهد که ستاره ها هنگام دعوا با يکديگر منفجر مي شوند. بر اثر چنين انفجاري، ستاره کاملا جديدي شکل گرفت که اوايل سال جاري توسط اخترشناسان به ثبت رسيد و از محبوبيت زيادي برخوردار شده است. دانشمندان در باره اصل و نسب آن پرداختند اما فرضيه نهايي اعلام نشد. ستاره مافوق نو ' SN 2014J ' که توسط دانشجويان دانشگاه لندن کشف شد، در ماه ژانويه يک ستاره به معناي کامل و محبوب شد. اخبار مربوط به اين ستاره مدت طولاني در صفحات روزنامه ها به چشم مي خورد. ظاهر شدن اين ستاره دانشمندان را مجبور به بازنگري در بعضي از تئوري هاي اخترشناسي کرد. قبلا فرض مي شد که وقتي سوخت ستاره اي به اندازه خورشيد، براي انجام واکنش ها تمام مي شود هسته آن تا اندازه سياره زمين جمع و آرام آرام سرد مي شود. 'کوتوله'هايي که در نتيجه چنين روندهايي شکل گرفتند در زمره ستاره هاي ساکن و فاقد نيروي جنبش به حساب مي آمدند که بخودي خود نمي توانند منفجر شوند. اما تحقيقات نشان داد که ستاره هاي 'جمع شده'هنوز مي توانند'خودي نشان بدهند' و در تعامل با ستارگان ديگر منفجر شوند. دانشمندان روسيه از چند مرکز علمي مسکو از جمله انستيتوي اخترشناسي آکادمي علوم روسيه همراه دانشمندان اروپايي از انستيتوي نجوم ماکس پلانک ثابت کردند که 'کوتوله هاي سفيد' واقعا از حالت انفجاري برخوردارند. تا کنون اخترشناسان ثبوت 'شرکت'کوتوله هاي سفيد در ظاهر شدن ستاره هاي ما فوق نو را در اختيار نداشتند. نيکلاي چوگاي شرکت کننده اين پروژه و رئيس بخش ستارگان متغيير انستيتوي اخترشناسي فدراسيون روسيه در اين باره توضيح داد: ثبوت موثق مي بايست هسته راديو اکتيوي باشد که در زمان انفجار ترمو هسته اي رخ مي دهد. بر طبق تئوري موجود در زمان چنين انفجاراتي ، هيدروژن واکسيژن که در کوتوله سفيد وجود دارد بايد با نيکل راديو اکتيو ادغام شود. نيکل راديو اکتيو بايد خيلي سريع به کوبالت راديو اکتيو مبدل شود و اين ماده به مرور زمان تغيير مي کند. اينک متخصصان درصدد هستند تا بدانند کوتوله سفيد چگونه به وزن زيادي رسيده است. وزن بسيار بالاي کوتوله هاي سفيد مي تواند ناشي از جذب ستاره هاي همجوار باشد. چنين تعاملي نهايتا باعث تولد ستارگان مافوق نو مي شود.
■کوتولههاي سفيد با همديگر دعوا مي کنند و منفجر مي شوند!■
ستاره شناسان روس حاضر در تيم مطالعاتي ستاره هاي کوتوله هاي سفيد، تصورات سنتي در باره آنها مبني بر 'آرام ترين ستاره ها' را رد کردند. آنها مي گويند که شواهد نشان مي دهد که ستاره ها هنگام دعوا با يکديگر منفجر مي شوند. بر اثر چنين انفجاري، ستاره کاملا جديدي شکل گرفت که اوايل سال جاري توسط اخترشناسان به ثبت رسيد و از محبوبيت زيادي برخوردار شده است. دانشمندان در باره اصل و نسب آن پرداختند اما فرضيه نهايي اعلام نشد. ستاره مافوق نو ' SN 2014J ' که توسط دانشجويان دانشگاه لندن کشف شد، در ماه ژانويه يک ستاره به معناي کامل و محبوب شد. اخبار مربوط به اين ستاره مدت طولاني در صفحات روزنامه ها به چشم مي خورد. ظاهر شدن اين ستاره دانشمندان را مجبور به بازنگري در بعضي از تئوري هاي اخترشناسي کرد. قبلا فرض مي شد که وقتي سوخت ستاره اي به اندازه خورشيد، براي انجام واکنش ها تمام مي شود هسته آن تا اندازه سياره زمين جمع و آرام آرام سرد مي شود. 'کوتوله'هايي که در نتيجه چنين روندهايي شکل گرفتند در زمره ستاره هاي ساکن و فاقد نيروي جنبش به حساب مي آمدند که بخودي خود نمي توانند منفجر شوند. اما تحقيقات نشان داد که ستاره هاي 'جمع شده'هنوز مي توانند'خودي نشان بدهند' و در تعامل با ستارگان ديگر منفجر شوند. دانشمندان روسيه از چند مرکز علمي مسکو از جمله انستيتوي اخترشناسي آکادمي علوم روسيه همراه دانشمندان اروپايي از انستيتوي نجوم ماکس پلانک ثابت کردند که 'کوتوله هاي سفيد' واقعا از حالت انفجاري برخوردارند. تا کنون اخترشناسان ثبوت 'شرکت'کوتوله هاي سفيد در ظاهر شدن ستاره هاي ما فوق نو را در اختيار نداشتند. نيکلاي چوگاي شرکت کننده اين پروژه و رئيس بخش ستارگان متغيير انستيتوي اخترشناسي فدراسيون روسيه در اين باره توضيح داد: ثبوت موثق مي بايست هسته راديو اکتيوي باشد که در زمان انفجار ترمو هسته اي رخ مي دهد. بر طبق تئوري موجود در زمان چنين انفجاراتي ، هيدروژن واکسيژن که در کوتوله سفيد وجود دارد بايد با نيکل راديو اکتيو ادغام شود. نيکل راديو اکتيو بايد خيلي سريع به کوبالت راديو اکتيو مبدل شود و اين ماده به مرور زمان تغيير مي کند. اينک متخصصان درصدد هستند تا بدانند کوتوله سفيد چگونه به وزن زيادي رسيده است. وزن بسيار بالاي کوتوله هاي سفيد مي تواند ناشي از جذب ستاره هاي همجوار باشد. چنين تعاملي نهايتا باعث تولد ستارگان مافوق نو مي شود.