Forwarded from Iota
✅ آنچه که بايد درباره کشف برندگان احتمالي نوبل فيزيک ۲۰۱۶ بدانيد.
@iotaph
@physics_ir
◀️اين روزها خبري فوري خبرگزاريهاي جهان به جاي انفجار و حملات انتحاري داعش درباره کشف مهم امواج گرانشي بود. آلبرت اينشتين يکبار ديگر نشان داد که هنوز هم ميتواند با ثابت شدن پيشبينيهايش دنياي علم را شگفت زده کند. اما اين کشف به زبان ساده به چه معناست و چرا اين قدر مهم است؟
@iotaph
@physics_ir
پنجشنبه خبر اثبات وجود امواج گرانشي و تائيد آنچه آلبرت اينشتين بر اساس تئوري نسبيت عام خود پيشبيني کرده بود . اما اين امواج گرانشي که اثبات وجودشان مانند بمب خبري بود و همه آن را لايق جايزه نوبل فيزيک ۲۰۱۶ ميدانند به زبان ساده چه هستند. به صورت ساده در فيزيک مدرن بعد چهارم به صورت فضا-زمان تعريف شده است. بر اساس اين تعريف جاذبه انحنايي از فضا- زمان به حساب ميآيد که جرم آن را ايجاد ميکند. هر چقدر جرم جسمي بيشتر باشد اين انجنا در فضا-زمان بزرگتر است. اين انحنا را موقعيت جسم ايجاد ميکند و بر همين اساس اگر جسم حرکت کند انحنا هم همراه آن حرکت خواهد کرد. براي درک اين موضوع فضا-زمان را يک صفحه پلاستيکي نرم يا سطح آب يک درياچه تصور کنيد. روي اين صفحه جسمي که جرم زيادي ندارد روي خط مستقيم حرکت ميکند اما جسمي با جرم زياد باعث فرورفتگي در صفحه ميشود. نيوتون گفته بود که همه اجسام تا زماني که به آنها نيرويي وارد نشود، با سرعت ثابت در خط مستقيم به حرکت ادامه ميدهند. اينشيتن اما با خودش فکر کرد وقتي که يک جسم به سمت زمين سقوط آزاد ميکند، نيرويي از بالا به آن وارد نميشود، ولي جسم به سمت زمين شتاب ميگيرد. چرا اين اتفاق ميافتد؟ اينشتين براي توضيح اين موضوع اعلام کرد که اجسام بزرگ همانند زمين، صفحه فضا-زمان را در نزديکي خود خم ميکنند. درست همانند زماني که يک توپ سنگين روي همان صفحه پلاستيکي نرم که مثال زده شده قرار ميگيرد. هر جسم ديگري را که روي اين صفحه بگذاريد پس از گذاشتن اين توپ سنگين، به سمت مرکز سر ميخورد. اگر سطح آب را فضا-زمان در نظر بگيريد هر چقدر يک قايق سنگينتر باشد و سريعتر حرکت کند امواج قويتري ايجاد ميکند. براي اينکه کشفي که شب گذشته اعلام شد را بفهميد فرض کنيد که دو کشتي در سطح اين آب با هم برخوردي شديدي کنند. اين تصادف امواج شديد و سهمگيني ايجاد ميکند. سيارهها،کهکشانها،سياهچالهها هم وضعيت همين کشتيها را دارند. در فضا-زمان اما جاي امواج آب را امواج گرانشي ميگيرد. همين امواج گرانشي که با سرعت نور در فضا-زمان حرکت ميکنند را اينشتين در سال ۱۹۱۶ بر اساس نظريه نسبيت عام خود پيشبيني کرده بود و حالا پس از گذشت صد سال به کمک تأسيسات لايگو به صورت تجربي مشاهده و رصد شده است. اين کشف چطور صورت گرفت؟ امواج گرانشي بر اثر رويدادهاي عظيم کيهاني، مثل ادغام سياهچالهها يا برخورد ستارههاي نوتروني يا در لحظه ي بيگ بنگ ايجاد مي شوند. در واقع امواج گرانشي زماني ايجاد مي شوند که دو سياه چاله، دو ستاره نوتروني يا يک ستاره نوتروني و يک سياه چاله، با يکديگر برخورد کنند. اين برخوردها سبب خميدگي يا همان انحنا در بعد فضا-زمان ميشود و آن را به فضاي پيرامون خود منتقل ميکنند. به همين خاطر است که انسان ها در زمين هم تاثير آن را حس خواهند کرد اما انسانها تنها با ابزارهايي بسيار حساس ميتوانند آن را رصد کنند. اين امواج گرانشي در روي زمين به قدري ضعيف هستند که به سختي ميتوان آنها را آشکارسازي کرد و تأسيسات لايگو براي همين کار تاسيس شدند. دو رصدخانه لايگو به شکل L هستند که طول هر بازوي اين ال ۴ کيلومتر است و در داخل آنها خلاء مطلق به حجم ۱۰ هزار متر مکعب است. در طول اين بازوها امواج نور با ليزر به سمت آينهاي که در انتهاي هر بازو قرار گرفتهاند تابانده و بازتاب ميشوند که در شرايط عادي بايد زمان و مسافت طي شده «کاملا» يکسان باشد. اين در حالي است که در صورت عبور امواج گرانشي از زمين و همچنين تأسيسات لايگو مدت زمان مسير طي شده به اندازه يک بر دههزارم قطر پروتون تغيير ميکند! اين همان کليد رصد امواج گرانشي بود! پژوهشگران در رصدخانه تداخلسنج ليزري موج گرانشي مشهور به لايگو موفق به مشاهده مستقيم امواج گرانشي براي اولين بار در تاريخ شدند. در اينجا جاي کشتيهاي روي مثال سطح آب را دو سياهچاله با جرمهاي تقريبي ۳۶ و ۲۹ برابر جرم خورشيد در فاصله ۱/۳ ميليارد سال نوري از زمين گرفتند که ترکيب آنها موجي گرانشي ايجاد کرد. آنچه در تأسيسات لايگو رصد و ثبت شد موج گرانشي ناشي از تبديل جرمي معادل با سه برابر جرم خورشيد به انرژي در هنگام ترکيب دو سياهچاله با يکديگر بود که در نوع خود مشاهده و رصد آن بينظير به حساب ميآيد. درواقع اين رصد مهم در سپتامبر سال گذشته ميلادي در تأسيسات لايگو صورت گرفت اما دانشمندان زياد به بررسي موشکافانه آن داشتند. ام
@iotaph
@physics_ir
◀️اين روزها خبري فوري خبرگزاريهاي جهان به جاي انفجار و حملات انتحاري داعش درباره کشف مهم امواج گرانشي بود. آلبرت اينشتين يکبار ديگر نشان داد که هنوز هم ميتواند با ثابت شدن پيشبينيهايش دنياي علم را شگفت زده کند. اما اين کشف به زبان ساده به چه معناست و چرا اين قدر مهم است؟
@iotaph
@physics_ir
پنجشنبه خبر اثبات وجود امواج گرانشي و تائيد آنچه آلبرت اينشتين بر اساس تئوري نسبيت عام خود پيشبيني کرده بود . اما اين امواج گرانشي که اثبات وجودشان مانند بمب خبري بود و همه آن را لايق جايزه نوبل فيزيک ۲۰۱۶ ميدانند به زبان ساده چه هستند. به صورت ساده در فيزيک مدرن بعد چهارم به صورت فضا-زمان تعريف شده است. بر اساس اين تعريف جاذبه انحنايي از فضا- زمان به حساب ميآيد که جرم آن را ايجاد ميکند. هر چقدر جرم جسمي بيشتر باشد اين انجنا در فضا-زمان بزرگتر است. اين انحنا را موقعيت جسم ايجاد ميکند و بر همين اساس اگر جسم حرکت کند انحنا هم همراه آن حرکت خواهد کرد. براي درک اين موضوع فضا-زمان را يک صفحه پلاستيکي نرم يا سطح آب يک درياچه تصور کنيد. روي اين صفحه جسمي که جرم زيادي ندارد روي خط مستقيم حرکت ميکند اما جسمي با جرم زياد باعث فرورفتگي در صفحه ميشود. نيوتون گفته بود که همه اجسام تا زماني که به آنها نيرويي وارد نشود، با سرعت ثابت در خط مستقيم به حرکت ادامه ميدهند. اينشيتن اما با خودش فکر کرد وقتي که يک جسم به سمت زمين سقوط آزاد ميکند، نيرويي از بالا به آن وارد نميشود، ولي جسم به سمت زمين شتاب ميگيرد. چرا اين اتفاق ميافتد؟ اينشتين براي توضيح اين موضوع اعلام کرد که اجسام بزرگ همانند زمين، صفحه فضا-زمان را در نزديکي خود خم ميکنند. درست همانند زماني که يک توپ سنگين روي همان صفحه پلاستيکي نرم که مثال زده شده قرار ميگيرد. هر جسم ديگري را که روي اين صفحه بگذاريد پس از گذاشتن اين توپ سنگين، به سمت مرکز سر ميخورد. اگر سطح آب را فضا-زمان در نظر بگيريد هر چقدر يک قايق سنگينتر باشد و سريعتر حرکت کند امواج قويتري ايجاد ميکند. براي اينکه کشفي که شب گذشته اعلام شد را بفهميد فرض کنيد که دو کشتي در سطح اين آب با هم برخوردي شديدي کنند. اين تصادف امواج شديد و سهمگيني ايجاد ميکند. سيارهها،کهکشانها،سياهچالهها هم وضعيت همين کشتيها را دارند. در فضا-زمان اما جاي امواج آب را امواج گرانشي ميگيرد. همين امواج گرانشي که با سرعت نور در فضا-زمان حرکت ميکنند را اينشتين در سال ۱۹۱۶ بر اساس نظريه نسبيت عام خود پيشبيني کرده بود و حالا پس از گذشت صد سال به کمک تأسيسات لايگو به صورت تجربي مشاهده و رصد شده است. اين کشف چطور صورت گرفت؟ امواج گرانشي بر اثر رويدادهاي عظيم کيهاني، مثل ادغام سياهچالهها يا برخورد ستارههاي نوتروني يا در لحظه ي بيگ بنگ ايجاد مي شوند. در واقع امواج گرانشي زماني ايجاد مي شوند که دو سياه چاله، دو ستاره نوتروني يا يک ستاره نوتروني و يک سياه چاله، با يکديگر برخورد کنند. اين برخوردها سبب خميدگي يا همان انحنا در بعد فضا-زمان ميشود و آن را به فضاي پيرامون خود منتقل ميکنند. به همين خاطر است که انسان ها در زمين هم تاثير آن را حس خواهند کرد اما انسانها تنها با ابزارهايي بسيار حساس ميتوانند آن را رصد کنند. اين امواج گرانشي در روي زمين به قدري ضعيف هستند که به سختي ميتوان آنها را آشکارسازي کرد و تأسيسات لايگو براي همين کار تاسيس شدند. دو رصدخانه لايگو به شکل L هستند که طول هر بازوي اين ال ۴ کيلومتر است و در داخل آنها خلاء مطلق به حجم ۱۰ هزار متر مکعب است. در طول اين بازوها امواج نور با ليزر به سمت آينهاي که در انتهاي هر بازو قرار گرفتهاند تابانده و بازتاب ميشوند که در شرايط عادي بايد زمان و مسافت طي شده «کاملا» يکسان باشد. اين در حالي است که در صورت عبور امواج گرانشي از زمين و همچنين تأسيسات لايگو مدت زمان مسير طي شده به اندازه يک بر دههزارم قطر پروتون تغيير ميکند! اين همان کليد رصد امواج گرانشي بود! پژوهشگران در رصدخانه تداخلسنج ليزري موج گرانشي مشهور به لايگو موفق به مشاهده مستقيم امواج گرانشي براي اولين بار در تاريخ شدند. در اينجا جاي کشتيهاي روي مثال سطح آب را دو سياهچاله با جرمهاي تقريبي ۳۶ و ۲۹ برابر جرم خورشيد در فاصله ۱/۳ ميليارد سال نوري از زمين گرفتند که ترکيب آنها موجي گرانشي ايجاد کرد. آنچه در تأسيسات لايگو رصد و ثبت شد موج گرانشي ناشي از تبديل جرمي معادل با سه برابر جرم خورشيد به انرژي در هنگام ترکيب دو سياهچاله با يکديگر بود که در نوع خود مشاهده و رصد آن بينظير به حساب ميآيد. درواقع اين رصد مهم در سپتامبر سال گذشته ميلادي در تأسيسات لايگو صورت گرفت اما دانشمندان زياد به بررسي موشکافانه آن داشتند. ام
Forwarded from Iota
ا پس از بررسي ها و بازبيني هاي گسترده، سرن
جام دانشمندان اين دستاورد را با امتياز «۵ سيگما» (بالاترين امتياز در يافته هاي علمي) در نشستي خبري اعلام کردند.
@iotaph
@physics_ir
۵ دانشمند مهم و کليدي در پروژه لايگو و اثبات وجود امواج گرانشي همانطور که حدس ميزنيد اين کار بسيار سخت است و اثبات آن نياز به دقتي باورنکردني داشته است. تأسيسات لايگو اما ليزرهاي قدرتمند و آينهّهاي بسيار پايدار و دقيقي دارد که ميتواند امواج گرانشي ساطع شده از برخورد دو ستارهي نوتروني در فاصلهي باورنکردني ۵۰۰ ميليون سال نوري را آشکار کند. براي اين کار دانشمندان به وسيله هر دو رصدخانهي لايگو در واشنگتن و لوييزيانا، اين مسأله را رصد کردند تا مطمئن شوند نويز محيط را به جاي امواج گرانشي واقعي دريافت نکردهاند. البته بايد در نظر داشت که رصدخانههاي آلمان، ايتاليا، ژاپن و هند هم به آنها ملحق شدند. چرا اين کشف مهم است ؟ رديابي امواج گرانشي در واقع دو نظريه مهم فيزيک و کيهان شناسي را ثابت کرده است: فرضيه نسبيت عام انشتين که حدود صد سال پيش (۱۹۱۶) ارائه و نظريه ديگري به نام نظريه تورم کيهاني که در دهه هشتاد ميلادي مطرح شد. تاييد نظريه امواج گرانشي اهميتي اندازه کشف ذره خدا دارد و به همين خاطر اکثر محققان مطمئن هستند که تکليف نوبل فيزيک سال ۲۰۱۶ از حالا مشخص است و اين جايزه به دانشمندان دخيل در اين کشف مهم ميرسد. اين کشف عصر تازهاي را براي علم نجوم آغاز خواهد کرد. تاييد امواج گرانشي يعني تاييدي نظريه متداول کيهانشناسي يا نظريه استاندارد کيهانشناسي؛ اين نظريه که تورم ناميده ميشود ميگويد که طي لحظات اوليه جهان، دوره سريعي از تورم (انبساط) سپري شده است. در طول تورم، دماي جهان و بنابراين انرژي که ذرات کسب کردند، ميلياردها برابر بيشتر از انرژي است که ميتوان در آزمايشگاههاي زميني (حتي LHC) توليد کرد. تورم يک پديده کوانتومي است اما امواج گرانشي در محدوده فيزيک کلاسيک هستند، بنابراين امواج گرانشي پلي ميان فيزيک کلاسيک و کوانتوم هستند و به همين خاطر ميتوانند گواهي باشند که گرانش درست مانند ديگر نيروهاي طبيعت سرشتي کوانتومي دارد. با اثبات وجود امواج گرانشي اکنون وقتي پديدهاي در عالم مثل يک ابرنواختر رخ ميدهد، ميتوان همزمان با رصد تلسکوپي، امواج گرانشي آن را هم ثبت کرد و مطالعه بسياري دقيقتري درباره آن داشت. همچنين اين کشف کمک شاياني براي پاسخ به سؤالات بسيار زيادي از جمله وجود سياهچالهها خواهد بود. در اين راستا کارهاي زياد ديگري در حال صورت گرفتن است. در اروپا دانشمندان در تلاش براي ساخت رصدخانهاي به نام تلسکوپ اينشتين هستند که شبيه به تأسيسات لايگو اما با بازوهايي به طول ۱۰ کيلومتر هستند. همچنين سازمان فضايي اروپا قصد دارد رصدخانه فضايي امواج گرانشي eLISA را به فضا پرتاب کند. با اثبات امواج گرانشي ديد جديدي در جهان به وجود خواهد آمد. با استفاده از اين اطلاعات سالهاي آينده دانشمندان ميتوانند کشفيات بسيار زيادي درباره موضوعات مختلف مانند نظريه بيگبنگ،انفجارهاي ابرنواخترها،برخورد کهکشانها داشته باشند. اطلاعات دريافت شده در تاسيسات لايگو که وجود امواج گرانشي را ثابت کرد اثبات وجود امواج گرانشي مانند فعال شدن حسي جديد براي انسان است. از اين پس دانشمندان ميتوانند با اين قدرت و حس جديد، علاوه بر ديدن جهان، به آن گوش دهند.زماني که به جهان گوش ميکنيم، به رازهايي درباره زندگي سياهچالهها، تولد و مرگشان، پيوندشان و منبع تغذيهشان پي خواهيم برد. زماني که يک سياهچاله يک ستاره نوتروني را ميبلعد، ما آن را ميتوانيم رصد کنيم. سياهچالهها براي بشر تاکنون يک فرض بودهاند اما حالا به لطف امواج گرانشي دانشمندان ميتوانند براي اثبات وجود آنها تلاش کنند. ۱۰۰ سال قبل آلبرت اينشتين،وجود امواج گرانشي را به صورت تئوري مطرح کرد و يک قرن طول کشيد تا دانشمندان بتوانند آن را به صورت تجربي ثابت کنند. اينشتين يک بار ديگر توانست جهان را شگفت زده کند و بسياري با خبر اثبات امواج گرانشي بار ديگر گفتند: ممنون آقای اینشتن!
جام دانشمندان اين دستاورد را با امتياز «۵ سيگما» (بالاترين امتياز در يافته هاي علمي) در نشستي خبري اعلام کردند.
@iotaph
@physics_ir
۵ دانشمند مهم و کليدي در پروژه لايگو و اثبات وجود امواج گرانشي همانطور که حدس ميزنيد اين کار بسيار سخت است و اثبات آن نياز به دقتي باورنکردني داشته است. تأسيسات لايگو اما ليزرهاي قدرتمند و آينهّهاي بسيار پايدار و دقيقي دارد که ميتواند امواج گرانشي ساطع شده از برخورد دو ستارهي نوتروني در فاصلهي باورنکردني ۵۰۰ ميليون سال نوري را آشکار کند. براي اين کار دانشمندان به وسيله هر دو رصدخانهي لايگو در واشنگتن و لوييزيانا، اين مسأله را رصد کردند تا مطمئن شوند نويز محيط را به جاي امواج گرانشي واقعي دريافت نکردهاند. البته بايد در نظر داشت که رصدخانههاي آلمان، ايتاليا، ژاپن و هند هم به آنها ملحق شدند. چرا اين کشف مهم است ؟ رديابي امواج گرانشي در واقع دو نظريه مهم فيزيک و کيهان شناسي را ثابت کرده است: فرضيه نسبيت عام انشتين که حدود صد سال پيش (۱۹۱۶) ارائه و نظريه ديگري به نام نظريه تورم کيهاني که در دهه هشتاد ميلادي مطرح شد. تاييد نظريه امواج گرانشي اهميتي اندازه کشف ذره خدا دارد و به همين خاطر اکثر محققان مطمئن هستند که تکليف نوبل فيزيک سال ۲۰۱۶ از حالا مشخص است و اين جايزه به دانشمندان دخيل در اين کشف مهم ميرسد. اين کشف عصر تازهاي را براي علم نجوم آغاز خواهد کرد. تاييد امواج گرانشي يعني تاييدي نظريه متداول کيهانشناسي يا نظريه استاندارد کيهانشناسي؛ اين نظريه که تورم ناميده ميشود ميگويد که طي لحظات اوليه جهان، دوره سريعي از تورم (انبساط) سپري شده است. در طول تورم، دماي جهان و بنابراين انرژي که ذرات کسب کردند، ميلياردها برابر بيشتر از انرژي است که ميتوان در آزمايشگاههاي زميني (حتي LHC) توليد کرد. تورم يک پديده کوانتومي است اما امواج گرانشي در محدوده فيزيک کلاسيک هستند، بنابراين امواج گرانشي پلي ميان فيزيک کلاسيک و کوانتوم هستند و به همين خاطر ميتوانند گواهي باشند که گرانش درست مانند ديگر نيروهاي طبيعت سرشتي کوانتومي دارد. با اثبات وجود امواج گرانشي اکنون وقتي پديدهاي در عالم مثل يک ابرنواختر رخ ميدهد، ميتوان همزمان با رصد تلسکوپي، امواج گرانشي آن را هم ثبت کرد و مطالعه بسياري دقيقتري درباره آن داشت. همچنين اين کشف کمک شاياني براي پاسخ به سؤالات بسيار زيادي از جمله وجود سياهچالهها خواهد بود. در اين راستا کارهاي زياد ديگري در حال صورت گرفتن است. در اروپا دانشمندان در تلاش براي ساخت رصدخانهاي به نام تلسکوپ اينشتين هستند که شبيه به تأسيسات لايگو اما با بازوهايي به طول ۱۰ کيلومتر هستند. همچنين سازمان فضايي اروپا قصد دارد رصدخانه فضايي امواج گرانشي eLISA را به فضا پرتاب کند. با اثبات امواج گرانشي ديد جديدي در جهان به وجود خواهد آمد. با استفاده از اين اطلاعات سالهاي آينده دانشمندان ميتوانند کشفيات بسيار زيادي درباره موضوعات مختلف مانند نظريه بيگبنگ،انفجارهاي ابرنواخترها،برخورد کهکشانها داشته باشند. اطلاعات دريافت شده در تاسيسات لايگو که وجود امواج گرانشي را ثابت کرد اثبات وجود امواج گرانشي مانند فعال شدن حسي جديد براي انسان است. از اين پس دانشمندان ميتوانند با اين قدرت و حس جديد، علاوه بر ديدن جهان، به آن گوش دهند.زماني که به جهان گوش ميکنيم، به رازهايي درباره زندگي سياهچالهها، تولد و مرگشان، پيوندشان و منبع تغذيهشان پي خواهيم برد. زماني که يک سياهچاله يک ستاره نوتروني را ميبلعد، ما آن را ميتوانيم رصد کنيم. سياهچالهها براي بشر تاکنون يک فرض بودهاند اما حالا به لطف امواج گرانشي دانشمندان ميتوانند براي اثبات وجود آنها تلاش کنند. ۱۰۰ سال قبل آلبرت اينشتين،وجود امواج گرانشي را به صورت تئوري مطرح کرد و يک قرن طول کشيد تا دانشمندان بتوانند آن را به صورت تجربي ثابت کنند. اينشتين يک بار ديگر توانست جهان را شگفت زده کند و بسياري با خبر اثبات امواج گرانشي بار ديگر گفتند: ممنون آقای اینشتن!
19 فوریه زادروز نیکلاس کپرنیک.
نیکلاس کپرنیک؛ستارهشناس، ریاضیدان و اقتصاددانی لهستانی بود که نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی را گسترش داد و به صورت علمی درآورد. وی پس از سالها مطالعه و مشاهده اجرام آسمانی به این نتیجه رسید که بر خلاف تصور پیشینیان زمین در مرکز کائنات قرار ندارد، بلکه این خورشید است که در مرکز منظومه شمسی است و سایر سیارات از جمله زمین به دور آن در حال گردشند.
نظریه انقلابی کپرنیک یکی از درخشانترین کشفیات عصر رنسانس است که نه فقط آغازگر ستارهشناسی نوین بود، بلکه دیدگاه بشر را دربارهٔ جهان هستی دگرگون کرد.
ازاولین اشخاصی که پی به نادرست بودن نظریهٔ زمین مرکزی برد شخصی به نام ابرخس بود همچنین فیثاغورس هم اشارهای به نظریهٔ خورشید مرکزی کرده بود
۱) ستارهشناسان دورهٔ اسلامی از زمان ابن هیثم به تناقضات فیزیکی و فلسفی موجود در مدل بطلمیوس پی برده و تلاشهای بسیاری برای حل آن از خود نشان داده بودند. خواجه نصیرالدین طوسی، قطبالدین شیرازی و مؤیدالدین عرضی از جمله کسانی بودند که در رصدخانه مراغه به تهیه و تنظیم مدلهای جدید غیربطلمیوسی برای حل این مشکلات پرداختند. این مدلها توسط کسانی مانند ابن شاطر دمشقی در قرون بعدی به اوج خود رسید. اگر چه تمام این مدلها همچنان زمین مرکزی بودند، ولی تناقضات مدل بطلمیوسی را حل مینمودند.
کپرنیک نیز با همین انگیزه دست به کار شد تا مدلی غیر بطلمیوسی برای عالم تنظیم کند، و امروزه میتوان ردپای دستاوردهای منجمین مکتب مراغه را در کارهای وی مشاهده کرد.
۲) از طرف دیگر، کپرنیک شدیداً تحت تأثیر تفکرات فیثاغورثی رایج در عصر خود بود. طبق این دیدگاه طبیعت همیشه منطبق بر سادهترین نظریه است و همیشه طبق روش هندسی و ریاضی و عددی قابل شناخت و بررسی است.
۳) همچنین فیثاغورثیان باستان ارزش بسیاری برای خورشید قائل بودند و آنرا مقدس میدانستند. کپرنیک نیز با برخورداری و اعتقاد از الهیات مسیحی معتقد بود که خورشید نماد مادی خدای پدر است و بسیار بجاست که شکوه و عظمت خدای پدر در خورشید آسمان تجلی بیابد. در نتیجه، عقل نمیپسندید که خورشید با تمام قداست و شکوهش در جایی جز در مرکز عالم، قرار گیرد.
۴) وی میدانست که برخی از فلاسفه یونان ادعا کرده بودند زمین حرکت میکند. به عقیده او نظر درستتر آن بود که خورشید در مرکز عالم و زمین مانند دیگر سیارات بدور خورشید در حرکت باشد. نظریه او بسیار انقلابی بود زیرا هم با اصول پذیرفته شده نجوم بطلمیوسی در تعارض بود و هم با نص کتاب مقدس. در سال ۱۵۱۴ کپرنیک دست نوشته کوتاهی را بین دوستان خود توزیع کرد که در آن دیدگاههایش را درباره فرضیه خورشید مرکزی به اختصار بیان کرده بود. نوشته کوتاه کپرنیک با استقبال زیادی روبرو شد و او را در جمع دانشمندان اروپایی نامآور گردانید. اما کپرنیک هنوز نظریهاش را قابل عرضه در محافل علمی نمیدانست و سالهای بعد را صرف مشاهدات دقیق و جمعآوری شواهد و مدارک کرد تا به آن اعتبار بیشتری بخشد. در سال ۱۵۳۳ شهرت کپرنیک به جایی رسیده بود که آلبرت ویدمانشتات منشی پاپ کلمنت هفتم یک رشته سخنرانی درباره نظریه او برای پاپ و گروهی از کاردینالها در واتیکان ترتیب داد.
در ۱۵۳۶ که تحقیقات کپرنیک به اتمام رسید دیگر در اروپا دانشمندی نبود که درباره نظریه انقلابی او چیزی نشنیده باشد و بسیاری در گوشه و کنار قاره خواستار انتشار آن بودند. او حتی در کلیسا نیز حامیان پرنفوذی داشت؛ کاردینال نیکلاس فون شونبرگ در نامهای خطاب به کپرنیک نوشت: «... ای مرد فاضل! امیدوارم که تقاضای مرا بیجا ندانی ولی مؤکداً از تو استدعا میکنم که کشف خود در باب کائنات را در معرض قضاوت دیگر نخبگان جهان قرار دهی و ضمناً در اولین فرصت ممکن شرحی از نظریه خود را همراه با جداول و هرچه که به آن مربوط است برای من ارسال داری...»
@physics_ir
این نامه تشویقآمیز اگر چه برای کپرنیک بسیار ارزشمند بود ولی کافی نبود تا او را به انتشار نظریه انقلابیاش متقاعد کند. وی همچنان به تکمیل تحقیقات خود ادامه داد تا سال ۱۵۳۹ که با ریاضیدانی به نام گئورگ یواخیم رتیکوس آشنا گردید و او را به شاگردی پذیرفت. این دو با هم نظریه جدید را مطالعه کردند. پس از دو سال رتیکوس با استفاده از اصول تئوری کپرنیک کتاب ناراتیو پریما را درباره حرکت زمین نوشت و در ۱۵۴۲ به نام کپرنیک بخشی از پژوهش او در مثلثات را منتشر کرد. در برابر اصرار شدید رتیکوس بالاخره کپرنیک پذیرفت که شرح کاملی درباره نظریه خود فراهم کند و آن را به نورنبرگ بفرستد تا با نظارت او به چاپ رسد. سرانجام کتاب در ۱۵۴۳ منتشر شد. کپرنیک اندکی پس از آن در ۲۴ مه همان سال در گذشت. میگویند اولین نسخه در زمانی به دست کپرنیک رسید که وی در بستر مرگ بود.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #زمین_مرکزی #بطلمیوس #کپرنیک
نیکلاس کپرنیک؛ستارهشناس، ریاضیدان و اقتصاددانی لهستانی بود که نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی را گسترش داد و به صورت علمی درآورد. وی پس از سالها مطالعه و مشاهده اجرام آسمانی به این نتیجه رسید که بر خلاف تصور پیشینیان زمین در مرکز کائنات قرار ندارد، بلکه این خورشید است که در مرکز منظومه شمسی است و سایر سیارات از جمله زمین به دور آن در حال گردشند.
نظریه انقلابی کپرنیک یکی از درخشانترین کشفیات عصر رنسانس است که نه فقط آغازگر ستارهشناسی نوین بود، بلکه دیدگاه بشر را دربارهٔ جهان هستی دگرگون کرد.
ازاولین اشخاصی که پی به نادرست بودن نظریهٔ زمین مرکزی برد شخصی به نام ابرخس بود همچنین فیثاغورس هم اشارهای به نظریهٔ خورشید مرکزی کرده بود
۱) ستارهشناسان دورهٔ اسلامی از زمان ابن هیثم به تناقضات فیزیکی و فلسفی موجود در مدل بطلمیوس پی برده و تلاشهای بسیاری برای حل آن از خود نشان داده بودند. خواجه نصیرالدین طوسی، قطبالدین شیرازی و مؤیدالدین عرضی از جمله کسانی بودند که در رصدخانه مراغه به تهیه و تنظیم مدلهای جدید غیربطلمیوسی برای حل این مشکلات پرداختند. این مدلها توسط کسانی مانند ابن شاطر دمشقی در قرون بعدی به اوج خود رسید. اگر چه تمام این مدلها همچنان زمین مرکزی بودند، ولی تناقضات مدل بطلمیوسی را حل مینمودند.
کپرنیک نیز با همین انگیزه دست به کار شد تا مدلی غیر بطلمیوسی برای عالم تنظیم کند، و امروزه میتوان ردپای دستاوردهای منجمین مکتب مراغه را در کارهای وی مشاهده کرد.
۲) از طرف دیگر، کپرنیک شدیداً تحت تأثیر تفکرات فیثاغورثی رایج در عصر خود بود. طبق این دیدگاه طبیعت همیشه منطبق بر سادهترین نظریه است و همیشه طبق روش هندسی و ریاضی و عددی قابل شناخت و بررسی است.
۳) همچنین فیثاغورثیان باستان ارزش بسیاری برای خورشید قائل بودند و آنرا مقدس میدانستند. کپرنیک نیز با برخورداری و اعتقاد از الهیات مسیحی معتقد بود که خورشید نماد مادی خدای پدر است و بسیار بجاست که شکوه و عظمت خدای پدر در خورشید آسمان تجلی بیابد. در نتیجه، عقل نمیپسندید که خورشید با تمام قداست و شکوهش در جایی جز در مرکز عالم، قرار گیرد.
۴) وی میدانست که برخی از فلاسفه یونان ادعا کرده بودند زمین حرکت میکند. به عقیده او نظر درستتر آن بود که خورشید در مرکز عالم و زمین مانند دیگر سیارات بدور خورشید در حرکت باشد. نظریه او بسیار انقلابی بود زیرا هم با اصول پذیرفته شده نجوم بطلمیوسی در تعارض بود و هم با نص کتاب مقدس. در سال ۱۵۱۴ کپرنیک دست نوشته کوتاهی را بین دوستان خود توزیع کرد که در آن دیدگاههایش را درباره فرضیه خورشید مرکزی به اختصار بیان کرده بود. نوشته کوتاه کپرنیک با استقبال زیادی روبرو شد و او را در جمع دانشمندان اروپایی نامآور گردانید. اما کپرنیک هنوز نظریهاش را قابل عرضه در محافل علمی نمیدانست و سالهای بعد را صرف مشاهدات دقیق و جمعآوری شواهد و مدارک کرد تا به آن اعتبار بیشتری بخشد. در سال ۱۵۳۳ شهرت کپرنیک به جایی رسیده بود که آلبرت ویدمانشتات منشی پاپ کلمنت هفتم یک رشته سخنرانی درباره نظریه او برای پاپ و گروهی از کاردینالها در واتیکان ترتیب داد.
در ۱۵۳۶ که تحقیقات کپرنیک به اتمام رسید دیگر در اروپا دانشمندی نبود که درباره نظریه انقلابی او چیزی نشنیده باشد و بسیاری در گوشه و کنار قاره خواستار انتشار آن بودند. او حتی در کلیسا نیز حامیان پرنفوذی داشت؛ کاردینال نیکلاس فون شونبرگ در نامهای خطاب به کپرنیک نوشت: «... ای مرد فاضل! امیدوارم که تقاضای مرا بیجا ندانی ولی مؤکداً از تو استدعا میکنم که کشف خود در باب کائنات را در معرض قضاوت دیگر نخبگان جهان قرار دهی و ضمناً در اولین فرصت ممکن شرحی از نظریه خود را همراه با جداول و هرچه که به آن مربوط است برای من ارسال داری...»
@physics_ir
این نامه تشویقآمیز اگر چه برای کپرنیک بسیار ارزشمند بود ولی کافی نبود تا او را به انتشار نظریه انقلابیاش متقاعد کند. وی همچنان به تکمیل تحقیقات خود ادامه داد تا سال ۱۵۳۹ که با ریاضیدانی به نام گئورگ یواخیم رتیکوس آشنا گردید و او را به شاگردی پذیرفت. این دو با هم نظریه جدید را مطالعه کردند. پس از دو سال رتیکوس با استفاده از اصول تئوری کپرنیک کتاب ناراتیو پریما را درباره حرکت زمین نوشت و در ۱۵۴۲ به نام کپرنیک بخشی از پژوهش او در مثلثات را منتشر کرد. در برابر اصرار شدید رتیکوس بالاخره کپرنیک پذیرفت که شرح کاملی درباره نظریه خود فراهم کند و آن را به نورنبرگ بفرستد تا با نظارت او به چاپ رسد. سرانجام کتاب در ۱۵۴۳ منتشر شد. کپرنیک اندکی پس از آن در ۲۴ مه همان سال در گذشت. میگویند اولین نسخه در زمانی به دست کپرنیک رسید که وی در بستر مرگ بود.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #زمین_مرکزی #بطلمیوس #کپرنیک
🆔 @physics_ir
نوابغ مشهور علم پزشکي در تاريخ جهان
🆔 @physics_ir
حرفه پزشکي جزو مهمترين شغلهاي دنياست زيرا جان تمام بيماران تنها به شيوه درماني پزشکان بستگي دارد از اين رو پزشکان همواره بايد به فکر نجات جان بيمارانشان باشند. در طول تاريخ پزشکان مشهوري وجود دارند که براي پيشرفت اين علم زحمات بسياري کشيدهاند و جان بيماران زيادي را نجات دادهاند. ميتوانيد تصاويري از مشهورترين پزشکان جهان را در تصاوير خبر ببينيد. ماري کوري اولين زن دارنده نوبل علمي دراين کره خاکي افرادي مثل ماري کوري و . . . کشف موادپزشکي تبديل به افراد با نفوذي در تاريخ اين علم شدهاند و از مرگ و مير هزاران انسان در دنيا جلوگيري کردند و اسم خود را در تاريخ بشريت براي هميشه درخشان و ماندگار کردند. اين دانشمند فرانسوي-لهستاني زني از خودگذشته و ساکت و در عين حال دانشمندي درخشان بود که نه تنها مطالعاتش توانست ديدگاه دانشمندان را نسبت به جهان تغيير دهد، بلکه وي براي دورانهاي متمادي به عنوان يک نماد فرهنگي متفاوت شناخته ميشد. کوري در سال 1867 متولد شده و بيشتر دوران زندگي حرفهاي خود را به مطالعه بر روي اصول و قواعد راديواکتيو پرداخت. در سال 1903 وي به همراه همسرش پير و هنري بککوئرل به خاطر مطالعات فيزيکشان درباره پديده تشعشعات نوبل فيزيک را دريافت کردند. ماري کوري در سال 1911 نيز نوبل شيمي را به خاطر کشف راديوم و پولونيوم از آن خود کرد و به يکي از معدود افرادي تبديل شد که در دو رشته مختلف نوبل دريافت کردهاند. کسي که يک دنيا را از آبله نجات داد ادوارد جنر را در دنيا پدر علم ايمونولوژي مينامند و او با طراحي دستگاه اينفوگرافيک، اولين بار واکسن را عليه آبله استفاده کرد و جمعيت بيشماري را در جهان نجات داد. ادوارد جنر به سال ۱۷۴۹ در "برکلي” از توابع گلاسترشر انگلستان به دنيا آمد. در شش سالگي پدرش که يک روحاني مسيحي بود ، درگذشت و برادر بزرگترش مسئوليت تربيت او را به عهده گرفت. تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس محلي گذراند، و در آنجا به تاريخ طبيعي علاقه مند شد. تحصيل طب را زير نظر "دانيل لادلو”، از جراحان "سادبري” در نزديکي "بريستول” آغازکرد. در اين هنگام بود که شيردوش، رابطه بين آبله گاوي و آبله را برايش تعريف کرد. در ۲۱ سالگي به لندن رفت تا زير نظر پزشک مشهوري به نام جان هانتر به تحصيل ادامه دهد. دوسال در منزل هانتر سکونت داشت. در سال ۱۷۷۱ سرجوزف بنکس او را استخدام کرد تا نمونه هاي جانوري را که در سفر اول کاپيتان کوک جمع آوري کرده بود، برايش آماده و مرتب کند. در دومين سفر اکتشافي کوک، به او پيشنهاد شد که به عنوان طبيعيدان با آنها همسفر شود، اما جنر براي آنکه طبابت خود را در برکلي، و بعدها در چلتنهم ادامه دهد، اين پيشنهاد را رد کرد. او به پرنده شناسي، زمين شناسي، موسيقي و سرودن شعر علاقه داشت، ولي در سال ۱۷۹۲ تصميم گرفت علاقه خود را منحصراً به پزشکي معطوف کند و بدين ترتيب، دکتراي پزشکي خود را از سن اندروز گرفت. فلورانس اولين پرستار بيمارستان جهان خانم فلورانس نايتينگل معروفترين پرستار تاريخ است که در کنار دکتر جنر کارواکسن ساني آبله را انجام ميداد. ماري کوري ، کاشف راديواکتيو است که در سال 1903 برنده جايزه نوبل شد و اولين زن تاريخ است که اين جايزه را از آن خود کرد. افراد ديگري چون زيگموند فرويد روانشناس، الکساندر فلمينگ سازنده آنتي بيوتيک، کارهاي مثبت شهر و سازندهاي را در جهت نجات ميليونها انسان انجام دادند. از ديگر پزشکان نخبهي توان به جوزف ليتر کاشف مسئله داروي ضد عظيم زنان نابارور و جوزف موري که اولين پيوند عضو را در دنياي پزشکي انجام داد و اسم خود را در دفتر رکوردهاي دنيا به ثبت رساند . گفتني است هميشه در مقابل انسان هاي ناشايست و ناسالم انسان هاي خيرخواه و پر تلاشي وجود دارند که همه فکر و ذهنشان برداشتن باري از دوش مردم است.
نوابغ مشهور علم پزشکي در تاريخ جهان
🆔 @physics_ir
حرفه پزشکي جزو مهمترين شغلهاي دنياست زيرا جان تمام بيماران تنها به شيوه درماني پزشکان بستگي دارد از اين رو پزشکان همواره بايد به فکر نجات جان بيمارانشان باشند. در طول تاريخ پزشکان مشهوري وجود دارند که براي پيشرفت اين علم زحمات بسياري کشيدهاند و جان بيماران زيادي را نجات دادهاند. ميتوانيد تصاويري از مشهورترين پزشکان جهان را در تصاوير خبر ببينيد. ماري کوري اولين زن دارنده نوبل علمي دراين کره خاکي افرادي مثل ماري کوري و . . . کشف موادپزشکي تبديل به افراد با نفوذي در تاريخ اين علم شدهاند و از مرگ و مير هزاران انسان در دنيا جلوگيري کردند و اسم خود را در تاريخ بشريت براي هميشه درخشان و ماندگار کردند. اين دانشمند فرانسوي-لهستاني زني از خودگذشته و ساکت و در عين حال دانشمندي درخشان بود که نه تنها مطالعاتش توانست ديدگاه دانشمندان را نسبت به جهان تغيير دهد، بلکه وي براي دورانهاي متمادي به عنوان يک نماد فرهنگي متفاوت شناخته ميشد. کوري در سال 1867 متولد شده و بيشتر دوران زندگي حرفهاي خود را به مطالعه بر روي اصول و قواعد راديواکتيو پرداخت. در سال 1903 وي به همراه همسرش پير و هنري بککوئرل به خاطر مطالعات فيزيکشان درباره پديده تشعشعات نوبل فيزيک را دريافت کردند. ماري کوري در سال 1911 نيز نوبل شيمي را به خاطر کشف راديوم و پولونيوم از آن خود کرد و به يکي از معدود افرادي تبديل شد که در دو رشته مختلف نوبل دريافت کردهاند. کسي که يک دنيا را از آبله نجات داد ادوارد جنر را در دنيا پدر علم ايمونولوژي مينامند و او با طراحي دستگاه اينفوگرافيک، اولين بار واکسن را عليه آبله استفاده کرد و جمعيت بيشماري را در جهان نجات داد. ادوارد جنر به سال ۱۷۴۹ در "برکلي” از توابع گلاسترشر انگلستان به دنيا آمد. در شش سالگي پدرش که يک روحاني مسيحي بود ، درگذشت و برادر بزرگترش مسئوليت تربيت او را به عهده گرفت. تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس محلي گذراند، و در آنجا به تاريخ طبيعي علاقه مند شد. تحصيل طب را زير نظر "دانيل لادلو”، از جراحان "سادبري” در نزديکي "بريستول” آغازکرد. در اين هنگام بود که شيردوش، رابطه بين آبله گاوي و آبله را برايش تعريف کرد. در ۲۱ سالگي به لندن رفت تا زير نظر پزشک مشهوري به نام جان هانتر به تحصيل ادامه دهد. دوسال در منزل هانتر سکونت داشت. در سال ۱۷۷۱ سرجوزف بنکس او را استخدام کرد تا نمونه هاي جانوري را که در سفر اول کاپيتان کوک جمع آوري کرده بود، برايش آماده و مرتب کند. در دومين سفر اکتشافي کوک، به او پيشنهاد شد که به عنوان طبيعيدان با آنها همسفر شود، اما جنر براي آنکه طبابت خود را در برکلي، و بعدها در چلتنهم ادامه دهد، اين پيشنهاد را رد کرد. او به پرنده شناسي، زمين شناسي، موسيقي و سرودن شعر علاقه داشت، ولي در سال ۱۷۹۲ تصميم گرفت علاقه خود را منحصراً به پزشکي معطوف کند و بدين ترتيب، دکتراي پزشکي خود را از سن اندروز گرفت. فلورانس اولين پرستار بيمارستان جهان خانم فلورانس نايتينگل معروفترين پرستار تاريخ است که در کنار دکتر جنر کارواکسن ساني آبله را انجام ميداد. ماري کوري ، کاشف راديواکتيو است که در سال 1903 برنده جايزه نوبل شد و اولين زن تاريخ است که اين جايزه را از آن خود کرد. افراد ديگري چون زيگموند فرويد روانشناس، الکساندر فلمينگ سازنده آنتي بيوتيک، کارهاي مثبت شهر و سازندهاي را در جهت نجات ميليونها انسان انجام دادند. از ديگر پزشکان نخبهي توان به جوزف ليتر کاشف مسئله داروي ضد عظيم زنان نابارور و جوزف موري که اولين پيوند عضو را در دنياي پزشکي انجام داد و اسم خود را در دفتر رکوردهاي دنيا به ثبت رساند . گفتني است هميشه در مقابل انسان هاي ناشايست و ناسالم انسان هاي خيرخواه و پر تلاشي وجود دارند که همه فکر و ذهنشان برداشتن باري از دوش مردم است.
❇ @physics_ir
■کوتولههاي سفيد با همديگر دعوا مي کنند و منفجر مي شوند!■
ستاره شناسان روس حاضر در تيم مطالعاتي ستاره هاي کوتوله هاي سفيد، تصورات سنتي در باره آنها مبني بر 'آرام ترين ستاره ها' را رد کردند. آنها مي گويند که شواهد نشان مي دهد که ستاره ها هنگام دعوا با يکديگر منفجر مي شوند. بر اثر چنين انفجاري، ستاره کاملا جديدي شکل گرفت که اوايل سال جاري توسط اخترشناسان به ثبت رسيد و از محبوبيت زيادي برخوردار شده است. دانشمندان در باره اصل و نسب آن پرداختند اما فرضيه نهايي اعلام نشد. ستاره مافوق نو ' SN 2014J ' که توسط دانشجويان دانشگاه لندن کشف شد، در ماه ژانويه يک ستاره به معناي کامل و محبوب شد. اخبار مربوط به اين ستاره مدت طولاني در صفحات روزنامه ها به چشم مي خورد. ظاهر شدن اين ستاره دانشمندان را مجبور به بازنگري در بعضي از تئوري هاي اخترشناسي کرد. قبلا فرض مي شد که وقتي سوخت ستاره اي به اندازه خورشيد، براي انجام واکنش ها تمام مي شود هسته آن تا اندازه سياره زمين جمع و آرام آرام سرد مي شود. 'کوتوله'هايي که در نتيجه چنين روندهايي شکل گرفتند در زمره ستاره هاي ساکن و فاقد نيروي جنبش به حساب مي آمدند که بخودي خود نمي توانند منفجر شوند. اما تحقيقات نشان داد که ستاره هاي 'جمع شده'هنوز مي توانند'خودي نشان بدهند' و در تعامل با ستارگان ديگر منفجر شوند. دانشمندان روسيه از چند مرکز علمي مسکو از جمله انستيتوي اخترشناسي آکادمي علوم روسيه همراه دانشمندان اروپايي از انستيتوي نجوم ماکس پلانک ثابت کردند که 'کوتوله هاي سفيد' واقعا از حالت انفجاري برخوردارند. تا کنون اخترشناسان ثبوت 'شرکت'کوتوله هاي سفيد در ظاهر شدن ستاره هاي ما فوق نو را در اختيار نداشتند. نيکلاي چوگاي شرکت کننده اين پروژه و رئيس بخش ستارگان متغيير انستيتوي اخترشناسي فدراسيون روسيه در اين باره توضيح داد: ثبوت موثق مي بايست هسته راديو اکتيوي باشد که در زمان انفجار ترمو هسته اي رخ مي دهد. بر طبق تئوري موجود در زمان چنين انفجاراتي ، هيدروژن واکسيژن که در کوتوله سفيد وجود دارد بايد با نيکل راديو اکتيو ادغام شود. نيکل راديو اکتيو بايد خيلي سريع به کوبالت راديو اکتيو مبدل شود و اين ماده به مرور زمان تغيير مي کند. اينک متخصصان درصدد هستند تا بدانند کوتوله سفيد چگونه به وزن زيادي رسيده است. وزن بسيار بالاي کوتوله هاي سفيد مي تواند ناشي از جذب ستاره هاي همجوار باشد. چنين تعاملي نهايتا باعث تولد ستارگان مافوق نو مي شود.
■کوتولههاي سفيد با همديگر دعوا مي کنند و منفجر مي شوند!■
ستاره شناسان روس حاضر در تيم مطالعاتي ستاره هاي کوتوله هاي سفيد، تصورات سنتي در باره آنها مبني بر 'آرام ترين ستاره ها' را رد کردند. آنها مي گويند که شواهد نشان مي دهد که ستاره ها هنگام دعوا با يکديگر منفجر مي شوند. بر اثر چنين انفجاري، ستاره کاملا جديدي شکل گرفت که اوايل سال جاري توسط اخترشناسان به ثبت رسيد و از محبوبيت زيادي برخوردار شده است. دانشمندان در باره اصل و نسب آن پرداختند اما فرضيه نهايي اعلام نشد. ستاره مافوق نو ' SN 2014J ' که توسط دانشجويان دانشگاه لندن کشف شد، در ماه ژانويه يک ستاره به معناي کامل و محبوب شد. اخبار مربوط به اين ستاره مدت طولاني در صفحات روزنامه ها به چشم مي خورد. ظاهر شدن اين ستاره دانشمندان را مجبور به بازنگري در بعضي از تئوري هاي اخترشناسي کرد. قبلا فرض مي شد که وقتي سوخت ستاره اي به اندازه خورشيد، براي انجام واکنش ها تمام مي شود هسته آن تا اندازه سياره زمين جمع و آرام آرام سرد مي شود. 'کوتوله'هايي که در نتيجه چنين روندهايي شکل گرفتند در زمره ستاره هاي ساکن و فاقد نيروي جنبش به حساب مي آمدند که بخودي خود نمي توانند منفجر شوند. اما تحقيقات نشان داد که ستاره هاي 'جمع شده'هنوز مي توانند'خودي نشان بدهند' و در تعامل با ستارگان ديگر منفجر شوند. دانشمندان روسيه از چند مرکز علمي مسکو از جمله انستيتوي اخترشناسي آکادمي علوم روسيه همراه دانشمندان اروپايي از انستيتوي نجوم ماکس پلانک ثابت کردند که 'کوتوله هاي سفيد' واقعا از حالت انفجاري برخوردارند. تا کنون اخترشناسان ثبوت 'شرکت'کوتوله هاي سفيد در ظاهر شدن ستاره هاي ما فوق نو را در اختيار نداشتند. نيکلاي چوگاي شرکت کننده اين پروژه و رئيس بخش ستارگان متغيير انستيتوي اخترشناسي فدراسيون روسيه در اين باره توضيح داد: ثبوت موثق مي بايست هسته راديو اکتيوي باشد که در زمان انفجار ترمو هسته اي رخ مي دهد. بر طبق تئوري موجود در زمان چنين انفجاراتي ، هيدروژن واکسيژن که در کوتوله سفيد وجود دارد بايد با نيکل راديو اکتيو ادغام شود. نيکل راديو اکتيو بايد خيلي سريع به کوبالت راديو اکتيو مبدل شود و اين ماده به مرور زمان تغيير مي کند. اينک متخصصان درصدد هستند تا بدانند کوتوله سفيد چگونه به وزن زيادي رسيده است. وزن بسيار بالاي کوتوله هاي سفيد مي تواند ناشي از جذب ستاره هاي همجوار باشد. چنين تعاملي نهايتا باعث تولد ستارگان مافوق نو مي شود.
🆔 @physics_ir
عبور غيرمنتظره يک سيارک از نزديکي زمين
يک سيارک در عبوري غيرمنتظره، روز دوشنبه (17 اسفند ماه) از فاصله کمي از زمين گذشت. دانشمندان زمان اين عبور را براي روز سهشنبه (18 اسفند) پيشبيني کرده بودند. سيارک نزديک زمين 2013 TX68 در ساعت 13:42 به وقت گرينويچ از فاصله چهار ميليون کيلومتري زمين عبور کرد. محققان مرکز سياره کوچک در کمبريج اندازه قطر اين جسم را بين 17 ا 54 کيلومتر تعيين کردهاند. براي درک بهتر فاصله، ماه در متوسط فاصله 384 هزار و 500 کيلومتري زمين گردش ميکند. دانشمندان تصور ميکردند که 2013 TX68 در روز سهشنبه از کنار زمين عبور کند اما ملاقات زودهنگام خيلي تکان دهنده نبود. مدار اين سيارک بطور دقيق شناخته نشده، از اين ترديدهاي زيادي در پيشبيني مسير پروازي آن وجود دارد. براي مثال، محققان ابتدا تصور ميکردند که اين رويارويي در روز شنبه (15 اسفند) رخ بدهد اما بعد اين تاريخ به روز سهشنبه تغيير پيدا کرد و در نهايت روز دوشنبه رخ داد. همچنين محدوده فواصل عبور نزديک اين جسم، بين 24 هزار تا پنج ميليون کيلومتر تخمين زده شده بود. با اين وجود، در هر کدام از اين فواصل هيچ خطري زمين را تهديد نميکند. اين سيارک که هر 780 روز يکبار به دور خورشيد ميگردد، حداقل تا يک قرن آينده براي زمين خطري ايجاد نخواهد کرد. سيارک 2013 TX68 در اکتبر 2013 توسط ستارهشناسان با تلسکوپ تحقيقات آسمان کاتالينا کشف شده است.
عبور غيرمنتظره يک سيارک از نزديکي زمين
يک سيارک در عبوري غيرمنتظره، روز دوشنبه (17 اسفند ماه) از فاصله کمي از زمين گذشت. دانشمندان زمان اين عبور را براي روز سهشنبه (18 اسفند) پيشبيني کرده بودند. سيارک نزديک زمين 2013 TX68 در ساعت 13:42 به وقت گرينويچ از فاصله چهار ميليون کيلومتري زمين عبور کرد. محققان مرکز سياره کوچک در کمبريج اندازه قطر اين جسم را بين 17 ا 54 کيلومتر تعيين کردهاند. براي درک بهتر فاصله، ماه در متوسط فاصله 384 هزار و 500 کيلومتري زمين گردش ميکند. دانشمندان تصور ميکردند که 2013 TX68 در روز سهشنبه از کنار زمين عبور کند اما ملاقات زودهنگام خيلي تکان دهنده نبود. مدار اين سيارک بطور دقيق شناخته نشده، از اين ترديدهاي زيادي در پيشبيني مسير پروازي آن وجود دارد. براي مثال، محققان ابتدا تصور ميکردند که اين رويارويي در روز شنبه (15 اسفند) رخ بدهد اما بعد اين تاريخ به روز سهشنبه تغيير پيدا کرد و در نهايت روز دوشنبه رخ داد. همچنين محدوده فواصل عبور نزديک اين جسم، بين 24 هزار تا پنج ميليون کيلومتر تخمين زده شده بود. با اين وجود، در هر کدام از اين فواصل هيچ خطري زمين را تهديد نميکند. اين سيارک که هر 780 روز يکبار به دور خورشيد ميگردد، حداقل تا يک قرن آينده براي زمين خطري ايجاد نخواهد کرد. سيارک 2013 TX68 در اکتبر 2013 توسط ستارهشناسان با تلسکوپ تحقيقات آسمان کاتالينا کشف شده است.
■حداقل اتلاف فوتونی در لیزر دو بعدی با ساختار نانو■
. @physics_ir
پژوهشگران با مطالعهی یک لیزر غشائی حاوی سوراخهایی با اندازه نانومتر، چگونگی کمینه کردن اتلاف فوتونها را بررسی کردهاند.
@physics_ir
جلوهی رنگارنگ بالهای پروانه، پرهای طاووس و عقیق به علت ساختارهای نانومقیاس آنهاست که بر نور منتشر شونده تاثیر میگذارد. این ساختارها که پژوهشگران در دههی 1980 به آنها لقب «کریستال فوتونی» دادند، در آزمایشگاه شبیه سازی شده و اساس لیزرهایی را تشکیل دادند که طول موج قابل تنظیم دارند. اکنون یک تیم تحقیقاتی به طور تجربی و نظری نشان دادهاند که چگونه هم رنگ و هم عملکرد لیزر کریستال فوتونی با طول کاواک تغییر میکند، نتیجهی شگفت انگیزی که با لیزرهای متداول تفاوت دارد. این یافتهها راه را برای استفاده از لیزرهای فوق کوچک به عنوان منبع نور در مدارهای مجتمع هموار میکند.
@physics_ir
جِسپر مورک Jesper Mork و گروه او در دانشگاه فنی دانمارک، با ایجاد چیدمانی از سوراخهایی با اندازهی نانو در لایهای از فسفید ایندیوم یک لیزر دو بعدی فوتونیک کریستال ساختهاند. با جا انداختن 1 تا 20 سوراخ از یک ردیف چیدمان، محققان نقصهایی به صورت کاواک ایجاد کردند که به طور موضعی نور فروسرخ را به دام میاندازد. آنها نشان دادند که نور درون کاواک تا 30 مرتبه آهستهتر از درون خلاء حرکت خواهد کرد.
@physics_ir
مورک و همکاران او، مشاهده کردند که هرچه کاواکها بزرگتر باشند فرکانس نور در کریستال فوتونیکشان کمتر خواهد شد. گروه با تحلیل اثرات نور کم سرعت و مدل سازی اتلاف آینهها- به علت بازتاب جزئی فوتونها در هر سر کاواک- و همچنین اتلاف حاصل از بینظمی- ناشی از نقص ساختاری- متوجه شد که تلفات به ازاء کاواکهایی با طول 8 تا 9 سوراخ کمینه خواهد شد. چنین نتیجهای بر خلاف لیزرهای معمولی است که درآنها همیشه کاواکهای بزرگتر اتلاف کمتری دارند.
این تحقیق در Physical Review Letters به چاپ رسیده است.
منبع
Not Too Short, Not Too Long
. @physics_ir
پژوهشگران با مطالعهی یک لیزر غشائی حاوی سوراخهایی با اندازه نانومتر، چگونگی کمینه کردن اتلاف فوتونها را بررسی کردهاند.
@physics_ir
جلوهی رنگارنگ بالهای پروانه، پرهای طاووس و عقیق به علت ساختارهای نانومقیاس آنهاست که بر نور منتشر شونده تاثیر میگذارد. این ساختارها که پژوهشگران در دههی 1980 به آنها لقب «کریستال فوتونی» دادند، در آزمایشگاه شبیه سازی شده و اساس لیزرهایی را تشکیل دادند که طول موج قابل تنظیم دارند. اکنون یک تیم تحقیقاتی به طور تجربی و نظری نشان دادهاند که چگونه هم رنگ و هم عملکرد لیزر کریستال فوتونی با طول کاواک تغییر میکند، نتیجهی شگفت انگیزی که با لیزرهای متداول تفاوت دارد. این یافتهها راه را برای استفاده از لیزرهای فوق کوچک به عنوان منبع نور در مدارهای مجتمع هموار میکند.
@physics_ir
جِسپر مورک Jesper Mork و گروه او در دانشگاه فنی دانمارک، با ایجاد چیدمانی از سوراخهایی با اندازهی نانو در لایهای از فسفید ایندیوم یک لیزر دو بعدی فوتونیک کریستال ساختهاند. با جا انداختن 1 تا 20 سوراخ از یک ردیف چیدمان، محققان نقصهایی به صورت کاواک ایجاد کردند که به طور موضعی نور فروسرخ را به دام میاندازد. آنها نشان دادند که نور درون کاواک تا 30 مرتبه آهستهتر از درون خلاء حرکت خواهد کرد.
@physics_ir
مورک و همکاران او، مشاهده کردند که هرچه کاواکها بزرگتر باشند فرکانس نور در کریستال فوتونیکشان کمتر خواهد شد. گروه با تحلیل اثرات نور کم سرعت و مدل سازی اتلاف آینهها- به علت بازتاب جزئی فوتونها در هر سر کاواک- و همچنین اتلاف حاصل از بینظمی- ناشی از نقص ساختاری- متوجه شد که تلفات به ازاء کاواکهایی با طول 8 تا 9 سوراخ کمینه خواهد شد. چنین نتیجهای بر خلاف لیزرهای معمولی است که درآنها همیشه کاواکهای بزرگتر اتلاف کمتری دارند.
این تحقیق در Physical Review Letters به چاپ رسیده است.
منبع
Not Too Short, Not Too Long
آلبرت اینیشتین در 14 مارس 1879 چشم به جهان گشود. او درکودکی " به گفته ی خودش " هوش چندانی نداشته اما تفکر ژرف او در طبیعت و عطش پایانی ناپذیر او در یادگیری، وی را به یکی از بزرگترین فیزیکدانان قرن بیستم و شاید طول تاریخ بدل کرد. امسال، در صدمین سالگرد نسبیت عام اینیشتین امواج گرانشی در لایگو کشف شدند که مهر تایید دیگری بر نسبیت عام بود.امروز روز بزرگی برای دوست داران فیزیک است چرا که امروز سالگرد تولد "پدر نسبیت"، آلبرت اینیشتین، است.
.
🎉🎊🎇🎆Happy birthday #EINSTEIN !
.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #زادروز #نسبیت #لایگو #گرانش
.
🎉🎊🎇🎆Happy birthday #EINSTEIN !
.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #زادروز #نسبیت #لایگو #گرانش
آلبرت اینیشتن از کودکی علاقه داشت تا دلیل اتفاقات اطراف خود را بداند. به گفته ی خودش در زمان کودکی عاشق قطب نمایی شده بود که پدرش به او هدیه داده بود. او همیشه از خودش می پرسید که چرا همیشه عقربه در راستای شمال و جنوب قرار میگیرد. جواب هایی که به او داده بودند چیزی بیش از اینکه نیرویی باعث اینکار میشود نبود و کسی نمی دانست که این نیرو از کجا سرچشمه میگیرد. او همچنان با فکر خویش بزرگ شد. ذهن آلبرت فراتر از این بود که کسی بتواند به سادگی به سوالاتش پاسخ دهد.
اما چرا وی نابغه شناخته شد؟
شاید سرنخی برای نبوغ وی این باشد که او میتوانست به جای ریاضیات محض، برحسب تصاویر فیزیکی بیاندیشد به تصاویری مانند قطار های متحرک یا ساعت های کش آمده! در سال 1902 دوست آلبرت ترتیب آنرا داد که اینیشتین به عنوان کارمند در دفتر ثبت اختراعات سویس مشغول شود ولی آلبرت جوان با این شغل دون پایه بزرگترین انقلاب تاریخ مدرن را راه انداخت. به نظر اینیشتین که با نیوتون نیز هم عقیده بود باید به فیزیک اندیشید ریاضیات بعدا می آیند البته یک نظریه باید به اندازه ای ساده باشد تا یک کودک نیز قادر به فهم آن باشد و شما چیزی را یاد نگرفته ای تا اینکه آنرا به توانید به یک کودک آموزش دهید!
این تصویر فیزیکی اینیشتین که از شانزده سالگی در ذهن وی نقش بسته بود یعنی اگر کسی از باریکه ی نور جلو بزند چه میشود؟ پایه ساز نظریه ی بزرگ فیزیکی وی یعنی نسبیت شد.
به زعم نیوتون شما میتوانستید از نور جلو بزنید چون چیز خاصی درباره ی سرعت نور نبود. یعنی باریکه ی نور زمانی که شما از آن سبقت میگیرید،باید ساکن بماند. اما آلبرت پی برد که هیچکس هرگز موجی از نور را ندیده است که ساکن باشد،یعنی مانند موجی منجمد.بنابراین نظریه نیوتون معقول نبود.
@physics_ir
@iotaph
سرانجام، به عنوان دانشجوی کالجی در زوریخ که معادله ی ماکسول را مطالعه می کرد،پاسخ را یافت! در میان این جستجو ها آلبرت اینیشتین پاسخ پرسش بچگی اش را فهمید: شما هرگز نمی توانید با باریکه ی نور مسابقه دهید،چون همیشه با سرعت ثابت از شما دور میشود،حالا هرچقدر هم که تند بروید.
همه ی انسان ها مساوی به دنیا می آیند آلبرت حتی در دوران مدرسه به عنوان گیج ترین فرد مدرسه شناخته شده بود تا حدی که او را میخواستند از مدرسه اخراج کنند. ولی او فراتر از اینها فکر میکرد تا اینکه به جواب نهایی خود رسید. هرکسی میتواند در جستجوی علت حوادث اطراف خویش باشد تا به جواب برسد پس برای شناخت علل نیاز ندارید تا نابغه باشید فقط کافیست تا فکر کنید. شاید اینیشتین بعدی الان در حال تفکر باشد!
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نابغه #نسبیت
اما چرا وی نابغه شناخته شد؟
شاید سرنخی برای نبوغ وی این باشد که او میتوانست به جای ریاضیات محض، برحسب تصاویر فیزیکی بیاندیشد به تصاویری مانند قطار های متحرک یا ساعت های کش آمده! در سال 1902 دوست آلبرت ترتیب آنرا داد که اینیشتین به عنوان کارمند در دفتر ثبت اختراعات سویس مشغول شود ولی آلبرت جوان با این شغل دون پایه بزرگترین انقلاب تاریخ مدرن را راه انداخت. به نظر اینیشتین که با نیوتون نیز هم عقیده بود باید به فیزیک اندیشید ریاضیات بعدا می آیند البته یک نظریه باید به اندازه ای ساده باشد تا یک کودک نیز قادر به فهم آن باشد و شما چیزی را یاد نگرفته ای تا اینکه آنرا به توانید به یک کودک آموزش دهید!
این تصویر فیزیکی اینیشتین که از شانزده سالگی در ذهن وی نقش بسته بود یعنی اگر کسی از باریکه ی نور جلو بزند چه میشود؟ پایه ساز نظریه ی بزرگ فیزیکی وی یعنی نسبیت شد.
به زعم نیوتون شما میتوانستید از نور جلو بزنید چون چیز خاصی درباره ی سرعت نور نبود. یعنی باریکه ی نور زمانی که شما از آن سبقت میگیرید،باید ساکن بماند. اما آلبرت پی برد که هیچکس هرگز موجی از نور را ندیده است که ساکن باشد،یعنی مانند موجی منجمد.بنابراین نظریه نیوتون معقول نبود.
@physics_ir
@iotaph
سرانجام، به عنوان دانشجوی کالجی در زوریخ که معادله ی ماکسول را مطالعه می کرد،پاسخ را یافت! در میان این جستجو ها آلبرت اینیشتین پاسخ پرسش بچگی اش را فهمید: شما هرگز نمی توانید با باریکه ی نور مسابقه دهید،چون همیشه با سرعت ثابت از شما دور میشود،حالا هرچقدر هم که تند بروید.
همه ی انسان ها مساوی به دنیا می آیند آلبرت حتی در دوران مدرسه به عنوان گیج ترین فرد مدرسه شناخته شده بود تا حدی که او را میخواستند از مدرسه اخراج کنند. ولی او فراتر از اینها فکر میکرد تا اینکه به جواب نهایی خود رسید. هرکسی میتواند در جستجوی علت حوادث اطراف خویش باشد تا به جواب برسد پس برای شناخت علل نیاز ندارید تا نابغه باشید فقط کافیست تا فکر کنید. شاید اینیشتین بعدی الان در حال تفکر باشد!
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نابغه #نسبیت
جدول انفجار در مقابل ابر قارچی, نمایش تفاوت مبان انفجار ۲۲ کیلوتن فت من و ۱۵ مگاتن کستل براو - @physics_ir
همارز تیانتی روشی برای ارزیابی میزان انرژی آزاد شده در اثر انفجار است. یک تن تیانتی برابر با ۴.۱۸۴ گیگا ژول است که در اثر انفجار یک تن ترینیتروتولوئن آزاد میگردد.
یک مگاتن تیانتی معادل ۴.۱۸۴ پتاژول انرژی است. کیلوتن و مگاتن تیانتی یکاهایی هستند که به صورت سنتی برای ارزیابی انرژی خروجی از انفجار به کار برده میشدند با وجودی که تیانتی قدرت انفجار قویی ندارد و دینامیت ۶۰ درصد قدر بیشتری نسبت به تیانتی دارد که انرژی آزاد شده توسط دینامیت حدود ۷.۵ مگاژول بر کیلوگرم هست در مقابل ۴.۱۸۴ مگاژول بر کیلوگرم که تیانتی آزاد میکند. از این یکا برای سنجش انرژی آزاد شده بر اثر فعالیتهای اتمی هسته یا سطح سیارهها و ستارهها نیز استفاده میشود.
@physics_ir
◾بمبهای معمول بین کمتر از یک تن تا پدر همه بمبها که ۴۴ تن هست قدرت انفجار دارند.
◾مقیاس کوچک، در سال ۱۹۸۵ ایالات متحده برای شبیه سازی انفجار اتمی ۴ کیلوتن تیانتی (۱۷ تراژول) بزرگترین انفجار برنامه ریزی شده تاریخ کره زمین را توسط ۴۴۰۰ تن آنفو انجام داد.
◾در تاریخ ۶ اوت ۱۹۴۵ بمب اتمی با قدرت ۱۵ کیلوتن تیانتی (۶۳ تراژول) بر روی شهر هیروشیما انداخت و مهمات جنگی اتمی ذخیره شده آمریکا حدود ۰٫۳ کیلوتن تیانتی (۱٫۳ تراژول) تا ۱٫۲ مگاتن تیانتی (۵٫۰ پتاژول) است.
◾در دوران جنگ سرد ایالات متحده آمریکا به بمب هیدروژنیای با قدرت ۲۵ مگاتن تیانتی (۱۰۰ پتاژول) رسید و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به بمب اتمیای با نام مستعار بمب تزار دست یافت که دارای قدرت آزمایش شدهٔ ۵۰ مگاتن تیانتی (۲۱۰ پتاژول) بود و حداکثر تا ۱۰۰ مگاتن تیانتی (۴۲۰ پتاژول) قابل افزایش بود.
یک مگاتن تیانتی معادل ۴.۱۸۴ پتاژول انرژی است. کیلوتن و مگاتن تیانتی یکاهایی هستند که به صورت سنتی برای ارزیابی انرژی خروجی از انفجار به کار برده میشدند با وجودی که تیانتی قدرت انفجار قویی ندارد و دینامیت ۶۰ درصد قدر بیشتری نسبت به تیانتی دارد که انرژی آزاد شده توسط دینامیت حدود ۷.۵ مگاژول بر کیلوگرم هست در مقابل ۴.۱۸۴ مگاژول بر کیلوگرم که تیانتی آزاد میکند. از این یکا برای سنجش انرژی آزاد شده بر اثر فعالیتهای اتمی هسته یا سطح سیارهها و ستارهها نیز استفاده میشود.
@physics_ir
◾بمبهای معمول بین کمتر از یک تن تا پدر همه بمبها که ۴۴ تن هست قدرت انفجار دارند.
◾مقیاس کوچک، در سال ۱۹۸۵ ایالات متحده برای شبیه سازی انفجار اتمی ۴ کیلوتن تیانتی (۱۷ تراژول) بزرگترین انفجار برنامه ریزی شده تاریخ کره زمین را توسط ۴۴۰۰ تن آنفو انجام داد.
◾در تاریخ ۶ اوت ۱۹۴۵ بمب اتمی با قدرت ۱۵ کیلوتن تیانتی (۶۳ تراژول) بر روی شهر هیروشیما انداخت و مهمات جنگی اتمی ذخیره شده آمریکا حدود ۰٫۳ کیلوتن تیانتی (۱٫۳ تراژول) تا ۱٫۲ مگاتن تیانتی (۵٫۰ پتاژول) است.
◾در دوران جنگ سرد ایالات متحده آمریکا به بمب هیدروژنیای با قدرت ۲۵ مگاتن تیانتی (۱۰۰ پتاژول) رسید و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به بمب اتمیای با نام مستعار بمب تزار دست یافت که دارای قدرت آزمایش شدهٔ ۵۰ مگاتن تیانتی (۲۱۰ پتاژول) بود و حداکثر تا ۱۰۰ مگاتن تیانتی (۴۲۰ پتاژول) قابل افزایش بود.