کانال علمی فیزیک ایران – Telegram
کانال علمی فیزیک ایران
1.76K subscribers
708 photos
89 videos
39 files
58 links
کانال علمی فیزیک ایران
مطالب علمی فیزیک
مطالب بروز از سیاهچاله ها و نظریات فیزیک
instagram : @physics.ir
Download Telegram
■چهار قلمرو مکانیک■
@physics_ir
مکانیک نیوتنی براي اغلب اهداف "زندگی روزمره" کفایـت مـیکنـد، امـا بـراي اشـیائی کـه بـا سرعتهاي بالا (نزدیک سرعت نور) حرکت میکنند، نادرست است. از این رو باید بـا نـسبیت خـاص (ارائه شده توسط اینشتین در سال 1905) جایگزین شود. مکانیک نیوتنی در مورد اشیائی کـه خیلـی کوچک (نزدیک اندازهي اتمها) هستند نیز، به دلایل دیگر، شکـست مـی خـورد و جـاي خـود را بـه مکانیک کوانتومی (ارائه شده توسط بـور، شـرودینگر، هـایزنبرگ و بـسیاري دیگـر غالبـاً در دهـه ي 1920 ) میدهد. براي اشیائی که بسیار سریع و بسیار کوچک هـستند (کـه در فیزیـک ذرات جدیـد امري مرسوم است) مکانیکی کار میکند کـه ترکیـب اصـول نـسبیت و کوانتـوم اسـت. ایـن مکانیـک کوانتومی نسبیتی با نام نظریه میدان کوانتومی شناخته میشود. این نظریه از دهه هـاي 1930 و 1940 شروع به کار کرد، اما حتی امروزه نمیتوان ادعا کرد که سیستمی کاملاً اقناع کننده است. در این کتاب، به غیر از فصل آخر، منحصراً در حوزه ي مکانیک کلاسیک کار خواهیم کرد. البته این در حالیست که الکترودینامیک با سادگی منحصر به فـردي در سـه قلمـرو دیگـر نیـز نفـوذ دارد. (در واقـع نظریـه ي الکترودینامیک در اغلب جهات، به نحو خودکاري با نسبیت خاص سازگار است. این نظریه به لحـاظ تاریخی محرك اصلی نسبیت بود.
منبع: الکترودینامیک
مولف: دیوید جی گریفیس
ترجمه: بهتاج. یغمایی
کانال تلگرام
@physics_ir

.
#فیزیک #نسبیت #کوانتوم #پیج_علمی_فیزیک_ایران #آیوتا
@physics_ir
نوبل که بود؟!؟!
کانال علمی فیزیک ایران:
@physics_ir
■آلفرد نوبل که بود؟ ■
آیوتا:دیروز صدوهشتادودومین سالگرد ولادت نوبل بود. کسی که در سوئد به دنیا آمد و در روسیه بزرگ شد. در فرانسه و امریکا به تحصیل پرداخت.
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد. "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. و پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های نوبل فیزیک و نوبل شیمی و ... می‌شناسیم.او امروز، هویت دیگری دارد.
@physics_ir
زندگی همین است.
مرزی بین جنگ و صلح ...
مرزی بین خوبی و بدی ...
.

@physics_ir

#فیزیک #المپیاد #دکتری #آیوتا #physics
پدر علوم در موضوعات مختلف
@physics_ir
🔴پدر علوم در زمینه های مختلف:
متن تصویر را حتما بخوانید. رشته های دیگر نیز در تصویر موجود است.
.@physics_ir
چقدر با این لیست موافقید
.
@physics_ir

#نجوم: #کوپرنیک
#مکانیک کلاسیک: #نیوتن
فیزیک #مدرن: #گالیله
فیزیک #هسته_ای: #رادرفورد
#کوانتوم مکانیک: ماکس #پلانک
#نسبیت: #اینشتن
#ترمودینامیک: سعدی #کارنو
.
@physics_ir
انجمن فیزیک آمریکا به مناسبت 125 امین سال انتشار مجله physical review یک timeline تاریخی فوق العاده جالب از تاثیرگذارترین مقالاتش رو توی این مقاله آورده است. (به خود مقالات اصلی هم اجازه دسترسی داده شده)

https://journals.aps.org/125years

فرستنده خبر: هادی گلیان اول

به کانال علمی فیزیک ايران بپيوندید:
👇👇👇👇
http://t.me/physics_ir
به کانال فیزیک ایران بپیوندید.
.
@physics_ir
در ویدئو سه هزار ساچمه فولادی قرار دارند که #شانس هر کدام برای ورود به هر مسیر پنجاه پنجاه است. اما در نهایت توزیع ساچمه ها شبیه #توزیع #زنگوله ای می شود.
به نظر آمار به فیزیک نزدیک تره تا ریاضی محض.
.
@physics_ir
توزیع #طبیعی ، یکی از مهمترین توزیع‌های احتمالی پیوسته در نظریه #احتمالات است. علت نام‌گذاری و همچنین اهمیت این توزیع، هم‌خوانی بسیاری از مقادیر حاصل شده، هنگام نوسان‌های طبیعی و فیزیکی پیرامون یک مقدار ثابت با مقادیر حاصل از این توزیع است. دلیل اصلی این پدیده، نقش توزیع طبیعی در قضیهٔ حد مرکزی است. به زبان ساده، در قضیهٔ حد مرکزی نشان داده می‌شود که تحت شرایطی، مجموع مقادیر حاصل از متغیرهای مختلف که هرکدام #میانگین و #پراکندگی متناهی دارند، با افزایش تعداد متغیرها، دارای توزیعی بسیار نزدیک به توزیع طبیعی است. این قانون که تحت شرایط و مفروضات طبیعی نیز برقرار است، سبب شده که برایند نوسان‌های مختلفِ تعداد زیادی از متغیرهای ناشناخته، در طبیعت به صورت توزیع طبیعی آشکار شود. بعنوان مثال، با اینکه متغیرهای زیادی بر میزان خطای اندازه‌گیریِ یک کمیت اثر می گذارند، (مانند خطای دید، خطای وسیله اندازه‌گیری، شرایط محیط و ...) اما با اندازه‌گیری های متعدد، برایند این خطاها همواره دارای توزیع طبیعی است که حول مقدار ثابتی پراکنده شده است. مثال‌های دیگری از این نوسان‌های طبیعی، طول قد، وزن یا بهرهٔ هوشی افراد است.
.
.
#فیزیک #پیج_علمی_فیزیک_ایران #مکانیک_آماری #statistics #statisticalmechanics
اشیاء میکروسکوپیکی که قادرند خودشان را در سیالات به جلو برانند، استفاده‌های بسیاری، همچون تحویل هدفدار داروها در جریان خون، دارند. پیشنهاد جدید نشان می‌دهد که یک ساختار ساده و ویژه قادر است خودش را در درون سیال به پیش براند؛ کره‌ای توخالی که مکرراً مچاله شده و خودش را تحت فشار بازیابی می‌کند. پژوهش‌گران این اثر را برای یک پوسته‌ی کشسان بزرگ نشان داده‌ و پیشنهاداتی برای مینیاتورسازی آن‌ها داده‌اند.

یک شناگر مکانیکی باید مجموعه‌ای دوره‌ای از تغییرات شکل را تحمل می‌کند تا به طریقی یک نیروی خالص را به وجود آورد. برای اشیاء بزرگ، حرکت خالص می‌تواند با ایجاد ضربه‌ی روبه جلویی سریعتر از ضربه‌ی روبه عقب ایجاد شود، اما این عمل برای اشیاء میکروسکوپیکی که آب را به عنوان مایعی با ویسکوزیته‌ی بالا تجربه می‌کنند، کارساز نیست. برای یک شناگر کوچک، این حرکت معکوس جابجایی مساوی و مخالفی، بدون توجه به سرعت تغییر حالت، را ایجاد می‌کند. نتیجه آن‌که شناگر قادر نخواهد بود تا به جایی برود.

به گفته‌ی گونو کوپی‌یر (Gwennou Coupier) از دانشگاه گرنوبل آلپ و مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه (CNRS): «یک گوش‌ماهی کوچک و ساده که بتواند تنها پوسته‌‌اش را باز یا بسته کند قادر به شناکردن نیست حتی اگر پوسته‌ی بسیار سریع‌تر از باز شدنش بسته شود. بنابراین قطعات شناگر میکروسکوپیکی عموماً حداقل به دو درجه‌ی آزادی نیاز دارند مثل دو جهتی که در آن تغییر شکل دهند؛ چیزی که سبب می‌شود تا کنترل آن‌ها به شکل بالقوه‌ای پیچیده‌تر شود.







یک طرح جدید عبارت است از کره‌ای که با تغییراتی در فشار اعمالی، مچاله شده و سپس دوباره متورم می‌شود. این شناگر شکل‌های اندک مختلفی را در طول دوفاز چرخه‌ایِ تورم-افتِ تروم تجربه می‌کند که شارش نامتقارنی را در سیال پیرامونی‌اش (فلش‌ها) تولید کرده و باعث می‌شود رو به جلو حرکت کند.





اما کوپی‌یر و همکارانش دریافته‌اند که اگر نیمه‌ی دوم چرخه دقیقا معکوس نیمه‌ی اولش نباشد، این محدودیت را می‌توان رفع کرد؛ چیزی که آن‌ها برای مورد ساده‌ی یک پوسته‌ی کروی کشسان بدست آورده‌اند. اگر فشار بیرونِ پوسته بیشتر از درون آن باشد، پوسته به شکل کاسه فرورفتگی می‌یابد. اما پژوهش‌گران نشان داده‌اند که این فرورفتگی شامل جمله‌ی اندک‌مختلفی از شکل‌هاست که به پوسته این امکان را می‌دهد تا رانش خالصی را تولید کند. بنابراین این شناگری تنها با یک تک‌پارامتر قابل کنترل است: اختلاف فشار بین درون و بیرون پوسته.

کوپی‌یر و همکارانش اثبات کرده‌اند که این نیروی محرکه‌ی لاستیک‌مانندِ (الاستومریک) بالن کروی به پهنای ۵ سانتی‌متر به یک پشتیبان متکی است و با یک پمپ هوا متورم می‌شود و از تورم در می‌آید. وقتی این پوسته در آب غوطه‌ور می‌شود، چرخه‌ی تورم-افتِ تورمِ کره یک جابجایی تقریباً در حدود ۷/۰ میلی‌متر ایجاد می‌کند و وقتی ویسکوزیته‌ی سیال ۱۰۰۰۰ برابر بیشتر از آب باشد، این جابجایی به ۴/۱ میلی‌متر می‌رسد. برای ویسکوزیته‌های بیشتر از آن کشش‌هایِ در خلاف جهت در طول تورم و افت تورم تا حد زیادی هم‌دیگر را خنثی می‌کنند.

با این حال، وضعیت در ویسکوزیته‌های بالا و پایین باهم یکی نیست. در درون آب این کره با مکش سیال به درون گودی با نیروی اندکی بیش‌تر از آنچه برای هل دادن آن استفاده می‌شود، به جلو حرکت می‌کند. اما در ویسکوزیته‌های بالا، نیروی پیشران از اصطکاکِ سطح پوسته ناشی می‌شود؛ وقتی که برخلاف محیط پیرامونی کشیده می‌شود. به بیان کوپی‌یر: «این شبیه آن است که شما در یک لوله‌ی باریک میخزید: شما با استفاده از اصطکاک دست‌ها و پاهایتان بر روی دیواره حرکت می‌کنید».

این مورد آخر (رژیم ویسکوز) شرایط کره‌ای ۱۰۰۰ برابر کوچک‌تر را که در آب شناور است تقلید می‌کند که در آن اثرات ویسکوزیته بزرگ‌تر است. یک راه برای کنترل تغییر شکل‌ها تغییر فشار خارجی خواهد بود. برای مثال با گذردادن امواج مافوق صوتی از سیال.

هوارد استون (Howard Stone) از دانشگاه پرینستون که متخصص مکانیک سیالات است می‌گوید که شواهدی که بر وجود نیروی پیشران در این سیستم‌های کروی وجود دارد، جدید و متقاعدکننده هستند. به گفته‌ی وی: «می‌توانم بعضی از انتقال‌های جهت‌دار را فرض کنم که در آن حباب‌های کوچک را تزریق کرده (مثل وقتی که دارو در پوسته‌ها گنجانده شده‌اند) و سپس جهت آن‌ها را به سمت مسیری با یک منبع فشار خارجی (صوت) هدایت می‌کنید».
اینکه این سیستم‌ها بهتر از میکروذرات (که با مکانیزم‌های دیگر حرکت می‌کنند) به پیش رانده می‌شوند یا نه بعداً معلوم خواهد شد؛ سیستم‌هایی مثل تغییرات دمایی یا تولید شیمیایی گاز از یک طرف که قبلاً برای تحویل هدفدار داروها استفاده شده است [1]. رامین گلستانیان، فیزیک‌دان ماده‌چگال نرم از دانشگاه آکسفورد در انگلستان می‌گوید که استدلال ساده‌ی کاهش مقیاس ممکن است کارساز نباشد. چون ذرات توخالیِ بسیار کوچک افت‌وخیرهای دمایی را تجربه می‌کنند که ممکن است خم‌شدگی‌های کمتری را ایجاد کرده و نیروی پیشران را نابود سازند.

اما کوپی‌یر می‌گوید که او و همکارانش اکنون در حال توسعه‌ی این رهیافت به مقیاس‌های میکروسکوپیکی هستند که با استفاده از «حباب‌های کپسوله‌شده» و پوسته‌های الاستیک سفارشی انجام خواهند شد. به گفته‌ی وی اگر چنان سیستمی بتواند کپسول‌های پر از دارو را به سوی هدفشان هدایت کند، می‌توان آن‌ها را با امواج مافوق صوتی با شدت بیشتر منفجر ساخت.

این پژوهش در مجله‌ی فیزیکال ریویو لترز به چاپ رسیده است.

درباره‌ی نویسنده:

فیلیپ بال نویسنده‌ی آزاد علمی در لندن است.

مرجع:

1. A. Joseph et al., “Chemotactic Synthetic Vesicles: Design and Applications in Blood-Brain Barrier Crossing,” Sci. Adv. 3, e1700362 (2017).
منبع:
Elastic Spherical Shell Can Swim
می‌توان جریانی از الکترون‌های هم‌ترازشده را برای بهبود نظم مغناطیسی و ابررسانایی در ابررساناهای بر پایه آهن استفاده کرد.
@physics_ir
در سال 1996، Luc Berger و John Slonczewski [1]، روشی را ابداع کردند که در آن از جریان الکتریکی برای معکوس کردن مغناطیدگی لایه نازکی از فلز استفاده می‌شد. روش کار به صورت اعمال جریانی از الکترون‌ها با اسپین‌های هم‌ترازشده در یک‌ جهت بود: «جریان اسپینی» در هنگام عبور از لایه نازک، بر مغناطیدگی لایه نازک گشتاوری با شدت کافی اعمال می‌کرد که می‌توانست آن را بچرخاند. آزمایش‌گران خیلی زود اثر سوئیچینگ مورد انتظار را [2] نشان دادند که علاوه بر فواید دیگر، به بازخوانی حافظه‌ها منتهی می‌شد. حافظه‌ها وسایلی هستند که از جریان اسپین برای جابه‌جایی و جایگذاری اطلاعات در حوزه‌های مغناطیسی بسیار کوچک استفاده می‌کنند [3].Seokhwan Choi از موسسه علوم و فن‌آوری پیشرفته کره و هم‌کارانش از نوع دیگری از اثر سوئیچینگ جریان اسپینی پرده برداشتند، این بار در ابررساناهای بر پایه آهن [4]. پژوهشگران نشان دادند این جریان می‌تواند برای بهبود دو پدیده استفاده شود: مغناطیس و ابررسانایی، که هر دو در کنار هم در ماده حضور پیدا می‌کنند. هم‌چنان که Berger و Slonczewskiپیش‌بینی کردند، به انواع وسایل و آزمایش‌های دیگر منجر شد. @physics_ir
غالباً تصور می‌شود که مغناطیس و ابررسانایی با یکدیگر در ستیز هستند. این دیدگاه منطقی است زیرا مغناطیدگی معمولاً گشتاورهای مغناطیسی تمرکزیافته‌ای ایجاد می‌کند که می‌تواند در ماده ابررسانا به طور ظریفی میان جفت الکترون‌ها با اسپین بالا و پایین (زوج‌های کوپر) جدایی بیندازد [5]. اما مغناطیس و ابررسانایی مجبور نیستند باهم ناسازگار باشند. مثالی برای حد کرانی این موضوع، ابررسانایی دوباره داخل‌شونده است [6]، که در آن ماده‌ای مغناطیسی در حضور میدان مغناطیسی قوی تبدیل به ابررسانا می‌شود [7]. ابررساناهای بر پایه آهن که Choiو هم‌کارانش مورد بررسی قرار دادند، با نام پینیکتیدهای (pnictides) آهن شناخته می‌شوند، مثال دیگری در این زمینه است. در این مواد، ابررسانایی و مغناطیس می‌توانند با هم وجود داشته باشند. حال این‌که این امر پدیده‌ای اتفاقی است یا واقعیتی قابل توجه، جای بحث دارد. پینیکتیدهای آهن در رده ابررساناهای دمای بالا (high- Tc) قرار می‌گیرد زیرا الکترون‌های آن‌ها در دمایی بسیار بالاتر از آن‌چه در نظریه ابررسانایی عادی انتظار می رود، جفت می‌شود. با وجود آن‌که برخی‌ها معتقدند ابررسانایی دمای بالا ناشی از جفت شدن الکترون‌ها به نوسانات قطبش اسپین است که غالباً مربوط به مغناطیس می‌باشد، این ایده را باید به صورت تجربی اثبات نمود.
@physics_ir
پژوهش Choi و هم‌کارانش گامی به سوی بهره بردن هم‌زمان از ویژگی‌های مغناطیس و ابررسانایی است. این گروه باSr2VO3FeAs کار کردند. همانند خیلی از پینیکتیدهای دیگر، اتم‌های آهن این ترکیب (Fe)، که مغناطیسی هستند، در لایه اتمی مجزایی قرار می‌گیرند (شکل 1، وسط). پژوهش‌های پیشین نشان دادند در دمای 5 کلوین، دمای کاری آزمایش‌های Choi و هم‌کارانش، اسپین‌های اتم‌های آهن به شکلی که C2نام دارد، مرتب می‌شود، که این نام‌گذاری به دلیل تقارن چرخشی درجه دو آن است (شکل 1، سمت چپ). پژوهش‌گران دریافتند مطابق این مشاهدات، هنگامی که سطح Sr2VO3FeAsرا با سر پروب STM (میکروسکوپ تونلی روبشی) اسکن کنند، در آرایش اتم‌های سطحی، ساختارهای نوار-مانندی دیده می‌شود. با این حال، وقتی پژوهش‌گران جریان اسپنی کاملاً بزرگی را به درون ماده تزریق می‌کردند، تقارن چرخشی درجه دو این ساختارها به تقارن چرخشی درجه چهار تبدیل می‌شد. در این‌جا جریان اسپینی با تجهیز کردن STM به یک سَریِ مغناطیسی تأمین شد. از این جا، پژوهش‌گران نتیجه گرفتند اسپین‌های آهن الگویی را شکل می‌دهد که C4 نام دارد، که تقارن چرخشی درجه چهار نیز دارد (شکل 1، سمت راست). این الگو پادفرومغناطیس است، یعنی نیمی از اسپین‌ها به یک سمت جهت‌گیری می‌کنند و نیم دیگر به سمت جهت مخالف. @physics_ir
این یافته، که جریان اسپنی از STM گشتاور موردنیاز برای تغییر نظم مغناطیسی را از حالت درجه 2 (C2) به درجه 4 (C4) تأمین می‌کند، خود یافته‌ای جدید و دور از انتظار است. اما پژوهش‌گران با استفاده از STM برای اندازه‌گیری ویژگی‌های الکترونی سطحSr2VO3FeAs در دماهای مختلف و قطبش‌های متفاوت جریان اسپین، چیزهای بیشتری آموختند. برای مثال،‌ وقتی سر پروبSTM در جاهای مختلف سطح قرار می‌گرفت، آن‌ها چگالی الکترونی حالت‌ها را شناسایی کردند که مستلزم اندازه‌گیری جریان تونلی میان سطح و سر پروب، به صورت تابعی از ولتاژ میان آن‌ها بود. Choi و هم‌کارانش، با مقایسه ویژگی‌ها در این طیف الکترونی STM با مدلها، دریافتند که گاف ابررسانا، که معیاری برای قدرت زوج‌های کوپر در ابررسانا است، در نواحی با الگوی C4 کوچک‌تر از گاف ابررسانا در نواحی C2 است. بنابراین، جمع‌بندی آنان چنین شد که مغناطیس C4 ابررسانایی را از بین می‌برد.
یافتن این رابطه مستقیم میان ابررسانایی و مغناطیس، برای کسانی که به دنبال یافتن توضیحی برای ابررساناهای دمای بالا هستند، خبری هیجان‌انگیز است. اما باید خاطرنشان کرد کهChoi و هم‌کارانش نظم پادفرومغناطیس یا ابررسانایی را مستقیماً مشاهده نکردند. اثبات قطعی پادفرومغناطیس بودن، مستلزم اندازه‌گیری تغییرات اسپین با دقت اتمی است. به همین صورت، برای تأیید آن‌که طیف الکترونی STM، که Choi و هم‌کارانش به دست آوردند، واقعاً به گاف ابررسانایی حساس است، یک نفر باید به طور مستقیم اندازه گاف را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. این کار را می‌توان با یک نوع STM اصلاح شده که سر پروب آن ابررسانا است،‌ انجام داد [8].
با دانستن دقیق ماهیت‌های نظم مغناطیسی و نظم ابررسانایی، اثراتی را که Choi و هم‌کارانش مشاهده کردند، می‌تواند تمامی انواع وسایل و آزمایش‌ها را به ذهن متبادر کند، ‌نه فقط آن‌هایی که به واقع قابل انجام است. برای مثال، یک ایده عملی می‌تواند کنترل و تنظیم جریان اسپین برای «نوشتن» اطلاعات روی اشیائی در ابعاد نانو است، که در آن از جریان برای چرخاندن یک ناحیه مغناطیسی از یک حالت نظم به حالتی دیگر، یا برای خاموش و روشن کردن ابررسانایی استفاده می‌شود. کاربرد دیگر می‌تواند استفاده از جریان برای ایجاد ناحیه کوچک مغناطیسی ولی غیرابررسانا،‌ در ماده است که این ماده می‌تواند دو ناحیه ابررسانا را به طور ضعیف به یکدیگر بچسباند. از چنین مجموعه‌ای می‌‌توان برای ساخت وسایل الکترونیکی ابررسانای قابل تغییر بهره برد. در حوزه فیزیک بنیادی، توانایی کنترل مکانی مغناطیس و ابررسانایی با یک STM، که Choi و هم‌کارانش نشان دادند،‌ می‌تواند به پژوهش‌گران برای مطالعه این فازهایی که سازش‌ناپذیر به نظر می‌رسند و نحوه حضور هم زمان آن‌ها در پینیکتیدهای آهن کمک کند. و احتمالاً این گونه اندازه‌گیری‌ها به ما خواهد گفت که تا چه حد مغناطیس (در صورت وجود) عنصری ضروری در ابررسانایی دمای بالا است.
این مقاله در نشریه Physical Review Letters منتشر شده است.
نویسنده: Dirk van der Marelاستاد تمام فیزیک دانشکده فیزیک ماده چگال دانشگاه ژنو از سال 2003 است. وی دکترای خود را در سال 1985 از دانشگاه گرونینگن گرفت. بعد از پژوهش‌ پسادکترا در آزمایشگاه‌های تحقیقاتی فیلیپس، برای استادیار شدن به دانشگاه دلفت رفت و در سال 1992 استاد تمام دانشگاه گرونینگن شد. او یکی از دانشمندان موسسه ماکس پلانک در اشتوتگارت و دانشگاه استنفورد است که افراد می‌توانند با وی ملاقات کنند. علایق پژوهشی او طیف‌سنجی اپتیکی و ویژگی‌های الکترونی سامانه‌های الکترونی است که به شدت به یکدیگر هم‌بسته هستند. در سال 2016 وی جایزه فرانک ایزاکسون APS را برای اثرات اپتیکی در جامدات دریافت کرد.
منبع: Order on Command
مراجع:
1. L. Berger, “Emission of Spin Waves by a Magnetic Multilayer Traversed by a Current,” Phys. Rev. B 54, 9353 (1996); J. C. Slonczewski, “Current-Driven Excitation of Magnetic Multilayers,” J. Magn. Magn. Mater. 159, 1 (1996).
2. M. Tsoi, A. G. M. Jansen, J. Bass, W.-C. Chiang, M. Seck, V. Tsoi, and P. Wyder, “Excitation of a Magnetic Multilayer by an Electric Current,” Phys. Rev. Lett. 80, 4281 (1998); E. B. Myers, D. C. Ralph, J. A. Katine, R. N. Louie, and R. A. Buhrman, “Current-Induced Switching of Domains in Magnetic Multilayer Devices,” Science 285, 867 (1999); J. A. Katine, F. J. Albert, R. A. Buhrman, E. B. Myers, and D. C. Ralph, “Current-Driven Magnetization Reversal and Spin-Wave Excitations in Co/Cu/Co Pillars,” Phys. Rev. Lett. 84, 3149 (2000).
رایانه‌های کوانتومی با دسترسی-آزاد در ژاپن جامه عمل به خود پوشیدند
سامانه‌ای اپتیکی، برای حل مسائل بهینه‌سازی ترکیبی به صورت آنلاین در دسترس افراد قرار گرفته است. این سامانه که QNN (شبکه عصبی کوانتومی) نام دارد،توسط موسسه انفورماتیک ملی ژاپن، یا همان مرکز تلگراف و تلفن نیپون (NTT) و دانشگاه توکیو ابداع شده است. @physics_ir
مسائل بهینه‌سازی ترکیبی، مسائلی هستند که تعداد بسیاری جواب قابل قبول دارند که باید بهترینشان مشخص شود. مثالی آشنا در این زمینه «مساله فروشنده دوره‌گرد» است که فرد تمایل دارد از کوتاه‌ترین مسیر ممکن به چندین مقصد سفر کند. این گونه مسائل در گستره وسیعی از کارهای بشر، از برنامه‌ریزی برای اقدامات پزشکی در بیمارستان گرفته تا به حداکثر رساندن عملکرد سامانه‌ای پیچیده نظیر فضاپیما دیده می‌شود.@physics_ir
چرخش و چرخش@physics_ir
QNN از حلقه‌ای 1 کیلومتری از فیبر نوری تشکیل شده است که دارای تقویت‌کننده حساس به فاز (PSA) و آرایه دروازه‌ای برنامه‌پذیر میدانی (FPGA یا field-programmable gate array) می‌باشد. اطلاعات در 2000 نوسانگر پارامتری نوری (OPOها) کدگذاری می‌شود که پالس‌های نوری هستند که می‌توانند در هر یک از دو حالت قطبش (0 و π) قرار بگیرند. این OPPها همانند بیت‌های کوانتومی (یا کیوبیت‌ها) که به داخل حلقه تزریق‌ شده‌اند، عمل می‌کنند. FPGA به صورت متوالی جفت‌های OPOرا اندازه‌گیری می‌کند و بعد از آن می‌تواند OPO‌ها را به گونه‌ای تنظیم کند که مساله دلخواه بهینه‌سازی ترکیبی را حل کند. این فرایند آن قدر تکرار می‌شود که OPO‌ها 1000 بار در حلقه دور می‌زنند و در هر بار عبور به وسیله PSA تقویت می‌شوند. این فرایند OPOها را به شکل خاصی از حالت‌های صفر و π درمی‌‌آورد که در نهایت به صورت جواب مساله خوانده می‌شود. @physics_ir
QNN رایانه کوانتومی عمومی نیست که قادر به پرداختن به گستره وسیعی از مسائل باشد، بلکه تنها به منظور بهینه‌سازی سامانه‌های قابل توضیح با مدل‌ آیزینگ طراحی شده است. در همه این سامانه‌ها جزئی وجود دارد که می‌تواند یکی از دو مقدار صفر یا π را بگیرد و تنها با همسایه‌هایش برهم‌کنش دارد. اگرچه این کار، کاربرد و سودمندی QNN را محدود کرده است، اما مدل آیزینگ برای توضیح بازه وسیعی از پدیده‌ها در فیزیک و ماورا قابل اعمال است. @physics_ir
دسترسی به این سامانه از طریق ابرQNN انجام می‌شود که در آن از کاربران جدید خواسته می‌شود حساب کاربری ایجاد کنند.
نویسنده: همیش جانستون (Hamish Johnston) ویراستار نشریه physicsworld.com.
منبع: Open-access quantum computer goes live in Japan