Telegram
Physics & Astronomy
We are butterflies in the universe!🪐
We look at the plain of stars✨🌙
Because the life of butterflies is short...🦋⏳
⬇️Admins⬇️
Created by: @FarmaniF
Exchanges: @Sahar_u
We look at the plain of stars✨🌙
Because the life of butterflies is short...🦋⏳
⬇️Admins⬇️
Created by: @FarmaniF
Exchanges: @Sahar_u
#اصل_مکملیت
1⃣بخش اول:
🔹 تکانه یا مومنتوم را با فرمول p=mv بیان و محاسبه میکنیم که میشود جرم ضرب در سرعت.
در اینجا میشود فهمید که جرم و سرعت با هم ارتباط دارند و اگر بخواهیم یک ذره را بررسی کنیم تا ببینیم در چه وضعیتی است، تکانه نقش اساسی دارد.
اما یک سوال بوجود می آید.
آیا صرفا با داشتن تکانه میشود وضعیت ذره را مشخص کرد؟
پاسخ خیر است!
علاوه بر تکانه، باید از مکان ذره مورد بررسی هم مطلع بشویم تا وضعیت ذره مشخص بشود.
پس ما باید همزمان هم تکانه و هم مکان ذره را بدانیم.
🔸این را میدانیم که اگر بخواهیم مکان یک ذره را بفهمیم، باید محدوده ای که داریم دنبال ذره میگردیم را خیلی محدود و کوچک کنیم و اصطلاحا، مقیاس باید کوچک باشد.
اما در این صورت، "دقت" اندازه گیری سرعت آن ذره که نقش مهمی در محاسبه تکانه دارد کمتر میشود!
حالا اگر برای اندازه گرفتن "دقیق" سرعت ذره، مقیاس را بزرگ کنیم آنوقت اندازه گیری سرعت بصورت دقیق تری انجام میشود اما "دقت" در اندازه گیری مکان ذره کاهش میابد.
🔹این رابطه که بیان میکند همواره نمیتوان هم تکانه و هم مکان ذره را بصورت دقیق اندازه گرفت و فقط یکی از این دوتا را میشود دقیق اندازه گرفت، "رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ" نام دارد که باعث میشود هیچوقت بصورت دقیق نتوانیم وضهیت ذره را بسنجیم.
مثلا عدم قطعیت مکان تکانه را با این فرمول نشان میدهیم:
Δp Δx ≥ ℏ
[دلتا پی × دلتا ایکس ≥ اچ بار]
Δ = تغییرات کمیت مورد نظر
P = مومنتوم
X = مکان
Δp= انحراف معیار مومنتوم
Δx = انحراف معیار مکان
ℏ = ثابت پلانک کاهش یافته
ℏ=h/2π
اما این فقط تکانه و مکان ذره نیست که به حالت عدم قطعیت در می آید.
برای بررسی یک ذره، باید همزمان انرژی و زمان را با هم بصورت "دقیق" اندازه گیری کنیم.
🔸این موضوع که باید هردو کمیت را مثل تکانه و مکان، یا مثلا انرژی و زمان همزمان و دقیق در دست داشته باشیم تا بتوانیم ذره را دقیق و کامل توصیف کنیم و توضیح بدهیم، اصل مکملیت بور است.
اما طبق رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ، نمیتوانیم هر دو کمیت را همزمان و دقیق اندازه بگیریم.
🔹اصل مکملیت را میتوان در جلوه های دیگری هم در نظر گرفت. مثلا درباره خاصیت موج گونه و یا ذره گونه ی ذرات نیز اصل مکملیت صادق است.
ذرات کوانتومی هم میتوانند رفتار موجی داشته باشند که حاصل سوپرپوزیشن کوانتومی است که از اصول مکانیک کوانتوم است، و هم میتوانند بعنوان ذره رفتار کنند.
🔸از قبلا پی بردیم که ماده و نور از ذرات ساخته شدند(مقاله دوم اینشتین و آزمایش فوتوالکتریک) و چرا پی بردیم ماده و نور بصورت موج ظاهر میشوند(آزمایش دوشکاف و طرح تداخل امواج)
گویی موج و ذره، دو بال یک پرنده هستند که اگر یکی از بال ها نباشد، پرنده نمیتواند پرواز کند.
این حقیقت که پرنده باید همزمان دو بال داشته باشد تا پرواز کند و نتیجه حاصل شود، مثال واضح و ساده ای از اصل مکملیت در مکانیک کوانتوم است.
🔹ما میدانیم ماده و نور، هم خاصیت ذره ای دارند و هم موجی؛ اما آخرین شرط برای اصل مکملیت، یک نتیجه کاملا منطقی و بر اساس شواهد تجربی است.
این که ماده و نور دو رفتار موجی و ذره ای دارد، اما نمیشود همزمان هر دو باهم اتفاق بیافتد.
یعنی در آن واحد، ماده و نور یا باید ذره باشد و یا موج.
🔸طبق اصول مکانیک کوانتوم، اگر نظارتی بر روی نور یا ماده نباشد و اندازه گیری انجام نشود، ذرات سازنده نور و ماده وارد حالتی میشوند که به آن سوپرپوزیشن یا به فارسی، اَبَر حالت میگوییم که سبب تشکیل موج میشود.
🔹از طرفی، اگر موج را اندازه گیری کنیم، تابع موج فروپاشی میکند و فقط روی یک حالت مجاز تمرکز میکند و فقط آن حالت واقعیت 100 درصد پیدا میکند که همان ذره را به ما نشان میدهد.
🔘اصل مکملیت میگوید همواره ما یا شاهد رفتار موجی هستیم و یا رفتار ذره ای!
⚠️اما آیا همیشه باید اصل مکملیت پابرجا باشد؟
🔗Source
--------------------------------------------------
☕️physics cafe
1⃣بخش اول:
🔹 تکانه یا مومنتوم را با فرمول p=mv بیان و محاسبه میکنیم که میشود جرم ضرب در سرعت.
در اینجا میشود فهمید که جرم و سرعت با هم ارتباط دارند و اگر بخواهیم یک ذره را بررسی کنیم تا ببینیم در چه وضعیتی است، تکانه نقش اساسی دارد.
اما یک سوال بوجود می آید.
آیا صرفا با داشتن تکانه میشود وضعیت ذره را مشخص کرد؟
پاسخ خیر است!
علاوه بر تکانه، باید از مکان ذره مورد بررسی هم مطلع بشویم تا وضعیت ذره مشخص بشود.
پس ما باید همزمان هم تکانه و هم مکان ذره را بدانیم.
🔸این را میدانیم که اگر بخواهیم مکان یک ذره را بفهمیم، باید محدوده ای که داریم دنبال ذره میگردیم را خیلی محدود و کوچک کنیم و اصطلاحا، مقیاس باید کوچک باشد.
اما در این صورت، "دقت" اندازه گیری سرعت آن ذره که نقش مهمی در محاسبه تکانه دارد کمتر میشود!
حالا اگر برای اندازه گرفتن "دقیق" سرعت ذره، مقیاس را بزرگ کنیم آنوقت اندازه گیری سرعت بصورت دقیق تری انجام میشود اما "دقت" در اندازه گیری مکان ذره کاهش میابد.
🔹این رابطه که بیان میکند همواره نمیتوان هم تکانه و هم مکان ذره را بصورت دقیق اندازه گرفت و فقط یکی از این دوتا را میشود دقیق اندازه گرفت، "رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ" نام دارد که باعث میشود هیچوقت بصورت دقیق نتوانیم وضهیت ذره را بسنجیم.
مثلا عدم قطعیت مکان تکانه را با این فرمول نشان میدهیم:
Δp Δx ≥ ℏ
[دلتا پی × دلتا ایکس ≥ اچ بار]
Δ = تغییرات کمیت مورد نظر
P = مومنتوم
X = مکان
Δp= انحراف معیار مومنتوم
Δx = انحراف معیار مکان
ℏ = ثابت پلانک کاهش یافته
ℏ=h/2π
اما این فقط تکانه و مکان ذره نیست که به حالت عدم قطعیت در می آید.
برای بررسی یک ذره، باید همزمان انرژی و زمان را با هم بصورت "دقیق" اندازه گیری کنیم.
🔸این موضوع که باید هردو کمیت را مثل تکانه و مکان، یا مثلا انرژی و زمان همزمان و دقیق در دست داشته باشیم تا بتوانیم ذره را دقیق و کامل توصیف کنیم و توضیح بدهیم، اصل مکملیت بور است.
اما طبق رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ، نمیتوانیم هر دو کمیت را همزمان و دقیق اندازه بگیریم.
🔹اصل مکملیت را میتوان در جلوه های دیگری هم در نظر گرفت. مثلا درباره خاصیت موج گونه و یا ذره گونه ی ذرات نیز اصل مکملیت صادق است.
ذرات کوانتومی هم میتوانند رفتار موجی داشته باشند که حاصل سوپرپوزیشن کوانتومی است که از اصول مکانیک کوانتوم است، و هم میتوانند بعنوان ذره رفتار کنند.
🔸از قبلا پی بردیم که ماده و نور از ذرات ساخته شدند(مقاله دوم اینشتین و آزمایش فوتوالکتریک) و چرا پی بردیم ماده و نور بصورت موج ظاهر میشوند(آزمایش دوشکاف و طرح تداخل امواج)
گویی موج و ذره، دو بال یک پرنده هستند که اگر یکی از بال ها نباشد، پرنده نمیتواند پرواز کند.
این حقیقت که پرنده باید همزمان دو بال داشته باشد تا پرواز کند و نتیجه حاصل شود، مثال واضح و ساده ای از اصل مکملیت در مکانیک کوانتوم است.
🔹ما میدانیم ماده و نور، هم خاصیت ذره ای دارند و هم موجی؛ اما آخرین شرط برای اصل مکملیت، یک نتیجه کاملا منطقی و بر اساس شواهد تجربی است.
این که ماده و نور دو رفتار موجی و ذره ای دارد، اما نمیشود همزمان هر دو باهم اتفاق بیافتد.
یعنی در آن واحد، ماده و نور یا باید ذره باشد و یا موج.
🔸طبق اصول مکانیک کوانتوم، اگر نظارتی بر روی نور یا ماده نباشد و اندازه گیری انجام نشود، ذرات سازنده نور و ماده وارد حالتی میشوند که به آن سوپرپوزیشن یا به فارسی، اَبَر حالت میگوییم که سبب تشکیل موج میشود.
🔹از طرفی، اگر موج را اندازه گیری کنیم، تابع موج فروپاشی میکند و فقط روی یک حالت مجاز تمرکز میکند و فقط آن حالت واقعیت 100 درصد پیدا میکند که همان ذره را به ما نشان میدهد.
🔘اصل مکملیت میگوید همواره ما یا شاهد رفتار موجی هستیم و یا رفتار ذره ای!
⚠️اما آیا همیشه باید اصل مکملیت پابرجا باشد؟
🔗Source
--------------------------------------------------
☕️physics cafe
❤3
Telegram
Physics & Astronomy
We are butterflies in the universe!🪐
We look at the plain of stars✨🌙
Because the life of butterflies is short...🦋⏳
⬇️Admins⬇️
Created by: @FarmaniF
Exchanges: @Sahar_u
We look at the plain of stars✨🌙
Because the life of butterflies is short...🦋⏳
⬇️Admins⬇️
Created by: @FarmaniF
Exchanges: @Sahar_u
#اصل_مکملیت
2⃣بخش دوم:
🔹ریچارد فاینمن که به راستی یکی از تاثیرگذارترین فیزیکدان های تاریخ در پیشبرد مکانیک کوانتوم است، درباره آزمایش معروف دو شکاف به دانشجویانش در کلاس میگوید:
"آزمایش دو شکاف قلب مکانیک کوانتومی را در خود دارد. در واقع، تنها راز را در بر دارد...هیچ کس نمی تواند توضیحی عمیق تر از آنچه که من از این پدیده داده ام به شما بدهد."
گویا توضیحاتش خیلی غیرقابل درک بنظر میرسیده! اما طبق گفته های خودش، توضیحی عمیق تر وجود ندارد، واقعا هم وجود ندارد!
علتش این است که ما با دو خاصیت بسیار عجیب و شگفت انگیز، یعنی موجی-ذره ای از مواد و نور مواجهیم. این دو که به دو بال یک پرنده تشبیه شدند، طبق اصل مکملیت بور باید باهم وجود داشته باشند، اما نمیتوانند همزمان باهم اتفاق بیافتند؛ ما یا ذره میبینیم یا موج.
در آزمایش دو شکاف، وقتی فوتون یا الکترون با دو شکاف روبرو میشوند، رفتار موجی نشان میدهند و اگر یک دتکتور یا آشکار ساز در محل دوشکاف قرار دهیم، دیگر شاهد رفتار موجی نیستیم! این همان اصل کوانتوم است که به اصل نظارت و اندازه گیری هم میشناسیم.
🔸ما با یک چیز واحد و یکپارچه و رفتار آماری و میانگینی روبرو هستیم و نام آن را "نور و ماده" میگذاریم.
اما در ریاضیات، همه ما بر سر اعداد توافق کردیم. مثلا به سیب میگوییم: یک عدد سیب!
اما آیا واقعا با یک عدد سیب طرفیم؟ اصلا عدد 1 یعنی چه؟ آیا قبل از ظهور انسان، چیزی بنام 1 در طبیعت وجود داشت؟
همان سیب را میتوان به بخش های زیادی تقسیم کرد.
🔹تا قبل از اینشتین و زمینه سازی های قبل از او توسط دیگر فیزیکدانان تاریخ، قرن ها کلیسا دیدگاهش بر جامعه حاکم بود.
کلیسا میگفت ماده را تا بینهایت مرتبه میتوان نصف کرد، یعنی مثلا یک ریسمان یک متری را میتوان نصف کرد که میشود 50 سانتی متر و نصف آن را نیز میتوان دوباره نصف کرد که میشود 25 سانتی متر و الی آخر...
اگر طول یک ریسمان که مثالی از ماده است را بشود تا بی نهایت نصف کرد، پس مسافت را هم باید بتوان نصف کرد.
🔸فرض کنید میخواهیم از یک مبداء مشخص به یک مقصد مشخص برویم؛ مثلا از خانه مان بلند میشویم و حرکت میکنیم، سپس بعد از گذر مقداری زمان، به محل کار یا دفتر مان میرسیم و دوباره این مسیر را بعد از ظهر بازمیگردیم. اگر مسافت از نظر عددی(ریاضیاتی) در عمل و بصورت فیزیکی هم تا بینهایت نصف بشود، پس میتوان پرسید که چگونه به مقصد میرسیم؟ چون فرآیند نصف کردن مسافت از نظر عددی و طول، هیچ موقع تمام نمیشود و تا بینهایت بار میشود نصف کرد. حتی مکاتب فلسفی بسیار مطرحی وجود دارند که میگویند ماده، نور، زمان و طول را میشود تا بینهایت بار نصف کرد!
🔹اما همواره این سوال مطرح است که پس چرا مبداء تا مقصد بعد از پیمودن راه بمدت زمان مشخص، تمام میشود و به مقصد میرسیم؟!
پس باید چیزی وجود داشته باشد که مسافت و طول، زمان، میزان انرژی و مقدار ماده را محدود نگه دارد.
🔸در اینجا به یک عدد میرسیم که پلانک آن را محاسبه و با نماد h ارائه کرد. آن عدد که به ثابت پلانک مشهور است:
h= 6.62 × 10-³⁴ Js
که بصورت کاهیده میشود:
ℏ= h/2π = 1.05 × 10-³⁴ Js
اما آیا سوالمان پاسخ داده شد؟ نه!
همچنان موضوع سر جایش است؛ آیا عدد 1 واقعا یک دانه است؟
آیا وقتی میگوییم یک عدد سیب، فقط یک عدد سیب داریم؟ یا توافق کردیم که به آن جسم قرمز رنگ که از درخت میچینیم بگوییم یک عدد سیب؟
🔹حقیقت این است که خود سیب به تکه های زیادی تقسیم میشود، از حدی کوچکتر هم تقسیم نمیشود و بنا بر ثابت پلانک، به مقیاس های کوچکی میرسیم و در حوزه ذرات بنیادی دیگر نمیشود چیزی را تقسیم کرد، اما همچنان اعداد سر جای خودشان هستند و خود ثابت پلانک هم حتی کاهیده میشود و با علامت اچ بار ℏنمایش داده میشود!
پس واقعا ذات عدد چیست؟
صرفا یک توافق منطقی بر سر رفتار موجی-ذره ای چیزی که اصلا نمیدانیم آن چیز هم چیست!
واقعا آن چیست؟
انرژی؟ میدان کوانتومی؟ آیا اینها جواب سوال هستند؟ حقیقتا خیر! موضوع این است: نمیدانیم!
اما میشود کمی عمیق تر شد تا فهمید واقعا چه خبر است؟
یک سیب را به قطعات ریزتری بنام اتم تقسیم میکنیم، در آن ابعاد و مقیاس، رفتارها بسیار عجیب هستند. اصل مکملیت و خاصیت ذره ای یا موجی بودن.
این دو باهم ارتباط مستقیم دارند، رفتاری از یک چیز واحد هستند که نمیدانیم دقیقا و ماهیتاً آن چیز چیست!
🔹فقط فهمیدیم گاهی موج است، گاهی ذره، و میشود انتخاب کرد که کدام خاصیت را اجرا کند.
مثلا کاملا دست ما است و مختاریم یک آشکار ساز را در محل دو شکاف قرار بدهیم تا شاهد رفتار ذره ای باشیم، یا آشکار ساز را برداریم تا شاهد رفتار موجی باشیم.
🔸اینکه ما مختاریم تا انتخاب کنیم خیلی مهم است.
فراموش نکنید، ماده و نور حاصل اصل مکملیت و دو رفتار از یک چیز هستند!
خیلی عجیب است، به راستی هیچ توضیح عمیق تری وجود ندارد!
🔗Source
☕️physics cafe
2⃣بخش دوم:
🔹ریچارد فاینمن که به راستی یکی از تاثیرگذارترین فیزیکدان های تاریخ در پیشبرد مکانیک کوانتوم است، درباره آزمایش معروف دو شکاف به دانشجویانش در کلاس میگوید:
"آزمایش دو شکاف قلب مکانیک کوانتومی را در خود دارد. در واقع، تنها راز را در بر دارد...هیچ کس نمی تواند توضیحی عمیق تر از آنچه که من از این پدیده داده ام به شما بدهد."
گویا توضیحاتش خیلی غیرقابل درک بنظر میرسیده! اما طبق گفته های خودش، توضیحی عمیق تر وجود ندارد، واقعا هم وجود ندارد!
علتش این است که ما با دو خاصیت بسیار عجیب و شگفت انگیز، یعنی موجی-ذره ای از مواد و نور مواجهیم. این دو که به دو بال یک پرنده تشبیه شدند، طبق اصل مکملیت بور باید باهم وجود داشته باشند، اما نمیتوانند همزمان باهم اتفاق بیافتند؛ ما یا ذره میبینیم یا موج.
در آزمایش دو شکاف، وقتی فوتون یا الکترون با دو شکاف روبرو میشوند، رفتار موجی نشان میدهند و اگر یک دتکتور یا آشکار ساز در محل دوشکاف قرار دهیم، دیگر شاهد رفتار موجی نیستیم! این همان اصل کوانتوم است که به اصل نظارت و اندازه گیری هم میشناسیم.
🔸ما با یک چیز واحد و یکپارچه و رفتار آماری و میانگینی روبرو هستیم و نام آن را "نور و ماده" میگذاریم.
اما در ریاضیات، همه ما بر سر اعداد توافق کردیم. مثلا به سیب میگوییم: یک عدد سیب!
اما آیا واقعا با یک عدد سیب طرفیم؟ اصلا عدد 1 یعنی چه؟ آیا قبل از ظهور انسان، چیزی بنام 1 در طبیعت وجود داشت؟
همان سیب را میتوان به بخش های زیادی تقسیم کرد.
🔹تا قبل از اینشتین و زمینه سازی های قبل از او توسط دیگر فیزیکدانان تاریخ، قرن ها کلیسا دیدگاهش بر جامعه حاکم بود.
کلیسا میگفت ماده را تا بینهایت مرتبه میتوان نصف کرد، یعنی مثلا یک ریسمان یک متری را میتوان نصف کرد که میشود 50 سانتی متر و نصف آن را نیز میتوان دوباره نصف کرد که میشود 25 سانتی متر و الی آخر...
اگر طول یک ریسمان که مثالی از ماده است را بشود تا بی نهایت نصف کرد، پس مسافت را هم باید بتوان نصف کرد.
🔸فرض کنید میخواهیم از یک مبداء مشخص به یک مقصد مشخص برویم؛ مثلا از خانه مان بلند میشویم و حرکت میکنیم، سپس بعد از گذر مقداری زمان، به محل کار یا دفتر مان میرسیم و دوباره این مسیر را بعد از ظهر بازمیگردیم. اگر مسافت از نظر عددی(ریاضیاتی) در عمل و بصورت فیزیکی هم تا بینهایت نصف بشود، پس میتوان پرسید که چگونه به مقصد میرسیم؟ چون فرآیند نصف کردن مسافت از نظر عددی و طول، هیچ موقع تمام نمیشود و تا بینهایت بار میشود نصف کرد. حتی مکاتب فلسفی بسیار مطرحی وجود دارند که میگویند ماده، نور، زمان و طول را میشود تا بینهایت بار نصف کرد!
🔹اما همواره این سوال مطرح است که پس چرا مبداء تا مقصد بعد از پیمودن راه بمدت زمان مشخص، تمام میشود و به مقصد میرسیم؟!
پس باید چیزی وجود داشته باشد که مسافت و طول، زمان، میزان انرژی و مقدار ماده را محدود نگه دارد.
🔸در اینجا به یک عدد میرسیم که پلانک آن را محاسبه و با نماد h ارائه کرد. آن عدد که به ثابت پلانک مشهور است:
h= 6.62 × 10-³⁴ Js
که بصورت کاهیده میشود:
ℏ= h/2π = 1.05 × 10-³⁴ Js
اما آیا سوالمان پاسخ داده شد؟ نه!
همچنان موضوع سر جایش است؛ آیا عدد 1 واقعا یک دانه است؟
آیا وقتی میگوییم یک عدد سیب، فقط یک عدد سیب داریم؟ یا توافق کردیم که به آن جسم قرمز رنگ که از درخت میچینیم بگوییم یک عدد سیب؟
🔹حقیقت این است که خود سیب به تکه های زیادی تقسیم میشود، از حدی کوچکتر هم تقسیم نمیشود و بنا بر ثابت پلانک، به مقیاس های کوچکی میرسیم و در حوزه ذرات بنیادی دیگر نمیشود چیزی را تقسیم کرد، اما همچنان اعداد سر جای خودشان هستند و خود ثابت پلانک هم حتی کاهیده میشود و با علامت اچ بار ℏنمایش داده میشود!
پس واقعا ذات عدد چیست؟
صرفا یک توافق منطقی بر سر رفتار موجی-ذره ای چیزی که اصلا نمیدانیم آن چیز هم چیست!
واقعا آن چیست؟
انرژی؟ میدان کوانتومی؟ آیا اینها جواب سوال هستند؟ حقیقتا خیر! موضوع این است: نمیدانیم!
اما میشود کمی عمیق تر شد تا فهمید واقعا چه خبر است؟
یک سیب را به قطعات ریزتری بنام اتم تقسیم میکنیم، در آن ابعاد و مقیاس، رفتارها بسیار عجیب هستند. اصل مکملیت و خاصیت ذره ای یا موجی بودن.
این دو باهم ارتباط مستقیم دارند، رفتاری از یک چیز واحد هستند که نمیدانیم دقیقا و ماهیتاً آن چیز چیست!
🔹فقط فهمیدیم گاهی موج است، گاهی ذره، و میشود انتخاب کرد که کدام خاصیت را اجرا کند.
مثلا کاملا دست ما است و مختاریم یک آشکار ساز را در محل دو شکاف قرار بدهیم تا شاهد رفتار ذره ای باشیم، یا آشکار ساز را برداریم تا شاهد رفتار موجی باشیم.
🔸اینکه ما مختاریم تا انتخاب کنیم خیلی مهم است.
فراموش نکنید، ماده و نور حاصل اصل مکملیت و دو رفتار از یک چیز هستند!
خیلی عجیب است، به راستی هیچ توضیح عمیق تری وجود ندارد!
🔗Source
☕️physics cafe
❤2
Forwarded from فیزیک با طعم چای
☕️فیزیک با طعم چای
🔭 رصد زحل مغرور و زیبا
🌌به مناسبت رویداد جذاب مقابله زحل و اعتدال پاییزی
🗓 تاریخ برگزاری: دوشنبه ۳۱ شهريورماه ۱۴۰۴
🕰 زمان برگزاری: ۱۹:۳۰ تا ۲۱
🏛️ رصدخانه دانشگاه فردوسی مشهد
📍آدرس: دانشگاه فردوسی مشهد، بین میدان علوم و ورودی شرقی دانشگاه، دانشکده علوم، طبقه دوم، رصدخانه
📢 حضور برای عموم علاقهمندان آزاد است.
✨با حضور استاد مطیعی، کارشناس رصدخانه✨
💫بیایید شبی را سر به هوا باشیم💫
⚠️به دلیل سرمای هوا، لباس گرم همراه داشته باشید.
#فیزیک_با_طعم_چای
#رصدخانه_دانشکده_علوم_دانشگاه_فردوسی_مشهد
📸 خانم معصومه بختیاری
🆔 @chayophysicsfum
🆔 https://news.1rj.ru/str/scifum
🆔 @fumobservatory
🔭 رصد زحل مغرور و زیبا
🌌به مناسبت رویداد جذاب مقابله زحل و اعتدال پاییزی
🗓 تاریخ برگزاری: دوشنبه ۳۱ شهريورماه ۱۴۰۴
🕰 زمان برگزاری: ۱۹:۳۰ تا ۲۱
🏛️ رصدخانه دانشگاه فردوسی مشهد
📍آدرس: دانشگاه فردوسی مشهد، بین میدان علوم و ورودی شرقی دانشگاه، دانشکده علوم، طبقه دوم، رصدخانه
📢 حضور برای عموم علاقهمندان آزاد است.
✨با حضور استاد مطیعی، کارشناس رصدخانه✨
💫بیایید شبی را سر به هوا باشیم💫
⚠️به دلیل سرمای هوا، لباس گرم همراه داشته باشید.
#فیزیک_با_طعم_چای
#رصدخانه_دانشکده_علوم_دانشگاه_فردوسی_مشهد
📸 خانم معصومه بختیاری
🆔 @chayophysicsfum
🆔 https://news.1rj.ru/str/scifum
🆔 @fumobservatory
❤4
Forwarded from انجمن فیزیک ایران
چرا روی یخ لیز میخوریم؟ : باورهای قدیمی به چالش کشیده میشوند
اخبار انجمن فیزیک ایران
این تصویر نشان میدهد که روی سطح یخ وقتی جسم دیگری مانند چوب اسکی، اسکیت روی یخ یا زیرههای کفش در تماس با آن قرار میگیرد، چه اتفاقی میافتد: ساختار بلوری منظم قبلی مولکولهای آب ناگهان مختل میشود. بیش از صد سال است که دانش آموزان سراسر جهان آموختهاند که یخ با اعمال فشار و اصطکاک ذوب میشود. ...
@psinews
مطالعهی بیشتر در سایت انجمن فیزیک
اخبار انجمن فیزیک ایران
این تصویر نشان میدهد که روی سطح یخ وقتی جسم دیگری مانند چوب اسکی، اسکیت روی یخ یا زیرههای کفش در تماس با آن قرار میگیرد، چه اتفاقی میافتد: ساختار بلوری منظم قبلی مولکولهای آب ناگهان مختل میشود. بیش از صد سال است که دانش آموزان سراسر جهان آموختهاند که یخ با اعمال فشار و اصطکاک ذوب میشود. ...
@psinews
مطالعهی بیشتر در سایت انجمن فیزیک
🔰در هر بار که به نظریه نسبیت اینشتین میپردازیم، مهم است که میان دو نظریهای که در مجموع نسبیت اینشتین را تشکیل میدهند، تمایز قائل شویم: نسبیت خاص و نسبیت عام.
1⃣نسبیت خاص :
🔹سال انتشار: ۱۹۰۵
🔹کاربرد: تنها برای چارچوبهای مرجع لَخت کاربرد دارد. چارچوب لَخت به چارچوبی گفته میشود که در آن جسمی که تحت تأثیر هیچ نیرویی نیست، یا ساکن است و یا با سرعت ثابت حرکت میکند.
نکته جالب: اینشتین در هنگام انتشار نسبیت خاص تنها ۲۶ سال داشت.
2⃣نسبیت عام:
🔸سال انتشار: ۱۹۱۶
🔸کاربرد: علاوه بر چارچوبهای مرجع لَخت، برای چارچوبهای مرجع غیرلَخت نیز کاربرد دارد. این نظریه به شتاب و گرانش میپردازد و مفهوم گرانش را به عنوان انحنای فضا-زمان معرفی میکند.
هر دو نظریه توسط آلبرت اینشتین توسعه یافتهاند.
↩️ در واقع مهمترین تفاوت میان این دو نظریه در چارچوبهای مرجع مورد بررسی است.
📌به عبارت دیگر، نسبیت خاص به بررسی قوانین فیزیک برای ناظرانی میپردازد که در حال حرکت با سرعت ثابت و بدون شتاب نسبت به یکدیگر هستند. مفاهیمی مانند اتساع زمان و انقباض طول که در نسبیت خاص مطرح میشوند، همگی در این چارچوب بررسی میشوند.
📌در مقابل، نسبیت عام به بررسی حرکتهای شتابدار میپردازد و مهمتر از آن، گرانش را به عنوان یک پدیده شتابدار تعریف میکند. اینشتین با اصل همارزی نشان داد که اثرات گرانش موضعی، از اثرات شتاب یکسان در یک چارچوب مرجع غیرلَخت قابل تشخیص نیستند. این درک نوین از گرانش، آن را از یک نیرو به انحنای فضا-زمان تبدیل کرد که توسط جرم و انرژی ایجاد میشود.
🔗Source
------------------------------------------------
☕️physics cafe
1⃣نسبیت خاص :
🔹سال انتشار: ۱۹۰۵
🔹کاربرد: تنها برای چارچوبهای مرجع لَخت کاربرد دارد. چارچوب لَخت به چارچوبی گفته میشود که در آن جسمی که تحت تأثیر هیچ نیرویی نیست، یا ساکن است و یا با سرعت ثابت حرکت میکند.
نکته جالب: اینشتین در هنگام انتشار نسبیت خاص تنها ۲۶ سال داشت.
2⃣نسبیت عام:
🔸سال انتشار: ۱۹۱۶
🔸کاربرد: علاوه بر چارچوبهای مرجع لَخت، برای چارچوبهای مرجع غیرلَخت نیز کاربرد دارد. این نظریه به شتاب و گرانش میپردازد و مفهوم گرانش را به عنوان انحنای فضا-زمان معرفی میکند.
هر دو نظریه توسط آلبرت اینشتین توسعه یافتهاند.
↩️ در واقع مهمترین تفاوت میان این دو نظریه در چارچوبهای مرجع مورد بررسی است.
📌به عبارت دیگر، نسبیت خاص به بررسی قوانین فیزیک برای ناظرانی میپردازد که در حال حرکت با سرعت ثابت و بدون شتاب نسبت به یکدیگر هستند. مفاهیمی مانند اتساع زمان و انقباض طول که در نسبیت خاص مطرح میشوند، همگی در این چارچوب بررسی میشوند.
📌در مقابل، نسبیت عام به بررسی حرکتهای شتابدار میپردازد و مهمتر از آن، گرانش را به عنوان یک پدیده شتابدار تعریف میکند. اینشتین با اصل همارزی نشان داد که اثرات گرانش موضعی، از اثرات شتاب یکسان در یک چارچوب مرجع غیرلَخت قابل تشخیص نیستند. این درک نوین از گرانش، آن را از یک نیرو به انحنای فضا-زمان تبدیل کرد که توسط جرم و انرژی ایجاد میشود.
🔗Source
------------------------------------------------
☕️physics cafe
Telegram
Physics & Astronomy
We are butterflies in the universe!🪐
We look at the plain of stars✨🌙
Because the life of butterflies is short...🦋⏳
⬇️Admins⬇️
Created by: @FarmaniF
Exchanges: @Sahar_u
We look at the plain of stars✨🌙
Because the life of butterflies is short...🦋⏳
⬇️Admins⬇️
Created by: @FarmaniF
Exchanges: @Sahar_u
#اصل_مکملیت
بخش سوم:
🔹 این را خوب میدانیم که چیزی وجود دارد که از خودش هم رفتار موجی نشان میدهد و هم ذره ای، موقعی که اندازه گیری و نظارت کنید ذره است و اگر نظارتش نکنید، موج است.
🔸مجموع این دو رفتار، ماده و نور را در جهان ما تداعی میکند که همان نور احتمالا باعث درک ابعاد جهان میشود.
اما این نظارت دقیقا یعنی چه؟
مثلا برهمکنش یک ذره با یک ذره دیگر، باعث فروپاشی تابع موج آن ذره میشود. لزوما قرار نیست یک انسان بالای سر ذره و آزمایش بایستد و به فرآیند نظارت کند!
اصلا اینکه برخی ادعا میکنند انسان باعث فروپاشی تابع موج میشود یک حرف غیر علمی و غیر حرفه ای است!
با این اوصاف، نقش ناظر آگاه در فروپاشی تابع موج کاملا آشکار است.
در حالت کلی جهان و تمام قوانین کوانتوم و البته در پی اینها، برهمکنش ها و فروپاشی ها در جریانند، اما چه میشود وقتی این جریانات توسط انسان سمت و سو بگیرند و انسان با اراده خودش وارد عمل بشود و در این فرآیندها دخالت کند؟
🔹مثلا در آزمایش دوشکاف، این انسان است که فوتون یا الکترون را وادار میکند تا رفتار موجی یا ذره ای از خودش نشان دهد.
از طرفی، این کاملا غیر منطقی بنظر میرسد که بگوییم نور، هم رفتار موجی دارد و هم ذره ای(اصل مکملیت) و حاصل همین دو رفتار هم نور را میسازد! همچنین درباره ماده!
🔸رفتار موجی-ذره ای است که نور و ماده را تداعی میکند، آنوقت خود نور و ماده هستند که رفتار ذره ای و موجی دارند! اینجا یک چیز کم است، انگار گربه سیاهی در اتاق تاریکی گم شده و نمیتوانیم آن را درست ببینیم!
🔸موضوع از آنجایی عجیب تر میشود که بگوییم اطلاعات پایسته هستند و از بین نمیروند، اما ما با یک اصلی بنام اصل مکملیت سر و کار داریم که حکم میکند یا ذره وجود دارد و یا موج، که درست هم میگوید، اما در حالت موج ما با حالت های متعددی از یک چیز طرفیم که تا قبل از اندازه گیری اصلا اطلاع نداریم کدام حالت واقعی است، اما همه حالت ها همزمان اتفاق میافتند!
🔹وقتی پای آشکارساز را برای اندازه گیری و نظارت به سیستم باز میکنیم، به یکباره موج فرومیپاشد و از بین تمام آن حالت ها فقط یکی از آنها باقی میماند و واقعیت را شکل میدهد!
💢مسئله اینجاست:
پس حالت های دیگر کجا رفتند؟
واقعا نابود شدند؟
اصلا بر چه معیار و منطقی این حالت به خصوص که از بین تمام آن حالت ها در سوپرپوزیشن وجود داشت، انتخاب و اعمال شد؟
چرا هربار نتایج متفاوت هستند و انگار هیچ معیاری وجود ندارد؟
اما واقعا چه خبر است؟
مگر میشود حالت های مجاز یک سیستم کوانتومی نابود بشوند و بعد بصورت تصادفی و غیرقابل پیشبینی فقط یک حالت باقی بماند و واقعیت پیدا کند؟!
ما اولین کسانی نیستیم که به این مسئله فکر میکنیم. جان ویلر به تمام اینها و فراتر از اینها فکر کرده و شاید هم پاسخ نسبتا خوبی دارد.
در پست بعدی یک بازنگری به آزمایش انتخاب تاخیردار ویلر خواهیم داشت.
🔗Source
--------------------------------------------------
☕️physics cafe
بخش سوم:
🔹 این را خوب میدانیم که چیزی وجود دارد که از خودش هم رفتار موجی نشان میدهد و هم ذره ای، موقعی که اندازه گیری و نظارت کنید ذره است و اگر نظارتش نکنید، موج است.
🔸مجموع این دو رفتار، ماده و نور را در جهان ما تداعی میکند که همان نور احتمالا باعث درک ابعاد جهان میشود.
اما این نظارت دقیقا یعنی چه؟
مثلا برهمکنش یک ذره با یک ذره دیگر، باعث فروپاشی تابع موج آن ذره میشود. لزوما قرار نیست یک انسان بالای سر ذره و آزمایش بایستد و به فرآیند نظارت کند!
اصلا اینکه برخی ادعا میکنند انسان باعث فروپاشی تابع موج میشود یک حرف غیر علمی و غیر حرفه ای است!
با این اوصاف، نقش ناظر آگاه در فروپاشی تابع موج کاملا آشکار است.
در حالت کلی جهان و تمام قوانین کوانتوم و البته در پی اینها، برهمکنش ها و فروپاشی ها در جریانند، اما چه میشود وقتی این جریانات توسط انسان سمت و سو بگیرند و انسان با اراده خودش وارد عمل بشود و در این فرآیندها دخالت کند؟
🔹مثلا در آزمایش دوشکاف، این انسان است که فوتون یا الکترون را وادار میکند تا رفتار موجی یا ذره ای از خودش نشان دهد.
از طرفی، این کاملا غیر منطقی بنظر میرسد که بگوییم نور، هم رفتار موجی دارد و هم ذره ای(اصل مکملیت) و حاصل همین دو رفتار هم نور را میسازد! همچنین درباره ماده!
🔸رفتار موجی-ذره ای است که نور و ماده را تداعی میکند، آنوقت خود نور و ماده هستند که رفتار ذره ای و موجی دارند! اینجا یک چیز کم است، انگار گربه سیاهی در اتاق تاریکی گم شده و نمیتوانیم آن را درست ببینیم!
🔸موضوع از آنجایی عجیب تر میشود که بگوییم اطلاعات پایسته هستند و از بین نمیروند، اما ما با یک اصلی بنام اصل مکملیت سر و کار داریم که حکم میکند یا ذره وجود دارد و یا موج، که درست هم میگوید، اما در حالت موج ما با حالت های متعددی از یک چیز طرفیم که تا قبل از اندازه گیری اصلا اطلاع نداریم کدام حالت واقعی است، اما همه حالت ها همزمان اتفاق میافتند!
🔹وقتی پای آشکارساز را برای اندازه گیری و نظارت به سیستم باز میکنیم، به یکباره موج فرومیپاشد و از بین تمام آن حالت ها فقط یکی از آنها باقی میماند و واقعیت را شکل میدهد!
💢مسئله اینجاست:
پس حالت های دیگر کجا رفتند؟
واقعا نابود شدند؟
اصلا بر چه معیار و منطقی این حالت به خصوص که از بین تمام آن حالت ها در سوپرپوزیشن وجود داشت، انتخاب و اعمال شد؟
چرا هربار نتایج متفاوت هستند و انگار هیچ معیاری وجود ندارد؟
اما واقعا چه خبر است؟
مگر میشود حالت های مجاز یک سیستم کوانتومی نابود بشوند و بعد بصورت تصادفی و غیرقابل پیشبینی فقط یک حالت باقی بماند و واقعیت پیدا کند؟!
ما اولین کسانی نیستیم که به این مسئله فکر میکنیم. جان ویلر به تمام اینها و فراتر از اینها فکر کرده و شاید هم پاسخ نسبتا خوبی دارد.
در پست بعدی یک بازنگری به آزمایش انتخاب تاخیردار ویلر خواهیم داشت.
🔗Source
--------------------------------------------------
☕️physics cafe
Forwarded from Physics Station 🚂
📣 فراخوان جذب دانشجو #لیسانس و #ارشد برای درس پروژه، کارگاه، کارآموزی و رساله
با سلام و احترام 🌷
دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشتههای:
✔️ علوم پایه (فیزیک، ریاضی، علوم کامپیوتر)
✔️ فنی-مهندسی (برق، کامپیوتر، مکانیک)
که علاقهمند به انجام ریزپروژههای علمی-پژوهشی و یا فنی-مهندسی بهصورت داوطلبانه در قالب پروژه درسی، کارآموزی یا کارگاه با رویکردی ✨کاربردی، عملیاتی و مهارتافزا✨ هستند، میتوانند درخواست خود را ارسال نمایند.
📌 شرایط اولیه:
توانمندی در حداقل یکی از زمینه های زیر الزامی است
🔸 نظری/تئوری
🔸 آزمایشگاهی/تجربی
🔸 پردازش داده/تصویر و برنامهنویسی
🔸هوش مصنوعی و یادگیری عمیق
🔸طراحی و ساخت اپتیکی یا الکترواپتیکی
🔸 طراحی و ساخت الکترونیکی و پیادهسازیهای دیجیتال و RF
🔸 تعهد اخلاقی-حرفهای در انجام فعالیت محوله
⚙️ حوزههای اصلی پروژهها:
▪️ فیزیک-اپتیک: اندازهگیری و سنجش اپتیکی، کاربرد لیزر در مشخصهیابی، پردازشهای اپتیکی
▪️ فناوری کوانتومی: حسگری و سنجش کوانتومی، ارتباطات و مخابرات کوانتومی، رایانش و شبیهسازیهای کوانتومی
▪️ مهندسی و ساخت: ابزارآلات و دستگاههای الکترواپتیکی، الکترونیک، مخابرات و دیجیتال
‼️توجه: پروژهها متناسب با تخصص، علاقه و توانمندی شما و پس از مصاحبه علمی-فنی اولیه مشخص خواهند شد.
در صورت عملکرد موفق، امکان معرفی به شرکتها و مراکز پژوهشی مرتبط وجود خواهد داشت.
📬نحوه ارسال درخواست:
رزومه خود را در قالب ایمیلی با عنوان:
«پروژه - اسم و فامیل - دانشگاه محل تحصیل - دانشکده محل تحصیل»
ارسال نمایید.
📧 motazedifard.ali@gmail.com
🌐 https://scholar.google.com/citations?user=cQsByUQAAAAJ&hl=en
با احترام 🌹
علی معتضدی فرد
هیئت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
@PhysicsStation
با سلام و احترام 🌷
دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشتههای:
✔️ علوم پایه (فیزیک، ریاضی، علوم کامپیوتر)
✔️ فنی-مهندسی (برق، کامپیوتر، مکانیک)
که علاقهمند به انجام ریزپروژههای علمی-پژوهشی و یا فنی-مهندسی بهصورت داوطلبانه در قالب پروژه درسی، کارآموزی یا کارگاه با رویکردی ✨کاربردی، عملیاتی و مهارتافزا✨ هستند، میتوانند درخواست خود را ارسال نمایند.
📌 شرایط اولیه:
توانمندی در حداقل یکی از زمینه های زیر الزامی است
🔸 نظری/تئوری
🔸 آزمایشگاهی/تجربی
🔸 پردازش داده/تصویر و برنامهنویسی
🔸هوش مصنوعی و یادگیری عمیق
🔸طراحی و ساخت اپتیکی یا الکترواپتیکی
🔸 طراحی و ساخت الکترونیکی و پیادهسازیهای دیجیتال و RF
🔸 تعهد اخلاقی-حرفهای در انجام فعالیت محوله
⚙️ حوزههای اصلی پروژهها:
▪️ فیزیک-اپتیک: اندازهگیری و سنجش اپتیکی، کاربرد لیزر در مشخصهیابی، پردازشهای اپتیکی
▪️ فناوری کوانتومی: حسگری و سنجش کوانتومی، ارتباطات و مخابرات کوانتومی، رایانش و شبیهسازیهای کوانتومی
▪️ مهندسی و ساخت: ابزارآلات و دستگاههای الکترواپتیکی، الکترونیک، مخابرات و دیجیتال
‼️توجه: پروژهها متناسب با تخصص، علاقه و توانمندی شما و پس از مصاحبه علمی-فنی اولیه مشخص خواهند شد.
در صورت عملکرد موفق، امکان معرفی به شرکتها و مراکز پژوهشی مرتبط وجود خواهد داشت.
📬نحوه ارسال درخواست:
رزومه خود را در قالب ایمیلی با عنوان:
«پروژه - اسم و فامیل - دانشگاه محل تحصیل - دانشکده محل تحصیل»
ارسال نمایید.
📧 motazedifard.ali@gmail.com
🌐 https://scholar.google.com/citations?user=cQsByUQAAAAJ&hl=en
با احترام 🌹
علی معتضدی فرد
هیئت علمی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران
@PhysicsStation
Google
Ali Motazedifard
Supervisor&Director of Quantum Sensing Group&Lab at ICQT; Researcher at University of Isfahan&IPM - Cited by 813 - Quantum Optics - Cavity electro-optomechanics - Optical Metrology - SPDC - Micro-lithography & coating
🆒1
#آزمایش_انتخاب_تاخیردار_ویلر
🔰یکی از ویژگی های عجیب در دنیای کوانتومی، رفتار موج-ذره است. طبق اصل مکملیت بور، اشیاء کوانتومی یا از خود خاصیت موجی بروز میدهند و یا خاصیت ذره ای. مثلا در آزمایش دوشکاف اگر یک دسته الکترون را به سمت شکاف ها شلیک کنیم، تا زمانی که ندانیم آن الکترون ها چه مسیری دارند و مکان آنها چیست خاصیت موجی فعال است. با برخورد موج به دو شکاف نیز طرح تداخل موجی را بر روی پرده مشاهده می کنیم. اما به محض اینکه در محل شکاف ها یک آشکارساز قرار دهیم تا متوجه شویم که الکترون ها از کدام شکاف عبور کردند، طرح موجی از بین رفته و خاصیت ذره ای فعال می شود. این حالت برای ذرات نور (فوتون) هم وجود دارد.
▫️جان ویلر در سال 1987 آزمایش شگفت انگیزتری را طراحی کرد. او سعی داشت بفهمد که چه زمانی فوتون تصمیم میگیرد که موجی یا ذره ای رفتار کند. او به آزمایش دو شکاف یک لنز عدسی اضافه کرد که در جلوی شکاف ها قرار میگیرد. کار این عدسی متمرکز کردن نوری است که از هر شکاف عبور می کند. موج های عبوری از هردو شکاف ابتدا به سمت هم همگرا می شوند و در ادامه از هم جدا شده و هر یک مسیر جداگانه ای را طی می کنند. حال اگر پردۀ آشکارساز در خارج از کانون (جایی که مسیرها از هم متمایزند) قرار داشته باشد ما خاصیت ذره ای را مشاهده میکنیم. اما اگر پرده را درست در کانون قرار دهیم (به دلیل تداخل دو موج عبوری) خاصیت موجی پدید می آید.
▫️نکته شگفت انگیز اینجاست که وقتی قرار باشد نور خاصیت ذره ای داشته باشد پس فوتون باید مانند ذره فقط از یک شکاف عبور کرده باشد. اما وقتی قرار باشد که ما خاصیت موجی را ببینیم نور باید مانند موج از هر دو شکاف عبورکرده باشد و در نقطۀ کانون با هم تداخل کنند. حال اگر ما اجازه دهیم که نور ابتدا تصمیم خود را بگیرد و از دو شکاف عبور کند و آنوقت ما تصمیم بگیریم که پردۀ آشکار ساز را در کجا بگذاریم چه اتفاقی می افتد؟ آیا ممکن است که نور بخواهد موج باشد و آنوقت ما آشکارساز را در خارج از کانون عدسی بگذاریم؟ (در این صورت هم خاصیت موجی و هم خاصیت ذره ای اتفاق می افتد و اصل مکملیت نقض میشود) آزمایش های انجام شده نشان می دهد که پاسخ این سوال منفی است!
▫️در این آزمایش نیز ما همواره یک نقاب از موج-ذره را مشاهده می کنیم، با این تفاوت که انتخاب نقاب وابسته به شرایط آزمایش در آینده است! گویی نوری که به سمت دو شکاف می آید از تصمیم آینده ما درباره محل قرار دادن پرده باخبر است و طبق آن تصمیم خود را میگیرد. اگر ما بخواهیم پرده را در کانون بگذاریم پس نور باید مانند موج از دو شکاف عبور کند و اگر بخواهیم خارج از کانون بگذاریم نور مجبور بوده مانند یک ذره تنها از یک شکاف رد شده باشد. بعد از این ایدۀ ویلر آزمایشات بسیار دقیق تر و پیچیده تری انجام شد که حاکی از صحت این امر دارد. حتی ویلر آزمایشاتی در ابعاد کیهان طراحی کرد تا نشان دهد این موضوع برای فوتون هایی که چند میلیون سال قبل، از لنز گرانشی کهکشان ها رد شده اند هم صادق است. علیرغم سکوت همیشکی کوانتوم کپنهاگی در پاسخ به این دسته آزمایشات، کوانتوم بوهمی توضیح زیبایی برای این پدیده دارد.
Source:
1⃣http://www.bottomlayer.com/bottom/basic_delayed_choice.htm
2⃣https://news.1rj.ru/str/Nuclear_ph_ysics
--------------------------------------------------
☕️physics cafe
🔰یکی از ویژگی های عجیب در دنیای کوانتومی، رفتار موج-ذره است. طبق اصل مکملیت بور، اشیاء کوانتومی یا از خود خاصیت موجی بروز میدهند و یا خاصیت ذره ای. مثلا در آزمایش دوشکاف اگر یک دسته الکترون را به سمت شکاف ها شلیک کنیم، تا زمانی که ندانیم آن الکترون ها چه مسیری دارند و مکان آنها چیست خاصیت موجی فعال است. با برخورد موج به دو شکاف نیز طرح تداخل موجی را بر روی پرده مشاهده می کنیم. اما به محض اینکه در محل شکاف ها یک آشکارساز قرار دهیم تا متوجه شویم که الکترون ها از کدام شکاف عبور کردند، طرح موجی از بین رفته و خاصیت ذره ای فعال می شود. این حالت برای ذرات نور (فوتون) هم وجود دارد.
▫️جان ویلر در سال 1987 آزمایش شگفت انگیزتری را طراحی کرد. او سعی داشت بفهمد که چه زمانی فوتون تصمیم میگیرد که موجی یا ذره ای رفتار کند. او به آزمایش دو شکاف یک لنز عدسی اضافه کرد که در جلوی شکاف ها قرار میگیرد. کار این عدسی متمرکز کردن نوری است که از هر شکاف عبور می کند. موج های عبوری از هردو شکاف ابتدا به سمت هم همگرا می شوند و در ادامه از هم جدا شده و هر یک مسیر جداگانه ای را طی می کنند. حال اگر پردۀ آشکارساز در خارج از کانون (جایی که مسیرها از هم متمایزند) قرار داشته باشد ما خاصیت ذره ای را مشاهده میکنیم. اما اگر پرده را درست در کانون قرار دهیم (به دلیل تداخل دو موج عبوری) خاصیت موجی پدید می آید.
▫️نکته شگفت انگیز اینجاست که وقتی قرار باشد نور خاصیت ذره ای داشته باشد پس فوتون باید مانند ذره فقط از یک شکاف عبور کرده باشد. اما وقتی قرار باشد که ما خاصیت موجی را ببینیم نور باید مانند موج از هر دو شکاف عبورکرده باشد و در نقطۀ کانون با هم تداخل کنند. حال اگر ما اجازه دهیم که نور ابتدا تصمیم خود را بگیرد و از دو شکاف عبور کند و آنوقت ما تصمیم بگیریم که پردۀ آشکار ساز را در کجا بگذاریم چه اتفاقی می افتد؟ آیا ممکن است که نور بخواهد موج باشد و آنوقت ما آشکارساز را در خارج از کانون عدسی بگذاریم؟ (در این صورت هم خاصیت موجی و هم خاصیت ذره ای اتفاق می افتد و اصل مکملیت نقض میشود) آزمایش های انجام شده نشان می دهد که پاسخ این سوال منفی است!
▫️در این آزمایش نیز ما همواره یک نقاب از موج-ذره را مشاهده می کنیم، با این تفاوت که انتخاب نقاب وابسته به شرایط آزمایش در آینده است! گویی نوری که به سمت دو شکاف می آید از تصمیم آینده ما درباره محل قرار دادن پرده باخبر است و طبق آن تصمیم خود را میگیرد. اگر ما بخواهیم پرده را در کانون بگذاریم پس نور باید مانند موج از دو شکاف عبور کند و اگر بخواهیم خارج از کانون بگذاریم نور مجبور بوده مانند یک ذره تنها از یک شکاف رد شده باشد. بعد از این ایدۀ ویلر آزمایشات بسیار دقیق تر و پیچیده تری انجام شد که حاکی از صحت این امر دارد. حتی ویلر آزمایشاتی در ابعاد کیهان طراحی کرد تا نشان دهد این موضوع برای فوتون هایی که چند میلیون سال قبل، از لنز گرانشی کهکشان ها رد شده اند هم صادق است. علیرغم سکوت همیشکی کوانتوم کپنهاگی در پاسخ به این دسته آزمایشات، کوانتوم بوهمی توضیح زیبایی برای این پدیده دارد.
Source:
1⃣http://www.bottomlayer.com/bottom/basic_delayed_choice.htm
2⃣https://news.1rj.ru/str/Nuclear_ph_ysics
--------------------------------------------------
☕️physics cafe
💔1
Forwarded from 🌐 Philosophy of science 🌐
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
🔘 جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۵
«برای کشف تونلزنی کوانتومی ماکروسکوپی و کوانتیزاسیون انرژی در یک مدار الکتریکی»
🔵 آزمایشهای آنها روی یک تراشه، فیزیک کوانتومی را در عمل آشکار کرد
🔷 برندگان جایزه نوبل امسال آزمایشهایی را با یک مدار الکتریکی انجام دادند که در آن هم تونلزنی کوانتومی و هم سطوح انرژی کوانتیزه را در سیستمی به اندازه کافی بزرگ که بتوان آن را در دست گرفت، نشان دادند.
🔷 مکانیک کوانتومی به یک ذره اجازه میدهد تا با استفاده از فرآیندی به نام تونلزنی، مستقیماً از یک مانع عبور کند. به محض اینکه تعداد زیادی از ذرات درگیر شوند، اثرات مکانیک کوانتومی معمولاً بیاهمیت میشوند. laureate experiment نشان داد که خواص مکانیک کوانتومی را میتوان در مقیاس ماکروسکوپی به عینیت رساند
🔷 در سالهای ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵، جان کلارک، میشل اچ. دوورت و جان ام. مارتینیس مجموعهای از آزمایشها را با یک مدار الکترونیکی ساخته شده از ابررساناها، اجزایی که میتوانند جریان را بدون مقاومت الکتریکی هدایت کنند، انجام دادند. در این مدار، اجزای ابررسانا توسط یک لایه نازک از ماده نارسانا، مجموعهای که به عنوان اتصال جوزفسون شناخته میشود، از هم جدا شده بودند. آنها با اصلاح و اندازهگیری تمام خواص مختلف مدار خود، توانستند پدیدههایی را که هنگام عبور جریان از آن ایجاد میشد، کنترل و بررسی کنند. ذرات بارداری که از ابررسانا عبور میکردند، در کنار هم، سیستمی را تشکیل میدادند که گویی یک ذره واحد هستند که کل مدار را پر میکند.
🔷 این سیستم ماکروسکوپی مانند ذره در ابتدا در حالتی است که جریان بدون هیچ ولتاژی جریان مییابد.
🔷 سیستم در این حالت به دام افتاده است، گویی پشت سدی است که نمیتواند از آن عبور کند. در این آزمایش، سیستم با فرار از حالت ولتاژ صفر از طریق تونلزنی، ویژگی کوانتومی خود را نشان میدهد. حالت تغییر یافته سیستم از طریق ظهور ولتاژ شناسایی میشود
ه🔷. laureate experiment همچنین میتوانند نشان دهند که سیستم به شیوهای که توسط مکانیک کوانتومی پیشبینی میشود، رفتار میکند، به این معنی که فقط مقادیر مشخصی از انرژی را جذب یا منتشر میکند.
🔷 اوله اریکسون، رئیس کمیته نوبل فیزیک، میگوید: «بسیار شگفتانگیز است که بتوانیم از روشی که مکانیک کوانتومیِ صد ساله دائماً شگفتیهای جدیدی ارائه میدهد، تجلیل کنیم. همچنین بسیار مفید است، زیرا مکانیک کوانتومی پایه و اساس تمام فناوریهای دیجیتال است.»
🔷 ترانزیستورهای موجود در ریزتراشههای کامپیوتری، نمونهای از فناوری کوانتومیِ تثبیتشدهای هستند که ما را احاطه کرده است. جایزه نوبل فیزیک امسال فرصتهایی را برای توسعه نسل بعدی فناوری کوانتومی، از جمله رمزنگاری کوانتومی، رایانههای کوانتومی و حسگرهای کوانتومی فراهم کرده است.
🟡 جان کلارک، متولد ۱۹۴۲ در کمبریج، انگلستان. دکترا ۱۹۶۸ از دانشگاه کمبریج، انگلستان. استاد دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، ایالات متحده آمریکا
🟡 میشل اچ. دوورت، متولد ۱۹۵۳ در پاریس، فرانسه. دکترا ۱۹۸۲ از دانشگاه پاریس-سود، فرانسه. استاد دانشگاه ییل، نیوهیون، کانکتیکات و دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، ایالات متحده آمریکا.
🟡 جان ام. مارتینیس، متولد ۱۹۵۸. دکترا ۱۹۸۷ از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، ایالات متحده آمریکا. استاد دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، ایالات متحده آمریکا
کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇
@vahidbehmaram1371
🔘 جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۵
«برای کشف تونلزنی کوانتومی ماکروسکوپی و کوانتیزاسیون انرژی در یک مدار الکتریکی»
🔵 آزمایشهای آنها روی یک تراشه، فیزیک کوانتومی را در عمل آشکار کرد
🔷 برندگان جایزه نوبل امسال آزمایشهایی را با یک مدار الکتریکی انجام دادند که در آن هم تونلزنی کوانتومی و هم سطوح انرژی کوانتیزه را در سیستمی به اندازه کافی بزرگ که بتوان آن را در دست گرفت، نشان دادند.
🔷 مکانیک کوانتومی به یک ذره اجازه میدهد تا با استفاده از فرآیندی به نام تونلزنی، مستقیماً از یک مانع عبور کند. به محض اینکه تعداد زیادی از ذرات درگیر شوند، اثرات مکانیک کوانتومی معمولاً بیاهمیت میشوند. laureate experiment نشان داد که خواص مکانیک کوانتومی را میتوان در مقیاس ماکروسکوپی به عینیت رساند
🔷 در سالهای ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵، جان کلارک، میشل اچ. دوورت و جان ام. مارتینیس مجموعهای از آزمایشها را با یک مدار الکترونیکی ساخته شده از ابررساناها، اجزایی که میتوانند جریان را بدون مقاومت الکتریکی هدایت کنند، انجام دادند. در این مدار، اجزای ابررسانا توسط یک لایه نازک از ماده نارسانا، مجموعهای که به عنوان اتصال جوزفسون شناخته میشود، از هم جدا شده بودند. آنها با اصلاح و اندازهگیری تمام خواص مختلف مدار خود، توانستند پدیدههایی را که هنگام عبور جریان از آن ایجاد میشد، کنترل و بررسی کنند. ذرات بارداری که از ابررسانا عبور میکردند، در کنار هم، سیستمی را تشکیل میدادند که گویی یک ذره واحد هستند که کل مدار را پر میکند.
🔷 این سیستم ماکروسکوپی مانند ذره در ابتدا در حالتی است که جریان بدون هیچ ولتاژی جریان مییابد.
🔷 سیستم در این حالت به دام افتاده است، گویی پشت سدی است که نمیتواند از آن عبور کند. در این آزمایش، سیستم با فرار از حالت ولتاژ صفر از طریق تونلزنی، ویژگی کوانتومی خود را نشان میدهد. حالت تغییر یافته سیستم از طریق ظهور ولتاژ شناسایی میشود
ه🔷. laureate experiment همچنین میتوانند نشان دهند که سیستم به شیوهای که توسط مکانیک کوانتومی پیشبینی میشود، رفتار میکند، به این معنی که فقط مقادیر مشخصی از انرژی را جذب یا منتشر میکند.
🔷 اوله اریکسون، رئیس کمیته نوبل فیزیک، میگوید: «بسیار شگفتانگیز است که بتوانیم از روشی که مکانیک کوانتومیِ صد ساله دائماً شگفتیهای جدیدی ارائه میدهد، تجلیل کنیم. همچنین بسیار مفید است، زیرا مکانیک کوانتومی پایه و اساس تمام فناوریهای دیجیتال است.»
🔷 ترانزیستورهای موجود در ریزتراشههای کامپیوتری، نمونهای از فناوری کوانتومیِ تثبیتشدهای هستند که ما را احاطه کرده است. جایزه نوبل فیزیک امسال فرصتهایی را برای توسعه نسل بعدی فناوری کوانتومی، از جمله رمزنگاری کوانتومی، رایانههای کوانتومی و حسگرهای کوانتومی فراهم کرده است.
🟡 جان کلارک، متولد ۱۹۴۲ در کمبریج، انگلستان. دکترا ۱۹۶۸ از دانشگاه کمبریج، انگلستان. استاد دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، ایالات متحده آمریکا
🟡 میشل اچ. دوورت، متولد ۱۹۵۳ در پاریس، فرانسه. دکترا ۱۹۸۲ از دانشگاه پاریس-سود، فرانسه. استاد دانشگاه ییل، نیوهیون، کانکتیکات و دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، ایالات متحده آمریکا.
🟡 جان ام. مارتینیس، متولد ۱۹۵۸. دکترا ۱۹۸۷ از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، ایالات متحده آمریکا. استاد دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، ایالات متحده آمریکا
کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇
@vahidbehmaram1371
❤4
❤7
Solo Santur.mp3
10.6 MB
کجاست گوشۀ آسودهای که چون نَعلین
خیال پوچ دو عالم برونِ در مانَد؟😔
👤 صائب تبریزی
🎵 نهفت ( آلبوم راح روح )
🪕 علی بهرامی فرد و هادی آذرپیرا
☕️physics cafe
خیال پوچ دو عالم برونِ در مانَد؟😔
👤 صائب تبریزی
🎵 نهفت ( آلبوم راح روح )
🪕 علی بهرامی فرد و هادی آذرپیرا
☕️physics cafe
💘3
Forwarded from Foundations of physics (Kazemi)
*بندبازی بر روی دریای جنون*
مرز حماقت و شجاعت همیشه باریک بوده است. در علم ورزی، این احتمالا می شود مرز باریکی بین حماقت و آزاد اندیشی (و یا خلاقیت).
شاید مهمترین چالش من در علم ورزی تاکنون همین بوده است: جدال با خود و دیگران برای حفظ تعادل.
مدرسه، دانشگاه و کلا فضای آکادمیک نوعا آدم را ترسو می کند، جسارت خلاقیت را از آدمیزاد می گیرد، و سرگرم وظایف و رقابت های کم معنا می کند. بی سبب نیست که نیوتون کشفیات مهم اش را در خانه مادری، وقتی دانشگاه بخاطر طاعون تعطیل بود انجام داد، انیشتین مقاله نسبیت و سایر مقاله های ۱۹۰۵ را وقتی نوشت که کارمند اداره ثبت اختراع بود و هایزنبرگ مکانیک ماتریسی را در جزیره دورافتاده هلگولند تدوین کرد. نظام آکادمیک اغلب با یاغی ها مهربان نیست...
اما آن بیرون، دیوانه های زیادی هستند که از دیوانه ها خوششان می آید، و این چندان خبر خوبی نیست...
مرز حماقت و شجاعت همیشه باریک بوده است. در علم ورزی، این احتمالا می شود مرز باریکی بین حماقت و آزاد اندیشی (و یا خلاقیت).
شاید مهمترین چالش من در علم ورزی تاکنون همین بوده است: جدال با خود و دیگران برای حفظ تعادل.
مدرسه، دانشگاه و کلا فضای آکادمیک نوعا آدم را ترسو می کند، جسارت خلاقیت را از آدمیزاد می گیرد، و سرگرم وظایف و رقابت های کم معنا می کند. بی سبب نیست که نیوتون کشفیات مهم اش را در خانه مادری، وقتی دانشگاه بخاطر طاعون تعطیل بود انجام داد، انیشتین مقاله نسبیت و سایر مقاله های ۱۹۰۵ را وقتی نوشت که کارمند اداره ثبت اختراع بود و هایزنبرگ مکانیک ماتریسی را در جزیره دورافتاده هلگولند تدوین کرد. نظام آکادمیک اغلب با یاغی ها مهربان نیست...
اما آن بیرون، دیوانه های زیادی هستند که از دیوانه ها خوششان می آید، و این چندان خبر خوبی نیست...
❤5
Forwarded from نجوم و اختر فیزیک
Telegram
Astroprint_media🔭🐾
Black hole evaporation
Denoscription:
A conceptual illustration of Hawking radiation, showing a black hole emitting a particle with positive energy escaping into space — symbolizing the gradual loss of mass known as black hole evaporation.
@Astroprint_media…
Denoscription:
A conceptual illustration of Hawking radiation, showing a black hole emitting a particle with positive energy escaping into space — symbolizing the gradual loss of mass known as black hole evaporation.
@Astroprint_media…
سیاهچاله ها چگونه تبخیر میشوند
زمان لازم برای مطالعه: ۲ دقیقه
برای درک فرایند بخار شدن سیاهچاله باید مفهوم تولید و نابودی زوج و میدانهای کوانتمی، همچنین نسبیت، قانون پایستگی و تونل زنی کوانتمی رو بدونیم. این مفاهیم در پستهای قبلی بررسی شدهاند.
گفتیم مفهوم خلاء در فیزیک به معنی خلاء مطلق نیست و همواره ذره و پاد ذره در حال تولید و نابودی هستند. برای جدا کردن اونها به نیرو یا میدانهای بسیار قویِ گرانشی یا اکتریکی نیاز هست.
مثلا در اثر شوینگر، اگه زوج ذرهی الکترون-پوزیترون تحت میدان الکتریکی شدید یک خازن با اختلاف پتانسیلی از مرتبهی بالاتر از ۱۰۰ میلیارد ولت قرار بگیره، با یک احتمالی از هم جدا میشند و بواسطهی نیروی الکتریکی به سمت قطبهای مثبت و منفی حرکت میکنند. قانون پایستگی حاکم بر مکانیزم استخراج در اینجا علاوه بر پایستگی انرژی، پایستگی بار هم هست. بار الکتریکی کل همواره ثابته و برابر صفره. روشنه از اثر شوینگر نمیشه ذرات غیر بار دار استخراج کرد.
نیروی دیگه نیروی گرانش بود، اگه نیروی گرانش به اندازهی کافی بزرگ باشه میتونه ذره و پاد ذره رو از هم جدا کنه. تنها جاییکه چنین نیروی گرانشی داره، سیاهچاله هست و محل استخراج ذرات، افق سیاهچاله هست، یعنی جایی که نور نمیتونه از اون فرار کنه.
اما چه اتفاقی میافته. اگه روی سطح افق، ذره و پادذره (مثلا فوتون و پادذرهی اون که باز فوتون هست) تولید بشه. با وجود اینکه احتمالش خیلی کم هست، ممکنه به واسطهی تونل زنی کوانتمی یکی از ذرات از سد پتانسیل گرانشی فرار کنه. از اونجایی که فوتونِ فرار کرده از دید ما (ناظر بیرون سیاهچاله) انرژی مثبت داره طبق قانون پایستگی، فوتون دوم باید انرژی منفی داشته باشه و به سمت داخل سیاهچاله حرکت کنه. به تعبیر دیگه، اگه یک ذره با انرژی یا جرم m (اصلا مهم نیست باردار باشه یا خنثی) از افق سیاهچاله فرار کرد، حتما ذرهی دوم به جرم m- به درون سیاهچاله سقوط میکنه. اضافه شدن یک جرم منفی به سیاهچاله، معادل کم شدن همون مقدار جرم از سیاهچاله هست. به این ترتیب طبق نسبیت عام ناظر بیرون همیشه یک تابش گرمایی از سطح افق مشاهده میکنه و فکر میکنه سیاهچاله دائما در حال از دست دادن جرم و یا به اصطلاح تبخیر شدن هست.
اگه شما داخل یک ماهواره به سمت زمین سقوط آزاد کنید، وزن شما صفره. با توجه به این، به نظر شما ناظری که داره به درون سیاهچاله سقوط آزاد میکنه، تابش رو چطوری میبینه؟
@Astroprint🔭🐾
#سیاهچاله #فیزیک #اخترفیزیک #تابش_هاوکینگ
رسانه:
https://news.1rj.ru/str/astroprint_media/17
زمان لازم برای مطالعه: ۲ دقیقه
برای درک فرایند بخار شدن سیاهچاله باید مفهوم تولید و نابودی زوج و میدانهای کوانتمی، همچنین نسبیت، قانون پایستگی و تونل زنی کوانتمی رو بدونیم. این مفاهیم در پستهای قبلی بررسی شدهاند.
گفتیم مفهوم خلاء در فیزیک به معنی خلاء مطلق نیست و همواره ذره و پاد ذره در حال تولید و نابودی هستند. برای جدا کردن اونها به نیرو یا میدانهای بسیار قویِ گرانشی یا اکتریکی نیاز هست.
مثلا در اثر شوینگر، اگه زوج ذرهی الکترون-پوزیترون تحت میدان الکتریکی شدید یک خازن با اختلاف پتانسیلی از مرتبهی بالاتر از ۱۰۰ میلیارد ولت قرار بگیره، با یک احتمالی از هم جدا میشند و بواسطهی نیروی الکتریکی به سمت قطبهای مثبت و منفی حرکت میکنند. قانون پایستگی حاکم بر مکانیزم استخراج در اینجا علاوه بر پایستگی انرژی، پایستگی بار هم هست. بار الکتریکی کل همواره ثابته و برابر صفره. روشنه از اثر شوینگر نمیشه ذرات غیر بار دار استخراج کرد.
نیروی دیگه نیروی گرانش بود، اگه نیروی گرانش به اندازهی کافی بزرگ باشه میتونه ذره و پاد ذره رو از هم جدا کنه. تنها جاییکه چنین نیروی گرانشی داره، سیاهچاله هست و محل استخراج ذرات، افق سیاهچاله هست، یعنی جایی که نور نمیتونه از اون فرار کنه.
اما چه اتفاقی میافته. اگه روی سطح افق، ذره و پادذره (مثلا فوتون و پادذرهی اون که باز فوتون هست) تولید بشه. با وجود اینکه احتمالش خیلی کم هست، ممکنه به واسطهی تونل زنی کوانتمی یکی از ذرات از سد پتانسیل گرانشی فرار کنه. از اونجایی که فوتونِ فرار کرده از دید ما (ناظر بیرون سیاهچاله) انرژی مثبت داره طبق قانون پایستگی، فوتون دوم باید انرژی منفی داشته باشه و به سمت داخل سیاهچاله حرکت کنه. به تعبیر دیگه، اگه یک ذره با انرژی یا جرم m (اصلا مهم نیست باردار باشه یا خنثی) از افق سیاهچاله فرار کرد، حتما ذرهی دوم به جرم m- به درون سیاهچاله سقوط میکنه. اضافه شدن یک جرم منفی به سیاهچاله، معادل کم شدن همون مقدار جرم از سیاهچاله هست. به این ترتیب طبق نسبیت عام ناظر بیرون همیشه یک تابش گرمایی از سطح افق مشاهده میکنه و فکر میکنه سیاهچاله دائما در حال از دست دادن جرم و یا به اصطلاح تبخیر شدن هست.
اگه شما داخل یک ماهواره به سمت زمین سقوط آزاد کنید، وزن شما صفره. با توجه به این، به نظر شما ناظری که داره به درون سیاهچاله سقوط آزاد میکنه، تابش رو چطوری میبینه؟
@Astroprint🔭🐾
#سیاهچاله #فیزیک #اخترفیزیک #تابش_هاوکینگ
رسانه:
https://news.1rj.ru/str/astroprint_media/17
❤2
🔰 اثر کاسیمیر (Casimir Effect)
🔹یک پدیده فیزیکی در کوانتوم است که بهویژه در فضاهای خلاء مشاهده میشود.
🔸 این اثر نتیجه تغییرات فشار انرژی کوانتومی در خلاء است و بهطور خاص به نیرویی اشاره دارد که بین دو جسم نزدیک به هم در فضای خلاء به وجود میآید.
🔹 اثر کاسیمیر در سال ۱۹۴۸ توسط فیزیکدان هلندی هانس کاسیمیر کشف شد. او متوجه شد که اگر دو جسم رسانا یا فلزی در فاصله بسیار کمی از هم در فضای خلاء قرار گیرند، نیرویی میان آنها به وجود میآید که این نیرو به طور معمول به دلیل اثرات کوانتومی میدانهای الکترومغناطیسی است.
✅ توضیح فنی اثر کاسیمیر:
🔻 در فضاهای خلاء، میدانهای الکترومغناطیسی بهطور طبیعی نوساناتی دارند. در حقیقت، میدانها همیشه در حال نوساناند، حتی اگر هیچ جسمی در آنجا نباشد (این نوسانات بهطور کوانتومی ایجاد میشوند).
🔻 در نزدیکی دو سطح فلزی که بسیار نزدیک به هم قرار دارند، این نوسانات محدود میشوند و تعداد خاصی از حالتها و فرکانسهای میدانهای الکترومغناطیسی میتوانند در فضای بین دو سطح وجود داشته باشند.
🔻 در نتیجه، انرژی میدانهای الکترومغناطیسی در فضای بین این دو سطح کمتر از فضای بیرونی آنها است، و این تفاوت در انرژی باعث به وجود آمدن نیرویی بهسمت داخل (یعنی به هم نزدیک کردن) میشود.
🔻 این نیروی جذبی که از تفاوت انرژی در داخل و خارج این دو سطح ناشی میشود، همان اثر کاسیمیر است.
🔅 ویژگیهای اثر کاسیمیر:
🔺 نیروی جذبی ضعیف: اثر کاسیمیر تنها زمانی قابل مشاهده است که دو جسم در فاصلهای بسیار نزدیک از هم قرار گیرند، بهطور معمول در مقیاسهای نانو یا میکرو.
🔺 وابستگی به فاصله: شدت این نیرو بستگی زیادی به فاصله بین دو سطح دارد. هرچه این فاصله کمتر باشد، نیروی جذبی قویتر میشود.
💢 اثر کازیمیر را میتوان با استفاده از مکانیسمهای ریاضی انتگرالهای عملکردی نظریه میدان کوانتومی نیز محاسبه کرد.
💢 اگرچه چنین محاسباتی بطور قابل توجهی انتزاعیتر است و بنابراین درک آن دشوار است.علاوه بر این،آنها را میتوان فقط برای سادهترین هندسهها انجام داد.
💢 با این حال،فرمالیسم نظریه میدان کوانتومی روشن میکند که جمع ارزش انتظار خلاء به معنای مشخص جمعآوری شده به اصطلاح «ذرات مجازی» است.
🔗Source
--------------------------------------------------
☕️physics cafe
🔹یک پدیده فیزیکی در کوانتوم است که بهویژه در فضاهای خلاء مشاهده میشود.
🔸 این اثر نتیجه تغییرات فشار انرژی کوانتومی در خلاء است و بهطور خاص به نیرویی اشاره دارد که بین دو جسم نزدیک به هم در فضای خلاء به وجود میآید.
🔹 اثر کاسیمیر در سال ۱۹۴۸ توسط فیزیکدان هلندی هانس کاسیمیر کشف شد. او متوجه شد که اگر دو جسم رسانا یا فلزی در فاصله بسیار کمی از هم در فضای خلاء قرار گیرند، نیرویی میان آنها به وجود میآید که این نیرو به طور معمول به دلیل اثرات کوانتومی میدانهای الکترومغناطیسی است.
✅ توضیح فنی اثر کاسیمیر:
🔻 در فضاهای خلاء، میدانهای الکترومغناطیسی بهطور طبیعی نوساناتی دارند. در حقیقت، میدانها همیشه در حال نوساناند، حتی اگر هیچ جسمی در آنجا نباشد (این نوسانات بهطور کوانتومی ایجاد میشوند).
🔻 در نزدیکی دو سطح فلزی که بسیار نزدیک به هم قرار دارند، این نوسانات محدود میشوند و تعداد خاصی از حالتها و فرکانسهای میدانهای الکترومغناطیسی میتوانند در فضای بین دو سطح وجود داشته باشند.
🔻 در نتیجه، انرژی میدانهای الکترومغناطیسی در فضای بین این دو سطح کمتر از فضای بیرونی آنها است، و این تفاوت در انرژی باعث به وجود آمدن نیرویی بهسمت داخل (یعنی به هم نزدیک کردن) میشود.
🔻 این نیروی جذبی که از تفاوت انرژی در داخل و خارج این دو سطح ناشی میشود، همان اثر کاسیمیر است.
🔅 ویژگیهای اثر کاسیمیر:
🔺 نیروی جذبی ضعیف: اثر کاسیمیر تنها زمانی قابل مشاهده است که دو جسم در فاصلهای بسیار نزدیک از هم قرار گیرند، بهطور معمول در مقیاسهای نانو یا میکرو.
🔺 وابستگی به فاصله: شدت این نیرو بستگی زیادی به فاصله بین دو سطح دارد. هرچه این فاصله کمتر باشد، نیروی جذبی قویتر میشود.
💢 اثر کازیمیر را میتوان با استفاده از مکانیسمهای ریاضی انتگرالهای عملکردی نظریه میدان کوانتومی نیز محاسبه کرد.
💢 اگرچه چنین محاسباتی بطور قابل توجهی انتزاعیتر است و بنابراین درک آن دشوار است.علاوه بر این،آنها را میتوان فقط برای سادهترین هندسهها انجام داد.
💢 با این حال،فرمالیسم نظریه میدان کوانتومی روشن میکند که جمع ارزش انتظار خلاء به معنای مشخص جمعآوری شده به اصطلاح «ذرات مجازی» است.
🔗Source
--------------------------------------------------
☕️physics cafe
🔥3❤2
#حل_مسئله
#ریاضی_فیزیک #مکانیک_کوانتومی
🔏 نشان دهید:
(r×∇).(r×∇)Ψ = r²∇²Ψ - r²∂²Ψ/∂r² - 2r∂Ψ/∂r
🛠ابزار لازم:
🔸اتحاد : A.∇)r = A)
🔸چرخه: A.(B×C) = C.(A×B) = B.(C×A)
⚠️بدانید و آگاه باشید که راه سعادت در این سوال، توجه در یک نکته ساده است.
⚠️دوستانی که با کوانتوم آشنا هستند، لطفا در دستگاه کروی حل نفرمائید🙂 دست به قلم بشید و بدون رفتن در دستگاه مختصات خاصی، اثبات کنید.
📚مبانی فیزیک ریاضیاتی
👤صدری حسنی
🗣دکتر محمدهادی هادیزاده و دکتر محسن سربیشهای
📍انتشارات نشر دانشگاهی
☕️physics cafe
#ریاضی_فیزیک #مکانیک_کوانتومی
🔏 نشان دهید:
(r×∇).(r×∇)Ψ = r²∇²Ψ - r²∂²Ψ/∂r² - 2r∂Ψ/∂r
🛠ابزار لازم:
🔸اتحاد : A.∇)r = A)
🔸چرخه: A.(B×C) = C.(A×B) = B.(C×A)
⚠️بدانید و آگاه باشید که راه سعادت در این سوال، توجه در یک نکته ساده است.
⚠️دوستانی که با کوانتوم آشنا هستند، لطفا در دستگاه کروی حل نفرمائید🙂 دست به قلم بشید و بدون رفتن در دستگاه مختصات خاصی، اثبات کنید.
📚مبانی فیزیک ریاضیاتی
👤صدری حسنی
🗣دکتر محمدهادی هادیزاده و دکتر محسن سربیشهای
📍انتشارات نشر دانشگاهی
☕️physics cafe
❤1
#دفترچه_خاطرات
دکتر قدسی و ما ادراک ما دکتر قدسی !!!
اولین برخورد من با ایشون زمانی بود که خیلی خسته و کوفته درحال بازگشت از سلف بودم، که در کنار شمشادهای بلند حاشیه بلوار علوم، سه نفر(دکتر قدسی، دکتر روشن و دکتر عباسی) از یک ماشین پیاده شدند. خیلی بیدلیل یکی از اون اشخاص یک نگاه اندر سفیهی به ما انداخت و سرش چرخوند و سرگرم با افراد اطرافش شد و رفت. حقیقتا چند ثانیه اول، در همون جایی که بودم میخکوب شدم. اشتباهی کرده بودم؟ من بد نگاه کردم؟ کاری کرده بودم که برازنده یک دانشجو نبوده؟ نکنه اساتید دانشگاه هم مثل دبیران دبیرستان، در هنگام استراحت بین دو کلاس سفره دلشون و باز میکنند و تا میتونن بد دانشجویان و بازگو میکنند؟ اصلا اگر اینطوره، مثلا اساتید ترم الانم(ترم یک) درباره من چهچیزهایی به بقیه گفتن؟ از ته دل آرزو کردم که انشاءالله دیگه به همچین آدمی برخورد نکنم.
بعد از گذشت سه ماه از ترم و پایان عجیبش و با شروع ترم جدید(ترم دوم)، وارد کلاس یک ساختمان شیمی شدم.
بخاطر شلوغی جمعیت مجبور شدم در ردیفهای ته کلاس بشینم. منتظر بودم.
دکتر قدسی و ما ادراک ما دکتر قدسی !!!
اولین برخورد من با ایشون زمانی بود که خیلی خسته و کوفته درحال بازگشت از سلف بودم، که در کنار شمشادهای بلند حاشیه بلوار علوم، سه نفر(دکتر قدسی، دکتر روشن و دکتر عباسی) از یک ماشین پیاده شدند. خیلی بیدلیل یکی از اون اشخاص یک نگاه اندر سفیهی به ما انداخت و سرش چرخوند و سرگرم با افراد اطرافش شد و رفت. حقیقتا چند ثانیه اول، در همون جایی که بودم میخکوب شدم. اشتباهی کرده بودم؟ من بد نگاه کردم؟ کاری کرده بودم که برازنده یک دانشجو نبوده؟ نکنه اساتید دانشگاه هم مثل دبیران دبیرستان، در هنگام استراحت بین دو کلاس سفره دلشون و باز میکنند و تا میتونن بد دانشجویان و بازگو میکنند؟ اصلا اگر اینطوره، مثلا اساتید ترم الانم(ترم یک) درباره من چهچیزهایی به بقیه گفتن؟ از ته دل آرزو کردم که انشاءالله دیگه به همچین آدمی برخورد نکنم.
بعد از گذشت سه ماه از ترم و پایان عجیبش و با شروع ترم جدید(ترم دوم)، وارد کلاس یک ساختمان شیمی شدم.
بخاطر شلوغی جمعیت مجبور شدم در ردیفهای ته کلاس بشینم. منتظر بودم.
❤2😁2