This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#حرف_دل
#دفترچه_خاطرات
اعتراف خوبی بود استاد؛ اما نه از زبان شما
کمتر کسی است که جو کلاسهای گروه فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد را درک کرده باشد، و به این یقین نرسیده باشد که اگر نگوئیم بهترین، اما قطعا یکی از بهترین و لذتبخشترین کلاسها، کلاسی است که آموزگارش، دکتر محمود روشن است.
از خط خوش و مهندسی بینظیر تخته بگویم،
یا از صدای رسا و گرمش؟
از ظاهر همیشه آراسته یا خندهی همیشه بر لبش؟
از مشاورههای راهگشا و همواره امیدواربودن یا دلسوزیهای عجیبش(حتی برای دانشجوی کارشناسی)؟
از استاندارد بودن مباحث کلاس یا...
اما چرا این سخنان از زبان چون اویی به میان میآید؟
چرا آن استادی که در اول ترم ۴۰ دانشجو را در کلاس درس خود حاضر میبیند و در پایانترم، بصورت انگشتشمار و از روی خجالت شاهد حضور دانشجویان است، کمی در رابطه با این مباحث تأمل نمیکند؟
چرا وقتی استادی نظاره میکند که با وجود صندلیهای مدل شکنجه قرون وسطا و زل زدنهای استاد در چشم دانشجو، هر لحظه امکان روی هم رفتن پلکهایش وجود دارد، لحظهای در خود درنگ نمیکند و از خود نمیپرسد که از چه خاطر حال دانشجوی جوان، بدین شکل است؟
☕️ physics cafe
#دفترچه_خاطرات
اعتراف خوبی بود استاد؛ اما نه از زبان شما
کمتر کسی است که جو کلاسهای گروه فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد را درک کرده باشد، و به این یقین نرسیده باشد که اگر نگوئیم بهترین، اما قطعا یکی از بهترین و لذتبخشترین کلاسها، کلاسی است که آموزگارش، دکتر محمود روشن است.
از خط خوش و مهندسی بینظیر تخته بگویم،
یا از صدای رسا و گرمش؟
از ظاهر همیشه آراسته یا خندهی همیشه بر لبش؟
از مشاورههای راهگشا و همواره امیدواربودن یا دلسوزیهای عجیبش(حتی برای دانشجوی کارشناسی)؟
از استاندارد بودن مباحث کلاس یا...
اما چرا این سخنان از زبان چون اویی به میان میآید؟
چرا آن استادی که در اول ترم ۴۰ دانشجو را در کلاس درس خود حاضر میبیند و در پایانترم، بصورت انگشتشمار و از روی خجالت شاهد حضور دانشجویان است، کمی در رابطه با این مباحث تأمل نمیکند؟
چرا وقتی استادی نظاره میکند که با وجود صندلیهای مدل شکنجه قرون وسطا و زل زدنهای استاد در چشم دانشجو، هر لحظه امکان روی هم رفتن پلکهایش وجود دارد، لحظهای در خود درنگ نمیکند و از خود نمیپرسد که از چه خاطر حال دانشجوی جوان، بدین شکل است؟
☕️ physics cafe
👍8
☕️ physics cafe
#حرف_دل #دفترچه_خاطرات اعتراف خوبی بود استاد؛ اما نه از زبان شما کمتر کسی است که جو کلاسهای گروه فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد را درک کرده باشد، و به این یقین نرسیده باشد که اگر نگوئیم بهترین، اما قطعا یکی از بهترین و لذتبخشترین کلاسها، کلاسی است که آموزگارش،…
حقیقتا متن کمی طولانیتر بود،
ولی خب انشاءالله بعد از فارغالتحصیلی، خدمتتان عرض خواهم کرد😁
ولی خب انشاءالله بعد از فارغالتحصیلی، خدمتتان عرض خواهم کرد😁
🤣4😁1
Forwarded from Quantum problems
🎩 نشد سر زمان کلاه بگذاریم، در عوض کلاه مکان رو برمیداریم!
یکی از اصول مکانیک کوانتومی این است که برای هر کمیتی که در آزمایشگاه قابل اندازه گیری و مشاهده باشد یک عملگر ریاضی تعریف میشود. با استفاده از عملگر های متناظر با هر کمیت نیز میتوان توزیع احتمال مقادیر حاصل از اندازه گیری آن کمیت را پیش بینی نمود. برای مثال مکان یک ذره یک کمیت مشاهده پذیر است، در نتیجه برای آن یک عملگر در کوانتوم داریم که با نماد X و یک ^ (هَت یا همان کلاه) بالای آن نمایش می دهیم. کمیت های قابل اندازه گیری دیگر مانند تکانه، انرژی، اسپین و ... نیز همین گونه هستند.
یکی از معضلات جدی نظریه کوانتوم این است که در این نظریه، متناظر با کمیت مشاهده پذیر زمان (T) عملگری وجود ندارد. این در حالی است که از همان ابتدای پیدایش کوانتوم این کمیت در آزمایشگاه اندازه گیری می شده و اکنون نیز ما این کمیت را با دقت های بسیار بالا میتوانیم اندازه بگیریم. (پیش تر این معضل را در اینجا توضیح داده ام.) تلاش های بسیاری برای حل این معضل انجام گرفته و نظریه پردازان مطرحی از جمله بوهم، آهارونوف و روولی تلاش کرده اند تا عملگری برای این کمیت ارائه کنند و به قولی بر سر T کلاه بگذارند :) باوجود تمام تلاشها در بیش از نیم قرن گذشته، تاکنون هیچ راه حل مورد توافقی برای این مسئله ارائه نشده است.
با اینحال، شاید باید به شکل دیگری به این مسئله نگاه بیاندازیم. شاید راه حل برعکس است. یعنی بجای اینکه سعی کنیم زمان را عملگر کنیم و کلاه بر سرش بگذاریم، بیاییم و کلاه مکان را هم برداریم و دیگر آن را عملگری نگاه نکنیم. اگر بتوانیم به صورت سازگار چنین کنیم، تقارن میان مکان و زمان (که در نسبیت وجود دارد) در کوانتوم نیز باز می گردد. این ایده ای است که در مقاله اخیر دکتر کاظمی و دکتر جعفری مطرح شده است. این مقاله که در مجله بسیار مطرح Quantum منتشر شده، به کلی ماجرا را عوض میکند و با کنار گذاشتن رابطه جابجایی هایزنبرگ یک نسخه عام تر از کوانتوم ارائه میکند.
البته این اولین بار نیست که با حذف برخی اصول، به نظریات عمومیت بیشتری داده شده است. مثال بارز آن ظهور هندسه نااقلیدسی است که ریاضی دانانی نظیر گاوس و ریمان با حذف اصل پنجم اقلیدس به آن دست یافتند و میدانیم که تا چه اندازه در توسعه نظریه نسبیت عام و گرانش کاربرد داشته است. در اینجا نیز، نظریه کوانتوم تعمیم یافته با حذف رابطه جابجایی مکان و تکانه، رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ را اصلاح میکند و در نتیجه آن یک طول بنیادی کمینه در معادلات ظاهر میشود. جالب اینجاست ما از نظریات و آزمایشات ذهنی گرانش کوانتومی انتظار وجود چنین طولی را داشتیم. کار بسیار ارزشمند دیگری که این محققان انجام داده اند مقایسه پیشبینی این نظریه کوانتوم تعمیم یافته با داده های آشکارساز امواج گرانشی AURIGA و همچنین گذار طیفی اتم هیدروژن است که بوسیله آن حد بالایی برای طول بنیادی مشخص نموده اند.
💎 انجام چنین پژوهش های بنیادی و دست اول در بالاترین سطوح علمی جهان باعث افتخار جامعه فیزیک بنیادی ایران است. امیدوارم که این مسیر توسط این بزرگواران و دیگر علاقه مندان این حوزه دنبال شود تا بزودی شاهد برخواستن تحولات اساسی در مرزهای علم از سرزمینمان باشیم.
🆔 @QMproblems
یکی از اصول مکانیک کوانتومی این است که برای هر کمیتی که در آزمایشگاه قابل اندازه گیری و مشاهده باشد یک عملگر ریاضی تعریف میشود. با استفاده از عملگر های متناظر با هر کمیت نیز میتوان توزیع احتمال مقادیر حاصل از اندازه گیری آن کمیت را پیش بینی نمود. برای مثال مکان یک ذره یک کمیت مشاهده پذیر است، در نتیجه برای آن یک عملگر در کوانتوم داریم که با نماد X و یک ^ (هَت یا همان کلاه) بالای آن نمایش می دهیم. کمیت های قابل اندازه گیری دیگر مانند تکانه، انرژی، اسپین و ... نیز همین گونه هستند.
یکی از معضلات جدی نظریه کوانتوم این است که در این نظریه، متناظر با کمیت مشاهده پذیر زمان (T) عملگری وجود ندارد. این در حالی است که از همان ابتدای پیدایش کوانتوم این کمیت در آزمایشگاه اندازه گیری می شده و اکنون نیز ما این کمیت را با دقت های بسیار بالا میتوانیم اندازه بگیریم. (پیش تر این معضل را در اینجا توضیح داده ام.) تلاش های بسیاری برای حل این معضل انجام گرفته و نظریه پردازان مطرحی از جمله بوهم، آهارونوف و روولی تلاش کرده اند تا عملگری برای این کمیت ارائه کنند و به قولی بر سر T کلاه بگذارند :) باوجود تمام تلاشها در بیش از نیم قرن گذشته، تاکنون هیچ راه حل مورد توافقی برای این مسئله ارائه نشده است.
با اینحال، شاید باید به شکل دیگری به این مسئله نگاه بیاندازیم. شاید راه حل برعکس است. یعنی بجای اینکه سعی کنیم زمان را عملگر کنیم و کلاه بر سرش بگذاریم، بیاییم و کلاه مکان را هم برداریم و دیگر آن را عملگری نگاه نکنیم. اگر بتوانیم به صورت سازگار چنین کنیم، تقارن میان مکان و زمان (که در نسبیت وجود دارد) در کوانتوم نیز باز می گردد. این ایده ای است که در مقاله اخیر دکتر کاظمی و دکتر جعفری مطرح شده است. این مقاله که در مجله بسیار مطرح Quantum منتشر شده، به کلی ماجرا را عوض میکند و با کنار گذاشتن رابطه جابجایی هایزنبرگ یک نسخه عام تر از کوانتوم ارائه میکند.
البته این اولین بار نیست که با حذف برخی اصول، به نظریات عمومیت بیشتری داده شده است. مثال بارز آن ظهور هندسه نااقلیدسی است که ریاضی دانانی نظیر گاوس و ریمان با حذف اصل پنجم اقلیدس به آن دست یافتند و میدانیم که تا چه اندازه در توسعه نظریه نسبیت عام و گرانش کاربرد داشته است. در اینجا نیز، نظریه کوانتوم تعمیم یافته با حذف رابطه جابجایی مکان و تکانه، رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ را اصلاح میکند و در نتیجه آن یک طول بنیادی کمینه در معادلات ظاهر میشود. جالب اینجاست ما از نظریات و آزمایشات ذهنی گرانش کوانتومی انتظار وجود چنین طولی را داشتیم. کار بسیار ارزشمند دیگری که این محققان انجام داده اند مقایسه پیشبینی این نظریه کوانتوم تعمیم یافته با داده های آشکارساز امواج گرانشی AURIGA و همچنین گذار طیفی اتم هیدروژن است که بوسیله آن حد بالایی برای طول بنیادی مشخص نموده اند.
💎 انجام چنین پژوهش های بنیادی و دست اول در بالاترین سطوح علمی جهان باعث افتخار جامعه فیزیک بنیادی ایران است. امیدوارم که این مسیر توسط این بزرگواران و دیگر علاقه مندان این حوزه دنبال شود تا بزودی شاهد برخواستن تحولات اساسی در مرزهای علم از سرزمینمان باشیم.
🆔 @QMproblems
🔥6
📘 متریک چیست؟
(از تعریف ریاضی تا نقش آن در فیزیک و ژئودزیکهای کره)
«مِتریک» یکی از بنیادیترین مفاهیم در ریاضیات و فیزیک است؛ ابزاری که به ما میگوید چطور فاصله، زاویه و طول مسیر را اندازه بگیریم.
این مفهوم از هندسهٔ اقلیدسیِ مدرسهای شروع میشود و تا نسبیت عام — جایی که شکل و خمیدگیِ خودِ فضازمان را تعیین میکند — ادامه مییابد.
🔹 ۱. متریک در ریاضیات
در ریاضی، یک متریک تابعی است که به هر زوج نقطه یک «فاصله» نسبت میدهد:
d : X × X → ℝ
بهطوریکه برای هر سه نقطهٔ x, y, z در فضا (X)، ویژگیهای زیر برقرار باشد:
1. نامنفی بودن
d(x,y) ≥ 0
2. صفر بودن فقط روی خودش
d(x,y) = 0 ⇔ x = y
3. تقارن
d(x,y) = d(y,x)
4. نابرابری مثلثی
d(x,z) ≤ d(x,y) + d(y,z)
یعنی برای رفتن از x به z، همیشه مسیر مستقیم از هر مسیر دور زدن و واسطه آوردن، کوتاهتر یا مساوی است.
🔸این چهار ویژگی باعث میشود که «d» واقعاً نقش یک فاصله را بازی کند.
🧮 مثال: متریک اقلیدسی سهبُعدی
در فضای سهبعدی معمولی (x¹, x², x³)، فاصلهٔ بین دو نقطهٔ برابر است با:
x = (x¹, x², x³) و y = (y¹, y², y³)
d(x,y) = √{(x¹ - y¹)² + (x² - y²)² + (x³ - y³)²}
"این همان فرمول معروف فیثاغورث است که در سهبُعد تعمیم پیدا کرده."
🌐 متریک فقط اقلیدسی نیست!
🔸میتوانیم متریکهای دیگری هم تعریف کنیم، مثلاً:
• متریک منهتن (L₁):
d(x,y) = |x¹ - y¹| + |x² - y²| + …
شبیه راه رفتن در خیابانهای شطرنجیِ یک شهر.
• متریک بیشینه (L∞):
d(x,y) = max{|x¹ - y¹|, |x² - y²|, …}
🔸اینها نشان میدهند که «فاصله» همیشه به معنای «خط راست اقلیدسی» نیست؛ بستگی دارد متریک را چطور تعریف کنیم.
🔹 ۲. متریک در فیزیک
در فیزیک مدرن ( مخصوصاً در نسبیت خاص و عام ) متریک دیگر فقط یک عدد نیست، بلکه یک تانسور است که ساختار فضا–زمان را تعیین میکند:
ds² = g_μν dx^μ dx^ν
در اینجا:
• موجود g_μν اجزای تانسور متریک هستند.
• شاخصها μ, ν روی مختصات فضا–زمان (مثلاً t, x, y, z) میچرخند.
• مربع ds «فاصلهٔ فضا–زمانی» بین دو رویداد است.
🔸با داشتن g_μν میتوانیم:
1⃣زمان ویژه بین دو رویداد را حساب کنیم،
2⃣طول فضا–زمانی مسیر یک جسم را اندازه بگیریم،
3⃣میدان گرانشی را توصیف کنیم (در نسبیت عام، گرانش در واقع خمیدگی فضا–زمان است)،
4⃣انحنا و ساختار هندسی فضا–زمان را بهدست آوریم،
5⃣و مهمتر از همه: معادلات ژئودزیک را بنویسیم؛ یعنی مسیر «حرکت آزاد» اجسام در حضور گرانش.
✨ از دید اینشتین، اگر متریک را بدانیم، تقریباً همهچیز را دربارهٔ هندسهٔ فضا–زمان و اثر گرانش میدانیم.
🧷 نمونههای مهم متریکها در فیزیک
• متریک مینکوفسکی (نسبیت خاص؛ فضای مسطح، بدون گرانش)
• متریک شوارتزشیلد (اطراف یک جرم کروی مثل ستاره یا سیاهچالهٔ غیرچرخان)
• متریک FRW (یا FLRW؛ در کیهانشناسی، برای توصیف انبساط یکنواخت و همگن جهان)
🔸هر کدام از این متریکها، «قانون فاصلهسنجی» متفاوتی به ما میدهند و در نتیجه فیزیک متفاوتی را توصیف میکنند.
🔹 ۳. متریک روی کره و ژئودزیکها
حالا از فضا–زمان برگردیم به هندسهٔ آشنا: سطح یک کره.
روی سطح کرهای با شعاع R، عنصر خط (یعنی قطعهٔ کوچک طول) در دستگاه مختصات کروی (θ, φ) به صورت زیر است:
ds² = R² (dθ² + sin²θ dφ²)
این همان متریک روی کره است؛ یعنی اگر قرار باشد روی سطح کره فاصلهٔ واقعی بین دو نقطه را حساب کنیم، باید از همین فرمول استفاده کنیم، نه از فاصلهٔ اقلیدسی سهبعدی در فضای اطراف.
🧭 ژئودزیک روی کره یعنی چه؟
ژئودزیکها، کوتاهترین مسیرها روی یک سطح هستند.
روی صفحهٔ تخت، ژئودزیکها همان «خط راست» هستند.
اما روی کره، خط راست وجود ندارد؛ در عوض، ژئودزیکها میشوند «دایرههای بزرگ».
اگر مسئلهٔ «کوتاهترین مسیر بین دو نقطه روی کره» را با روش اویلر–لاگرانژ حل کنیم، نتیجه این میشود که مسیرها باید معادلهای از این شکل را ارضا کنند:
cot θ = A cos(φ - φ₀)
که در آن A و φ₀ ثابتهاییاند که با توجه به دو نقطهٔ ابتدا و انتهای مسیر مشخص میشوند.
این معادله دقیقاً همهٔ ژئودزیکهای کره را توصیف میکند؛ یعنی همان دایرههای بزرگی که مرکزشان با مرکز کره یکی است.
✈️ به همین دلیل است که در ناوبری دریایی و هوایی، مسیرهای طولانی را روی نقشهٔ کرهٔ زمین در قالب دایرههای بزرگ (great circles) در نظر میگیرند؛ اینها واقعاً کوتاهترین مسیرها هستند، حتی اگر روی نقشهٔ مسطح کمی کج و معوج بهنظر برسند.
♻️ جمعبندی
⚜متریک، قانون اندازهگیری فاصله است؛ چه روی یک خط، چه روی کره، چه در فضا–زمان چهار بُعدی.
⚜در ریاضی، متریک با چهار خاصیت ساده تعریف میشود و میتواند شکلهای متفاوتی به خودش بگیرد.
⚜در فیزیک، متریک (g_μν) قلب نسبیت عام است؛
با آن میتوانیم زمان، طول، گرانش و انحنای فضازمان را توصیف کنیم.
☕️physics cafe
(از تعریف ریاضی تا نقش آن در فیزیک و ژئودزیکهای کره)
«مِتریک» یکی از بنیادیترین مفاهیم در ریاضیات و فیزیک است؛ ابزاری که به ما میگوید چطور فاصله، زاویه و طول مسیر را اندازه بگیریم.
این مفهوم از هندسهٔ اقلیدسیِ مدرسهای شروع میشود و تا نسبیت عام — جایی که شکل و خمیدگیِ خودِ فضازمان را تعیین میکند — ادامه مییابد.
🔹 ۱. متریک در ریاضیات
در ریاضی، یک متریک تابعی است که به هر زوج نقطه یک «فاصله» نسبت میدهد:
d : X × X → ℝ
بهطوریکه برای هر سه نقطهٔ x, y, z در فضا (X)، ویژگیهای زیر برقرار باشد:
1. نامنفی بودن
d(x,y) ≥ 0
2. صفر بودن فقط روی خودش
d(x,y) = 0 ⇔ x = y
3. تقارن
d(x,y) = d(y,x)
4. نابرابری مثلثی
d(x,z) ≤ d(x,y) + d(y,z)
یعنی برای رفتن از x به z، همیشه مسیر مستقیم از هر مسیر دور زدن و واسطه آوردن، کوتاهتر یا مساوی است.
🔸این چهار ویژگی باعث میشود که «d» واقعاً نقش یک فاصله را بازی کند.
🧮 مثال: متریک اقلیدسی سهبُعدی
در فضای سهبعدی معمولی (x¹, x², x³)، فاصلهٔ بین دو نقطهٔ برابر است با:
x = (x¹, x², x³) و y = (y¹, y², y³)
d(x,y) = √{(x¹ - y¹)² + (x² - y²)² + (x³ - y³)²}
"این همان فرمول معروف فیثاغورث است که در سهبُعد تعمیم پیدا کرده."
🌐 متریک فقط اقلیدسی نیست!
🔸میتوانیم متریکهای دیگری هم تعریف کنیم، مثلاً:
• متریک منهتن (L₁):
d(x,y) = |x¹ - y¹| + |x² - y²| + …
شبیه راه رفتن در خیابانهای شطرنجیِ یک شهر.
• متریک بیشینه (L∞):
d(x,y) = max{|x¹ - y¹|, |x² - y²|, …}
🔸اینها نشان میدهند که «فاصله» همیشه به معنای «خط راست اقلیدسی» نیست؛ بستگی دارد متریک را چطور تعریف کنیم.
🔹 ۲. متریک در فیزیک
در فیزیک مدرن ( مخصوصاً در نسبیت خاص و عام ) متریک دیگر فقط یک عدد نیست، بلکه یک تانسور است که ساختار فضا–زمان را تعیین میکند:
ds² = g_μν dx^μ dx^ν
در اینجا:
• موجود g_μν اجزای تانسور متریک هستند.
• شاخصها μ, ν روی مختصات فضا–زمان (مثلاً t, x, y, z) میچرخند.
• مربع ds «فاصلهٔ فضا–زمانی» بین دو رویداد است.
🔸با داشتن g_μν میتوانیم:
1⃣زمان ویژه بین دو رویداد را حساب کنیم،
2⃣طول فضا–زمانی مسیر یک جسم را اندازه بگیریم،
3⃣میدان گرانشی را توصیف کنیم (در نسبیت عام، گرانش در واقع خمیدگی فضا–زمان است)،
4⃣انحنا و ساختار هندسی فضا–زمان را بهدست آوریم،
5⃣و مهمتر از همه: معادلات ژئودزیک را بنویسیم؛ یعنی مسیر «حرکت آزاد» اجسام در حضور گرانش.
✨ از دید اینشتین، اگر متریک را بدانیم، تقریباً همهچیز را دربارهٔ هندسهٔ فضا–زمان و اثر گرانش میدانیم.
🧷 نمونههای مهم متریکها در فیزیک
• متریک مینکوفسکی (نسبیت خاص؛ فضای مسطح، بدون گرانش)
• متریک شوارتزشیلد (اطراف یک جرم کروی مثل ستاره یا سیاهچالهٔ غیرچرخان)
• متریک FRW (یا FLRW؛ در کیهانشناسی، برای توصیف انبساط یکنواخت و همگن جهان)
🔸هر کدام از این متریکها، «قانون فاصلهسنجی» متفاوتی به ما میدهند و در نتیجه فیزیک متفاوتی را توصیف میکنند.
🔹 ۳. متریک روی کره و ژئودزیکها
حالا از فضا–زمان برگردیم به هندسهٔ آشنا: سطح یک کره.
روی سطح کرهای با شعاع R، عنصر خط (یعنی قطعهٔ کوچک طول) در دستگاه مختصات کروی (θ, φ) به صورت زیر است:
ds² = R² (dθ² + sin²θ dφ²)
این همان متریک روی کره است؛ یعنی اگر قرار باشد روی سطح کره فاصلهٔ واقعی بین دو نقطه را حساب کنیم، باید از همین فرمول استفاده کنیم، نه از فاصلهٔ اقلیدسی سهبعدی در فضای اطراف.
🧭 ژئودزیک روی کره یعنی چه؟
ژئودزیکها، کوتاهترین مسیرها روی یک سطح هستند.
روی صفحهٔ تخت، ژئودزیکها همان «خط راست» هستند.
اما روی کره، خط راست وجود ندارد؛ در عوض، ژئودزیکها میشوند «دایرههای بزرگ».
اگر مسئلهٔ «کوتاهترین مسیر بین دو نقطه روی کره» را با روش اویلر–لاگرانژ حل کنیم، نتیجه این میشود که مسیرها باید معادلهای از این شکل را ارضا کنند:
cot θ = A cos(φ - φ₀)
که در آن A و φ₀ ثابتهاییاند که با توجه به دو نقطهٔ ابتدا و انتهای مسیر مشخص میشوند.
این معادله دقیقاً همهٔ ژئودزیکهای کره را توصیف میکند؛ یعنی همان دایرههای بزرگی که مرکزشان با مرکز کره یکی است.
✈️ به همین دلیل است که در ناوبری دریایی و هوایی، مسیرهای طولانی را روی نقشهٔ کرهٔ زمین در قالب دایرههای بزرگ (great circles) در نظر میگیرند؛ اینها واقعاً کوتاهترین مسیرها هستند، حتی اگر روی نقشهٔ مسطح کمی کج و معوج بهنظر برسند.
♻️ جمعبندی
⚜متریک، قانون اندازهگیری فاصله است؛ چه روی یک خط، چه روی کره، چه در فضا–زمان چهار بُعدی.
⚜در ریاضی، متریک با چهار خاصیت ساده تعریف میشود و میتواند شکلهای متفاوتی به خودش بگیرد.
⚜در فیزیک، متریک (g_μν) قلب نسبیت عام است؛
با آن میتوانیم زمان، طول، گرانش و انحنای فضازمان را توصیف کنیم.
☕️physics cafe
👍4❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میفرمایند:
«... ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی ... ;
فاطمه علیها السلام پاره تن و نور چشم و میوه دل من است .»
📚الامالی، شیخ صدوق، ص 486
این عید مبارک و خدمت همه شما ارادتمندان خانم فاطمه زهرا(س) _الاخص خانمها و مادران محترم_ تبریک عرض میکنم.🥳💐
☕️physics cafe
❤13🎉5
Forwarded from فیزیک با طعم چای
School of Astronomy & School of Particles and Accelerators
Joint Astronomy & Particle Physics Colloquium/ Hybrid Format
Date:
Wednesday, Dec 17, 2025 / چهارشنبه، 26 آذر 1404
Time:
12:30 PM - 13:30 PM (Tehran time)
Speaker:
Prof. Hassan Firouzjahi
Affiliation:
School of Astronomy, IPM
Title:
Inflationary Cosmology
Title in Persian:
کیهان شناسی تورمی
Abstract:
Inflation is the leading paradigm for the dynamics of the early Universe and for the generation of large scale structures in the cosmos. In this talk, we review early universe cosmology and inflationary model buildings and their connections to cosmological observations. We also briefly review our recent works on quantum loop corrections in the primordial power spectrum.
Indico Link: https://indico.hep.ipm.ir/e/H.Firouzjahi
Meeting Place: Seminar Room, School of Particles and Accelerators, IPM
Link to Join Virtually: https://www.skyroom.online/ch/ipm-particles/special-seminar
Joint Astronomy & Particle Physics Colloquium/ Hybrid Format
Date:
Wednesday, Dec 17, 2025 / چهارشنبه، 26 آذر 1404
Time:
12:30 PM - 13:30 PM (Tehran time)
Speaker:
Prof. Hassan Firouzjahi
Affiliation:
School of Astronomy, IPM
Title:
Inflationary Cosmology
Title in Persian:
کیهان شناسی تورمی
Abstract:
Inflation is the leading paradigm for the dynamics of the early Universe and for the generation of large scale structures in the cosmos. In this talk, we review early universe cosmology and inflationary model buildings and their connections to cosmological observations. We also briefly review our recent works on quantum loop corrections in the primordial power spectrum.
Indico Link: https://indico.hep.ipm.ir/e/H.Firouzjahi
Meeting Place: Seminar Room, School of Particles and Accelerators, IPM
Link to Join Virtually: https://www.skyroom.online/ch/ipm-particles/special-seminar
School of Particles and Accelerators - Indico (Indico)
Joint Astronomy & Particle Physics Colloquium
Joint Astronomy & Particle Physics Colloquium (hybrid format) Meeting Place: Seminar Room, School of Particles and Accelerators, IPM Link to join virtually: https://www.skyroom.online/ch/ipm-particles/special-seminar
❤5
☕️ physics cafe
Video
🔭برخورد ستارههای نوترونی
برخوردی که هر قطعه طلا در جهان را ، تنها در عرض دو ثانیه میسازد.با ادغام ستارههای نوترونی آشنا شوید.این پدیده، یکی از نیرومندترین رخدادها در سراسر کیهان است.
🔸وقتی جرم هایی هم اندازه یک شهر، که هر کدام وزنی بیشتر از خورشید ما دارند، به یکدیگر برخورد میکنند، فقط منفجر نمیشوند، بلکه به کارخانههای کیهانی تولید عناصر تبدیل میشوند.
طلا، پلاتین، اورانیوم و تمام عناصر سنگین روی زمین در این برخوردهای وحشتناک شکل گرفتهاند.
🔹 ادغام ستارههای نوترونی نتیجه نهایی یک سیستم دوتایی است که انرژی خود را به آرامی از طریق انتشار امواج گرانشی از دست میدهند و باعث می گردند که به صورت مارپیچی به سمت یکدیگر حرکت کرده و به تدریج به هم نزدیک شوند. این پروسه ممکن است میلیاردها سال به طول بیانجامد. هنگامی که آن ها به فاصله بحرانی رسیدند، به دلیل نیروهای جزر و مدی شدید، در هم فرو میریزند. این فرآیند بسته به جرم اولیه ستاره ها ، منجر به ایجاد یک هایپرنووا و تشکیل یک سیاهچاله یا یک ستاره نوترونی فوقالعاده سنگین و ناپایدار میشود که سنتز عناصر سنگین مهمترین نتیجه آن می باشد.
🔘 مکانیسم فوق توضیح میدهد که چرا عناصر سنگین در جهان نسبتا کمیاب بوده و برای تولید شدن به شرایط بسیار نادر و پرانرژی مانند ادغام ستارههای نوترونی یا ابرنواخترها نیاز دارند، در حالی که عناصر سبکتر مانند هیدروژن و هلیوم در لحظات اولیه جهان پس از بیگ بنگ تشکیل شده اند.
♻️ در نهایت، فرایندهای این چنینی نه تنها به درک ما از منشا جهان کمک میکنند، بلکه این امکان را فراهم می آورند تا نظریات فیزیکی خود، از جمله نسبیت عام اینشتین و فیزیک هستهای را در شرایطی که در آزمایشگاههای زمینی قابل تولید نیستند، به آزمون بکشیم.
🔗Source
🔗Source
☕️physics cafe
برخوردی که هر قطعه طلا در جهان را ، تنها در عرض دو ثانیه میسازد.با ادغام ستارههای نوترونی آشنا شوید.این پدیده، یکی از نیرومندترین رخدادها در سراسر کیهان است.
🔸وقتی جرم هایی هم اندازه یک شهر، که هر کدام وزنی بیشتر از خورشید ما دارند، به یکدیگر برخورد میکنند، فقط منفجر نمیشوند، بلکه به کارخانههای کیهانی تولید عناصر تبدیل میشوند.
طلا، پلاتین، اورانیوم و تمام عناصر سنگین روی زمین در این برخوردهای وحشتناک شکل گرفتهاند.
• این برخورد در ۱۰ ثانیه، انرژی بیشتری نسبت به آنچه خورشید در ۱۰ میلیارد سال تولید میکند، آزاد مینماید. اما بخش شگفتانگیز ماجرا اینجاست که در رخداد فوق بهطور همزمان، امواج گرانشی، انفجارهای پرتو گاما و فشفشههای نوری ایجاد میشود. در واقع یک رویداد منفرد ادغام ستارههای نوترونی به تنهایی میتواند در عرض چند ثانیه، معادل ۲۰ برابر جرم زمین، طلای خالص تولید کند.
بنابراین شما بهمعنای واقعی کلمه، بقایای خشونتبارترین انفجارهای جهان را در خود دارید. هر عنصر سنگین در بدن شما، در مرگ یک ستاره متولد شده است.
🔹 ادغام ستارههای نوترونی نتیجه نهایی یک سیستم دوتایی است که انرژی خود را به آرامی از طریق انتشار امواج گرانشی از دست میدهند و باعث می گردند که به صورت مارپیچی به سمت یکدیگر حرکت کرده و به تدریج به هم نزدیک شوند. این پروسه ممکن است میلیاردها سال به طول بیانجامد. هنگامی که آن ها به فاصله بحرانی رسیدند، به دلیل نیروهای جزر و مدی شدید، در هم فرو میریزند. این فرآیند بسته به جرم اولیه ستاره ها ، منجر به ایجاد یک هایپرنووا و تشکیل یک سیاهچاله یا یک ستاره نوترونی فوقالعاده سنگین و ناپایدار میشود که سنتز عناصر سنگین مهمترین نتیجه آن می باشد.
• طی فرایند مذکور:
هستههای اتمی سبک، نوترونهای فراوان اطراف خود را با سرعت فوقالعادهای جذب میکنند.
با جذب نوترون، هسته ناپایدار میشود.
هسته برای رسیدن به پایداری، از طریق واپاشی بتا ، یک نوترون را به یک پروتون تبدیل میکند.
این پروسه زنجیرهای، باعث افزایش عدد اتمی هسته و تولید عناصر سنگینمیشود.
همزمان با فرایندهای هستهای، رویداد ادغام ستاره ها، انفجاری از انرژی و تابشها را به وجود میآورد:
امواج گرانشی: این امواج، که در واقع نوساناتی در بافت فضا-زمان هستند، اولین سیگنالی بودند که به زمین رسیدند. کشف GW170817 در سال ۲۰۱۷، که اولین رصد همزمان امواج گرانشی و نور از یک رویداد واحد بود، نقطه عطفی در فیزیک می باشد.
انفجار پرتو گاما : این رویدادها منبع اصلی پرتوهای های کوتاه هستند که از جتهای پلاسمایی فوقالعاده پرسرعت ساطع میشوند و در امتداد محور چرخش ستارههای در حال ادغام شکل میگیرند.
کیلونووا: این یک پدیده نوری است که توسط واپاشی رادیواکتیو عناصر سنگین تازه تولید شده در فرآیند r-process ایجاد میشود. انرژی حاصل از این واپاشی باعث درخشش مواد پرتاب شده گشته که شبیه به یک سوپرنووا، اما ضعیفتر و قرمزتر است. رصد کیلونووا تایید کرد که عناصر سنگین در این رویدادها تولید میشوند.
🔘 مکانیسم فوق توضیح میدهد که چرا عناصر سنگین در جهان نسبتا کمیاب بوده و برای تولید شدن به شرایط بسیار نادر و پرانرژی مانند ادغام ستارههای نوترونی یا ابرنواخترها نیاز دارند، در حالی که عناصر سبکتر مانند هیدروژن و هلیوم در لحظات اولیه جهان پس از بیگ بنگ تشکیل شده اند.
♻️ در نهایت، فرایندهای این چنینی نه تنها به درک ما از منشا جهان کمک میکنند، بلکه این امکان را فراهم می آورند تا نظریات فیزیکی خود، از جمله نسبیت عام اینشتین و فیزیک هستهای را در شرایطی که در آزمایشگاههای زمینی قابل تولید نیستند، به آزمون بکشیم.
🔗Source
🔗Source
☕️physics cafe
👏1
🔰نقاط لاگرانژ: چه هستند؟
🔸نقاط لاگرانژ مکانهایی در فضا هستند که در آنها نیروهای گرانشی یک سامانهٔ دوجرمی، مانند خورشید و زمین، نواحی تقویتشدهای از کشش و دافعه ایجاد میکنند.
🟢فضاپیماها میتوانند از این نقاط بهعنوان «جای پارک» در فضا استفاده کنند تا با مصرف حداقل سوخت، در موقعیتی تقریباً ثابت باقی بمانند.
🔹پنج نقطهٔ ویژه وجود دارد که در آنها یک جرم کوچک میتواند همراه با دو جرم بزرگتر، در الگویی ثابت به دور آنها حرکت کند. نقاط لاگرانژ مکانهایی هستند که در آنها کشش گرانشی دو جرم بزرگ دقیقاً با نیروی مرکزگرایی لازم برای حرکت یک جسم کوچک همراه با آنها برابر میشود.
🔸 این مسئلهٔ ریاضی که به «مسئلهٔ عمومی سهجسمی» معروف است، توسط ریاضیدان ایتالیایی–فرانسوی ژوزف-لویی لاگرانژ در مقالهٔ برندهٔ جایزهٔ خود با عنوان رسالهای دربارهٔ مسئلهٔ سه جسم (۱۷۷۲) بررسی شد.
1/2
☕️physics cafe
🔸نقاط لاگرانژ مکانهایی در فضا هستند که در آنها نیروهای گرانشی یک سامانهٔ دوجرمی، مانند خورشید و زمین، نواحی تقویتشدهای از کشش و دافعه ایجاد میکنند.
🟢فضاپیماها میتوانند از این نقاط بهعنوان «جای پارک» در فضا استفاده کنند تا با مصرف حداقل سوخت، در موقعیتی تقریباً ثابت باقی بمانند.
🔹پنج نقطهٔ ویژه وجود دارد که در آنها یک جرم کوچک میتواند همراه با دو جرم بزرگتر، در الگویی ثابت به دور آنها حرکت کند. نقاط لاگرانژ مکانهایی هستند که در آنها کشش گرانشی دو جرم بزرگ دقیقاً با نیروی مرکزگرایی لازم برای حرکت یک جسم کوچک همراه با آنها برابر میشود.
🔸 این مسئلهٔ ریاضی که به «مسئلهٔ عمومی سهجسمی» معروف است، توسط ریاضیدان ایتالیایی–فرانسوی ژوزف-لویی لاگرانژ در مقالهٔ برندهٔ جایزهٔ خود با عنوان رسالهای دربارهٔ مسئلهٔ سه جسم (۱۷۷۲) بررسی شد.
1/2
☕️physics cafe
👍2❤1👎1
☕️ physics cafe
Photo
🔹از میان پنج نقطهٔ لاگرانژ، سه نقطه ناپایدار و دو نقطه پایدار هستند. نقاط ناپایدار که با L1، L2 و L3 نامگذاری میشوند، روی خط واصل دو جرم بزرگ قرار دارند. نقاط پایدار که با L4 و L5 شناخته میشوند، رأس دو مثلث متساویالاضلاع را تشکیل میدهند که جرمهای بزرگ در رأسهای آن قرار دارند. نقطهٔ L4 جلوتر از زمین در مدار حرکت میکند و نقطهٔ L5 در پشت سر آن قرار دارد.
• نقطهٔ L1 در سامانهٔ زمین–خورشید دیدی بدون وقفه از خورشید فراهم میکند و در حال حاضر میزبان ماهوارهٔ رصدخانهٔ خورشیدی و هلیوسفری (SOHO) است.
• نقطهٔ L2 در سامانهٔ زمین–خورشید پیشتر محل استقرار فضاپیمای WMAP بوده، هماکنون میزبان پلانک است و خانهٔ تلسکوپ فضایی جیمز وب میباشد. نقطهٔ L2 برای اخترشناسی ایدهآل است، زیرا فضاپیما بهاندازهٔ کافی به زمین نزدیک است تا بهراحتی ارتباط برقرار کند، میتواند خورشید، زمین و ماه را پشت سر خود نگه دارد تا هم توان خورشیدی تأمین شود و هم (با سپر مناسب) دیدی باز به اعماق فضا برای تلسکوپها فراهم گردد.
• نقاط L1 و L2 در مقیاس زمانی حدود ۲۳ روز ناپایدارند، به همین دلیل ماهوارههای مستقر در این نقاط نیازمند اصلاحات منظم مسیر و وضعیت هستند.
🟡 ناسا بهاحتمال زیاد استفادهای از نقطهٔ L3 نخواهد داشت، زیرا این نقطه همواره پشت خورشید پنهان است.
🔸نقاط L4 و L5 تا زمانی مدارهای پایداری دارند که نسبت جرم دو جرم بزرگتر از ۲۴٫۹۶ باشد. این شرط برای سامانههای زمین–خورشید و زمین–ماه، و همچنین برای بسیاری از جفتجرمهای دیگر در منظومهٔ شمسی برقرار است. اجرامی که در اطراف نقاط L4 و L5 گردش میکنند، معمولاً «تروجان» نامیده میشوند؛ این نامگذاری از سه سیارک بزرگ آگاممنون، آشیل و هکتور گرفته شده است که در نقاط L4 و L5 سامانهٔ مشتری–خورشید حرکت میکنند. (بر اساس روایت هومر، هکتور قهرمان تروا بود که به دست آشیل در جریان محاصرهٔ تروا به فرماندهی شاه آگاممنون کشته شد.)
🔹صدها سیارک تروجان در منظومهٔ شمسی وجود دارد. بیشتر آنها همراه با مشتری حرکت میکنند، اما برخی نیز با مریخ در مدار هستند. افزون بر این، چندین قمر زحل همنشینان تروجان دارند. در سال ۱۹۵۶، اخترشناس لهستانی کوردیلفسکی تجمعهای بزرگی از غبار را در نقاط تروجان سامانهٔ زمین–ماه کشف کرد. ابزار DIRBE روی ماهوارهٔ COBE مشاهدات پیشین IRAS از وجود حلقهای از غبار که مدار زمین به دور خورشید را دنبال میکند تأیید کرد. وجود این حلقه بهطور نزدیکی با نقاط تروجان مرتبط است، اما داستان بهدلیل اثر فشار تابشی بر دانههای غبار پیچیدهتر میشود. سرانجام در سال ۲۰۱۰، تلسکوپ WISE ناسا نخستین سیارک تروجان (۲۰۱۰ TK7) را در اطراف نقطهٔ لاگرانژ پیشروی زمین تأیید کرد.
🔰یافتن نقاط لاگرانژ
سادهترین راه برای درک نقاط لاگرانژ، استفاده از چارچوب مرجعی است که همراه با سامانه میچرخد. نیروهای وارد بر یک جسم ساکن در این چارچوب را میتوان از یک پتانسیل مؤثر بهدست آورد؛ درست همانگونه که میتوان سرعت باد را از روی نقشههای هواشناسی استنباط کرد. نیروها در جاهایی بیشترین مقدار را دارند که خطوط همپتانسیل به هم نزدیکترند و در جاهایی که این خطوط از هم دورترند، ضعیفترند. در نمودار همپتانسیل، میبینیم که L4 و L5 با قلهها متناظرند و L1، L2 و L3 با نقاط زینی (یعنی نقاطی که پتانسیل در یک جهت رو به بالا و در جهت دیگر رو به پایین خمیده است). این موضوع نشان میدهد که ماهوارههایی که در نقاط لاگرانژ قرار میگیرند، تمایل دارند از جای خود منحرف شوند (تصور کنید یک تیله را روی یک هندوانه یا روی یک زین واقعی بگذارید).
🔸اما وقتی ماهوارهای که در L4 یا L5 «پارک» شده شروع به پایین آمدن از تپه میکند، سرعت میگیرد. در این مرحله نیروی کوریولیس وارد عمل میشود—همان نیرویی که باعث چرخش توفانها روی زمین میشود—و ماهواره را به مداری پایدار پیرامون نقطهٔ لاگرانژ هدایت میکند.
🔗📚👤Document Created by Neil J. Cornish for WMAP Education and Outreach/ 1998
🔗NASA
2/2
☕️physics cafe
• نقطهٔ L1 در سامانهٔ زمین–خورشید دیدی بدون وقفه از خورشید فراهم میکند و در حال حاضر میزبان ماهوارهٔ رصدخانهٔ خورشیدی و هلیوسفری (SOHO) است.
• نقطهٔ L2 در سامانهٔ زمین–خورشید پیشتر محل استقرار فضاپیمای WMAP بوده، هماکنون میزبان پلانک است و خانهٔ تلسکوپ فضایی جیمز وب میباشد. نقطهٔ L2 برای اخترشناسی ایدهآل است، زیرا فضاپیما بهاندازهٔ کافی به زمین نزدیک است تا بهراحتی ارتباط برقرار کند، میتواند خورشید، زمین و ماه را پشت سر خود نگه دارد تا هم توان خورشیدی تأمین شود و هم (با سپر مناسب) دیدی باز به اعماق فضا برای تلسکوپها فراهم گردد.
• نقاط L1 و L2 در مقیاس زمانی حدود ۲۳ روز ناپایدارند، به همین دلیل ماهوارههای مستقر در این نقاط نیازمند اصلاحات منظم مسیر و وضعیت هستند.
🟡 ناسا بهاحتمال زیاد استفادهای از نقطهٔ L3 نخواهد داشت، زیرا این نقطه همواره پشت خورشید پنهان است.
🔸نقاط L4 و L5 تا زمانی مدارهای پایداری دارند که نسبت جرم دو جرم بزرگتر از ۲۴٫۹۶ باشد. این شرط برای سامانههای زمین–خورشید و زمین–ماه، و همچنین برای بسیاری از جفتجرمهای دیگر در منظومهٔ شمسی برقرار است. اجرامی که در اطراف نقاط L4 و L5 گردش میکنند، معمولاً «تروجان» نامیده میشوند؛ این نامگذاری از سه سیارک بزرگ آگاممنون، آشیل و هکتور گرفته شده است که در نقاط L4 و L5 سامانهٔ مشتری–خورشید حرکت میکنند. (بر اساس روایت هومر، هکتور قهرمان تروا بود که به دست آشیل در جریان محاصرهٔ تروا به فرماندهی شاه آگاممنون کشته شد.)
🔹صدها سیارک تروجان در منظومهٔ شمسی وجود دارد. بیشتر آنها همراه با مشتری حرکت میکنند، اما برخی نیز با مریخ در مدار هستند. افزون بر این، چندین قمر زحل همنشینان تروجان دارند. در سال ۱۹۵۶، اخترشناس لهستانی کوردیلفسکی تجمعهای بزرگی از غبار را در نقاط تروجان سامانهٔ زمین–ماه کشف کرد. ابزار DIRBE روی ماهوارهٔ COBE مشاهدات پیشین IRAS از وجود حلقهای از غبار که مدار زمین به دور خورشید را دنبال میکند تأیید کرد. وجود این حلقه بهطور نزدیکی با نقاط تروجان مرتبط است، اما داستان بهدلیل اثر فشار تابشی بر دانههای غبار پیچیدهتر میشود. سرانجام در سال ۲۰۱۰، تلسکوپ WISE ناسا نخستین سیارک تروجان (۲۰۱۰ TK7) را در اطراف نقطهٔ لاگرانژ پیشروی زمین تأیید کرد.
🔰یافتن نقاط لاگرانژ
سادهترین راه برای درک نقاط لاگرانژ، استفاده از چارچوب مرجعی است که همراه با سامانه میچرخد. نیروهای وارد بر یک جسم ساکن در این چارچوب را میتوان از یک پتانسیل مؤثر بهدست آورد؛ درست همانگونه که میتوان سرعت باد را از روی نقشههای هواشناسی استنباط کرد. نیروها در جاهایی بیشترین مقدار را دارند که خطوط همپتانسیل به هم نزدیکترند و در جاهایی که این خطوط از هم دورترند، ضعیفترند. در نمودار همپتانسیل، میبینیم که L4 و L5 با قلهها متناظرند و L1، L2 و L3 با نقاط زینی (یعنی نقاطی که پتانسیل در یک جهت رو به بالا و در جهت دیگر رو به پایین خمیده است). این موضوع نشان میدهد که ماهوارههایی که در نقاط لاگرانژ قرار میگیرند، تمایل دارند از جای خود منحرف شوند (تصور کنید یک تیله را روی یک هندوانه یا روی یک زین واقعی بگذارید).
🔸اما وقتی ماهوارهای که در L4 یا L5 «پارک» شده شروع به پایین آمدن از تپه میکند، سرعت میگیرد. در این مرحله نیروی کوریولیس وارد عمل میشود—همان نیرویی که باعث چرخش توفانها روی زمین میشود—و ماهواره را به مداری پایدار پیرامون نقطهٔ لاگرانژ هدایت میکند.
🔗📚👤Document Created by Neil J. Cornish for WMAP Education and Outreach/ 1998
🔗NASA
2/2
☕️physics cafe
👍4
• وَ قالَ الْجَوادُ عليه السلام: مَـنْ انْـقادَ اِلى الطُّـمَأْنينَةِ قَبْلَ الْخُـبْرَةِ فَقَدْ عَرَّضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَةِ وَالْعاقِبَةِ الْمُتِعْبَةِ.امام جواد عليه السلام فرمود: هر كس قبل از آزمايش نسبت به چيزى اطمينان پيدا كند (بدون آگاهى اعتماد كند) خودش را در معرض نابودى و عاقبتى دردناك قرار داده است.
📚(بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۳۴۰، ح ۱۳)
#جوادالائمه
☕️physics cafe
❤10🤡1
Forwarded from فیزیک با طعم چای
🍵❄️ یک فنجان چای، یک کتاب فیزیک
«زمستان است…»
و شبها بلندتر از همیشه
سکوتِ اتاق، نورِ مانیتور
و بخارِ آرامِ چای…
📖 حالا بهترین وقت است برای
ورقزدن کتابهایی که از روی علاقه خواندهایم
و هنوز گرمایشان مانده…
در این شبهای سرد که کلاسها آنلاین شدهاند🦦
و زمان کمی آهستهتر میگذرد،
برمیگردیم به کتابهایی
که فقط نخواندیم
بلکه با آنها زندگی کردیم.
اگر در مسیر فیزیک، کتابی بوده که
📘 از روی علاقه بارها ورق زدهای،
📘 درک تو را عمیقتر کرده،
📘 و هنوز در شبهای زمستان صدایش را میشنوی،
از دانشجویان و اساتید عزیز دعوت میکنیم تا آن را معرفی کنند.
🔥 چالش «فیزیک با طعم چای»
☕️ یک فنجان چای بریزید،
📖 کتاب فیزیکیِ موردعلاقهتان را باز کنید،
✍️ و حداکثر ۵ خط بنویسید
این کتاب چگونه نگاه شما به فیزیک (یا جهان) را تغییر داد.
و به همراه موارد زیر:
📕 نام کتاب و نویسنده
🧠 شاخه فیزیک
🎓 مناسب چه سطحی است؟
ارسال کنید.
📸 اگر دوست داشتید،
عکسی از چای + کتاب + شبِ زمستانیتان بگیرید
و همراه معرفی کتاب ارسال کنید.
✨ بهترین نوشتهها و عکسها
در کانال بصورت اختصاصی معرفی ویژه خواهد شد.
📚 این فراخوان برای ساختن یک فهرست رسمی نیست؛ برای جمعکردن کتابهای دوستداشتنیِ واقعی است
کتابهایی برای
شبهای بلند،
فکرهای عمیق،
و فیزیکی که با دل خوانده میشود.
شاید
یک فنجان چای داغ🍵
و
یک کتاب فیزیک
بهترین ترکیب شبهای زمستان باشد.😉
☕️فیزیک با طعم چای
«زمستان است…»
و شبها بلندتر از همیشه
سکوتِ اتاق، نورِ مانیتور
و بخارِ آرامِ چای…
📖 حالا بهترین وقت است برای
ورقزدن کتابهایی که از روی علاقه خواندهایم
و هنوز گرمایشان مانده…
در این شبهای سرد که کلاسها آنلاین شدهاند🦦
و زمان کمی آهستهتر میگذرد،
برمیگردیم به کتابهایی
که فقط نخواندیم
بلکه با آنها زندگی کردیم.
اگر در مسیر فیزیک، کتابی بوده که
📘 از روی علاقه بارها ورق زدهای،
📘 درک تو را عمیقتر کرده،
📘 و هنوز در شبهای زمستان صدایش را میشنوی،
از دانشجویان و اساتید عزیز دعوت میکنیم تا آن را معرفی کنند.
🔥 چالش «فیزیک با طعم چای»
☕️ یک فنجان چای بریزید،
📖 کتاب فیزیکیِ موردعلاقهتان را باز کنید،
✍️ و حداکثر ۵ خط بنویسید
این کتاب چگونه نگاه شما به فیزیک (یا جهان) را تغییر داد.
و به همراه موارد زیر:
📕 نام کتاب و نویسنده
🧠 شاخه فیزیک
🎓 مناسب چه سطحی است؟
ارسال کنید.
📸 اگر دوست داشتید،
عکسی از چای + کتاب + شبِ زمستانیتان بگیرید
و همراه معرفی کتاب ارسال کنید.
✨ بهترین نوشتهها و عکسها
در کانال بصورت اختصاصی معرفی ویژه خواهد شد.
📚 این فراخوان برای ساختن یک فهرست رسمی نیست؛ برای جمعکردن کتابهای دوستداشتنیِ واقعی است
کتابهایی برای
شبهای بلند،
فکرهای عمیق،
و فیزیکی که با دل خوانده میشود.
شاید
یک فنجان چای داغ🍵
و
یک کتاب فیزیک
بهترین ترکیب شبهای زمستان باشد.😉
☕️فیزیک با طعم چای
👌6🔥4
Forwarded from فیزیک با طعم چای
📢 اطلاعیه تکمیلی چالش «فیزیک با طعم چای» 🍵📘
به اطلاع شرکتکنندگان عزیز میرساند،
با موافقت و مساعدت کارشناس فرهنگی دانشکده علوم، سرکارخانم لطفی
برای این چالش صمیمی و علمی، جوایزی برای سه نفر برتر در نظر گرفته شده است 🎁
🏆 جوایز نفرات برگزیده:
🥇 نفر اول: فلش مموری ۶۴ گیگابایت
🥈 نفر دوم: فلش مموری ۳۲ گیگابایت
🥉 نفر سوم: فلش مموری ۱۶ گیگابایت
✨ معیار انتخاب برگزیدگان:
کیفیت متن و تصویر، خلاقیت در روایت،
و ارتباط عمیق با کتاب معرفیشده خواهد بود.
🌙یک فنجان چای،
یک کتاب فیزیک،
و شاید یک جایزهی کوچک برای شبی زمستانی…
☕️ فیزیک با طعم چای
به اطلاع شرکتکنندگان عزیز میرساند،
با موافقت و مساعدت کارشناس فرهنگی دانشکده علوم، سرکارخانم لطفی
برای این چالش صمیمی و علمی، جوایزی برای سه نفر برتر در نظر گرفته شده است 🎁
🏆 جوایز نفرات برگزیده:
🥇 نفر اول: فلش مموری ۶۴ گیگابایت
🥈 نفر دوم: فلش مموری ۳۲ گیگابایت
🥉 نفر سوم: فلش مموری ۱۶ گیگابایت
✨ معیار انتخاب برگزیدگان:
کیفیت متن و تصویر، خلاقیت در روایت،
و ارتباط عمیق با کتاب معرفیشده خواهد بود.
🌙یک فنجان چای،
یک کتاب فیزیک،
و شاید یک جایزهی کوچک برای شبی زمستانی…
☕️ فیزیک با طعم چای
🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مَن نَظرَ في عُيوبِ النّاسِ فأنْكَرهاسر میدهم سروش نجف روزی ام کنید
ثُمّ رَضِيَها لِنَفْسِهِ فذلكَ الأحمَقُ بعَينِهِ .
كسى كه عيبهاى ديگران را ببيند و آنها را زشت شمارد
اما همان عيبها را در خود بپسندد،
احمق واقعى است.
👤امیرالمؤمنین
📚نهج البلاغة : الحكمة 349
ابر گناه پوش نجف روزی ام کنید
هستم پیاله نوش، نجف روزی ام کنید
دیدار می فروش نجف روزی ام کنید
👤محمدجواد پرچمی
🎊عید میلاد مولا و آقامون مبارک🎊
☕️physics cafe
❤10👍2🔥1