پلاکارد کم آوردیم. – Telegram
پلاکارد کم آوردیم.
2.68K subscribers
1.64K photos
188 videos
30 files
1.1K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»

ژن، ژیان، ئازادی • 🍉🏳️‍⚧️
Download Telegram
Organs
Of Monsters and Men
And I cough up my lungs
'Cause they remind me how it all went wrong
But I leave in my heart
'Cause I don't want to stay in the dark.
Forwarded from geunyang.
gender is a social construct does Not mean gender isn’t “real”. our society is built on social constructs and the fact that we can re-contextualize what they mean and how we react to them is what makes it GOOD. it is absolutely a “real” thing, its our reality and i will tell you essentialism and basing your entire world view, specially what’s real and what’s not on just physical attributes is much more transphobic and damaging.
It's Called: Freefall
Rainbow Kitten Surprise
Called to the Devil and the Devil said quit
Can't be bothered better handle your shit
Keep about your wits man, keep about your wits
Know yourself and who you came in with.
Forwarded from corner of the internet.
می‌دونید، من اونقدری که شاید بقیه مشمئز می‌شن، اصطلاح «اصلاح طلب» اذیتم نمی‌کنه دیگه. چون خب ریفرمیست بودن لزوما چیز بدی نیست. همه جای دنیا هم هست، رایج هم هست اتفاقا. و به قول دوستی تا از پتانسیل‌های ریاضیات و مدلسازی استفاده نکنیم که هزینه‌های رویکرد ریفرمیست‌ها و رادیکال‌ها رو با هم مقایسه کنیم، نمی‌تونیم با اطمینان بگیم ریفرمیست بودن پوچه.
اما مشکلاتم با اصلاح طلبی اینهان:
۱-داشتن همچنین mindset ای مشروط به اینه که چیزی که باهاش طرفیم، «اصلاح پذیر» باشه. من به کسی که شرایط کنونی رو می‌تونه «اصلاح پذیر» توصیف کنه نمی‌دونم چی بگم اصلا.
۲-اصلاح طلبی بدون فدا کردن یک سری چیزها برای یک «هدف والاتر» یا به اصطلاح the greater good تقریبا غیرممکنه.
Reformists often end up using violent and inhuman means to reach a humane end, or at least that’s what they say to themselves. Which is ironic, because their main criticism to radicals is that “violence isn’t the answer”
و خب سیاست‌مداران اصلاح طلب از هیچ خشونت مصلحتی‌ای برای رسیدن به اون هدف والاشون دریغ نمی‌کنن. ادمهای عادی اصلاح طلب که در صحنه سیاست نیستن هم شاید خودشون در حال سرکوب نباشن اما خب، سپردن به دست سیاست‌مداران احزابی که طرفدارشونن، که اونا به نمایندگی ازشون از روی هر اقلیتی که باید رد بشن، هر microagression ای که لازمه رو اعمال کنن و و و ….
من حوصله هیچ یک از این دو گروه ادمها رو ندارم.
اصلاح طلبی بدون اولویت دادن حقوق یک عده به حقوق «دیگری» و گفتن اینکه «حالا اول به اینا رسیدگی کنیم بعد نوبت شما هم می‌رسه» غیرممکنه.
۳-حالا اگه بخوام بیشتر از یک دیدگاه اقتصادی به ماجرا نگاه کنم، بنظرم رویکرد اصلاح‌طلبانه در مقابله با نظام سرمایه‌داری فقط backfire می‌کنه و مثل یه باتلاقیه که هرچی دست و پا بزنی بیشتر می‌ری تووش. اصلا طراحی شده که همینطوری باشه. یه مثال می‌زنم. بخاطر گرمایش زمین، شرکت‌های خودروسازی بهشون یک سری سخت‌گیری‌هایی می‌شه در زمینه تولید ماشین‌هایی که کمتر آلاینده ن. تکنولوژی غالبی که در حال حاضر برای کمتر کردن آلایندگی‌ ماشین‌ها استفاده می‌شه، شدیدا وابسته به عنصر پالادیومه. تا اینجا همه چی خوبه نه؟ پالادیوم استفاده می‌کنیم و آلایندگی ماشین‌ها میاد پایین. بعد جنگ می‌شه بین روسیه و اوکراین و روسیه از اصلی‌ترین صادرکنندگان پالادیومه. اروپا به پالادیوم روسیه برای تولید ماشین‌های دوست‌دار محیط زیستش وابسته ست. روسیه به لطف تولیدات ماشین‌های دوست‌دار محیط زیست، می‌تونه توی یک جنگی که هزینه‌های هنگفتی برای محیط زیست داره بیشتر دووم بیاره و کشش بده.
The irony.
در نظام سرمایه‌داری، ایجاد اصلاحاتی که منجر به حفظ محیط زیست بشه نمی‌تونه از سطح شعار و نمایش فراتر بره انقدر که همه چیز در هم تنیده ست. یک طرف قضیه رو بخوای بگیری یه سمت دیگش ول می‌شه.
برای همین اصلاح‌طلبی از منظر اقتصادی هم بنظر من راهکار پایداری نیست.
همین دیگه.
#commentary
In This Shirt
The Irrepressibles
I am lost in our rainbow
Now our rainbow has gone
Overcast by your shadow
As our worlds move on
In this shirt, I can be you
To be near you for a while
In this shirt, I can be you
To be near you for a while.
Two Men in Love
The Irrepressibles
When I look into your eyes
There's a danger inside
When I see the edge
I can never hide.
Forwarded from corner of the internet.
A german physician, sexologist and queer activist, who was homosexual and jewish, named Magnus Hirschfeld, heavily prosecuted by the Nazis, has this beautiful saying:
Per Scientiam ad Justitiam”
It is latin forthrough science to justice”
#archive
If You Say the Word
Radiohead
When you spend your life wishing a twinkling star
When you forget how lucky you are
Buried in rubble sixty foot down.
Forwarded from corner of the internet.
A thought: i think the people who say “believe all women” and actually act on it are not simply illogical and on the wrong side and they do serve a purpose and add something to the metoo movement. I understand the question “but ALL of them? Literally ALL women?”. However, i think people with this belief system help to overall balance out the extreme patriarchy with which victims are met, and their ideas skew the system a little bit more to the other direction. I think this is the purpose that many radical belief systems serve and to dismiss them as impractical and “too much” is naive. I’m nowhere close to “radical left” and i don’t necessarily agree with radically leftist people. But they serve a purpose to people outside of the radical left sphere too. They help balance out the overall right wing shift and bring everything a little bit closer to the center.
#commentary
Forwarded from corner of the internet.
هشدار محتوا: فاشیسم، یهودستیزی و hate symbols
پیش‌بینی می‌کنم یه چند وقت دیگه که دسته کلید توییتر رو بدن دست ایل*ن م*سک و به اسم «آزادی بیان» توییتر رو یک شیفت گنده بده به سمت راست افراطی، تمام اکانت‌هایی که تا الان بخاطر یهودستیزی، نژادپرستی و …. بن شده بودن برمی‌گردن که جولان بدن. خیلی از این اکانت‌های با درون‌مایه‌های فاشیستی، یک سری سمبل‌ها و مخفف‌ها و اعداد خاصی دارن که اصلا با گذاشتن این نشانه‌ها توی پروفایل و آی‌دی‌هاشون همدیگه رو پیدا می‌کنن و کامیونیتی می‌سازن و شروع می‌کنن به سم‌پاشی.
سمبل‌هایی که این ادمها برای دادن سیگنال «من از خودتونم» به همدیگه استفاده می‌کنن دائما تکامل پیدا می‌کنن و cryptic تر می‌شن که بتونن مدت طولانی‌تری بدون ریپورت شدن دووم بیارن. اکثر فاشیست‌ها الان swastika ندارن روی پروفایلشون که راحت بشه تشخیصشون داد و ازشون دوری کرد. شناختن این سمبل‌ها باعث می‌شه همون اول که توی آی‌دی/پروفایل کسی دیدیمشون بدونیم اکانت تروله (و یا بدتر به یه سازمانی وصله) و با چی طرفیم.
از معروف‌ترین سمبل‌هاشون میم pepe the frog عه. یا مثلا توی آیدی‌هاشون ممکنه عبارت 6MWE رو بذارن که مخفف “six million wasn’t enough” هستش (اشاره به این داره که توی هولوکاست تخمین زدن حدود ۶ ملیون یهودی کشته شدن و این عبارت یعنی ۶ ملیون کشته کافی نبوده.) یا مثلا عدد 88 می‌تونه کد باشه برای Heil Hitler.

دو تا دیتابیس نسبتا جامع هستن که لیست منسجمی از این hate symbol ها دارن. یک نگاهی بهشون بندازین بنظرم:

https://www.adl.org/hate-symbols

https://www.jewitches.com/antisemitism-education

Good night white pride.

#commentary
Forwarded from corner of the internet.
راستش یک الگوی مسمومی بنظرم توی این فضا هست. حداقل من چندبار تجربش کردم با چندتا از ممبرای اینجا که خودشونم کانال داشتن و منم ممبرشون بودم:
۱-شخص a توی کانال منه. کامنت می‌ذاره یا فوروارد می‌کنه توی کانال خودش.
۲-منم متقابلا دوست دارم بشناسمش و ارتباط رو دوطرفه کنم پس جوین می‌شم توی کانالش (برعکسشم بوده که من از اونا فوروارد کنم بعد اونا بیان. به هرحال یجوری لینک می‌شیم)
۳-توی کانال شخص a یه چیزی می‌بینم که موافق نیستم. یا حتی منم نه، یکی از کانالای همسایه (غالبا سارا-ماهگذر) مخالفتشونو اعلام می‌کنن و نقد می‌کنن.
۴-شخص a از این نقد به شدت آزرده خاطر می‌شه و حمله شخصی برداشتش می‌کنه. نه تنها فردی که نقدش کرده، بلکه تمام ادمها و کانال‌هایی که بنظرش به اون فرد نقدکننده وصلن رو هم بایکوت می‌کنه و لینکی که در قدم ۱ و ۲ برقرار شد خراب می‌شه. درواقع انگار دیدش به مجموعه ادمهایی که mutual همن توی این فضای کانال‌های تلگرامی اینه که انگار یک «گنگ» هستن و دنبال طعمه می‌گردن برای شکار.
۵- شخص a به بایکوت کردن کفایت نمی‌کنه و شروع می‌کنه سم‌پاشی و نفرت‌پراکنی و نظرش راجع به ادمهایی که تا کمی قبلتر بنظرش اکی بودن ۱۸۰ درجه عوض می‌شه. دیگه نه تنها از اون ادمها بلکه از ایده‌هایی که بنظرشون اون ادمها به نحوی رپرزنت می‌کنن هم متنفر می‌شه. (من اصلا دوست ندارم بنظر هیچکس «رپرزنت»کننده هیچ عده ادمی حتی جمع خیلی کوچکی باشم.)
مثلا یکی بود از من و سارا بدش اومد، بعد دیگه تصمیم گرفت از فمینیسم هم بدش بیاد چون سام هاو بنظرش «نظر ما راجع به فمینیسم»=فمینیسم. یکی بود از ما بدش اومد، در نتیجه از کل فمینیسم اینترسکشنال بدش اومد. توجه کنید که اکثر این ادمها قبلش نه تنها مخالف این ایده‌ها نبودن بلکه ساپورتشون هم می‌کردن.
واقعا نمی‌دونم راهکار چیه. چطوری می‌شه این فضا رو سالم‌تر کرد. این کانال و یک سری مجموعه کانال‌های دیگه اساسا نقد محورن خب. ولی اگه نقد قراره انقدر شدید backfire کنه و باعث شه فردی که پیامش مورد نقد قرار گرفته، نه تنها از نقدکننده‌(ها) بلکه از تمام گروهی که فرد نقدکننده خودش رو عضوش می‌دونه(مثلا فمینیست‌ها) متنفر شه، خب اونوقت چی؟
Help
ببخشید من انقدر عصبانی‌ام و احساس می‌کنم از پشت خنجر خوردم که نمی‌تونم اینجا چیزی نگم. من و کم‌فسفر و ماهگذر یه گنگ مخوف و اعضای مافیا نیستیم که انسان‌ها صرفا چون از پیامی که یکیمون (تأکید می‌کنم یکیمون و نه هرسه) مستقیم و به صورت خصوصی بهشون داده خوششون نمی‌آد، بیان شروع کنن و کل شخصیت و افکار و اعتقاداتمون رو زیر سؤال ببرن. می‌‌دونید؟ نمی‌شه چون egoی خودتون انقدر شکننده‌ست که تاب کوچک‌ترین انتقادی رو ندارید بیایید و یه آدم، هویتش و دوستاش رو مورد حمله قرار بدید و بعد هم با دورویی محض وقتی شب قبلش گفتید می‌خواهید ویدئوکال کنید یهو طرف رو بلاک کنید و چت رو دوطرفه حذف کنید. این چنل، چنل کم‌فسفر و چنل ماهگذر، هرسه جاهای امنی برای اقلیت‌ها هستند و می‌تونم بهتون امضا بدم که هرسه‌تامون برای این "امنیت" فعالانه تلاش می‌کنیم. این‌که شما بیایید و چهارتا آدم رو به خاطر انتقادشون «بولی درشت» خطاب کنید راجع به اون آدما چیزی نمی‌گه، امّا راجع به خودتون چرا، خیلی حرف‌ها می‌زنه. سری بعدی که خواستید گنگ‌های خیالی توی ذهنتون رو از بین ببرید به نظرم یک قدم به عقب بردارید و از دور به ماجرا نگاه کنید و ببینید اون گنگی که می‌گید اصلا وجود داره؟ بعد اکت مظلوم‌نمایی رو به خدمت خودتون دربیارید و بگید قلبتون شکسته.
توی کامنت این پست گفته شده که من یه فوبیا توی چنل‌نویس‌ها ایجاد کردم که همیشه می‌ترسیدن یه حرفی بزنن که غلط باشه و من بهشون فحش بدم. من منکر این‌که به آدما گیر مستقیم دادم نمی‌شم امّا این ترس و موج وحشتی که می‌گید اگر واقعا وجود داشت پس چرا چرت و پرت‌ها هیچ‌وقت متوقف نشد؟ من منکر این‌که آدم عصبانی‌ای هستم نمی‌شم و خودم هم آرزوم اینه که اعصاب آروم‌تری داشتم، امّا به نظرم این‌که بگید من «موج وحشت» راه انداختم کمی بی‌انصافیه. می‌دونید؟ من و کم‌فسفر مافیای مخوف نیستیم و هیچ leverageای هم روی کسی نداریم که بخوان ازمون بترسن.
و یک رازی رو بهتون بگم؟ فرض بگیریم که این «موج وحشت»ای که می‌گید واقعی بوده و من اسکندر مقدونیِ تلگرامم، می‌دونید کیا از این «موج» در امانن؟ کسایی که هموفوب، ترنس‌فوب، زن‌ستیز، چاق‌هراس و نژادپرست نیستن. حالا اگر اینا هستن و ترسیدن؟ i’m not sorry، می‌دونید چرا؟ چون همین آدما هنوزم که هنوزه حرف‌ها و رفتارشون باعث کشته شدن (لیترالی کشته شدن) آدما توی نقطه نقطه‌ی دنیا می‌شه. افراد کوییر، زنان، اقلیت‌های نژادی و غیره کل عمرشون رو با ترس زندگی می‌کنن، حالا من یه «موج وحشت» خیالی راه انداختم بین آزارگرها؟ so be it.
👍2
پلاکارد کم آوردیم.
و البته، پوینت انتقاد (همونی که شما بهش می‌گید حمله) می‌دونید چیه؟ این‌که آدما قبل از حرف زدن دوبار فکر کنن.
بازم بگم منکر این‌که آدم عصبانی‌ای هستم و گاهی انتقادم از غالب اصولی انتقاد خارج می‌شه نمی‌شم.
بعد می‌گید که من ممبرهام رو حواله‌ی سر بقیه کردم که برن بهشون فحش بدن، من اگر موافق فحاشی بودم که خودم فحش می‌دادم، چه کاری بود بقیه رو بفرستم برن فحش بدن؟
پلاکارد کم آوردیم.
بعد می‌گید که من ممبرهام رو حواله‌ی سر بقیه کردم که برن بهشون فحش بدن، من اگر موافق فحاشی بودم که خودم فحش می‌دادم، چه کاری بود بقیه رو بفرستم برن فحش بدن؟
من مسئولیت بخشی از این فحش‌هایی که می‌گید رو هم قبول می‌کنم چون شاید باید می‌دونستم که همه‌ی آدم‌ها کنترل روی زبانشون ندارن و قراره به جای درک پوینت اصلی که اینه که حرف فلان آدم غلطه و نباید تکرار بشه، برن و به فلان آدم فحش بدن. من به هیچ‌وجه با فحاشی در هر کانتکستی موافق نیستم و عذر می‌خوام اگر کسی از سمت من اومده بهتون فحش داده، قصد من این نبوده.