همچنین گفتید که توی ایران هم قحطی بوده و مردم کرمان رو آورده بودن به ملخخوری و مردم تبریز حتی ممکن بود بچههاشون رو بخورن (من راجع به موضوع تبریز اطلاعی ندارم، شما گفتید) امّا این موندگار نشد توی فرهنگ ما. بله، درسته. موندگار نشد. امّا چرا؟ جمعیت ایران رو با جمعیت چین مقایسه کنید. کمبود غذا همیشه (حتی امروز) در چین مسئلهست. چینیها نمیتونستن انتخاب کنن که موش نخورن. حق انتخابی نداشتن. حالا هم که به مرور دارن (اونم صرفا توی شهرها و بخشهای مدرن) جزئی از فرهنگشون شده. تا حالا دیدید فرهنگی یه شبه تغییر کنه و نو بشه؟ نه، بحث سالها کاره و به همین سادگیها نیست. اگرم به فرض محال به همین سادگیها بود، باز دلیل نمیشه به خاطر انتخابات غذایی یه نفر، بیش از چهار میلیارد نفر (جمعیت آسیاییهای جهان) رو اذیت کنیم.
فکر کنم ایشون کلا متوجه اینکه فرهنگ رژیم چرا بده و چرا نباید چاقهراس باشیم نشده. کلا موضوع اینه که هرکسی مسئول بدن خودشه و هرجور که بخواد زندگی میکنه. یکی دوست داره لاغر شه؟ خب بشه. به ما چه؟ یکی دوست نداره؟ بازم به ما چه! مهم اینه که یاد بگیریم به تصمیمات بقیه احترام بگذاریم و همه رو هرجوری که هستن بپذیریم. کسی نباید به خاطر انتخابات شخصیاش قضاوت بشه. آدما ممکنه واقعا از چاق بودن افسرده باشن و به خودشون نرسن و واقعا ممکنه وقتی لاغر شدن شاداب بشن و بیشتر به خودشون برسن و لباسهای بهتر بپوشن. به کسی چه ربطی داره؟ هرکسی نمیتونه body positive باشه و مجبور هم نیست که باشه، مهم اینه که بپذیریم. هر بدن و چهرهای رو بپذیریم.
You’re missing the whole point, mate.
You’re missing the whole point, mate.
Have you ever noticed how queer-coded Disney villains are?
دههی ۱۹۳۰ که شروع هالیوود امروزی بود فیلمها باید مطابق با یه خط مشی به نام Hayes Code، که ذاتا تعیین میکرد چی میتونه و چی نمیتونه توی فیلمها نمایش داده بشه ساخته میشدن. همجنسگرایی (واضحا)، جزو چیزهایی بود که نباید نمایش داده بشن. این کد توی دههی ۱۹۶۰ منسوخ شد امّا نمایش دادن همجنسگرایی تابو باقی موند. این به این معنی بود که برای نمایش همجنسگرایی و یا به طور کلی +LGBTQ شخصیتها باید کدگذاری میشدن. این کدگذاری معمولا به این صورت انجام میشد (و میشه) که شخصیتهای مرد نمود جنسی زنانه و شخصیتهای زن نمود جنسی مردانه داشته باشن بدون اینکه مستقیما به گرایش/هویت جنسیشون اشارهای بشه. امّا این هم همچنان استیگمای زیادی حوالیاش بود و تنها در صورتی پذیرفته میشد که شخصیتهای بد داستان این مشخصههای رو داشته باشن. دیزنی خیلی از این ایده خوشش اومد و کاراکترهایی با این مشخصات به مرور تبدیل شدن به stereotypical villains. این در حالیه که کاراکترهای خوب اکثرا گرایش جنسی "درست" (استریت) و نمود جنسی هماهنگ با هویت جنسیشون دارن!
دههی ۱۹۳۰ که شروع هالیوود امروزی بود فیلمها باید مطابق با یه خط مشی به نام Hayes Code، که ذاتا تعیین میکرد چی میتونه و چی نمیتونه توی فیلمها نمایش داده بشه ساخته میشدن. همجنسگرایی (واضحا)، جزو چیزهایی بود که نباید نمایش داده بشن. این کد توی دههی ۱۹۶۰ منسوخ شد امّا نمایش دادن همجنسگرایی تابو باقی موند. این به این معنی بود که برای نمایش همجنسگرایی و یا به طور کلی +LGBTQ شخصیتها باید کدگذاری میشدن. این کدگذاری معمولا به این صورت انجام میشد (و میشه) که شخصیتهای مرد نمود جنسی زنانه و شخصیتهای زن نمود جنسی مردانه داشته باشن بدون اینکه مستقیما به گرایش/هویت جنسیشون اشارهای بشه. امّا این هم همچنان استیگمای زیادی حوالیاش بود و تنها در صورتی پذیرفته میشد که شخصیتهای بد داستان این مشخصههای رو داشته باشن. دیزنی خیلی از این ایده خوشش اومد و کاراکترهایی با این مشخصات به مرور تبدیل شدن به stereotypical villains. این در حالیه که کاراکترهای خوب اکثرا گرایش جنسی "درست" (استریت) و نمود جنسی هماهنگ با هویت جنسیشون دارن!
طرف توییت کرده که کاش اول به دانشجوها واکسن میزدن چون قشر سن بالای جامعه اونقدر مهم نیست و این دانشجوهان که باید برگردن سر زندگیشون!!! بابا من نمیفهمم، همهجای دنیا با اولویت سن واکسینه کرد، حالا تو شدی کارشناس سلامت عمومی؟ چقدر یه آدم باید خودخواه باشه واقعا؟
من حدود یک ماه پیش به خودم قول دادم دیگه کتاب نخرم و کتابهایی که دارم رو هم بفروشم که پول جمع کنم یه Kindle بخرم تا وقتی میرم خوابگاه مشکل جا نداشته باشم.
Here I am, buying the third book of the month.
Here I am, buying the third book of the month.
نمیدونم چی باعث میشه که آدما به خودشون اجازه بدن زندگی بقیه رو ارزشگذاری کنن. هرکسی حق زندگی داره و هیچکس به هیچعنوان نمیتونه حتی به اینکه کسی حق زندگی نداره فکر کنه، چه برسه به زبون بیارتش. مفید بودن یا نبودن بقیه رو هم ما تعیین نمیکنیم، هرکسی حضورش باارزشه، فارغ از اینکه چیکار میکنه. امّا حتی اگر بخواهیم بگیم کار "مفید" نمیکنن هم (در صورتی که غلطه) فقط کافیه بریم به تعداد افرادی که بالای ۶۰ سال نوبل گرفتن و کارهای خیلی بزرگ کردن نگاه کنیم. امّا در نهایت هم، آدما حضورشون کافیه و نیاز نیست "کار بزرگی" بکنن که ارزششون زیاد بشه. همین خود من هرروز غصه میخورم که مادربزرگ و پدربزرگ ندارم. آدمای قشنگ و سن بالا رو توی خیابون میبینم و فکر میکنم کاش من هم از حضورشون بهرهمند بودم. بچهها، حضور آدما مهمه، هیچوقت دستکم نگیرید ارزش حضورشون رو.
و درنهایت، سنگرایی (ageism)، یکی از احمقانهترین و مشمئزکنندهترین سوگیریهای موجوده و خیلی دستکم گرفته میشه!
و درنهایت، سنگرایی (ageism)، یکی از احمقانهترین و مشمئزکنندهترین سوگیریهای موجوده و خیلی دستکم گرفته میشه!
Forwarded from Red
فکر نمیکردم زنده باشم و عملی شدن تقریبی جملهی "انسانها مجبور باشن گوشت همو میخورن" رو به چشم ببینم.
پیرها واکسن نزنن، چون لب گورن و در هر صورت میمیرن! ولی ما جوونا تو اولویت تر واکسن بزنیم چون واسه جامعه مفید تریم؟ جامعه به ما نیاز داره؟
کل اونایی که متخصصن در این زمینه تو کل جهان نمیفهمن اینو؟
+جامعه به اونایی که این طرز تفکرو دارن نیاز نداره جوون یا پیر.
پیرها واکسن نزنن، چون لب گورن و در هر صورت میمیرن! ولی ما جوونا تو اولویت تر واکسن بزنیم چون واسه جامعه مفید تریم؟ جامعه به ما نیاز داره؟
کل اونایی که متخصصن در این زمینه تو کل جهان نمیفهمن اینو؟
+جامعه به اونایی که این طرز تفکرو دارن نیاز نداره جوون یا پیر.
پلاکارد کم آوردیم.
نمیدونم چی باعث میشه که آدما به خودشون اجازه بدن زندگی بقیه رو ارزشگذاری کنن. هرکسی حق زندگی داره و هیچکس به هیچعنوان نمیتونه حتی به اینکه کسی حق زندگی نداره فکر کنه، چه برسه به زبون بیارتش. مفید بودن یا نبودن بقیه رو هم ما تعیین نمیکنیم، هرکسی حضورش…
گفتید که توی ایتالیا (و باقی کشورها) موقع دادن ونتیلاتور، جوانها رو در اولویت قرار دادن. بله، درسته. طبق اصول اخلاق پزشکی کسی که امید به زندگی (life expectancy) بیشتری داره موقع نجات جون اولویت بالاتری داره. امّا موقع پیشگیری گروه حساس (در کِیس کووید، افراد سن بالا) اولویتش بیشتره. چون واکسن نرخ بیمارستانی شدن افراد و شدت بیماری رو کاهش میده و در کنار کم کردن فشار روی کادر درمان، باعث میشه منابع قابل استفادهی بیشتری در اختیار باشه و هروقت که نیاز شد برای افراد جوان و نیازمند استفاده بشه.
I can see that you're still around
The seed that fell to the ground
Grew in and then it grew out
And out, out, out.
The seed that fell to the ground
Grew in and then it grew out
And out, out, out.