This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا نباید برخود بلرزیم؟!
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
Forwarded from مباحثات
مباحثات/
نقدی بر نقد آسیبشناسی عزاداری توسط یکی از علما
✔️ داستانسرایی برای عاشورا؛ از زبان حال تا جعل روضه
(مهدی مسائلی)
🔸 چند روز پیش مصاحبهای از یکی از علمای قم منتشر شد که در آن، ایشان به مبناسازی برای داستانسرایی درباره عاشورا پرداختند و با اعتباربخشی به همه روضههایی که خوانده می شود، آسیبشناسی عزاداری را نقشه شوم منافقین دانستند. در ادامه این نوشتار نقدی بر طرح این قواعد روضهسازی توسط ایشان خواهیم داشت.
🔹 زبان حال با خلق و جعلِ روضه تفاوت دارد و نباید زبان حال بهصورت روایتگری و گزارشگری باشد؛ وگرنه «زبان حال» نیست؛ «زبان قال» است؛ منتها قالِ دروغین!
🔹 اگر عظمت و فراوانی مصائب عاشورا توجیهی برای خیالپردازی درباره عاشوراست، همین را صادقانه به مردم بگویید. مردمی که پای روضه روحانیون و مداحان مینشینند در پی شنیدن روضه و حکایتی واقعی از عاشورا هستند؛ نه داستانهای تخیلی که با تمسک بهقاعده زبان حال تولید شدهاند.
🔹 هماکنون عزاداری دربست در اختیار مردم قرار گرفته است و در نگاه بعضی هرآنچه مردم انجام میدهند مصداق کامل عزاداری به شمار میآید؛ از این رو مخالفت با این رفتارهای مردم، مخالفت با عزاداری بهشمار میآید و حتی علما حق ارشاد و راهنمایی را دراینباره دیگر ندارند.
متن کامل یادداشت👇👇👇
http://mobahesat.ir/15166
🔻🔻🔻
@mobahesatmagz
نقدی بر نقد آسیبشناسی عزاداری توسط یکی از علما
✔️ داستانسرایی برای عاشورا؛ از زبان حال تا جعل روضه
(مهدی مسائلی)
🔸 چند روز پیش مصاحبهای از یکی از علمای قم منتشر شد که در آن، ایشان به مبناسازی برای داستانسرایی درباره عاشورا پرداختند و با اعتباربخشی به همه روضههایی که خوانده می شود، آسیبشناسی عزاداری را نقشه شوم منافقین دانستند. در ادامه این نوشتار نقدی بر طرح این قواعد روضهسازی توسط ایشان خواهیم داشت.
🔹 زبان حال با خلق و جعلِ روضه تفاوت دارد و نباید زبان حال بهصورت روایتگری و گزارشگری باشد؛ وگرنه «زبان حال» نیست؛ «زبان قال» است؛ منتها قالِ دروغین!
🔹 اگر عظمت و فراوانی مصائب عاشورا توجیهی برای خیالپردازی درباره عاشوراست، همین را صادقانه به مردم بگویید. مردمی که پای روضه روحانیون و مداحان مینشینند در پی شنیدن روضه و حکایتی واقعی از عاشورا هستند؛ نه داستانهای تخیلی که با تمسک بهقاعده زبان حال تولید شدهاند.
🔹 هماکنون عزاداری دربست در اختیار مردم قرار گرفته است و در نگاه بعضی هرآنچه مردم انجام میدهند مصداق کامل عزاداری به شمار میآید؛ از این رو مخالفت با این رفتارهای مردم، مخالفت با عزاداری بهشمار میآید و حتی علما حق ارشاد و راهنمایی را دراینباره دیگر ندارند.
متن کامل یادداشت👇👇👇
http://mobahesat.ir/15166
🔻🔻🔻
@mobahesatmagz
مباحثات
داستانسرایی برای عاشورا؛ از زبان حال تا جعل روضه « مباحثات
اگر عظمت و فراوانی مصائب عاشورا توجیهی برای خیالپردازی درباره عاشوراست، همین را صادقانه به مردم بگویید. مردمی که پای روضه روحانیون و مداحان مینشینند در پی شنیدن روضه و حکایتی واقعی از عاشورا هستند؛ نه داستانهای تخیلی که با تمسک بهقاعده زبان حال تولید…
Forwarded from مکارم الاخلاق
🍃🍃🍃 🍃🍃🍃
💕دکتر مرتضی شیخ، پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و هرکس هر چه می خواست، در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود (خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان). اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه می کردند، به جای پنج ریالی، سرِ فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه به انداختن سکه شنیده شود...!
دختر دکتر نقل می کند:
"روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سرنوشابه های فلزی است! با تعجب گفتم: پدر! بازیتان گرفته است؟ چرا سرنوشابه ها را می شویید؟!
پدر جوابی داد که اشکم را درآورد... ایشان گفت: دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند.
این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از این ها که تمیز است استفاده کنند.
آخر بعضی ها خجالت می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند."
اومدم بنویسم روحش شاد! یک لحظه فکر کردم اگه روح آدمی با قلبی به این بزرگی شاد نباشه، روح کی میخواد شاد باشه؟! بهتر دونستم بنویسم راهش، اندیشه اش و کردارش پر رهرو باد...
✍ پرویز پرستویی 🍃🍃🍃
💕دکتر مرتضی شیخ، پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و هرکس هر چه می خواست، در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود (خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان). اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه می کردند، به جای پنج ریالی، سرِ فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه به انداختن سکه شنیده شود...!
دختر دکتر نقل می کند:
"روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سرنوشابه های فلزی است! با تعجب گفتم: پدر! بازیتان گرفته است؟ چرا سرنوشابه ها را می شویید؟!
پدر جوابی داد که اشکم را درآورد... ایشان گفت: دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند.
این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از این ها که تمیز است استفاده کنند.
آخر بعضی ها خجالت می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند."
اومدم بنویسم روحش شاد! یک لحظه فکر کردم اگه روح آدمی با قلبی به این بزرگی شاد نباشه، روح کی میخواد شاد باشه؟! بهتر دونستم بنویسم راهش، اندیشه اش و کردارش پر رهرو باد...
✍ پرویز پرستویی 🍃🍃🍃
تیمچه بزرگ بازار قم.
با حضور و تنفس در فضای این تیمچه، آرامش و نشاط را تجربه می کنید.
#اخلاق_کار
#هنر_و_اخلاق
#اخلاق_مراقبت_از_سلامت
با حضور و تنفس در فضای این تیمچه، آرامش و نشاط را تجربه می کنید.
#اخلاق_کار
#هنر_و_اخلاق
#اخلاق_مراقبت_از_سلامت
Forwarded from مصطفی ملکیان
روش_شناسی_مطالعات_مقایسه_ای_عرفان.pdf
2.1 MB
#درسگفتار
⭕️دانلود درسگفتار روش شناسی مطالعات مقایسه ای عرفان
دانشگاه ادیان و مذاهب - سال 88
@mostafamalekian
⭕️دانلود درسگفتار روش شناسی مطالعات مقایسه ای عرفان
دانشگاه ادیان و مذاهب - سال 88
@mostafamalekian
📝موبایل کافی یا کافه اخلاق
زمستون سال گذشته برای انجام کاری با یکی از دوستان گذرمون افتاد به محله مرداویج اصفهان. مرداویج انصافاً محله زیبایی است، خوش آب و هوا و آرام. در قسمتی محله از کنار چند کافه عبور کردیم. به دوستم پیشنهاد کردم که برای صرف قهوه به یکی از این کافه ها بریم. دوستم که انگار خیلی علاقه ای به قهوه نداشت، گفت: شما با این لباس؟! توی این محله؟! می خواهید برید توی این مغازه ها؟!
با این جمله که: جدای از خواصی که قهوه داره و میگن برای آرامش و تمدد اعصاب مفیده، بوی قهوه برای من خاطره انگیزه و خاطره پذیرایی ها و مهمون نوازی های میزبان هایی که در برخی سفرهای خارجی داشتم رو برام زنده می کنه،،، راضی شد که برای خوردن قهوه به یک کافه بریم.
در یکی از میدون های محله به کافه ای رسیدیم که صاحب کافه اطراف مغازشو خیلی با سلیقه و جذاب گلکاری کرده بود و لابه لای این گلکاری سایه بون هایی گذاشته بود و زیر سایه بون ها رو میز و صندلی ها خوشگل و راحت! روی تابلوی زیبای بالای سردر مغازه نوشته بود:MOBILE COFFEE قهوه همراه.
راستش کمی دلهره داشتم که حالا با این لباس آخوندی شاید ... ؛ ولی به خودم اعتماد به نفس دادم و با شهامت تمام وارد مغازه شدم. خیلی تمیز و مرتب بود و چندین جوان مؤدب با لباس فرم مناسب و پاکیزه مشغول کار بودند و از مشتری ها پذیرایی می کردند. اندکی پس از ورود به مغازه، جوانی با کمال ادب و احترام، به گونه ای که معلوم بود آموزش هایی در اخلاق برخورد با مشتری دیده است، به سراغم آمد: خیلی خوش آمدید حاج آقا! بفرمایید کجا میل دارید بنشینید؟ داخل مغازه یا فضای باز بیرون در خدمتتون باشیم؟
از اونجایی که داخل مغازه هم خیلی مرتب بود و غیر از انواع قهوه و فرآورده های قهوه و دسرهای مناسب و مربوط، هیچ گونه حواشی و اقلام آزاردهنده و مضری که در بعضی کافه ها هست (مثل قلیون و ...)، وجود نداشت و فقط قهوه بود و بوی مسحور کننده قهوه، گفتم: داخل هم خوبه، همینجا میشینیم و از بوی مطبوع داخل مغازه هم لذت می بریم.
در همین اثنا مرد کاملتری که بسیار شیک پوش و مرتب و خوش اخلاق بود وارد شد و گفت: حاج آقا من پیشنهاد می کنم فضای بیرون را انتخاب بفرمایین، همه این گلکاری هایی که می بینین کار خود ماست و شما اولین روحانی هستین که به مغازه ما می آید و ما دوست داریم از شما به طور ویژه تری پذیرایی کنیم.
این مرد با اخلاق، جناب آقای مجید ساطعی، مدیر محترم کافه بود. در میان گلکاری های زیبا وشگفت انگیز، جایی را برای من و دوستم آماده کرد و بعد خودش هم صندلی آورد و در کنارمون نشست و گرم صحبت شد. از او درباره کارش پرسیدیم و با توضیحاتی که داد فهمیدم که این کار رو با عشق و علاقه فراوان دنبال کرده و بهترین نشونه برای این عشق وعلاقه به کاربستن ریزه کاری های اخلاقی در فرایند مدیریت این کافه و قهوه خونه است. البته در ضمن صحبتهاش، درد دلهایی هم از برخی بی مهری ها و قدرنشناسی های بعضی از مردم و مسئولین داشت.
باری لحظات شیرین و خاطره سازی رو در کنار مجید ساطعی گذروندیم و من با دیدن اینکه مردی با به کاربستن هنجارهای اخلاق مدیریت در کار قهوه فروشی و اداره یک کافه، کاری که در نگاه اولیه، نزد خیلی از مردم شاید کار مهمی هم جلوه نکنه، اینهمه عظمت و زیبایی آفریده، هم دچار شگفتی اعجاب انگیزی شده بودم و هم خیلی امیدوار شدم که چنین مردانی با چنین همت ها و انگیزه های هنوز در ایران هستند.
مجید ساطعی که به عضویت و همراهیش در این کانال افتخار می کنم، در جشنواره سالانه جایزه تعهد کیفیت جهانی International World Quality Commitment Award که 21 اکتبر (29 مهرماه) همین امسال در پاریس برگزار شد، برنده شد و برای ایران عزیز افتخار آفرید. به افتخار ایشون و به افتخار همه مردان و زنان متعهدی که روزها را با فکر طراحی اخلاقی صحنه های کار و مدیریت کشورمون به شب می رسونن و هر شب با امید به ساختن ایرانی آباد، با نشاط و سرافراز سر بر بالین می گذارن، می خوانیم به نام امید: 👇🏻👇🏻
زمستون سال گذشته برای انجام کاری با یکی از دوستان گذرمون افتاد به محله مرداویج اصفهان. مرداویج انصافاً محله زیبایی است، خوش آب و هوا و آرام. در قسمتی محله از کنار چند کافه عبور کردیم. به دوستم پیشنهاد کردم که برای صرف قهوه به یکی از این کافه ها بریم. دوستم که انگار خیلی علاقه ای به قهوه نداشت، گفت: شما با این لباس؟! توی این محله؟! می خواهید برید توی این مغازه ها؟!
با این جمله که: جدای از خواصی که قهوه داره و میگن برای آرامش و تمدد اعصاب مفیده، بوی قهوه برای من خاطره انگیزه و خاطره پذیرایی ها و مهمون نوازی های میزبان هایی که در برخی سفرهای خارجی داشتم رو برام زنده می کنه،،، راضی شد که برای خوردن قهوه به یک کافه بریم.
در یکی از میدون های محله به کافه ای رسیدیم که صاحب کافه اطراف مغازشو خیلی با سلیقه و جذاب گلکاری کرده بود و لابه لای این گلکاری سایه بون هایی گذاشته بود و زیر سایه بون ها رو میز و صندلی ها خوشگل و راحت! روی تابلوی زیبای بالای سردر مغازه نوشته بود:MOBILE COFFEE قهوه همراه.
راستش کمی دلهره داشتم که حالا با این لباس آخوندی شاید ... ؛ ولی به خودم اعتماد به نفس دادم و با شهامت تمام وارد مغازه شدم. خیلی تمیز و مرتب بود و چندین جوان مؤدب با لباس فرم مناسب و پاکیزه مشغول کار بودند و از مشتری ها پذیرایی می کردند. اندکی پس از ورود به مغازه، جوانی با کمال ادب و احترام، به گونه ای که معلوم بود آموزش هایی در اخلاق برخورد با مشتری دیده است، به سراغم آمد: خیلی خوش آمدید حاج آقا! بفرمایید کجا میل دارید بنشینید؟ داخل مغازه یا فضای باز بیرون در خدمتتون باشیم؟
از اونجایی که داخل مغازه هم خیلی مرتب بود و غیر از انواع قهوه و فرآورده های قهوه و دسرهای مناسب و مربوط، هیچ گونه حواشی و اقلام آزاردهنده و مضری که در بعضی کافه ها هست (مثل قلیون و ...)، وجود نداشت و فقط قهوه بود و بوی مسحور کننده قهوه، گفتم: داخل هم خوبه، همینجا میشینیم و از بوی مطبوع داخل مغازه هم لذت می بریم.
در همین اثنا مرد کاملتری که بسیار شیک پوش و مرتب و خوش اخلاق بود وارد شد و گفت: حاج آقا من پیشنهاد می کنم فضای بیرون را انتخاب بفرمایین، همه این گلکاری هایی که می بینین کار خود ماست و شما اولین روحانی هستین که به مغازه ما می آید و ما دوست داریم از شما به طور ویژه تری پذیرایی کنیم.
این مرد با اخلاق، جناب آقای مجید ساطعی، مدیر محترم کافه بود. در میان گلکاری های زیبا وشگفت انگیز، جایی را برای من و دوستم آماده کرد و بعد خودش هم صندلی آورد و در کنارمون نشست و گرم صحبت شد. از او درباره کارش پرسیدیم و با توضیحاتی که داد فهمیدم که این کار رو با عشق و علاقه فراوان دنبال کرده و بهترین نشونه برای این عشق وعلاقه به کاربستن ریزه کاری های اخلاقی در فرایند مدیریت این کافه و قهوه خونه است. البته در ضمن صحبتهاش، درد دلهایی هم از برخی بی مهری ها و قدرنشناسی های بعضی از مردم و مسئولین داشت.
باری لحظات شیرین و خاطره سازی رو در کنار مجید ساطعی گذروندیم و من با دیدن اینکه مردی با به کاربستن هنجارهای اخلاق مدیریت در کار قهوه فروشی و اداره یک کافه، کاری که در نگاه اولیه، نزد خیلی از مردم شاید کار مهمی هم جلوه نکنه، اینهمه عظمت و زیبایی آفریده، هم دچار شگفتی اعجاب انگیزی شده بودم و هم خیلی امیدوار شدم که چنین مردانی با چنین همت ها و انگیزه های هنوز در ایران هستند.
مجید ساطعی که به عضویت و همراهیش در این کانال افتخار می کنم، در جشنواره سالانه جایزه تعهد کیفیت جهانی International World Quality Commitment Award که 21 اکتبر (29 مهرماه) همین امسال در پاریس برگزار شد، برنده شد و برای ایران عزیز افتخار آفرید. به افتخار ایشون و به افتخار همه مردان و زنان متعهدی که روزها را با فکر طراحی اخلاقی صحنه های کار و مدیریت کشورمون به شب می رسونن و هر شب با امید به ساختن ایرانی آباد، با نشاط و سرافراز سر بر بالین می گذارن، می خوانیم به نام امید: 👇🏻👇🏻
✍🏾معرفی کتاب:
در بخشی از درآمد این کتاب کم حجم میخوانیم: «كتاب راهنماي عملي اخلاق فراخواني است براي اخلاق. مقصود از آن پر نمودن رخنهاي است كه ميان مسائل نظري معمول در فلسفه اخلاق و مسائل عملي افراد مردد و تازه وارد در اين عرصه وجود دارد. مسائلي نظير اين كه اصلاً چه كسي نيازمند اخلاق است؟ اصلاً چرا بايد درباره ارزشها بينديشيم؟... اينها پرسشهايي واقعياند و پيش از پرداختن به باقي مباحث اخلاق لازم است به اين پرسشها پاسخ بگوييم.»
مقصود ديگر اين كتاب پيوند آفريني است ميان اخلاق و شيوههاي كارآمد تفكر عملي به نحو عام. براي نمونه، مكتوبات پر شماري در باب حل خلاقانه مسأله وجود دارند كه شامل مباحثياند نظير افزايش گزينهها و صورتبندي مجدد مسأله به طريقي كه شكل نخست را دگرگون سازد.
اين كتاب از شما ميخواهد تا اخلاق را سيري هميشه در جريان بدانيد. برماست كه هم در عمل و هم به لحاظ دروني پذيراي پيچيدگيهاي زندگي واقعي و امكانات نهفتة عالم باشيم. اندكي گشودگي بسيار كارساز است. پارهاي از چشمگيرترين پيشرفتهاي اخلاق امروز دقيقاً از همين نقطه آغاز ميشوند. مثلاً ايجاد آگاهي اخلاقيمان به ديگر جانداران را ميتوانيم يكي از راههاي پيوسته در حال بسط براي اخلاق روزگارمان بدانيم. پس اين كتاب يك راهنماي عملي اخلاق است. بدين اعتبار كه مكملي ضروري است براي تصحيح تصور اوليه و مرسوم از اخلاق و كتابي است براي كسي كه در مسير عمل اخلاقي گام ميزند.
در پشت جلد کتاب آمده است: «کتاب «راهنمای عملی اخلاق» درآمدی است مجمل و آسان فهم به نگرشها و مهارتهای اساسیای که اخلاق عملی را میسازند، نظیر استقلال تفکر، حل مسئله به طریق سازگار بخش و گشودگی ذهن و قلب. این کتاب تنها کتابی است که به توضیح اقسام متنوعی از هوش عملی که لازمه داوری اخلاقیاند می پردازد و از این رهگذر مباحث نظری را که اغلب دروس اخلاقی بدانها منحصرند تکمیل مینماید.»
رهسپار شدن، اخلاق و دین، حل خلاقانه مسائل اخلاقی، قطبی نکنید ـ پیوند بدهید و سیری همیشه در جریان، عناوین پنج فصل اصلی این کتابند.
کتاب «راهنمای عملی اخلاق: چگونه درباب مسائل عملي اخلاق خلاقانه و نقادانه بينديشيم» نوشته آنتونی وستن به ترجمه راضیه سلیم زاده در سال 1393با شمارگان هزار و 100 نسخه در 134 صفحه از سوی نشر ققنوس منتشر شده است.
منبع: خبرگزاری کتاب ایبنا
در بخشی از درآمد این کتاب کم حجم میخوانیم: «كتاب راهنماي عملي اخلاق فراخواني است براي اخلاق. مقصود از آن پر نمودن رخنهاي است كه ميان مسائل نظري معمول در فلسفه اخلاق و مسائل عملي افراد مردد و تازه وارد در اين عرصه وجود دارد. مسائلي نظير اين كه اصلاً چه كسي نيازمند اخلاق است؟ اصلاً چرا بايد درباره ارزشها بينديشيم؟... اينها پرسشهايي واقعياند و پيش از پرداختن به باقي مباحث اخلاق لازم است به اين پرسشها پاسخ بگوييم.»
مقصود ديگر اين كتاب پيوند آفريني است ميان اخلاق و شيوههاي كارآمد تفكر عملي به نحو عام. براي نمونه، مكتوبات پر شماري در باب حل خلاقانه مسأله وجود دارند كه شامل مباحثياند نظير افزايش گزينهها و صورتبندي مجدد مسأله به طريقي كه شكل نخست را دگرگون سازد.
اين كتاب از شما ميخواهد تا اخلاق را سيري هميشه در جريان بدانيد. برماست كه هم در عمل و هم به لحاظ دروني پذيراي پيچيدگيهاي زندگي واقعي و امكانات نهفتة عالم باشيم. اندكي گشودگي بسيار كارساز است. پارهاي از چشمگيرترين پيشرفتهاي اخلاق امروز دقيقاً از همين نقطه آغاز ميشوند. مثلاً ايجاد آگاهي اخلاقيمان به ديگر جانداران را ميتوانيم يكي از راههاي پيوسته در حال بسط براي اخلاق روزگارمان بدانيم. پس اين كتاب يك راهنماي عملي اخلاق است. بدين اعتبار كه مكملي ضروري است براي تصحيح تصور اوليه و مرسوم از اخلاق و كتابي است براي كسي كه در مسير عمل اخلاقي گام ميزند.
در پشت جلد کتاب آمده است: «کتاب «راهنمای عملی اخلاق» درآمدی است مجمل و آسان فهم به نگرشها و مهارتهای اساسیای که اخلاق عملی را میسازند، نظیر استقلال تفکر، حل مسئله به طریق سازگار بخش و گشودگی ذهن و قلب. این کتاب تنها کتابی است که به توضیح اقسام متنوعی از هوش عملی که لازمه داوری اخلاقیاند می پردازد و از این رهگذر مباحث نظری را که اغلب دروس اخلاقی بدانها منحصرند تکمیل مینماید.»
رهسپار شدن، اخلاق و دین، حل خلاقانه مسائل اخلاقی، قطبی نکنید ـ پیوند بدهید و سیری همیشه در جریان، عناوین پنج فصل اصلی این کتابند.
کتاب «راهنمای عملی اخلاق: چگونه درباب مسائل عملي اخلاق خلاقانه و نقادانه بينديشيم» نوشته آنتونی وستن به ترجمه راضیه سلیم زاده در سال 1393با شمارگان هزار و 100 نسخه در 134 صفحه از سوی نشر ققنوس منتشر شده است.
منبع: خبرگزاری کتاب ایبنا
Anthony Weston is an American philosopher, teacher, and writer. He is author of widely used primers in critical thinking and ethical practice and has written a variety of unconventional books and essays on philosophical topics.
A Practical Companion to Ethics, Third Edition, is a concise and accessible introduction to the basic attitudes and skills that make ethics work, like thinking for oneself, creative and integrative problem-solving, and keeping an open mind.
This unique volume illuminates the broad kinds of practical intelligence required in moral judgment, complementing the narrower theoretical considerations that often dominate ethics courses. It offers practical instruction in problem-solving by demonstrating how to frame an ethical problem and deal effectively with ethical disagreements. The book also presents ethics as an ongoing learning experience,
helping students to deal with both the complexities of their individual lives and with the larger issues that exist in the world around them.
Anthony Weston, A Practical Companion to Ethics, Third Edition, 2006.
A Practical Companion to Ethics, Third Edition, is a concise and accessible introduction to the basic attitudes and skills that make ethics work, like thinking for oneself, creative and integrative problem-solving, and keeping an open mind.
This unique volume illuminates the broad kinds of practical intelligence required in moral judgment, complementing the narrower theoretical considerations that often dominate ethics courses. It offers practical instruction in problem-solving by demonstrating how to frame an ethical problem and deal effectively with ethical disagreements. The book also presents ethics as an ongoing learning experience,
helping students to deal with both the complexities of their individual lives and with the larger issues that exist in the world around them.
Anthony Weston, A Practical Companion to Ethics, Third Edition, 2006.
📝📝📝 با مسجد و مناره شهر اسلامی نمیشود
✍🏻 دکتر یوسف اباذری
✅شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند؛
شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست؛
✅شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد؛
✅شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد؛
✅شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر آن شهر خود کربلا باشد ...
✅مدام میگوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد. بلایی که غرب بعد ٢٠٠ سال بر سر بنیاد خانواده آورد ما در ٣٠ سال آوردیم ...
✅یک عده فکر میکنند تفریح و شادی عملی غیر دینی است و انسان فقط باید در دین خلاصه شود.
✅انسان بدن دارد، نیاز مادی دارد، روح دارد، عقل دارد، باید نیازش را بشناسیم ، حقوقش را بشناسیم .
✅بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال میکنیم حالا که جوانان تفریح ندارند میآیند پای منبر مینشینند.
✅یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را میشکنند و مثل آتشفشان بیرون میزنند ..!!
✍🏻 دکتر یوسف اباذری
✅شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند؛
شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست؛
✅شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد؛
✅شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد؛
✅شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر آن شهر خود کربلا باشد ...
✅مدام میگوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد. بلایی که غرب بعد ٢٠٠ سال بر سر بنیاد خانواده آورد ما در ٣٠ سال آوردیم ...
✅یک عده فکر میکنند تفریح و شادی عملی غیر دینی است و انسان فقط باید در دین خلاصه شود.
✅انسان بدن دارد، نیاز مادی دارد، روح دارد، عقل دارد، باید نیازش را بشناسیم ، حقوقش را بشناسیم .
✅بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال میکنیم حالا که جوانان تفریح ندارند میآیند پای منبر مینشینند.
✅یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را میشکنند و مثل آتشفشان بیرون میزنند ..!!