Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
✍🏾پیتر سینگر را بشناسیم:
❇️

پیتر آلبرت دیوید سینگر (زاده ۶ ژوئیهٔ ۱۹۴۶) فیلسوف اخلاق استرالیایی تبار و پر اثر ترین نویسنده در رشته اخلاق کاربردی در دهه های اخیر است.

✳️او که اینک ساکن ایالات متحده آمریکا است، استاد کرسی اخلاق زیستی در دانشگاه پرینستون و استاد برجسته در مرکز فلسفه کاربردی و اخلاق کاربردی در دانشگاه ملبورن است.
✳️✳️تخصص او اخلاق کاربردی است و رویکردی سکولار و منظری سودگرایانه به مسائل اخلاقی دارد. کتاب آزادی حیوانات او که به تازگی توسط آقای بهمن خدا پناه به فارسی ترجمه و از سوی انتشارات ققنوس به چاپ رسیده، در واقع معروف‌ترین اثر اوست که در سال 1975 چاپ و منتشر شد.
او در این کتاب به دفاع از گیاه خواری می پردازد و از دامداری صنعتی و گوشت‌خواری انتقاد و از حقوق اساسی حیوانات دفاع می کند.
✳️✳️✳️وی در مقالات خود معتقد است به لحاظ اخلاقی، حمایت نکردن از کودکان فقیر در حال مرگ، با کشتن آدم‌ها تفاوت چندانی ندارد. او با همین نوع نگرش از فقیران حمایت می‌کند و راه‌حلی نیز برای از میان بردن فقر جهانی ارائه داده‌است که بر مبنای کمک افرادی است که درآمدی بیش از نیاز خود دارند.

#اخلاق_کاربردی
#پیتر_سینگر
#حقوق_اخلاقی_حیوانات
🆔 @Practicalethics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️✳️ واکنش مردم به یک توریست خارجی که کمک میخواهد: یک بار اروپایی یک بار افغانستانی.

📣 کاش فارغ از کشورها انسانیت برایمان مهم بود!
🆔 @Practicalethics
❇️👆🏻👆🏻تازه ترین اثر پژوهشکده اخلاق و معنویت در اختیار جامعه علمی کشور قرار گرفت.
✳️✳️کتاب استنباط حکم اخلاقی از متون دینی و ادله لفظی، دفتر اول، نگارش محمد عالمزاده نوری، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1396.
✳️✳️✳️ نویسنده در بخشی از معرفی کتاب آورده است:
عالم اخلاق باید بتواند گزاره‌های اخلاقی در متون و منابع دینی را به‌خوبی بفهمد و تفسیر کند؛ یعنی مراد خدا از آیات اخلاقی قرآن و نیز مراد پیشوایان معصوم: از روایات اخلاقی را به‌خوبی درک کند و ارائه دهد. گاهی برداشت ما از یک آیه یا روایت، برداشت کاملی نیست و اطمینان نداریم مراد جدی متکلم همان باشد که ما فهمیده‌ایم. در این موارد باید بررسی‌های خود را آن‌قدر ادامه دهیم که به درکی قابل اعتماد و مستند دست یابیم.

مباحث الفاظ علم اصول عمدتاً به‌ هدف تبیین قواعد فهم درست آیات و روایات شکل گرفته است. در اصول فقه‌الاخلاق نیز قواعد فهم درست گزاره‌های اخلاقی در قرآن و سخنان معصومان: دنبال می‌شود.

چالش‌هایی که در این نوشتار بدان پرداخته‌ایم، عبارت‌اند از:

یکم: ماهیت تشکیکی مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی؛

دوم: تعریف مفاهیم اخلاقی در متون دینی؛

سوم: برداشت گزارۀ اخلاقی از ساختار تفضیل در آیات و روایات؛

چهارم: برداشت گزارۀ اخلاقی از آیات و روایات مشتمل بر ثواب و عقاب‌های شگفت‌انگیز؛

پنجم:‌ برداشت گزارۀ اخلاقی از آیات و روایات مشتمل بر اعداد و خصال؛

به مناسبت بررسی ثواب و عقاب‌های شگفت در قرآن و حدیث، در فصل پنجم بحث کوتاهی نیز در باب «معیار ارزشمندی عمل» افزوده شده است.

روش اصلی در این بررسی‌ها این بوده است که موارد پرشماری از هر چالش را در آیات و روایات اهل بیت: جمع‌آوری و تلاش کرده‌ایم آنها را به ‌صورت جمعی بررسی کنیم. روشن است در بررسی جمعی این متون، قراین و شواهدی آشکار می‌شود که در بررسی‌های موردی وجود ندارد. نیز در بررسی‌های جامع، هر چه دربارۀ یک مصداق بیان شود، باید به سیاق‌های مشابه نیز تعمیم و اسناد داده شود؛ درحالی‌که در بررسی‌های موردی معمولاً زمینه‌ای برای آزمون فرضیۀ ادعایی وجود ندارد. همچنین کثرت امثلۀ واقعی
- هرچند گاهی ملال‌انگیز به نظر رسد - علم را از اتهام تورم و ما را از پرداختن به مسائل فرضی، انتزاعی و بی‌ثمر رها می‌سازد. در این بررسی‌ها ابتدا اقوال مفسران قرآن کریم و آرای شارحان حدیث را جمع‌آوری و طبقه‌بندی کرده‌ایم و سپس به تحلیل و نقد آنها پرداخته‌ایم.
🆔 @Practicalethics
Forwarded from Hasan Abdipour
Forwarded from Deleted Account
با پوزش،
👆👆👆
این نشست به دلیل آلودگی هوا تعطیل و به زمان دیگری موکول شد.
Forwarded from Deleted Account
هوای تهران در مقایسه با یه روز پاک

هردو عکس از یک زاویه گرفته شدند
Forwarded from ناتا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راحت 100 سال عقبیم!!
برای اینکه دق نکنیم: هیچوقت باطن زندگی خودمونو با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنیم!!!
شاد باشید!
📝جای خالی عقلانیت در همه ابعاد مدیریت:

✍🏾سی رایت میلز جامعه شناس آمریکایی خالق مفهوم "بینش جامعه شناختی" سخنی در باب تمایز بین "مسئله فردی" و "مسئله اجتماعی" دارد که برخی آن را یکی از شاهکارهای نظری دانسته اند.
❇️او میگوید اگر صبح از خانه بیرون زدی و همسرت به تو زنگ زد و گفت دختر عمویش از کار بیکار شده، تو در جوابش میتوانی بگویی متاسفم و بعد در خلوتت به این فکر کنی که شاید دختر عموی همسرت تنبل بوده و یا مهارت کافی نداشته.
✳️✳️اما اگر در طی یک روز با ۱۰۰۰ نفر روبرو شدی که بیکار بودند و یا آماری از بیکاری به دست آوردی که ۱۵% از نیروی کار در جامعه بیکارند،
آنگاه تو نمیتوانی با ارجاع به خصیصه های فردی این مشکل را توضیح بدهی. به سخن دیگر، بیکاری یک نفر مشکل و مسئله فردی است ولی ۱۵% بیکاری دیگر مسئله فردی نیست بلکه مشکل اجتماعی است.
✳️✳️✳️حال اگر در جامعه ایی یک روز یا ده روز با آلودگی هوا روبرو بودیم شاید میتوانستیم ربطش بدهیم به اتفاقات جوی و اقلیمی ولی وقتی شهرهای بزرگ و کوچک ایران دچار آلودگی در انواع مختلف میشوند و منحصر در یک نمونه هم نیست،آنگاه این مشکل از فرم انفرادی خارج میشود و نشان از ناکارآمدی در مدیریت شهری و منابع سرزمینی دارد.
✳️✳️✳️به عبارت دیگر، ما با یک مشکل اجتماعی مواجهه هستیم و این ربطی به اقلیم و جو ندارد بلکه نسبت وثیقی با استراتژیهای ما درباره محیط زیست دارد.
🔰اگر آلودگی صرفا در تهران بود میتوانستیم بگوییم ما با یک نمونه انفرادی در ایران روبرو هستیم ولی امروز ارومیه و تبریز و اصفهان و قم و ... با آلودگی به تعطیلی کشانده شده اند و این ربطی به اقلیم ندارد بلکه به فهم ما از "مدیریت صنعت" مربوط است.

🔰🔰ما هنوز فکر میکنیم تکنولوژی ابزار است در حالیکه تکنیک شیوه زیست عصر پسا-کشاورزی است و با فهم عصر کشاورزی نمیتوان ماتریکس عصر تکنیک را مدیریت کرد.

این آلودگی هوا نیست بل کوری ما نسبت به تحول مدیریت زیست بوم در عصر حاضر است.
♻️شاید ایران به مثابه یک عضو زیست بوم جهان را آمریکا نتواند از بین ببرد؛ ولی چه بسا این کوری خودمان، ما را از پای درآورد‼️

♻️♻️بنابراین گمشده ما عقلانیت در همه ابعاد مدیریت سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی است؛ عقلانیتی هماهنگ با سبک و سیاق عقلانیت مدرن و صد البته همراستا با تعالیم بنیادین اسلامی و فرهنگ کهن و دیرین ایرانی.
ما نیز بایسته است از راه حل های عقلایی برای عبور از موانع استفاده کنیم.
🆔 @Practicalethics
قدیما تو سرمای سوزناک آخر پاییز، هیچی اندازه رفتن به خونه گرم و دنج مادر و نشستن در کنارش و گوش دادن به حرفاش بهمون حال نمیداد!
شب جمعه و شب یلدا، روح مادر شاد!
🆔 @Practicalethics
Forwarded from ME Talks
📢مجموعه رويدادهاي دانشكده مديريت و اقتصاد دانشگاه شريف
#ME_Talks2
Ethics in Business
دكتر مريم كوچكي

🗓سه‌شنبه 5 دي
16:00-18:00🕕
ثبت نام:
https://evand.com/events/metalks2
آدرس كانال:
@METalksevents
Forwarded from ME Talks
اطلاعات تكميلي:

🔴🔴عنوان سمینار:
اخلاق در كسب و كار
Ethics in Business
🔵🔵ارائه دهنده:
دكتر مريم كوچكي
استاديار دانشكده مديريت كلاگ، دانشگاه نورث‌وسترن
(Assistant Professor of Management and Organizations, Kellogg School of Management, Northwestern University)
پست‌دكترا از دانشگاه هاروارد

🔵🔵رئوس مطالب سمینار:
🔷ارائه يكي از مقالات در حوزه اخلاق حرفه‌اي (Ethics)
🔷توضيحاتي پيرامون مسير آكادميك حوزه رفتار سازماني

🔵 به همراه پرسش و پاسخ

#ME_Talks2
آدرس كانال:
@METalksevents
Forwarded from اتچ بات
در طوس از ابو سعید ابو الخیر خواستند که بر منبر رود. چون جمعیت ازدحام کردند تا سخنان او را بشنوند، مردی برخاست و گفت: خدایش بیامرزاد آن را که برخیزد و یک گام فراپیش نهد تا برای دیگران نیز جایی باز شود. ابوسعید همان‌دم از منبر پایین آمد. حاضران گفتند ما همه از راه‌های دور و نزدیک آمده‌ابم تا از تو سخن بشنویم. گفت: سخن من و همۀ پیامبران و کتب آسمانی، بیش از آن نیست که آن مرد گفت. باقی، زیادت است.
#اخلاق_تبلیغ_دین
🆔@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
✍🏾✍🏾روحانی بی تشریفات!
✍🏾به مناسبت درگذشت استاد اخلاق، محی الدین حائری شیرازی (ره)
(خاطره ای از یک دوست مجازی در شبکه فیسبوک)

🔰تابستان۷۷ برای سیاحتی به همراه تعدادی از دوستان به دره گنجنامه همدان رفتیم. متوجه شدیم با توجه به جمعیت زیاد حاضر، مردم برای قضای حاجت مشکل دارند و به ما هم سرایت کرد چون سه چشمه توالت موجود در گنجنامه گرفته بود و کاسه آنها پر و لبریز از کثیفی شده بودند.
ما که قصد داشتیم آنجا تا غروب استراحت کنیم با این وضع ممکن نبود .تصمیم گرفتیم کمی در تپه ها و باغات پیاده روی کنیم و برگردیم .
ساعاتی بعد که به محل پارک ماشین ها کنار توالت های غیر قابل استفاده برگشتیم متوجه صف مردم برای قضای حاجت و وضو گرفتن بعضی مردم شدیم.
تصور کردیم شهرداری یا سازمان گردشگری که پول ورودی میگیرند، بالاخره به وظیفه معطل مانده خود عمل کرده اند.! اما در بین مردم صحبت از یک شیخ محترم بود که می گفتند به اینجا آمده برای دیدن گنجنامه و کار را ایشان درست کرده اند.
راننده ما که آنجا مانده بود برایمان نقل کردند که یک روحانی آمد و وضع مستراح ها و مشکل مردم را که دیده اول سراغ مسئولین را گرفته و کسی حضور نداشته و به راننده و همراهانش گفته کاری بکنند و آنها هم دیده اند پر از تعفن و اشیاء هستند و به ایشان گفتند خیلی بوی بد میدهد و ابزاری نداریم و شیرهای آب هم خراب هستند و نمیتوانیم کاری بکنیم ولی ایشان خودشان رفتند اوضاع را دیدند و لباس روحانی را در آوردند و آستینها را بالا زدند و دستهایشان رادر کیسه های پلاستیک میوه که در ماشین بود قرار دادند و خواستند هرچه کیسه پلاستیک در ماشین ها هست بیاورند .
وی پارچه ای روی دهان و بینی خود بستند و شخصا تمام اشیاء و لجن ها و ... را با دست از کاسه توالت ها بیرون کشیده و در کیسه پلاستیک ها ریختند و از راننده و محافظ ها که حالشان بهم میخورد خواستند که فقط از دره با دبه ها آب بیاورند و پس از تخلیه و باز کردن گرفتگی ها همه توالت ها را شسته و آماده استفاده مردم کردند.
خرابی لوله ها و شیرهای آب را هم برطرف کردند و بعد خود را طاهر کرده و وضو گرفته و در گوشه باغچه ای در آن نزدیکی به نماز ایستادند.
مایل شدم بروم و ایشان را ببینم و بدانم کدام روحانی هستند ، از دور به ما نشانش دادند و تا آمدیم به ایشان برسیم سوار خودرو شده بودند ، ماشین دور زد و از کنار ما رد شد و دیدم آیت الله حائری شیرازی استاد اخلاق است!
🆔@Practicalethics
🔸اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ،
ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ...

ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ...
در ایسلند مردم برای سال نو بهم کتاب هدیه میدهند و پس از گرفتن کتاب بقیه شب را کتاب میخوانند.

بیشترین خرید کتاب در ایسلند در ماه سپتامبر و نوامبر برای هدیه دادن انجام میشود.
‌‏🆔 @Practicalethics
Forwarded from Practical ethics (محمدتقی اسلامی)
"الاغ باشعور"
✍️ مظفر الوندی

استاد گرامی جناب آقای دکتر رحیم پور ازغدی
عضو محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی و کارشناس بصیرت افزایی رسانه ی ملی
باسلام واحترام

در برنامه تلویزیونی روز جمعه اول دی ماه در جمع دانشجویان مطالبی در خصوص آموزش جنسی کودکان ایراد فرموده بودید وسیمای ج.ا.ا شبکه اول آنرا پخش نمود در این برنامه به تفصیل به بحث آموزش جنسی پرداختید و با کلمات وسخنان کنایه ای وصریح بر مخالفین ایده هایت تاختی واز اتهام وتوهین به افراد مسوول واساتید دانشگاه کم نگذاشتید و با سخنانی حق به جانب دانشجویان عزیز جلسه ی سخنرانی وبینندگان بیشمار! تلویزیون را از توطئه های جهانی علیه کودکان سرزمینمان آگاه ساخته و افشاگریهای مهمی دراین خصوص بیان فرمودید. اما من فقط به بخشی از سخنانتان که خطاب به خودم بود، میخواهم پاسخ دهم .

آنجا که فرمودید یکی از مسوولان مرجع ملی ( که البته گزارش دهندگان به جنابعالی عنوان را اشتباهی مجمع ملی گفته بودند) کنوانسیون حقوق کودک اظهار داشته اند که ما بدون سر و صدا به ۵ تا ده هزار دانش آموز تهرانی آموزش مراقبت جنسی داده ایم و البته این جملات را باتمسخر و البته خطاب قرار دادن عنوان " الاغ " برای گویتده خبر، مخاطب پسند تر کردید.

استاد عزیز؛ فکر کنم برای اثبات حقانیت خود نیاز به اتهام و توهین نداشته باشید به هرحال شما عضو عالی ترین مرجع فرهنگی کشور هستید و این شورا به لطف حضور امثال جنابعالی در ریزترین مسایل فرهنگی کشور دخالت کرده ونسخه می دهند به نظر میرسید برای رسیدن به حرف و گزارش درست راه سختی نداشتید و قبل از طرح هر موضوعی می توانستید از نهاد مورد نظر سوال کنید. متاسفانه ذکر این اتهامات درسالهای اخیر از طرف بخشهایی از همان شورای عالیرتبه راجع به اشخاص و مقامات محترم گفته شده و اتفاقا دریکی از مصاحبه های خانمی که عضو شورای فرهنگی اجتماعی هستند و در خلق سناریو حرفه ای، هم از این اتهامات زده شده بود.


از عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی انتظار داشتم که به جای لفظ توهین آمیز "الاغ" کلمات اخلاقی تری بشنویم . این عبارات را متاسفانه در سالهای اخیر از بسیاری از بزرگان ومقامات می شنویم و جای نگرانی دارد که نکند شورای عالی انقلاب فرهنگی مستاصل از آموزش اخلاق حتی به اعضا وابستگان خود شده است.


من به عنوان یک مدافع حقوق کودک ضمن اینکه به مبانی قوی دینی درباب کودکان اعتقاد دارم ولی به تعصبات کور و دگم بعضی از دین مداران به ظاهر دلسوز وقعی نمینهم و در خصوص ضرورت تربیت جنسی کودکان با قواعد و مقررات تخصصی ایمان دارم . اگر کودکان ما اگاه شوند که درمقابل شیاطین ازخود محافظت کنند باید این رسالت را ما و شما به نحو شایسته انجام دهیم در سخنرانی اشاره کردید قتل آتنا در اردبیل بهانه ای شده برای ترویج آموزش جنسی، ای کاش اینگونه شود. حقیر به تناسب مسوولیتم بعد از یکی دوهفته از این اتفاق تلخ در اردبیل بودم و جلسه ای متشکل از اساتید متعهد دانشگاهی وتعدادی از مسولان ومددکاران داشتم .آنها بالاتفاق فقدان آموزش را دلیل این اتفاق دانستند و متاسفم برای اینکه حضرتعالی برای تثبیت گرایش سیاسی خود ،زمین وزمان را به هم دوخته واز یونیسف ویونسکو وسازمان ملل برای برداشت دلبخواهتان استفاده کرده و آموزش کودکان را به عنوان تابو معرفی میکنید در حالی که در وضعیت اجتماعی امروز که خطر در کمین تمامی کودکانمان هست بر دلسوزان و متخصصین امر میتازید و چشم خود را برواقعیت های امروز در بحث آزار جنسی مستمر کودکان حتی در شهرهای مذهبی وبالاخص زادگاه خودتان می بندید .

ازدواج اجباری کودکان زیر ۱۳ سال را شایعه ای می دانید که توسط عوامل استکبار ترویج میشود. بد نیست آخرین مشاهده ی خودم دریکی از مناطق مرزی خراسان برایتان بازگو کنم .فقط در یک روستا حدود صد دختر مطلقه زیر ۱۸ سال بودند که هرکدام چندین بار ازدواج داشتند وبچه دار بودند و به علت نارضایتی خودکشی بین آنها شیوع پیدا کرده بود و اگر نبود مداخلات درمانی و روانشناختی تعدادی از افراد دلسوز شاید به فاجعه ای ملی تبدیل می شد و ازاین دست اخبار تاسف برانگیز در گوشه وکنار کشور و حتی تهران و مناطق حاشیه ای آن کم نیست.
در پایان از حضرتعالی به احترام یاد میکنم و فکر میکنم در کشور الاغ های با شعوری هم وجود داشته باشند که از ترس انسانهای فرهیخته ای چون شما جرات ابراز وجود ندارند.
✍🏾مهندسی بدون اخلاق در دیوارهای بی‌حیای امروزی!
به بهانه همایش بومی سازی اخلاق مهندسی که به تازگی در قم برگزار شد.

🔰یکی از آشنایان که اخیراً آپارتمانی خریده است تعریف می‌کرد که مدت کوتاهی از سکونتشان در خانه‌ی جدید نگذشته بود که متوجه می‌شوند صداهای مختلفِ همسایه‌ی مجاور به‌آسانی از دیوارها عبور کرده و در خانه‌ی آنان قابل‌شنیدن است. همسایه‌ی آنان زوجی بودند و خصوصی‌ترین صحبت‌های آن‌ها به‌راحتی قابل‌شنیدن بود. نه آنکه آن زوج بی‌پروا بوده و یا با صدای بلند حرف بزنند، بلکه دیوارها آن‌قدر نازک بودند که توانی برای مقاومت در برابر صداهای حتی عادی یک‌خانه را هم نداشتند. آنان مانده بودند که چه کنند؟ آیا به همسایه تذکر بدهند؟ چه بگویند و چگونه بگویند؟
🔰همکار دیگری هم قبلاً برایم از چنین مشکلی گفته بود. مسئله این همکار هم شنیدن چنین صدایی بود. اینکه همسایه‌مان در ساعات عادی روز درباره چه حرف می‌زند و یا در حال تماشای چه برنامه‌ای از تلویزیون است. مسئله صداهایی بود که گهگاه در نیمه‌های شب به گوشمان میرسید. نه آنکه همسایه‌مان آدم بی‌نزاکتی باشد. بسیار هم مبادی ‌آداب بود. دیوارها بی حیاء بودند. درنهایت این همکارم به دلیل داشتن دو نوجوان مجبور شد محل سکونت اش را تغییر دهد. براستی در این مسئله، تقصیر از ساکنان کدام طرف دیوارهاست؟
هیچ‌کدام.
✳️مقصّر، سازندگان و سازمان‌هایی هستند که باید برساخت و ساز آنان نظارت داشته باشند. در این کشور مدام شعار می دهند که در مقایسه با کشورهای غربی، کشور ما کشوری ارزشی و اسلامی است. اما ارزشی و اسلامی بودن صرفاً به نصب پرده‌های تبریک و تسلیت بر درودیوارهای ادارات دولتی نیست. ارزشی بودن را باید در همین مثال‌های شاید به‌ظاهر کوچک دید.
در همه جوامع، آدم‌ها یک حریم خصوصی دارند و هیچ‌کس در هیچ کجای دنیا تمایل ندارد که دیگران بدون اجازه وارد حریم خصوصی او شوند. سوال این است که آن مهندس ناظری که می‌آید و کیفیت ساخت این خانه‌ها را کنترل می‌کند چقدر به معیارهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی این جامعه هم‌نظر دارد؟
آیا اساساً میزان تبادل صدا بین دیوارها هم کنترل میشود؟ بعید میدانم.
✳️✳️ نکته دیگر آنکه معمولاً در خانه‌هایی که ارزان‌ترند این مشکل یعنی عبور صدا از دیوارها به‌مراتب شدیدتر میشود و این در حالی است که معمولاً خانواده‌هایی که در خانه‌های ارزان‌تر شهر سکونت دارند به اقشار سنتی جامعه نزدیک‌تر و نسبت به برخی ارزش‌ها حساس‌ترند.

✳️✳️✳️ سخن پایانی! شهرک اکباتان در شهر تهران توسط مهندسان آمریکائی و بر اساس چارچوب‌ها و معیارهای مجاورت و همسایگی و نیز حفظ حریم خصوصی- که معمولاً در آمریکا بسیار مهم قلمداد میشود - در سال 45 آغاز و در سال 1356 به بهره‌برداری رسید. در خصوص میزان مقاومت دیوارهای خانه‌های این شهرک در مقابل صدا هر چه بگویم کم گفته‌ام. ولی ای‌کاش سازندگان و سازمان‌های ناظر امروزی در کشورمان، اندکی از نگاه مهندسان در پنجاه سال قبل بهره میبردند و به اخلاق و ارزش‌های اجتماعی هم اندکی فکر میکردند.
با تشکر از دکتر فردین علیخواه

#اخلاق_مهندسی
🆔 @Practicalethics
چه نمازی!؟
خاطره ای از سیدعطاءالله مهاجرانی:

بهمن ماه ۱۳۶۰ از شیراز به تهران می آمدیم. غروب بود و هوا سرد و شیراز بارانی و ابری. ساعتی در فرودگاه به انتظار ماندیم. گفتند وضعیت هوای فرودگاه تهران مناسب نیست. جنگ هم بود. اما علت تاخیر باد های تند و مه سنگین بود. با آیه الله حائری همسفر بودم. هر دو نماینده شیراز بودیم . آقای حائری این رسم را داشت که بیشتر سکوت می کرد یا از سکوت و تکان خوردن آرام لب هایش می شد فهمید که دارد نماز می خواند! این گونه نماز خواندن را در کودکی از حاج آخوند روحانی روستای مهاجران دیده و یاد گرفته بودم. او با اسبش که از مارون تا حمریان می رفت. سرش پائین بود و نماز می خواند. خمشی کوتاه به عنوان رکوع و بعد خمشی بیشتر به عنوان سجود. پدر بزرگم می گفت وقت درو هم حاج آخوند نماز میخواند. قنوتش را زمزمه می کرد. در قنوت خوانده بود:
تو تا خود را به کلی در نبازی
نمازت کی شود هر گز نمازی
یکی از شاگردان علامه طباطبایی می گفت. درس ایشان تمام شده بود. به سمت خانه می رفتند. دنبالشان رفتم و گفتم: سلام علیکم حاج آقا! فقط گفتند سلام! و راهشان را ادامه دادند. نه احوالپرسی و نه نگاهی! آزرده شدم. چرا به من توجه نکردند!؟ بعدا علامه از من عذر خواهی کردند و گفتند مشغول نماز بوده اند. تابلویی از خوشا آنان که دايم در نمازند!
به آسمان فرودگاه مهر آباد رسیدیم. هواپیما چرخ هایش را باز کرد و ارتفاع کم کرد. اما سخت می لرزید و گاه انگار فرو می افتاد. من هر دو دسته صندلی را در پنجه می فشردم و حمد می خواندم. آقای حائری چشمانش بسته و آرام بود. هواپیما به زمین که نزدیک شد. کنار پنجره بودم. نزدیک بود بال به زمین اصابت کند. با صدای ضجه و فریاد موتور، هواپیما به سرعت ارتفاع گرفت. خلبان گفت، به دلیل توفان و باد های تند امکان نشستن در فرودگاه مهر آباد نیست به اصفهان می رویم. فرودگاه اصفهان ما را به قسمت پاویون بردند. اقای حائری پرسید نماز خانه کجاست؟ رفتیم. اتاق کوچکی با گلیمی نخی و یخ زده . نه بخاری و نه گرمایی. احساس کردم که سرما مثل تیغ کف پایم را می سوزاند. نیمه شب بود. نمازی هم که خواندیم؛ نماز بی هنگام بود!مستحبی بود. من بیشتر در حال و هوای نماز آقای حائری بودم، زمزمه نماز. قنوتش یادم مانده است: این قنوت را آیه الله بیات زنجانی هم در نماز می خواندند. الهنا عبیدک بفنائک، مسکینک بفنائک! انگار نه انگار که این اتاق یخ زده است و گلیم خشک رنگ و رو رفته ، تکه ای از صحرایی یخ زده است. هیج شتابی در نماز خواندنش نبود. سلام نماز که داد. نگاهی به من کرد. تبسم کرد و گفت: « شاید به این آخرین نماز نمی رسیدیم! مرگ همین طور است. خانه اش پشت پلک های ماست!»
آن نماز خاطره معطرش برای همیشه برایم باقی ماند. و آن تعبیر و تفسیر همراه با تبسم که :« مرگ خانه اش پشت پلک های ماست!» در هواپیما که روز بعد به تهران می آمدیم. نماز حاج آخوند را برایش گفتم. گفتم او معلم گلشن راز ما بود! این بیت را هم با آواز برایمان میخواند، پدر بزرگم می گفت در قنوت وقت درو هم می خوانده است:
تو تا خود را به کلی در نبازی
نمازت کی شود هرگز نمازی