Forwarded from بازگشت به کودکی
🔸اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ،
ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ...
ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ...
ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ...
ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ...
در ایسلند مردم برای سال نو بهم کتاب هدیه میدهند و پس از گرفتن کتاب بقیه شب را کتاب میخوانند.
بیشترین خرید کتاب در ایسلند در ماه سپتامبر و نوامبر برای هدیه دادن انجام میشود.
🆔 @Practicalethics
بیشترین خرید کتاب در ایسلند در ماه سپتامبر و نوامبر برای هدیه دادن انجام میشود.
🆔 @Practicalethics
Forwarded from Practical ethics (محمدتقی اسلامی)
"الاغ باشعور"
✍️ مظفر الوندی
استاد گرامی جناب آقای دکتر رحیم پور ازغدی
عضو محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی و کارشناس بصیرت افزایی رسانه ی ملی
باسلام واحترام
✅در برنامه تلویزیونی روز جمعه اول دی ماه در جمع دانشجویان مطالبی در خصوص آموزش جنسی کودکان ایراد فرموده بودید وسیمای ج.ا.ا شبکه اول آنرا پخش نمود در این برنامه به تفصیل به بحث آموزش جنسی پرداختید و با کلمات وسخنان کنایه ای وصریح بر مخالفین ایده هایت تاختی واز اتهام وتوهین به افراد مسوول واساتید دانشگاه کم نگذاشتید و با سخنانی حق به جانب دانشجویان عزیز جلسه ی سخنرانی وبینندگان بیشمار! تلویزیون را از توطئه های جهانی علیه کودکان سرزمینمان آگاه ساخته و افشاگریهای مهمی دراین خصوص بیان فرمودید. اما من فقط به بخشی از سخنانتان که خطاب به خودم بود، میخواهم پاسخ دهم .
✅ آنجا که فرمودید یکی از مسوولان مرجع ملی ( که البته گزارش دهندگان به جنابعالی عنوان را اشتباهی مجمع ملی گفته بودند) کنوانسیون حقوق کودک اظهار داشته اند که ما بدون سر و صدا به ۵ تا ده هزار دانش آموز تهرانی آموزش مراقبت جنسی داده ایم و البته این جملات را باتمسخر و البته خطاب قرار دادن عنوان " الاغ " برای گویتده خبر، مخاطب پسند تر کردید.
✅استاد عزیز؛ فکر کنم برای اثبات حقانیت خود نیاز به اتهام و توهین نداشته باشید به هرحال شما عضو عالی ترین مرجع فرهنگی کشور هستید و این شورا به لطف حضور امثال جنابعالی در ریزترین مسایل فرهنگی کشور دخالت کرده ونسخه می دهند به نظر میرسید برای رسیدن به حرف و گزارش درست راه سختی نداشتید و قبل از طرح هر موضوعی می توانستید از نهاد مورد نظر سوال کنید. متاسفانه ذکر این اتهامات درسالهای اخیر از طرف بخشهایی از همان شورای عالیرتبه راجع به اشخاص و مقامات محترم گفته شده و اتفاقا دریکی از مصاحبه های خانمی که عضو شورای فرهنگی اجتماعی هستند و در خلق سناریو حرفه ای، هم از این اتهامات زده شده بود.
✅از عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی انتظار داشتم که به جای لفظ توهین آمیز "الاغ" کلمات اخلاقی تری بشنویم . این عبارات را متاسفانه در سالهای اخیر از بسیاری از بزرگان ومقامات می شنویم و جای نگرانی دارد که نکند شورای عالی انقلاب فرهنگی مستاصل از آموزش اخلاق حتی به اعضا وابستگان خود شده است.
✅من به عنوان یک مدافع حقوق کودک ضمن اینکه به مبانی قوی دینی درباب کودکان اعتقاد دارم ولی به تعصبات کور و دگم بعضی از دین مداران به ظاهر دلسوز وقعی نمینهم و در خصوص ضرورت تربیت جنسی کودکان با قواعد و مقررات تخصصی ایمان دارم . اگر کودکان ما اگاه شوند که درمقابل شیاطین ازخود محافظت کنند باید این رسالت را ما و شما به نحو شایسته انجام دهیم در سخنرانی اشاره کردید قتل آتنا در اردبیل بهانه ای شده برای ترویج آموزش جنسی، ای کاش اینگونه شود. حقیر به تناسب مسوولیتم بعد از یکی دوهفته از این اتفاق تلخ در اردبیل بودم و جلسه ای متشکل از اساتید متعهد دانشگاهی وتعدادی از مسولان ومددکاران داشتم .آنها بالاتفاق فقدان آموزش را دلیل این اتفاق دانستند و متاسفم برای اینکه حضرتعالی برای تثبیت گرایش سیاسی خود ،زمین وزمان را به هم دوخته واز یونیسف ویونسکو وسازمان ملل برای برداشت دلبخواهتان استفاده کرده و آموزش کودکان را به عنوان تابو معرفی میکنید در حالی که در وضعیت اجتماعی امروز که خطر در کمین تمامی کودکانمان هست بر دلسوزان و متخصصین امر میتازید و چشم خود را برواقعیت های امروز در بحث آزار جنسی مستمر کودکان حتی در شهرهای مذهبی وبالاخص زادگاه خودتان می بندید .
✅ازدواج اجباری کودکان زیر ۱۳ سال را شایعه ای می دانید که توسط عوامل استکبار ترویج میشود. بد نیست آخرین مشاهده ی خودم دریکی از مناطق مرزی خراسان برایتان بازگو کنم .فقط در یک روستا حدود صد دختر مطلقه زیر ۱۸ سال بودند که هرکدام چندین بار ازدواج داشتند وبچه دار بودند و به علت نارضایتی خودکشی بین آنها شیوع پیدا کرده بود و اگر نبود مداخلات درمانی و روانشناختی تعدادی از افراد دلسوز شاید به فاجعه ای ملی تبدیل می شد و ازاین دست اخبار تاسف برانگیز در گوشه وکنار کشور و حتی تهران و مناطق حاشیه ای آن کم نیست.
در پایان از حضرتعالی به احترام یاد میکنم و فکر میکنم در کشور الاغ های با شعوری هم وجود داشته باشند که از ترس انسانهای فرهیخته ای چون شما جرات ابراز وجود ندارند.
✍️ مظفر الوندی
استاد گرامی جناب آقای دکتر رحیم پور ازغدی
عضو محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی و کارشناس بصیرت افزایی رسانه ی ملی
باسلام واحترام
✅در برنامه تلویزیونی روز جمعه اول دی ماه در جمع دانشجویان مطالبی در خصوص آموزش جنسی کودکان ایراد فرموده بودید وسیمای ج.ا.ا شبکه اول آنرا پخش نمود در این برنامه به تفصیل به بحث آموزش جنسی پرداختید و با کلمات وسخنان کنایه ای وصریح بر مخالفین ایده هایت تاختی واز اتهام وتوهین به افراد مسوول واساتید دانشگاه کم نگذاشتید و با سخنانی حق به جانب دانشجویان عزیز جلسه ی سخنرانی وبینندگان بیشمار! تلویزیون را از توطئه های جهانی علیه کودکان سرزمینمان آگاه ساخته و افشاگریهای مهمی دراین خصوص بیان فرمودید. اما من فقط به بخشی از سخنانتان که خطاب به خودم بود، میخواهم پاسخ دهم .
✅ آنجا که فرمودید یکی از مسوولان مرجع ملی ( که البته گزارش دهندگان به جنابعالی عنوان را اشتباهی مجمع ملی گفته بودند) کنوانسیون حقوق کودک اظهار داشته اند که ما بدون سر و صدا به ۵ تا ده هزار دانش آموز تهرانی آموزش مراقبت جنسی داده ایم و البته این جملات را باتمسخر و البته خطاب قرار دادن عنوان " الاغ " برای گویتده خبر، مخاطب پسند تر کردید.
✅استاد عزیز؛ فکر کنم برای اثبات حقانیت خود نیاز به اتهام و توهین نداشته باشید به هرحال شما عضو عالی ترین مرجع فرهنگی کشور هستید و این شورا به لطف حضور امثال جنابعالی در ریزترین مسایل فرهنگی کشور دخالت کرده ونسخه می دهند به نظر میرسید برای رسیدن به حرف و گزارش درست راه سختی نداشتید و قبل از طرح هر موضوعی می توانستید از نهاد مورد نظر سوال کنید. متاسفانه ذکر این اتهامات درسالهای اخیر از طرف بخشهایی از همان شورای عالیرتبه راجع به اشخاص و مقامات محترم گفته شده و اتفاقا دریکی از مصاحبه های خانمی که عضو شورای فرهنگی اجتماعی هستند و در خلق سناریو حرفه ای، هم از این اتهامات زده شده بود.
✅از عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی انتظار داشتم که به جای لفظ توهین آمیز "الاغ" کلمات اخلاقی تری بشنویم . این عبارات را متاسفانه در سالهای اخیر از بسیاری از بزرگان ومقامات می شنویم و جای نگرانی دارد که نکند شورای عالی انقلاب فرهنگی مستاصل از آموزش اخلاق حتی به اعضا وابستگان خود شده است.
✅من به عنوان یک مدافع حقوق کودک ضمن اینکه به مبانی قوی دینی درباب کودکان اعتقاد دارم ولی به تعصبات کور و دگم بعضی از دین مداران به ظاهر دلسوز وقعی نمینهم و در خصوص ضرورت تربیت جنسی کودکان با قواعد و مقررات تخصصی ایمان دارم . اگر کودکان ما اگاه شوند که درمقابل شیاطین ازخود محافظت کنند باید این رسالت را ما و شما به نحو شایسته انجام دهیم در سخنرانی اشاره کردید قتل آتنا در اردبیل بهانه ای شده برای ترویج آموزش جنسی، ای کاش اینگونه شود. حقیر به تناسب مسوولیتم بعد از یکی دوهفته از این اتفاق تلخ در اردبیل بودم و جلسه ای متشکل از اساتید متعهد دانشگاهی وتعدادی از مسولان ومددکاران داشتم .آنها بالاتفاق فقدان آموزش را دلیل این اتفاق دانستند و متاسفم برای اینکه حضرتعالی برای تثبیت گرایش سیاسی خود ،زمین وزمان را به هم دوخته واز یونیسف ویونسکو وسازمان ملل برای برداشت دلبخواهتان استفاده کرده و آموزش کودکان را به عنوان تابو معرفی میکنید در حالی که در وضعیت اجتماعی امروز که خطر در کمین تمامی کودکانمان هست بر دلسوزان و متخصصین امر میتازید و چشم خود را برواقعیت های امروز در بحث آزار جنسی مستمر کودکان حتی در شهرهای مذهبی وبالاخص زادگاه خودتان می بندید .
✅ازدواج اجباری کودکان زیر ۱۳ سال را شایعه ای می دانید که توسط عوامل استکبار ترویج میشود. بد نیست آخرین مشاهده ی خودم دریکی از مناطق مرزی خراسان برایتان بازگو کنم .فقط در یک روستا حدود صد دختر مطلقه زیر ۱۸ سال بودند که هرکدام چندین بار ازدواج داشتند وبچه دار بودند و به علت نارضایتی خودکشی بین آنها شیوع پیدا کرده بود و اگر نبود مداخلات درمانی و روانشناختی تعدادی از افراد دلسوز شاید به فاجعه ای ملی تبدیل می شد و ازاین دست اخبار تاسف برانگیز در گوشه وکنار کشور و حتی تهران و مناطق حاشیه ای آن کم نیست.
در پایان از حضرتعالی به احترام یاد میکنم و فکر میکنم در کشور الاغ های با شعوری هم وجود داشته باشند که از ترس انسانهای فرهیخته ای چون شما جرات ابراز وجود ندارند.
✍🏾مهندسی بدون اخلاق در دیوارهای بیحیای امروزی!
به بهانه همایش بومی سازی اخلاق مهندسی که به تازگی در قم برگزار شد.
🔰یکی از آشنایان که اخیراً آپارتمانی خریده است تعریف میکرد که مدت کوتاهی از سکونتشان در خانهی جدید نگذشته بود که متوجه میشوند صداهای مختلفِ همسایهی مجاور بهآسانی از دیوارها عبور کرده و در خانهی آنان قابلشنیدن است. همسایهی آنان زوجی بودند و خصوصیترین صحبتهای آنها بهراحتی قابلشنیدن بود. نه آنکه آن زوج بیپروا بوده و یا با صدای بلند حرف بزنند، بلکه دیوارها آنقدر نازک بودند که توانی برای مقاومت در برابر صداهای حتی عادی یکخانه را هم نداشتند. آنان مانده بودند که چه کنند؟ آیا به همسایه تذکر بدهند؟ چه بگویند و چگونه بگویند؟
🔰همکار دیگری هم قبلاً برایم از چنین مشکلی گفته بود. مسئله این همکار هم شنیدن چنین صدایی بود. اینکه همسایهمان در ساعات عادی روز درباره چه حرف میزند و یا در حال تماشای چه برنامهای از تلویزیون است. مسئله صداهایی بود که گهگاه در نیمههای شب به گوشمان میرسید. نه آنکه همسایهمان آدم بینزاکتی باشد. بسیار هم مبادی آداب بود. دیوارها بی حیاء بودند. درنهایت این همکارم به دلیل داشتن دو نوجوان مجبور شد محل سکونت اش را تغییر دهد. براستی در این مسئله، تقصیر از ساکنان کدام طرف دیوارهاست؟
هیچکدام.
✳️مقصّر، سازندگان و سازمانهایی هستند که باید برساخت و ساز آنان نظارت داشته باشند. در این کشور مدام شعار می دهند که در مقایسه با کشورهای غربی، کشور ما کشوری ارزشی و اسلامی است. اما ارزشی و اسلامی بودن صرفاً به نصب پردههای تبریک و تسلیت بر درودیوارهای ادارات دولتی نیست. ارزشی بودن را باید در همین مثالهای شاید بهظاهر کوچک دید.
در همه جوامع، آدمها یک حریم خصوصی دارند و هیچکس در هیچ کجای دنیا تمایل ندارد که دیگران بدون اجازه وارد حریم خصوصی او شوند. سوال این است که آن مهندس ناظری که میآید و کیفیت ساخت این خانهها را کنترل میکند چقدر به معیارهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی این جامعه همنظر دارد؟
آیا اساساً میزان تبادل صدا بین دیوارها هم کنترل میشود؟ بعید میدانم.
✳️✳️ نکته دیگر آنکه معمولاً در خانههایی که ارزانترند این مشکل یعنی عبور صدا از دیوارها بهمراتب شدیدتر میشود و این در حالی است که معمولاً خانوادههایی که در خانههای ارزانتر شهر سکونت دارند به اقشار سنتی جامعه نزدیکتر و نسبت به برخی ارزشها حساسترند.
✳️✳️✳️ سخن پایانی! شهرک اکباتان در شهر تهران توسط مهندسان آمریکائی و بر اساس چارچوبها و معیارهای مجاورت و همسایگی و نیز حفظ حریم خصوصی- که معمولاً در آمریکا بسیار مهم قلمداد میشود - در سال 45 آغاز و در سال 1356 به بهرهبرداری رسید. در خصوص میزان مقاومت دیوارهای خانههای این شهرک در مقابل صدا هر چه بگویم کم گفتهام. ولی ایکاش سازندگان و سازمانهای ناظر امروزی در کشورمان، اندکی از نگاه مهندسان در پنجاه سال قبل بهره میبردند و به اخلاق و ارزشهای اجتماعی هم اندکی فکر میکردند.
با تشکر از دکتر فردین علیخواه
#اخلاق_مهندسی
🆔 @Practicalethics
به بهانه همایش بومی سازی اخلاق مهندسی که به تازگی در قم برگزار شد.
🔰یکی از آشنایان که اخیراً آپارتمانی خریده است تعریف میکرد که مدت کوتاهی از سکونتشان در خانهی جدید نگذشته بود که متوجه میشوند صداهای مختلفِ همسایهی مجاور بهآسانی از دیوارها عبور کرده و در خانهی آنان قابلشنیدن است. همسایهی آنان زوجی بودند و خصوصیترین صحبتهای آنها بهراحتی قابلشنیدن بود. نه آنکه آن زوج بیپروا بوده و یا با صدای بلند حرف بزنند، بلکه دیوارها آنقدر نازک بودند که توانی برای مقاومت در برابر صداهای حتی عادی یکخانه را هم نداشتند. آنان مانده بودند که چه کنند؟ آیا به همسایه تذکر بدهند؟ چه بگویند و چگونه بگویند؟
🔰همکار دیگری هم قبلاً برایم از چنین مشکلی گفته بود. مسئله این همکار هم شنیدن چنین صدایی بود. اینکه همسایهمان در ساعات عادی روز درباره چه حرف میزند و یا در حال تماشای چه برنامهای از تلویزیون است. مسئله صداهایی بود که گهگاه در نیمههای شب به گوشمان میرسید. نه آنکه همسایهمان آدم بینزاکتی باشد. بسیار هم مبادی آداب بود. دیوارها بی حیاء بودند. درنهایت این همکارم به دلیل داشتن دو نوجوان مجبور شد محل سکونت اش را تغییر دهد. براستی در این مسئله، تقصیر از ساکنان کدام طرف دیوارهاست؟
هیچکدام.
✳️مقصّر، سازندگان و سازمانهایی هستند که باید برساخت و ساز آنان نظارت داشته باشند. در این کشور مدام شعار می دهند که در مقایسه با کشورهای غربی، کشور ما کشوری ارزشی و اسلامی است. اما ارزشی و اسلامی بودن صرفاً به نصب پردههای تبریک و تسلیت بر درودیوارهای ادارات دولتی نیست. ارزشی بودن را باید در همین مثالهای شاید بهظاهر کوچک دید.
در همه جوامع، آدمها یک حریم خصوصی دارند و هیچکس در هیچ کجای دنیا تمایل ندارد که دیگران بدون اجازه وارد حریم خصوصی او شوند. سوال این است که آن مهندس ناظری که میآید و کیفیت ساخت این خانهها را کنترل میکند چقدر به معیارهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی این جامعه همنظر دارد؟
آیا اساساً میزان تبادل صدا بین دیوارها هم کنترل میشود؟ بعید میدانم.
✳️✳️ نکته دیگر آنکه معمولاً در خانههایی که ارزانترند این مشکل یعنی عبور صدا از دیوارها بهمراتب شدیدتر میشود و این در حالی است که معمولاً خانوادههایی که در خانههای ارزانتر شهر سکونت دارند به اقشار سنتی جامعه نزدیکتر و نسبت به برخی ارزشها حساسترند.
✳️✳️✳️ سخن پایانی! شهرک اکباتان در شهر تهران توسط مهندسان آمریکائی و بر اساس چارچوبها و معیارهای مجاورت و همسایگی و نیز حفظ حریم خصوصی- که معمولاً در آمریکا بسیار مهم قلمداد میشود - در سال 45 آغاز و در سال 1356 به بهرهبرداری رسید. در خصوص میزان مقاومت دیوارهای خانههای این شهرک در مقابل صدا هر چه بگویم کم گفتهام. ولی ایکاش سازندگان و سازمانهای ناظر امروزی در کشورمان، اندکی از نگاه مهندسان در پنجاه سال قبل بهره میبردند و به اخلاق و ارزشهای اجتماعی هم اندکی فکر میکردند.
با تشکر از دکتر فردین علیخواه
#اخلاق_مهندسی
🆔 @Practicalethics
چه نمازی!؟
خاطره ای از سیدعطاءالله مهاجرانی:
بهمن ماه ۱۳۶۰ از شیراز به تهران می آمدیم. غروب بود و هوا سرد و شیراز بارانی و ابری. ساعتی در فرودگاه به انتظار ماندیم. گفتند وضعیت هوای فرودگاه تهران مناسب نیست. جنگ هم بود. اما علت تاخیر باد های تند و مه سنگین بود. با آیه الله حائری همسفر بودم. هر دو نماینده شیراز بودیم . آقای حائری این رسم را داشت که بیشتر سکوت می کرد یا از سکوت و تکان خوردن آرام لب هایش می شد فهمید که دارد نماز می خواند! این گونه نماز خواندن را در کودکی از حاج آخوند روحانی روستای مهاجران دیده و یاد گرفته بودم. او با اسبش که از مارون تا حمریان می رفت. سرش پائین بود و نماز می خواند. خمشی کوتاه به عنوان رکوع و بعد خمشی بیشتر به عنوان سجود. پدر بزرگم می گفت وقت درو هم حاج آخوند نماز میخواند. قنوتش را زمزمه می کرد. در قنوت خوانده بود:
تو تا خود را به کلی در نبازی
نمازت کی شود هر گز نمازی
یکی از شاگردان علامه طباطبایی می گفت. درس ایشان تمام شده بود. به سمت خانه می رفتند. دنبالشان رفتم و گفتم: سلام علیکم حاج آقا! فقط گفتند سلام! و راهشان را ادامه دادند. نه احوالپرسی و نه نگاهی! آزرده شدم. چرا به من توجه نکردند!؟ بعدا علامه از من عذر خواهی کردند و گفتند مشغول نماز بوده اند. تابلویی از خوشا آنان که دايم در نمازند!
به آسمان فرودگاه مهر آباد رسیدیم. هواپیما چرخ هایش را باز کرد و ارتفاع کم کرد. اما سخت می لرزید و گاه انگار فرو می افتاد. من هر دو دسته صندلی را در پنجه می فشردم و حمد می خواندم. آقای حائری چشمانش بسته و آرام بود. هواپیما به زمین که نزدیک شد. کنار پنجره بودم. نزدیک بود بال به زمین اصابت کند. با صدای ضجه و فریاد موتور، هواپیما به سرعت ارتفاع گرفت. خلبان گفت، به دلیل توفان و باد های تند امکان نشستن در فرودگاه مهر آباد نیست به اصفهان می رویم. فرودگاه اصفهان ما را به قسمت پاویون بردند. اقای حائری پرسید نماز خانه کجاست؟ رفتیم. اتاق کوچکی با گلیمی نخی و یخ زده . نه بخاری و نه گرمایی. احساس کردم که سرما مثل تیغ کف پایم را می سوزاند. نیمه شب بود. نمازی هم که خواندیم؛ نماز بی هنگام بود!مستحبی بود. من بیشتر در حال و هوای نماز آقای حائری بودم، زمزمه نماز. قنوتش یادم مانده است: این قنوت را آیه الله بیات زنجانی هم در نماز می خواندند. الهنا عبیدک بفنائک، مسکینک بفنائک! انگار نه انگار که این اتاق یخ زده است و گلیم خشک رنگ و رو رفته ، تکه ای از صحرایی یخ زده است. هیج شتابی در نماز خواندنش نبود. سلام نماز که داد. نگاهی به من کرد. تبسم کرد و گفت: « شاید به این آخرین نماز نمی رسیدیم! مرگ همین طور است. خانه اش پشت پلک های ماست!»
آن نماز خاطره معطرش برای همیشه برایم باقی ماند. و آن تعبیر و تفسیر همراه با تبسم که :« مرگ خانه اش پشت پلک های ماست!» در هواپیما که روز بعد به تهران می آمدیم. نماز حاج آخوند را برایش گفتم. گفتم او معلم گلشن راز ما بود! این بیت را هم با آواز برایمان میخواند، پدر بزرگم می گفت در قنوت وقت درو هم می خوانده است:
تو تا خود را به کلی در نبازی
نمازت کی شود هرگز نمازی
خاطره ای از سیدعطاءالله مهاجرانی:
بهمن ماه ۱۳۶۰ از شیراز به تهران می آمدیم. غروب بود و هوا سرد و شیراز بارانی و ابری. ساعتی در فرودگاه به انتظار ماندیم. گفتند وضعیت هوای فرودگاه تهران مناسب نیست. جنگ هم بود. اما علت تاخیر باد های تند و مه سنگین بود. با آیه الله حائری همسفر بودم. هر دو نماینده شیراز بودیم . آقای حائری این رسم را داشت که بیشتر سکوت می کرد یا از سکوت و تکان خوردن آرام لب هایش می شد فهمید که دارد نماز می خواند! این گونه نماز خواندن را در کودکی از حاج آخوند روحانی روستای مهاجران دیده و یاد گرفته بودم. او با اسبش که از مارون تا حمریان می رفت. سرش پائین بود و نماز می خواند. خمشی کوتاه به عنوان رکوع و بعد خمشی بیشتر به عنوان سجود. پدر بزرگم می گفت وقت درو هم حاج آخوند نماز میخواند. قنوتش را زمزمه می کرد. در قنوت خوانده بود:
تو تا خود را به کلی در نبازی
نمازت کی شود هر گز نمازی
یکی از شاگردان علامه طباطبایی می گفت. درس ایشان تمام شده بود. به سمت خانه می رفتند. دنبالشان رفتم و گفتم: سلام علیکم حاج آقا! فقط گفتند سلام! و راهشان را ادامه دادند. نه احوالپرسی و نه نگاهی! آزرده شدم. چرا به من توجه نکردند!؟ بعدا علامه از من عذر خواهی کردند و گفتند مشغول نماز بوده اند. تابلویی از خوشا آنان که دايم در نمازند!
به آسمان فرودگاه مهر آباد رسیدیم. هواپیما چرخ هایش را باز کرد و ارتفاع کم کرد. اما سخت می لرزید و گاه انگار فرو می افتاد. من هر دو دسته صندلی را در پنجه می فشردم و حمد می خواندم. آقای حائری چشمانش بسته و آرام بود. هواپیما به زمین که نزدیک شد. کنار پنجره بودم. نزدیک بود بال به زمین اصابت کند. با صدای ضجه و فریاد موتور، هواپیما به سرعت ارتفاع گرفت. خلبان گفت، به دلیل توفان و باد های تند امکان نشستن در فرودگاه مهر آباد نیست به اصفهان می رویم. فرودگاه اصفهان ما را به قسمت پاویون بردند. اقای حائری پرسید نماز خانه کجاست؟ رفتیم. اتاق کوچکی با گلیمی نخی و یخ زده . نه بخاری و نه گرمایی. احساس کردم که سرما مثل تیغ کف پایم را می سوزاند. نیمه شب بود. نمازی هم که خواندیم؛ نماز بی هنگام بود!مستحبی بود. من بیشتر در حال و هوای نماز آقای حائری بودم، زمزمه نماز. قنوتش یادم مانده است: این قنوت را آیه الله بیات زنجانی هم در نماز می خواندند. الهنا عبیدک بفنائک، مسکینک بفنائک! انگار نه انگار که این اتاق یخ زده است و گلیم خشک رنگ و رو رفته ، تکه ای از صحرایی یخ زده است. هیج شتابی در نماز خواندنش نبود. سلام نماز که داد. نگاهی به من کرد. تبسم کرد و گفت: « شاید به این آخرین نماز نمی رسیدیم! مرگ همین طور است. خانه اش پشت پلک های ماست!»
آن نماز خاطره معطرش برای همیشه برایم باقی ماند. و آن تعبیر و تفسیر همراه با تبسم که :« مرگ خانه اش پشت پلک های ماست!» در هواپیما که روز بعد به تهران می آمدیم. نماز حاج آخوند را برایش گفتم. گفتم او معلم گلشن راز ما بود! این بیت را هم با آواز برایمان میخواند، پدر بزرگم می گفت در قنوت وقت درو هم می خوانده است:
تو تا خود را به کلی در نبازی
نمازت کی شود هرگز نمازی
Forwarded from اتچ بات
📝بررسی یا تجلیل!؟
♻️در آستانه فرارسیدن اولین سالگرد در گذشت آقای هاشمی رفسنجانی همایشی با عنوان بررسی شخصیت و اندیشه اخلاقی آیتالله هاشمی رفسنجانی، امروز در تالار همایشهای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد.
در این همایش شرکت کردم. نکته ای درباره موضوع این همایش قابل ذکر می دانم:
✳️هیچ شخصیتی را نباید با عیار صفر و صد بسنجیم. کارنامه اخلاقی هیچ کس مساوی با بهشت نقد یا جهنم نقد نیست. اندیشه و نظر هیچ کس خالی از اشکال و کاستی نیست.
✳️با این همه به نظر من شخصیت هاشمی رفسنجانی در روزگار ما عظمتی بی نظیر داشت. او از معماران اصلی انقلاب اسلامی بود. از جوانی و حتی نوجوانی هم نفس و هم قدم امام خمینی (ره) بود و این هم نفسی و هم قدمی سبب شده بود که از همه و حتی از امثال شهید دکتر بهشتی بیشتر به زوایا و زیر و بم اندیشه عرفانی، اجتماعی و سیاسی امام آشنایی داشته باشد. امام هم بیش از هر شخصیت دیگری به هاشمی علاقه داشت و این علاقه را در قالب اعتماد کاملی که به او داشت ابراز می کرد. اعتمادی که در اکثر موارد بی چون و چرا هم بود. به جرأت می توان گفت که هیچ شخصیتی از اطرافیان امام، این اندازه از اعتماد امام را در پرونده زندگی خود ندارد.
او به حق مجاهد فی سبیل الله بود، دفتر زندگی او پر است از حکایت ایثارها، پاکبازی ها، بردباری ها، شکیبایی ها و ... در عرصه شکیبایی واقعا استادی یگانه و بی همتا بود و اگر ما و نسل ما از او در این عرصه الگو نگیرد، حتما خسارت کرده است.
✳️✳️✳️ اما ... شخصیت های سیاسی فراز و فرودهایی را در زندگی سیاسی خود تجربه کرده اند. فرازهایی قابل دفاع و فرودهایی قابل نقد و عبرت.
همایشی که با نام «بررسی شخصیت و اندیشه» برگزار می شود، نبایستی تماما به ستایش و تجلیل و بیان خوبی ها و فضایل بگذرد. آن دیگر همایش بررسی نیست؛ همایش تجلیل و ستایش است.
♻️ اگر چه کارنامه هاشمی در نهایت، نمره قبولی را می گیرد؛ چرا که به قول سردار سرافراز، حاج قاسم سلیمانی: «آقای هاشمی همانطوری که از اول بود تا آخر بود و همان حالتی که از اول داشت تا آخر داشت، منتها آقای هاشمی برخی وقتها تاکتیکهایی داشت همانطور که در دورههای گوناگون داشت، وگرنه آقای هاشمی هم استکبارستیز بود، هم صهیونیسمستیز.»
او مطابق زمان پیش می رفت. در دوران گذار مرد دوران گذار بود و در دوران تثبیت مرد دوران تثبیت. مثل برخی انقلابی های هفت آتشه نبود که سوزنش در همان دوران گذار گیر کرده باشد. او بر این باور بود که در دوران تثبیت نظام باید برنامه های تثبیتی را دنبال کرد و حتی افراد و شخصیت هایی را که به خاطر اقتضای دوران گذار و کوران انقلاب کنار گذاشته شده بودند را به یاری طلبید و از علم و تجربه آنان استفاده کرد.
♻️♻️با وجود همه اینها... وقتی همایشی برای بررسی شخصیتی برگزار می کنیم، حتما لازم است این همایش با حضور اندیشمندان موافق و مخالفی که شرط انصاف و بی طرفی اخلاقی را رعایت کنند، برگزار شود. آن وقت است که شرکت کنندگان در چنین همایشی احساس خواهند کرد که این همایش به انبان دانشی و تجربیات زندگی آنان چیزی افزود.
و گرنه همایش ما جنبه ای صرفا شعاری و احساسی خواهد داشت که جز مشتی احساسات و عواطف کور و جانبدارانه ارمغانی برای ما ندارد؛ احساسات و عواطفی که طی سالیان پس از انقلاب اسلامی بیشترین ضربه را به هویت فرهنگی و اخلاقی و حتی اعتقادی ملت ما وارد آورده است و بالتبع موتور پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور ما را هم خر اب کرده است. خصوصا در سالهای بعد از جنگ و دوران تثبیت و سازندگی، اگر به جای تکرار عواطف و احساسات کور گذشته، بر اعتدال و عقلانیت تاکید می کردیم، شاید امروز روزگارمان این نبود!
#اخلاق_سیاسی
#هاشمی_رفسنجانی
#همایش_اخلاقی
🆔@Practicalethics
♻️در آستانه فرارسیدن اولین سالگرد در گذشت آقای هاشمی رفسنجانی همایشی با عنوان بررسی شخصیت و اندیشه اخلاقی آیتالله هاشمی رفسنجانی، امروز در تالار همایشهای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد.
در این همایش شرکت کردم. نکته ای درباره موضوع این همایش قابل ذکر می دانم:
✳️هیچ شخصیتی را نباید با عیار صفر و صد بسنجیم. کارنامه اخلاقی هیچ کس مساوی با بهشت نقد یا جهنم نقد نیست. اندیشه و نظر هیچ کس خالی از اشکال و کاستی نیست.
✳️با این همه به نظر من شخصیت هاشمی رفسنجانی در روزگار ما عظمتی بی نظیر داشت. او از معماران اصلی انقلاب اسلامی بود. از جوانی و حتی نوجوانی هم نفس و هم قدم امام خمینی (ره) بود و این هم نفسی و هم قدمی سبب شده بود که از همه و حتی از امثال شهید دکتر بهشتی بیشتر به زوایا و زیر و بم اندیشه عرفانی، اجتماعی و سیاسی امام آشنایی داشته باشد. امام هم بیش از هر شخصیت دیگری به هاشمی علاقه داشت و این علاقه را در قالب اعتماد کاملی که به او داشت ابراز می کرد. اعتمادی که در اکثر موارد بی چون و چرا هم بود. به جرأت می توان گفت که هیچ شخصیتی از اطرافیان امام، این اندازه از اعتماد امام را در پرونده زندگی خود ندارد.
او به حق مجاهد فی سبیل الله بود، دفتر زندگی او پر است از حکایت ایثارها، پاکبازی ها، بردباری ها، شکیبایی ها و ... در عرصه شکیبایی واقعا استادی یگانه و بی همتا بود و اگر ما و نسل ما از او در این عرصه الگو نگیرد، حتما خسارت کرده است.
✳️✳️✳️ اما ... شخصیت های سیاسی فراز و فرودهایی را در زندگی سیاسی خود تجربه کرده اند. فرازهایی قابل دفاع و فرودهایی قابل نقد و عبرت.
همایشی که با نام «بررسی شخصیت و اندیشه» برگزار می شود، نبایستی تماما به ستایش و تجلیل و بیان خوبی ها و فضایل بگذرد. آن دیگر همایش بررسی نیست؛ همایش تجلیل و ستایش است.
♻️ اگر چه کارنامه هاشمی در نهایت، نمره قبولی را می گیرد؛ چرا که به قول سردار سرافراز، حاج قاسم سلیمانی: «آقای هاشمی همانطوری که از اول بود تا آخر بود و همان حالتی که از اول داشت تا آخر داشت، منتها آقای هاشمی برخی وقتها تاکتیکهایی داشت همانطور که در دورههای گوناگون داشت، وگرنه آقای هاشمی هم استکبارستیز بود، هم صهیونیسمستیز.»
او مطابق زمان پیش می رفت. در دوران گذار مرد دوران گذار بود و در دوران تثبیت مرد دوران تثبیت. مثل برخی انقلابی های هفت آتشه نبود که سوزنش در همان دوران گذار گیر کرده باشد. او بر این باور بود که در دوران تثبیت نظام باید برنامه های تثبیتی را دنبال کرد و حتی افراد و شخصیت هایی را که به خاطر اقتضای دوران گذار و کوران انقلاب کنار گذاشته شده بودند را به یاری طلبید و از علم و تجربه آنان استفاده کرد.
♻️♻️با وجود همه اینها... وقتی همایشی برای بررسی شخصیتی برگزار می کنیم، حتما لازم است این همایش با حضور اندیشمندان موافق و مخالفی که شرط انصاف و بی طرفی اخلاقی را رعایت کنند، برگزار شود. آن وقت است که شرکت کنندگان در چنین همایشی احساس خواهند کرد که این همایش به انبان دانشی و تجربیات زندگی آنان چیزی افزود.
و گرنه همایش ما جنبه ای صرفا شعاری و احساسی خواهد داشت که جز مشتی احساسات و عواطف کور و جانبدارانه ارمغانی برای ما ندارد؛ احساسات و عواطفی که طی سالیان پس از انقلاب اسلامی بیشترین ضربه را به هویت فرهنگی و اخلاقی و حتی اعتقادی ملت ما وارد آورده است و بالتبع موتور پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور ما را هم خر اب کرده است. خصوصا در سالهای بعد از جنگ و دوران تثبیت و سازندگی، اگر به جای تکرار عواطف و احساسات کور گذشته، بر اعتدال و عقلانیت تاکید می کردیم، شاید امروز روزگارمان این نبود!
#اخلاق_سیاسی
#هاشمی_رفسنجانی
#همایش_اخلاقی
🆔@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from 𝄃𝄃𝄂𝄂𝄀𝄁𝄃𝄂𝄂𝄃
صد نکته در پایان نامه نویسی .pdf
3.4 MB
Forwarded from محاسن الکلام 📚 (Ali Abbasabadi)
ما در کنار دختر موسی نشستهايم
عمریست محو او به تماشا نشستهايم
اينجا کوير داغ و نمکزار شور نيست
ما روبهروی پهنهی دريا نشستهايم...
⚫️ شهادت حضرت معصومه سلاماللهعلیها تسلیت! ⚫️
@maaref_kaafi
عمریست محو او به تماشا نشستهايم
اينجا کوير داغ و نمکزار شور نيست
ما روبهروی پهنهی دريا نشستهايم...
⚫️ شهادت حضرت معصومه سلاماللهعلیها تسلیت! ⚫️
@maaref_kaafi
💢 روش برخورد با اعتراض مردم 💢
🔶 امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در عهدنامهٔ مالک اشتر:
✳️ ... وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَةً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَكَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ ...
🔺... هرگاه مردم (بهدرست یا غلط) بر تو گمان ستمکارى داشتند، آشكارا عذرت را برایشان توضیح بده و با شفافیت و روشنگری ذهنیت آنان را اصلاح کن؛ چراكه این پاسخگو بودن، نفس تو را تربیت و رام میکند و سبب مهربانى و نرمى با مردم میشود و راهی است برای آنکه به هدفت در واداشتن آنها بر حق برسی.
📚 نهجالبلاغه، نامهٔ ۵۳.
🔶 امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در عهدنامهٔ مالک اشتر:
✳️ ... وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَةً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَكَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ ...
🔺... هرگاه مردم (بهدرست یا غلط) بر تو گمان ستمکارى داشتند، آشكارا عذرت را برایشان توضیح بده و با شفافیت و روشنگری ذهنیت آنان را اصلاح کن؛ چراكه این پاسخگو بودن، نفس تو را تربیت و رام میکند و سبب مهربانى و نرمى با مردم میشود و راهی است برای آنکه به هدفت در واداشتن آنها بر حق برسی.
📚 نهجالبلاغه، نامهٔ ۵۳.
Forwarded from 𝄃𝄃𝄂𝄂𝄀𝄁𝄃𝄂𝄂𝄃
Forwarded from اتچ بات
✍🏾پند سعدی به شاهان و حاکمان
سعدي به امرا و حکام و حتي پادشاهان اندرز ميداده و سپري شدن روزگار و سرآمدن دوران فرمانروايي و تغيير و تغير احوال زمانه را به آنان يادآوري ميکرده است. به گونه ای که برخی بر این باورند که اين گونه اندرزهاي نيش دار و دليرانه تا روزگار او نه در تاريخ ادبيات ايران بلکه در فرهنگ و ادب همه جهان تا دوره سعدي بي سابقه بوده است. اين ويژگي ريشه در وارستگی و آزادمنشي شيخ داشت. زيرا سعدي مداح طمعکار نبود.
🔰در یک صحنه سعدی آن قدر در اين گستاخي پيش ميرود که وقتي به اصرار عطا ملک و برادرش شمس الدين صاحب ديوان مجبور به ملاقات با یکی از ایلخانان مستبد مغول مي شود، ایلخان از او ميخواهد که او را پندي دهد که در کار اداره ملک کارساز باشد و شيخ با شجاعتي که از هيچ شيرمرد و شمشيرزني برنمي آيد، في البديهه ميگويد:
شهي که پاس رعيت نگاه مي دارد
حلال باد خراجش که مزد چوپاني ست
وگرنه راعي خلق است، زهر مارش باد!
که هرچه ميخورد او جزیت مسلماني ست
🆔@Practicalethics
سعدي به امرا و حکام و حتي پادشاهان اندرز ميداده و سپري شدن روزگار و سرآمدن دوران فرمانروايي و تغيير و تغير احوال زمانه را به آنان يادآوري ميکرده است. به گونه ای که برخی بر این باورند که اين گونه اندرزهاي نيش دار و دليرانه تا روزگار او نه در تاريخ ادبيات ايران بلکه در فرهنگ و ادب همه جهان تا دوره سعدي بي سابقه بوده است. اين ويژگي ريشه در وارستگی و آزادمنشي شيخ داشت. زيرا سعدي مداح طمعکار نبود.
🔰در یک صحنه سعدی آن قدر در اين گستاخي پيش ميرود که وقتي به اصرار عطا ملک و برادرش شمس الدين صاحب ديوان مجبور به ملاقات با یکی از ایلخانان مستبد مغول مي شود، ایلخان از او ميخواهد که او را پندي دهد که در کار اداره ملک کارساز باشد و شيخ با شجاعتي که از هيچ شيرمرد و شمشيرزني برنمي آيد، في البديهه ميگويد:
شهي که پاس رعيت نگاه مي دارد
حلال باد خراجش که مزد چوپاني ست
وگرنه راعي خلق است، زهر مارش باد!
که هرچه ميخورد او جزیت مسلماني ست
🆔@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🔰ناخن هايتان را لاک بزنيد.
تين يک پسر شش هفت ساله هلندى است. ارديبهشت ماه گذشته بعد از سردرد و آزمايشهاى مختلف فهميدند به سرطان مغز مبتلاست وكارى نمى شود برايش كرد وحداكثر يک سال ديگر زنده است.
وقتى پدرومادر با كمک دكتر وپرستاران و روانپزشک خواستند "تين" را براى مراحل بعدى بيمارى و رسيدن مرگ آشنا كنند و پرسيدند آخرين آرزويش چيست ؟تا در اين مدت كمى كه باقى مانده عملى شود؟ او گفت میخواد كمک كند تا بقيه بچه هاى مريض نميرند.
وقتى پرسيدند خوب چه كار مى خواهى بكنى؟
جواب داد كار كنم وپول بگيرم وقلكم را پركنم.
كارى كه بلد بود لاک زدن ناخن هاى مامان وبابا و پدر ومادر بزرگ و پرستاران بيمارستان و ...گرفتن چند يورو از هركدام وانداختن توى قلكش بود.
مى خواست پولش به ١٠٠ يورو برسد وبرود بدهد به صليب سرخ. تين وخانواده اش ساكن شهر بردا BEREDA هلند هستند. در همين ماه دسامبر كه با پدرش رفته بود بازارچه كريسمس محلى پدرش داستان را براى يك خبرنگار محلى راديو تعريف كرد.
خبرنگار گفت خوب همه كمک كنيم كه تين به آرزويش برسد. برنامه اى از راديو پخش كرد و با مقامات شهرقرار گذاشت كه توى همان بازارچه يک اطاقک شيشه اى بگذارند ومردم بيايند تا تين ناخن هايشان را لاک بزند ومبلغى كمک كنند واز همينجا طوفان راه افتاد
لاک زدن تين شد كمپينى كه همه هلند را فراگرفت وصدها كودک مثل او دست پدرومادر و فک و فاميل را لاک زدند وتنها در يک روز ٧٠٠ هزار يورو پول جمع شد.
از ورزشكاران تيمهاى ملى تا خواننده وهنرپيشه و افراد عادى ومعروف وحتى سياستمداران ناخن هايشان را لاک زدند و صدها هزارعكس در اينستاگرام و هشتک در توئيتر پول به همراه آورد. تا حالا بيش از يك ميليون و ٨١٣ هزار يورو جمع شده وادامه دارد
هرسال بيش از ٩٠٠ هزار كودک در كشورهاى توسعه نيافته به دليل كمبود امكانات پزشكى و دارو از بيمارى هاى عفونت ريه وعوارض آن مى ميرند. دارو و چادر وماسكهاى اكسيژن و آموزش پزشكان براى تشخيص به موقع بيمارى مى تواند جان آنها را نجات دهد. تمام پول اين كمپين براى نجات اين بچه ها خرج خواهد شد. تین چند روز پیش فوت کرد ولی با بیش از ۲/۴ میلیون یورویی که توسط او در اتاقک شیشه ای جمع شد ده ها هزار كودک به جاى او زندگى خواهند كرد
🔴 ❗️داشتم فكر مى كردم اگر تين ايرانى بود چه ميشد؟
گريه و نذر و اشک و زارى و كادو آخركار بود.
هر روز ويدئوهايى در يوتيوب و كانالهاى تلگرامى از دختربچه هاى چندساله ايرانى دست به دست مى شود كه با آرايش ولب هاى قرمز كفش پاشنه دار مامانشون رو پوشيدن و با اداى بزرگترها سلفى مى گيرند يا دختركى كه عين پيرزنهاى بى سواد صدسال پيش دوست دختر داييش را ناله و نفرين مى كند ومامان وخاله ش به خاطر اين شيرين زبانى قربان وصدقه ش ميروند و فيلم مى گيرند. يا عكس پسر بچه شش هفت ساله اى كه يك ورى افتاده وقليون مى كشه و يا پدر و مادرى كه با افتخارتعريف مى كنن چطورى بچه شون بچه ديگرى رو تو گروه بازى نداده وباعث گريه افتادنش شده. 🔴❗️
از اين مثالها فراوان است!
نسل آينده مان را با چه ارزشهايى بار مياوریم؟؟!
آیا باز هم می گوییم آینده از آن ماست؟!
آیا این رقم مسلمانی یا نژاد یا اقلیم افتخار دارد؟!!!
🆔@Practicalethics
تين يک پسر شش هفت ساله هلندى است. ارديبهشت ماه گذشته بعد از سردرد و آزمايشهاى مختلف فهميدند به سرطان مغز مبتلاست وكارى نمى شود برايش كرد وحداكثر يک سال ديگر زنده است.
وقتى پدرومادر با كمک دكتر وپرستاران و روانپزشک خواستند "تين" را براى مراحل بعدى بيمارى و رسيدن مرگ آشنا كنند و پرسيدند آخرين آرزويش چيست ؟تا در اين مدت كمى كه باقى مانده عملى شود؟ او گفت میخواد كمک كند تا بقيه بچه هاى مريض نميرند.
وقتى پرسيدند خوب چه كار مى خواهى بكنى؟
جواب داد كار كنم وپول بگيرم وقلكم را پركنم.
كارى كه بلد بود لاک زدن ناخن هاى مامان وبابا و پدر ومادر بزرگ و پرستاران بيمارستان و ...گرفتن چند يورو از هركدام وانداختن توى قلكش بود.
مى خواست پولش به ١٠٠ يورو برسد وبرود بدهد به صليب سرخ. تين وخانواده اش ساكن شهر بردا BEREDA هلند هستند. در همين ماه دسامبر كه با پدرش رفته بود بازارچه كريسمس محلى پدرش داستان را براى يك خبرنگار محلى راديو تعريف كرد.
خبرنگار گفت خوب همه كمک كنيم كه تين به آرزويش برسد. برنامه اى از راديو پخش كرد و با مقامات شهرقرار گذاشت كه توى همان بازارچه يک اطاقک شيشه اى بگذارند ومردم بيايند تا تين ناخن هايشان را لاک بزند ومبلغى كمک كنند واز همينجا طوفان راه افتاد
لاک زدن تين شد كمپينى كه همه هلند را فراگرفت وصدها كودک مثل او دست پدرومادر و فک و فاميل را لاک زدند وتنها در يک روز ٧٠٠ هزار يورو پول جمع شد.
از ورزشكاران تيمهاى ملى تا خواننده وهنرپيشه و افراد عادى ومعروف وحتى سياستمداران ناخن هايشان را لاک زدند و صدها هزارعكس در اينستاگرام و هشتک در توئيتر پول به همراه آورد. تا حالا بيش از يك ميليون و ٨١٣ هزار يورو جمع شده وادامه دارد
هرسال بيش از ٩٠٠ هزار كودک در كشورهاى توسعه نيافته به دليل كمبود امكانات پزشكى و دارو از بيمارى هاى عفونت ريه وعوارض آن مى ميرند. دارو و چادر وماسكهاى اكسيژن و آموزش پزشكان براى تشخيص به موقع بيمارى مى تواند جان آنها را نجات دهد. تمام پول اين كمپين براى نجات اين بچه ها خرج خواهد شد. تین چند روز پیش فوت کرد ولی با بیش از ۲/۴ میلیون یورویی که توسط او در اتاقک شیشه ای جمع شد ده ها هزار كودک به جاى او زندگى خواهند كرد
🔴 ❗️داشتم فكر مى كردم اگر تين ايرانى بود چه ميشد؟
گريه و نذر و اشک و زارى و كادو آخركار بود.
هر روز ويدئوهايى در يوتيوب و كانالهاى تلگرامى از دختربچه هاى چندساله ايرانى دست به دست مى شود كه با آرايش ولب هاى قرمز كفش پاشنه دار مامانشون رو پوشيدن و با اداى بزرگترها سلفى مى گيرند يا دختركى كه عين پيرزنهاى بى سواد صدسال پيش دوست دختر داييش را ناله و نفرين مى كند ومامان وخاله ش به خاطر اين شيرين زبانى قربان وصدقه ش ميروند و فيلم مى گيرند. يا عكس پسر بچه شش هفت ساله اى كه يك ورى افتاده وقليون مى كشه و يا پدر و مادرى كه با افتخارتعريف مى كنن چطورى بچه شون بچه ديگرى رو تو گروه بازى نداده وباعث گريه افتادنش شده. 🔴❗️
از اين مثالها فراوان است!
نسل آينده مان را با چه ارزشهايى بار مياوریم؟؟!
آیا باز هم می گوییم آینده از آن ماست؟!
آیا این رقم مسلمانی یا نژاد یا اقلیم افتخار دارد؟!!!
🆔@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
بازی های کودکی حکمت داشت:
👈لی لی : تمرین تعادل در زندگی
👈زوووو:تمرین روزهای نفس گیر زندگی
👈آلاکلنگ:دیدن بالا و پایین دنیا
👈سرسره:تمرین سخت بالا رفتن و راحت پایین آمدن
👈هفت سنگ:تمرین نشانه گرفتن به هدف
👈وسطی:تمرین همیشه در وسط میدان بودن
👈گل یا پوچ:دقت در انتخاب
👈خاله بازی: آیین مهمانداری
👈یه قول دو قل : مشکلات اگر مانند سنگ سخت باشد یکی یکی از پس آن برمی آیی
یادش بخیر...
اون روزا یاد گرفتن زندگی چه ساده بود..
🆔@Practicalethics
👈لی لی : تمرین تعادل در زندگی
👈زوووو:تمرین روزهای نفس گیر زندگی
👈آلاکلنگ:دیدن بالا و پایین دنیا
👈سرسره:تمرین سخت بالا رفتن و راحت پایین آمدن
👈هفت سنگ:تمرین نشانه گرفتن به هدف
👈وسطی:تمرین همیشه در وسط میدان بودن
👈گل یا پوچ:دقت در انتخاب
👈خاله بازی: آیین مهمانداری
👈یه قول دو قل : مشکلات اگر مانند سنگ سخت باشد یکی یکی از پس آن برمی آیی
یادش بخیر...
اون روزا یاد گرفتن زندگی چه ساده بود..
🆔@Practicalethics
Telegram
attach 📎
طبیعت سحرانگیز دریاچه چورت واقع در کیاسر.
لطفا اگر رفتین مواظب طبیعت باشین!!
وگرنه بهتره به دیدن همین منظره اکتفا کنین!!!
#اخلاق_محیط_زیست
لطفا اگر رفتین مواظب طبیعت باشین!!
وگرنه بهتره به دیدن همین منظره اکتفا کنین!!!
#اخلاق_محیط_زیست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاجعه فیلترینگ یوتیوب برای ایرانیان.
موضع گیری سیاسی تهیه کنندگان این برنامه را نمی پسندم. ولی برای قسمت دوم این ویدیو پاسخی ندارم! چرا باید یوتیوب فیلتر باشد؟! و اینهمه فرصت از دست ملت ما برود؟!!
موضع گیری سیاسی تهیه کنندگان این برنامه را نمی پسندم. ولی برای قسمت دوم این ویدیو پاسخی ندارم! چرا باید یوتیوب فیلتر باشد؟! و اینهمه فرصت از دست ملت ما برود؟!!
Forwarded from اتچ بات
✍🏾صندلی ماشین برای نوزاد
در ایالت ما تست صندلی ماشین برای کودکان و نوزادانِ کم وزن در آیسییو الزامی است و تا مادر یا پدر، صندلی ماشین فراهم نکند نوزاد نمی تواند به خانه برود. بخش ما این صندلی ها را به قیمت بیست دلار به خانواده های کمدرآمد می فروشد تا مجبور نباشند بروند صندلیهای گرانقیمت از فروشگاههای شهر بخرند.
✳️دیروز صبح موقع راند نوزادی را مرخص کردم. اما سرپرستار گفت این بچه هنوز نمی تواند خانه برود چون صندلیهای ما تمام شده و مادرش هم گفته تا بعد از سال نو که حقوقش را بگیرد نمی تواند صندلی ماشین بخرد.
وقت راند نیمه شب دیدم تخت نوزاد خالی است و نوزاد به خانه رفته است. ماجرا را پرس و جو کردم. گفتند پرستار نوزاد بعد از تمام شدن شیفتش رفته و از فروشگاهی در جورج تاون برای آن مادر صندلی ماشین خریده است.
✳️✳️تمام شب فکر می کردم آن پرستاری که روز کریسمس دوازده ساعت کار کرده، بعد خسته و کوفته توی سرما و یخبندان رفته از آن طرف شهر برای نوزادِ زنی دیگر صندلی ماشین خریده و دوباره به محل کار برگشته با خودش چه قراری گذاشته یا چه فکر می کرده؟
این موقع هاست که فکر می کنم شاید هنوز کورسوی امیدی به بشریت مانده است. هنوز روزی وجود دارد که از خودگذشتگی درآن پر رنگ تر از خودخواهی و منیت های بادکرده است.
واشنگتن-دکتر مژگان قاضی راد
منبع: فیس بوک دکتر مژگان قاضی راد - متخصص نوزادان و هیات علمی دانشگاه جورج واشنگتن
#اخلاق_کاربردی
#اخلاق_پرستاری
🆔@Practicalethics
در ایالت ما تست صندلی ماشین برای کودکان و نوزادانِ کم وزن در آیسییو الزامی است و تا مادر یا پدر، صندلی ماشین فراهم نکند نوزاد نمی تواند به خانه برود. بخش ما این صندلی ها را به قیمت بیست دلار به خانواده های کمدرآمد می فروشد تا مجبور نباشند بروند صندلیهای گرانقیمت از فروشگاههای شهر بخرند.
✳️دیروز صبح موقع راند نوزادی را مرخص کردم. اما سرپرستار گفت این بچه هنوز نمی تواند خانه برود چون صندلیهای ما تمام شده و مادرش هم گفته تا بعد از سال نو که حقوقش را بگیرد نمی تواند صندلی ماشین بخرد.
وقت راند نیمه شب دیدم تخت نوزاد خالی است و نوزاد به خانه رفته است. ماجرا را پرس و جو کردم. گفتند پرستار نوزاد بعد از تمام شدن شیفتش رفته و از فروشگاهی در جورج تاون برای آن مادر صندلی ماشین خریده است.
✳️✳️تمام شب فکر می کردم آن پرستاری که روز کریسمس دوازده ساعت کار کرده، بعد خسته و کوفته توی سرما و یخبندان رفته از آن طرف شهر برای نوزادِ زنی دیگر صندلی ماشین خریده و دوباره به محل کار برگشته با خودش چه قراری گذاشته یا چه فکر می کرده؟
این موقع هاست که فکر می کنم شاید هنوز کورسوی امیدی به بشریت مانده است. هنوز روزی وجود دارد که از خودگذشتگی درآن پر رنگ تر از خودخواهی و منیت های بادکرده است.
واشنگتن-دکتر مژگان قاضی راد
منبع: فیس بوک دکتر مژگان قاضی راد - متخصص نوزادان و هیات علمی دانشگاه جورج واشنگتن
#اخلاق_کاربردی
#اخلاق_پرستاری
🆔@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📝 شیخ بهایی در محاصره ژول ورن ها
(محمد فاضلی)
✅ ژول وِرن را حتماً میشناسید، نویسنده رمانهای علمی-تخیلی که حتی اگر آثارش را نخوانده باشید، فیلمها یا انیمیشنهای ساختهشده از روی «بیست هزار فرسنگ زیر دریا»، «دور دنیا در هشتاد روز» و «سفر به مرکز زمین» را دیدهاید. بسیاری از پیشبینیهای او نظیر سفر زیر دریا و سفر به ماه بعدها درست از کار درآمد. «فکر ژول ورنی» عمیقاً با تخیلاتی در آمیخته که یا هرگز واقعیت نمییابند (نظیر سفر به مرکز زمین) یا بسیار دیرهنگام تحقق مییابند کما اینکه فاصله میان تخیلات ژول ورن (1905-1828) و تحقق برخی از آنها نزدیک به صد سال بوده است.
✅ ژول ورن با اینکه دانشآموخته حقوق بود اما «سبک ژول ورنی» بر محور نگاه فناورانه به جهان و این اعتقاد که همه مرزها درنوردیده میشود بنا شده است. باور راسخ به قدرت فناوری را در ژول ورن میتوان دید. ژول ورن – حداقل در آنچه من از او خوانده و دیدهام - هیچگاه از زاویه بنیانهای حقوقی دنیایی که در آن میزیست و به دنبال تحقق آن بود به جهان ننگریست. عظمت، اعجاب، سختافزاری و غیرمنتظره بودن دنیایی که او تصویر میکند بسیار بارز است. ژول ورن از مناسبات حقوقی دنیایی که در آن «پیمودن فاصله تخیل و واقعیت امکانپذیر میشود» سخنی نمیگوید.
✅ این سوی دنیا در جایی به نام اصفهان، مردم از سندی سخن میگویند به نام «طومار شیخ بهایی» که سندی است برای تقسیم آب زایندهرود که بسیاری در اینکه چنین سندی را شیخ بهایی (1000-925 هـ.ش) تدوین کرده باشد تردید دارند. این سند شیوه تقسیم آب رودخانه زایندهرود میان هفت ناحیه اصفهان را تشریح کرده است و حتی ملاحظات سالهای کمآبی نیز در آن بنا بر تصمیم و نظر هیئت مالکان روستاها و زمینهای کشاورزی، لحاظ شده است.
✅ اهمیتی ندارد که این سند را شیخ بهایی نوشته یا حاصل خرد جمعی مردمان اصفهان است؛ آنچه اهمیت دارد این است که این طومار بر مبنای تأیید و قبول کلیه بهرهبرداران حوضه آبخور زایندهرود و با رضایت آنها تدوین شده و از همینرو توانسته است صدها سال تنظیمکننده روابط میان ایشان باشد.
✅ طومار شیخ بهایی، نمودی از مشارکت مردم در یک نظام حقوقی احتمالاً به تدریج تکاملیافته است که نه با رویکردی سختافزاری و صرفاً مبتنی بر فناوری، و نه با چشم بستن بر واقعیت اکولوژیک محیطزیست، بلکه در چارچوب ظرفیتهای اکوسیستم، با جلب رضایت ذینفعان، و برای تنظیم روابط آنها ایجاد شده است.
✅ «ژول ورن» و «شیخ بهایی» - واقعی یا خیالی – را میتوان نماد دو نوع اندیشه و آدمها درباره توسعه تلقی کرد. آدم و اندیشه «ژول ورن»ی مناسبات پشت فناوری را نمیبیند و به سختافزار باور راسخ دارد؛ و توسعه را در چارچوب همین رویکرد دنبال میکند. توسعه را اما اگر از منظر «طومار شیخ بهایی» نگاه کنید، میبینید مردمی هستند که با هم روابطی دارند و درگیر تقسیم منافعی هستند، تعارضاتی دارند و پیش از آنکه شیوه مسالمتآمیزی برای تقسیم و تسهیم منافع، و حل مناقشاتشان یافته نشود، آرامش، صلح و توسعهای رخ نمیدهد. طوماری باید باشد، تنظیمشده بر مبنای رضایت مردم و مشارکت ایشان، که روابط مردم را تنظیم کند، و بر بستر چنین تنظیم روابطی، تمدن اصفهان هم خلق میشود.
✅ ما «ژول ورن»ها و کشتیهای ناتیلوس دنیای توسعهیافته را بیش از «طومار شیخ بهایی»هایی که در پس آنها قرار دارند، دوست داشته و پرستیدهایم. مشکل امروز ما هم آن است که بسیاری فکر میکنند میشود بدون تنظیم طومارهایی که روابط میان آدمها را در مسیرهای مولد تنظیم کنند، و بدون جلب مشارکت و به بازی گرفتن ذینفعان، ناتیلوس ساخت، به اعماق زمین سفر کرد، یا بر کره ماه نشست.
✅ «طرحهای ژول ورنی» زائیده چنین اندیشهای است. طرحهای ژول ورنی مثل ساختن چند ده فرودگاه در کشوری که هواپیماییاش تحریم است، انتقال آب از دریای خزر و دریای عمان به فلات مرکزی که آب در آن بدمصرف میشود، توسعه کشت در سرزمینی که 30 درصد محصول کشاورزیاش ضایعات میشود، ساخت دهها مجتمع فولاد و سیمان در مناطق کمآب و بر بنیان رانت مفسدانه انرژی؛ و دهها کار دیگر که همه بر منطق ایمان به سختافزار بنا شدهاند. همه این سختافزارها در دنیایی منجر به توسعه میشوند که طومارهایی که ماهیت حقوقی و نرمافزاری دارند، روابط مردمان با یکدیگر و روابط مردمان و صاحبان قدرت سیاسی را بر بنیانی از عقلانیت، رضایت، مشارکت و عدالت تنظیم کرده باشند.
✅ «ژول ورن»های وطنی تا به امروز که هزینهشان بیش از فایدهشان بوده است؛ باشد که از امروز راهی دیگر در پیش بگیرند. شیخ بهایی در سرزمین خودش میان «ژول ورن»ها غریب افتاده است.
#اخلاق_و_توسعه
🆔@Practicalethics
(محمد فاضلی)
✅ ژول وِرن را حتماً میشناسید، نویسنده رمانهای علمی-تخیلی که حتی اگر آثارش را نخوانده باشید، فیلمها یا انیمیشنهای ساختهشده از روی «بیست هزار فرسنگ زیر دریا»، «دور دنیا در هشتاد روز» و «سفر به مرکز زمین» را دیدهاید. بسیاری از پیشبینیهای او نظیر سفر زیر دریا و سفر به ماه بعدها درست از کار درآمد. «فکر ژول ورنی» عمیقاً با تخیلاتی در آمیخته که یا هرگز واقعیت نمییابند (نظیر سفر به مرکز زمین) یا بسیار دیرهنگام تحقق مییابند کما اینکه فاصله میان تخیلات ژول ورن (1905-1828) و تحقق برخی از آنها نزدیک به صد سال بوده است.
✅ ژول ورن با اینکه دانشآموخته حقوق بود اما «سبک ژول ورنی» بر محور نگاه فناورانه به جهان و این اعتقاد که همه مرزها درنوردیده میشود بنا شده است. باور راسخ به قدرت فناوری را در ژول ورن میتوان دید. ژول ورن – حداقل در آنچه من از او خوانده و دیدهام - هیچگاه از زاویه بنیانهای حقوقی دنیایی که در آن میزیست و به دنبال تحقق آن بود به جهان ننگریست. عظمت، اعجاب، سختافزاری و غیرمنتظره بودن دنیایی که او تصویر میکند بسیار بارز است. ژول ورن از مناسبات حقوقی دنیایی که در آن «پیمودن فاصله تخیل و واقعیت امکانپذیر میشود» سخنی نمیگوید.
✅ این سوی دنیا در جایی به نام اصفهان، مردم از سندی سخن میگویند به نام «طومار شیخ بهایی» که سندی است برای تقسیم آب زایندهرود که بسیاری در اینکه چنین سندی را شیخ بهایی (1000-925 هـ.ش) تدوین کرده باشد تردید دارند. این سند شیوه تقسیم آب رودخانه زایندهرود میان هفت ناحیه اصفهان را تشریح کرده است و حتی ملاحظات سالهای کمآبی نیز در آن بنا بر تصمیم و نظر هیئت مالکان روستاها و زمینهای کشاورزی، لحاظ شده است.
✅ اهمیتی ندارد که این سند را شیخ بهایی نوشته یا حاصل خرد جمعی مردمان اصفهان است؛ آنچه اهمیت دارد این است که این طومار بر مبنای تأیید و قبول کلیه بهرهبرداران حوضه آبخور زایندهرود و با رضایت آنها تدوین شده و از همینرو توانسته است صدها سال تنظیمکننده روابط میان ایشان باشد.
✅ طومار شیخ بهایی، نمودی از مشارکت مردم در یک نظام حقوقی احتمالاً به تدریج تکاملیافته است که نه با رویکردی سختافزاری و صرفاً مبتنی بر فناوری، و نه با چشم بستن بر واقعیت اکولوژیک محیطزیست، بلکه در چارچوب ظرفیتهای اکوسیستم، با جلب رضایت ذینفعان، و برای تنظیم روابط آنها ایجاد شده است.
✅ «ژول ورن» و «شیخ بهایی» - واقعی یا خیالی – را میتوان نماد دو نوع اندیشه و آدمها درباره توسعه تلقی کرد. آدم و اندیشه «ژول ورن»ی مناسبات پشت فناوری را نمیبیند و به سختافزار باور راسخ دارد؛ و توسعه را در چارچوب همین رویکرد دنبال میکند. توسعه را اما اگر از منظر «طومار شیخ بهایی» نگاه کنید، میبینید مردمی هستند که با هم روابطی دارند و درگیر تقسیم منافعی هستند، تعارضاتی دارند و پیش از آنکه شیوه مسالمتآمیزی برای تقسیم و تسهیم منافع، و حل مناقشاتشان یافته نشود، آرامش، صلح و توسعهای رخ نمیدهد. طوماری باید باشد، تنظیمشده بر مبنای رضایت مردم و مشارکت ایشان، که روابط مردم را تنظیم کند، و بر بستر چنین تنظیم روابطی، تمدن اصفهان هم خلق میشود.
✅ ما «ژول ورن»ها و کشتیهای ناتیلوس دنیای توسعهیافته را بیش از «طومار شیخ بهایی»هایی که در پس آنها قرار دارند، دوست داشته و پرستیدهایم. مشکل امروز ما هم آن است که بسیاری فکر میکنند میشود بدون تنظیم طومارهایی که روابط میان آدمها را در مسیرهای مولد تنظیم کنند، و بدون جلب مشارکت و به بازی گرفتن ذینفعان، ناتیلوس ساخت، به اعماق زمین سفر کرد، یا بر کره ماه نشست.
✅ «طرحهای ژول ورنی» زائیده چنین اندیشهای است. طرحهای ژول ورنی مثل ساختن چند ده فرودگاه در کشوری که هواپیماییاش تحریم است، انتقال آب از دریای خزر و دریای عمان به فلات مرکزی که آب در آن بدمصرف میشود، توسعه کشت در سرزمینی که 30 درصد محصول کشاورزیاش ضایعات میشود، ساخت دهها مجتمع فولاد و سیمان در مناطق کمآب و بر بنیان رانت مفسدانه انرژی؛ و دهها کار دیگر که همه بر منطق ایمان به سختافزار بنا شدهاند. همه این سختافزارها در دنیایی منجر به توسعه میشوند که طومارهایی که ماهیت حقوقی و نرمافزاری دارند، روابط مردمان با یکدیگر و روابط مردمان و صاحبان قدرت سیاسی را بر بنیانی از عقلانیت، رضایت، مشارکت و عدالت تنظیم کرده باشند.
✅ «ژول ورن»های وطنی تا به امروز که هزینهشان بیش از فایدهشان بوده است؛ باشد که از امروز راهی دیگر در پیش بگیرند. شیخ بهایی در سرزمین خودش میان «ژول ورن»ها غریب افتاده است.
#اخلاق_و_توسعه
🆔@Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from کتابخانه دانشگاهی
🔻 #تا_انتها_بخوانید 🔻
این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز در زمینه ی #موفقیت منتشر شده است:
۱.به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.
۲. با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.
۳.همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.
۴.وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.
۵.وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.
۶.قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید.
۷.به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید.
۸.هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
۹.عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.
۱۰.در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.
۱۱.مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.
۱۲.آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.
۱۳.وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟
۱۴.به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.
۱۵.وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد.
۱۶.وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.
۱۷.این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
۱۸.اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
۱۹.وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.
۲۰.وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.
۲۱.زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید. یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.
🆑 @Academic_Library
این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز در زمینه ی #موفقیت منتشر شده است:
۱.به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.
۲. با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.
۳.همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.
۴.وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.
۵.وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.
۶.قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید.
۷.به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید.
۸.هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
۹.عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.
۱۰.در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.
۱۱.مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.
۱۲.آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.
۱۳.وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟
۱۴.به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.
۱۵.وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد.
۱۶.وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.
۱۷.این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
۱۸.اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
۱۹.وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.
۲۰.وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.
۲۱.زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید. یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.
🆑 @Academic_Library