Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
📝بررسی یا تجلیل!؟

♻️در آستانه فرارسیدن اولین سالگرد در گذشت آقای هاشمی رفسنجانی همایشی با عنوان بررسی شخصیت و اندیشه اخلاقی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، امروز در تالار همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد.
در این همایش شرکت کردم. نکته ای درباره موضوع این همایش قابل ذکر می دانم:

✳️هیچ شخصیتی را نباید با عیار صفر و صد بسنجیم. کارنامه اخلاقی هیچ کس مساوی با بهشت نقد یا جهنم نقد نیست. اندیشه و نظر هیچ کس خالی از اشکال و کاستی نیست.
✳️با این همه به نظر من شخصیت هاشمی رفسنجانی در روزگار ما عظمتی بی نظیر داشت. او از معماران اصلی انقلاب اسلامی بود. از جوانی و حتی نوجوانی هم نفس و هم قدم امام خمینی (ره) بود و این هم نفسی و هم قدمی سبب شده بود که از همه و حتی از امثال شهید دکتر بهشتی بیشتر به زوایا و زیر و بم اندیشه عرفانی، اجتماعی و سیاسی امام آشنایی داشته باشد. امام هم بیش از هر شخصیت دیگری به هاشمی علاقه داشت و این علاقه را در قالب اعتماد کاملی که به او داشت ابراز می کرد. اعتمادی که در اکثر موارد بی چون و چرا هم بود. به جرأت می توان گفت که هیچ شخصیتی از اطرافیان امام، این اندازه از اعتماد امام را در پرونده زندگی خود ندارد.
او به حق مجاهد فی سبیل الله بود، دفتر زندگی او پر است از حکایت ایثارها، پاکبازی ها، بردباری ها، شکیبایی ها و ... در عرصه شکیبایی واقعا استادی یگانه و بی همتا بود و اگر ما و نسل ما از او در این عرصه الگو نگیرد، حتما خسارت کرده است.
✳️✳️✳️ اما ... شخصیت های سیاسی فراز و فرودهایی را در زندگی سیاسی خود تجربه کرده اند. فرازهایی قابل دفاع و فرودهایی قابل نقد و عبرت.
همایشی که با نام «بررسی شخصیت و اندیشه» برگزار می شود، نبایستی تماما به ستایش و تجلیل و بیان خوبی ها و فضایل بگذرد. آن دیگر همایش بررسی نیست؛ همایش تجلیل و ستایش است.

♻️ اگر چه کارنامه هاشمی در نهایت، نمره قبولی را می گیرد؛ چرا که به قول سردار سرافراز، حاج قاسم سلیمانی: «آقای هاشمی همان‌طوری که از اول بود تا آخر بود و همان حالتی که از اول داشت تا آخر داشت، منتها آقای هاشمی برخی وقت‌ها تاکتیک‌هایی داشت همان‌طور که در دوره‌های گوناگون داشت، وگرنه آقای هاشمی هم استکبارستیز بود، هم صهیونیسم‌ستیز.»
او مطابق زمان پیش می رفت. در دوران گذار مرد دوران گذار بود و در دوران تثبیت مرد دوران تثبیت. مثل برخی انقلابی های هفت آتشه نبود که سوزنش در همان دوران گذار گیر کرده باشد. او بر این باور بود که در دوران تثبیت نظام باید برنامه های تثبیتی را دنبال کرد و حتی افراد و شخصیت هایی را که به خاطر اقتضای دوران گذار و کوران انقلاب کنار گذاشته شده بودند را به یاری طلبید و از علم و تجربه آنان استفاده کرد.
♻️♻️با وجود همه اینها... وقتی همایشی برای بررسی شخصیتی برگزار می کنیم، حتما لازم است این همایش با حضور اندیشمندان موافق و مخالفی که شرط انصاف و بی طرفی اخلاقی را رعایت کنند، برگزار شود. آن وقت است که شرکت کنندگان در چنین همایشی احساس خواهند کرد که این همایش به انبان دانشی و تجربیات زندگی آنان چیزی افزود.
و گرنه همایش ما جنبه ای صرفا شعاری و احساسی خواهد داشت که جز مشتی احساسات و عواطف کور و جانبدارانه ارمغانی برای ما ندارد؛ احساسات و عواطفی که طی سالیان پس از انقلاب اسلامی بیشترین ضربه را به هویت فرهنگی و اخلاقی و حتی اعتقادی ملت ما وارد آورده است و بالتبع موتور پیشرفت و شکوفایی اقتصادی کشور ما را هم خر اب کرده است. خصوصا در سالهای بعد از جنگ و دوران تثبیت و سازندگی، اگر به جای تکرار عواطف و احساسات کور گذشته، بر اعتدال و عقلانیت تاکید می کردیم، شاید امروز روزگارمان این نبود!

#اخلاق_سیاسی
#هاشمی_رفسنجانی
#همایش_اخلاقی
🆔@Practicalethics
صد نکته در پایان نامه نویسی .pdf
3.4 MB
دانشجویان و محققین عزیز لطفا مقاله ارزشمند فوق را که بیانگر صد نکته در نگارش پایان نامه و تحقیق است ملاحظه و مطالعه بفرمایید👆👆👆

🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
Forwarded from محاسن الکلام 📚 (Ali Abbasabadi)
ما در کنار دختر موسی نشسته‌ايم
عمری‌ست محو او به تماشا نشسته‌ايم

اين‌جا کوير داغ و نمک‌زار شور نيست
ما روبه‌روی پهنه‌ی دريا نشسته‌ايم...

⚫️ شهادت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها تسلیت! ⚫️

@maaref_kaafi
💢 روش برخورد با اعتراض مردم 💢

🔶 امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در عهدنامه‌ٔ مالک اشتر:

✳️ ... وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَةً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَكَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ ...

🔺... هرگاه مردم (به‌درست یا غلط) بر تو گمان ستمکارى داشتند، آشكارا عذرت را برایشان توضیح بده و با شفافیت و روشنگری ذهنیت آنان را اصلاح کن؛ چراكه این پاسخگو بودن، نفس تو را تربیت و رام می‌کند و سبب مهربانى و نرمى با مردم می‌شود و راهی است برای آنکه به هدفت در واداشتن آنها بر حق برسی.

📚 نهج‌البلاغه، نامهٔ ۵۳.
💥حاکم از دیوانه پرسید:
مجازات دزدی چیست؟
📌دیوانه گفت: اگر دزد سرقت را شغل خود کرده باشد دست او قطع میشود؛
اما اگر بخاطر گرسنگی باشد باید دست حاکم قطع گردد!
🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
Forwarded from اتچ بات
✍🏾پند سعدی به شاهان و حاکمان

سعدي به امرا و حکام و حتي پادشاهان اندرز ميداده و سپري شدن روزگار و سرآمدن دوران فرمانروايي و تغيير و تغير احوال زمانه را به آنان يادآوري ميکرده است. به گونه ای که برخی بر این باورند که اين گونه اندرزهاي نيش دار و دليرانه تا روزگار او نه در تاريخ ادبيات ايران بلکه در فرهنگ و ادب همه جهان تا دوره سعدي بي سابقه بوده است. اين ويژگي ريشه در وارستگی و آزادمنشي شيخ داشت. زيرا سعدي مداح طمعکار نبود.
🔰در یک صحنه سعدی آن قدر در اين گستاخي پيش ميرود که وقتي به اصرار عطا ملک و برادرش شمس الدين صاحب ديوان مجبور به ملاقات با یکی از ایلخانان مستبد مغول مي شود، ایلخان از او ميخواهد که او را پندي دهد که در کار اداره ملک کارساز باشد و شيخ با شجاعتي که از هيچ شيرمرد و شمشيرزني برنمي آيد، في البديهه ميگويد:

شهي که پاس رعيت نگاه مي دارد
حلال باد خراجش که مزد چوپاني ست

وگرنه راعي خلق است، زهر مارش باد!
که هرچه ميخورد او جزیت مسلماني ست

🆔@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
🔰ناخن هايتان را لاک بزنيد.

تين يک پسر شش هفت ساله هلندى است. ارديبهشت ماه گذشته بعد از سردرد و آزمايشهاى مختلف فهميدند به سرطان مغز مبتلاست وكارى نمى شود برايش كرد وحداكثر يک سال ديگر زنده است.
وقتى پدرومادر با كمک دكتر وپرستاران و روانپزشک خواستند "تين" را براى مراحل بعدى بيمارى و رسيدن مرگ آشنا كنند و پرسيدند آخرين آرزويش چيست ؟تا در اين مدت كمى كه باقى مانده عملى شود؟ او گفت میخواد كمک كند تا بقيه بچه هاى مريض نميرند.
وقتى پرسيدند خوب چه كار مى خواهى بكنى؟
جواب داد كار كنم وپول بگيرم وقلكم را پركنم.

كارى كه بلد بود لاک زدن ناخن هاى مامان وبابا و پدر ومادر بزرگ و پرستاران بيمارستان و ...گرفتن چند يورو از هركدام وانداختن توى قلكش بود.
مى خواست پولش به ١٠٠ يورو برسد وبرود بدهد به صليب سرخ. تين وخانواده اش ساكن شهر بردا BEREDA هلند هستند. در همين ماه دسامبر كه با پدرش رفته بود بازارچه كريسمس محلى پدرش داستان را براى يك خبرنگار محلى راديو تعريف كرد.
خبرنگار گفت خوب همه كمک كنيم كه تين به آرزويش برسد. برنامه اى از راديو پخش كرد و با مقامات شهرقرار گذاشت كه توى همان بازارچه يک اطاقک شيشه اى بگذارند ومردم بيايند تا تين ناخن هايشان را لاک بزند ومبلغى كمک كنند واز همينجا طوفان راه افتاد

لاک زدن تين شد كمپينى كه همه هلند را فراگرفت وصدها كودک مثل او دست پدرومادر و فک و فاميل را لاک زدند وتنها در يک روز ٧٠٠ هزار يورو پول جمع شد.
از ورزشكاران تيمهاى ملى تا خواننده وهنرپيشه و افراد عادى ومعروف وحتى سياستمداران ناخن هايشان را لاک زدند و صدها هزارعكس در اينستاگرام و هشتک در توئيتر پول به همراه آورد. تا حالا بيش از يك ميليون و ٨١٣ هزار يورو جمع شده وادامه دارد

هرسال بيش از ٩٠٠ هزار كودک در كشورهاى توسعه نيافته به دليل كمبود امكانات پزشكى و دارو از بيمارى هاى عفونت ريه وعوارض آن مى ميرند. دارو و چادر وماسكهاى اكسيژن و آموزش پزشكان براى تشخيص به موقع بيمارى مى تواند جان آنها را نجات دهد. تمام پول اين كمپين براى نجات اين بچه ها خرج خواهد شد. تین چند روز پیش فوت کرد ولی با بیش از ۲/۴ میلیون یورویی که توسط او در اتاقک شیشه ای جمع شد ده ها هزار كودک به جاى او زندگى خواهند كرد


🔴 ❗️داشتم فكر مى كردم اگر تين ايرانى بود چه ميشد؟
گريه و نذر و اشک و زارى و كادو آخركار بود.
هر روز ويدئوهايى در يوتيوب و كانالهاى تلگرامى از دختربچه هاى چندساله ايرانى دست به دست مى شود كه با آرايش ولب هاى قرمز كفش پاشنه دار مامانشون رو پوشيدن و با اداى بزرگترها سلفى مى گيرند يا دختركى كه عين پيرزنهاى بى سواد صدسال پيش دوست دختر داييش را ناله و نفرين مى كند ومامان وخاله ش به خاطر اين شيرين زبانى قربان وصدقه ش ميروند و فيلم مى گيرند. يا عكس پسر بچه شش هفت ساله اى كه يك ورى افتاده وقليون مى كشه و يا پدر و مادرى كه با افتخارتعريف مى كنن چطورى بچه شون بچه ديگرى رو تو گروه بازى نداده وباعث گريه افتادنش شده. 🔴❗️

از اين مثالها فراوان است!
نسل آينده مان را با چه ارزشهايى بار مياوریم؟؟!
آیا باز هم می گوییم آینده از آن ماست؟!
آیا این رقم مسلمانی یا نژاد یا اقلیم افتخار دارد؟!!!
🆔@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
بازی های کودکی حکمت داشت:

👈لی لی : تمرین تعادل در زندگی
👈زوووو:تمرین روزهای نفس گیر زندگی
👈آلاکلنگ:دیدن بالا و پایین دنیا
👈سرسره:تمرین سخت بالا رفتن و راحت پایین آمدن
👈هفت سنگ:تمرین نشانه گرفتن به هدف
👈وسطی:تمرین همیشه در وسط میدان بودن
👈گل یا پوچ:دقت در انتخاب
👈خاله بازی: آیین مهمانداری
👈یه قول دو قل : مشکلات اگر مانند سنگ سخت باشد یکی یکی از پس آن برمی آیی

یادش بخیر...
اون روزا یاد گرفتن زندگی چه ساده بود..
🆔@Practicalethics
طبیعت سحرانگیز دریاچه چورت واقع در کیاسر.
لطفا اگر رفتین مواظب طبیعت باشین!!
وگرنه بهتره به دیدن همین منظره اکتفا کنین!!!
#اخلاق_محیط_زیست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاجعه فیلترینگ یوتیوب برای ایرانیان.
موضع گیری سیاسی تهیه کنندگان این برنامه را نمی پسندم. ولی برای قسمت دوم این ویدیو پاسخی ندارم! چرا باید یوتیوب فیلتر باشد؟! و اینهمه فرصت از دست ملت ما برود؟!!
Forwarded from اتچ بات
✍🏾صندلی ماشین برای نوزاد

در ایالت ما تست صندلی ماشین برای کودکان و نوزادانِ کم وزن در آی‌سی‌یو الزامی است و‌ تا مادر یا پدر، صندلی ماشین فراهم نکند نوزاد نمی تواند به خانه برود. بخش ما این صندلی ها را به قیمت بیست دلار به خانواده های کم‌درآمد می فروشد تا مجبور نباشند بروند صندلی‌های گرانقیمت از فروشگاه‌های شهر بخرند.
✳️دیروز صبح موقع راند نوزادی را مرخص کردم. اما سرپرستار گفت این بچه هنوز نمی تواند خانه برود چون صندلی‌های ما تمام شده و مادرش هم گفته تا بعد از سال نو که حقوقش را بگیرد نمی تواند صندلی ماشین بخرد.
وقت راند نیمه شب دیدم تخت نوزاد خالی است و نوزاد به خانه رفته است. ماجرا را پرس و جو کردم. گفتند پرستار نوزاد بعد از تمام شدن شیفتش رفته و از فروشگاهی در جورج تاون برای آن مادر صندلی ماشین خریده است.
✳️✳️تمام شب فکر می کردم آن پرستاری که روز کریسمس دوازده ساعت کار کرده، بعد خسته و کوفته توی سرما و یخبندان رفته از آن طرف شهر برای نوزادِ زنی دیگر صندلی ماشین خریده و دوباره به محل کار برگشته با خودش چه قراری گذاشته یا چه فکر می کرده؟
این موقع هاست که فکر می کنم شاید هنوز کورسوی امیدی به بشریت مانده است. هنوز روزی وجود دارد که از خودگذشتگی درآن پر رنگ تر از خودخواهی و منیت های بادکرده است.
واشنگتن-دکتر مژگان قاضی راد

منبع: فیس بوک دکتر مژگان قاضی راد - متخصص نوزادان و هیات علمی دانشگاه جورج واشنگتن

#اخلاق_کاربردی
#اخلاق_پرستاری
🆔@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
📝 شیخ بهایی در محاصره ژول ورن ها

(محمد فاضلی)

ژول وِرن را حتماً می‌شناسید، نویسنده رمان‌های علمی-تخیلی که حتی اگر آثارش را نخوانده باشید، فیلم‌ها یا انیمیشن‌های ساخته‌شده از روی «بیست هزار فرسنگ زیر دریا»، «دور دنیا در هشتاد روز» و «سفر به مرکز زمین» را دیده‌اید. بسیاری از پیش‌بینی‌های او نظیر سفر زیر دریا و سفر به ماه بعدها درست از کار درآمد. «فکر ژول ورنی» عمیقاً با تخیلاتی در آمیخته که یا هرگز واقعیت نمی‌یابند (نظیر سفر به مرکز زمین) یا بسیار دیرهنگام تحقق می‌یابند کما این‌که فاصله میان تخیلات ژول ورن (1905-1828) و تحقق برخی از آن‌ها نزدیک به صد سال بوده است.
ژول ورن با این‌که دانش‌آموخته حقوق بود اما «سبک ژول ورنی» بر محور نگاه فناورانه به جهان و این اعتقاد که همه مرزها درنوردیده می‌شود بنا شده است. باور راسخ به قدرت فناوری را در ژول ورن می‌توان دید. ژول ورن – حداقل در آن‌چه من از او خوانده و دیده‌ام - هیچ‌گاه از زاویه بنیان‌های حقوقی دنیایی که در آن می‌زیست و به دنبال تحقق آن بود به جهان ننگریست. عظمت، اعجاب، سخت‌افزاری و غیرمنتظره بودن دنیایی که او تصویر می‌کند بسیار بارز است. ژول ورن از مناسبات حقوقی دنیایی که در آن «پیمودن فاصله تخیل و واقعیت امکان‌پذیر می‌شود» سخنی نمی‌گوید.
این سوی دنیا در جایی به نام اصفهان، مردم از سندی سخن می‌گویند به نام «طومار شیخ بهایی» که سندی است برای تقسیم آب زاینده‌رود که بسیاری در این‌که چنین سندی را شیخ بهایی (1000-925 هـ.ش) تدوین کرده باشد تردید دارند. این سند شیوه تقسیم آب رودخانه زاینده‌رود میان هفت ناحیه اصفهان را تشریح کرده است و حتی ملاحظات سال‌های کم‌آبی نیز در آن بنا بر تصمیم و نظر هیئت مالکان روستاها و زمین‌های کشاورزی، لحاظ شده است.
اهمیتی ندارد که این سند را شیخ بهایی نوشته یا حاصل خرد جمعی مردمان اصفهان است؛ آن‌چه اهمیت دارد این است که این طومار بر مبنای تأیید و قبول کلیه بهره‌برداران حوضه آبخور زاینده‌رود و با رضایت آن‌ها تدوین شده و از همین‌رو توانسته است صدها سال تنظیم‌کننده روابط میان ایشان باشد.
طومار شیخ‌ بهایی، نمودی از مشارکت مردم در یک نظام حقوقی احتمالاً به تدریج تکامل‌یافته است که نه با رویکردی سخت‌افزاری و صرفاً مبتنی بر فناوری، و نه با چشم بستن بر واقعیت اکولوژیک محیط‌زیست، بلکه در چارچوب ظرفیت‌های اکوسیستم، با جلب رضایت ذینفعان، و برای تنظیم روابط آن‌ها ایجاد شده است.
«ژول ورن» و «شیخ بهایی» - واقعی یا خیالی – را می‌توان نماد دو نوع اندیشه و آدم‌ها درباره توسعه تلقی کرد. آدم و اندیشه «ژول ورن»ی مناسبات پشت فناوری را نمی‌بیند و به سخت‌افزار باور راسخ دارد؛ و توسعه را در چارچوب همین رویکرد دنبال می‌کند. توسعه را اما اگر از منظر «طومار شیخ بهایی» نگاه کنید، می‌بینید مردمی هستند که با هم روابطی دارند و درگیر تقسیم منافعی هستند، تعارضاتی دارند و پیش از آن‌که شیوه مسالمت‌آمیزی برای تقسیم و تسهیم منافع، و حل مناقشات‌شان یافته نشود، آرامش، صلح و توسعه‌ای رخ نمی‌دهد. طوماری باید باشد، تنظیم‌شده بر مبنای رضایت مردم و مشارکت ایشان، که روابط مردم را تنظیم کند، و بر بستر چنین تنظیم روابطی، تمدن اصفهان هم خلق می‌شود.
ما «ژول ورن»ها و کشتی‌های ناتیلوس دنیای توسعه‌یافته را بیش از «طومار شیخ بهایی»هایی که در پس آن‌ها قرار دارند، دوست داشته‌ و پرستیده‌ایم. مشکل امروز ما هم آن است که بسیاری فکر می‌کنند می‌شود بدون تنظیم طومارهایی که روابط میان آدم‌ها را در مسیرهای مولد تنظیم کنند، و بدون جلب مشارکت و به بازی گرفتن ذینفعان، ناتیلوس ساخت، به اعماق زمین سفر کرد، یا بر کره ماه نشست.
«طرح‌های ژول ورنی» زائیده چنین اندیشه‌ای است. طرح‌های ژول ورنی مثل ساختن چند ده فرودگاه در کشوری که هواپیمایی‌اش تحریم است، انتقال آب از دریای خزر و دریای عمان به فلات مرکزی که آب در آن بدمصرف می‌شود، توسعه کشت در سرزمینی که 30 درصد محصول کشاورزی‌اش ضایعات می‌شود، ساخت ده‌ها مجتمع فولاد و سیمان در مناطق کم‌آب و بر بنیان رانت مفسدانه انرژی؛ و ده‌ها کار دیگر که همه بر منطق ایمان به سخت‌افزار بنا شده‌اند. همه این سخت‌افزارها در دنیایی منجر به توسعه می‌شوند که طومارهایی که ماهیت حقوقی و نرم‌افزاری دارند، روابط مردمان با یکدیگر و روابط مردمان و صاحبان قدرت سیاسی را بر بنیانی از عقلانیت، رضایت، مشارکت و عدالت تنظیم کرده باشند.
«ژول ورن»‌های وطنی تا به امروز که هزینه‌شان بیش از فایده‌شان بوده است؛ باشد که از امروز راهی دیگر در پیش بگیرند. شیخ بهایی در سرزمین خودش میان «ژول ورن‌»ها غریب افتاده است.
#اخلاق_و_توسعه

🆔@Practicalethics
🔻 #تا_انتها_بخوانید 🔻

این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز در زمینه ی #موفقیت منتشر شده است:


۱.به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.

۲. با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.

۳.همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

۴.وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.

۵.وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.

۶.قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید.

۷.به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید.

۸.هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

۹.عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.

۱۰.در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.

۱۱.مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.

۱۲.آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.

۱۳.وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟

۱۴.به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.

۱۵.وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد.

۱۶.وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.

۱۷.این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

۱۸.اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.

۱۹.وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.

۲۰.وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.

۲۱.زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید. یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.

🆑 @Academic_Library
بالاترین نرخ طلاق در قم مذهبی ترین شهر ایران!!
منبع:
http://fa.shafaqna.com/news/496045/
۶بهمن
پانزدهمین سالگرد درگذشت آنه‌ماری شیمل آلمانی
یکی از پرنفوذترین اسلام‌شناسان و عرفان‌پژوهان معاصر

عبارت سنگ قبرش سخن امام علی:
مردم درخوابند، وقتی می‌میرند بیدار می‌شوند!
Forwarded from اتچ بات
او به‌عنوان تنها فرزند خانواده‌ای متوسّط و فرهنگی، در ماه آوریل سال ۱۹۲۲ میلادی در شهر ارفورت آلمان به‌دنیا آمد و در محیطی مملوّ از ادبیّات و شعر پرورش یافت. در پاییز ۱۹۳۹، یعنی زمانی که هفده سال داشت، تحصیلات خود را در رشته‌های زبان و ادبیات عرب و علوم اسلامی دانشگاه برلین آغاز نمود. تحت تأثیر بهترین معلم خود، هانس هاینرش شِدِر و بنا به توصیهٔ او به مطالعه و تحقیق در دیوان مولانا جلال الدین بلخی روی آورد.

در اکتبر سال ۱۹۴۱، کار نوشتن رسالهٔ دکترای خود را بر روی موضوع «مصر در اواخر دوران قرون وسطی» را به انتها رسانید. او با اینکه ۱۹ سال بیشتر نداشت، موفق به اخذ درجه دکترا از دانشگاه برلین شد.[۱] آنه‌ماری شیمل دکترای دوم خود را در سال ۱۹۵۱ در حوزهٔ تاریخ ادیان و با رساله‌ای پیرامون «عشق عرفانی در اسلام» دریافت نمود. او جزو نویسندگان تاریخ ایران کمبریج بوده‌است[۲]

در اوائل دهه ۱۹۵۰ شیمل سفرهایی به کشور ترکیه انجام داد. او نخستین سخنرانی عمومی خود به زبان ترکی را در سال ۱۹۵۳ در شهر آنکارا انجام داد. اندکی پس از آن، از سوی دانشکده الهیات دانشگاه آنکارا، تصدی ریاست بخش تاریخ ادیان به وی پیشنهاد گردید. در سال ۱۹۶۳ به ایران سفر کرد و علاوه بر دیدار از اصفهان و شیراز، در مؤسسه گوته تهران نیز سخنرانی‌هایی ایراد کرد. در سال ۱۹۶۶ محمدرضا پهلوی وی را به کنگره ایران شناسی دعوت کرد. در این سفر وی علاوه بر دیدار از مناطق کوهستانی به منظور بررسی دستاوردهای آموزشی انقلاب سفید از زورخانه هم دیدار کرد.[۳]
در بهار سال ۱۹۶۷ میلادی، شیمل کار تدریس در دانشگاه هاروارد در حوزهٔ فرهنگ هندی - اسلامی را آغاز نمود و در سال ۱۹۷۰ به درجهٔ استادی رسید. تنها در ترم بهار دو برابر مقدار معمول درس می‌داد. او تقریباً همه ساله پاییز را در پاکستان به‌سر می‌برد.

آنه‌ماری شیمل در ۲۶ ژانویه سال ۲۰۰۳ درگذشت.
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍📝 برگی از تاریخ جنبش اصلاحات در آمریکا

رُزا پارکس  یک زن سیاه‌پوست آمریکایی و از فعالان جنبش حقوق مدنی آمریکا بود که بعداً توسط کنگره آمریکا به عنوان  «مادر جنبش آزادی» و «بانوی اول جنبش حقوق مدنی» شناخته شد.

رزا پارکس به این خاطر مشهور است که در ۱ دسامبر ۱۹۵۵ از دادن صندلی‌اش در اتوبوس به یک مرد سفیدپوست خودداری کرد و در نتیجه بازداشت و جریمه شد. وی در تاریخ آمریکا جایگاه ویژه‌ای دارد و اقدام اعتراض‌آمیز وی در روز اول دسامبر سال ۱۹۵۵ در ایالت آلابامای ایالات متحده آمریکا علیه مقررات نژادی نقطه آغاز نمادین جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا قلمداد می‌شود. خودداری رزا  پارکس از واگذاری صندلی‌اش در یک اتوبوس شهری به یک مرد سفیدپوست و بازداشت متعاقب وی به تحریم گسترده شبکه ترابری همگانی توسط سیاهان منجر شد و به اعتراضات گسترده‌تر دامن زد. کشیش جوانی به نام مارتین لوتر کینگ که بعداً رهبری جنبش مدنی  سیاهان را به عهده گرفت، سازماندهی آن تحرکات را به عهده داشت. جنبش اعتراضی او سرانجام به تصویب قانون حقوق مدنی سال ۱۹۶۴ انجامید که هرگونه تبعیض نژادی در آمریکا را ممنوع می‌کرد.

پارکس در سال ۲۰۰۵ در سن ۹۲ سالگی درگذشت و در ساختمان کپیتال هیل در واشینگتن دفن شد. وی تنها زن سیاهپوست تاریخ آمریکا است که در چنین مکانی دفن شده‌است.
🆔 @Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
‍ فیلمی فراموش‌شده و بی‌نظیر از کیارستمی: «قضیه شکل اول، شکل دوم»

پرسش از «درستی» است. چه چیز درست‌ است و چه چیز نادرست. کارِ درست چیست؟ لو دادن دیگران یا رازداری؟ مقاومت در برابر زور یا تسلیم شدن؟ اولویت دادن به منفعت شخصی یا تن دادن به خواست جمعی؟ عباس کیارستمی در فیلمِ «قضیه شکل اول، شکل دوم» یک چالش فکری بزرگ را ایجاد می‌کند و سپس نخبگان آن زمان ایران را به پرسش می‌گیرد. غیره‌منتظره‌ترین افراد در این فیلم سخن گفته‌اند:

• صادق خلخالی (حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب اسلامی)
• ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه)
• نورالدین کیانوری (دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران)
• دکتر هدایت‌الله متین دفتری (بنیانگذار جبهه دموکراتیک ملی ایران)
• صادق قطب‌زاده (سرپرست رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران)
• عزت‌الله انتظامی (بازیگر تئاتر و سینما)
• مسعود کیمیایی (فیلمساز)
• نادر ابراهیمی (نویسنده و مدیر سازمان همگام با کودکان و نوجوانان)
• دکتر کمال خرازی (مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
• دکتر محمود عنایت (نویسنده و روزنامه‌نگار)
• دکتر غلامحسین شکوهی (وزیر آموزش و پرورش)
• احترام برومند (گوینده برنامه کودک تلویزیون)
• علی موسوی گرمارودی (شاعر و نویسنده)
• ژاله سرشار (مسوول امور آموزشی و تربیتی کانون اصلاح و تربیت)
• دکتر عبدالکریم لاهیجی (حقوقدان و نایب رئیس جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر)
• راب داوید شوفت (رهبر مذهبی کلیمیان ایران)
• اسقف آردوک مانوکیان (رهبر مذهبی ارامنه ایران)

کیارستمی وضعیتی فرضی را در نظر می‌گیرد: چند دانش‌آموز مورد «تنبیه جمعی» قرار گرفته‌اند و حالا بین دو گزینۀ «مقاومت» و «افشای فرد خاطی» باید انتخاب کنند. کیارستمی به سراغ نخبگان سیاسی، ادبی، هنری، حقوقی، دینی، آموزشی، رسانه‌ای و مدیریتیِ کشور می‌رود و با شرح دادن این وضعیتِ فرضی نظر آن‌ها را جویا می‌شود. این‌جاست که وقتی پاسخ‌ها را می‌شنویم، دو چیز به خصوص نمایان می‌شود:

1. مرز باریک «درستی» و «نادرستی».
2. «درهم‌تنیدگیِ» درستی و نادرستی.

برای این‌که به درک درستی از تاریخ و رخدادهای تاریخی برسیم، باید این دو مسئله را همواره پیش چشم داشته باشیم. درستی ناگهان نادرست می‌شود و نادرستی ناگهان درست. این نگرش ما را از «مطلق‌بینیِ ارزشی» نسبت به فاعل و امر تاریخی باز می‌دارد.




زلزله "زیباکلام" بر جان مسؤولان؛
چرا از "دهکده امید" می ترسند؟!

✍️ جعفر محمدی

اگر زیباکلام درساخت دهکده امید موفق شود، الگوی بازسازی در کشور تغییر خواهد کرد و این برای مسؤولانی که عاشق سه گانه
"کلنگ زدن سر هم بندی روبان افتتاح را قیچی کردن"
هستند، اصلاً خبر خوبی نیست.

زلزله کرمانشاه، برای برخی مسؤولان، یک مصیبت به تمام معنا بود؛ نه از این روی که هموطنان شان زیر آوار ماندند و بی خانمان شدند، بلکه به این دلیل که این زمین لرزه، مانند زلزله روز قیامت که متون دینی، آشکار کننده اسرار است، برملا کننده بی کفایتی بسیاری از مسؤولانی بود که 12 ماه سال از بیت المال ارتزاق می کنند تا در روز مبادا به داد مردم برسند. اما چون روز حادثه فرا رسید، مستأصل تر از همه کسانی بودند که قرار بود بحران را مدیریت کنند.
این استیصال، نه فقط در کرمانشاه که حتی در پایتخت هم برملا شد، چندان که با یک بارش پیش بینی شده چند ده سانتی متر ، تهران و اطراف آن، حتی شاهراه های حیاتی فلج شدند و برای روزها، زندگی عادی میلیون ها نفر در دو استان تهران و البرز مختل شد!
اما مصیبت بارتر از زلزله کرمانشاه برای مسؤولان، زلزله "صادق زیباکلام" بود که مردم به او اعتماد کردند و بیش از 3 میلیارد تومان پول نقد به حسابش ریختند تا خرج زلزله زدگان کند.
زیباکلام می توانست یا این مبلغ را خرج امور روزمره زلزله زدگان کند و برایشان چادر و آب معدنی و پتو بخرد یا به ساخت خانه هایی که ویران شده اند همت بگمارد.
او که در واقع، وکیل معتمد هزاران نفری است که پول به حسابش ریخته اند، دومی را برگزید.
مشکل اما اینجا بود که نگاه این استاد دانشگاه تهران، با نگاه سنتی مسؤولان یکسان نبود. تمام بازسازی هایی که تا قبل از این در پی حوادث پیشین انجام گرفته، سرهم کردن خانه های ویران شده بود و دیگر هیچ. اما زیباکلام یکی از روستاهای سرپل ذهاب را که کاملاً ویران شده است، را برای بازسازی برگزید و گفت که با مشورت استادان دانشگاه و مردم محل، تصمیم دارد این روستا را به طور اصولی بازسازی کند، مثلاً روستا نقشه جامع داشته باشد، از هدر رفت آب در آن جلوگیری شود، آبگرمکن های خورشیدی بر پشت بام خانه ها نصب شود و ...
اینجا بود که تن مسؤولان با زلزله ای بیش از 7.2 ریشتر لرزید. اگر زیباکلام که بر خلاف مسؤولان، پول و بودجه از بیت المال نمی گیرد و ادعایی هم ندارد بتواند با کمک مردم این کار را انجام دهد، آنگاه آیا مردم از مسؤولان نخواهند پرسید پس چرا شما تا کنون چنین نکرده اید؟
آنگاه شروع کردند به جوسازی علیه زیباکلام که اصلاً چه حقی داری برای مردم خانه بسازی؟ باید پول ها را به ما بدهی تا خودمان برای مردم خرج کنیم و ... حتی تهدیدش کردند که علیه او اقدام قضایی هم خواهند کرد!
این دسته از مسؤولان، البته به روی خودشان نمی آورند که اگر مردم آنها را لایق می دانستند، کمک هایشان را به جای آن که به معتمدانی چون زیباکلام و علی دایی و ... بدهند، به آنان پرداخت می کردند. این دقیقاً همان نقطه ای است که برخی افراد و جریان ها دچار سوزش شده اند و این روزها، با بستن چشم های خود بر کمک هایی که کامیون کامیون توسط چهره ها به کرمانشاه ارسال می شد، می گویند خبری از کمک های آنان نیست!
باید به این مسؤولان گفت که به جای این که در برابر کار خیر چهره های مورد وثوق مردم بایستید، در برابرشان تعظیم کنید چرا که بخشی از بی کفایتی های شما را جبران می کنند. مگر امثال زیباکلام و علی دایی نمی توانستند در ایام بعد از زلزله، مبلغی به حساب هلال احمر واریز کنند و وجدان شان را آسوده نمایند و به زندگی شخصی شان بپردازند؟ اگر چنین می کردند، کسی با آنها کاری نداشت ولی حال که از زمان و توان شان را برای کمک به همنوعان خود گذاشته اند، شلاق بی اخلاقی است که بر سر و رویشان باریدن گرفته است!
یکی از نشانه های انحطاط این است که افراد دلسوزی که کاری برای جامعه می کنند، به جای آن که قدر بینند و بر صدر نشینند، مجبور به پرداخت هزینه می شوند.
زیباکلام نام پروژه ای که برای بازسازی روستای تخریب شده انجام می دهد را "دهکده امید" گذاشته است و برخی مسؤولان برای تخطئه کار او می گویند که در برنامه کاری شان ایجاد "دهکده امید" را ندارند و فقط می‌خواهند بازسازی کنند.
واقعاً استدلالی از این بی پایه تر؟ مگر در پروژه دهکده امید قرار است چیزی جز بازسازی اتفاق بیفتد؟ جز این که قرار است این روستا، آدمیزادی و رو به آینده بازسازی شود.


ادامه در پائین👇👇
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ادامه از بالا👆👆👆


اگر زیباکلام در ساخت دهکده امید موفق شود، الگوی بازسازی در کشور تغییر خواهد کرد و این برای مسؤولانی که عاشق سه گانه "کلنگ زدن - سر هم بندی - روبان افتتاح را قیچی کردن" هستند، اصلاً خبر خوبی نیست چرا که سطح نگاه مردم به بازسازی ارتقا می یابد و سرهم بندی کردن، دیگر جواب نمی دهد.
هم از این روست که کاملاً قابل پیش بینی است که کارشکنی ها در ساخت دهکده امید، استمرار یابد تا هم زیباکلام را از کار خیری که کرده پشیمان و حتی بدنام کنند و هم دیگران را از ورود به چنین امور عام المفنعه ای در آینده منصرف کنند؛ از رویکرد انحصارطلبی، چیزی جز این در نمی آید.