Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاجعه فیلترینگ یوتیوب برای ایرانیان.
موضع گیری سیاسی تهیه کنندگان این برنامه را نمی پسندم. ولی برای قسمت دوم این ویدیو پاسخی ندارم! چرا باید یوتیوب فیلتر باشد؟! و اینهمه فرصت از دست ملت ما برود؟!!
Forwarded from اتچ بات
✍🏾صندلی ماشین برای نوزاد

در ایالت ما تست صندلی ماشین برای کودکان و نوزادانِ کم وزن در آی‌سی‌یو الزامی است و‌ تا مادر یا پدر، صندلی ماشین فراهم نکند نوزاد نمی تواند به خانه برود. بخش ما این صندلی ها را به قیمت بیست دلار به خانواده های کم‌درآمد می فروشد تا مجبور نباشند بروند صندلی‌های گرانقیمت از فروشگاه‌های شهر بخرند.
✳️دیروز صبح موقع راند نوزادی را مرخص کردم. اما سرپرستار گفت این بچه هنوز نمی تواند خانه برود چون صندلی‌های ما تمام شده و مادرش هم گفته تا بعد از سال نو که حقوقش را بگیرد نمی تواند صندلی ماشین بخرد.
وقت راند نیمه شب دیدم تخت نوزاد خالی است و نوزاد به خانه رفته است. ماجرا را پرس و جو کردم. گفتند پرستار نوزاد بعد از تمام شدن شیفتش رفته و از فروشگاهی در جورج تاون برای آن مادر صندلی ماشین خریده است.
✳️✳️تمام شب فکر می کردم آن پرستاری که روز کریسمس دوازده ساعت کار کرده، بعد خسته و کوفته توی سرما و یخبندان رفته از آن طرف شهر برای نوزادِ زنی دیگر صندلی ماشین خریده و دوباره به محل کار برگشته با خودش چه قراری گذاشته یا چه فکر می کرده؟
این موقع هاست که فکر می کنم شاید هنوز کورسوی امیدی به بشریت مانده است. هنوز روزی وجود دارد که از خودگذشتگی درآن پر رنگ تر از خودخواهی و منیت های بادکرده است.
واشنگتن-دکتر مژگان قاضی راد

منبع: فیس بوک دکتر مژگان قاضی راد - متخصص نوزادان و هیات علمی دانشگاه جورج واشنگتن

#اخلاق_کاربردی
#اخلاق_پرستاری
🆔@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
📝 شیخ بهایی در محاصره ژول ورن ها

(محمد فاضلی)

ژول وِرن را حتماً می‌شناسید، نویسنده رمان‌های علمی-تخیلی که حتی اگر آثارش را نخوانده باشید، فیلم‌ها یا انیمیشن‌های ساخته‌شده از روی «بیست هزار فرسنگ زیر دریا»، «دور دنیا در هشتاد روز» و «سفر به مرکز زمین» را دیده‌اید. بسیاری از پیش‌بینی‌های او نظیر سفر زیر دریا و سفر به ماه بعدها درست از کار درآمد. «فکر ژول ورنی» عمیقاً با تخیلاتی در آمیخته که یا هرگز واقعیت نمی‌یابند (نظیر سفر به مرکز زمین) یا بسیار دیرهنگام تحقق می‌یابند کما این‌که فاصله میان تخیلات ژول ورن (1905-1828) و تحقق برخی از آن‌ها نزدیک به صد سال بوده است.
ژول ورن با این‌که دانش‌آموخته حقوق بود اما «سبک ژول ورنی» بر محور نگاه فناورانه به جهان و این اعتقاد که همه مرزها درنوردیده می‌شود بنا شده است. باور راسخ به قدرت فناوری را در ژول ورن می‌توان دید. ژول ورن – حداقل در آن‌چه من از او خوانده و دیده‌ام - هیچ‌گاه از زاویه بنیان‌های حقوقی دنیایی که در آن می‌زیست و به دنبال تحقق آن بود به جهان ننگریست. عظمت، اعجاب، سخت‌افزاری و غیرمنتظره بودن دنیایی که او تصویر می‌کند بسیار بارز است. ژول ورن از مناسبات حقوقی دنیایی که در آن «پیمودن فاصله تخیل و واقعیت امکان‌پذیر می‌شود» سخنی نمی‌گوید.
این سوی دنیا در جایی به نام اصفهان، مردم از سندی سخن می‌گویند به نام «طومار شیخ بهایی» که سندی است برای تقسیم آب زاینده‌رود که بسیاری در این‌که چنین سندی را شیخ بهایی (1000-925 هـ.ش) تدوین کرده باشد تردید دارند. این سند شیوه تقسیم آب رودخانه زاینده‌رود میان هفت ناحیه اصفهان را تشریح کرده است و حتی ملاحظات سال‌های کم‌آبی نیز در آن بنا بر تصمیم و نظر هیئت مالکان روستاها و زمین‌های کشاورزی، لحاظ شده است.
اهمیتی ندارد که این سند را شیخ بهایی نوشته یا حاصل خرد جمعی مردمان اصفهان است؛ آن‌چه اهمیت دارد این است که این طومار بر مبنای تأیید و قبول کلیه بهره‌برداران حوضه آبخور زاینده‌رود و با رضایت آن‌ها تدوین شده و از همین‌رو توانسته است صدها سال تنظیم‌کننده روابط میان ایشان باشد.
طومار شیخ‌ بهایی، نمودی از مشارکت مردم در یک نظام حقوقی احتمالاً به تدریج تکامل‌یافته است که نه با رویکردی سخت‌افزاری و صرفاً مبتنی بر فناوری، و نه با چشم بستن بر واقعیت اکولوژیک محیط‌زیست، بلکه در چارچوب ظرفیت‌های اکوسیستم، با جلب رضایت ذینفعان، و برای تنظیم روابط آن‌ها ایجاد شده است.
«ژول ورن» و «شیخ بهایی» - واقعی یا خیالی – را می‌توان نماد دو نوع اندیشه و آدم‌ها درباره توسعه تلقی کرد. آدم و اندیشه «ژول ورن»ی مناسبات پشت فناوری را نمی‌بیند و به سخت‌افزار باور راسخ دارد؛ و توسعه را در چارچوب همین رویکرد دنبال می‌کند. توسعه را اما اگر از منظر «طومار شیخ بهایی» نگاه کنید، می‌بینید مردمی هستند که با هم روابطی دارند و درگیر تقسیم منافعی هستند، تعارضاتی دارند و پیش از آن‌که شیوه مسالمت‌آمیزی برای تقسیم و تسهیم منافع، و حل مناقشات‌شان یافته نشود، آرامش، صلح و توسعه‌ای رخ نمی‌دهد. طوماری باید باشد، تنظیم‌شده بر مبنای رضایت مردم و مشارکت ایشان، که روابط مردم را تنظیم کند، و بر بستر چنین تنظیم روابطی، تمدن اصفهان هم خلق می‌شود.
ما «ژول ورن»ها و کشتی‌های ناتیلوس دنیای توسعه‌یافته را بیش از «طومار شیخ بهایی»هایی که در پس آن‌ها قرار دارند، دوست داشته‌ و پرستیده‌ایم. مشکل امروز ما هم آن است که بسیاری فکر می‌کنند می‌شود بدون تنظیم طومارهایی که روابط میان آدم‌ها را در مسیرهای مولد تنظیم کنند، و بدون جلب مشارکت و به بازی گرفتن ذینفعان، ناتیلوس ساخت، به اعماق زمین سفر کرد، یا بر کره ماه نشست.
«طرح‌های ژول ورنی» زائیده چنین اندیشه‌ای است. طرح‌های ژول ورنی مثل ساختن چند ده فرودگاه در کشوری که هواپیمایی‌اش تحریم است، انتقال آب از دریای خزر و دریای عمان به فلات مرکزی که آب در آن بدمصرف می‌شود، توسعه کشت در سرزمینی که 30 درصد محصول کشاورزی‌اش ضایعات می‌شود، ساخت ده‌ها مجتمع فولاد و سیمان در مناطق کم‌آب و بر بنیان رانت مفسدانه انرژی؛ و ده‌ها کار دیگر که همه بر منطق ایمان به سخت‌افزار بنا شده‌اند. همه این سخت‌افزارها در دنیایی منجر به توسعه می‌شوند که طومارهایی که ماهیت حقوقی و نرم‌افزاری دارند، روابط مردمان با یکدیگر و روابط مردمان و صاحبان قدرت سیاسی را بر بنیانی از عقلانیت، رضایت، مشارکت و عدالت تنظیم کرده باشند.
«ژول ورن»‌های وطنی تا به امروز که هزینه‌شان بیش از فایده‌شان بوده است؛ باشد که از امروز راهی دیگر در پیش بگیرند. شیخ بهایی در سرزمین خودش میان «ژول ورن‌»ها غریب افتاده است.
#اخلاق_و_توسعه

🆔@Practicalethics
🔻 #تا_انتها_بخوانید 🔻

این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز در زمینه ی #موفقیت منتشر شده است:


۱.به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.

۲. با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.

۳.همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

۴.وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.

۵.وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.

۶.قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید.

۷.به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید.

۸.هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

۹.عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.

۱۰.در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.

۱۱.مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.

۱۲.آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.

۱۳.وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟

۱۴.به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.

۱۵.وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد.

۱۶.وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.

۱۷.این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.

۱۸.اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.

۱۹.وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.

۲۰.وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.

۲۱.زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید. یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.

🆑 @Academic_Library
بالاترین نرخ طلاق در قم مذهبی ترین شهر ایران!!
منبع:
http://fa.shafaqna.com/news/496045/
۶بهمن
پانزدهمین سالگرد درگذشت آنه‌ماری شیمل آلمانی
یکی از پرنفوذترین اسلام‌شناسان و عرفان‌پژوهان معاصر

عبارت سنگ قبرش سخن امام علی:
مردم درخوابند، وقتی می‌میرند بیدار می‌شوند!
Forwarded from اتچ بات
او به‌عنوان تنها فرزند خانواده‌ای متوسّط و فرهنگی، در ماه آوریل سال ۱۹۲۲ میلادی در شهر ارفورت آلمان به‌دنیا آمد و در محیطی مملوّ از ادبیّات و شعر پرورش یافت. در پاییز ۱۹۳۹، یعنی زمانی که هفده سال داشت، تحصیلات خود را در رشته‌های زبان و ادبیات عرب و علوم اسلامی دانشگاه برلین آغاز نمود. تحت تأثیر بهترین معلم خود، هانس هاینرش شِدِر و بنا به توصیهٔ او به مطالعه و تحقیق در دیوان مولانا جلال الدین بلخی روی آورد.

در اکتبر سال ۱۹۴۱، کار نوشتن رسالهٔ دکترای خود را بر روی موضوع «مصر در اواخر دوران قرون وسطی» را به انتها رسانید. او با اینکه ۱۹ سال بیشتر نداشت، موفق به اخذ درجه دکترا از دانشگاه برلین شد.[۱] آنه‌ماری شیمل دکترای دوم خود را در سال ۱۹۵۱ در حوزهٔ تاریخ ادیان و با رساله‌ای پیرامون «عشق عرفانی در اسلام» دریافت نمود. او جزو نویسندگان تاریخ ایران کمبریج بوده‌است[۲]

در اوائل دهه ۱۹۵۰ شیمل سفرهایی به کشور ترکیه انجام داد. او نخستین سخنرانی عمومی خود به زبان ترکی را در سال ۱۹۵۳ در شهر آنکارا انجام داد. اندکی پس از آن، از سوی دانشکده الهیات دانشگاه آنکارا، تصدی ریاست بخش تاریخ ادیان به وی پیشنهاد گردید. در سال ۱۹۶۳ به ایران سفر کرد و علاوه بر دیدار از اصفهان و شیراز، در مؤسسه گوته تهران نیز سخنرانی‌هایی ایراد کرد. در سال ۱۹۶۶ محمدرضا پهلوی وی را به کنگره ایران شناسی دعوت کرد. در این سفر وی علاوه بر دیدار از مناطق کوهستانی به منظور بررسی دستاوردهای آموزشی انقلاب سفید از زورخانه هم دیدار کرد.[۳]
در بهار سال ۱۹۶۷ میلادی، شیمل کار تدریس در دانشگاه هاروارد در حوزهٔ فرهنگ هندی - اسلامی را آغاز نمود و در سال ۱۹۷۰ به درجهٔ استادی رسید. تنها در ترم بهار دو برابر مقدار معمول درس می‌داد. او تقریباً همه ساله پاییز را در پاکستان به‌سر می‌برد.

آنه‌ماری شیمل در ۲۶ ژانویه سال ۲۰۰۳ درگذشت.
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍📝 برگی از تاریخ جنبش اصلاحات در آمریکا

رُزا پارکس  یک زن سیاه‌پوست آمریکایی و از فعالان جنبش حقوق مدنی آمریکا بود که بعداً توسط کنگره آمریکا به عنوان  «مادر جنبش آزادی» و «بانوی اول جنبش حقوق مدنی» شناخته شد.

رزا پارکس به این خاطر مشهور است که در ۱ دسامبر ۱۹۵۵ از دادن صندلی‌اش در اتوبوس به یک مرد سفیدپوست خودداری کرد و در نتیجه بازداشت و جریمه شد. وی در تاریخ آمریکا جایگاه ویژه‌ای دارد و اقدام اعتراض‌آمیز وی در روز اول دسامبر سال ۱۹۵۵ در ایالت آلابامای ایالات متحده آمریکا علیه مقررات نژادی نقطه آغاز نمادین جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا قلمداد می‌شود. خودداری رزا  پارکس از واگذاری صندلی‌اش در یک اتوبوس شهری به یک مرد سفیدپوست و بازداشت متعاقب وی به تحریم گسترده شبکه ترابری همگانی توسط سیاهان منجر شد و به اعتراضات گسترده‌تر دامن زد. کشیش جوانی به نام مارتین لوتر کینگ که بعداً رهبری جنبش مدنی  سیاهان را به عهده گرفت، سازماندهی آن تحرکات را به عهده داشت. جنبش اعتراضی او سرانجام به تصویب قانون حقوق مدنی سال ۱۹۶۴ انجامید که هرگونه تبعیض نژادی در آمریکا را ممنوع می‌کرد.

پارکس در سال ۲۰۰۵ در سن ۹۲ سالگی درگذشت و در ساختمان کپیتال هیل در واشینگتن دفن شد. وی تنها زن سیاهپوست تاریخ آمریکا است که در چنین مکانی دفن شده‌است.
🆔 @Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
‍ فیلمی فراموش‌شده و بی‌نظیر از کیارستمی: «قضیه شکل اول، شکل دوم»

پرسش از «درستی» است. چه چیز درست‌ است و چه چیز نادرست. کارِ درست چیست؟ لو دادن دیگران یا رازداری؟ مقاومت در برابر زور یا تسلیم شدن؟ اولویت دادن به منفعت شخصی یا تن دادن به خواست جمعی؟ عباس کیارستمی در فیلمِ «قضیه شکل اول، شکل دوم» یک چالش فکری بزرگ را ایجاد می‌کند و سپس نخبگان آن زمان ایران را به پرسش می‌گیرد. غیره‌منتظره‌ترین افراد در این فیلم سخن گفته‌اند:

• صادق خلخالی (حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب اسلامی)
• ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه)
• نورالدین کیانوری (دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران)
• دکتر هدایت‌الله متین دفتری (بنیانگذار جبهه دموکراتیک ملی ایران)
• صادق قطب‌زاده (سرپرست رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران)
• عزت‌الله انتظامی (بازیگر تئاتر و سینما)
• مسعود کیمیایی (فیلمساز)
• نادر ابراهیمی (نویسنده و مدیر سازمان همگام با کودکان و نوجوانان)
• دکتر کمال خرازی (مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
• دکتر محمود عنایت (نویسنده و روزنامه‌نگار)
• دکتر غلامحسین شکوهی (وزیر آموزش و پرورش)
• احترام برومند (گوینده برنامه کودک تلویزیون)
• علی موسوی گرمارودی (شاعر و نویسنده)
• ژاله سرشار (مسوول امور آموزشی و تربیتی کانون اصلاح و تربیت)
• دکتر عبدالکریم لاهیجی (حقوقدان و نایب رئیس جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر)
• راب داوید شوفت (رهبر مذهبی کلیمیان ایران)
• اسقف آردوک مانوکیان (رهبر مذهبی ارامنه ایران)

کیارستمی وضعیتی فرضی را در نظر می‌گیرد: چند دانش‌آموز مورد «تنبیه جمعی» قرار گرفته‌اند و حالا بین دو گزینۀ «مقاومت» و «افشای فرد خاطی» باید انتخاب کنند. کیارستمی به سراغ نخبگان سیاسی، ادبی، هنری، حقوقی، دینی، آموزشی، رسانه‌ای و مدیریتیِ کشور می‌رود و با شرح دادن این وضعیتِ فرضی نظر آن‌ها را جویا می‌شود. این‌جاست که وقتی پاسخ‌ها را می‌شنویم، دو چیز به خصوص نمایان می‌شود:

1. مرز باریک «درستی» و «نادرستی».
2. «درهم‌تنیدگیِ» درستی و نادرستی.

برای این‌که به درک درستی از تاریخ و رخدادهای تاریخی برسیم، باید این دو مسئله را همواره پیش چشم داشته باشیم. درستی ناگهان نادرست می‌شود و نادرستی ناگهان درست. این نگرش ما را از «مطلق‌بینیِ ارزشی» نسبت به فاعل و امر تاریخی باز می‌دارد.




زلزله "زیباکلام" بر جان مسؤولان؛
چرا از "دهکده امید" می ترسند؟!

✍️ جعفر محمدی

اگر زیباکلام درساخت دهکده امید موفق شود، الگوی بازسازی در کشور تغییر خواهد کرد و این برای مسؤولانی که عاشق سه گانه
"کلنگ زدن سر هم بندی روبان افتتاح را قیچی کردن"
هستند، اصلاً خبر خوبی نیست.

زلزله کرمانشاه، برای برخی مسؤولان، یک مصیبت به تمام معنا بود؛ نه از این روی که هموطنان شان زیر آوار ماندند و بی خانمان شدند، بلکه به این دلیل که این زمین لرزه، مانند زلزله روز قیامت که متون دینی، آشکار کننده اسرار است، برملا کننده بی کفایتی بسیاری از مسؤولانی بود که 12 ماه سال از بیت المال ارتزاق می کنند تا در روز مبادا به داد مردم برسند. اما چون روز حادثه فرا رسید، مستأصل تر از همه کسانی بودند که قرار بود بحران را مدیریت کنند.
این استیصال، نه فقط در کرمانشاه که حتی در پایتخت هم برملا شد، چندان که با یک بارش پیش بینی شده چند ده سانتی متر ، تهران و اطراف آن، حتی شاهراه های حیاتی فلج شدند و برای روزها، زندگی عادی میلیون ها نفر در دو استان تهران و البرز مختل شد!
اما مصیبت بارتر از زلزله کرمانشاه برای مسؤولان، زلزله "صادق زیباکلام" بود که مردم به او اعتماد کردند و بیش از 3 میلیارد تومان پول نقد به حسابش ریختند تا خرج زلزله زدگان کند.
زیباکلام می توانست یا این مبلغ را خرج امور روزمره زلزله زدگان کند و برایشان چادر و آب معدنی و پتو بخرد یا به ساخت خانه هایی که ویران شده اند همت بگمارد.
او که در واقع، وکیل معتمد هزاران نفری است که پول به حسابش ریخته اند، دومی را برگزید.
مشکل اما اینجا بود که نگاه این استاد دانشگاه تهران، با نگاه سنتی مسؤولان یکسان نبود. تمام بازسازی هایی که تا قبل از این در پی حوادث پیشین انجام گرفته، سرهم کردن خانه های ویران شده بود و دیگر هیچ. اما زیباکلام یکی از روستاهای سرپل ذهاب را که کاملاً ویران شده است، را برای بازسازی برگزید و گفت که با مشورت استادان دانشگاه و مردم محل، تصمیم دارد این روستا را به طور اصولی بازسازی کند، مثلاً روستا نقشه جامع داشته باشد، از هدر رفت آب در آن جلوگیری شود، آبگرمکن های خورشیدی بر پشت بام خانه ها نصب شود و ...
اینجا بود که تن مسؤولان با زلزله ای بیش از 7.2 ریشتر لرزید. اگر زیباکلام که بر خلاف مسؤولان، پول و بودجه از بیت المال نمی گیرد و ادعایی هم ندارد بتواند با کمک مردم این کار را انجام دهد، آنگاه آیا مردم از مسؤولان نخواهند پرسید پس چرا شما تا کنون چنین نکرده اید؟
آنگاه شروع کردند به جوسازی علیه زیباکلام که اصلاً چه حقی داری برای مردم خانه بسازی؟ باید پول ها را به ما بدهی تا خودمان برای مردم خرج کنیم و ... حتی تهدیدش کردند که علیه او اقدام قضایی هم خواهند کرد!
این دسته از مسؤولان، البته به روی خودشان نمی آورند که اگر مردم آنها را لایق می دانستند، کمک هایشان را به جای آن که به معتمدانی چون زیباکلام و علی دایی و ... بدهند، به آنان پرداخت می کردند. این دقیقاً همان نقطه ای است که برخی افراد و جریان ها دچار سوزش شده اند و این روزها، با بستن چشم های خود بر کمک هایی که کامیون کامیون توسط چهره ها به کرمانشاه ارسال می شد، می گویند خبری از کمک های آنان نیست!
باید به این مسؤولان گفت که به جای این که در برابر کار خیر چهره های مورد وثوق مردم بایستید، در برابرشان تعظیم کنید چرا که بخشی از بی کفایتی های شما را جبران می کنند. مگر امثال زیباکلام و علی دایی نمی توانستند در ایام بعد از زلزله، مبلغی به حساب هلال احمر واریز کنند و وجدان شان را آسوده نمایند و به زندگی شخصی شان بپردازند؟ اگر چنین می کردند، کسی با آنها کاری نداشت ولی حال که از زمان و توان شان را برای کمک به همنوعان خود گذاشته اند، شلاق بی اخلاقی است که بر سر و رویشان باریدن گرفته است!
یکی از نشانه های انحطاط این است که افراد دلسوزی که کاری برای جامعه می کنند، به جای آن که قدر بینند و بر صدر نشینند، مجبور به پرداخت هزینه می شوند.
زیباکلام نام پروژه ای که برای بازسازی روستای تخریب شده انجام می دهد را "دهکده امید" گذاشته است و برخی مسؤولان برای تخطئه کار او می گویند که در برنامه کاری شان ایجاد "دهکده امید" را ندارند و فقط می‌خواهند بازسازی کنند.
واقعاً استدلالی از این بی پایه تر؟ مگر در پروژه دهکده امید قرار است چیزی جز بازسازی اتفاق بیفتد؟ جز این که قرار است این روستا، آدمیزادی و رو به آینده بازسازی شود.


ادامه در پائین👇👇
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ادامه از بالا👆👆👆


اگر زیباکلام در ساخت دهکده امید موفق شود، الگوی بازسازی در کشور تغییر خواهد کرد و این برای مسؤولانی که عاشق سه گانه "کلنگ زدن - سر هم بندی - روبان افتتاح را قیچی کردن" هستند، اصلاً خبر خوبی نیست چرا که سطح نگاه مردم به بازسازی ارتقا می یابد و سرهم بندی کردن، دیگر جواب نمی دهد.
هم از این روست که کاملاً قابل پیش بینی است که کارشکنی ها در ساخت دهکده امید، استمرار یابد تا هم زیباکلام را از کار خیری که کرده پشیمان و حتی بدنام کنند و هم دیگران را از ورود به چنین امور عام المفنعه ای در آینده منصرف کنند؛ از رویکرد انحصارطلبی، چیزی جز این در نمی آید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این قصه جالب، نمونه ای از تصمیم سازی های اخلاقی در اخلاق کاربردی است.
Forwarded from اتچ بات
✍🏾 مالک واقعی ایران خودرو کیست؟

محمود خیامی، فرزند حاج سید علی‌اکبر خیامی. اصالتاً مشهدی (طرقبه-جاغرق).
آن سالها (اواخر دهه ۴۰ خورشیدی) که سفر به عربستان از سفر به آمریکا هم دشوارتر بود و «حاجی شدن» مثل این روزها مد نبود، او به خاطر اعتقادات مذهبی اش حاجی شده بود. مدیرعامل، عادت داشت گاهی به کارخانه سر می‌زد و کارها را از نزدیک سرک می‌کشید. در یکی از همین بازدیدها، زمانی که سر ظهر در حیاط کارخانه قدم می‌زد، کارگری را دید که به جای حضور در بوفه، گوشه‌ای نشسته و مشغول خوردن «نان و پنیر و انگور» است. نزدیک شد و علت این کار را از او پرسید:
- چرا بوفه نمی‌روی؟
- غذای کارخانه ۱۲ ریال است؛ نان و پنیر ارزانتر در می‌آید! اینطوری چیزی برای خانواده‌ام جمع می‌کنم.
مدیر با شنیدن این سخنان دچار بهت شده بود؛ همیشه در مقابل کارمندانش و کسانی که از کار او امرار معاش می‌کردند، احساس مسئولیت می‌کرد. قبلاً هم این احساس مسئولیت را ثابت کرده بود؛ زمانی که دستور داد برای نخستین بار در تاریخ شرکت‌ها و موسسه‌های خصوصی ایران، شرکت او برای همه کارمندانش خانه بسازد و با وام‌های بلندمدت در اختیارشان قرار دهد (مجتمع آپارتمانی معروف به ۱۶ دستگاه).
مدیرعامل در حالیکه سرش را به زیر انداخته بود، لبخندی زد و از کارگر دور شد. از هفته بعد، به دستور مدیرعامل، غذای کارگران در کارخانه‌های وابسته به شرکت او، رایگان شد.
احمد و محمود خیامی به همراه خواهرشان، کارگاه مونتاژ خودروی ایران را سال ۱۳۴۱ تأسیس کرده بودند. زمانی که شرکت آنها با تشکیلات جدید و نام رسمی «ایران ناسیونال» در سال ۱۳۴۶ و با سرمایه ۴۰ میلیون تومان ثبت شد، تنها می‌توانست روزانه ۱۰ خودروی سبک و ۷ خودروی سنگین (اتوبوس و کامیون بنز) تولید کند. هفت سال بعد، ایران خودرو با افتخار اعلام کرد که سرمایه شرکت در همین مدت کوتاه، بیش از ۱۲ برابر شده و ایران ناسیونال از نظر کیفیت و کمیت تولید، در ردیف بزرگترین خودروسازان آسیا قرار گرفته است. پس از آن، در سال ۱۳۵۲، ایران ناسیونال اعلام کرد که خودکفایی در تولید قطعات یدکی را در راس برنامه‌هایش قرار داده است. بدین ترتیب، در همین سال، شرکت‌های بلبرینگ، پیستون و ایدم تبریز، شرکت ریخته‌گری، شرکت رضای مشهد و… توسط این کمپانی تأسیس شد. در همین سالها، حاج محمود خیامی با کمک گروهی دیگر از سرمایه داران ایران، بانک صنعت و معدن و فروشگاه‌های زنجیره‌ای کوروش را نیز بنیان نهاد. سال ۱۳۵۶، ایران ناسیونال اعلام کرد که می‌خواهد «پیکان» را از خط تولیدش خارج کند، با شرکت پژو وارد شراکت جهانی شود و تولیداتش را به کشورهای دیگر صادر کند.
اما پس از پیروزی انقلاب و در کوران بگیر و ببندهای احساسی و خارج از ضابطه، حاج محمود خیامی دستگیر شد، اموالش مصادره شد، همه دارایی‌ها، از جمله حساب‌های بانکی اش مسدود شد و خیلی محترمانه از کشور اخراج شد.
اگر فکر می‌کنید به آخر داستان رسیده‌اید، باید بگویم که داستان تازه شروع شده است! حاج محمود خیامی به دلیل سابقه خوبی که در همکاری با شرکت مرسدس بنز آلمان داشت، از این شرکت اعتبار گرفت و در خارج از ایران، کارش را به عنوان فروشنده از صفر آغاز کرد. به دلیل نبوغ اقتصادی که داشت، این بار هم موفق شد و اکنون خانواده او، یکی از نمایندگی‌های فروش مرسدس در انگلیس و آمریکا را دارد.
او با ثروتی که از فروش «مرسدس» در آمریکا به دست آورد، شروع به ساخت مدرسه در مناطق روستایی استان خود (خراسان) کرد و آنقدر به این کار ادامه داد تا به یکی از بزرگترین مدرسه سازان تاریخ کشور تبدیل شد. خیامی در سالهای گذشته نه‌تنها ۱۱۰ مدرسه به نام امام علی (ع) در روستاهای استان خراسان ساخته است، بلکه هشت مجموعه بزرگ آموزشی نیز به نام ثامن‌الائمه در مشهد احداث کرده است. خیامی ساخت هجده مجموعه کار و دانش را دراستان خراسان به پایان رسانده که هجده میلیارد تومان هزینه دربرداشته است. خیامی بخشی از ثروت خود درانگلستان را نیز صرف برگزاری همایش‌هایی برای گفتگو میان پیروان اسلام و مسیحیت کرده است بخش دیگری از ثروت خیامی هم به خرید اشیای عتیقه ایرانی در حراجی‌های بین‌المللی اختصاص یافته و بالاخره او، اکنون یکی از یاری رسانان به برنامه‌های فرهنگی ایرانیان در خارج از کشور است.
🆔 @Practicalethics
Forwarded from Return to Authenticity; theory and practice
شايد براي خيلي از مديراني كه قصد ارتقاي قابليت هاي رهبري سازماني را در خود دارند و مي خواهند زيست يك رهبر موثر را تجربه كنند، تجربه اي ساده اما عميق بتواند كمك كند...كافي است كه انتخاب كنند كه گياهي را در گلداني مراقبت كنند تا بزرگ شود و بعد آن را در بهترين شكل خود به فرد متعهد ديگري هديه دهند.
مراقبت، توجه، كسب شناخت از شرايط خاص مراقبت از يك گياه با توجه به نوع آن، تعهد به رسيدگي و در عين حال پذيرش آزادي براي گياه براي اينكه خودش رشد كند و تصور بزرگ شدن اين گياه و زيبايي آن در آينده تجربه اي ذي قيمت است. نهايتا هديه دادن آن براي قصد و هدفي بزرگتر از خود، شايد تجربه عشق ورزي اوليه اي براي شروع چنين زيستي را شكل دهد...

#رهبری_سازمانی
#عشق_ورزي
Forwarded from اتچ بات
👆👆
پیشنهاد بسیار عالی و اخلاقی و نشاط آفرین و سازنده استاد سید بابک علوی را خیلی می پسندم.
البته همسرم از پیش عمل به این پیشنهاد را آغاز کرده است. امسال برای جشن نوروز چند گلدان زیبا تهیه کرده و در آنها بذر نارنج کاشته و با مراقبت های ویژه جوانه ها از خاک گلدان بیرون آمده اند. تا کنون یک گلدان را هدیه داده است.
تصویر یکی از گلدانها👇
Forwarded from Deleted Account
گلدان هدیه شده توسط همسر استاد بزرگوار آقای اسلامی
👆
بسیار سپاس از همراه گرامی، سرکار خانم محمدی
شهری در ژاپن که در آن مردمش۱۰۰ درصد زباله ها را بازیافت می کنند٬
و برای سطل های زباله از۳۴ مدل مختلف استفاده می کنند نه فقط زباله تر و خشک ...


🆑 @Academic_Library
مسئولیت گریزی ویرانگری بنیادین

💥یک ضرب المثل بسیار زیبایی در اخلاق حرفه ای مطرح می شود که اساسِ تغییر و تحول فردی و اجتماعی فراوانی است:🔻

📌بخاطر میخی، نعلی افتاد
📌بخاطر نعلی، اسبی افتاد
📌بخاطر اسبی، سواری افتاد
📌بخاطر سواری، جنگی شكست خورد
📌بخاطر شكستی، مملكتی نابود شد
💥و همه اینها بخاطر كسی بود كه میخ را خوب نكوبیده بود...

یادمان باشد همه كارهای ما، حتی کوچک، اثری بزرگ دارند كه گاه به نابودی یک جامعه منجر می شود.
💥یک معلم بی خیال، یک دانشجوی بی تفاوت؛ یک راننده غیر حرفه ای و یک کارمند ناوارد هم ریشه در مسئولیت گریزی دارد که خوره نابودگر جامعه اند.
🔸تنها و تنها نگاه مسئولیت پذیرانه به کار است که می تواند سلامت اجتماعی را فراهم آورد و راهی بجز این پیدا نخواهیم کرد.

📍به امید آموزش مسئولیت پذیری لااقل در میان کودکان؛ در خانه و مهدکودک ها؛ کاری که شدنی است و کشورهایی مانند حوزه اسکاندیناوی این راه را رفته و نتیجه گرفته اند.
🙏 انشاالله🙏
🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
👆پست بالا، شاید تلنگری باشد به اخلاق و رفتار فردی - حرفه ای ما که متاسفانه روحیه کاهلی در ما نهادینه شده و عادت کرده ایم به اینکه هیچ کاری را جدی نگیریم...
هر چند به نظر می رسد که مشکل ما با اصلاح اخلاق فردی حل نمی شود. امروزه مدیریت اخلاقی به عهده سازمانها و سیستمهاست. الناس علی دین ملوکهم!
🆔@Practicalethics