پرسش: چرا ما اصطلاحpractical ethics را به عنوان نام کانال انتخاب کردهایم، در حالی که ادبیات علمی رایج، اصطلاح applied ethics را برای دلالت بر پژوهشهای اخلاق کاربردی به رسمیت شناخته است؟
پاسخ: به چند دلیل:
1. در منابع و آثار لاتین دو اصطلاح practical ethics و applied ethics به یک معنا به کار رفته، مترادف هستند. بسیاری از این منابع و آثار، اصطلاح اوّل را تیتر و عنوان خود قرار دادهاند. انتخاب این نام برای کانال میتواند مانع غفلت از این ترادف شود. باشد که دانشجویان و پژوهشگران ایرانی به هنگام جستجو از منابع از جستجو با کلید واژة practical ethics نیز بهره ببرند.
2. اصطلاح practical ethics از لحاظ تاریخی بر اصطلاح applied ethics مقدم بوده است. نخستین آثار اخلاق کاربردی با رویکردی که به دنیای معاصر تعلق دارد، به حوالی قرن هفدهم میلادی باز میگردد. چارلز داونانت Davenant C. و پیش از او دیوید فوردیس Fordyce D. اولین اندیشمندانی بودند که در آن قرن برای اولین بار مباحث اخلاق کاربردی را با عنوان و اصطلاح practical ethics عرضه کردند.
3. از نقطه نظر فقه لغت، به نظر میرسد تفاوت ظریفی میان این دو اصطلاح وجود دارد؛ هر چند گویا عالمان و صاحبان آثار اخلاق کاربردی در روزگار ما از این تفاوت صرف نظر کردهاند. آن تفاوت این است که واژة practice که در جزء اول عبارت practical ethics نهفته است، متضمن معنای تمرین و ممارست عملی است. از این تضمن میتوان برداشت کرد که نه تنها چالشهای اخلاقی مربوط به مقام کاربست اصول و ارزشهای اخلاقی، بلکه چالشهایی که در مقام تمرین و تکرار و ممارست این اصول و ارزشها پدید میآیند نیز قابل مطالعه و بررسی هستند. چرا که برای اخلاقی شدن و اخلاقی بودن انسان، صرف کاربست سطحی و مقطعی اخلاقیات کفایت نمیکند؛ تکرار و تمرین هم ضرورت دارد. این در حالی است که این معنای ضمنی بسیار پرمغز و پراهمیت در اصطلاح applied ethics وجود ندارد.
پاسخ: به چند دلیل:
1. در منابع و آثار لاتین دو اصطلاح practical ethics و applied ethics به یک معنا به کار رفته، مترادف هستند. بسیاری از این منابع و آثار، اصطلاح اوّل را تیتر و عنوان خود قرار دادهاند. انتخاب این نام برای کانال میتواند مانع غفلت از این ترادف شود. باشد که دانشجویان و پژوهشگران ایرانی به هنگام جستجو از منابع از جستجو با کلید واژة practical ethics نیز بهره ببرند.
2. اصطلاح practical ethics از لحاظ تاریخی بر اصطلاح applied ethics مقدم بوده است. نخستین آثار اخلاق کاربردی با رویکردی که به دنیای معاصر تعلق دارد، به حوالی قرن هفدهم میلادی باز میگردد. چارلز داونانت Davenant C. و پیش از او دیوید فوردیس Fordyce D. اولین اندیشمندانی بودند که در آن قرن برای اولین بار مباحث اخلاق کاربردی را با عنوان و اصطلاح practical ethics عرضه کردند.
3. از نقطه نظر فقه لغت، به نظر میرسد تفاوت ظریفی میان این دو اصطلاح وجود دارد؛ هر چند گویا عالمان و صاحبان آثار اخلاق کاربردی در روزگار ما از این تفاوت صرف نظر کردهاند. آن تفاوت این است که واژة practice که در جزء اول عبارت practical ethics نهفته است، متضمن معنای تمرین و ممارست عملی است. از این تضمن میتوان برداشت کرد که نه تنها چالشهای اخلاقی مربوط به مقام کاربست اصول و ارزشهای اخلاقی، بلکه چالشهایی که در مقام تمرین و تکرار و ممارست این اصول و ارزشها پدید میآیند نیز قابل مطالعه و بررسی هستند. چرا که برای اخلاقی شدن و اخلاقی بودن انسان، صرف کاربست سطحی و مقطعی اخلاقیات کفایت نمیکند؛ تکرار و تمرین هم ضرورت دارد. این در حالی است که این معنای ضمنی بسیار پرمغز و پراهمیت در اصطلاح applied ethics وجود ندارد.
☝☝ ماجرای قدیسه برنادت سوبیرو که پیکرش پس از 127 سال از زمان درگذشت او، سالم مانده بود و تا امروز در معرض دید بازدیدکنندگان از کلیسای محل خدمت اوست. این ماجرا می تواند زمینه جالبی را برای بحث های مربوط به اخلاق دینداری ایجاد کند. اخلاق دینداری یکی از پروژه های مهم پژوهشکده ما است که اندیشمندانی را به خود مشغول داشته است.
Forwarded from Return to Authenticity; theory and practice
درگذشت خانم مريم ميرزاخاني را تسليت مي گويم. در ارتباط با زندگي علمي ايشان و موفقيت هاي منحصر به فردشان مطلبي به نظرم رسيد كه شايد مفيد باشد.
دستاوردهاي علمي ايشان بر كسي پوشيده نيست و حتما نشان از استعداد، هوش و توانمندي هاي ذهني ايشان دارد. اين دستاوردها هم اكنون افتخاري براي همه انسان هایی است كه مي خواهند شاهد دستاوردهاي بشري بزرگتر و با ارزش تري باشند. طبیعی است که ایرانیان نیز به جایگاه علمی ایشان افتخار کنند.
اما آيا به راستي همه اين موفقيت ها نتيجه هوش ریاضی بالا بوده است؟ امروز مطلبي خواندم كه مطرح كرده بود كه ايشان از مطرح شدن در رسانه ها تا حد امکان پرهيز مي كردند و بي سر و صدا مشغول تلاش تحقیقاتی و علمي خود بوده و تاكيد بر استمرار و صبر در تحقيقات خود داشته اند. وجود انسان وجودي یکپارچه است كه در آن هوش و انگيزه ها با يكديگر در آميخته هستند. گر چه ممکن است هوشمندی تا حدی باعث شود که انسان به سمت انگیزه هایی اساسی تمایل بیشتری پیدا کند، اما افراد هوشمند زیادی نیز هستند که در دام انگیزه هایی سطحی می افتند و رشد استعدادهای خود را هدر می دهند. تمركز و لذت بردن دروني از تلاش خود و اهميت ندادن به رقابت ها، اول شدن ها و ديده شدن ها خود عامل ديگري براي موفقيت و استمرار موفقیت ها است. به واقع علاوه بر هوشمندی، باید متمرکز بر کار اصلی و متکی بر انگیزه های پایدار و عمیق انسانی بود تا بتوان با گذشت زمان دستاوردهای بالایی داشت و زندگی خود را نیز با کیفیت بالایی رقم زد. دنبال ادعای برتر بودن و ميل شديد براي مطرح شدن كه خيلي ها حتي با استعدادها و عملكردهايي متوسط از آن دريغ نمي كنند، انگيزه ها را كوچك كرده و حتي افرادی هوشمند و با استعدادهايي بالا را در بلندمدت تبديل به افرادي با عملكرد متوسط و ضعيف مي كند. شايد علاوه بر هوش بالا، تمرکز بر انگيزه هايي متعالي و ذاتي باعث تلاش مستمر و عملكردهايی درخشان هم مي شود. همچنين شايد افراد زیادی با استعدادهايی خوب وجود داشته باشند که البته در حد نبوغ ایشان نباشند، اما اگر بر روی انگیزه هایی پایدار به جای خودنمایی و رقابت منفی متمرکز شوند بتوانند نتایج و ارزش آفرینی های بسیار بالاتری از آنچه هست داشته باشند.
چه بسا استعدادهای بسیاری در اطراف ما باشند که به دلیل ترویج انگیزه هایی کم ارزش و مقطعی در محیط پیرامونی، در دام موفقیت ها و معروف شدن های کوتاه مدت بیفتند و موفقیت های بلندمدت خود و لذت زندگی فردی و اجتماعی اصیل را از خود دریغ کنند. از اینرو شاید افرادی در سطح هوش خانم میرزاخانی اندک باشند، اما شاید افرادی با هوش خوب فراوان باشند که اگر از خانم میرزاخانی درس تلاش مستمر و تاکید بر انگیزه ها و لذت درونی و تمرکز بالا را بیاموزند، بتوانند دستاوردهای بسیار ارزشمندی در بلند مدت برای خود و دیگران داشته باشند. خداوند ایشان را رحمت کند.
#انگیزه_ذاتی
#مریم_میرزاخانی
دستاوردهاي علمي ايشان بر كسي پوشيده نيست و حتما نشان از استعداد، هوش و توانمندي هاي ذهني ايشان دارد. اين دستاوردها هم اكنون افتخاري براي همه انسان هایی است كه مي خواهند شاهد دستاوردهاي بشري بزرگتر و با ارزش تري باشند. طبیعی است که ایرانیان نیز به جایگاه علمی ایشان افتخار کنند.
اما آيا به راستي همه اين موفقيت ها نتيجه هوش ریاضی بالا بوده است؟ امروز مطلبي خواندم كه مطرح كرده بود كه ايشان از مطرح شدن در رسانه ها تا حد امکان پرهيز مي كردند و بي سر و صدا مشغول تلاش تحقیقاتی و علمي خود بوده و تاكيد بر استمرار و صبر در تحقيقات خود داشته اند. وجود انسان وجودي یکپارچه است كه در آن هوش و انگيزه ها با يكديگر در آميخته هستند. گر چه ممکن است هوشمندی تا حدی باعث شود که انسان به سمت انگیزه هایی اساسی تمایل بیشتری پیدا کند، اما افراد هوشمند زیادی نیز هستند که در دام انگیزه هایی سطحی می افتند و رشد استعدادهای خود را هدر می دهند. تمركز و لذت بردن دروني از تلاش خود و اهميت ندادن به رقابت ها، اول شدن ها و ديده شدن ها خود عامل ديگري براي موفقيت و استمرار موفقیت ها است. به واقع علاوه بر هوشمندی، باید متمرکز بر کار اصلی و متکی بر انگیزه های پایدار و عمیق انسانی بود تا بتوان با گذشت زمان دستاوردهای بالایی داشت و زندگی خود را نیز با کیفیت بالایی رقم زد. دنبال ادعای برتر بودن و ميل شديد براي مطرح شدن كه خيلي ها حتي با استعدادها و عملكردهايي متوسط از آن دريغ نمي كنند، انگيزه ها را كوچك كرده و حتي افرادی هوشمند و با استعدادهايي بالا را در بلندمدت تبديل به افرادي با عملكرد متوسط و ضعيف مي كند. شايد علاوه بر هوش بالا، تمرکز بر انگيزه هايي متعالي و ذاتي باعث تلاش مستمر و عملكردهايی درخشان هم مي شود. همچنين شايد افراد زیادی با استعدادهايی خوب وجود داشته باشند که البته در حد نبوغ ایشان نباشند، اما اگر بر روی انگیزه هایی پایدار به جای خودنمایی و رقابت منفی متمرکز شوند بتوانند نتایج و ارزش آفرینی های بسیار بالاتری از آنچه هست داشته باشند.
چه بسا استعدادهای بسیاری در اطراف ما باشند که به دلیل ترویج انگیزه هایی کم ارزش و مقطعی در محیط پیرامونی، در دام موفقیت ها و معروف شدن های کوتاه مدت بیفتند و موفقیت های بلندمدت خود و لذت زندگی فردی و اجتماعی اصیل را از خود دریغ کنند. از اینرو شاید افرادی در سطح هوش خانم میرزاخانی اندک باشند، اما شاید افرادی با هوش خوب فراوان باشند که اگر از خانم میرزاخانی درس تلاش مستمر و تاکید بر انگیزه ها و لذت درونی و تمرکز بالا را بیاموزند، بتوانند دستاوردهای بسیار ارزشمندی در بلند مدت برای خود و دیگران داشته باشند. خداوند ایشان را رحمت کند.
#انگیزه_ذاتی
#مریم_میرزاخانی
👆پستی که استاد، دکتر سید بابک علوی در کانال وزین علمی خود به مناسبت درگذشت استاد مریم میرزاخانی گذاشته اند.
چون حاوی نکته اخلاقی ارزشمندی بود، تقدیم همراهان شد. با بهانه تسلیت به مناسبت ضایعه درگذشت آن فرزانه روزگار!
چون حاوی نکته اخلاقی ارزشمندی بود، تقدیم همراهان شد. با بهانه تسلیت به مناسبت ضایعه درگذشت آن فرزانه روزگار!
سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت را خدمت همه اساتید معظم، فرهیختگان ارجمند و همراهان گرامی تسلیت عرض می¬کنم و به این مناسبت چند حدیث را تقدیم می¬کنم که در منابع معتبر از آن حضرت نقل شده است:
1. مردی از یاران امام صادق(ع) شنیده بود که امام(ع) نخلستانی در نزدیکی مدینه دارد که هنگام برداشت محصول آن، پیش از اینکه به فکر سودآوری باشد، در اندیشۀ رساندن خیر آن به دیگران است. در فرصتی که یافت از امام(ع) در این باره پرسش کرد. امام(ع) فرمود: «هنگامی که خرماها میرسند، دستور میدهم که بخشی از دیوارهای نخلستان را بردارند، تا مردم بتوانند وارد شوند و از خرماها بخورند. و میگویم ده سکو بسازند، که روی هر یک ده نفر بتوانند بنشینند (و با آسودگی خرما بخورند)، و هر ده نفری که خوردند و رفتند ده نفر دیگر بیایند، و برای هر نفر یک وعده رطب بگذارند. و میگویم برای همه همسایگان – از پیرمردان و پیرزنان و بیماران و کودکان و زنان و هر کس که نمیتواند بیاید– برای هر کدام به اندازه یک وعده خرما ببرند.و چون زمان جمعآوری محصول تمام شد، به همه کارگران و وکیلان خود و اشخاصی که کمک کردهاند مزد کاملی میدهم. باقیماندۀ خرماها را به مدینه میآورم، و در مدینه نیز برای خانوادههای مستحق، دو بار و سه بارِ خرما و کمتر و بیشتر ( هر کس به اندازه نیاز و استحقاقش) میفرستم. در نتیجه، برای خودم (و خرج خانوادهام در سال) چهارصد دینار میماند، با اینکه اصل درآمد نخلستان چهار هزار دینار است.» (الحیاه، ج۶، ص ۲۵)
2. علي بن محمد بن عبد الله عن ابراهيم بن اسحاق الاحمر عن محمد بن سليمان الديلمي عن ابيه قال : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فُلاَنٌ مِنْ عِبَادَتِهِ وَ دِينِهِ وَ فَضْلِهِ فَقَالَ كَيْفَ عَقْلُهُ قُلْتُ لاَ أَدْرِي فَقَالَ إِنَّ اَلثَّوَابَ عَلَى قَدْرِ اَلْعَقْلِ.
(الكافي، ج1،كِتَابُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْل)
على بن محمد بن عبداللَّه، از ابراهيم بن اسحاق احمر، از محمد بن سليمان ديلمى، از پدرش روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه فلان شخص از بندگى و فضيلت و دينى كه دارد، به مرتبه بلندى رسيده، آن حضرت فرمود: «عقلش چگونه است؟ عرض كردم: نمىدانم. فرمود: همانا كه ثواب به اندازه عقل است.
3. لا دِينَ لمَن لا مُرُوَّةَ لَهُ ، و لا مُرُوَّةَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ
(بحارالانوار، ج1، ص141)
کسی که مروت ندارد، دین ندارد و کسی که عقل ندارد مروت ندارد.
4. اکمل الناس عقلاً احسنهم خلقاً
(اصول کافی ج1 ص 27)
کامل¬ترین مردم در عقل نیکوترین آنان در اخلاق است.
نکته: از این دست احادیث گونه¬ای از تقدم برای اخلاق نسبت به دین استفاده می¬شود. لیکن دربارۀ اینکه این تقدم از قبیل تقدم رتبی است یا عملی یا از قبیل دیگر، جای بحث وجود دارد که بایستی پژوهشگران در پروژه اخلاق دینداری به آن بپردازند. در عین حال لازم است توجه نمود که چنین احادیثی ناظر به کفایت اخلاق از دین نیستند. دست¬کم می¬توان اذعان نمود که دینداران نمی¬توانند اخلاق بدون دین را کافی بدانند؛ چنین باوری با سایر اضلاع معرفتی در شبکۀ باور مؤمنانه هماهنگ نیست.
1. مردی از یاران امام صادق(ع) شنیده بود که امام(ع) نخلستانی در نزدیکی مدینه دارد که هنگام برداشت محصول آن، پیش از اینکه به فکر سودآوری باشد، در اندیشۀ رساندن خیر آن به دیگران است. در فرصتی که یافت از امام(ع) در این باره پرسش کرد. امام(ع) فرمود: «هنگامی که خرماها میرسند، دستور میدهم که بخشی از دیوارهای نخلستان را بردارند، تا مردم بتوانند وارد شوند و از خرماها بخورند. و میگویم ده سکو بسازند، که روی هر یک ده نفر بتوانند بنشینند (و با آسودگی خرما بخورند)، و هر ده نفری که خوردند و رفتند ده نفر دیگر بیایند، و برای هر نفر یک وعده رطب بگذارند. و میگویم برای همه همسایگان – از پیرمردان و پیرزنان و بیماران و کودکان و زنان و هر کس که نمیتواند بیاید– برای هر کدام به اندازه یک وعده خرما ببرند.و چون زمان جمعآوری محصول تمام شد، به همه کارگران و وکیلان خود و اشخاصی که کمک کردهاند مزد کاملی میدهم. باقیماندۀ خرماها را به مدینه میآورم، و در مدینه نیز برای خانوادههای مستحق، دو بار و سه بارِ خرما و کمتر و بیشتر ( هر کس به اندازه نیاز و استحقاقش) میفرستم. در نتیجه، برای خودم (و خرج خانوادهام در سال) چهارصد دینار میماند، با اینکه اصل درآمد نخلستان چهار هزار دینار است.» (الحیاه، ج۶، ص ۲۵)
2. علي بن محمد بن عبد الله عن ابراهيم بن اسحاق الاحمر عن محمد بن سليمان الديلمي عن ابيه قال : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فُلاَنٌ مِنْ عِبَادَتِهِ وَ دِينِهِ وَ فَضْلِهِ فَقَالَ كَيْفَ عَقْلُهُ قُلْتُ لاَ أَدْرِي فَقَالَ إِنَّ اَلثَّوَابَ عَلَى قَدْرِ اَلْعَقْلِ.
(الكافي، ج1،كِتَابُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْل)
على بن محمد بن عبداللَّه، از ابراهيم بن اسحاق احمر، از محمد بن سليمان ديلمى، از پدرش روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه فلان شخص از بندگى و فضيلت و دينى كه دارد، به مرتبه بلندى رسيده، آن حضرت فرمود: «عقلش چگونه است؟ عرض كردم: نمىدانم. فرمود: همانا كه ثواب به اندازه عقل است.
3. لا دِينَ لمَن لا مُرُوَّةَ لَهُ ، و لا مُرُوَّةَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ
(بحارالانوار، ج1، ص141)
کسی که مروت ندارد، دین ندارد و کسی که عقل ندارد مروت ندارد.
4. اکمل الناس عقلاً احسنهم خلقاً
(اصول کافی ج1 ص 27)
کامل¬ترین مردم در عقل نیکوترین آنان در اخلاق است.
نکته: از این دست احادیث گونه¬ای از تقدم برای اخلاق نسبت به دین استفاده می¬شود. لیکن دربارۀ اینکه این تقدم از قبیل تقدم رتبی است یا عملی یا از قبیل دیگر، جای بحث وجود دارد که بایستی پژوهشگران در پروژه اخلاق دینداری به آن بپردازند. در عین حال لازم است توجه نمود که چنین احادیثی ناظر به کفایت اخلاق از دین نیستند. دست¬کم می¬توان اذعان نمود که دینداران نمی¬توانند اخلاق بدون دین را کافی بدانند؛ چنین باوری با سایر اضلاع معرفتی در شبکۀ باور مؤمنانه هماهنگ نیست.
Forwarded from Deleted Account
🔘هر نوع بی احترامی در مکتب امام صادق ممنوع است🔘
🔷در مکتب امام صادق احترام به مخالفین مطرح است. در کجا امام صادق به مخالفین و آنهایی که ضد خدا بودند جسارت می کرد؟
اگر امام جسارت می کرد که نمی آمدند با حضرت بحث کنند. وقتی که شاگردانش به بحث می پرداختند امام همیشه سفارش می کرد که باید احترام گذاشت.
🔹در قرآن می فرماید: «فَقولا لَه قَولاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرَ أو یَخشیٰ» [با فرعون با نرمی سخن بگوئید، شاید که متذکّر شود یا خشیّت یابد.] به فرعون هم نباید بد گفت و سبّ و فحش داد.
🔹این مکتب قرآن است. این مکتب امام صادق است. آن وقت ما دهانمان را باز می کنیم و هر چه از دهانمان در می آید نسبت می دهیم.
مکتب امام صادق مکتب ادب و احترام و تعظیم است. مکتب شرف است. امام صادق با مکتب خودش در دل همه مردم دنیا اعم از مشرک و مومن نفوذ کرده است ... .
🔹آنهایی که راجع به امام صادق کتاب نوشتند به ادب، حرّیت و آزادگی در مباحث علمیِ امام نگاه کردند.
📒. استاد مطهری؛ متن جلسات شرح حکمت متعالیه، ج 23، ص 38.
🌺🌺🌺
🔷در مکتب امام صادق احترام به مخالفین مطرح است. در کجا امام صادق به مخالفین و آنهایی که ضد خدا بودند جسارت می کرد؟
اگر امام جسارت می کرد که نمی آمدند با حضرت بحث کنند. وقتی که شاگردانش به بحث می پرداختند امام همیشه سفارش می کرد که باید احترام گذاشت.
🔹در قرآن می فرماید: «فَقولا لَه قَولاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرَ أو یَخشیٰ» [با فرعون با نرمی سخن بگوئید، شاید که متذکّر شود یا خشیّت یابد.] به فرعون هم نباید بد گفت و سبّ و فحش داد.
🔹این مکتب قرآن است. این مکتب امام صادق است. آن وقت ما دهانمان را باز می کنیم و هر چه از دهانمان در می آید نسبت می دهیم.
مکتب امام صادق مکتب ادب و احترام و تعظیم است. مکتب شرف است. امام صادق با مکتب خودش در دل همه مردم دنیا اعم از مشرک و مومن نفوذ کرده است ... .
🔹آنهایی که راجع به امام صادق کتاب نوشتند به ادب، حرّیت و آزادگی در مباحث علمیِ امام نگاه کردند.
📒. استاد مطهری؛ متن جلسات شرح حکمت متعالیه، ج 23، ص 38.
🌺🌺🌺
Practical ethics
سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت را خدمت همه اساتید معظم، فرهیختگان ارجمند و همراهان گرامی تسلیت عرض می¬کنم و به این مناسبت چند حدیث را تقدیم می¬کنم که در منابع معتبر از آن حضرت نقل شده است: 1. مردی از یاران امام صادق(ع) شنیده بود که…
کامنت اندیشمندانه استاد، دکتر سید بابک علوی بر این پست، ذیلا تقدیم می شود. با تشکر از لطف استاد.
Forwarded from Return to Authenticity; theory and practice
یادداشت فوق از پژوهشگر گرامی جناب آقای دکتر اسلامی است که دغدغه های پژوهشی رابطه دین و اخلاق از منظر کاربردی دارند.
درباره این متن آموزنده و قابل تامل، نکات و سوالاتی مرتبط با اهداف کانال اصالت به نظرم رسید که انشاا... به زودی به اشتراک خواهم گذاشت.
درباره این متن آموزنده و قابل تامل، نکات و سوالاتی مرتبط با اهداف کانال اصالت به نظرم رسید که انشاا... به زودی به اشتراک خواهم گذاشت.
Forwarded from Return to Authenticity; theory and practice
همانطوركه در بالا عرض كرده بودم، در حد بضاعت اندك خود انديشه هايي درباره احاديث ذكر شده مرتبط با اهداف اين كانال به نظرم رسيد كه به شرح زير تقديم مي كنم:
در حديث اول، رويكرد امام (ع) در استفاده از آن باغ، الگويي در ترويج اهميت و اصالت "كار" بر "كسب" است. كار و كسبي كه متكي بر ارزش هاي متعالي است تا اينكه صرفا مسيري براي رفاه طلبي بي انتهاي فردي باشد. در عين حال كه اين كار خود منبعي براي تامين رزق فردي است.
شايد يك موضوع قابل تامل در اينجا اين باشد كه اگر بخواهيم چنين باغ يا باغ هايي را بزرگتر و بيشتر كنيم تا بركات بيشتري براي مردم داشته باشند، آنگاه افراد بيشتري بايد چنين نگاهي به اصالت كار بر كسب داشته باشند تا بتوانند در هنگام مواجهه با دستمزدهاي بسيار بيشتر احتمالي باغ هاي ديگر، استقامت خود را حفظ كرده و در مقابل آن دستمزدهاي خيلي بالا مقاومت كنند. البته اين كار با اجبار و بخشنامه انجام شدني نيست، بلكه بايد افراد با انتخاب خود چنين رويكردي را در ترجيح اصالت كار بر كسب و خيرخواهي براي ديگر انسان ها برگزينند. در غير اينصورت ممكن است مواجه با افراد يا باغباناني شويم كه در كنار كارهايي به ظاهر خير، در خفا مقداري از خرما را هم براي خود كنار بگذارند! لذا ترويج اصالت كار بر كسب و شكل دادن اصالت و انگيزه هاي دروني متعالي براي كار، نياز به كار فرهنگي و وجود الگوهاي عملي واقعي در جامعه مي تواند داشته باشد. همانطور كه امام (ع) چنين الگويي را در عمل با خيرخواه "بودن" نشان دادند.
در احاديث بعدي، تاكيد بر مفهوم "ثواب به اندازه عقل"، و يا اينكه "كسي كه عقل ندارد مروت ندارد"، شايد اشاره به جنبه اهميت اختيار دروني و بروز رفتار اخلاقي مبتني بر انتخاب داشته باشد كه از اجزاي فلسفي و روانشناختي اصالت است. يك پيشنهاد اينست كه ممكن است تعبير "عقل" در اينجا اشاره به اهميت قدرت تشخيص و انتخاب آگاهانه براي فعل اخلاقي داشته باشد. به عبارت ديگر شايد اين احاديث اشاره به اهميت رفتار اخلاقي و ديني اصيل داشته باشند. اينكه فاعل يك رفتار اخلاقي وقتي فعليتش اخلاقي است كه بر اساس انتخاب آگاهانه رفتارش بروز كرده باشد، موضوع مهمي است. صحت چنين تعبيري از اين احاديث البته نياز به بررسي و تحقيق بيشتر دارد.
#اصالت
#اخلاق
#انگيزه_دروني
#كار_و_كسب
#حديث
در حديث اول، رويكرد امام (ع) در استفاده از آن باغ، الگويي در ترويج اهميت و اصالت "كار" بر "كسب" است. كار و كسبي كه متكي بر ارزش هاي متعالي است تا اينكه صرفا مسيري براي رفاه طلبي بي انتهاي فردي باشد. در عين حال كه اين كار خود منبعي براي تامين رزق فردي است.
شايد يك موضوع قابل تامل در اينجا اين باشد كه اگر بخواهيم چنين باغ يا باغ هايي را بزرگتر و بيشتر كنيم تا بركات بيشتري براي مردم داشته باشند، آنگاه افراد بيشتري بايد چنين نگاهي به اصالت كار بر كسب داشته باشند تا بتوانند در هنگام مواجهه با دستمزدهاي بسيار بيشتر احتمالي باغ هاي ديگر، استقامت خود را حفظ كرده و در مقابل آن دستمزدهاي خيلي بالا مقاومت كنند. البته اين كار با اجبار و بخشنامه انجام شدني نيست، بلكه بايد افراد با انتخاب خود چنين رويكردي را در ترجيح اصالت كار بر كسب و خيرخواهي براي ديگر انسان ها برگزينند. در غير اينصورت ممكن است مواجه با افراد يا باغباناني شويم كه در كنار كارهايي به ظاهر خير، در خفا مقداري از خرما را هم براي خود كنار بگذارند! لذا ترويج اصالت كار بر كسب و شكل دادن اصالت و انگيزه هاي دروني متعالي براي كار، نياز به كار فرهنگي و وجود الگوهاي عملي واقعي در جامعه مي تواند داشته باشد. همانطور كه امام (ع) چنين الگويي را در عمل با خيرخواه "بودن" نشان دادند.
در احاديث بعدي، تاكيد بر مفهوم "ثواب به اندازه عقل"، و يا اينكه "كسي كه عقل ندارد مروت ندارد"، شايد اشاره به جنبه اهميت اختيار دروني و بروز رفتار اخلاقي مبتني بر انتخاب داشته باشد كه از اجزاي فلسفي و روانشناختي اصالت است. يك پيشنهاد اينست كه ممكن است تعبير "عقل" در اينجا اشاره به اهميت قدرت تشخيص و انتخاب آگاهانه براي فعل اخلاقي داشته باشد. به عبارت ديگر شايد اين احاديث اشاره به اهميت رفتار اخلاقي و ديني اصيل داشته باشند. اينكه فاعل يك رفتار اخلاقي وقتي فعليتش اخلاقي است كه بر اساس انتخاب آگاهانه رفتارش بروز كرده باشد، موضوع مهمي است. صحت چنين تعبيري از اين احاديث البته نياز به بررسي و تحقيق بيشتر دارد.
#اصالت
#اخلاق
#انگيزه_دروني
#كار_و_كسب
#حديث
با سپاس و قدردانی بسیار از همراهان عزیزی که با کامنتهای اندیشمندانه خود، عنایت و لطف خود را به پستهای کانال ابراز میفرمایند.
تأخیر در تهیه و انتشار پستهای تازه، به دلیل لزوم دقت در علمیت مطالب است. هر چند هیچگاه نکات و مطالبی را که تصمیم به انتشار آنها میگیرم، نهایی تلقی نمیکنم و در انتظار نقدها و پیشنهادات دوستان هستم. رواج نقد علمی، نشانه رونق بازار علم است و رونق بازار علم به ایجاد و استحکام اندیشه ورزی در فرهنگ ملی یک جامعه کمک میکند.
در مقالهای که در سال 1393 در نشریه پژوهشنامه اخلاق منتشر شد، شناسنامهای از شاخه علمی اخلاق کاربردی ارائه نمودم. حکما و منطقدانان مسلمان، هشت ویژگی را برای شناسایی یک علم در نظر میگرفتند که عبارت بودند از: تعریف، موضوع، فایده، مؤلفان و مؤسسان، عناوین و ابواب، جایگاه و مرتبه، غرض و غایت، و در نهایت: روش تحیقق و تعلیم علم.
این ویژگیها در واقع ویژگیهای علم به معنای قدیمی و سنتی کلمه هستند که این معنا هنوز در رشتههای علوم انسانی humanities که تأکیدشان بر متد فلسفی است، رواج دارد و علم اخلاق در زمره این رشتهها شمرده میشود؛ هر چند اخلاق کاربردی به دلیل اینکه در بسیاری از موردپژوهیها، بنا به ضرورت بایستی از روشهای کمی و تجربی استفاده کند، ماهیتی تجربی یافته، به مفهوم جدید علم نزدیک میشود.
لیکن به هر حال چون دسته بندی منطق دانان مسلمان، موسوم به رئوس ثمانیه، نظام و سامان خوبی به بحث میداد، از آن به عنوان شناسنامه علمی اخلاق کاربردی بهره بردم.
همراهان دانشمند میتوانند مقاله را در لینک زیر مطالعه کنند. مشتاقانه منتظر نکات انتقادی و اصلاحی هستم.
http://www.ensani.ir/fa/content/339104/default.aspx
این ویژگیها در واقع ویژگیهای علم به معنای قدیمی و سنتی کلمه هستند که این معنا هنوز در رشتههای علوم انسانی humanities که تأکیدشان بر متد فلسفی است، رواج دارد و علم اخلاق در زمره این رشتهها شمرده میشود؛ هر چند اخلاق کاربردی به دلیل اینکه در بسیاری از موردپژوهیها، بنا به ضرورت بایستی از روشهای کمی و تجربی استفاده کند، ماهیتی تجربی یافته، به مفهوم جدید علم نزدیک میشود.
لیکن به هر حال چون دسته بندی منطق دانان مسلمان، موسوم به رئوس ثمانیه، نظام و سامان خوبی به بحث میداد، از آن به عنوان شناسنامه علمی اخلاق کاربردی بهره بردم.
همراهان دانشمند میتوانند مقاله را در لینک زیر مطالعه کنند. مشتاقانه منتظر نکات انتقادی و اصلاحی هستم.
http://www.ensani.ir/fa/content/339104/default.aspx
رویکرد جهانی به اندیشه ورزی و دانش اندوزی، هم گریز ناپذیر است و هم فرصت آفرین؛ گریز ناپذیر است، چون امروزه با توسعه ابزارهای اطلاع رسانی، اندیشه¬ورزان در سراسر دنیا چنان به هم نزدیک شده و بر هم تأثیر می¬گذارند که گویی همگی در اطاقی کنار یکدیگر نشسته و با هم گفتگو می¬کنند. فرصت آفرین است، چون مجالی بس گشوده¬ برای تبادل و نشر اندیشه¬های انسانی معقول در اختیار ما می¬گذارد. در چنین مجالی برای مثال، اندیشمندان حوزۀ دین و دینداری بایستی بتوانند بیرون از حصار همکیشان، متاع خویش را به بازار جهانی بیاورند و در معرض داوری و قبول اندیشمندان رقیب بگذارند. این بایستی دربارۀ الهی¬دانان و متکلمان ادیان ابراهیمی، به ویژه مسیحیت و اسلام که سودای جهانی بودن آموزه¬های دینی خود را دارند، دو چندان است.
نکتۀ شایان ذکر اینکه: برای موفقیت علمی در مجال جهانی، اندیشۀ اخلاقی و آورده¬های پژوهش¬های اخلاقی بسیار راهگشا و کارگشا هستند. این آورده¬ها به دانشمندان می¬آموزند که اوَلاً محتوای داده¬ها و نتایج علمی خود را یکبار از دریچۀ اخلاق بازخوانی کنند. جهان دانش، آنجا که در تکاپوی نتایج عملی و رفتاری است، عمیقاً تشنۀ اخلاق است. روشن است که دانشی در این جهان اقبال می¬یابد که این تشنگی را سیراب کند. ثانیاً همۀ هنجارها و آیین¬های اخلاقی مربوط به بحث و گفتگوی علمی را به دقت رعایت کنند؛ همان هنجارها و آیین¬هایی که ذهنیت مشترک و جهانی انسان¬های متعهد به اخلاق با آنها آشنا است.
نکتۀ شایان ذکر اینکه: برای موفقیت علمی در مجال جهانی، اندیشۀ اخلاقی و آورده¬های پژوهش¬های اخلاقی بسیار راهگشا و کارگشا هستند. این آورده¬ها به دانشمندان می¬آموزند که اوَلاً محتوای داده¬ها و نتایج علمی خود را یکبار از دریچۀ اخلاق بازخوانی کنند. جهان دانش، آنجا که در تکاپوی نتایج عملی و رفتاری است، عمیقاً تشنۀ اخلاق است. روشن است که دانشی در این جهان اقبال می¬یابد که این تشنگی را سیراب کند. ثانیاً همۀ هنجارها و آیین¬های اخلاقی مربوط به بحث و گفتگوی علمی را به دقت رعایت کنند؛ همان هنجارها و آیین¬هایی که ذهنیت مشترک و جهانی انسان¬های متعهد به اخلاق با آنها آشنا است.
جای بسی خرسندی است که در روزگار ما اندیشمندان بسیاری از رویکرد جهانی استقبال می¬کنند و اندیشه های خویش را با نگاه جهانی پی ریزی و پی گیری می نمایند. در ایران نیز این نگاه رواج دارد و در حال رشد است.
نگارنده این نگاه را عمیقاً پسندیده است و در تلاشهای پژوهشی خویش به کار می¬گیرد. اساتید بزرگواری در طول دوران تحصیل، این نگاه را به من ارزانی داشته اند که از میان آنان شاید سهم استاد حسین توفیقی بیشتر باشد.
استاد حسین توفیقی از نگاه من دانشمندی کم نظیر است که عمر خویش را وقف رویکرد جهانی به مطالعات دینی کرده است. او برای اینکه آراء و اندیشه¬های یهودی و سرچشمۀ تفکرات مسیحی را مستقیم و بی¬واسطه از منابع اصلی دریافت کند، با کوشش بسیار بر زبان عبری تسلط یافته است. در نتیجۀ این کوشش به قدری در حفظ لغات و اصطلاحات ادیان ممارست نموده که فرهنگ لغات 18 جلدی ادیان را به تمامی حفظ کرده است و اکنون بدون مراجعه به متن فرهنگ لغت، همۀ محتوای آن را در حافظه دارد.
به یاد دارم که در تابستان سال 1375 که برای یک ترم تابسستانی به تحصیل زبان انگلیسی در دانشگاه امام صادق (ع) مشغول بودم، گروهی از پژوهشگران نخبه در رشته دین شناسی، به راهنمایی استاد توفیقی، استادی برجسته از واتیکان به نام پروفسور فرانکو اومتو را دعوت کرده بودند تا برایشان کرسی تدریس مسیحیت داشته باشد. آن استاد برجسته مسیحی پس از دیدار و گفتگو با استاد حسین توفیقی، به هنگام بازگشت در واتیکان گفته بود: من تعجب میکنم که با وجود دانشمندی مانند حسین توفیقی چرا از من برای تدریس در کرسی مسیحیت شناسی دعوت کرده بودند. به این معنا که حسین توفیقی درست به اندازة یک استاد معتقد به مسیحیت از آموزههای دین مسیحی آگاهی دارد تا جایی که تدریس این دین را میتوان با اطمینان خاطر و در امان از هر گونه سوگیری و غرضورزی به او سپرد. گزارشی از مصاحبه با فرانکو اومتو را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
http://www.hawzah.net/fa/Article/View/77937/%D9%82%D9%85-%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C
نگارنده این نگاه را عمیقاً پسندیده است و در تلاشهای پژوهشی خویش به کار می¬گیرد. اساتید بزرگواری در طول دوران تحصیل، این نگاه را به من ارزانی داشته اند که از میان آنان شاید سهم استاد حسین توفیقی بیشتر باشد.
استاد حسین توفیقی از نگاه من دانشمندی کم نظیر است که عمر خویش را وقف رویکرد جهانی به مطالعات دینی کرده است. او برای اینکه آراء و اندیشه¬های یهودی و سرچشمۀ تفکرات مسیحی را مستقیم و بی¬واسطه از منابع اصلی دریافت کند، با کوشش بسیار بر زبان عبری تسلط یافته است. در نتیجۀ این کوشش به قدری در حفظ لغات و اصطلاحات ادیان ممارست نموده که فرهنگ لغات 18 جلدی ادیان را به تمامی حفظ کرده است و اکنون بدون مراجعه به متن فرهنگ لغت، همۀ محتوای آن را در حافظه دارد.
به یاد دارم که در تابستان سال 1375 که برای یک ترم تابسستانی به تحصیل زبان انگلیسی در دانشگاه امام صادق (ع) مشغول بودم، گروهی از پژوهشگران نخبه در رشته دین شناسی، به راهنمایی استاد توفیقی، استادی برجسته از واتیکان به نام پروفسور فرانکو اومتو را دعوت کرده بودند تا برایشان کرسی تدریس مسیحیت داشته باشد. آن استاد برجسته مسیحی پس از دیدار و گفتگو با استاد حسین توفیقی، به هنگام بازگشت در واتیکان گفته بود: من تعجب میکنم که با وجود دانشمندی مانند حسین توفیقی چرا از من برای تدریس در کرسی مسیحیت شناسی دعوت کرده بودند. به این معنا که حسین توفیقی درست به اندازة یک استاد معتقد به مسیحیت از آموزههای دین مسیحی آگاهی دارد تا جایی که تدریس این دین را میتوان با اطمینان خاطر و در امان از هر گونه سوگیری و غرضورزی به او سپرد. گزارشی از مصاحبه با فرانکو اومتو را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
http://www.hawzah.net/fa/Article/View/77937/%D9%82%D9%85-%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C
👇👇
ادامه
این استاد گرانمایه سالیانی دراز، بی هیچ چشمداشتی بر فهم تعالیم ادیان بزرگ جهان تمرکز داشته و به جای شتاب در نشر یافتههای خویش، به کسب زبان و مهارتهای گفتگو و مفاهمه با دانشمندانی با افکار و آموزههای مختلف و متعارض در سراسر جهان همت گماشته است. تا جایی که آثار قلمی او در قیاس با دانش بسیاری که دارد، بسیار اندک است. به هنگام تدریس هم این رویة خویش را به ما آموزش میداد. از جمله نصایح علمی او که همواره در گوش دارم این است که میگفت:
«کتاب نخوانده سخن نگویید. عمر خود را در کتابخانهها سپری کنید و بدانید که بیرون از کتابخانه هیچ خبری نیست. وقتی به کتابخانه میروید و در لابلای قفسههای کتاب قدم میزنید، خوب تماشا کنید ببینید کتابها هیچکدام نخوابیدهاند، همگی ایستادهاند و با صدای بلند شما را به خواندن خود فرامیخوانند. اگر حسابی کتاب خواندید و بعد خوب اندیشه نمودید و آنگاه لب به سخن گشودید، همه میبینند که از دهان شما دُر و گوهرهای فراوان بیرون میریزد؛ ولی اگر کتاب ناخوانده و زحمت ناکشیده حرف زدید، بدانید یاوه گفتهاید و وقت خود و دیگران را تلف کردهاید.»
درس استاد حسین توفیقی فارغ از تکنیکهای مرسوم کلاسداری، مشحون از بیان نکتههای پربار و کاملاً پخته و قوامیافتة علمی بود، به همراه بیان مثالهایی عینی و تجربه شده از چگونگی گفتگو، مفاهمه یا حتی مناظرة علمی با اندیشمندانی در سراسر دنیای معاصر که دارای عقایدی مخالف یا متفاوت باشند.
اندوختة علمی مملو از یافتههای کاملاً سنجیده، روحیة آرام، پرحوصله و بیطرف علمی، در کنار شیک پوشی و نظافت و خلق و خویی نرم و دوست داشتنی، از حسین توفیقی شخصیتی سترگ ساخته است که من همواره مشتاق بهرهگیری از دانش، منش و رفتار اویم.
سلامتی و نشاط این استاد کم نظیر هموار برقرار، و تلاش او در راه نشر دانش و اندیشة جهانی قرین توفیق باد! باشد که شاگردان فرهیخته و دانشمند بسیاری از دانش و رفتار درس آموز او بهرهمند شوند!
ادامه
این استاد گرانمایه سالیانی دراز، بی هیچ چشمداشتی بر فهم تعالیم ادیان بزرگ جهان تمرکز داشته و به جای شتاب در نشر یافتههای خویش، به کسب زبان و مهارتهای گفتگو و مفاهمه با دانشمندانی با افکار و آموزههای مختلف و متعارض در سراسر جهان همت گماشته است. تا جایی که آثار قلمی او در قیاس با دانش بسیاری که دارد، بسیار اندک است. به هنگام تدریس هم این رویة خویش را به ما آموزش میداد. از جمله نصایح علمی او که همواره در گوش دارم این است که میگفت:
«کتاب نخوانده سخن نگویید. عمر خود را در کتابخانهها سپری کنید و بدانید که بیرون از کتابخانه هیچ خبری نیست. وقتی به کتابخانه میروید و در لابلای قفسههای کتاب قدم میزنید، خوب تماشا کنید ببینید کتابها هیچکدام نخوابیدهاند، همگی ایستادهاند و با صدای بلند شما را به خواندن خود فرامیخوانند. اگر حسابی کتاب خواندید و بعد خوب اندیشه نمودید و آنگاه لب به سخن گشودید، همه میبینند که از دهان شما دُر و گوهرهای فراوان بیرون میریزد؛ ولی اگر کتاب ناخوانده و زحمت ناکشیده حرف زدید، بدانید یاوه گفتهاید و وقت خود و دیگران را تلف کردهاید.»
درس استاد حسین توفیقی فارغ از تکنیکهای مرسوم کلاسداری، مشحون از بیان نکتههای پربار و کاملاً پخته و قوامیافتة علمی بود، به همراه بیان مثالهایی عینی و تجربه شده از چگونگی گفتگو، مفاهمه یا حتی مناظرة علمی با اندیشمندانی در سراسر دنیای معاصر که دارای عقایدی مخالف یا متفاوت باشند.
اندوختة علمی مملو از یافتههای کاملاً سنجیده، روحیة آرام، پرحوصله و بیطرف علمی، در کنار شیک پوشی و نظافت و خلق و خویی نرم و دوست داشتنی، از حسین توفیقی شخصیتی سترگ ساخته است که من همواره مشتاق بهرهگیری از دانش، منش و رفتار اویم.
سلامتی و نشاط این استاد کم نظیر هموار برقرار، و تلاش او در راه نشر دانش و اندیشة جهانی قرین توفیق باد! باشد که شاگردان فرهیخته و دانشمند بسیاری از دانش و رفتار درس آموز او بهرهمند شوند!
خجسته سالروز میلاد موفورالسرور سلطان سریر ارتضاء، حضرت علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیت و الثناء را خدمت همه همراهان عزیز صمیمانه تبریک عرض می کنم.
با سلام به محضر همه اساتید و همراهان گرامی و با عرض پوزش از اینکه به دلیل پیش آمدن مسافرت به خارج از کشور و الزام به تدارک مقدمات سفر، موفق به پی گیری کامنتها و پرسشها نشدم،،،
به منظور بازدید از مراکز علمی و فرهنگی و تبادل اطلاعات و زمینه های همکاری با مجامع علمی و دانشگاهی روسیه، به مسکو سفر کرده ام. تلاش می کنم به میزانی که مجال یافتم، برخی مشاهدات خود را در کانال به اطلاع شما سروران برسانم.
به منظور بازدید از مراکز علمی و فرهنگی و تبادل اطلاعات و زمینه های همکاری با مجامع علمی و دانشگاهی روسیه، به مسکو سفر کرده ام. تلاش می کنم به میزانی که مجال یافتم، برخی مشاهدات خود را در کانال به اطلاع شما سروران برسانم.