Forwarded from Return to Authenticity; theory and practice
همانطوركه در بالا عرض كرده بودم، در حد بضاعت اندك خود انديشه هايي درباره احاديث ذكر شده مرتبط با اهداف اين كانال به نظرم رسيد كه به شرح زير تقديم مي كنم:
در حديث اول، رويكرد امام (ع) در استفاده از آن باغ، الگويي در ترويج اهميت و اصالت "كار" بر "كسب" است. كار و كسبي كه متكي بر ارزش هاي متعالي است تا اينكه صرفا مسيري براي رفاه طلبي بي انتهاي فردي باشد. در عين حال كه اين كار خود منبعي براي تامين رزق فردي است.
شايد يك موضوع قابل تامل در اينجا اين باشد كه اگر بخواهيم چنين باغ يا باغ هايي را بزرگتر و بيشتر كنيم تا بركات بيشتري براي مردم داشته باشند، آنگاه افراد بيشتري بايد چنين نگاهي به اصالت كار بر كسب داشته باشند تا بتوانند در هنگام مواجهه با دستمزدهاي بسيار بيشتر احتمالي باغ هاي ديگر، استقامت خود را حفظ كرده و در مقابل آن دستمزدهاي خيلي بالا مقاومت كنند. البته اين كار با اجبار و بخشنامه انجام شدني نيست، بلكه بايد افراد با انتخاب خود چنين رويكردي را در ترجيح اصالت كار بر كسب و خيرخواهي براي ديگر انسان ها برگزينند. در غير اينصورت ممكن است مواجه با افراد يا باغباناني شويم كه در كنار كارهايي به ظاهر خير، در خفا مقداري از خرما را هم براي خود كنار بگذارند! لذا ترويج اصالت كار بر كسب و شكل دادن اصالت و انگيزه هاي دروني متعالي براي كار، نياز به كار فرهنگي و وجود الگوهاي عملي واقعي در جامعه مي تواند داشته باشد. همانطور كه امام (ع) چنين الگويي را در عمل با خيرخواه "بودن" نشان دادند.
در احاديث بعدي، تاكيد بر مفهوم "ثواب به اندازه عقل"، و يا اينكه "كسي كه عقل ندارد مروت ندارد"، شايد اشاره به جنبه اهميت اختيار دروني و بروز رفتار اخلاقي مبتني بر انتخاب داشته باشد كه از اجزاي فلسفي و روانشناختي اصالت است. يك پيشنهاد اينست كه ممكن است تعبير "عقل" در اينجا اشاره به اهميت قدرت تشخيص و انتخاب آگاهانه براي فعل اخلاقي داشته باشد. به عبارت ديگر شايد اين احاديث اشاره به اهميت رفتار اخلاقي و ديني اصيل داشته باشند. اينكه فاعل يك رفتار اخلاقي وقتي فعليتش اخلاقي است كه بر اساس انتخاب آگاهانه رفتارش بروز كرده باشد، موضوع مهمي است. صحت چنين تعبيري از اين احاديث البته نياز به بررسي و تحقيق بيشتر دارد.
#اصالت
#اخلاق
#انگيزه_دروني
#كار_و_كسب
#حديث
در حديث اول، رويكرد امام (ع) در استفاده از آن باغ، الگويي در ترويج اهميت و اصالت "كار" بر "كسب" است. كار و كسبي كه متكي بر ارزش هاي متعالي است تا اينكه صرفا مسيري براي رفاه طلبي بي انتهاي فردي باشد. در عين حال كه اين كار خود منبعي براي تامين رزق فردي است.
شايد يك موضوع قابل تامل در اينجا اين باشد كه اگر بخواهيم چنين باغ يا باغ هايي را بزرگتر و بيشتر كنيم تا بركات بيشتري براي مردم داشته باشند، آنگاه افراد بيشتري بايد چنين نگاهي به اصالت كار بر كسب داشته باشند تا بتوانند در هنگام مواجهه با دستمزدهاي بسيار بيشتر احتمالي باغ هاي ديگر، استقامت خود را حفظ كرده و در مقابل آن دستمزدهاي خيلي بالا مقاومت كنند. البته اين كار با اجبار و بخشنامه انجام شدني نيست، بلكه بايد افراد با انتخاب خود چنين رويكردي را در ترجيح اصالت كار بر كسب و خيرخواهي براي ديگر انسان ها برگزينند. در غير اينصورت ممكن است مواجه با افراد يا باغباناني شويم كه در كنار كارهايي به ظاهر خير، در خفا مقداري از خرما را هم براي خود كنار بگذارند! لذا ترويج اصالت كار بر كسب و شكل دادن اصالت و انگيزه هاي دروني متعالي براي كار، نياز به كار فرهنگي و وجود الگوهاي عملي واقعي در جامعه مي تواند داشته باشد. همانطور كه امام (ع) چنين الگويي را در عمل با خيرخواه "بودن" نشان دادند.
در احاديث بعدي، تاكيد بر مفهوم "ثواب به اندازه عقل"، و يا اينكه "كسي كه عقل ندارد مروت ندارد"، شايد اشاره به جنبه اهميت اختيار دروني و بروز رفتار اخلاقي مبتني بر انتخاب داشته باشد كه از اجزاي فلسفي و روانشناختي اصالت است. يك پيشنهاد اينست كه ممكن است تعبير "عقل" در اينجا اشاره به اهميت قدرت تشخيص و انتخاب آگاهانه براي فعل اخلاقي داشته باشد. به عبارت ديگر شايد اين احاديث اشاره به اهميت رفتار اخلاقي و ديني اصيل داشته باشند. اينكه فاعل يك رفتار اخلاقي وقتي فعليتش اخلاقي است كه بر اساس انتخاب آگاهانه رفتارش بروز كرده باشد، موضوع مهمي است. صحت چنين تعبيري از اين احاديث البته نياز به بررسي و تحقيق بيشتر دارد.
#اصالت
#اخلاق
#انگيزه_دروني
#كار_و_كسب
#حديث
با سپاس و قدردانی بسیار از همراهان عزیزی که با کامنتهای اندیشمندانه خود، عنایت و لطف خود را به پستهای کانال ابراز میفرمایند.
تأخیر در تهیه و انتشار پستهای تازه، به دلیل لزوم دقت در علمیت مطالب است. هر چند هیچگاه نکات و مطالبی را که تصمیم به انتشار آنها میگیرم، نهایی تلقی نمیکنم و در انتظار نقدها و پیشنهادات دوستان هستم. رواج نقد علمی، نشانه رونق بازار علم است و رونق بازار علم به ایجاد و استحکام اندیشه ورزی در فرهنگ ملی یک جامعه کمک میکند.
در مقالهای که در سال 1393 در نشریه پژوهشنامه اخلاق منتشر شد، شناسنامهای از شاخه علمی اخلاق کاربردی ارائه نمودم. حکما و منطقدانان مسلمان، هشت ویژگی را برای شناسایی یک علم در نظر میگرفتند که عبارت بودند از: تعریف، موضوع، فایده، مؤلفان و مؤسسان، عناوین و ابواب، جایگاه و مرتبه، غرض و غایت، و در نهایت: روش تحیقق و تعلیم علم.
این ویژگیها در واقع ویژگیهای علم به معنای قدیمی و سنتی کلمه هستند که این معنا هنوز در رشتههای علوم انسانی humanities که تأکیدشان بر متد فلسفی است، رواج دارد و علم اخلاق در زمره این رشتهها شمرده میشود؛ هر چند اخلاق کاربردی به دلیل اینکه در بسیاری از موردپژوهیها، بنا به ضرورت بایستی از روشهای کمی و تجربی استفاده کند، ماهیتی تجربی یافته، به مفهوم جدید علم نزدیک میشود.
لیکن به هر حال چون دسته بندی منطق دانان مسلمان، موسوم به رئوس ثمانیه، نظام و سامان خوبی به بحث میداد، از آن به عنوان شناسنامه علمی اخلاق کاربردی بهره بردم.
همراهان دانشمند میتوانند مقاله را در لینک زیر مطالعه کنند. مشتاقانه منتظر نکات انتقادی و اصلاحی هستم.
http://www.ensani.ir/fa/content/339104/default.aspx
این ویژگیها در واقع ویژگیهای علم به معنای قدیمی و سنتی کلمه هستند که این معنا هنوز در رشتههای علوم انسانی humanities که تأکیدشان بر متد فلسفی است، رواج دارد و علم اخلاق در زمره این رشتهها شمرده میشود؛ هر چند اخلاق کاربردی به دلیل اینکه در بسیاری از موردپژوهیها، بنا به ضرورت بایستی از روشهای کمی و تجربی استفاده کند، ماهیتی تجربی یافته، به مفهوم جدید علم نزدیک میشود.
لیکن به هر حال چون دسته بندی منطق دانان مسلمان، موسوم به رئوس ثمانیه، نظام و سامان خوبی به بحث میداد، از آن به عنوان شناسنامه علمی اخلاق کاربردی بهره بردم.
همراهان دانشمند میتوانند مقاله را در لینک زیر مطالعه کنند. مشتاقانه منتظر نکات انتقادی و اصلاحی هستم.
http://www.ensani.ir/fa/content/339104/default.aspx
رویکرد جهانی به اندیشه ورزی و دانش اندوزی، هم گریز ناپذیر است و هم فرصت آفرین؛ گریز ناپذیر است، چون امروزه با توسعه ابزارهای اطلاع رسانی، اندیشه¬ورزان در سراسر دنیا چنان به هم نزدیک شده و بر هم تأثیر می¬گذارند که گویی همگی در اطاقی کنار یکدیگر نشسته و با هم گفتگو می¬کنند. فرصت آفرین است، چون مجالی بس گشوده¬ برای تبادل و نشر اندیشه¬های انسانی معقول در اختیار ما می¬گذارد. در چنین مجالی برای مثال، اندیشمندان حوزۀ دین و دینداری بایستی بتوانند بیرون از حصار همکیشان، متاع خویش را به بازار جهانی بیاورند و در معرض داوری و قبول اندیشمندان رقیب بگذارند. این بایستی دربارۀ الهی¬دانان و متکلمان ادیان ابراهیمی، به ویژه مسیحیت و اسلام که سودای جهانی بودن آموزه¬های دینی خود را دارند، دو چندان است.
نکتۀ شایان ذکر اینکه: برای موفقیت علمی در مجال جهانی، اندیشۀ اخلاقی و آورده¬های پژوهش¬های اخلاقی بسیار راهگشا و کارگشا هستند. این آورده¬ها به دانشمندان می¬آموزند که اوَلاً محتوای داده¬ها و نتایج علمی خود را یکبار از دریچۀ اخلاق بازخوانی کنند. جهان دانش، آنجا که در تکاپوی نتایج عملی و رفتاری است، عمیقاً تشنۀ اخلاق است. روشن است که دانشی در این جهان اقبال می¬یابد که این تشنگی را سیراب کند. ثانیاً همۀ هنجارها و آیین¬های اخلاقی مربوط به بحث و گفتگوی علمی را به دقت رعایت کنند؛ همان هنجارها و آیین¬هایی که ذهنیت مشترک و جهانی انسان¬های متعهد به اخلاق با آنها آشنا است.
نکتۀ شایان ذکر اینکه: برای موفقیت علمی در مجال جهانی، اندیشۀ اخلاقی و آورده¬های پژوهش¬های اخلاقی بسیار راهگشا و کارگشا هستند. این آورده¬ها به دانشمندان می¬آموزند که اوَلاً محتوای داده¬ها و نتایج علمی خود را یکبار از دریچۀ اخلاق بازخوانی کنند. جهان دانش، آنجا که در تکاپوی نتایج عملی و رفتاری است، عمیقاً تشنۀ اخلاق است. روشن است که دانشی در این جهان اقبال می¬یابد که این تشنگی را سیراب کند. ثانیاً همۀ هنجارها و آیین¬های اخلاقی مربوط به بحث و گفتگوی علمی را به دقت رعایت کنند؛ همان هنجارها و آیین¬هایی که ذهنیت مشترک و جهانی انسان¬های متعهد به اخلاق با آنها آشنا است.
جای بسی خرسندی است که در روزگار ما اندیشمندان بسیاری از رویکرد جهانی استقبال می¬کنند و اندیشه های خویش را با نگاه جهانی پی ریزی و پی گیری می نمایند. در ایران نیز این نگاه رواج دارد و در حال رشد است.
نگارنده این نگاه را عمیقاً پسندیده است و در تلاشهای پژوهشی خویش به کار می¬گیرد. اساتید بزرگواری در طول دوران تحصیل، این نگاه را به من ارزانی داشته اند که از میان آنان شاید سهم استاد حسین توفیقی بیشتر باشد.
استاد حسین توفیقی از نگاه من دانشمندی کم نظیر است که عمر خویش را وقف رویکرد جهانی به مطالعات دینی کرده است. او برای اینکه آراء و اندیشه¬های یهودی و سرچشمۀ تفکرات مسیحی را مستقیم و بی¬واسطه از منابع اصلی دریافت کند، با کوشش بسیار بر زبان عبری تسلط یافته است. در نتیجۀ این کوشش به قدری در حفظ لغات و اصطلاحات ادیان ممارست نموده که فرهنگ لغات 18 جلدی ادیان را به تمامی حفظ کرده است و اکنون بدون مراجعه به متن فرهنگ لغت، همۀ محتوای آن را در حافظه دارد.
به یاد دارم که در تابستان سال 1375 که برای یک ترم تابسستانی به تحصیل زبان انگلیسی در دانشگاه امام صادق (ع) مشغول بودم، گروهی از پژوهشگران نخبه در رشته دین شناسی، به راهنمایی استاد توفیقی، استادی برجسته از واتیکان به نام پروفسور فرانکو اومتو را دعوت کرده بودند تا برایشان کرسی تدریس مسیحیت داشته باشد. آن استاد برجسته مسیحی پس از دیدار و گفتگو با استاد حسین توفیقی، به هنگام بازگشت در واتیکان گفته بود: من تعجب میکنم که با وجود دانشمندی مانند حسین توفیقی چرا از من برای تدریس در کرسی مسیحیت شناسی دعوت کرده بودند. به این معنا که حسین توفیقی درست به اندازة یک استاد معتقد به مسیحیت از آموزههای دین مسیحی آگاهی دارد تا جایی که تدریس این دین را میتوان با اطمینان خاطر و در امان از هر گونه سوگیری و غرضورزی به او سپرد. گزارشی از مصاحبه با فرانکو اومتو را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
http://www.hawzah.net/fa/Article/View/77937/%D9%82%D9%85-%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C
نگارنده این نگاه را عمیقاً پسندیده است و در تلاشهای پژوهشی خویش به کار می¬گیرد. اساتید بزرگواری در طول دوران تحصیل، این نگاه را به من ارزانی داشته اند که از میان آنان شاید سهم استاد حسین توفیقی بیشتر باشد.
استاد حسین توفیقی از نگاه من دانشمندی کم نظیر است که عمر خویش را وقف رویکرد جهانی به مطالعات دینی کرده است. او برای اینکه آراء و اندیشه¬های یهودی و سرچشمۀ تفکرات مسیحی را مستقیم و بی¬واسطه از منابع اصلی دریافت کند، با کوشش بسیار بر زبان عبری تسلط یافته است. در نتیجۀ این کوشش به قدری در حفظ لغات و اصطلاحات ادیان ممارست نموده که فرهنگ لغات 18 جلدی ادیان را به تمامی حفظ کرده است و اکنون بدون مراجعه به متن فرهنگ لغت، همۀ محتوای آن را در حافظه دارد.
به یاد دارم که در تابستان سال 1375 که برای یک ترم تابسستانی به تحصیل زبان انگلیسی در دانشگاه امام صادق (ع) مشغول بودم، گروهی از پژوهشگران نخبه در رشته دین شناسی، به راهنمایی استاد توفیقی، استادی برجسته از واتیکان به نام پروفسور فرانکو اومتو را دعوت کرده بودند تا برایشان کرسی تدریس مسیحیت داشته باشد. آن استاد برجسته مسیحی پس از دیدار و گفتگو با استاد حسین توفیقی، به هنگام بازگشت در واتیکان گفته بود: من تعجب میکنم که با وجود دانشمندی مانند حسین توفیقی چرا از من برای تدریس در کرسی مسیحیت شناسی دعوت کرده بودند. به این معنا که حسین توفیقی درست به اندازة یک استاد معتقد به مسیحیت از آموزههای دین مسیحی آگاهی دارد تا جایی که تدریس این دین را میتوان با اطمینان خاطر و در امان از هر گونه سوگیری و غرضورزی به او سپرد. گزارشی از مصاحبه با فرانکو اومتو را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
http://www.hawzah.net/fa/Article/View/77937/%D9%82%D9%85-%D9%88-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C
👇👇
ادامه
این استاد گرانمایه سالیانی دراز، بی هیچ چشمداشتی بر فهم تعالیم ادیان بزرگ جهان تمرکز داشته و به جای شتاب در نشر یافتههای خویش، به کسب زبان و مهارتهای گفتگو و مفاهمه با دانشمندانی با افکار و آموزههای مختلف و متعارض در سراسر جهان همت گماشته است. تا جایی که آثار قلمی او در قیاس با دانش بسیاری که دارد، بسیار اندک است. به هنگام تدریس هم این رویة خویش را به ما آموزش میداد. از جمله نصایح علمی او که همواره در گوش دارم این است که میگفت:
«کتاب نخوانده سخن نگویید. عمر خود را در کتابخانهها سپری کنید و بدانید که بیرون از کتابخانه هیچ خبری نیست. وقتی به کتابخانه میروید و در لابلای قفسههای کتاب قدم میزنید، خوب تماشا کنید ببینید کتابها هیچکدام نخوابیدهاند، همگی ایستادهاند و با صدای بلند شما را به خواندن خود فرامیخوانند. اگر حسابی کتاب خواندید و بعد خوب اندیشه نمودید و آنگاه لب به سخن گشودید، همه میبینند که از دهان شما دُر و گوهرهای فراوان بیرون میریزد؛ ولی اگر کتاب ناخوانده و زحمت ناکشیده حرف زدید، بدانید یاوه گفتهاید و وقت خود و دیگران را تلف کردهاید.»
درس استاد حسین توفیقی فارغ از تکنیکهای مرسوم کلاسداری، مشحون از بیان نکتههای پربار و کاملاً پخته و قوامیافتة علمی بود، به همراه بیان مثالهایی عینی و تجربه شده از چگونگی گفتگو، مفاهمه یا حتی مناظرة علمی با اندیشمندانی در سراسر دنیای معاصر که دارای عقایدی مخالف یا متفاوت باشند.
اندوختة علمی مملو از یافتههای کاملاً سنجیده، روحیة آرام، پرحوصله و بیطرف علمی، در کنار شیک پوشی و نظافت و خلق و خویی نرم و دوست داشتنی، از حسین توفیقی شخصیتی سترگ ساخته است که من همواره مشتاق بهرهگیری از دانش، منش و رفتار اویم.
سلامتی و نشاط این استاد کم نظیر هموار برقرار، و تلاش او در راه نشر دانش و اندیشة جهانی قرین توفیق باد! باشد که شاگردان فرهیخته و دانشمند بسیاری از دانش و رفتار درس آموز او بهرهمند شوند!
ادامه
این استاد گرانمایه سالیانی دراز، بی هیچ چشمداشتی بر فهم تعالیم ادیان بزرگ جهان تمرکز داشته و به جای شتاب در نشر یافتههای خویش، به کسب زبان و مهارتهای گفتگو و مفاهمه با دانشمندانی با افکار و آموزههای مختلف و متعارض در سراسر جهان همت گماشته است. تا جایی که آثار قلمی او در قیاس با دانش بسیاری که دارد، بسیار اندک است. به هنگام تدریس هم این رویة خویش را به ما آموزش میداد. از جمله نصایح علمی او که همواره در گوش دارم این است که میگفت:
«کتاب نخوانده سخن نگویید. عمر خود را در کتابخانهها سپری کنید و بدانید که بیرون از کتابخانه هیچ خبری نیست. وقتی به کتابخانه میروید و در لابلای قفسههای کتاب قدم میزنید، خوب تماشا کنید ببینید کتابها هیچکدام نخوابیدهاند، همگی ایستادهاند و با صدای بلند شما را به خواندن خود فرامیخوانند. اگر حسابی کتاب خواندید و بعد خوب اندیشه نمودید و آنگاه لب به سخن گشودید، همه میبینند که از دهان شما دُر و گوهرهای فراوان بیرون میریزد؛ ولی اگر کتاب ناخوانده و زحمت ناکشیده حرف زدید، بدانید یاوه گفتهاید و وقت خود و دیگران را تلف کردهاید.»
درس استاد حسین توفیقی فارغ از تکنیکهای مرسوم کلاسداری، مشحون از بیان نکتههای پربار و کاملاً پخته و قوامیافتة علمی بود، به همراه بیان مثالهایی عینی و تجربه شده از چگونگی گفتگو، مفاهمه یا حتی مناظرة علمی با اندیشمندانی در سراسر دنیای معاصر که دارای عقایدی مخالف یا متفاوت باشند.
اندوختة علمی مملو از یافتههای کاملاً سنجیده، روحیة آرام، پرحوصله و بیطرف علمی، در کنار شیک پوشی و نظافت و خلق و خویی نرم و دوست داشتنی، از حسین توفیقی شخصیتی سترگ ساخته است که من همواره مشتاق بهرهگیری از دانش، منش و رفتار اویم.
سلامتی و نشاط این استاد کم نظیر هموار برقرار، و تلاش او در راه نشر دانش و اندیشة جهانی قرین توفیق باد! باشد که شاگردان فرهیخته و دانشمند بسیاری از دانش و رفتار درس آموز او بهرهمند شوند!
خجسته سالروز میلاد موفورالسرور سلطان سریر ارتضاء، حضرت علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیت و الثناء را خدمت همه همراهان عزیز صمیمانه تبریک عرض می کنم.
با سلام به محضر همه اساتید و همراهان گرامی و با عرض پوزش از اینکه به دلیل پیش آمدن مسافرت به خارج از کشور و الزام به تدارک مقدمات سفر، موفق به پی گیری کامنتها و پرسشها نشدم،،،
به منظور بازدید از مراکز علمی و فرهنگی و تبادل اطلاعات و زمینه های همکاری با مجامع علمی و دانشگاهی روسیه، به مسکو سفر کرده ام. تلاش می کنم به میزانی که مجال یافتم، برخی مشاهدات خود را در کانال به اطلاع شما سروران برسانم.
به منظور بازدید از مراکز علمی و فرهنگی و تبادل اطلاعات و زمینه های همکاری با مجامع علمی و دانشگاهی روسیه، به مسکو سفر کرده ام. تلاش می کنم به میزانی که مجال یافتم، برخی مشاهدات خود را در کانال به اطلاع شما سروران برسانم.
روز جمعه ضمن دیدار و نشست با حضرت دمیر محی الدین، معاون حضرت رابین عین الدین (رییس اداره دینی مسلمانان اهل سنت روسیه) در نماز جمعه اهل سنت شرکت کردم. چند نکته در نماز جمعه برایم جالب بود:
۱.استقبال جوانان با میانگین سنی ۲۰ تا ۳۵ سال از نماز جمعه چشمگیر بود.
۲. ساختمان مصلی در عین سادگی بسیار زیبا و مدرن و پاکیزه بود.
۳. سکوت مستمعین و توجه همراه با دقت (استماع) هنگام بیان خطبه های نماز جمعه، شکوه این گردهمایی را دو چندان کرده بود. هیچکس با نفر کناری خود حرف نمی زد!
۴. بانوان و دختران حضور چشمگیری نداشتند و عمده جمعیت در سه طبقه مصلی مردان و پسران بودند.
۵. امام جمعه خطبه اول را در حدود ۳۰ دقیقه و خطبه دوم را در کمتر از ۵ دقیقه بیان کرد. به دلیل اینکه اکثریت مسلمانان اهل سنت را قومیت تاتار تشکیل می دهد، بخش کوتاهی از خطبه اول به زبان ترکی تاتاری و بقیه خطبه اول و خطبه دوم به زبان روسی بیان شد.
۶. محتوای بحث هر دو خطبه را مباحث اخلاقی تشکیل داد، تا قدری که متوجه شدم بیشتر حول محور محبت و مودت اسلامی سخن گفته شد.
۷. امام جمعه به هنگام بیان خطبه ها برخی آیات قرآن کریم را نادرست تلاوت کرد، مثلا آیه ،، و لو کنت فضا غلیظ القلب لانفضوا من حولک،، (لا تفضوا من حولک) تلاوت شد!
تصاویری از این مراسم تقدیم می شود:👇👇
۱.استقبال جوانان با میانگین سنی ۲۰ تا ۳۵ سال از نماز جمعه چشمگیر بود.
۲. ساختمان مصلی در عین سادگی بسیار زیبا و مدرن و پاکیزه بود.
۳. سکوت مستمعین و توجه همراه با دقت (استماع) هنگام بیان خطبه های نماز جمعه، شکوه این گردهمایی را دو چندان کرده بود. هیچکس با نفر کناری خود حرف نمی زد!
۴. بانوان و دختران حضور چشمگیری نداشتند و عمده جمعیت در سه طبقه مصلی مردان و پسران بودند.
۵. امام جمعه خطبه اول را در حدود ۳۰ دقیقه و خطبه دوم را در کمتر از ۵ دقیقه بیان کرد. به دلیل اینکه اکثریت مسلمانان اهل سنت را قومیت تاتار تشکیل می دهد، بخش کوتاهی از خطبه اول به زبان ترکی تاتاری و بقیه خطبه اول و خطبه دوم به زبان روسی بیان شد.
۶. محتوای بحث هر دو خطبه را مباحث اخلاقی تشکیل داد، تا قدری که متوجه شدم بیشتر حول محور محبت و مودت اسلامی سخن گفته شد.
۷. امام جمعه به هنگام بیان خطبه ها برخی آیات قرآن کریم را نادرست تلاوت کرد، مثلا آیه ،، و لو کنت فضا غلیظ القلب لانفضوا من حولک،، (لا تفضوا من حولک) تلاوت شد!
تصاویری از این مراسم تقدیم می شود:👇👇