Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
Forwarded from Return to Authenticity; theory and practice
شايد براي خيلي از مديراني كه قصد ارتقاي قابليت هاي رهبري سازماني را در خود دارند و مي خواهند زيست يك رهبر موثر را تجربه كنند، تجربه اي ساده اما عميق بتواند كمك كند...كافي است كه انتخاب كنند كه گياهي را در گلداني مراقبت كنند تا بزرگ شود و بعد آن را در بهترين شكل خود به فرد متعهد ديگري هديه دهند.
مراقبت، توجه، كسب شناخت از شرايط خاص مراقبت از يك گياه با توجه به نوع آن، تعهد به رسيدگي و در عين حال پذيرش آزادي براي گياه براي اينكه خودش رشد كند و تصور بزرگ شدن اين گياه و زيبايي آن در آينده تجربه اي ذي قيمت است. نهايتا هديه دادن آن براي قصد و هدفي بزرگتر از خود، شايد تجربه عشق ورزي اوليه اي براي شروع چنين زيستي را شكل دهد...

#رهبری_سازمانی
#عشق_ورزي
Forwarded from اتچ بات
👆👆
پیشنهاد بسیار عالی و اخلاقی و نشاط آفرین و سازنده استاد سید بابک علوی را خیلی می پسندم.
البته همسرم از پیش عمل به این پیشنهاد را آغاز کرده است. امسال برای جشن نوروز چند گلدان زیبا تهیه کرده و در آنها بذر نارنج کاشته و با مراقبت های ویژه جوانه ها از خاک گلدان بیرون آمده اند. تا کنون یک گلدان را هدیه داده است.
تصویر یکی از گلدانها👇
Forwarded from Deleted Account
گلدان هدیه شده توسط همسر استاد بزرگوار آقای اسلامی
👆
بسیار سپاس از همراه گرامی، سرکار خانم محمدی
شهری در ژاپن که در آن مردمش۱۰۰ درصد زباله ها را بازیافت می کنند٬
و برای سطل های زباله از۳۴ مدل مختلف استفاده می کنند نه فقط زباله تر و خشک ...


🆑 @Academic_Library
مسئولیت گریزی ویرانگری بنیادین

💥یک ضرب المثل بسیار زیبایی در اخلاق حرفه ای مطرح می شود که اساسِ تغییر و تحول فردی و اجتماعی فراوانی است:🔻

📌بخاطر میخی، نعلی افتاد
📌بخاطر نعلی، اسبی افتاد
📌بخاطر اسبی، سواری افتاد
📌بخاطر سواری، جنگی شكست خورد
📌بخاطر شكستی، مملكتی نابود شد
💥و همه اینها بخاطر كسی بود كه میخ را خوب نكوبیده بود...

یادمان باشد همه كارهای ما، حتی کوچک، اثری بزرگ دارند كه گاه به نابودی یک جامعه منجر می شود.
💥یک معلم بی خیال، یک دانشجوی بی تفاوت؛ یک راننده غیر حرفه ای و یک کارمند ناوارد هم ریشه در مسئولیت گریزی دارد که خوره نابودگر جامعه اند.
🔸تنها و تنها نگاه مسئولیت پذیرانه به کار است که می تواند سلامت اجتماعی را فراهم آورد و راهی بجز این پیدا نخواهیم کرد.

📍به امید آموزش مسئولیت پذیری لااقل در میان کودکان؛ در خانه و مهدکودک ها؛ کاری که شدنی است و کشورهایی مانند حوزه اسکاندیناوی این راه را رفته و نتیجه گرفته اند.
🙏 انشاالله🙏
🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
👆پست بالا، شاید تلنگری باشد به اخلاق و رفتار فردی - حرفه ای ما که متاسفانه روحیه کاهلی در ما نهادینه شده و عادت کرده ایم به اینکه هیچ کاری را جدی نگیریم...
هر چند به نظر می رسد که مشکل ما با اصلاح اخلاق فردی حل نمی شود. امروزه مدیریت اخلاقی به عهده سازمانها و سیستمهاست. الناس علی دین ملوکهم!
🆔@Practicalethics
☘️ کم استرس‌ترین و پر استرس‌ترین شهرهای دنیا

🔅در جدیدترین تحقیقات انجام شده ( توسط موسسه ای بریتانیایی با عنوان «زیپ جت» ) کم‌استرس‌ترین شهرهای دنیا در سال 2017 فاکتورهایی همچون میزان ترافیک، حمل و نقل عمومی، درصد فضای سبز، وضعیت مالی شهروندان از جمله میزان بدهی، سلامت جسمی و روحی و مقدار ساعت‌هایی که نور خورشید در سال در هر شهر وجود دارد لحاظ شده است.

🔅بر این اساس 8 شهر دنیا که کم‌استرس‌ترین‌ها محسوب می‌شوند به این ترتیب هستند:

۱-اشتوتگارت، آلمان
۲-لوکزامبورگ، لوکزامبورگ
۳-هانوفر، آلمان
۴-برن، سوئیس
۵-مونیخ، المان
۶-بوردو، فرانسه
۷-ادینبرگ، بریتانیا
۸-سیدنی، استرالیا


🔅در همین لیست پراسترس‌ترین شهرهای دنیا هم به ترتیب زیر معرفی شده‌اند:

۱-بغداد، عراق
۲-کابل، افغانستان
۳-لاگوس، نیجریه
۴-داکار، سنگال
۵-قاهره، مصر
۶-تهران، ایران 🇮🇷
۷-داکا، بنگلادش
۸-کراچی، پاگستان

🌱 منبع: CNN
عکس: اشتوتگارت، آلمان

cnn.com/travel/article/least-stressful-cities-2017/index.html
⚡️ضرورتی ندارد با منشور کوروش بجنگیم این منشور، غنایی برای ما است

✔️آیت الله علوی بروجردی🔻

🔹علم محدودیت‌پذیر نیست. در داخل خود ایران، حساسیت‌هایی بر ابراز ایرانیت است. این درست نیست. یکی از ابزار ارتباط ما با بسیاری از اقشار، همین مسئلۀ ایرانیت است، جدای از مسئلۀ اسلامیت. ایرانیت مسئلۀ بسیار مهمی است. بنده در دوران جنگ، سفری به هندوستان رفتم. در دهلی، انجمن یزدی‌ها مفصل است. به‌مناسبت این انجمن، زرتشتی‌ها ما را به پارسی‌های هند دعوت کردند. آنجا که رفتم، دیدم اتاقی برای جمع‌آوری کمک به جبهه‌ها دارند. این‌ها کسانی هستند که به ‌هرحال از ایران بیرونشان کردند؛ اما باز هم به‌عنوان پارسی، دلشان می‌تپید که این آب ‌و خاک در معرض تاخت‌وتاز واقع شده بود. این موضوعیت دارد.

🔹ضرورتی ندارد که با منشور کوروش بجنگیم. این منشور،غنایی برای ما است. بنده پیش‌ترها صحبتی کرده بودم، اما به آن اعتراض شده بود. اما بنده این نکته را یادآوری کردم: اینکه ما قبل از اسلام چنین منشوری داشتیم، حاکی از تمدن و تفکر والایی در این آب ‌و خاک است و همین ایرانی‌هایی که دارای تمدن و تفکر والا بودند اسلام آوردند، این‌ گونه نبودند که مثل عرب‌های جاهلی چیزی نداشته باشند و اسلام بیاورند. این‌ها با این غنای فرهنگی آمدند مقابل اسلام سر تسلیم فرود آوردند. این عظمت ایران را نشان می‌دهد.

@namehayehawzavi
✳️ اسلام را زنده کنیم یا حجاب را سخت بگیریم؟

کسانی که سال‌های دهۀ پنجاه را به یاد دارند، می‌دانند که حجاب و چادر، یک‌مرتبه در میان دانشجویان دختر رایج شد. و نیز می‌دانند که عامل تغییر ناگهانی در پوشش دختران در آن سال‌ها، حسینیۀ ارشاد و سخنرانی‌های علی شریعتی بود. اسد الله علم، وزیر دربار شاه در یادداشت‌های روزانه‌اش، دست‌کم دو بار به این رخداد عجیب و ناگهانی در دانشگاه‌های ایران اشاره کرده است. در یادداشت مربوط به روز هفتم اردیبهشت سال ۱۳۵۶ می‌گوید: «چیزی که دیروز خیلی باعث تعجب من در دانشگاه پهلوی شد، مشاهدۀ زیادی دختر چادر‌به‌سر بود.»(یادداشت‌های علم، ج۶، ص۶۵). در خاطرات مربوط به ۵۶/۲/۳۱ می‌گوید وقتی به شاه گفتم که دانشجوهای دختر در دانشگاه‌ها چادری شده‌اند، شاه گفت کار مارکسیست‌های اسلامی است(همان، ص۴۴۷). «مارکسیست‌های اسلامی» نامی بود که شاه برای سخنرانان حسینیۀ ارشاد به کار می‌برد(حسینیۀ ارشاد به روایت ساواک، ص۲۴۹ و ۳۵۶).
استاد محمدرضا حکیمی نیز می‌گوید: «این‌جانب از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران تدریس می‌کردم و دانشجویانی بسیار، حتی از دانشگاه‌های دیگر، به صورت مستمع آزاد در آن کلاس(درس نهج البلاغه) حاضر می‌شدند؛ تا آنجا که تعدادشان به سی‌صد نفر می‌رسید. نیمی از حاضران، خانم‌ها بودند و همه با حجاب. آن خانم‌ها از کسانی بودند که تحت تأثیر شریعتی و مطالعۀ آثارش، حجاب را انتخاب کرده بودند.»(محمد اسفندیاری، شعلۀ بی‌قرار، ویراست سوم، ص۵۶). محمد رجبی از دانشجویان آن دوره می‌گوید: «این‌جانب در سال ۱۳۴۷ که به دانشگاه رفتم، فقط یک خانم چادری در آنجا بود. از این رو برای تشکیل انجمن اسلامی دانشجویان که حضور خانم‌های با حجاب در آن ضروری بود، دچار مشکل بودیم. پس از گذشت چند سال من به زندان افتادم و هنگامی که در سال ۱۳۵۵ آزاد شدم و به دانشگاه رفتم، بسیاری از خانم‌ها را با حجاب دیدم که همه متأثر از شریعتی و کتاب‌های او بودند.»(همان)
با وجود این، مسئلۀ حجاب در آثار شریعتی بسیار کم‌رنگ است؛ چنانکه حجاب در خانوادۀ او نیز جایی نداشت. آنچه حجاب را به دانشگاه‌ها برد، محبوبیت اسلام به روایت شریعتی بود و در واقع زنان از اسلام به حجاب رسیدند؛ نه از حجاب به اسلام.
🆔@Practicalethics
✳️ یادداشتی از همراه گرامی، دکتر اسماعیل آقابابایی، حقوقدان عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی:

من سررشته ای از اقتصاد ندارم ولی فاصله دانش حقوق در ایران با کشورهای دیگر را زیاد می بینم. سوییس قانون جزایی برای هشتاد کشور جهان می نویسد ما در ایران بعد چهل سال یه قانون جزایی درجه ده نداریم هر ماده اش یه نقدی دارد. 4 بهمن امسال در روزنامه جمهوری گفتم یک قانون در کشور به سه صورت اجرا و حقوق مردم ضایع می شود. به هیچ کسی این بی عدالتی آشکار بر نخورد. تضییع حق با تفاسیر دلبخواهی از قانون از دوران حمورابی تا حالا بی سابقه است ولی ما آن را نهادینه کردیم و شد اسباب شرمساری. لابد اقتصاد هم از این اشکالها دارد که به این نتایج غلط میرسیم. شعار عدالت معنا ندارد عدالت را باید در عمل دید. شما به این بی عدالتی آشکار در مقاله زیر که یکی از صدها بی عدالتی است چگونه پاسخ می دهید.
لینک مقاله
http://jomhourieslami.net/engine/print.php?newsid=162036
اشکالهای متعدد قانون را در مقالات متعدد دیگر آوردم و به یقین می دانم این وضعیت یعنی قربانی کردن دین و عدالت.
Forwarded from Hassan Tavassoli
شماره سوم و چهارم فصلنامه پایدیا، ویژه ی اخلاق جنگ و صلح با آثاری از مایکل والزر،ست لازار،جف مک ماهان و دیگر چهره های مطرح این حوزه از چاپ بیرون آمد.دومین دفتراز موسسه مطالعاتی دین و فلسفه افغانستان.
لطفا اگر می‌پسندید برای دوستان و خویشان فوروارد کنید 🌺🌺🌺
Forwarded from محاسن الکلام 📚 (Ali Abbasabadi)
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸

🔸 مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيىٰ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ، عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ:


عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّٰهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ، قَالَ:

«لَا يَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ يُكْتَبُ مُحْسِناً مَا دَامَ سَاكِتاً؛
فَإِذَا تَكَلَّمَ كُتِبَ مُحْسِناً أَوْ مُسِيئاً».


▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️


💠 امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

«بنده‌ی مؤمن، تا زمانی که ساکت است و سخن نمی‌گوید، پیوسته برایش نیکی نوشته می‌شود.

اما هنگامی که لب به سخن گشود، [بسته به این‌که چه سخنی بگوید] برایش نیکی یا بدی ثبت می‌گردد».


📖 الکافی، ج۳، ص۳۰۲، ح۱۸۴۰

ا🌸
ا🌺🍃🌸
ا🍃🌺🍃🌸🍃🌺
ا🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺

⚪️ @maaref_kaafi
180314_1856
My Recording
مناظره درباره حجاب شرعی
مبانی و محدوده حجاب شرعی

آقایان امیر ترکاشوند و حسین سوزنچی

23اسفند 96، در موسسه فهیم؛ قم

چند نکته پیرامون این مناظره در پست بعدی»>
✳️مناظره پیرامون «مبانی و محدوده های حجاب شرعی» 👆🏻👆🏻
فایل صوتی این مناظره طولانی را شنیدم. چند نکته را گفتنی می دانم:
1.باید از موسسه فهیم سپاسگزار بود که چنین نشست هایی را ترتیب می دهد. این نشست ها، بی شک به رشد اندیشه ورزی و عقلانیت که از گمشده های جامعه امروز ایران است کمک می کند.

2.چنین به نظر رسید که برگزار کنندگان پیش از برگزاری نشست، دو طرف مناظره را به خوبی از چیستی و هدف بحث آگاه نکرده بودند. آقای سوزنچی بر این گمان بوده که قرار است کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر» را نقد کند که مهم ترین نوشته آقای ترکاشوند در این موضوع است. در حالی که آقای ترکاشوند می پنداشته که فارغ از جزئیات مندرج در کتابش، بحث این نشست پیرامون مبانی و محدوده های حجاب شرعی است. نتیجه این شد که هر کدام بحثی را آماده کرده بودند که طرف مقابل آمادگی کافی برای ورود به آن نداشت. می توان گفت که احتمالاً به همین دلیل آقای ترکاشوند نتوانست از نکاتی که آقای سوزنچی در نقد کتاب ایشان بیان کردند به خوبی دفاع کند. همینطور وقتی که آقای ترکاشوند شواهدی را برای تشریفاتی بودن حجاب سر درعصر نزول وحی ذکر کردند، آقای سوزنچی نتوانست دلایل محکمی برای توجیه این شواهد و اثبات شرعی بودن حجاب سر بیاورد.

3.مثل بسیاری از مناظره هایی که در ایران برگزار می شود، سیاه و سفید دیدن موضوع از آسیب هایی بود که گفتگو را از شیوه یک گفتگوی اخلاقی و شایسته یک مباحثه علمی راهگشا خارج کرد و متأسفانه انگیزه خوانی و انگ زدن به طرف مقابل در مناظره روی داد که ای کاش چنین نمی شد.

4.شاید منطقی تر این بود که ابتدا آقای ترکاشوند نظریه خود را مطرح می کرد و آنگاه آقای سوزنچی به نقد آن می پرداخت. به این ترتیب ممکن بود که مباحثه از حالت بی نظمی که داشت خارج می شد و احتمالا زمان هم به نحو مطلوبتری قابل مدیریت بود.

5.بنده آقای ترکاشوند را از نزدیک نمی شناسم و تنها آشنایی من با ایشان از طریق کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر» است. برای نخستین بار بود که حتی صدای ایشان را می شنیدم، اما خویشتن داری و حوصله مندی و سعه صدر ایشان در این نشست بسیار ستودنی و درس آموز بود.

6.مدعای اصلی آقای ترکاشوند در این مناظر این بود که پوشش سر برای بانوان در عصر پیامبر صلوات الله علیه واجب شرعی نبوده و آیات قرآن کریم و روایات نیز دلالت صریح و قاطعی بر این امر ندارند؛ بلکه لزوم پوشش سر برای مردان و زنان در عصر نزول وحی، جنبه تشریفاتی داشته و یک رسم اجتماعی بوده است. ایشان این مدعا را با بیان شواهدی توضیح دادند که به نظر می رسد شواهد قابل توجهی باشند. جا دارد فقها و صاحبنظران دینی پیرامون این شواهد مطالعه جدی داشته باشند.

7.حتی اگر این مدعا اثبات شود که آیات و روایات دلالت روشن و قاطعی بر این ندارند که بر بانوان واجب باشد که سر و گردن خود را از نامحرمان بپوشانند، دلیل فرهنگی در خصوص جامعه کنونی ایران وجوب این امر را اثبات خواهد کرد. نکته قابل ذکر این است که شاید لازم باشد فقهای مسلمان، دلیل فرهنگی را نیز به ادله ای که برای اثبات احکام شرعی به کار می روند، بیافزایند. هر چند دلیل فرهنگی، یک حکم شرعی نسبی و نه مطلق را اثبات می کند. از لحاظ فرهنگی ملاک اصلی برای حکم حجاب و پوشش، حفظ بنیان خانواده از طریق رعایت عفت عمومی است. آنچه مطلق است رعایت همین ملاک است. اگر در جامعه ای نپوشاندن سر از سوی بانوان این ملاک را مخدوش کند، تا هر زمان که مخدوش می کند، حرمت خواهد داشت. والله العالم.

محمدتقی اسلامی. 26 اسفندماه 96
🆔@practicalethics
به استقبال ماه رجب
همزمانی دو بهار

ای صبا نکهتی از خاک در یار بیار
ببر اندوه دل و مژده‌ی دلدار بیار

نکته‌ی روح فزا از دهن یار بگوی
نامه‌ی خوش خبر از عالم اسرار بیار

ماه مبارک رجب اولین ماه از فصل عبادت و خودسازی است.
امید توفیق بندگی خدای سبحان را برای خود و همه همراهان عزیز دارم.
از همه دوستان همراه التماس دعا.
🆔@Practicalethics
Forwarded from محاسن الکلام 📚 (Ali Abbasabadi)
💠 متوکّل [خلیفه‌ی عبّاسی] به غدّه‌ای چرکین در بدنش دچار شد که او را تا دم مرگ پیش برد. کسی هم جرأت نمی‌کرد غدّه را بشکافد [چون ممکن بود به مرگ او بینجامد].

مادر متوکل نذر کرد که اگر پسرش بهبود یابد، مال فراوانی برای امام هادی علیه‌السلام [به عنوان هدیه] بفرستد.

از آن سو، فتح بن‌خاقان [وزیر متوکل] به او گفت: کاش قاصدی برای این مرد [یعنی امام هادی علیه‌السلام] می‌فرستادید تا از او بپرسد؛ ای بسا نسخه‌ای داشته باشد و با عمل به آن، بهبود پیدا کنید.

متوکل قاصدی برای حضرت فرستاد و بیماری را برای ایشان شرح داد. حضرت دستور دادند که عصاره‌ی روغن گوسفندی را با گلاب مخلوط کنند و بر روی غده بگذارند.

وقتی قاصد آمد [و نسخه را بیان کرد]، همه او را مسخره کردند. اما فتح بن‌خاقان گفت: به خدا قسم، او می‌داند چه می‌گوید.

آن‌گاه خودش روغن را فراهم کرد و به نسخه عمل نمود. متوکل خوابش برد و آرام گرفت. سپس غده سر باز کرد و چرکش خارج شد.

هنگامی که مژده‌ی این بهبودی را به مادر متوکل دادند، ده‌هزار درهم برای حضرت هدیه فرستاد و با انگشتر خود آن را مهر کرد.


وقتی متوکل کاملاً خوب شد، یک نفر پیش او سخن‌چینی کرد که: اموال و سلاح‌هایی برای امام هادی علیه‌السلام برده می‌شود.

متوکل به دربان خود، سعید، دستور داد شبانه به خانه‌ی حضرت حمله کند و هر مال یا سلاحی پیدا کرد، نزد او بیاورد.

سعیدِ دربان می‌گوید: شبانه به خانه‌ی حضرت رفتم و از نردبانی که با خود برده بودم، مخفیانه به روی پشت بام آمدم. می‌خواستم از پله‌کان وارد خانه شوم؛ اما نمی‌دانستم در تاریکی از کجا باید بروم.

ناگهان حضرت مرا صدا زدند و فرمودند: «سعید! همان‌جا بمان تا برایت شمعی بیاورند».

چیزی نگذشت که برایم شمعی آوردند. پایین آمدم و حضرت را دیدم که عبایی پشمین بر دوش، و کلاهی پشمین بر سر داشتند و سجاده‌ای از جنس حصیر، جلوی‌شان پهن بود. شک ندارم که داشتند نماز می‌خواندند.

بی‌مقدمه به من فرمودند: «همه‌ی اتاق‌ها در اختیار توست!»

برخاستم و شروع به گشتن اتاق‌ها کردم؛ اما چیزی نیافتم. در اتاق خود حضرت، کیسه‌ی ده‌هزار درهمی را دیدم که با انگشتر مادر متوکّل، مهر شده بود [و حضرت آن را باز نکرده بودند]. یک کیسه‌ی دربسته‌ی دیگر نیز پیدا کردم.

سپس به من فرمودند: «زیر جانماز را هم بگرد!»

جانماز را کنار زدم و زیر آن، شمشیری در غلاف یافتم. همه را برداشتم و نزد متوکل آوردم.

متوکل وقتی مهر مادرش را روی کیسه دید، دنبالش فرستاد. مادرش به او گفت: وقتی از بهبودی‌ات ناامید شده بودم، نذر کردم که اگر خوب شوی، ده‌هزار درهم برایش هدیه بفرستم. برای همین این کیسه را فرستادم و مهر خود را بر آن زدم.

وقتی کیسه‌ی دوم را باز کرد، دید که در آن چهارصد درهم است.

متوکل کیسه‌ی ده‌هزار درهمی دیگری به کیسه‌ی قبلی ضمیمه کرد و به من دستور داد که همه را به حضرت برگردانم.

به نزد حضرت رفتم و شمشیر و کیسه‌ها را تحویل دادم. آن‌گاه گفتم: آقای من! بسیار برایم سخت است [که آن‌گونه به منزلتان آمدم و حال نیز این اموال را برگرداندم].

حضرت این آیه را تلاوت کردند: «و کسانی که ستم کردند، به زودی خواهند دانست که در چه جایگاهی وارد می‌شوند».


📖 الکافی، ج۲، ص۶۰۱ـ۶۰۴، ح۱۳۲۴



🔺 این ماجرا، نشان می‌دهد که وجود مبارک امام هادی علیه‌السلام، آن‌چنان شخصیت والایی داشته‌اند که حتی دشمن‌ترین دشمنان حضرت نیز چنین اعتقادی نسبت به ایشان پیدا می‌کرده‌اند.

🔺 ضمن این‌که، کرم و بزرگواری حضرت ـ حتی نسبت به خلیفه‌ی قاتل و خون‌خوار عباسی ـ را نیز نمایان می‌کند.


ا🌸
ا🌺🍃🌸
ا🍃🌺🍃🌸🍃🌺
ا🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺

⚪️ @maaref_kaafi
Forwarded from اتچ بات
سال نو را خدمت همه دوستان، اساتید و همراهان گرامی تبریک عرض می کنم. امید که به یمن تقارن نوروز با ماه مبارک رجب (ماه آغازین عبادت خدای سبحان) و یاد و نام مقدس امام هادی علیه السلام سالی سرشار از برکت و شادمانی برای همه ایرانیان در سراسر جهان در پیش داشته باشیم.

با احترام
محمدتقی اسلامی
یکم فروردین نودو هفت
🆔@Practicalethics
Forwarded from مدرسه مولانا
◼️#شايگان رها شد!

#مدرسه_مولانا درگذشت این فیلسوف عالیقدر را به فرهیختگان و جامعه ایران تسلیت میگوید

خلاصه‌ای ازگفتگوی ايشان بامضمون #مرگ منتشر شده درانديشه پویا 👇🏻

https://goo.gl/Mk8PXs
⚫️ به مناسبت درگذشت فیلسوف نامدار، زنده یاد داریوش شایگان...

✔️خاطره داریوش شایگان از علامه طباطبایی🔻

🔹تجربۀ شگفت دیگری که با او( علامه طباطبایی) داشتم، ملاقات دوبه‌دویی بود که زمانی در خانه‌ای در شمیران بین ما دست داد. قرار بود که همۀ اهل محفل آن شب در آنجا گرد آیند. من به آنجا رفتم اما بقیه غایب بودند. احتمالاً تاریخ جلسه را اشتباه کرده بودند. ما تنها بودیم. شب فرا می‌رسید و از گردسوزهایی که در طاقچه‌ها نهاده بودند، نوری صافی می‌تراوید. مانند همیشه روی زمین بر مخدّه نشسته بودیم. من از استاد دربارۀ وضعیت اخروی و اینکه چگونه روح نماد ملکاتی است که در خود انباشته و پس از مرگ آنها را در جهان برزخ متمثّل می‌کند سؤال کردم. ناگهان استاد، که معمولاً بسیار فکور و خموش بود، از هم شکفت. از جا کنده شد و مرا نیز با خود برد. دقیقاً به خاطر ندارم که از چه می‌گفت، اما آن فوران ِحال‌های دمادم را که در من می‌دمید خوب به یاد دارم. احساس می‌کردم که عروج می‌کنم. گویی از نردبان هستی بالا می‌رفتیم و فضاهایی هر دم لطیف‌تر را بازمی‌گشودیم. چیزها از ما دور می‌شدند. هوای رقیق اوج‌ها را و حالی را که تا آن زمان از وجودش بی‌خبر بودم حس می‌کردم. سخنان استاد با حسّ بی‌وزنی و سبکی همراه بود. دیگر از زمان غافل بودم. هنگامی که به حال عادی بازآمدم، ساعت‌ها گذشته بود. سپس سکوت مستولی شد. ارتعاش‌های عجیبی مرا تسخیر کرده بود؛ رها و مجذوب در خلسۀ صلحی وصف‌ناپذیر بودم. استاد از گفتن ایستاد و سپس چشمانش را به زیر انداخت. دریافتم که بایست تنهایش بگذارم. نه تنها به سؤالم پاسخ گفته بود، بلکه نفس تجربه را در من دمیده بود. این تجربه را دیگر برایم تکرار نکرد امّا یقین دارم که اهل باطن و کرامات بود، ولی دربرابر مخاطبان ناآشنا دم فرو می‌بست. باآنکه در محافل رسمی روحانیت فیلسوف طراز اوّلی بود که لقب علّامه داشت، ولی به روحانیان متحجّر بی‌اعتماد بود.»

🔸کتاب زیرآسمان‌ های جهان، گفت‌وگوی جهانبگلو با داریوش شایگان، ص۷۰ و ۷۱ درباره علامه طباطبائي
🆔@Practicalethics