Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
🔰نتایج یک نظرسنجی در بارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان

دکتر مقصود فراستخواه (جامعه‌شناس) یک پیمایش در سطح ملی،که پرسش‌هایی دربارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان به شکل الکترونیکی با کمک تعدادی از اعضای هئیت علمی دانشگاه های سراسر کشور انجام داده است و یکی از سؤالات آن پیمایش این بود:

اگر روحیات و خلقیات ایرانی بحث انگیز است، بیشتر به کدام مؤلفه‌ها از خلقیات ایرانی مربوط می‌شود؟

نتایج برحسب رتبه،به شرح زیراست:

بالاترین جوابی که در بحث انگیز بودن خلقیات ایرانی داده بودند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بود.

در رتبه بعد «انتقاد پذیری» را بحث‌انگیز دیدند. این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت می‌شوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل می‌گیرند.


در رتبۀ سوّم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوت‌های منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست.

در رتبۀ چهارم گفتند، ایرانیان معمولا ً پنهان‌کاری می‌کنند و غالباً شفاف نیستند.

در رتبۀ پنجم گفتند، ایرانی‌ها خودمدارند؛
بیشتر خواسته‌های خود را مبنا قرار می‌دهند.
بیش از این که به خواسته‌های جمعی و گروه و منافع عمومی فکر کنند، می‌خواهند خود را نجات دهند.

در رتبۀ ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیشتر بر خردورزی چیره می‌شود.

در رتبۀ هفتم گفتند، «دروغ» بین ایرانیان رواج دارد.
سرانجام معتقد بودند ایرانی‌ها به سختی می‌توانند گفت‌و‌گو و توافق پایداری انجام دهند.

ازکتاب #ما_ایرانیان
@practicalethics
اگر عقیده‌ی مخالف، شما را عصبانی می‌کند نشان آن است که ناخودآگاه می‌دانید دلیل مناسبی برای دفاع از آنچه فکر می‌کنید ندارید.

📽 برتراند راسل
@Practicalethics
❇️ مژده کتابی تازه:

عنوان اصلی:
An Ethics of Interrogation

نویسنده مایکل اسکِرکِر

مترجم افشین خاکباز

ناشر: نشر نو

چاپ اول

تاریخ نشر ۱۳۹۷

قطع رقعی

نوع جلد گالینگور (جلد سخت)

تعداد صفحات۴۱۰
❇️کتاب اخلاق بازجویی درباره چیست؟

گروهی با قراردادن امنیتِ ملّی و اجتماعی در صدر اولویت‌های حکومت، توسل به هر شیوه‌ای -حتی توسل به درجات مختلف خشونت- را برای دستیابی به اطلاعات حساس روا می‌دارند. برخی دیگر حوزهٔ عملِ بازجویان را به قانون و اصولِ اخلاقی محدود می‌کنند و بر این باورند که حتی در دشوارترین شرایط نیز عملِ بازجویان باید در چارچوب قانون باشد. مدافعان هر یک از این دو دیدگاه اندیشه‌های خود را بر اساس فرضیاتی دربارهٔ حقوق و وظایف متقابل فرد و جامعه بنا کرده‌اند.
مایکل اسکرکر در این کتاب به جنبه‌های مختلف این مسئلهٔ بحث‌انگیز می‌پردازد و آن را از چشم فیلسوفان و حقوق‌دانان می‌نگرد. او می‌کوشد با ارائهٔ مثال‌هایی از پرونده‌های واقعی مسائلی همچون حقِ برخورداری از حریم خصوصی و حقِ سکوت در برابر پرسش‌های بازجو، حقوق متهمان و محکومان، حقوق افراد مشکوک به فعالیت‌های تروریستی و جاسوسی، حقوق زندانیان جنگی و اسرا، ریشه‌های تاریخی شکنجه و تردیدهایی که دربارهٔ میزان کارآیی بازجویی‌های خشونت‌آمیز وجود دارد، و مواردی از این دست را بررسی کند.
@Practicalethics
#اخلاق_دینداری آیت الله بروجردی:

آیت الله علوی بروجردی نوه مرحوم آیت الله العظمی بروجردی می گوید:

زمانی که آقای بروجردی ساکن شهر بروجرد بود، پزشک معروف شهر آقای حکیم یوسف یهودی بود. نوه آن دکتر برای من نقل کرده بود که حکیم یوسف ارادت خاصی به آقای بروجردی داشت و در قم به دیدار آقای بروجردی میرفت. علت این بود که وقتی دکتر برای عیادت علمای بروجرد میرفت آنان تکه پارچه ای پهن می کردند که پای دکتر به فرش های آنان برخورد نکند؛ ولی وقتی خانه آقای بروجردی میرفت از این کارها خبری نبود و مانند یک مهمان معمولی با او برخورد میکرد.

در زمانی که آقای بروجردی هنوز به قم نیامده و ساکن بروجرد بود، شنید که در آن شهر هنگام تشییع جنازه یهودیان بعضیها به طرف جنازه سنگ پرتاب میکنند. آقای بروجردی مردم را از این کار ناشایست نهی کرد، ولی بعضی از مردم توجه نکردند و به این عمل ادامه دادند. آقای بروجردی گفت هر وقت تشییع جنازه یک یهودی بود به ایشان اطلاع دهند. در اولین تشییع آقای بروجردی شرکت کرد و این باعث شد این سنت زشت سنگپرانی به کلی ترک شود.

(نقل از روزنامه سازندگی، ۱۶ مرداد ۱۳۹۷)
@Practicalethics
زرتشتی باشد!
خاطره ای دیگر از زبان آقای علوی بروجردی:

وقتی مسجد اعظم قم ساخته میشد قرار شد چاه آبی حفر کنند که آب مسجد مستقل از آب شهر باشد. تحقیق شد که چه کسی این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد. معلوم شد شرکتی در خیابان سعدی تهران هست که مدیریت آن با آقای جمشید یگانگی است ولی ایشان زردشتی است.
موضوع را با آقای بروجردی مطرح کردند و ایشان فرمود: «زردشتی باشد، چه اشکالی دارد؟!». آقای مهندس لرزاده که معمار مسجد اعظم بود قرارداد حفر چاه و سیستم آبرسانی مسجد را با آن شرکت بست و کار تا آخر انجام شد. هنگام تسویه حساب، آقای جمشید یگانگی گفته بود مایل است با آقای بروجردی ملاقات کند. آقای لرزاده اجازه گرفته بود و ملاقات انجام شد. در ملاقات، آقای بروجردی از ایشان تشکر کرده بود ولی آقای یگانگی خواهش کرده بود که اجازه دهید من هم در ثواب این مسجد شریک باشم و پولی بابت کار دریافت نکنم و آقای بروجردی هم قبول کرده بود.

در همین حال یکی از حاضرین به آقای بروجردی گفته بود: «آقا به ایشان بفرمایید مسلمان شود». آقای بروجردی از شنیدن این جمله آنقدر ناراحت شده بود که صورت و گوشهایش قرمز شده بود. آقای یگانگی هم سرش را زیر انداخته و ساکت بود.
پس از مدتی آقای بروجردی فرمود: «من دعا میکنم خداوند از این صفا و اخلاص ایشان به ما هم عنایت بفرماید».

✴️پس از چندین سال چاه به تعمیر و بازسازی نیاز پیدا کرد و به همان شرکت مراجعه شد و معلوم شد آقای یگانگی مرحوم شده و پسرانش شرکت را اداره میکنند. قرار شد آنان برای تعمیر اقدام کنند. کار که انجام شد برای تسویه حساب رفتیم. معلوم شد مرحوم جمشید یگانگی در پرونده مربوط به مسجد اعظم قم یادداشت کرده که تا هر زمان این چاه تعمیراتی لازم داشت به طور مجانی انجام گردد.

(نقل از روزنامه سازندگی، ۱۶ مرداد ۱۳۹۷)
#اخلاق_دینداری
#سلیقه_دین_ورزی
#آیت_الله_بروجردی
@Practicalethics

http://yon.ir/Yf5d3
آلفرد آدلر؛ روان شناس مشهور اتريشى, به بيماران اندوهگين خود مى گفت:
"اگر از اين نسخه پيروى كنيد ظرف ١٤ روز معالجه خواهيد شد.
هر روز فكر كنيد چطور مى توانيد يك نفر ديگر را خوشحال كنيد.
زيرا انديشه خوشحال كردن ديگران ما را از تفكر درباره خودمان باز مى دارد و بزرگترين عامل نگرانى ترس و اندوه انديشيدن درباره خود است.
شادمانى انسان و شادمانى ديگران به يكديگر وابسته است!

📚 برگرفته از کتاب "طبیعت انسان"
👤 نوشته آلفرد آدلر

@Practicalethics
☘️☘️ابهام آینده و اخلاقی زیستن

🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰گرم غذا می‌خورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانه‌روزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

🔹هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.

🔹آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش می‌دهد. به طور مثال، در جامعه‌ای كه همۀ افراد با هر تخصصی می‌توانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخن‌چینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین می‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند.

🍎مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیب‌های اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷

@Practicalethics
کتابی تازه در موضوعات اخلاق کاربردی.

مولف: پاتریشیا ام کینگ و ...

‌‌مترجم: آریا متین، ایمان بحیرایی

ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
268 صفحه.
چاپ اول: ۱۳۹۷
@Practicalethics
مردم روسیه از کتابخوان ترین مردم دنیا هستند و این صحنه در متروی آنها مسئله ای عادی است.

آنها در شرایطی در مترو اینگونه کتاب میخوانند که اکثر متروهای روسیه دارای وایفای رایگان است!


@Practicalethics
Forwarded from تاریخ ایرانی
✔️نماینده زرتشتی که پیگیر بودجه روضه‌خوانی بود

🔻تعامل مسلمانان و زرتشتیان در خاطرات ارباب کیخسرو شاهرخ

🔹ارباب کیخسرو پس از نقل خاطرات خود در مدرسه آمریکایی‌ها که منجر به اشتیاقش به گرویدن به مسیحیت شده بود، می‌نویسد: «در یکی از روزهای یکشنبه که شماری از روحانیان مسلمان برای دیدن عشاء ربانی آمده بودند، پس از انجام مراسم، با یکی از آنان که خود را شیخ یحیی معرفی کرد و منسوب به خانواده حاج ابوجعفر ملا بود، به گفت‌وگو پرداختم. او متوجه شد که من به علت علاقه شدید به موعظه‌های مسیح، اطلاعات ناچیزی درباره دین زرتشتی دارم. شیخ یحیی توصیه کرد که بهتر است پیرو مذهب زرتشتی خود باشم و سپس افزود که حاضر است در صورت تمایل به فراگرفتن مناسک زرتشتی، به من کمک کند. حرف‌های او به شدت مرا تکان داد و در واقع باید بگویم کاملا منقلب شدم.»

🔹 ارباب کیخسرو به عنوان نماینده زرتشتیان در مجلس، در تصویب بودجه روضه‌خوانی مسلمانان نقش اصلی را ایفا می‌کند و حتی متهم می‌شود که چرا بدین جریان پیوسته است. در یکی از گفت‌وگوهای نمایندگان که در خاطرات ارباب کیخسرو هم نقل شده است، به سخنان دشتی، یکی از منتقدان تصویب این بودجه، اشاره شده که با لحنی طعنه‌آمیز در خلال سخنانش می‌گوید: «کاسه گرم‌تر از آش شده‌اند کسانی که مسلمان نیستند {و} می‌خواهند از عزاداری طرفداری کنند. آقا آنقدر با ما بازی نکنید.» اما جالب‌توجه‌تر از این ماجرا پاسخ ارباب کیخسروست، پاسخی که گرچه کوتاه و مختصر است اما نکته اصلی تعامل مسلمانان و زرتشتیان را به خوبی می‌رساند: «اگر مسلمان است از مجلس است و اگر غیرمسلمان هم هست از مجلس است.» جمله‌ای که در زمانه خود بدیع و تامل‌برانگیز است و به نظر می‌رسد در آن بیش از هر چیز بر لزوم برابری نمایندگان مردم از هر دین و آئینی در تصمیم‌گیری برای هر موضوعی تاکید شده است.

http://tarikhirani.ir/Images/news/1536220704_kikhosro1.jpg

http://tarikhirani.ir/fa/news/26/bodyView/6441

@tarikhirani
👆توضیح:
روحانی مسلمان شیعه که اخلاق دینداری را با ذوق و سلیقه در تبلیغات دینی، با هم داشته است به جای اینکه ارباب کیخسرو زرتشتی را به اسلام دعوت کند، به او یاد می دهد که باور دینی بازیچه نیست که به مجرد قرار گرفتن در جوی تازه آن را عوض کنی. انسان دیندار بایستی ابتدا در باور خود جدی و استوار باشد و آنگاه در تغییر یا جهت دهی آن تجدید نظر کند. تو که آیین خویش را نیک نمی شناسی، حق تجدید نظر در آن را نداری!

ای کاش حوزه های علمیه ما چنین روحانیانی را به وفور تربیت می کردند، روحانیانی که اندیشه مترقی اسلام در جانشان رسوخ کرده، اندیشه ای که همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان گوناگون در کنار هم را توشه ای برای صلح و آرامش جهانی و اتحاد و همکاری دینداران برای آبادانی دنیا و آخرت انسانها نماید.
مهم ترین پیش فرض این اندیشه یافتن شرح صدر در اثر ممارست قلبی با تعالیم نجات بخش اسلام است.
نخستین منادی این پیش فرض قرآن کریم است که فرمود: "افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه .‌.." (زمر: ۲۲)
#اخلاق_دینداری
#همزیستی_مسالمت_آمیز
#اخلاق_تبلیغ_دین
@Practicalethics
آیا بقعه بی‌بی شهربانو در شهر ری؛ همان‌ همسر امام حسین ع است؟

🔸در برخی روضه خوانی‌ها و شبیه خوانی‌ها اینگونه گفته می‌شود که زمانی که دشمنان به دنبال شهربانو همسر امام حسین ع و مادر امام سجاد ع بودند ایشان فرار می‌کند و از کوهی ظاهر می‌شود. این نقل تا چه اندازه معتبر است؟

🔹 این داستان در هیچیک از منابع حدیثی یا تاریخی نیامده است.
جناب شهربانو در سال ٣٦ق، پس از وضع حمل و بدنیا آوردن امام سجاد ع، از دنیا رفت و در مدینه دفن شد. یعنی ٢٥ سال پیش از واقعۀ کربلا از دنیا رفته بود.
بنابراین ایشان نه در کربلا حضور داشته و نه در جایی غیر از بقیع دفن شده است.
🔹مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب «زندگانی علی بن الحسین ع» به این مطلب پرداخته است. ایشان در ایام تحصیلش در نجف اشرف گویا به بیماری سل مبتلا شده بود و برای معالجه به تهران آمده و در ایام نقاهت و گذران دوران پس از بیماری که مصادف شده بود با تعطیلی تابستان متوجه شده بود که عده زیادی از مردم از طرف سه راه ورامین، به جایی در نزدیکی شهر ری، بنام «مقام بی‌بی شهربانو» یا «کوی بی‌بی شهربانو» یا دقیق‌ترش «کوه بی‌بی شهربانو» می‌روند. در دامنۀ این کوه یا نزدیکی‌های قله، بقعه‌ای هست و ادعا می‌شود که شهربانو در کربلا حاضر بوده و پس از شهادت امام حسین ع بر ذوالجناح اسب امام، سوار می‌شود و فرار می‌کند. دشمن وی را تعقیب می‌کند تا آنکه وی به کوهی در اطراف ری می‌رسد و از خدا کمک می‌خواهد ولی به جای اینکه بگوید «یا هو! مرا دریاب»، می‌گوید «یا کوه! مرا دریاب» و کوه شکافته می‌شود و او در دل کوه می‌رود.
يا مثلاً اينگونه گفته می‌شود که شهربانو پس از شهادت امام حسین ع که طبعاً نوبت اسیرگیری خاندان امام پیش آمده، دست به دعا برمی‌دارد که: «خدایا من یک بار به دست عربها اسیر شده‌ام بار دیگر برای من مپسند که اسیر شوم.»، و پس از این دعا شهربانو خود را به فرع رودخانۀ فرات در کربلا می‌اندازد و وقتی دشمنان می‌آیند که ایشان را اسیر کنند می‌بینند که ایشان به زیر آب رفته. سپس خداوند ایشان را نجات می‌دهد و به طور معجزه‌آمیز و با طیّ‌الارض به کوهی در ایران می‌رساند. در این هنگام مردم می‌آیند تا ببینند این بانو کیست که با چادر سر از کوه برآورده اما ایشان از این جمع شدن مردم ناراحت می‌شود و اینبار دعا می‌کند که غایب شود. کوه شکافته می‌شود و ایشان به دل کوه می‌رود و همانجا دفن می‌شود و قسمتی از چادر ایشان در لای شکاف کوه باقی می‌ماند که مردم در موضع بعنوان محل دفن شهربانو بقعه و مقام می‌سازند و می‌شود زیارتگاه!

🔹دکتر شهیدی وقتی از چنین عقیده‌ای در بین برخی مردم مطلع می‌شود پس از تحقیق و مراجعه به منابع تاریخی، بیان می‌کند که این مطلب در هیچ منبع تاریخی نیست و ساخته و پرداختۀ عوام است.
📓کانال استاد یوسفی غروی؛ (با اندکی تلخیص)

🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
Forwarded from تاریخ ایرانی
عالمی دینی که از تخت‌جمشید حفاظت کرد

🔹 اگر نقش‌آفرینی آیت‌الله سید محمود موسوی‌نژاد، رئیس حوزه علمیه امام صادق (ع) مرودشت در روزها و ماه‌های آغازین پیروزی انقلاب نبود، تخت‌جمشید به عنوان اثری جهانی دچار آسیب و گزند می‌شد. آیین تجلیل از ایشان روزهای اخیر در شهرستان مرودشت برگزار شد و از تعدادی از کتاب‌های تالیف شده توسط این عالم دینی رونمایی شد.

🔹 موسوی‌نژاد: در طبقه دوم مسجد ابوالفضل مرودشت پایگاهی تشکیل دادیم تا ضمن حفاظت از امنیت شهر از ابنیه و اماکن تاریخی هم مراقبت کنیم که در رأس آن‌ها تخت‌جمشید بود.

🔹 یکی دو ماه قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که تظاهرات و اغتشاشات در اوج خودش بود و کمتر کسی توجه به این ابنیه داشت به نوعی فضا برای فرصت‌طلبان باز بود. ما عهده‌دار این وظیفه شدیم تا اوضاع کم کم آرام شود و متصدیان، مسئولیت این کار را به عهده بگیرند، زیرا در آن شرایط سازمان میراث فرهنگی عملاً کارایی نداشت؛ همه یا فرار کرده یا به دلیل وابسته بودن به رژیم سابق دستگیر شده بودند.

🔹 کارمندان، دکتر کارشناس و معاون اداره تخت‌جمشید نیز توسط نیروهای انقلابی بازداشت شده بودند ولی من بعد از بررسی آن‌ها را آزاد کردم زیرا آن‌ها تنها پرسنل اداره میراث فرهنگی در زمان طاغوت بودند. / ایرنا

https://bit.ly/2zWsFiM

@tarikhirani
🔰قصه پردازی در ماجرای کربلا:


" پردازش داستان و به کارگیری زبان حال باید به گونه ای باشد که

اولا، هیچ گونه خلطی میان حقیقت و مجاز پدید نیاورد و خواننده یا شنونده بتواند مطالب افزوده را از مطالب اصلی تمییز دهد.

ثانیا، بتوان تضمین کرد که هیچ گونه خرافه سازی، تحریف دینی، بدعت گزاری و مطالبی که موجب وهن دین و اولیای دینی است، از این طریق وارد ادبیات دینی و مذهبی نشود."

از کتاب: اخلاق اسلامی و کاربست قاعده تسامح در ادله سنن، نوشته محمدتقی اسلامی، ص ۱۱۱.
@Practicalethics
صدر هنوز میان حوزویان تنهاست

محسن کمالیان

🔸 در خبرها خواندم که حوزویان همایشی برپا خواهند کرد بنام «تصوف‌شناسی انتقادی». صوفی نیستم. اما ملاحظاتی دارم که در زیر می‌نگارم:

🔸 امام موسی صدر دو دهه در لبنان به تبلیغ فرهنگ اهل بیت (ع) پرداخت. در برابرش هم سنیان قرار داشتند هم مسیحیان. روش صدر، اثبات تشیع بود نه نفی دیگران. نه تنها دیگران را نفی نکرد، بلکه آنها را احترام گذاشت، در آغوش گرفت، به گفتگو و تشریک مساعی در ساختن وطن مشترک دعوت‌شان کرد.

🔸 صدر هرگز همایش مسیحیت‌شناسی انتقادی برپا نکرد. به جای آن در الندوةِ اللبنانیة با بزرگان مسیحی گفتگوی اسلام و مسیحیت را راه انداخت. در کلیساها و دیرها نیز حضور یافت و ضمن تاکید بر مشترکات، معنویت پراکند. سخنرانی معروف اسلام و فرهنگ قرن بیستم در همین فضا ایراد شد.

🔸 صدر همایش تسنن‌شناسی انتقادی نیز هرگز برپا نکرد. به جای آن در همایش‌های اسلامی مصر، عربستان و الجزایر با بزرگان اهل سنت به مباحثه نشست و در فضای احترام و صمیمیت، فرهنگ اهل بیت (ع) را با صراحت تبیین کرد. سخنرانی معروف «روح تشریع در اسلام» در همین فضا ایراد شد.

🔸 مقدمه‌ی صدر بر کتاب «تاریخ فلسفه‌ی اسلامی» هانری کُربَن نمونه‌ی لطیفی از روش وی در نقد علمی متفکران مسیحی است. وی ‌براحتی می‌توانست مقاله‌ای علمی بنویسد با عنوان «نقدی بر کتاب کُربَن» و در یکی از مجلات فرهنگی لبنان یا فرانسه چاپ کند. اما کاری به مراتب زیباتر کرد: بر ترجمه‌ی عربی کتاب کُربَن مقدمه‌ای نوشت با عنوان «با هانری کُربَن، خاورشناس بزرگ» و ضمن تجلیل فراوان از وی، فراز به فراز کتاب را مورد نقد علمی قرار داد (نای‌ونی، ۲۹۳).

🔸 نوشته‌ی صدر بر کتاب «الخوارج من الانصار الامام علی» شیخ سلیمان داود بن یوسف نیز نمونه‌ی لطیفی از روش وی در نقد علمی متفکران مسلمان غیرشیعه است. نویسنده از رهبران فرقه‌ی «اباضیه» (خوارج) در الجزایر بود. صدر کتاب را خواند و پس از تجلیل، نظرات خود را طی نامه‌ای بیان کرد. آخرِ نامه، تکمیل کتاب را توصیه و تاکید کرده بود: «ارجو الا تتعبوا فان المهمة کبیرة و نتائجها لوحدة المسلمین کبیرة و اکبر» (یادنامه امام موسی صدر، ۵۱۴-۵۱۵).

🔸 صدر نیز به تصوف نگاه انتقادی داشت: «ایراد شیعه به متصوفه تنها ناظر به تنظیم روش و مسائل سیر و سلوک نیست. بلکه اختلاف عمیق‌تر از این‌هاست و راه این دو از هم جدا و نقش‌های رهبری بسیار متفاوت است» (نای‌ونی، ۲۱۱-۲۱۲). اما روش تعامل وی با صوفیان هم محترمانه و سازنده بود. خاطره‌ی تکفیر شیخ هادی فخرالواعظین در این خصوص شنیدنی است:

🔸 فخرالواعظین طی ایام تحصیل صدر در نجف به آنجا سفر کرد و در مسجد هندی منبر می‌رفت. اهل فلسفه‌، عرفان و قویا شایع بود که به فرقه‌ی صوفیه‌ی ذهبیه تمایل دارد. آیت‌الله سید ابراهیم اصطهباناتی تکفیرش کرد. به گفته‌ی آیت‌الله سید محمدباقر حکیم: «امام صدر در اصلاح این مسئله نقش مهمی داشت. زیرا ارتباط گسترده‌ای با مراجع و علما برقرار کرد و با آنان در باره‌ی این خطیب گفتگو کرد تا آنجا که آیت‌الله العظمی سید محسن حکیم از آن خطیب برای ایراد سخنرانی در مجلسی عمومی دعوت کرد و کارها به سامان درآمد و نگاه علما در قبال تفکر فلسفی و عرفانی اصلاح گردید» (گذرها و خاطره‌ها، ۱۲۵-۱۲۶).

🔸 صوفیان در ایران همان نقشی را دارند که اقلیت‌های مذهبی در لبنان و خود شیعیان در جهان عرب. خوب است در جای‌جای جهان عرب همایش تشیع‌شناسی انتقادی برپا شود؟ اگر اقلیت‌های مذهبی لبنان هر کدام همایش رقیب‌شناسی انتقادی برپا کنند، تکلیف صلح، آرامش و امنیت مردم در آن کشور چه خواهد شد؟

🔸 همچنین آیا صوفیان متقابلا اجازه دارند همایش تشیع‌شناسی انتقادی در ایران برپا کنند؟ اگر اقلیت‌ها نیز چنین اجازه‌ای دارند، تکلیف اتحاد ملی چه خواهد شد؟ اگر نیز اجازه ندارند و تنها حوزویان اجازه‌ی برپایی چنین همایش‌هایی دارند، تکلیف اخلاق و جوانمردی چه خواهد شد؟ سخن حقی که در شرایط نابرابر، یعنی بشکل غیراخلاقی و ناجوانمردانه طرح شود، بر کدام دل خواهد نشست؟

🔸 نقدِ فکر پدیده‌ی مبارکی است. به شرط اینکه علمی و اخلاقی باشد. چه ضرورتی دارد که بارِ عنوان همایش، منفی باشد؟ آیا فقط ذیل عناوین نیشدار می‌توان فکر را نقد کرد؟ نیز وقتی وطن و دینِ مشترک داریم، چرا راه گفتگو را طی نکنیم؟ از نفی رقیب چه خیر دیده‌ایم؟ طبیعتاً اولین شرط گفتگو، به رسمیت شناختن همدیگر و احترام متقابل است.

🔸 امام صدر بیست سال قبل از پیروزی
انقلاب، در کشوری غریب، راه صحیح تعامل با اقلیت‌ها را درک و دنبال کرد. نتیجه، عزتِ شیعیان و دوستی آنها با مسیحیان و سنیان لبنان و منطقه بود. برخی حوزویان ما اما شصت سال بعد، در کشور خودشان، هنوز راه صحیح تعامل با اقلیت‌ها را نمی‌دانند و سرمست از باده‌ی قدرت، راه تفرقه را می‌پیمایند. براستی صدر هنوز هم میان حوزویان تنهاست.
🆔@Practicalethics
باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست

باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست

بر درگه او چونکه بيفتند به خاک
شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست

گر درک کنى، خودت خدا را بينى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکيست

مهدی مختارزاده
@Practicalethics
کتابخانه شخصی کارآفرین آمریکایی «جی سی واکر» با نام «تاریخ تخيل بشر» به شکل صحنه یک داستان علمی_تخیلی طراحی شده است. در این کتابخانه آثار مربوط به پیشرفت دانش بشری نگهداری می شود.


@Practicalethics
👆این کتابخانه جالب و حیرت انگیز که در شهر مینیاپولیس، در ایالت مینه سوتا واقع شده، بیش از 200,000 جلد کتاب را در خود جای داده است. در طراحی این کتابخانه از طرح های موریس اشر الهام گرفته شده است. موریس اشر یک هنرمند گرافیک اهل هلند بود که آثار شگرفی از حکاکی روی چوب و قلم زنی سایه روشن را خلق کرد که از محاسبات ریاضی الهام گرفته بود.

کتابخانه واکر بیشتر تمرکز خود را بر مقوله ی بی پایان تخیل انسان گذاشته است.
لازم به یادآوری است که: اندیشمندان بسیاری، رشد اخلاق اجتماعی انسان را تا حدود زیادی مرهون تقویت قوه تخیل او می دانند.
🆔 @Practicalethics
‍‍ ‍‍ شهرداری که برف می‌خرید

چهل سال پیش در بهمن ماه سال ١٣۵٧ «سید جواد شهرستانی»، شهردار تهران وارد مدرسه علوی شد و به دیدار امام خمینی (ره) رفت. او نخستین مدیر بلندپایه‌ای بود که پس از ورود امام به ایران استعفای خود را تقدیم کرد و به انقلاب پیوست.
در مدتی که شهردار بود، خلاقیت‌های فراوانی به خرج داد. به عنوان نمونه گفته‌اند در یکی از روزهای سرد زمستان که برف زیادی باریده بود، او برای برف‌روبی و تمیز کردن معابر شهری، از نمک و شن و ماسه استفاده نکرد بلکه در تصمیمی خلاقانه اعلام کرد که شهرداری، برف را از مردم می‌خرد. به این ترتیب بسیاری از مردم، با شور و شوق، با انواع و اقسام وسایل، برف را از منزل‌ها، کوچه‌ها و خیابان‌ها جمع کرده و برای فروش به پارک ملت (که آن زمان بزرگترین پارک خاورمیانه بود) بردند. برف‌ها در آنجا تبدیل به کوهی شد که علاوه بر از بین بردن انواع و اقسام آفات نباتی و جانوران مضر، زمینه‌ساز آب فراوان و سرسبزی در بهاران شد. زمستان آن سال هم برای شهروندان علاقه‌مند شرایطی فراهم آمد که انواع بازی‌ها و سرگرمی‌های زمستانی را تجربه کنند.
در مردادماه ١٣۵۶، شهرستانی دوباره شهردار تهران شد و دوره ریاست او با حکم امام (ره) تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم ادامه یافت. در روزهایی که او شهردار تهران بود، اقدامات زیادی انجام گرفت که بازپس‌گیری پارک پردیسان از خالص‌جات دولتی و اختصاص آن به شهروندان، طراحی اولیه متروی تهران و طرح تشکیل شرکت عمران و بهسازی جنوب شهر تهران و کمربند سبز شرق تهران از آن شمار است.
/ احمد مسجد جامعی/ روزنامه اعتماد.

#محیط_زیست
#سلامتی
#اخلاق

@Practicalethics