📚📚📚
فاشیستبودن یا ناسیونالیست بودن،
کار دشواری نیست.
کافی است چشم بر ارزشهای انسانی ببندیم و کمی با حرفهای کلی سرگرم بشویم: زبان خود را بهترین زبان دانستن و زبان دیگری را گوش خراش خواندن؛ موسیقی قومی خود را سحرانگیز دانستن و موسیقی دیگری را سرسامآور خواندن؛ لباس محلی خود را زیبا نامیدن و لباس محلی دیگری را به تمسخر گرفتن؛ سنتهای قبیلهای خود را ستودن و سنتهای قبیلهای دیگری را ابلهانه خواندن ...
و دردناکتر آنکه آسیب دیدگان از ناسیونالیسم و قومپرستی، خود به قومپرستانی تندروتر بدل میشوند و اینچنین، انسان به جای رهایی از چنگال تعصب و تلاش برای گسترش همزیستی، تعصب بیشتر را بهعنوان شیوه نجات برمیگزیند...
دوست بازیافته
فرد اولمن
@Practicalethics
فاشیستبودن یا ناسیونالیست بودن،
کار دشواری نیست.
کافی است چشم بر ارزشهای انسانی ببندیم و کمی با حرفهای کلی سرگرم بشویم: زبان خود را بهترین زبان دانستن و زبان دیگری را گوش خراش خواندن؛ موسیقی قومی خود را سحرانگیز دانستن و موسیقی دیگری را سرسامآور خواندن؛ لباس محلی خود را زیبا نامیدن و لباس محلی دیگری را به تمسخر گرفتن؛ سنتهای قبیلهای خود را ستودن و سنتهای قبیلهای دیگری را ابلهانه خواندن ...
و دردناکتر آنکه آسیب دیدگان از ناسیونالیسم و قومپرستی، خود به قومپرستانی تندروتر بدل میشوند و اینچنین، انسان به جای رهایی از چنگال تعصب و تلاش برای گسترش همزیستی، تعصب بیشتر را بهعنوان شیوه نجات برمیگزیند...
دوست بازیافته
فرد اولمن
@Practicalethics
عرب ستیزی، همچون فارس ستیزی است .چنانکه ایران پرستی، چیزی شبیه کره ی شمالی پرستی ست!...
و همه ی اقسامِ این "ستیزش و پرستش"، آینه هایی اند بازتافته از رخساره یِ دو خویِ فردی و جمعیِ ما آدمیان:
یکی)خودشیفتگی شخصی، گروهی،ملیتی، مذهبی،جنسیتی، مکتبی...
و دیگری)فقرِ معنویتِ اخلاقی.
مشهور است که گاندی بزرگ، در آخرین سخنرانی های خود، چنین گفته بود(من، دراین دورانِ عمرم به نگاهی دست یافته ام که از هیچ کسی متنفر نیستم.از "بدکاران و متجاوزان و جبّاران و آدم کُشان"بدم نمی آید ؛بلکه از "بدکرداری و تجاوز و زورگویی و قتل" بیزارم.)
باری! بر نگارنده، همواره فهم این نکته دشوار و بلکه محال می آمده است که چگونه بسیاری از ما ایرانیان، نژاد ایرانی_آریایی را چنان تمجید و تکریم می کنیم که چیزی از یک نژادپرست انسان،ستیز کم نداریم و از آن سو بر طبل [مثلا]عرب ستیزی و افغان ستیزی چندان می کوبیم که بسا همطراز نازی ها و فاشیستها در می آییم...
مخلص, آنکه بنده"این خِیلِ عرب ستیزی و سِیلِ ایران پرستی را که با جنون، پهلو می زند؛ درنمی یابم! و هزارالبته ضداخلاقی اش می شمارم"
افلاطون می گفت("خشونت" حتا با دشمنان[با همه ی اَشکالش مثلِ کینه ورزی و بدگویی و عربده کِشی و کدورت تَراشی...]، بدتر از کاری ست که دشمنانتان با شما می کنند.چه، در این خشونت، ضربه و ضرری روحی نهفته است که "آرامش درونی"تان را به "تنش و کشمکشی"گرفتارکننده تبدیل می کند.ضمنِ اینکه آیاشمادرهنگام کینه ورزی و خشونت تراشی، "قصدِ بدتر کردنِشان" را دارید یا "عزمِ بهترکردنِ ایشان" را؟! اگر قصد بدترکردن دارید؛ اینکه پُرواضح است هم غیراخلاقی ست هم آنکه آسیبی نصیبِ روح و روانِ خودتان می کند. واگر قصدخوبتر کردن شان را دارید؛ هیچ می دانید که با خشونت، هیچکسی _اخلاقا_ بهتر نمی شود؟!بنابراین وقتی باخشونت،"طرف" را نمی توان "اِصلاح"کرد؛ "اِفساد"ش هم که اساسا صحیح نیست؛ پس اینهمه خشونتِ گفتار و رفتار چه محلّی از اِعراب دارد؟!)
#خودشیفتگی_فرهنگی
#خشونت
@Practicalethics
و همه ی اقسامِ این "ستیزش و پرستش"، آینه هایی اند بازتافته از رخساره یِ دو خویِ فردی و جمعیِ ما آدمیان:
یکی)خودشیفتگی شخصی، گروهی،ملیتی، مذهبی،جنسیتی، مکتبی...
و دیگری)فقرِ معنویتِ اخلاقی.
مشهور است که گاندی بزرگ، در آخرین سخنرانی های خود، چنین گفته بود(من، دراین دورانِ عمرم به نگاهی دست یافته ام که از هیچ کسی متنفر نیستم.از "بدکاران و متجاوزان و جبّاران و آدم کُشان"بدم نمی آید ؛بلکه از "بدکرداری و تجاوز و زورگویی و قتل" بیزارم.)
باری! بر نگارنده، همواره فهم این نکته دشوار و بلکه محال می آمده است که چگونه بسیاری از ما ایرانیان، نژاد ایرانی_آریایی را چنان تمجید و تکریم می کنیم که چیزی از یک نژادپرست انسان،ستیز کم نداریم و از آن سو بر طبل [مثلا]عرب ستیزی و افغان ستیزی چندان می کوبیم که بسا همطراز نازی ها و فاشیستها در می آییم...
مخلص, آنکه بنده"این خِیلِ عرب ستیزی و سِیلِ ایران پرستی را که با جنون، پهلو می زند؛ درنمی یابم! و هزارالبته ضداخلاقی اش می شمارم"
افلاطون می گفت("خشونت" حتا با دشمنان[با همه ی اَشکالش مثلِ کینه ورزی و بدگویی و عربده کِشی و کدورت تَراشی...]، بدتر از کاری ست که دشمنانتان با شما می کنند.چه، در این خشونت، ضربه و ضرری روحی نهفته است که "آرامش درونی"تان را به "تنش و کشمکشی"گرفتارکننده تبدیل می کند.ضمنِ اینکه آیاشمادرهنگام کینه ورزی و خشونت تراشی، "قصدِ بدتر کردنِشان" را دارید یا "عزمِ بهترکردنِ ایشان" را؟! اگر قصد بدترکردن دارید؛ اینکه پُرواضح است هم غیراخلاقی ست هم آنکه آسیبی نصیبِ روح و روانِ خودتان می کند. واگر قصدخوبتر کردن شان را دارید؛ هیچ می دانید که با خشونت، هیچکسی _اخلاقا_ بهتر نمی شود؟!بنابراین وقتی باخشونت،"طرف" را نمی توان "اِصلاح"کرد؛ "اِفساد"ش هم که اساسا صحیح نیست؛ پس اینهمه خشونتِ گفتار و رفتار چه محلّی از اِعراب دارد؟!)
#خودشیفتگی_فرهنگی
#خشونت
@Practicalethics
🔰شیخ ابوسعید ابوالخیر را گفتند: فلان کس بر روی آب میرود.گفت: سهل است؛ بزغی و صعوهای نیز برود.
گفتند: فلان کس در هوا میپرد.گفت: مگسی و زغنهای میپرد.
گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری میشود. گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب میشود. این چنین چیزها را بس قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و بخورد و در میان بازار در میان خلق ستد و داد کند، و با خلق بیامیزد و یک لحظه به دل از خدای غافل نباشد. اسرار التوحید، ص ۱۹۹.
🆔@Practicalethics
گفتند: فلان کس در هوا میپرد.گفت: مگسی و زغنهای میپرد.
گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری میشود. گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب میشود. این چنین چیزها را بس قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و بخورد و در میان بازار در میان خلق ستد و داد کند، و با خلق بیامیزد و یک لحظه به دل از خدای غافل نباشد. اسرار التوحید، ص ۱۹۹.
🆔@Practicalethics
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
این روزها همه از هم میپرسند چه باید کرد. این سؤال، پاسخهای روشنی دارد. کارهای بسیاری هست که از عهدۀ ما برمیآید و در بهبود اوضاع مؤثر است. معجزهای رخ نخواهد داد؛ اما ما میتوانیم به کمک یکدیگر این روزهای سخت را که شاید سختتر هم بشود، از سر بگذرانیم، تا نوبت به روزهای خوب هم برسد. به هر حال «مرغ زیرک چون به دام افتد، تحمل بایدش».
مهمترین کاری که اکنون باید بکنیم، کنترل منفعتطلبیهای شخصی و فردی است. بحرانهای اقتصادی و اضطرابهای سیاسی، درک ملی را به حاشیه میرانند و جای آن را به سودهای پست و ناپایدار میدهند که نتیجۀ آن فاجعۀ ملی است. در تاریخ هر ملتی، سالهایی هست که به مثابۀ آزمون تاریخی برای آن ملت است. در این سالها آنچه نجاتبخش است، درک ملی و پرهیز از سودجوییهای فردی است. در غیبت درک ملی، هر ایرانی تبدیل به بمبی ویرانگر برای اقتصاد و رفاه و آیندۀ کشور میشود. مهربانی و نوعدوستی، اگر وقت معینی داشته باشد، همین روزها و سالها است. تا اطلاع ثانوی، مردم ایران هیچ دادرسی جز خودشان ندارند. از نصیحت مسئولان ناامید نمیشویم، اما آنان اگر هم بخواهند و اراده کنند، نمیتوانند مسائل کشور را در کوتاهمدت حل کنند؛ چون نخست باید به تغییرات شناختی و ساختاری و سراسری تن دهند که فعلا ممکن نیست. توقع انصاف و انعطاف از عوامل برونمرزی بحرانها نیز بیهوده است. آنها اگر نوعدوست هم باشند، نوعدوستیشان را به پای مردم کشورشان میریزند، نه کشوری بیگانه که شعار رسمی آن، مرگخواهی برای کشورهای دیگر بوده است.
بیایید تا میتوانیم بر هم آسان بگیریم؛ به یکدیگر اعتماد کنیم؛ دستهای همدیگر را بگیریم و رها نکنیم؛ پشتیبان هم باشیم؛ شادی و برخورداری دیگری را شادی و برخورداری خود بدانیم و میهنپرستی را تجربه کنیم. همۀ ملتهایی که اکنون از رفاه و آسودگی بیشتری برخوردارند، چنین روزهایی را از سر گذراندهاند و اکنون به گذشتۀ خود افتخار میکنند. بیایید چنان رفتار کنیم که آیندگان به ما افتخار کنند. فراموش نکنیم که ما روزگارانی بسیار ناگوارتر از این نیز داشتهایم؛ اما در زمانی اندک، روزگاری دیگر آفریدهایم. از سقوط اصفهان، پایتخت سلسلۀ صفوی، در سال ۱۱۳۵ق، که جنگ و قحطی را به جایی رساند که یادآوری آن نیز دلها را غرق بهت و اندوه میکند، تا پیروزی سپاه نادری بر لشکر ۸۰۰ هزار نفری گورکانیان هند، حدود ۱۶ سال فاصله است؛ یعنی کشوری که در برابر لشکر ۲۰ هزار نفری محمود افغان به زانو درآمد و یکی از سختترین و فاجعهآمیزترین دوران خود را آغاز کرد، ۱۶ سال بعد توانست یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان را تسلیم کند و مرزهای کشور را به جایی برساند که تنها با مرزهای ایران باستان، قابل قیاس است.
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفتهاند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشتهاند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
رضا بابایی
۹۷/۵/۸
@practicalethics
این روزها همه از هم میپرسند چه باید کرد. این سؤال، پاسخهای روشنی دارد. کارهای بسیاری هست که از عهدۀ ما برمیآید و در بهبود اوضاع مؤثر است. معجزهای رخ نخواهد داد؛ اما ما میتوانیم به کمک یکدیگر این روزهای سخت را که شاید سختتر هم بشود، از سر بگذرانیم، تا نوبت به روزهای خوب هم برسد. به هر حال «مرغ زیرک چون به دام افتد، تحمل بایدش».
مهمترین کاری که اکنون باید بکنیم، کنترل منفعتطلبیهای شخصی و فردی است. بحرانهای اقتصادی و اضطرابهای سیاسی، درک ملی را به حاشیه میرانند و جای آن را به سودهای پست و ناپایدار میدهند که نتیجۀ آن فاجعۀ ملی است. در تاریخ هر ملتی، سالهایی هست که به مثابۀ آزمون تاریخی برای آن ملت است. در این سالها آنچه نجاتبخش است، درک ملی و پرهیز از سودجوییهای فردی است. در غیبت درک ملی، هر ایرانی تبدیل به بمبی ویرانگر برای اقتصاد و رفاه و آیندۀ کشور میشود. مهربانی و نوعدوستی، اگر وقت معینی داشته باشد، همین روزها و سالها است. تا اطلاع ثانوی، مردم ایران هیچ دادرسی جز خودشان ندارند. از نصیحت مسئولان ناامید نمیشویم، اما آنان اگر هم بخواهند و اراده کنند، نمیتوانند مسائل کشور را در کوتاهمدت حل کنند؛ چون نخست باید به تغییرات شناختی و ساختاری و سراسری تن دهند که فعلا ممکن نیست. توقع انصاف و انعطاف از عوامل برونمرزی بحرانها نیز بیهوده است. آنها اگر نوعدوست هم باشند، نوعدوستیشان را به پای مردم کشورشان میریزند، نه کشوری بیگانه که شعار رسمی آن، مرگخواهی برای کشورهای دیگر بوده است.
بیایید تا میتوانیم بر هم آسان بگیریم؛ به یکدیگر اعتماد کنیم؛ دستهای همدیگر را بگیریم و رها نکنیم؛ پشتیبان هم باشیم؛ شادی و برخورداری دیگری را شادی و برخورداری خود بدانیم و میهنپرستی را تجربه کنیم. همۀ ملتهایی که اکنون از رفاه و آسودگی بیشتری برخوردارند، چنین روزهایی را از سر گذراندهاند و اکنون به گذشتۀ خود افتخار میکنند. بیایید چنان رفتار کنیم که آیندگان به ما افتخار کنند. فراموش نکنیم که ما روزگارانی بسیار ناگوارتر از این نیز داشتهایم؛ اما در زمانی اندک، روزگاری دیگر آفریدهایم. از سقوط اصفهان، پایتخت سلسلۀ صفوی، در سال ۱۱۳۵ق، که جنگ و قحطی را به جایی رساند که یادآوری آن نیز دلها را غرق بهت و اندوه میکند، تا پیروزی سپاه نادری بر لشکر ۸۰۰ هزار نفری گورکانیان هند، حدود ۱۶ سال فاصله است؛ یعنی کشوری که در برابر لشکر ۲۰ هزار نفری محمود افغان به زانو درآمد و یکی از سختترین و فاجعهآمیزترین دوران خود را آغاز کرد، ۱۶ سال بعد توانست یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان را تسلیم کند و مرزهای کشور را به جایی برساند که تنها با مرزهای ایران باستان، قابل قیاس است.
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفتهاند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشتهاند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
رضا بابایی
۹۷/۵/۸
@practicalethics
🔰نتایج یک نظرسنجی در بارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان
دکتر مقصود فراستخواه (جامعهشناس) یک پیمایش در سطح ملی،که پرسشهایی دربارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان به شکل الکترونیکی با کمک تعدادی از اعضای هئیت علمی دانشگاه های سراسر کشور انجام داده است و یکی از سؤالات آن پیمایش این بود:
اگر روحیات و خلقیات ایرانی بحث انگیز است، بیشتر به کدام مؤلفهها از خلقیات ایرانی مربوط میشود؟
نتایج برحسب رتبه،به شرح زیراست:
بالاترین جوابی که در بحث انگیز بودن خلقیات ایرانی داده بودند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بود.
در رتبه بعد «انتقاد پذیری» را بحثانگیز دیدند. این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت میشوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل میگیرند.
در رتبۀ سوّم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوتهای منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست.
در رتبۀ چهارم گفتند، ایرانیان معمولا ً پنهانکاری میکنند و غالباً شفاف نیستند.
در رتبۀ پنجم گفتند، ایرانیها خودمدارند؛
بیشتر خواستههای خود را مبنا قرار میدهند.
بیش از این که به خواستههای جمعی و گروه و منافع عمومی فکر کنند، میخواهند خود را نجات دهند.
در رتبۀ ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیشتر بر خردورزی چیره میشود.
در رتبۀ هفتم گفتند، «دروغ» بین ایرانیان رواج دارد.
سرانجام معتقد بودند ایرانیها به سختی میتوانند گفتوگو و توافق پایداری انجام دهند.
ازکتاب #ما_ایرانیان
@practicalethics
دکتر مقصود فراستخواه (جامعهشناس) یک پیمایش در سطح ملی،که پرسشهایی دربارۀ خلقیات اجتماعی ایرانیان به شکل الکترونیکی با کمک تعدادی از اعضای هئیت علمی دانشگاه های سراسر کشور انجام داده است و یکی از سؤالات آن پیمایش این بود:
اگر روحیات و خلقیات ایرانی بحث انگیز است، بیشتر به کدام مؤلفهها از خلقیات ایرانی مربوط میشود؟
نتایج برحسب رتبه،به شرح زیراست:
بالاترین جوابی که در بحث انگیز بودن خلقیات ایرانی داده بودند، «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بود.
در رتبه بعد «انتقاد پذیری» را بحثانگیز دیدند. این که ایرانیان از انتقاد آزرده و ناراحت میشوند و وقتی کسی از آن ها انتقاد کند، به دل میگیرند.
در رتبۀ سوّم به رودربایستی زیاد، تعریف و تمجید در حضور یکدیگر و قضاوتهای منفی در غیاب یکدیگر اشاره کردند. گفتند، تعارف ایرانیان در حد واقعیت و رفتارشان نیست.
در رتبۀ چهارم گفتند، ایرانیان معمولا ً پنهانکاری میکنند و غالباً شفاف نیستند.
در رتبۀ پنجم گفتند، ایرانیها خودمدارند؛
بیشتر خواستههای خود را مبنا قرار میدهند.
بیش از این که به خواستههای جمعی و گروه و منافع عمومی فکر کنند، میخواهند خود را نجات دهند.
در رتبۀ ششم معتقد بودند، احساسات در ایران بیشتر بر خردورزی چیره میشود.
در رتبۀ هفتم گفتند، «دروغ» بین ایرانیان رواج دارد.
سرانجام معتقد بودند ایرانیها به سختی میتوانند گفتوگو و توافق پایداری انجام دهند.
ازکتاب #ما_ایرانیان
@practicalethics
اگر عقیدهی مخالف، شما را عصبانی میکند نشان آن است که ناخودآگاه میدانید دلیل مناسبی برای دفاع از آنچه فکر میکنید ندارید.
📽 برتراند راسل
@Practicalethics
📽 برتراند راسل
@Practicalethics
❇️کتاب اخلاق بازجویی درباره چیست؟
گروهی با قراردادن امنیتِ ملّی و اجتماعی در صدر اولویتهای حکومت، توسل به هر شیوهای -حتی توسل به درجات مختلف خشونت- را برای دستیابی به اطلاعات حساس روا میدارند. برخی دیگر حوزهٔ عملِ بازجویان را به قانون و اصولِ اخلاقی محدود میکنند و بر این باورند که حتی در دشوارترین شرایط نیز عملِ بازجویان باید در چارچوب قانون باشد. مدافعان هر یک از این دو دیدگاه اندیشههای خود را بر اساس فرضیاتی دربارهٔ حقوق و وظایف متقابل فرد و جامعه بنا کردهاند.
مایکل اسکرکر در این کتاب به جنبههای مختلف این مسئلهٔ بحثانگیز میپردازد و آن را از چشم فیلسوفان و حقوقدانان مینگرد. او میکوشد با ارائهٔ مثالهایی از پروندههای واقعی مسائلی همچون حقِ برخورداری از حریم خصوصی و حقِ سکوت در برابر پرسشهای بازجو، حقوق متهمان و محکومان، حقوق افراد مشکوک به فعالیتهای تروریستی و جاسوسی، حقوق زندانیان جنگی و اسرا، ریشههای تاریخی شکنجه و تردیدهایی که دربارهٔ میزان کارآیی بازجوییهای خشونتآمیز وجود دارد، و مواردی از این دست را بررسی کند.
@Practicalethics
گروهی با قراردادن امنیتِ ملّی و اجتماعی در صدر اولویتهای حکومت، توسل به هر شیوهای -حتی توسل به درجات مختلف خشونت- را برای دستیابی به اطلاعات حساس روا میدارند. برخی دیگر حوزهٔ عملِ بازجویان را به قانون و اصولِ اخلاقی محدود میکنند و بر این باورند که حتی در دشوارترین شرایط نیز عملِ بازجویان باید در چارچوب قانون باشد. مدافعان هر یک از این دو دیدگاه اندیشههای خود را بر اساس فرضیاتی دربارهٔ حقوق و وظایف متقابل فرد و جامعه بنا کردهاند.
مایکل اسکرکر در این کتاب به جنبههای مختلف این مسئلهٔ بحثانگیز میپردازد و آن را از چشم فیلسوفان و حقوقدانان مینگرد. او میکوشد با ارائهٔ مثالهایی از پروندههای واقعی مسائلی همچون حقِ برخورداری از حریم خصوصی و حقِ سکوت در برابر پرسشهای بازجو، حقوق متهمان و محکومان، حقوق افراد مشکوک به فعالیتهای تروریستی و جاسوسی، حقوق زندانیان جنگی و اسرا، ریشههای تاریخی شکنجه و تردیدهایی که دربارهٔ میزان کارآیی بازجوییهای خشونتآمیز وجود دارد، و مواردی از این دست را بررسی کند.
@Practicalethics
✍ #اخلاق_دینداری آیت الله بروجردی:
آیت الله علوی بروجردی نوه مرحوم آیت الله العظمی بروجردی می گوید:
زمانی که آقای بروجردی ساکن شهر بروجرد بود، پزشک معروف شهر آقای حکیم یوسف یهودی بود. نوه آن دکتر برای من نقل کرده بود که حکیم یوسف ارادت خاصی به آقای بروجردی داشت و در قم به دیدار آقای بروجردی میرفت. علت این بود که وقتی دکتر برای عیادت علمای بروجرد میرفت آنان تکه پارچه ای پهن می کردند که پای دکتر به فرش های آنان برخورد نکند؛ ولی وقتی خانه آقای بروجردی میرفت از این کارها خبری نبود و مانند یک مهمان معمولی با او برخورد میکرد.
در زمانی که آقای بروجردی هنوز به قم نیامده و ساکن بروجرد بود، شنید که در آن شهر هنگام تشییع جنازه یهودیان بعضیها به طرف جنازه سنگ پرتاب میکنند. آقای بروجردی مردم را از این کار ناشایست نهی کرد، ولی بعضی از مردم توجه نکردند و به این عمل ادامه دادند. آقای بروجردی گفت هر وقت تشییع جنازه یک یهودی بود به ایشان اطلاع دهند. در اولین تشییع آقای بروجردی شرکت کرد و این باعث شد این سنت زشت سنگپرانی به کلی ترک شود.
(نقل از روزنامه سازندگی، ۱۶ مرداد ۱۳۹۷)
@Practicalethics
آیت الله علوی بروجردی نوه مرحوم آیت الله العظمی بروجردی می گوید:
زمانی که آقای بروجردی ساکن شهر بروجرد بود، پزشک معروف شهر آقای حکیم یوسف یهودی بود. نوه آن دکتر برای من نقل کرده بود که حکیم یوسف ارادت خاصی به آقای بروجردی داشت و در قم به دیدار آقای بروجردی میرفت. علت این بود که وقتی دکتر برای عیادت علمای بروجرد میرفت آنان تکه پارچه ای پهن می کردند که پای دکتر به فرش های آنان برخورد نکند؛ ولی وقتی خانه آقای بروجردی میرفت از این کارها خبری نبود و مانند یک مهمان معمولی با او برخورد میکرد.
در زمانی که آقای بروجردی هنوز به قم نیامده و ساکن بروجرد بود، شنید که در آن شهر هنگام تشییع جنازه یهودیان بعضیها به طرف جنازه سنگ پرتاب میکنند. آقای بروجردی مردم را از این کار ناشایست نهی کرد، ولی بعضی از مردم توجه نکردند و به این عمل ادامه دادند. آقای بروجردی گفت هر وقت تشییع جنازه یک یهودی بود به ایشان اطلاع دهند. در اولین تشییع آقای بروجردی شرکت کرد و این باعث شد این سنت زشت سنگپرانی به کلی ترک شود.
(نقل از روزنامه سازندگی، ۱۶ مرداد ۱۳۹۷)
@Practicalethics
✍ زرتشتی باشد!
خاطره ای دیگر از زبان آقای علوی بروجردی:
وقتی مسجد اعظم قم ساخته میشد قرار شد چاه آبی حفر کنند که آب مسجد مستقل از آب شهر باشد. تحقیق شد که چه کسی این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد. معلوم شد شرکتی در خیابان سعدی تهران هست که مدیریت آن با آقای جمشید یگانگی است ولی ایشان زردشتی است.
موضوع را با آقای بروجردی مطرح کردند و ایشان فرمود: «زردشتی باشد، چه اشکالی دارد؟!». آقای مهندس لرزاده که معمار مسجد اعظم بود قرارداد حفر چاه و سیستم آبرسانی مسجد را با آن شرکت بست و کار تا آخر انجام شد. هنگام تسویه حساب، آقای جمشید یگانگی گفته بود مایل است با آقای بروجردی ملاقات کند. آقای لرزاده اجازه گرفته بود و ملاقات انجام شد. در ملاقات، آقای بروجردی از ایشان تشکر کرده بود ولی آقای یگانگی خواهش کرده بود که اجازه دهید من هم در ثواب این مسجد شریک باشم و پولی بابت کار دریافت نکنم و آقای بروجردی هم قبول کرده بود.
❌در همین حال یکی از حاضرین به آقای بروجردی گفته بود: «آقا به ایشان بفرمایید مسلمان شود». آقای بروجردی از شنیدن این جمله آنقدر ناراحت شده بود که صورت و گوشهایش قرمز شده بود. آقای یگانگی هم سرش را زیر انداخته و ساکت بود.
پس از مدتی آقای بروجردی فرمود: «من دعا میکنم خداوند از این صفا و اخلاص ایشان به ما هم عنایت بفرماید».
✴️پس از چندین سال چاه به تعمیر و بازسازی نیاز پیدا کرد و به همان شرکت مراجعه شد و معلوم شد آقای یگانگی مرحوم شده و پسرانش شرکت را اداره میکنند. قرار شد آنان برای تعمیر اقدام کنند. کار که انجام شد برای تسویه حساب رفتیم. معلوم شد مرحوم جمشید یگانگی در پرونده مربوط به مسجد اعظم قم یادداشت کرده که تا هر زمان این چاه تعمیراتی لازم داشت به طور مجانی انجام گردد.
(نقل از روزنامه سازندگی، ۱۶ مرداد ۱۳۹۷)
#اخلاق_دینداری
#سلیقه_دین_ورزی
#آیت_الله_بروجردی
@Practicalethics
http://yon.ir/Yf5d3
خاطره ای دیگر از زبان آقای علوی بروجردی:
وقتی مسجد اعظم قم ساخته میشد قرار شد چاه آبی حفر کنند که آب مسجد مستقل از آب شهر باشد. تحقیق شد که چه کسی این کار را بهتر از دیگران انجام می دهد. معلوم شد شرکتی در خیابان سعدی تهران هست که مدیریت آن با آقای جمشید یگانگی است ولی ایشان زردشتی است.
موضوع را با آقای بروجردی مطرح کردند و ایشان فرمود: «زردشتی باشد، چه اشکالی دارد؟!». آقای مهندس لرزاده که معمار مسجد اعظم بود قرارداد حفر چاه و سیستم آبرسانی مسجد را با آن شرکت بست و کار تا آخر انجام شد. هنگام تسویه حساب، آقای جمشید یگانگی گفته بود مایل است با آقای بروجردی ملاقات کند. آقای لرزاده اجازه گرفته بود و ملاقات انجام شد. در ملاقات، آقای بروجردی از ایشان تشکر کرده بود ولی آقای یگانگی خواهش کرده بود که اجازه دهید من هم در ثواب این مسجد شریک باشم و پولی بابت کار دریافت نکنم و آقای بروجردی هم قبول کرده بود.
❌در همین حال یکی از حاضرین به آقای بروجردی گفته بود: «آقا به ایشان بفرمایید مسلمان شود». آقای بروجردی از شنیدن این جمله آنقدر ناراحت شده بود که صورت و گوشهایش قرمز شده بود. آقای یگانگی هم سرش را زیر انداخته و ساکت بود.
پس از مدتی آقای بروجردی فرمود: «من دعا میکنم خداوند از این صفا و اخلاص ایشان به ما هم عنایت بفرماید».
✴️پس از چندین سال چاه به تعمیر و بازسازی نیاز پیدا کرد و به همان شرکت مراجعه شد و معلوم شد آقای یگانگی مرحوم شده و پسرانش شرکت را اداره میکنند. قرار شد آنان برای تعمیر اقدام کنند. کار که انجام شد برای تسویه حساب رفتیم. معلوم شد مرحوم جمشید یگانگی در پرونده مربوط به مسجد اعظم قم یادداشت کرده که تا هر زمان این چاه تعمیراتی لازم داشت به طور مجانی انجام گردد.
(نقل از روزنامه سازندگی، ۱۶ مرداد ۱۳۹۷)
#اخلاق_دینداری
#سلیقه_دین_ورزی
#آیت_الله_بروجردی
@Practicalethics
http://yon.ir/Yf5d3
آلفرد آدلر؛ روان شناس مشهور اتريشى, به بيماران اندوهگين خود مى گفت:
"اگر از اين نسخه پيروى كنيد ظرف ١٤ روز معالجه خواهيد شد.
هر روز فكر كنيد چطور مى توانيد يك نفر ديگر را خوشحال كنيد.
زيرا انديشه خوشحال كردن ديگران ما را از تفكر درباره خودمان باز مى دارد و بزرگترين عامل نگرانى ترس و اندوه انديشيدن درباره خود است.
شادمانى انسان و شادمانى ديگران به يكديگر وابسته است!
📚 برگرفته از کتاب "طبیعت انسان"
👤 نوشته آلفرد آدلر
@Practicalethics
"اگر از اين نسخه پيروى كنيد ظرف ١٤ روز معالجه خواهيد شد.
هر روز فكر كنيد چطور مى توانيد يك نفر ديگر را خوشحال كنيد.
زيرا انديشه خوشحال كردن ديگران ما را از تفكر درباره خودمان باز مى دارد و بزرگترين عامل نگرانى ترس و اندوه انديشيدن درباره خود است.
شادمانى انسان و شادمانى ديگران به يكديگر وابسته است!
📚 برگرفته از کتاب "طبیعت انسان"
👤 نوشته آلفرد آدلر
@Practicalethics
☘️☘️ابهام آینده و اخلاقی زیستن
🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
🔹هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
🔹آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
🍎مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷
@Practicalethics
🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند. در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به 1500گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.
🔹هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.
🔹آتیۀ مبهم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاقی را كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است. به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.
🍎مصطفی ملکیان،سخنرانی «اخلاق و آسیبهای اجتماعی» بهمن ماه ۱۳۸۷
@Practicalethics
کتابی تازه در موضوعات اخلاق کاربردی.
مولف: پاتریشیا ام کینگ و ...
مترجم: آریا متین، ایمان بحیرایی
ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
268 صفحه.
چاپ اول: ۱۳۹۷
@Practicalethics
مولف: پاتریشیا ام کینگ و ...
مترجم: آریا متین، ایمان بحیرایی
ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
268 صفحه.
چاپ اول: ۱۳۹۷
@Practicalethics
مردم روسیه از کتابخوان ترین مردم دنیا هستند و این صحنه در متروی آنها مسئله ای عادی است.
آنها در شرایطی در مترو اینگونه کتاب میخوانند که اکثر متروهای روسیه دارای وایفای رایگان است!
@Practicalethics
آنها در شرایطی در مترو اینگونه کتاب میخوانند که اکثر متروهای روسیه دارای وایفای رایگان است!
@Practicalethics
Forwarded from تاریخ ایرانی
✔️نماینده زرتشتی که پیگیر بودجه روضهخوانی بود
🔻تعامل مسلمانان و زرتشتیان در خاطرات ارباب کیخسرو شاهرخ
🔹ارباب کیخسرو پس از نقل خاطرات خود در مدرسه آمریکاییها که منجر به اشتیاقش به گرویدن به مسیحیت شده بود، مینویسد: «در یکی از روزهای یکشنبه که شماری از روحانیان مسلمان برای دیدن عشاء ربانی آمده بودند، پس از انجام مراسم، با یکی از آنان که خود را شیخ یحیی معرفی کرد و منسوب به خانواده حاج ابوجعفر ملا بود، به گفتوگو پرداختم. او متوجه شد که من به علت علاقه شدید به موعظههای مسیح، اطلاعات ناچیزی درباره دین زرتشتی دارم. شیخ یحیی توصیه کرد که بهتر است پیرو مذهب زرتشتی خود باشم و سپس افزود که حاضر است در صورت تمایل به فراگرفتن مناسک زرتشتی، به من کمک کند. حرفهای او به شدت مرا تکان داد و در واقع باید بگویم کاملا منقلب شدم.»
🔹 ارباب کیخسرو به عنوان نماینده زرتشتیان در مجلس، در تصویب بودجه روضهخوانی مسلمانان نقش اصلی را ایفا میکند و حتی متهم میشود که چرا بدین جریان پیوسته است. در یکی از گفتوگوهای نمایندگان که در خاطرات ارباب کیخسرو هم نقل شده است، به سخنان دشتی، یکی از منتقدان تصویب این بودجه، اشاره شده که با لحنی طعنهآمیز در خلال سخنانش میگوید: «کاسه گرمتر از آش شدهاند کسانی که مسلمان نیستند {و} میخواهند از عزاداری طرفداری کنند. آقا آنقدر با ما بازی نکنید.» اما جالبتوجهتر از این ماجرا پاسخ ارباب کیخسروست، پاسخی که گرچه کوتاه و مختصر است اما نکته اصلی تعامل مسلمانان و زرتشتیان را به خوبی میرساند: «اگر مسلمان است از مجلس است و اگر غیرمسلمان هم هست از مجلس است.» جملهای که در زمانه خود بدیع و تاملبرانگیز است و به نظر میرسد در آن بیش از هر چیز بر لزوم برابری نمایندگان مردم از هر دین و آئینی در تصمیمگیری برای هر موضوعی تاکید شده است.
http://tarikhirani.ir/Images/news/1536220704_kikhosro1.jpg
http://tarikhirani.ir/fa/news/26/bodyView/6441
@tarikhirani
🔻تعامل مسلمانان و زرتشتیان در خاطرات ارباب کیخسرو شاهرخ
🔹ارباب کیخسرو پس از نقل خاطرات خود در مدرسه آمریکاییها که منجر به اشتیاقش به گرویدن به مسیحیت شده بود، مینویسد: «در یکی از روزهای یکشنبه که شماری از روحانیان مسلمان برای دیدن عشاء ربانی آمده بودند، پس از انجام مراسم، با یکی از آنان که خود را شیخ یحیی معرفی کرد و منسوب به خانواده حاج ابوجعفر ملا بود، به گفتوگو پرداختم. او متوجه شد که من به علت علاقه شدید به موعظههای مسیح، اطلاعات ناچیزی درباره دین زرتشتی دارم. شیخ یحیی توصیه کرد که بهتر است پیرو مذهب زرتشتی خود باشم و سپس افزود که حاضر است در صورت تمایل به فراگرفتن مناسک زرتشتی، به من کمک کند. حرفهای او به شدت مرا تکان داد و در واقع باید بگویم کاملا منقلب شدم.»
🔹 ارباب کیخسرو به عنوان نماینده زرتشتیان در مجلس، در تصویب بودجه روضهخوانی مسلمانان نقش اصلی را ایفا میکند و حتی متهم میشود که چرا بدین جریان پیوسته است. در یکی از گفتوگوهای نمایندگان که در خاطرات ارباب کیخسرو هم نقل شده است، به سخنان دشتی، یکی از منتقدان تصویب این بودجه، اشاره شده که با لحنی طعنهآمیز در خلال سخنانش میگوید: «کاسه گرمتر از آش شدهاند کسانی که مسلمان نیستند {و} میخواهند از عزاداری طرفداری کنند. آقا آنقدر با ما بازی نکنید.» اما جالبتوجهتر از این ماجرا پاسخ ارباب کیخسروست، پاسخی که گرچه کوتاه و مختصر است اما نکته اصلی تعامل مسلمانان و زرتشتیان را به خوبی میرساند: «اگر مسلمان است از مجلس است و اگر غیرمسلمان هم هست از مجلس است.» جملهای که در زمانه خود بدیع و تاملبرانگیز است و به نظر میرسد در آن بیش از هر چیز بر لزوم برابری نمایندگان مردم از هر دین و آئینی در تصمیمگیری برای هر موضوعی تاکید شده است.
http://tarikhirani.ir/Images/news/1536220704_kikhosro1.jpg
http://tarikhirani.ir/fa/news/26/bodyView/6441
@tarikhirani
👆توضیح:
روحانی مسلمان شیعه که اخلاق دینداری را با ذوق و سلیقه در تبلیغات دینی، با هم داشته است به جای اینکه ارباب کیخسرو زرتشتی را به اسلام دعوت کند، به او یاد می دهد که باور دینی بازیچه نیست که به مجرد قرار گرفتن در جوی تازه آن را عوض کنی. انسان دیندار بایستی ابتدا در باور خود جدی و استوار باشد و آنگاه در تغییر یا جهت دهی آن تجدید نظر کند. تو که آیین خویش را نیک نمی شناسی، حق تجدید نظر در آن را نداری!
ای کاش حوزه های علمیه ما چنین روحانیانی را به وفور تربیت می کردند، روحانیانی که اندیشه مترقی اسلام در جانشان رسوخ کرده، اندیشه ای که همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان گوناگون در کنار هم را توشه ای برای صلح و آرامش جهانی و اتحاد و همکاری دینداران برای آبادانی دنیا و آخرت انسانها نماید.
مهم ترین پیش فرض این اندیشه یافتن شرح صدر در اثر ممارست قلبی با تعالیم نجات بخش اسلام است.
نخستین منادی این پیش فرض قرآن کریم است که فرمود: "افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه ..." (زمر: ۲۲)
#اخلاق_دینداری
#همزیستی_مسالمت_آمیز
#اخلاق_تبلیغ_دین
@Practicalethics
روحانی مسلمان شیعه که اخلاق دینداری را با ذوق و سلیقه در تبلیغات دینی، با هم داشته است به جای اینکه ارباب کیخسرو زرتشتی را به اسلام دعوت کند، به او یاد می دهد که باور دینی بازیچه نیست که به مجرد قرار گرفتن در جوی تازه آن را عوض کنی. انسان دیندار بایستی ابتدا در باور خود جدی و استوار باشد و آنگاه در تغییر یا جهت دهی آن تجدید نظر کند. تو که آیین خویش را نیک نمی شناسی، حق تجدید نظر در آن را نداری!
ای کاش حوزه های علمیه ما چنین روحانیانی را به وفور تربیت می کردند، روحانیانی که اندیشه مترقی اسلام در جانشان رسوخ کرده، اندیشه ای که همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان گوناگون در کنار هم را توشه ای برای صلح و آرامش جهانی و اتحاد و همکاری دینداران برای آبادانی دنیا و آخرت انسانها نماید.
مهم ترین پیش فرض این اندیشه یافتن شرح صدر در اثر ممارست قلبی با تعالیم نجات بخش اسلام است.
نخستین منادی این پیش فرض قرآن کریم است که فرمود: "افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه ..." (زمر: ۲۲)
#اخلاق_دینداری
#همزیستی_مسالمت_آمیز
#اخلاق_تبلیغ_دین
@Practicalethics
✅ آیا بقعه بیبی شهربانو در شهر ری؛ همان همسر امام حسین ع است؟
🔸در برخی روضه خوانیها و شبیه خوانیها اینگونه گفته میشود که زمانی که دشمنان به دنبال شهربانو همسر امام حسین ع و مادر امام سجاد ع بودند ایشان فرار میکند و از کوهی ظاهر میشود. این نقل تا چه اندازه معتبر است؟
🔹 این داستان در هیچیک از منابع حدیثی یا تاریخی نیامده است.
جناب شهربانو در سال ٣٦ق، پس از وضع حمل و بدنیا آوردن امام سجاد ع، از دنیا رفت و در مدینه دفن شد. یعنی ٢٥ سال پیش از واقعۀ کربلا از دنیا رفته بود.
بنابراین ایشان نه در کربلا حضور داشته و نه در جایی غیر از بقیع دفن شده است.
🔹مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب «زندگانی علی بن الحسین ع» به این مطلب پرداخته است. ایشان در ایام تحصیلش در نجف اشرف گویا به بیماری سل مبتلا شده بود و برای معالجه به تهران آمده و در ایام نقاهت و گذران دوران پس از بیماری که مصادف شده بود با تعطیلی تابستان متوجه شده بود که عده زیادی از مردم از طرف سه راه ورامین، به جایی در نزدیکی شهر ری، بنام «مقام بیبی شهربانو» یا «کوی بیبی شهربانو» یا دقیقترش «کوه بیبی شهربانو» میروند. در دامنۀ این کوه یا نزدیکیهای قله، بقعهای هست و ادعا میشود که شهربانو در کربلا حاضر بوده و پس از شهادت امام حسین ع بر ذوالجناح اسب امام، سوار میشود و فرار میکند. دشمن وی را تعقیب میکند تا آنکه وی به کوهی در اطراف ری میرسد و از خدا کمک میخواهد ولی به جای اینکه بگوید «یا هو! مرا دریاب»، میگوید «یا کوه! مرا دریاب» و کوه شکافته میشود و او در دل کوه میرود.
يا مثلاً اينگونه گفته میشود که شهربانو پس از شهادت امام حسین ع که طبعاً نوبت اسیرگیری خاندان امام پیش آمده، دست به دعا برمیدارد که: «خدایا من یک بار به دست عربها اسیر شدهام بار دیگر برای من مپسند که اسیر شوم.»، و پس از این دعا شهربانو خود را به فرع رودخانۀ فرات در کربلا میاندازد و وقتی دشمنان میآیند که ایشان را اسیر کنند میبینند که ایشان به زیر آب رفته. سپس خداوند ایشان را نجات میدهد و به طور معجزهآمیز و با طیّالارض به کوهی در ایران میرساند. در این هنگام مردم میآیند تا ببینند این بانو کیست که با چادر سر از کوه برآورده اما ایشان از این جمع شدن مردم ناراحت میشود و اینبار دعا میکند که غایب شود. کوه شکافته میشود و ایشان به دل کوه میرود و همانجا دفن میشود و قسمتی از چادر ایشان در لای شکاف کوه باقی میماند که مردم در موضع بعنوان محل دفن شهربانو بقعه و مقام میسازند و میشود زیارتگاه!
🔹دکتر شهیدی وقتی از چنین عقیدهای در بین برخی مردم مطلع میشود پس از تحقیق و مراجعه به منابع تاریخی، بیان میکند که این مطلب در هیچ منبع تاریخی نیست و ساخته و پرداختۀ عوام است.
📓کانال استاد یوسفی غروی؛ (با اندکی تلخیص)
🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
🔸در برخی روضه خوانیها و شبیه خوانیها اینگونه گفته میشود که زمانی که دشمنان به دنبال شهربانو همسر امام حسین ع و مادر امام سجاد ع بودند ایشان فرار میکند و از کوهی ظاهر میشود. این نقل تا چه اندازه معتبر است؟
🔹 این داستان در هیچیک از منابع حدیثی یا تاریخی نیامده است.
جناب شهربانو در سال ٣٦ق، پس از وضع حمل و بدنیا آوردن امام سجاد ع، از دنیا رفت و در مدینه دفن شد. یعنی ٢٥ سال پیش از واقعۀ کربلا از دنیا رفته بود.
بنابراین ایشان نه در کربلا حضور داشته و نه در جایی غیر از بقیع دفن شده است.
🔹مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب «زندگانی علی بن الحسین ع» به این مطلب پرداخته است. ایشان در ایام تحصیلش در نجف اشرف گویا به بیماری سل مبتلا شده بود و برای معالجه به تهران آمده و در ایام نقاهت و گذران دوران پس از بیماری که مصادف شده بود با تعطیلی تابستان متوجه شده بود که عده زیادی از مردم از طرف سه راه ورامین، به جایی در نزدیکی شهر ری، بنام «مقام بیبی شهربانو» یا «کوی بیبی شهربانو» یا دقیقترش «کوه بیبی شهربانو» میروند. در دامنۀ این کوه یا نزدیکیهای قله، بقعهای هست و ادعا میشود که شهربانو در کربلا حاضر بوده و پس از شهادت امام حسین ع بر ذوالجناح اسب امام، سوار میشود و فرار میکند. دشمن وی را تعقیب میکند تا آنکه وی به کوهی در اطراف ری میرسد و از خدا کمک میخواهد ولی به جای اینکه بگوید «یا هو! مرا دریاب»، میگوید «یا کوه! مرا دریاب» و کوه شکافته میشود و او در دل کوه میرود.
يا مثلاً اينگونه گفته میشود که شهربانو پس از شهادت امام حسین ع که طبعاً نوبت اسیرگیری خاندان امام پیش آمده، دست به دعا برمیدارد که: «خدایا من یک بار به دست عربها اسیر شدهام بار دیگر برای من مپسند که اسیر شوم.»، و پس از این دعا شهربانو خود را به فرع رودخانۀ فرات در کربلا میاندازد و وقتی دشمنان میآیند که ایشان را اسیر کنند میبینند که ایشان به زیر آب رفته. سپس خداوند ایشان را نجات میدهد و به طور معجزهآمیز و با طیّالارض به کوهی در ایران میرساند. در این هنگام مردم میآیند تا ببینند این بانو کیست که با چادر سر از کوه برآورده اما ایشان از این جمع شدن مردم ناراحت میشود و اینبار دعا میکند که غایب شود. کوه شکافته میشود و ایشان به دل کوه میرود و همانجا دفن میشود و قسمتی از چادر ایشان در لای شکاف کوه باقی میماند که مردم در موضع بعنوان محل دفن شهربانو بقعه و مقام میسازند و میشود زیارتگاه!
🔹دکتر شهیدی وقتی از چنین عقیدهای در بین برخی مردم مطلع میشود پس از تحقیق و مراجعه به منابع تاریخی، بیان میکند که این مطلب در هیچ منبع تاریخی نیست و ساخته و پرداختۀ عوام است.
📓کانال استاد یوسفی غروی؛ (با اندکی تلخیص)
🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok