🔰 عصاره حکمت:
آورده اند که لقمان حکیم پسر را گفت: چهار هزار کلمه حکمت آموختم و از آن چهار هزار چهارصد واز آن چهارصد چهل واز آن چهل، چهار کلمه را برگزیدم و آن چهار این است:
👈 دو چیز را فراموش مکن و دو چیز را فراموش کن:
خدا را فراموش مکن
مرگ را فراموش مکن
***
نیکی که با کسی می کنی فراموش کن
بدی که با تو می کنند فراموش کن
عنوان الکلام، ص ۴۴.
🆔 @Practicalethics
آورده اند که لقمان حکیم پسر را گفت: چهار هزار کلمه حکمت آموختم و از آن چهار هزار چهارصد واز آن چهارصد چهل واز آن چهل، چهار کلمه را برگزیدم و آن چهار این است:
👈 دو چیز را فراموش مکن و دو چیز را فراموش کن:
خدا را فراموش مکن
مرگ را فراموش مکن
***
نیکی که با کسی می کنی فراموش کن
بدی که با تو می کنند فراموش کن
عنوان الکلام، ص ۴۴.
🆔 @Practicalethics
Forwarded from کانال خبری بامدادنو
🔴 رهبر انقلاب: وقتی به کوهستانهای اطراف تهران میروم و میبینم هیچکس نیست! غصه میخورم
👇
http://eslahaatpress.com/News/17479
❇️ @eslahaat_press
👇
http://eslahaatpress.com/News/17479
❇️ @eslahaat_press
♻️ بوتان؛ توسعه اخلاقی به جای توسعه اقتصادی!
بوتان کشوری کوچک در شمال شرقی هند که تا قبل از ۱۹۶۰ هیچ پول ملی، تلفن، مدرسه، بیمارستان و خدمات پستی نداشت و کشوری منزوی و بدون گردشگر بود. اما از سال ۱۹۵۲ پادشاه جدیدی روی کارآمد و با بیان اصول جدیدی روند اصلاحات را در پیش گرفت. وی برخلاف اصول رایج علم اقتصاد پیشرفت کشور را بر اساس خشنودی ناخالص ملی تعریف کرد و اصلاحات کشورش را برای رسیدن به این هدف آغاز کرد. در این یادداشت با روند جالب توسعه اقتصادی بوتان آشنا میشویم:
http://www.eghtesadonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-29/266926-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%86
@Practicalethics
بوتان کشوری کوچک در شمال شرقی هند که تا قبل از ۱۹۶۰ هیچ پول ملی، تلفن، مدرسه، بیمارستان و خدمات پستی نداشت و کشوری منزوی و بدون گردشگر بود. اما از سال ۱۹۵۲ پادشاه جدیدی روی کارآمد و با بیان اصول جدیدی روند اصلاحات را در پیش گرفت. وی برخلاف اصول رایج علم اقتصاد پیشرفت کشور را بر اساس خشنودی ناخالص ملی تعریف کرد و اصلاحات کشورش را برای رسیدن به این هدف آغاز کرد. در این یادداشت با روند جالب توسعه اقتصادی بوتان آشنا میشویم:
http://www.eghtesadonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-29/266926-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%86
@Practicalethics
🔰صحبت یاران
پدر می گوید: وقتتان را گرفتیم، خسته شدید.
شیخ می گوید:هرگز! بهشت همین است.
بهشت همین شب نشینی های مهربان و همدلانه است. همین که با نفس های مان لاله ی چراغ همدیگر را مصفا کنیم. مثل همان کاری که مادر اول غروب با لاله ی چراغ کرد. بعد از مکثی کوتاه با لهجه ی پارسی گویان ازبکی، زمزمه وار بیتی خواند:
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گقت و گویی و خیالی ز جهانِ من و توست...
راستی هیچ فکر کرده اید که حیات بعد از مرگ، بدونِ دوست و همدم، به هیچ نمی ارزد! حیات جاودانی تنها در هم کناری دوستان است، که خواستنی است.
من هر وقت این بیت را می شنیدم، قبض و انکاری در دل داشتم:
بهشت آن جاست که آزاری نباشد
کسی را با کسی کاری نباشد
آخر جایی که هر کس در پیله ی خود پنهان است، کجایش بهشت است؟!
حرف حق را سعدی گفته است:
«جانا بهشت صحبت یارانِ همدم است.»
تبسم نور، ص ۵۸ و ۵۹
@Practicalethics
پدر می گوید: وقتتان را گرفتیم، خسته شدید.
شیخ می گوید:هرگز! بهشت همین است.
بهشت همین شب نشینی های مهربان و همدلانه است. همین که با نفس های مان لاله ی چراغ همدیگر را مصفا کنیم. مثل همان کاری که مادر اول غروب با لاله ی چراغ کرد. بعد از مکثی کوتاه با لهجه ی پارسی گویان ازبکی، زمزمه وار بیتی خواند:
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گقت و گویی و خیالی ز جهانِ من و توست...
راستی هیچ فکر کرده اید که حیات بعد از مرگ، بدونِ دوست و همدم، به هیچ نمی ارزد! حیات جاودانی تنها در هم کناری دوستان است، که خواستنی است.
من هر وقت این بیت را می شنیدم، قبض و انکاری در دل داشتم:
بهشت آن جاست که آزاری نباشد
کسی را با کسی کاری نباشد
آخر جایی که هر کس در پیله ی خود پنهان است، کجایش بهشت است؟!
حرف حق را سعدی گفته است:
«جانا بهشت صحبت یارانِ همدم است.»
تبسم نور، ص ۵۸ و ۵۹
@Practicalethics
📝 متن نامه من به پرفسور لئونارد سوئیدلر در آستانه انتشار کتاب اخلاق جهانی ما:
استاد عزیز، لئونارد سوئیدلر
با سلام و آرزوی سلامتی و تندرستی برای جنابعالی، به اطلاع میرسانم پروژه اخلاق جهانی از رهیافتی اسلامی در پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم، به ثمر نشسته و محصول این پروژه در قالب یک کتاب به زبان فارسی آماده انتشار است. در این کتاب از شما و تلاشتان در عرصه اخلاق جهانی به نیکی یاد شده و مقاله اخلاق جهانی شما توسط پژوهشگران شرح و تفصیل داده شده است.
اما همانطورکه میدانید بیاعتمادیهای جهان اسلام به غرب و بالعکس، فرصتهای صلح جهانی را از ما میگیرد؛ از این رو بایستی جلوی استمرار این بیاعتمادیهای متقابل را بگیریم. معرفی چهره اسلام به عنوان یک دین صلحگستر و طرفدار اخلاق انسانی و برادری جهانی، از زبان شما به عنوان یک شخصیت علمی غربی که مدافع روابط مطلوب اسلام، مسیحیت و یهودیت است، هم تأثیر مثبت و خوبی در ذهن مخاطب مسلمان ایرانی میگذارد و هم مسلمانان را به رهیافت اصلاح جویانه در دین اسلام، بیش از پیش متقاعد میکند.
به این سبب از جنابعالی تقاضا داریم که ضمن نگارش تقریظی بر کتاب آماده انتشار ما، بر نکات ذیل تأکید فرمایید:
۱. تأکید بر رگههای اخلاق جهانی و صلح و برادری انسانی در آموزههایی از قرآن کریم (مانند: آلعمران/۶۴) و تمجید از مسیحیان (مائده/ ۸۲).
۲. توجه به برخورد مهرآمیز پیامبر اسلام (ص) با نصرانیان حبشه، محترم شمردن حقوق شهروندی یهودیان مدینه و گنجاندن این حقوق در پیماننامه مدینه.
۳. توجه به احکام فقه اسلامی در احترام به اهل کتاب و محترم شمردن معاملات و نکاحات ایشان.
۴. توجه به برخورد اخلاقی و مسالمتآمیز مسلمانان در طول تاریخ با پیروان سایر ادیان در حکومتهای آل بویه و فاطمیان و اکثر حاکمان صفویه و مانند آن.
۵. تأکید بر اینکه جریانهایی مانند داعش هرگز ریشه در عمق فرهنگ دیرین مسلمین نداشته و ندارد.
پیشاپیش از حسن مساعدت و همکاری شما بسیار سپاسگزاری میکنم.
ارادتمند و دعا گوی شما از قم
محمدتقی اسلامی
۲۷ اکتبر ۲۰۱۸ برابر با ۵ آبان ۱۳۹۷
@Practicalethics
متن انگلیسی نامه:
Dear Prof. Leonard Swidler,
I hope this email finds you very well.
I would like to inform you that the project of global ethics based on the Islamic perspective, in our Institute of Ethics and Spirituality in Qom-Iran, finished and is going to be published in Persian. Your article on global ethics has been elaborated by the researchers and authors of the book and your efforts in this field has been appreciated and acknowledged.
As you may know, the distrust of the Islamic world toward the West, and vice versa, takes us far from the opportunities of global peace; hence we must stop the continuation of this mutual distrust.
The image of Islam as a peaceful religion which supports humanity and brotherhood in the world, that introduced by you - as a Western scholar defending the ideal relationship between Islam, Christianity and Judaism - has a good and positive effect on the Iranian Muslim’s minds. We hope this introduction can play role in persuading and convincing Muslims for taking the more moderate and peaceful approach of Islam.
Therefore, it would be very appreciated if you write a short introduction for the book, which is ready for publication, with emphasis on the following:
1. The traces of global ethics and human peace and brotherhood in the teachings of the Holy Qur'an (such as the Al-Imran(3) / 64) and the praise of the Christians (Ma'idah (5) / 82).
2. The kindly communion of the Prophet Muhammad with the Nasrānyan/Christians of Abyssinia (Ethiopia), his respect for the civil rights of the Jews of Medina, including these rights in the Medina Convention.
3. The Islamic jurisprudential rulings respect to the people who possess the bible and their rituals.
4. The ethical and peaceful attitude of Muslims throughout history with followers of other religions in the Al-Boya and Fatimid regimes and most Safavid rulers and the like.
5. Emphasizing that radical groups and extremist like ISIS have never been rooted in the depths of Islamic culture.
Thank you very much for your help and cooperation.
Greetings from Qom,
Sincerely yours,
Mohammad Taqi Eslami
استاد عزیز، لئونارد سوئیدلر
با سلام و آرزوی سلامتی و تندرستی برای جنابعالی، به اطلاع میرسانم پروژه اخلاق جهانی از رهیافتی اسلامی در پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم، به ثمر نشسته و محصول این پروژه در قالب یک کتاب به زبان فارسی آماده انتشار است. در این کتاب از شما و تلاشتان در عرصه اخلاق جهانی به نیکی یاد شده و مقاله اخلاق جهانی شما توسط پژوهشگران شرح و تفصیل داده شده است.
اما همانطورکه میدانید بیاعتمادیهای جهان اسلام به غرب و بالعکس، فرصتهای صلح جهانی را از ما میگیرد؛ از این رو بایستی جلوی استمرار این بیاعتمادیهای متقابل را بگیریم. معرفی چهره اسلام به عنوان یک دین صلحگستر و طرفدار اخلاق انسانی و برادری جهانی، از زبان شما به عنوان یک شخصیت علمی غربی که مدافع روابط مطلوب اسلام، مسیحیت و یهودیت است، هم تأثیر مثبت و خوبی در ذهن مخاطب مسلمان ایرانی میگذارد و هم مسلمانان را به رهیافت اصلاح جویانه در دین اسلام، بیش از پیش متقاعد میکند.
به این سبب از جنابعالی تقاضا داریم که ضمن نگارش تقریظی بر کتاب آماده انتشار ما، بر نکات ذیل تأکید فرمایید:
۱. تأکید بر رگههای اخلاق جهانی و صلح و برادری انسانی در آموزههایی از قرآن کریم (مانند: آلعمران/۶۴) و تمجید از مسیحیان (مائده/ ۸۲).
۲. توجه به برخورد مهرآمیز پیامبر اسلام (ص) با نصرانیان حبشه، محترم شمردن حقوق شهروندی یهودیان مدینه و گنجاندن این حقوق در پیماننامه مدینه.
۳. توجه به احکام فقه اسلامی در احترام به اهل کتاب و محترم شمردن معاملات و نکاحات ایشان.
۴. توجه به برخورد اخلاقی و مسالمتآمیز مسلمانان در طول تاریخ با پیروان سایر ادیان در حکومتهای آل بویه و فاطمیان و اکثر حاکمان صفویه و مانند آن.
۵. تأکید بر اینکه جریانهایی مانند داعش هرگز ریشه در عمق فرهنگ دیرین مسلمین نداشته و ندارد.
پیشاپیش از حسن مساعدت و همکاری شما بسیار سپاسگزاری میکنم.
ارادتمند و دعا گوی شما از قم
محمدتقی اسلامی
۲۷ اکتبر ۲۰۱۸ برابر با ۵ آبان ۱۳۹۷
@Practicalethics
متن انگلیسی نامه:
Dear Prof. Leonard Swidler,
I hope this email finds you very well.
I would like to inform you that the project of global ethics based on the Islamic perspective, in our Institute of Ethics and Spirituality in Qom-Iran, finished and is going to be published in Persian. Your article on global ethics has been elaborated by the researchers and authors of the book and your efforts in this field has been appreciated and acknowledged.
As you may know, the distrust of the Islamic world toward the West, and vice versa, takes us far from the opportunities of global peace; hence we must stop the continuation of this mutual distrust.
The image of Islam as a peaceful religion which supports humanity and brotherhood in the world, that introduced by you - as a Western scholar defending the ideal relationship between Islam, Christianity and Judaism - has a good and positive effect on the Iranian Muslim’s minds. We hope this introduction can play role in persuading and convincing Muslims for taking the more moderate and peaceful approach of Islam.
Therefore, it would be very appreciated if you write a short introduction for the book, which is ready for publication, with emphasis on the following:
1. The traces of global ethics and human peace and brotherhood in the teachings of the Holy Qur'an (such as the Al-Imran(3) / 64) and the praise of the Christians (Ma'idah (5) / 82).
2. The kindly communion of the Prophet Muhammad with the Nasrānyan/Christians of Abyssinia (Ethiopia), his respect for the civil rights of the Jews of Medina, including these rights in the Medina Convention.
3. The Islamic jurisprudential rulings respect to the people who possess the bible and their rituals.
4. The ethical and peaceful attitude of Muslims throughout history with followers of other religions in the Al-Boya and Fatimid regimes and most Safavid rulers and the like.
5. Emphasizing that radical groups and extremist like ISIS have never been rooted in the depths of Islamic culture.
Thank you very much for your help and cooperation.
Greetings from Qom,
Sincerely yours,
Mohammad Taqi Eslami
👈 پاسخ پرفسور سوئیدلر:
محمدتقی اسلامی عزیز،
اینکه به کار من درباره اخلاق جهانی عنایت داشته اید، برایم افتخار بزرگی است و اینکه اندیشه و نوشته من به کار تحقیق همکاران شما آمده است، برایم بسی مایه دلگرمی است.
البته که خیلی خرسند خواهم بود که مقدمهای را بر کتابی که شما و همکارانتان در دست نشر دارید بنگارم.
لطفاً بگویید تقریباً چند صفحه باید بنویسم و آخرین مهلتی که بتوانم نوشته خود را برایتان ارسال کنم تا به برنامه انتشار کتاب شما خللی وارد نشود، چه تاریخی است؟
در پناه خدا باشید،
لئونارد
۲۷ اکتبر 2018
متن انگلیسی:
Dear Mohammzd Eslami,
You do me great honor in referring to my work on a Global Ethic/World Ethos. I am greatly encouraged that my thought and writing has helped further the research and writing of you and your colleagues.
I would of course be extremely pleased to write an introduction to the forthcoming book by you and your colleagues.
Could you please tell me approximately what length reflection you are looking for from me, and what the latest date is that I could send it to you, so as not to disrupt your publication plans?
Pax!
Len.
در پاسخ به این ایمیل، از پرفسور خواسته ایم که حدود چهار تا پنج صفحه مقدمه و تقریظ بنگارند و ظرف مدت سه تا چهار هفته برایمان ارسال نمایند.
#اخلاق_جهانی
#لئونارد_سوئیدلر
@Practicalethics
محمدتقی اسلامی عزیز،
اینکه به کار من درباره اخلاق جهانی عنایت داشته اید، برایم افتخار بزرگی است و اینکه اندیشه و نوشته من به کار تحقیق همکاران شما آمده است، برایم بسی مایه دلگرمی است.
البته که خیلی خرسند خواهم بود که مقدمهای را بر کتابی که شما و همکارانتان در دست نشر دارید بنگارم.
لطفاً بگویید تقریباً چند صفحه باید بنویسم و آخرین مهلتی که بتوانم نوشته خود را برایتان ارسال کنم تا به برنامه انتشار کتاب شما خللی وارد نشود، چه تاریخی است؟
در پناه خدا باشید،
لئونارد
۲۷ اکتبر 2018
متن انگلیسی:
Dear Mohammzd Eslami,
You do me great honor in referring to my work on a Global Ethic/World Ethos. I am greatly encouraged that my thought and writing has helped further the research and writing of you and your colleagues.
I would of course be extremely pleased to write an introduction to the forthcoming book by you and your colleagues.
Could you please tell me approximately what length reflection you are looking for from me, and what the latest date is that I could send it to you, so as not to disrupt your publication plans?
Pax!
Len.
در پاسخ به این ایمیل، از پرفسور خواسته ایم که حدود چهار تا پنج صفحه مقدمه و تقریظ بنگارند و ظرف مدت سه تا چهار هفته برایمان ارسال نمایند.
#اخلاق_جهانی
#لئونارد_سوئیدلر
@Practicalethics
تازه ای دیگر در بازار نشر اخلاق کاربردی در ایران، با موضوع حقوق اخلاقی حیوانات. کتاب:
حق حیوان،خطای انسان،درآمدی به فلسفه اخلاق/تام ریگان/ترجمه بهنام خداپناه/نشر کرگدن/چاپ اول97/قطع رقعی/جلد شومیز/234صفحه/قیمت30000تومان
#کتاب_تازه
#حقوق_اخلاقی_حیوان
@Practicalethics
حق حیوان،خطای انسان،درآمدی به فلسفه اخلاق/تام ریگان/ترجمه بهنام خداپناه/نشر کرگدن/چاپ اول97/قطع رقعی/جلد شومیز/234صفحه/قیمت30000تومان
#کتاب_تازه
#حقوق_اخلاقی_حیوان
@Practicalethics
Forwarded from اتچ بات
《مشت نمونه خروار!》
وضعیت ترافیک و کیفیت رانندگی افراد یک جامعه نشان دهنده میزان رشد شخصیت و تربیت اخلاقی، مدیریت شهری و فرهنگ شهرنشینی، سیاست و اقتصاد و مدیریت آن جامعه است و خلاصه اینکه "مشت نمونه خروار" است! شما همین آشفتگی و اغتشاش رانندگی در میدان و خیابان، درهم لولیدن سواره و پیاده، موتور سوار و تریلی، پراید وپورشه و بلدوزر...، تخلف از قانون و مقررات، آشنا نبودن به حقوق خود و تجاوز به حقوق دیگران، شتاب زدگی و تعجیل، فرصت طلبی و ترجیح منافع شخصی، خشونت و بی اخلاقی و کم تحملی و...را در سایر بخش های کشور نیز مشاهده می کنید!
این فیلم کوتاه از طرز رانندگی در تهران توسط برخی توریست های خارجی گرفته شده است!
#Practicalethics
وضعیت ترافیک و کیفیت رانندگی افراد یک جامعه نشان دهنده میزان رشد شخصیت و تربیت اخلاقی، مدیریت شهری و فرهنگ شهرنشینی، سیاست و اقتصاد و مدیریت آن جامعه است و خلاصه اینکه "مشت نمونه خروار" است! شما همین آشفتگی و اغتشاش رانندگی در میدان و خیابان، درهم لولیدن سواره و پیاده، موتور سوار و تریلی، پراید وپورشه و بلدوزر...، تخلف از قانون و مقررات، آشنا نبودن به حقوق خود و تجاوز به حقوق دیگران، شتاب زدگی و تعجیل، فرصت طلبی و ترجیح منافع شخصی، خشونت و بی اخلاقی و کم تحملی و...را در سایر بخش های کشور نیز مشاهده می کنید!
این فیلم کوتاه از طرز رانندگی در تهران توسط برخی توریست های خارجی گرفته شده است!
#Practicalethics
Telegram
attach 📎
Forwarded from محمدتقی اسلامی
💧 سرو نباشد به اعتدال محمد
به مناسبت سالروز رحلت حضرت رسالت پناه (ص) تقدیم به همراهان گرامی:
ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد
وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد
وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابند
پیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمیگیرد از خیال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد
گوشه ای از شیوه زندگانی و منش اخلاقی بی مثال پیامبر رحمت و مهربانی از زبان مولی علی علیه السلام:
«آن حضرت نان گندم تناول نفرمود و از نان جو هر گز سه مرتبه متوالی سیر نخورد. چون از دنیا رفت زرهش نزد یهودی به چهار درهم مرهون بود. هیچ طلا و نقره از او نماند. روزی بود که سیصد هزار درهم و چهار صد هزار درهم قسمت می فرمود، شب سائل می آمد و سؤال می کرد، می فرمود: ولله که امشب نزد آل محمد یک صاع جو و یک صاع گندم و یک درهم و یک دینار نیست.»
عین الحیات، ص 125.
@Practicalethics
به مناسبت سالروز رحلت حضرت رسالت پناه (ص) تقدیم به همراهان گرامی:
ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد
وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد
وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابند
پیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمیگیرد از خیال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد
گوشه ای از شیوه زندگانی و منش اخلاقی بی مثال پیامبر رحمت و مهربانی از زبان مولی علی علیه السلام:
«آن حضرت نان گندم تناول نفرمود و از نان جو هر گز سه مرتبه متوالی سیر نخورد. چون از دنیا رفت زرهش نزد یهودی به چهار درهم مرهون بود. هیچ طلا و نقره از او نماند. روزی بود که سیصد هزار درهم و چهار صد هزار درهم قسمت می فرمود، شب سائل می آمد و سؤال می کرد، می فرمود: ولله که امشب نزد آل محمد یک صاع جو و یک صاع گندم و یک درهم و یک دینار نیست.»
عین الحیات، ص 125.
@Practicalethics
📓 خصلت هایی که پیامبر بزرگ اسلام از خود دور کرده بودند:
«سه چیز را از خود دور کرده بودند: مجادله نمی فرمودند؛ بسیار حرف نمی زدند و در کاری که فایده نداشته باشد، متعرض نمی شدند. همچنین سه چیز از امور مردم را ترک کرده بودند: کسی را مذمت نمی فرمودند؛ عیبجویی کسی نمی کردند؛ و لغزش های مردم را پی نمی گرفتند. سخنی نمی فرمودند، مگر کلامی که در آن امید ثوابی داشته باشند.» عین الحیات، ص 123
@Practicalethics
«سه چیز را از خود دور کرده بودند: مجادله نمی فرمودند؛ بسیار حرف نمی زدند و در کاری که فایده نداشته باشد، متعرض نمی شدند. همچنین سه چیز از امور مردم را ترک کرده بودند: کسی را مذمت نمی فرمودند؛ عیبجویی کسی نمی کردند؛ و لغزش های مردم را پی نمی گرفتند. سخنی نمی فرمودند، مگر کلامی که در آن امید ثوابی داشته باشند.» عین الحیات، ص 123
@Practicalethics
🔰 سلام بر پیامبری که:
روزی شتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی برروی آن است . گفت به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت آماده کند.
کافری را که در جنگ اسیر شده بود، آزاد کرد زیرا اعتقاد داشت که او مرد خوش اخلاقی است که همواره با عفت رفتار می کند.
مردی بادیه نشین در زمانی که او در مدینه هم پیامبر و هم حاکم بود، به سراغش آمد و یقه او را گرفت که باید خرماهایی که از من قرض گرفته بودی، برگردانی. اصحاب عصبانی شدند و خواستند با آن مرد برخورد کنند. پیامبر برآشفته شد و گفت شماها باید طرف صاحب حق را بگیرید. من برای همین مبعوث شده ام تا هرکسی بتواند حق خود را از حاکم بدون لرزش صدا بگیرد.
گفت اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید.
گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار را انجام دهند. گفت تعلیمشان دهید و آسان بگیرید. سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود.
بارها گفت که بر مردم آسان بگیرید زیرا مبعوث نشده ام تا آن ها را به زحمت بیاندازم.
گفت مبادا قبل از ذبح گوسفند، در جلوی چشمان گوسفند چاقو را تیز کنید. بدانید که حیوان هم می فهمد ،حق ندارید در دل حیوان غصه بیاندازید.
گفت زنی به بهشت رفت و تنها کار خوبش این بود که به گربه ای غذا می داد.
روزی مردی را دید که ژولیده است. گفت آیا در خانه ات روغن نبود تا با آن موهای خود را مرتب کنی؟
گفت اسراف همیشه حرام است مگر برای خرید و استفاده از عطر. خودش همیشه عطر گل بنفشه می زد و در سفر هم همواره آن را با خود می برد.
می گفت ریش های خود را کوتاه نگه دارید زیرا به تمرکز و حافظه تان می افزاید.
در زمانی که قدری با کفار صلح شده بود. به قصد خریدن زمینی در منطقه خوش آب و هوای طائف، عازم انجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمین ها را مردم خریده اند... نخواست بعنوان حاکم به زور چیزی را تصاحب کند.
در زمانی که دختران سنگسار می شدند،دختران خود را برروی زانو می نشاند و در جلوی دیگران آن ها می بوسید تا محبت را بیاموزند. از او پرسیدند فرزند پسر بهتر است یا دختر؟ گفت هر دو خوبند اما دختر ریحانه است، برگ گل است.
وقتی پسرش ابراهیم در سن خردسالی فوت کرد، بسیار گریست. گفتند چرا اینقدر بی تابی می کنی؟ گفت گریه از رحم است. کسی که رحم ندارد، خدا هم به او رحم نمی کند.
هنگام دفن پسرش ابراهیم، کسوف شد. همه مردم این را بدلیل مصیبتی دانستند که به پیامبر وارد شده، حتی کفار هم کم کم داشتند ایمان می آوردند اما او از این موقعیت استفاده نکرد. به بالای منبر رفت و گفت: خورشید نه برای من و نه برای هیچ کس دیگر نمی گیرد و نخواهد گرفت. خورشید گرفتگی نشانه قدرت خداوند است.
روزی در حال عبور از حاشیه شهر به گروهی یهودی برخورد که در حال ساز زدن و خواندن بودند، او را به بزم خود دعوت کردند و او پذیرفت. شخصی از اصحاب او را دید و به یهودیان حمله کرد که چرا با این کار به پیامبر خدا اهانت می کنید. پیامبر بر آشفت و به صحابی گفت که آن ها قصد محبت داشته اند و باید از آن ها عذر بخواهد
گل را می بویید و می گفت که این بوی بهشت است و باید به گل ها و درخت ها احترام بگذارید
او پیام آور اسلام بود،
رحمة للمومنین، رحمتی برای جهان(رحمه للعالمین)بود وهست.
مهم نیست که امروز بعضی پیروانش به نام او و مکتب او با نشان دادن چنگ و دندان بر مردمان سخت می گیرند
مهم آن است که او چنین نبود.
@Practicalethics
روزی شتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی برروی آن است . گفت به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت آماده کند.
کافری را که در جنگ اسیر شده بود، آزاد کرد زیرا اعتقاد داشت که او مرد خوش اخلاقی است که همواره با عفت رفتار می کند.
مردی بادیه نشین در زمانی که او در مدینه هم پیامبر و هم حاکم بود، به سراغش آمد و یقه او را گرفت که باید خرماهایی که از من قرض گرفته بودی، برگردانی. اصحاب عصبانی شدند و خواستند با آن مرد برخورد کنند. پیامبر برآشفته شد و گفت شماها باید طرف صاحب حق را بگیرید. من برای همین مبعوث شده ام تا هرکسی بتواند حق خود را از حاکم بدون لرزش صدا بگیرد.
گفت اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید.
گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار را انجام دهند. گفت تعلیمشان دهید و آسان بگیرید. سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود.
بارها گفت که بر مردم آسان بگیرید زیرا مبعوث نشده ام تا آن ها را به زحمت بیاندازم.
گفت مبادا قبل از ذبح گوسفند، در جلوی چشمان گوسفند چاقو را تیز کنید. بدانید که حیوان هم می فهمد ،حق ندارید در دل حیوان غصه بیاندازید.
گفت زنی به بهشت رفت و تنها کار خوبش این بود که به گربه ای غذا می داد.
روزی مردی را دید که ژولیده است. گفت آیا در خانه ات روغن نبود تا با آن موهای خود را مرتب کنی؟
گفت اسراف همیشه حرام است مگر برای خرید و استفاده از عطر. خودش همیشه عطر گل بنفشه می زد و در سفر هم همواره آن را با خود می برد.
می گفت ریش های خود را کوتاه نگه دارید زیرا به تمرکز و حافظه تان می افزاید.
در زمانی که قدری با کفار صلح شده بود. به قصد خریدن زمینی در منطقه خوش آب و هوای طائف، عازم انجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمین ها را مردم خریده اند... نخواست بعنوان حاکم به زور چیزی را تصاحب کند.
در زمانی که دختران سنگسار می شدند،دختران خود را برروی زانو می نشاند و در جلوی دیگران آن ها می بوسید تا محبت را بیاموزند. از او پرسیدند فرزند پسر بهتر است یا دختر؟ گفت هر دو خوبند اما دختر ریحانه است، برگ گل است.
وقتی پسرش ابراهیم در سن خردسالی فوت کرد، بسیار گریست. گفتند چرا اینقدر بی تابی می کنی؟ گفت گریه از رحم است. کسی که رحم ندارد، خدا هم به او رحم نمی کند.
هنگام دفن پسرش ابراهیم، کسوف شد. همه مردم این را بدلیل مصیبتی دانستند که به پیامبر وارد شده، حتی کفار هم کم کم داشتند ایمان می آوردند اما او از این موقعیت استفاده نکرد. به بالای منبر رفت و گفت: خورشید نه برای من و نه برای هیچ کس دیگر نمی گیرد و نخواهد گرفت. خورشید گرفتگی نشانه قدرت خداوند است.
روزی در حال عبور از حاشیه شهر به گروهی یهودی برخورد که در حال ساز زدن و خواندن بودند، او را به بزم خود دعوت کردند و او پذیرفت. شخصی از اصحاب او را دید و به یهودیان حمله کرد که چرا با این کار به پیامبر خدا اهانت می کنید. پیامبر بر آشفت و به صحابی گفت که آن ها قصد محبت داشته اند و باید از آن ها عذر بخواهد
گل را می بویید و می گفت که این بوی بهشت است و باید به گل ها و درخت ها احترام بگذارید
او پیام آور اسلام بود،
رحمة للمومنین، رحمتی برای جهان(رحمه للعالمین)بود وهست.
مهم نیست که امروز بعضی پیروانش به نام او و مکتب او با نشان دادن چنگ و دندان بر مردمان سخت می گیرند
مهم آن است که او چنین نبود.
@Practicalethics
✍ ۱۰ کاری که باید در ابتدای یک روز کاری انجام دهید:
۱. دیر نرسید.
شما اگر دیر برسید، قبل از اینکه ساعت کاری بخواهد آغاز شود، همه چیز را خراب کردهاید. دقت کنید که رییس، کسانی که دیر به محل کار میرسند را افراد بیمسئولیتی میبیند و امتیاز کمتری برای آنها قایل میشود. حتا اگر برای اضافهکاری بمانید هم آن تاخیر و تصویر ذهنی ساختهشده جبران نمیشود. عادلانه نیست ولی باید قبول کنید که حقیقت همینطور است. پس تا میتوانید سر موقع یا حتی زودتر در محل کارتان حاضر باشید.
۲. به همکارانتان سلام کنید.
کافی است مدت کوتاهی وقت بگذارید و با همکارانتان سلام و احوال پرسی گرمی داشته باشید. رییسی که وارد میشود و سلام نمیکند، تمام تکنیکهای مدیریتیاش را، هر قدر هم عالی باشند، زایل کرده است.
چون از مهارتهای تعاملی بیاطلاع است. حتا اگر مدیر هم نباشید، باید در ابتدای روز یخ را بشکنید و خودتان را به عنوان یک فرد در دسترس و پذیرا معرفی کنید؛ نه کسی که در قالب سکوت، خود را از دیگران جدا میکند.
۳. چای/ قهوه نخورید.
افرادی که عادت دارند در ابتدای روز حتماقهوه یا چای بخورند، اگر در خانه وقت نکنند، مطمئن به محض رسیدن به محل کار اول سراغ چای یا قهوه را میگیرند.
مطالعات نشان داده که بهترین زمان برای صرف این نوشیدنیها، حوالی ۹:۳۰ صبح است. چون در این زمان هورمون استرس یا همان کورتیزول که انرژی را تعریف میکند، حوالی ۸ و ۹ صبح به اوج خود میرسد. وقتی در این زمان چای و قهوه میخورید، ترشح کورتیزول کاهش پیدا میکند و بیشتر وابسته به دریافت کافیین میشود. در حالی که در حالت طبیعی، کورتیزول حدود ساعت ۹:۳۰ کاهش پیدا میکند و باید با نوشیدن چای و قهوه جبران شود.
۴. به تمام پیامهایتان جواب ندهید.
وقتی پشت میزتان نشستید، مسلمن وسوسه میشوید که تمام پیامهای دریافتی را باز کنید و به آنها جواب بدهید. اما راه صحیح این است که در ده دقیقهی ابتدایی کار، یک نگاه کلی روی ایمیلها و پیامهای کاری روی شبکه های اجتماعیتان بیندازید و فقط آنهایی که مهمتر هستند را شناسایی کنید. چک کردن ایمیل از آن قبیل کارهایی است که شاید مهم به نظر برسد ولی جزو اولویتها نیست و نباید در ابتدای روز صورت بگیرد. و فراموش نکنید که اینستاگرام و فیسبوک قاتلین ذهن شما در ابتدا یک روز کاری هستند. چون ذهن درگیر تحلیل تصاویر و شبیه سازی بودن در آن محیط میشود.
۵. بدون داشتن یک برنامه کار را شروع نکنید.
قبل از اینکه کار را شروع کنید، ببینید که هدفتان چیست و چه برنامهای برای پیشبرد آن روز دارید. نگاهی به تقویم و برنامهها بیندازید و اولویتهایتان را بررسی کنید.
باید همین ابتدا از جلسهها، کنفرانسها و تماسهایی که در طول روز خواهید داشت، انجام بدهید
۶. کار آسانتر را اول انجام ندهید.
تحقیقات نشان داده همینطور که روز سپری میشود، میزان انرژی و قدرت ارادهی انسان تحلیل میرود.
پس لازم است تا کارهای مهمتر را در همان ابتدا که انرژی بیشتری دارید، به انجام برسانید. بعضیها در توصیف این کار میگویند: “قورباغهات را قورت بده.” که این در واقع یک نقل قول از «مارک تواین» (Mark Twain) است که میگفت: “اول هر صبح یک قورباغهی زنده را قورت بده؛ باقی روز هیچ چیز بدتری برای تو اتفاق نمیافتد.”
۷. چند کار را به طور همزمان انجام ندهید.
انسان چون در ابتدای روز انرژی زیادی دارد، فکر میکند که قادر است در آن واحد صد کار را انجام بدهد. اما تحقیقات نشان داده که انجام همزمان چند کار، بازدهی کلی را پایین میآورد. بهتر است در هر لحظه روی یک کار تمرکز کنید، چون در صورت نداشتن این برنامهریزی تمام روزتان هدر میرود.
۸. روی فکرهای منفی تمرکز نکنید.
شاید اول صبح مطلبی خواند یا شنیده باشید که ناراحتتان کند یا فکرتان را به خودش مشغول کند. شاید شب قبل، دعوا و سر و صدایی داشتید و از این بابت خلقتان تنگ است. اجازه ندهید که آن تجربهها حواس شما را پرت کنند یا خللی در کارهای امروزتان ایجاد کنند. در ذهنتان آن افکار را در یک جعبه قرار بدهید و در آن را ببندید، تا زمانی که از کار فارغ شوید و بتوانید دوباره برای حل و فصل کارها وقت بگذارید.
۹. جلسهای نگذارید.
جلسههای اول صبح درصد زیادی از ذخیرهی فکری و خلاقیت شما را تحلیل میبرند. ابتدای صبح را برای کارهایی صرف کنید که تمرکز و دقت زیادی میخواهند؛ مثلا نوشتن. اگر میخواهید در مورد موضوعهایی با رییس یا همکارتان صحبت کنید، این کار را در ساعتهای بعدازظهر که انرژی کمتر است، انجام بدهید؛ مگر اینکه صحبتهایتان نیاز به تفکر و تمرکز فراوانی دارد.
۱۰. یک برنامهی منظم داشته باشید.
دانشمندان میگویند که منابع شناختی انسان محدود هستند، به همین دلیل باید عاقلانه استفاده شوند. پس برای روزتان برنامه داشته باشید.
@Practicalethics
۱. دیر نرسید.
شما اگر دیر برسید، قبل از اینکه ساعت کاری بخواهد آغاز شود، همه چیز را خراب کردهاید. دقت کنید که رییس، کسانی که دیر به محل کار میرسند را افراد بیمسئولیتی میبیند و امتیاز کمتری برای آنها قایل میشود. حتا اگر برای اضافهکاری بمانید هم آن تاخیر و تصویر ذهنی ساختهشده جبران نمیشود. عادلانه نیست ولی باید قبول کنید که حقیقت همینطور است. پس تا میتوانید سر موقع یا حتی زودتر در محل کارتان حاضر باشید.
۲. به همکارانتان سلام کنید.
کافی است مدت کوتاهی وقت بگذارید و با همکارانتان سلام و احوال پرسی گرمی داشته باشید. رییسی که وارد میشود و سلام نمیکند، تمام تکنیکهای مدیریتیاش را، هر قدر هم عالی باشند، زایل کرده است.
چون از مهارتهای تعاملی بیاطلاع است. حتا اگر مدیر هم نباشید، باید در ابتدای روز یخ را بشکنید و خودتان را به عنوان یک فرد در دسترس و پذیرا معرفی کنید؛ نه کسی که در قالب سکوت، خود را از دیگران جدا میکند.
۳. چای/ قهوه نخورید.
افرادی که عادت دارند در ابتدای روز حتماقهوه یا چای بخورند، اگر در خانه وقت نکنند، مطمئن به محض رسیدن به محل کار اول سراغ چای یا قهوه را میگیرند.
مطالعات نشان داده که بهترین زمان برای صرف این نوشیدنیها، حوالی ۹:۳۰ صبح است. چون در این زمان هورمون استرس یا همان کورتیزول که انرژی را تعریف میکند، حوالی ۸ و ۹ صبح به اوج خود میرسد. وقتی در این زمان چای و قهوه میخورید، ترشح کورتیزول کاهش پیدا میکند و بیشتر وابسته به دریافت کافیین میشود. در حالی که در حالت طبیعی، کورتیزول حدود ساعت ۹:۳۰ کاهش پیدا میکند و باید با نوشیدن چای و قهوه جبران شود.
۴. به تمام پیامهایتان جواب ندهید.
وقتی پشت میزتان نشستید، مسلمن وسوسه میشوید که تمام پیامهای دریافتی را باز کنید و به آنها جواب بدهید. اما راه صحیح این است که در ده دقیقهی ابتدایی کار، یک نگاه کلی روی ایمیلها و پیامهای کاری روی شبکه های اجتماعیتان بیندازید و فقط آنهایی که مهمتر هستند را شناسایی کنید. چک کردن ایمیل از آن قبیل کارهایی است که شاید مهم به نظر برسد ولی جزو اولویتها نیست و نباید در ابتدای روز صورت بگیرد. و فراموش نکنید که اینستاگرام و فیسبوک قاتلین ذهن شما در ابتدا یک روز کاری هستند. چون ذهن درگیر تحلیل تصاویر و شبیه سازی بودن در آن محیط میشود.
۵. بدون داشتن یک برنامه کار را شروع نکنید.
قبل از اینکه کار را شروع کنید، ببینید که هدفتان چیست و چه برنامهای برای پیشبرد آن روز دارید. نگاهی به تقویم و برنامهها بیندازید و اولویتهایتان را بررسی کنید.
باید همین ابتدا از جلسهها، کنفرانسها و تماسهایی که در طول روز خواهید داشت، انجام بدهید
۶. کار آسانتر را اول انجام ندهید.
تحقیقات نشان داده همینطور که روز سپری میشود، میزان انرژی و قدرت ارادهی انسان تحلیل میرود.
پس لازم است تا کارهای مهمتر را در همان ابتدا که انرژی بیشتری دارید، به انجام برسانید. بعضیها در توصیف این کار میگویند: “قورباغهات را قورت بده.” که این در واقع یک نقل قول از «مارک تواین» (Mark Twain) است که میگفت: “اول هر صبح یک قورباغهی زنده را قورت بده؛ باقی روز هیچ چیز بدتری برای تو اتفاق نمیافتد.”
۷. چند کار را به طور همزمان انجام ندهید.
انسان چون در ابتدای روز انرژی زیادی دارد، فکر میکند که قادر است در آن واحد صد کار را انجام بدهد. اما تحقیقات نشان داده که انجام همزمان چند کار، بازدهی کلی را پایین میآورد. بهتر است در هر لحظه روی یک کار تمرکز کنید، چون در صورت نداشتن این برنامهریزی تمام روزتان هدر میرود.
۸. روی فکرهای منفی تمرکز نکنید.
شاید اول صبح مطلبی خواند یا شنیده باشید که ناراحتتان کند یا فکرتان را به خودش مشغول کند. شاید شب قبل، دعوا و سر و صدایی داشتید و از این بابت خلقتان تنگ است. اجازه ندهید که آن تجربهها حواس شما را پرت کنند یا خللی در کارهای امروزتان ایجاد کنند. در ذهنتان آن افکار را در یک جعبه قرار بدهید و در آن را ببندید، تا زمانی که از کار فارغ شوید و بتوانید دوباره برای حل و فصل کارها وقت بگذارید.
۹. جلسهای نگذارید.
جلسههای اول صبح درصد زیادی از ذخیرهی فکری و خلاقیت شما را تحلیل میبرند. ابتدای صبح را برای کارهایی صرف کنید که تمرکز و دقت زیادی میخواهند؛ مثلا نوشتن. اگر میخواهید در مورد موضوعهایی با رییس یا همکارتان صحبت کنید، این کار را در ساعتهای بعدازظهر که انرژی کمتر است، انجام بدهید؛ مگر اینکه صحبتهایتان نیاز به تفکر و تمرکز فراوانی دارد.
۱۰. یک برنامهی منظم داشته باشید.
دانشمندان میگویند که منابع شناختی انسان محدود هستند، به همین دلیل باید عاقلانه استفاده شوند. پس برای روزتان برنامه داشته باشید.
@Practicalethics
Forwarded from حمیدرضا جلائیپور (جامعهشناس)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☘️ هنرمندانی که صدای اعتراض ما به تحریمهای یکجانبه ترامپ هستند را تنها نگذاریم.
#همصدایی_دربرابر_تحریم
⭕️ برای امضا به لینک زیر مراجعه کنید:
https://goo.gl/ujmHx8
(فیلم از کانال کیوان مهرگان)
@hamidrezajalaeipour
#همصدایی_دربرابر_تحریم
⭕️ برای امضا به لینک زیر مراجعه کنید:
https://goo.gl/ujmHx8
(فیلم از کانال کیوان مهرگان)
@hamidrezajalaeipour
همراهان گرامی، لطفا در کمپین ضد تحریمی فوق☝️، که بدون هیچ گرایش سیاسی از سوی هنرمندان دلسوز کشور تشکیل شده شرکت فرمایید و همگی امضا کنید و به کانال ها و گروه های دیگر ارسال کنید. خدا بزرگ است!
@practicalethics
@practicalethics
Forwarded from 𝄃𝄃𝄂𝄂𝄀𝄁𝄃𝄂𝄂𝄃
🔴انسان تنها موجودی بر روی زمین است که درخت را برای تولید کاغذ قطع میکند و بر روی کاغذ مینویسد"درختان را حفظ کنید".
🆔 @davaok
🆔 @davaok
🔰 اخلاق جهانی و اجتماعی پیشوایان اسلام:
مسلمانان صدر اسلام به رهبری پیامبر اکرم (ص) چنان رابطه ای با دنیای خارج برقرار کرده بودند که اخلاق و رفتارشان توجه پادشاهان غیر مسلمان را جلب کرده بود. یک نمونه از این پادشاهان، پادشاه مسیحی حبشه بود. این پادشاه چنان جذب رفتار مسلمین شده بود که هر از چندی هدیه ای را برای پیامبر اسلام می فرستاد. حکایت زیر درباره یکی از هدایای این پادشاه است. این حکایت می تواند از جهات گوناگون درس آموز باشد:
پادشاه حبشه شمدی را که از طلا بافته شده بود برای پیامبر اسلام (ص) به عنوان هدیه فرستاد. هنگامی که این هدیه رسید، پیامبر در میان جمعی از اصحاب نشسته بود. پیامبر گفت که مایل است به پاس شایستگی های مولی علی (ع) این هدیه را به او تقدیم کند. عمار یاسر از میان جمع برجست و علی را از ماجرا با خبر ساخت و او را برای گرفتن هدیه به میان جمع آورد.
مولی علی پس از گرفتن هدیه به بازار مدینه رفت و آن را به چندین هزار دینار طلا فروخت و تمام این مبلغ را میان مهاجران و انصار تقسیم کرد، به طوری که حتی یک دینار برای خودش باقی نماند!
از کتاب: تأویل ما نزل من القرآن الکریم فی النبی و آله (ص)، تألیف ابن الجحام، ص 85 و 86.
@Practicalethics
مسلمانان صدر اسلام به رهبری پیامبر اکرم (ص) چنان رابطه ای با دنیای خارج برقرار کرده بودند که اخلاق و رفتارشان توجه پادشاهان غیر مسلمان را جلب کرده بود. یک نمونه از این پادشاهان، پادشاه مسیحی حبشه بود. این پادشاه چنان جذب رفتار مسلمین شده بود که هر از چندی هدیه ای را برای پیامبر اسلام می فرستاد. حکایت زیر درباره یکی از هدایای این پادشاه است. این حکایت می تواند از جهات گوناگون درس آموز باشد:
پادشاه حبشه شمدی را که از طلا بافته شده بود برای پیامبر اسلام (ص) به عنوان هدیه فرستاد. هنگامی که این هدیه رسید، پیامبر در میان جمعی از اصحاب نشسته بود. پیامبر گفت که مایل است به پاس شایستگی های مولی علی (ع) این هدیه را به او تقدیم کند. عمار یاسر از میان جمع برجست و علی را از ماجرا با خبر ساخت و او را برای گرفتن هدیه به میان جمع آورد.
مولی علی پس از گرفتن هدیه به بازار مدینه رفت و آن را به چندین هزار دینار طلا فروخت و تمام این مبلغ را میان مهاجران و انصار تقسیم کرد، به طوری که حتی یک دینار برای خودش باقی نماند!
از کتاب: تأویل ما نزل من القرآن الکریم فی النبی و آله (ص)، تألیف ابن الجحام، ص 85 و 86.
@Practicalethics
#تکه_یی_از_کتاب
توهم اخبار
" زلزله در سوماترا، سانحه ی هوایی در روسیه، مردی که سی سال دخترش را در زیرزمین زندانی کرد، جدایی هایدی کلام از سیل، حقوق های بالا در بانک های امریکا،حمله در پاکستان، استعفای رییس جمهور مالی، رکورد جدید جهانی در پرتاب وزنه و...
آیا واقعا نیازی هست همه ی این چیزها را بدانی؟
ما به طرز اعجاب آوری بمباران اطلاعتی می شویم، اما به طرز اعجاب آوری کم می دانیم! چرا؟ چون دو قرن پیش قالب مسمومی از اطلاعات را تحت عنوان «اخبار» خلق کردیم. اخبار برای ذهن به مثابه ی قند است برای بدن: اشتهاآور، آسان هضم و در درازمدت بسیار مخرب.
سه سال قبل تجربه یی را شروع کردم. ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار. حق اشتراک تمام روزنامه ها و مجلات را لغو کردم. از شر رادیو تلوزیون خلاص شدم و ... اول سخت بود. خیلی سخت. مدام میترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی جهان بینی تازه یی داشتم. نتیجه اش بعد از سه سال: افکار صریح تر، دید ارزشمندتر، تصمیمات بهتر و زمان بسیار بیشتر و بهترین نکته: هیچ چیز مهمی را از دست ندادم...
پیش بینی می کنم، توجه نکردن به اخبار به اندازه ی کنار گذاشتن هر یک از 98 خطای گفته شد در صفحات این کتاب به نفعت خواهد بود. این عادت را کاملا کنار بگذار . به جای آن، مقالات و کتاب های مطرح را بخوان؛ بله هیچ چیزی رقیب کتاب در شناخت جهان نمی شود." (ص313)
#هنر_شفاف_اندیشیدن
#رولف_دوبلی
#عادل_فردوسی_پور
#نشر_چشمه
@Practicalethics
👇👇
توهم اخبار
" زلزله در سوماترا، سانحه ی هوایی در روسیه، مردی که سی سال دخترش را در زیرزمین زندانی کرد، جدایی هایدی کلام از سیل، حقوق های بالا در بانک های امریکا،حمله در پاکستان، استعفای رییس جمهور مالی، رکورد جدید جهانی در پرتاب وزنه و...
آیا واقعا نیازی هست همه ی این چیزها را بدانی؟
ما به طرز اعجاب آوری بمباران اطلاعتی می شویم، اما به طرز اعجاب آوری کم می دانیم! چرا؟ چون دو قرن پیش قالب مسمومی از اطلاعات را تحت عنوان «اخبار» خلق کردیم. اخبار برای ذهن به مثابه ی قند است برای بدن: اشتهاآور، آسان هضم و در درازمدت بسیار مخرب.
سه سال قبل تجربه یی را شروع کردم. ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار. حق اشتراک تمام روزنامه ها و مجلات را لغو کردم. از شر رادیو تلوزیون خلاص شدم و ... اول سخت بود. خیلی سخت. مدام میترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی جهان بینی تازه یی داشتم. نتیجه اش بعد از سه سال: افکار صریح تر، دید ارزشمندتر، تصمیمات بهتر و زمان بسیار بیشتر و بهترین نکته: هیچ چیز مهمی را از دست ندادم...
پیش بینی می کنم، توجه نکردن به اخبار به اندازه ی کنار گذاشتن هر یک از 98 خطای گفته شد در صفحات این کتاب به نفعت خواهد بود. این عادت را کاملا کنار بگذار . به جای آن، مقالات و کتاب های مطرح را بخوان؛ بله هیچ چیزی رقیب کتاب در شناخت جهان نمی شود." (ص313)
#هنر_شفاف_اندیشیدن
#رولف_دوبلی
#عادل_فردوسی_پور
#نشر_چشمه
@Practicalethics
👇👇
#هنر_شفاف_اندیشیدن
#رولف_دوبلی
مترجمان: #عادل_فردوسی_پور ،بهزاد توکلی و علی شهروز
#نشر_چشمه
324صفحه
@Practicalethics
#رولف_دوبلی
مترجمان: #عادل_فردوسی_پور ،بهزاد توکلی و علی شهروز
#نشر_چشمه
324صفحه
@Practicalethics
🔰امام حسن عسکری (ع) و توهین به شرابخوار:
شخصی از سادات به نام حسین بن حسن در قم به طور علنی شراب می نوشید. روزی برای حاجتی به خانۀ احمد بن اسحاق که وکیل امام حسن عسکری بود مراجعه کرد. احمد بن اسحاق به او اجازه ورود نداد و او با غم و اندوه فراوان بازگشت.
مدتی بعد احمد بن اسحاق برای دیدار با امام به سامراء رفت و از امام اجازه خواست که وارد شود؛ ولی امام به او اجازه نداد. احمد از بی اعتنایی امام خیلی غمگین شد و گریۀ فراوانی کرد و آن قدر التماس کرد تا اینکه از امام اجازه ورود گرفت.
به محض ورود عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! آیا از من گناهی سرزده؟! من که از ارادتمندان شما هستم؛ چرا اجازه ورود می دادید؟!
امام فرمود: چرا حسین بن حسن را از در خانه ات راندی؟!
احمد با گریه گفت: خدای من گواه است که فقط برای اینکه از می گساری و شرابخواری توبه کند، این کار را کردم. او با اینکه از سادات است و منسوب به شماست، به طور علنی می گساری می کند!
امام فرمود: با این حال شما حق ندارید کسی را خوار کنید و کوچک بشمارید؛ به ویژه اگر آن کس منسوب به ما باشد، می بایستی به احترام نسبتی که با ما دارد او را احترام کنید، نه اینکه دل او را بشکنید.
احمد می گوید هنگامی که به قم بازگشتم به دیدار حسین بن حسن رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. حسین همینکه گفتار امام را شنید ازاعمال خود شرمنده شد و در همان مجلس توبه کرد و چون به خانه اش مراجعت کرد، همۀ شراب ها را بیرون ریخت و ظروف آنها را شکست و از بین برد.
حسین بن حسن بعد از آن تقوا پیشه کرد به طوری که از پارسایان شد تا اینکه وفات یافت و در کنار مزار حضرت فاطمۀ معصومه (ع) مدفون گردید.
از کتاب: تاریخ قم، ص 211.
@Practicalethics
شخصی از سادات به نام حسین بن حسن در قم به طور علنی شراب می نوشید. روزی برای حاجتی به خانۀ احمد بن اسحاق که وکیل امام حسن عسکری بود مراجعه کرد. احمد بن اسحاق به او اجازه ورود نداد و او با غم و اندوه فراوان بازگشت.
مدتی بعد احمد بن اسحاق برای دیدار با امام به سامراء رفت و از امام اجازه خواست که وارد شود؛ ولی امام به او اجازه نداد. احمد از بی اعتنایی امام خیلی غمگین شد و گریۀ فراوانی کرد و آن قدر التماس کرد تا اینکه از امام اجازه ورود گرفت.
به محض ورود عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! آیا از من گناهی سرزده؟! من که از ارادتمندان شما هستم؛ چرا اجازه ورود می دادید؟!
امام فرمود: چرا حسین بن حسن را از در خانه ات راندی؟!
احمد با گریه گفت: خدای من گواه است که فقط برای اینکه از می گساری و شرابخواری توبه کند، این کار را کردم. او با اینکه از سادات است و منسوب به شماست، به طور علنی می گساری می کند!
امام فرمود: با این حال شما حق ندارید کسی را خوار کنید و کوچک بشمارید؛ به ویژه اگر آن کس منسوب به ما باشد، می بایستی به احترام نسبتی که با ما دارد او را احترام کنید، نه اینکه دل او را بشکنید.
احمد می گوید هنگامی که به قم بازگشتم به دیدار حسین بن حسن رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. حسین همینکه گفتار امام را شنید ازاعمال خود شرمنده شد و در همان مجلس توبه کرد و چون به خانه اش مراجعت کرد، همۀ شراب ها را بیرون ریخت و ظروف آنها را شکست و از بین برد.
حسین بن حسن بعد از آن تقوا پیشه کرد به طوری که از پارسایان شد تا اینکه وفات یافت و در کنار مزار حضرت فاطمۀ معصومه (ع) مدفون گردید.
از کتاب: تاریخ قم، ص 211.
@Practicalethics
ﻗﺮﻥ ۱۳ ﻃﺎﻋﻮﻥ ﺷﺎﯾﻊ ﺷﺪ. ﮐﻠﯿﺴﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺩﺍﻧﺴﺖ. ۱۲ ﻫﺰﺍﺭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺍﺭﯾﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺳﺒﻮﺭﮒ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻧﺪ. ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻃﺎﻋﻮﻥ ﮐﺸﺖ.
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﺮﻥ ۱۶ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﺪ. ﭘﺎﭖ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻨﺪ!!! ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﭘﺎﭖ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺟﺰﺍﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﮔﻢ ﻧﺸﻮﺩ!
ﻗﺮﻥ ۱۷ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪ ﻟﻤﺲ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻗﺪﯾﺲ ﺩﺭ ﻓﻠﻮﺭﺍﻧﺲ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ آن ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ها متعلق به ﯾﮏ ﺑﺰ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍن ها ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺩﺍﺩند!
"ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻰ ﺁﯾﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ. ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺣﻤﻖ می شوند. ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ، ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ"
@Practicalethics
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﺮﻥ ۱۶ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﺪ. ﭘﺎﭖ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻨﺪ!!! ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﭘﺎﭖ ﻣﺮﺩﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺟﺰﺍﯼ ﺑﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ﮔﻢ ﻧﺸﻮﺩ!
ﻗﺮﻥ ۱۷ ﺍﺩﻋﺎ ﺷﺪ ﻟﻤﺲ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﻗﺪﯾﺲ ﺩﺭ ﻓﻠﻮﺭﺍﻧﺲ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺯﯾﺴﺖﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ آن ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ها متعلق به ﯾﮏ ﺑﺰ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍن ها ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﻣﯽﺩﺍﺩند!
"ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻰ ﺁﯾﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﻤﻖ. ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺣﻤﻖ می شوند. ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ، ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻯ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ"
@Practicalethics