Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
4_5863747935300224410.pdf
398.3 KB
📸گزارش تصویری نشست تخصصی اخلاق کاربردی در کسب و کار در حوزه اسلامی
🗓 سه شنبه 18 دی
🏡سالن حافظ
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
برگزاری نشست علمی تخصصی " اخلاق کاربردی و مدیریت کسب و کار ( با رویکرد اسلامی) "
به تاریخ سه شنبه 18دی ماه 97
🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃
در این نشست ابتدا دبیر جلسه جناب آقای دکتر عابدی جعفری ضمن خوش‎آمد گویی به حاضرین و معرفی میهمانان جلسه، مقدمه ای از اهمیت پرداختن به بحث اخلاق در مدیریت ارائه نمودند.
سپس جناب آقای دکتر اسلامی، به عنوان ارائه دهنده، به معرفی کتاب اخلاق و مدیریت که توسط خود ایشان نگارش شده است و در مراحل انتشار می باشد پرداختند. در این کتاب که در 4 فصل تدوین شده است، ابتدا در پیشگفتار به تفاوت ها و امتیازات کتاب، هدف و روش رسیدن به آن اشاره شده و در فصول بعد به ترتیب به تعریف اخلاق کاربردی، اخلاق مدیریت، اخلاق کسب و کار، ضرورت و فایده پرداختن به آن؛ هنجار شناسی اخلاق اسلامی؛ بی تفاوتی مدیران نسبت به اخلاق و چرایی آن و تصمیم گیری اخلاقی پرداخته شده است.
در ادامه جلسه جناب آقای امیر حسین زاده به عنوان ناقد بحث، نکاتی را مطرح نمودند که از آن جمله می توان به بیان نیاز انجام این پژوهش با ذکر مثال هایی در کشور ایران، تبیین تفاوت بین توحید اسلامی و دیگر ادیان، و بیان خلاصه ای از فلسفه اخلاق اشاره نمود.
سپس جناب آقای دکتر توکلی نیز نکاتی را به عنوان نقاط قوت و ضعف کتاب بیان نمودند که از آن جمله می توان به اهمیت بالای این مسئله در جامعه امروز ایران اشاره نمود. همچنین به ابهامات موجود در کتاب اشاره نمودند و نکاتی را به عنوان نقد ساختاری بیان کردند.
در انتها و در قسمت پرسش و پاسخ سوالاتی توسط میهمانان نشست مطرح شد و سخنران، آقای دکتر اسلامی، به آنها پاسخ دادند.
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
تصاویر ثبت شده از این نشست

👇🏻👇🏻👇🏻
❄️ پدیده «طب اسلامی»
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی

🔅در سفری به تبریز، درست در مرکز شهر بنری چندمتری به چشمم خورد که بر آن تصویری بود و زیر آن تیتری به این مضمون داشت «پدر طب اسلامی ایران»، از چشم‌بندی خدا حیرت کردم که چگونه در روز روشن کسانی در این بازار مکاره هر کالای بنجلی را عرضه می‌کنند و تازه به نام دین می‌نویسند.

🔅ستیز با طب مدرن و تلاش برای بی‌اعتباری آن داستان بلندی دارد. در کودکی پدرم کتابی داشت به نام «راهنمای نجات از مرگ مصنوعی» (نوشته مرحوم علی‌اکبر سقاباشی). این کتاب، در کنار مفاتیح و یکی دو کتاب دعای دیگر، جزو کتاب‌های بالینی او به شمار می‌رفت و همواره به آن‌ استناد می‌کرد. مضمون کلی این کتاب کمابیش آن بود که کل پزشکی مدرن و تغذیه امروزین خطا است و بیماری‌ها را می‌توان با دوغ وگل سرخ و چیزهایی از این دست درمان کرد. لذا از همان موقع گوشم از این سخنان پر بود و آرام آرام آموختم به این ادعاها توجه نکنم. اما وقتی که به شکل علنی و فراگیر از طب اسلامی سخن گفته می‌شود و آن را بدیل طب مدرن یا تنها گزینه درست قلمداد می‌کنند، بد نیست کمی درنگ کنیم و ببینیم واقعا آنچه طب اسلامی نامیده می‌شود بنیادش چیست.

🔅بخشی از این طب همان طبایع یا مزاج‌های چهارگانه است که طبق آن افراد به صفراوی، بلغمی، سوداوی و دموی مزاج تقسیم می‌شوند. فارغ از اعتبار این تقسیم‌بندی و مزاج‌شناسی، مساله آن است که کل این تقسیم‌بندی از یونان باستان، یعنی غرب آن روز، آمده است. و کسانی که مقصودشان از «طب اسلامی» طبی است که مستقیماً برآمده از تعالیم اسلامی باشد، نمی‌توانند به آن استناد کنند و آن را بنیاد کار خود قرار دهند. از قضا بخش گسترده‌ای از طب سنتی ما و تقسیم غذا به گرم و سرد بر همین مزاج‌شناسی یونانی استوار است.

🔅اما مهم‌ترین بخش این طب اسلامی، احادیثی است که به پیامبر و ائمه (ع) نسبت داده می‌شود و گاه در کتاب‌هایی مانند طب الرضا و طب الائمه منتشر می‌‌شود. درباره اعتبار این احادیث کافی است به سخن شیخ صدوق (درگذشته 381 ق.) توجه کنیم. وی بیش از هزار سال قبل در مقام تبیین، معرفی و دفاع از آموزه‌های اصلی شیعی کتاب اعتقادات را نوشت که مدافع نوعی تشیع راست‌کیش بود. در این کتاب بابی را به احادیث طبی اختصاص می‌دهد و با اختصار و صراحت تکلیف مخاطب را با آنها روشن می‌کند و تقریبا کنارشان می‌گذارد. در اینجا ترجمه عین سخنان او آورده می‌شود تا تکلیف‌مان با مدعیان طب اسلامی روشن شود:

🔅«اعتقاد ما در باب احادیث وارد شده در طب آن است که آنها وجوهی دارند. برخی مناسب هوای مکه و مدینه صادر شده است و جایز نیست در جاهای دیگر به کاربرده شود؛ برخی را عالم [امام] متناسب با شناختی که از طبع پرسشگر داشت بیان کرد و نباید از آن تجاوز شود، زیرا وی به طبع پرسشگر آشناتر از خودش بود.

🔅برخی را نیز مخالفان، برای زشت کردن چهره مذهب نزد مردم تدلیس کرده و در کتاب‌ها گنجانده‌اند، در برخی اخبار نیز توهم و سهو از سوی ناقل رخ داده است، و در برخی احادیث قسمت‌هایی حفظ و بخشی فراموش شده است.» (کتاب الاعتقادات، شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بن‌بابویه قمی، تحقیق موسسه الامام الهادی، 1389ش.، ص 371)

🔅سپس برخی احادیث را که مضمون مقبولی دارد، مانند آنکه امام علی (ع) فرمود عسل درمان هر بیماری است، قید می‌زند و می‌گوید مقصود هر بیماری برآمده از سردی است. (همان)
یعنی با تفسیری بر اساس مزاج‌های یونانی این حدیث را تفسیر می‌کند.

🔅سید کاظم طباطبایی، رییس پژوهشگاه‌دارالحدیث، در مقام گزارش آخرین بررسی‌های انجام‌شده در عرصه سندشناسی احادیث طبی نتیجه می‌گیرد که تنها 5 درصد آنها اعتبار دارد و این احادیث هم درباره فواید میوه‌ها و خوردنی‌ها است، نه ناظر به درمان. (سایت صدای پزشکان) «medvoice»، 2 شهریور 1396

🔅یازده قرن قبل عالمی شیعی و مقبول جامعه علمی تکلیف تقریبا همه احادیث طبی را روشن می‌کند، حال نمی‌دانم بعد از یک هزاره در این آشفته بازار چگونه برخی چنین آشکارا به ریش خلق‌الله می‌خندند و به نام دین این سخنان را ترویج می‌کنند.

یادداشت «پدیده طب اسلامی»
صفحه آخر روزنامه اعتماد، سه‌شنبه 18 دی 1397
🌾 @sedanet
🌾 @hassan_eslami
🔖 t.me/sedanet1/135
Forwarded from Ketab_shahr
کیفرهای ترذیلی،بررسی اخلاقی مجازات های بدنی/اسماعیل بیوکافی/نشر کتاب طه/چاپ اول97/مجازات بدنی،جنبه های اخلاقی/قطع رقعی/جلد شومیز/200صفحه/قیمت32000تومان
Forwarded from Ketab_shahr
🍀 برگی دیگر از کارنامه اخلاق جهانی روحانیت اصیل شیعه در حمایت از مظلومان غیر مسلمان:

پس از آنکه وارطان سالاخانیان، فعال سیاسی ارمنی در سال ۱۳۳۳ زیر شکنجه وحشیانه در سن ۲۳ سالگی کشته شد و حاضر به همکاری با کودتاگران نشد، حسین شاه‌حسینی از طرف آیت‌الله سید رضا زنجانی که مسؤول مالی آیت‌الله‌العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم و وکیل شرعی آیت‌الله‌العظمی میلانی بود، مأمور می‌شود که از وجوه شرعی، ماهیانه مبلغ ۱۵۰ تومان به خانواده وارطان پرداخت کند.‌

(وارطان را ما ایرانی‌ها با شعر معروف دوستش احمد شاملو می‌شناسیم.)

شاه‌حسینی هر ماه این مبلغ را به خانه وارطان می‌برده و به همسر و فرزندان خردسالش می‌داده است. این کمک‌هزینه به مدت ۲۹ سال یعنی تا زمان رحلت آیت‌الله حاج آقا رضا زنجانی در ۱۴ دی ۱۳۶۲ پرداخت می‌شده است.
شاه‌حسینی می‌گوید که در مراسم ترحیم آیت‌الله زنجانی در مسجد ارک تهران، فرزندان جوان وارطان در حالی که صلیبی بر گردن آویخته بودند در حیاط مسجد برای دقایقی حاضر می‌شوند و چند روز بعد نیز همسر وارطان اصرار می‌کند که باید برای ادای احترام به رهبر نهضت مقاومت ملی، بر سر قبر او در حرم حضرت معصومه حاضر شود. شاه‌حسینی که متوجه حساسیت‌های حضور یک ارمنی در حرم بوده، با مرحوم آیت‌الله دکتر مهدی حائری یزدی مشورت می کند و ایشان نیز توصیه می‌کند که بدون هیچ سر و صدایی، همسر وارطان را محجبه به سر مزار مرحوم زنجانی در درون حرم ببرد
شاه‌حسینی و همسر وارطان در اواخر سال ۶۲ بر سر مزار زنجانی که اکنون در کنار مزار آیت‌الله سید محمد شیرازی و در بخش زنانه حرم قرار گرفته حاضر می‌شوند و همسر وارطان برای مدتی طولانی در حالی که چادرش را بر سرش کشیده بود زار زار گریه می‌کند، زمزمه‌هایی زیر لب می‌خواند و بدین‌گونه نسبت به محبت سی ساله این فقیه مجاهد شیعه نسبت به خانواده یک ارمنی ادای احترام می‌کند.

منبع: در خلوت خاطرات شاه حسینی (۵) و نیز: علی اشرف فتحی، طلبه و روزنامه نگار زنجانی الاصل، فرارو، ۷ مهر ۸۹.
#اخلاق_جهانی
#روحانیت_شیعه
#وارطان_سالاخانیان
@Practicalethics
🌛نگاه یک عاشق

در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می‌رفته و سحرگاهان باز می‌گشته و تلاطم‌ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی‌کرد. دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار می‌دادند و او را به‌خاطر این کار سرزنش می‌کردند اما آن جوان عاشق هرگز گوش به حرف آنها نمی‌داد و دیدار معشوق آن‌قدر برای او انگیزه بوجود می‌آورد که تمام سختی‌ها و ناملایمات را به‌جان می‌خرید.
شبی از شب‌ها جوان عاشق مثل همه شب‌های دیگر از دریا گذشت و به معشوق رسید. همین که معشوقه خود را دید با کمال تعجب پرسید: «چرا این چنین خالی در چهره خود داری!»
معشوقه او گفت: «این خال از روز اول در چهره من بوده و من در عجبم که تو چگونه متوجه نشده‌ای.»
جوان عاشق گفت: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن را ندیده بودم.»
لحظه‌ای دیگر جوان عاشق باز هم با تعجب پرسید: «چه شده که در گوشه صورت تو جای خراش و جراحت است؟»
معشوقه او گفت: «این جراحت از روز اول آشنایی من با تو در چهره‌ام وجود داشته و مربوط به دوران کودکی است و من در تعجبم که تو چطور متوجه نشدی!»
جوان عاشق می‌گوید: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن جراحت را ندیده بودم.»
لحظه‌ای بعد آن جوان عاشق باز پرسید: «چه بر سر دندان پیشین تو آمده؟ گویی شکسته است!»
معشوقه جواب می‌دهد: «شکستگی دندان پیشین من در اتفاقی در دوران کودکی‌ام رخ داده و از روز اول آشنایی ما بوده و من نمی‌دانم چرا متوجه نشده بودی!»
جوان عاشق باز هم همان پاسخ را می‌دهد. آن جوان ایرادات دیگری از چهره معشوقه‌اش می‌بیند و بازگو می‌کند و معشوقه نیز همان جواب‌ها را می‌گوید.

به هر حال هر دو آنها شب را با هم به سحر می‌رسانند و مثل تمام سحرهای پیشین آن جوان عاشق از معشوقه خداحافظی می‌کند تا از مسیر دریا باز گردد. معشوقه‌اش می‌گوید: «این بار باز نگرد، دریا بسیار پر تلاطم و طوفانی است!»
جوان عاشق با لبخندی می‌گوید: «دریا از این خروشان‌تر بوده و من آمده‌ام، این تلاطم‌ها نمی‌تواند مانع من شود.»
معشوقه‌اش می‌گوید: «آن زمان که دریا طوفانی بود و می‌آمدی، عاشق بودی و این عشق نمی‌گذاشت هیچ اتفاقی برای تو بیافتد. اما دیشب به‌خاطر هوس آمدی، به همین خاطر تمام بدی‌ها و ایرادات من را دیدی. از تو درخواست می‌کنم برنگردی زیرا در دریا غرق می‌شوی.»
جوان عاشق قبول نمی‌کند و باز می‌گردد و در دریا غرق می‌شود.
مولانا پس از این داستان در چندین صفحه به تفسیر می‌پردازد؛ #مولانا می‌گوید تمام زندگی شما مانند این داستان است. زندگی شما را نوع نگاه شما به پیرامون‌تان شکل می‌دهد. اگر نگاه‌تان‌، مانند نگاه یک عاشق باشد، همه چیز را عاشقانه می‌بینید. اگر نگاه‌تان منفی باشد همه چیز را منفی می‌بینید. دیگر آدم‌های خوب و مثبت را در زندگی پیدا نخواهید کرد و نخواهید دید. دیگر اتفاقات خوب و مثبت در زندگی شما رخ نخواهد داد و نگاه منفی‌تان اجازه نخواهد داد چیزهای خوب را متوجه شوید. اگر نگاه عاشقانه از ذهن‌تان دور شود تمام بدی‌ها را خواهید دید و خوبی‌ها را متوجه نخواهید شد. نگاه‌تان اگر عاشقانه باشد بدی‌ها را می‌توانید به خوبی تبدیل کنید.

🆔 @Practicalethics
🍒استاد، محمدتقی جعفری :

روزي طلبه فلسفه خواني نزد من آمد تا برخي سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعديست كه استاد خوبي نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديع داشت كه بي پاسخ مانده بود. پاسخ ها را كه مي شنيد، مثل تشنه اي بود كه آب خنكي يافته باشد. خواهش كرد برايش درسي بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندي كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتي يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت درو كاسته نشد. مي دانستم اين شيفتگي، به استقلال فكرش صدمه مي زند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قرباني استقلال ضميرش كنم.

روزي كه قرار بود براي درس بيايد، در خانه را نيم باز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازي و حركات كودكانه كردم. ديدمش كه سر ساعت، آمد. از كنار در، دقايقي با شگفتي مرا نگريست. با هيجان، بازي را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بي يك كلمه، رفت كه رفت.

اينجا كه رسيد، مرحوم استاد، محمدتقی جعفري با آنهمه خدمات فكري و فرهنگي به اسلام ، گفت :
براي آخرتم به معدودي از اعمالم، اميد دارم. يكي همين دوچرخه بازي آنروز است!

درس استاد آن شب آن بود كه دنبال آدمهاي بزرگ بگرديد و سعي كنيد دركشان كرده از وجودشان توشه برگيريد. اما مريد و واله كسي نشويد. شما انسانيد و ارزشتان به ادراك و استقلال عقلتان است. عقلتان را تعطيل و تسليم كسي نكنيد. آدم كسي نشويد، هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.

از کانال شخصی دکتر عباس عاشوری نژاد:
https://news.1rj.ru/str/aashoorinejad

@Practicalethics
پوستر.pdf
953.3 KB
✍️ #اخلاق_ #مدیریت و کارفرمایی

شاید یکی از اساسی ترین کاستی های اخلاقی مدیران و کارفرمایان در جوامع امروزی، غفلت از این نکته کلیدی باشد که:
وظیفۀ کارفرما سخنرانی دربارۀ خیر و شرّ نیست. وظیفۀ او هموارسازی راه خیر برای زیردستان است. میان گرسنگی و دزدی، رابطۀ واقعی‌تر و عام‌تری وجود دارد تا میان بی‌فرهنگی و دزدی، یا بی‌اخلاقی و دزدی.

بارِی؛ به قول مولانای ما:

آدمی اول حریص نان بود
زآنکه قوت و نان، ستون جان بود
چون به‌نادر گشت مستغنی ز نان
عاشق نام است و مدح شاعران

🆔 @Practicalethics