Forwarded from انجمن علمی مدیریت رفتار سازمانی
برگزاری نشست علمی تخصصی " اخلاق کاربردی و مدیریت کسب و کار ( با رویکرد اسلامی) "
به تاریخ سه شنبه 18دی ماه 97
🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃
در این نشست ابتدا دبیر جلسه جناب آقای دکتر عابدی جعفری ضمن خوشآمد گویی به حاضرین و معرفی میهمانان جلسه، مقدمه ای از اهمیت پرداختن به بحث اخلاق در مدیریت ارائه نمودند.
سپس جناب آقای دکتر اسلامی، به عنوان ارائه دهنده، به معرفی کتاب اخلاق و مدیریت که توسط خود ایشان نگارش شده است و در مراحل انتشار می باشد پرداختند. در این کتاب که در 4 فصل تدوین شده است، ابتدا در پیشگفتار به تفاوت ها و امتیازات کتاب، هدف و روش رسیدن به آن اشاره شده و در فصول بعد به ترتیب به تعریف اخلاق کاربردی، اخلاق مدیریت، اخلاق کسب و کار، ضرورت و فایده پرداختن به آن؛ هنجار شناسی اخلاق اسلامی؛ بی تفاوتی مدیران نسبت به اخلاق و چرایی آن و تصمیم گیری اخلاقی پرداخته شده است.
در ادامه جلسه جناب آقای امیر حسین زاده به عنوان ناقد بحث، نکاتی را مطرح نمودند که از آن جمله می توان به بیان نیاز انجام این پژوهش با ذکر مثال هایی در کشور ایران، تبیین تفاوت بین توحید اسلامی و دیگر ادیان، و بیان خلاصه ای از فلسفه اخلاق اشاره نمود.
سپس جناب آقای دکتر توکلی نیز نکاتی را به عنوان نقاط قوت و ضعف کتاب بیان نمودند که از آن جمله می توان به اهمیت بالای این مسئله در جامعه امروز ایران اشاره نمود. همچنین به ابهامات موجود در کتاب اشاره نمودند و نکاتی را به عنوان نقد ساختاری بیان کردند.
در انتها و در قسمت پرسش و پاسخ سوالاتی توسط میهمانان نشست مطرح شد و سخنران، آقای دکتر اسلامی، به آنها پاسخ دادند.
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
تصاویر ثبت شده از این نشست
👇🏻👇🏻👇🏻
به تاریخ سه شنبه 18دی ماه 97
🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃
در این نشست ابتدا دبیر جلسه جناب آقای دکتر عابدی جعفری ضمن خوشآمد گویی به حاضرین و معرفی میهمانان جلسه، مقدمه ای از اهمیت پرداختن به بحث اخلاق در مدیریت ارائه نمودند.
سپس جناب آقای دکتر اسلامی، به عنوان ارائه دهنده، به معرفی کتاب اخلاق و مدیریت که توسط خود ایشان نگارش شده است و در مراحل انتشار می باشد پرداختند. در این کتاب که در 4 فصل تدوین شده است، ابتدا در پیشگفتار به تفاوت ها و امتیازات کتاب، هدف و روش رسیدن به آن اشاره شده و در فصول بعد به ترتیب به تعریف اخلاق کاربردی، اخلاق مدیریت، اخلاق کسب و کار، ضرورت و فایده پرداختن به آن؛ هنجار شناسی اخلاق اسلامی؛ بی تفاوتی مدیران نسبت به اخلاق و چرایی آن و تصمیم گیری اخلاقی پرداخته شده است.
در ادامه جلسه جناب آقای امیر حسین زاده به عنوان ناقد بحث، نکاتی را مطرح نمودند که از آن جمله می توان به بیان نیاز انجام این پژوهش با ذکر مثال هایی در کشور ایران، تبیین تفاوت بین توحید اسلامی و دیگر ادیان، و بیان خلاصه ای از فلسفه اخلاق اشاره نمود.
سپس جناب آقای دکتر توکلی نیز نکاتی را به عنوان نقاط قوت و ضعف کتاب بیان نمودند که از آن جمله می توان به اهمیت بالای این مسئله در جامعه امروز ایران اشاره نمود. همچنین به ابهامات موجود در کتاب اشاره نمودند و نکاتی را به عنوان نقد ساختاری بیان کردند.
در انتها و در قسمت پرسش و پاسخ سوالاتی توسط میهمانان نشست مطرح شد و سخنران، آقای دکتر اسلامی، به آنها پاسخ دادند.
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
تصاویر ثبت شده از این نشست
👇🏻👇🏻👇🏻
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
❄️ پدیده «طب اسلامی»
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
🔅در سفری به تبریز، درست در مرکز شهر بنری چندمتری به چشمم خورد که بر آن تصویری بود و زیر آن تیتری به این مضمون داشت «پدر طب اسلامی ایران»، از چشمبندی خدا حیرت کردم که چگونه در روز روشن کسانی در این بازار مکاره هر کالای بنجلی را عرضه میکنند و تازه به نام دین مینویسند.
🔅ستیز با طب مدرن و تلاش برای بیاعتباری آن داستان بلندی دارد. در کودکی پدرم کتابی داشت به نام «راهنمای نجات از مرگ مصنوعی» (نوشته مرحوم علیاکبر سقاباشی). این کتاب، در کنار مفاتیح و یکی دو کتاب دعای دیگر، جزو کتابهای بالینی او به شمار میرفت و همواره به آن استناد میکرد. مضمون کلی این کتاب کمابیش آن بود که کل پزشکی مدرن و تغذیه امروزین خطا است و بیماریها را میتوان با دوغ وگل سرخ و چیزهایی از این دست درمان کرد. لذا از همان موقع گوشم از این سخنان پر بود و آرام آرام آموختم به این ادعاها توجه نکنم. اما وقتی که به شکل علنی و فراگیر از طب اسلامی سخن گفته میشود و آن را بدیل طب مدرن یا تنها گزینه درست قلمداد میکنند، بد نیست کمی درنگ کنیم و ببینیم واقعا آنچه طب اسلامی نامیده میشود بنیادش چیست.
🔅بخشی از این طب همان طبایع یا مزاجهای چهارگانه است که طبق آن افراد به صفراوی، بلغمی، سوداوی و دموی مزاج تقسیم میشوند. فارغ از اعتبار این تقسیمبندی و مزاجشناسی، مساله آن است که کل این تقسیمبندی از یونان باستان، یعنی غرب آن روز، آمده است. و کسانی که مقصودشان از «طب اسلامی» طبی است که مستقیماً برآمده از تعالیم اسلامی باشد، نمیتوانند به آن استناد کنند و آن را بنیاد کار خود قرار دهند. از قضا بخش گستردهای از طب سنتی ما و تقسیم غذا به گرم و سرد بر همین مزاجشناسی یونانی استوار است.
🔅اما مهمترین بخش این طب اسلامی، احادیثی است که به پیامبر و ائمه (ع) نسبت داده میشود و گاه در کتابهایی مانند طب الرضا و طب الائمه منتشر میشود. درباره اعتبار این احادیث کافی است به سخن شیخ صدوق (درگذشته 381 ق.) توجه کنیم. وی بیش از هزار سال قبل در مقام تبیین، معرفی و دفاع از آموزههای اصلی شیعی کتاب اعتقادات را نوشت که مدافع نوعی تشیع راستکیش بود. در این کتاب بابی را به احادیث طبی اختصاص میدهد و با اختصار و صراحت تکلیف مخاطب را با آنها روشن میکند و تقریبا کنارشان میگذارد. در اینجا ترجمه عین سخنان او آورده میشود تا تکلیفمان با مدعیان طب اسلامی روشن شود:
🔅«اعتقاد ما در باب احادیث وارد شده در طب آن است که آنها وجوهی دارند. برخی مناسب هوای مکه و مدینه صادر شده است و جایز نیست در جاهای دیگر به کاربرده شود؛ برخی را عالم [امام] متناسب با شناختی که از طبع پرسشگر داشت بیان کرد و نباید از آن تجاوز شود، زیرا وی به طبع پرسشگر آشناتر از خودش بود.
🔅برخی را نیز مخالفان، برای زشت کردن چهره مذهب نزد مردم تدلیس کرده و در کتابها گنجاندهاند، در برخی اخبار نیز توهم و سهو از سوی ناقل رخ داده است، و در برخی احادیث قسمتهایی حفظ و بخشی فراموش شده است.» (کتاب الاعتقادات، شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بنبابویه قمی، تحقیق موسسه الامام الهادی، 1389ش.، ص 371)
🔅سپس برخی احادیث را که مضمون مقبولی دارد، مانند آنکه امام علی (ع) فرمود عسل درمان هر بیماری است، قید میزند و میگوید مقصود هر بیماری برآمده از سردی است. (همان)
یعنی با تفسیری بر اساس مزاجهای یونانی این حدیث را تفسیر میکند.
🔅سید کاظم طباطبایی، رییس پژوهشگاهدارالحدیث، در مقام گزارش آخرین بررسیهای انجامشده در عرصه سندشناسی احادیث طبی نتیجه میگیرد که تنها 5 درصد آنها اعتبار دارد و این احادیث هم درباره فواید میوهها و خوردنیها است، نه ناظر به درمان. (سایت صدای پزشکان) «medvoice»، 2 شهریور 1396
🔅یازده قرن قبل عالمی شیعی و مقبول جامعه علمی تکلیف تقریبا همه احادیث طبی را روشن میکند، حال نمیدانم بعد از یک هزاره در این آشفته بازار چگونه برخی چنین آشکارا به ریش خلقالله میخندند و به نام دین این سخنان را ترویج میکنند.
یادداشت «پدیده طب اسلامی»
صفحه آخر روزنامه اعتماد، سهشنبه 18 دی 1397
🌾 @sedanet
🌾 @hassan_eslami
🔖 t.me/sedanet1/135
✍️ سید حسن اسلامی اردکانی
🔅در سفری به تبریز، درست در مرکز شهر بنری چندمتری به چشمم خورد که بر آن تصویری بود و زیر آن تیتری به این مضمون داشت «پدر طب اسلامی ایران»، از چشمبندی خدا حیرت کردم که چگونه در روز روشن کسانی در این بازار مکاره هر کالای بنجلی را عرضه میکنند و تازه به نام دین مینویسند.
🔅ستیز با طب مدرن و تلاش برای بیاعتباری آن داستان بلندی دارد. در کودکی پدرم کتابی داشت به نام «راهنمای نجات از مرگ مصنوعی» (نوشته مرحوم علیاکبر سقاباشی). این کتاب، در کنار مفاتیح و یکی دو کتاب دعای دیگر، جزو کتابهای بالینی او به شمار میرفت و همواره به آن استناد میکرد. مضمون کلی این کتاب کمابیش آن بود که کل پزشکی مدرن و تغذیه امروزین خطا است و بیماریها را میتوان با دوغ وگل سرخ و چیزهایی از این دست درمان کرد. لذا از همان موقع گوشم از این سخنان پر بود و آرام آرام آموختم به این ادعاها توجه نکنم. اما وقتی که به شکل علنی و فراگیر از طب اسلامی سخن گفته میشود و آن را بدیل طب مدرن یا تنها گزینه درست قلمداد میکنند، بد نیست کمی درنگ کنیم و ببینیم واقعا آنچه طب اسلامی نامیده میشود بنیادش چیست.
🔅بخشی از این طب همان طبایع یا مزاجهای چهارگانه است که طبق آن افراد به صفراوی، بلغمی، سوداوی و دموی مزاج تقسیم میشوند. فارغ از اعتبار این تقسیمبندی و مزاجشناسی، مساله آن است که کل این تقسیمبندی از یونان باستان، یعنی غرب آن روز، آمده است. و کسانی که مقصودشان از «طب اسلامی» طبی است که مستقیماً برآمده از تعالیم اسلامی باشد، نمیتوانند به آن استناد کنند و آن را بنیاد کار خود قرار دهند. از قضا بخش گستردهای از طب سنتی ما و تقسیم غذا به گرم و سرد بر همین مزاجشناسی یونانی استوار است.
🔅اما مهمترین بخش این طب اسلامی، احادیثی است که به پیامبر و ائمه (ع) نسبت داده میشود و گاه در کتابهایی مانند طب الرضا و طب الائمه منتشر میشود. درباره اعتبار این احادیث کافی است به سخن شیخ صدوق (درگذشته 381 ق.) توجه کنیم. وی بیش از هزار سال قبل در مقام تبیین، معرفی و دفاع از آموزههای اصلی شیعی کتاب اعتقادات را نوشت که مدافع نوعی تشیع راستکیش بود. در این کتاب بابی را به احادیث طبی اختصاص میدهد و با اختصار و صراحت تکلیف مخاطب را با آنها روشن میکند و تقریبا کنارشان میگذارد. در اینجا ترجمه عین سخنان او آورده میشود تا تکلیفمان با مدعیان طب اسلامی روشن شود:
🔅«اعتقاد ما در باب احادیث وارد شده در طب آن است که آنها وجوهی دارند. برخی مناسب هوای مکه و مدینه صادر شده است و جایز نیست در جاهای دیگر به کاربرده شود؛ برخی را عالم [امام] متناسب با شناختی که از طبع پرسشگر داشت بیان کرد و نباید از آن تجاوز شود، زیرا وی به طبع پرسشگر آشناتر از خودش بود.
🔅برخی را نیز مخالفان، برای زشت کردن چهره مذهب نزد مردم تدلیس کرده و در کتابها گنجاندهاند، در برخی اخبار نیز توهم و سهو از سوی ناقل رخ داده است، و در برخی احادیث قسمتهایی حفظ و بخشی فراموش شده است.» (کتاب الاعتقادات، شیخ صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین بنبابویه قمی، تحقیق موسسه الامام الهادی، 1389ش.، ص 371)
🔅سپس برخی احادیث را که مضمون مقبولی دارد، مانند آنکه امام علی (ع) فرمود عسل درمان هر بیماری است، قید میزند و میگوید مقصود هر بیماری برآمده از سردی است. (همان)
یعنی با تفسیری بر اساس مزاجهای یونانی این حدیث را تفسیر میکند.
🔅سید کاظم طباطبایی، رییس پژوهشگاهدارالحدیث، در مقام گزارش آخرین بررسیهای انجامشده در عرصه سندشناسی احادیث طبی نتیجه میگیرد که تنها 5 درصد آنها اعتبار دارد و این احادیث هم درباره فواید میوهها و خوردنیها است، نه ناظر به درمان. (سایت صدای پزشکان) «medvoice»، 2 شهریور 1396
🔅یازده قرن قبل عالمی شیعی و مقبول جامعه علمی تکلیف تقریبا همه احادیث طبی را روشن میکند، حال نمیدانم بعد از یک هزاره در این آشفته بازار چگونه برخی چنین آشکارا به ریش خلقالله میخندند و به نام دین این سخنان را ترویج میکنند.
یادداشت «پدیده طب اسلامی»
صفحه آخر روزنامه اعتماد، سهشنبه 18 دی 1397
🌾 @sedanet
🌾 @hassan_eslami
🔖 t.me/sedanet1/135
Telegram
انبار صدانت
Forwarded from Ketab_shahr
کیفرهای ترذیلی،بررسی اخلاقی مجازات های بدنی/اسماعیل بیوکافی/نشر کتاب طه/چاپ اول97/مجازات بدنی،جنبه های اخلاقی/قطع رقعی/جلد شومیز/200صفحه/قیمت32000تومان
🍀 برگی دیگر از کارنامه اخلاق جهانی روحانیت اصیل شیعه در حمایت از مظلومان غیر مسلمان:
پس از آنکه وارطان سالاخانیان، فعال سیاسی ارمنی در سال ۱۳۳۳ زیر شکنجه وحشیانه در سن ۲۳ سالگی کشته شد و حاضر به همکاری با کودتاگران نشد، حسین شاهحسینی از طرف آیتالله سید رضا زنجانی که مسؤول مالی آیتاللهالعظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم و وکیل شرعی آیتاللهالعظمی میلانی بود، مأمور میشود که از وجوه شرعی، ماهیانه مبلغ ۱۵۰ تومان به خانواده وارطان پرداخت کند.
(وارطان را ما ایرانیها با شعر معروف دوستش احمد شاملو میشناسیم.)
شاهحسینی هر ماه این مبلغ را به خانه وارطان میبرده و به همسر و فرزندان خردسالش میداده است. این کمکهزینه به مدت ۲۹ سال یعنی تا زمان رحلت آیتالله حاج آقا رضا زنجانی در ۱۴ دی ۱۳۶۲ پرداخت میشده است.
شاهحسینی میگوید که در مراسم ترحیم آیتالله زنجانی در مسجد ارک تهران، فرزندان جوان وارطان در حالی که صلیبی بر گردن آویخته بودند در حیاط مسجد برای دقایقی حاضر میشوند و چند روز بعد نیز همسر وارطان اصرار میکند که باید برای ادای احترام به رهبر نهضت مقاومت ملی، بر سر قبر او در حرم حضرت معصومه حاضر شود. شاهحسینی که متوجه حساسیتهای حضور یک ارمنی در حرم بوده، با مرحوم آیتالله دکتر مهدی حائری یزدی مشورت می کند و ایشان نیز توصیه میکند که بدون هیچ سر و صدایی، همسر وارطان را محجبه به سر مزار مرحوم زنجانی در درون حرم ببرد
شاهحسینی و همسر وارطان در اواخر سال ۶۲ بر سر مزار زنجانی که اکنون در کنار مزار آیتالله سید محمد شیرازی و در بخش زنانه حرم قرار گرفته حاضر میشوند و همسر وارطان برای مدتی طولانی در حالی که چادرش را بر سرش کشیده بود زار زار گریه میکند، زمزمههایی زیر لب میخواند و بدینگونه نسبت به محبت سی ساله این فقیه مجاهد شیعه نسبت به خانواده یک ارمنی ادای احترام میکند.
منبع: در خلوت خاطرات شاه حسینی (۵) و نیز: علی اشرف فتحی، طلبه و روزنامه نگار زنجانی الاصل، فرارو، ۷ مهر ۸۹.
#اخلاق_جهانی
#روحانیت_شیعه
#وارطان_سالاخانیان
@Practicalethics
پس از آنکه وارطان سالاخانیان، فعال سیاسی ارمنی در سال ۱۳۳۳ زیر شکنجه وحشیانه در سن ۲۳ سالگی کشته شد و حاضر به همکاری با کودتاگران نشد، حسین شاهحسینی از طرف آیتالله سید رضا زنجانی که مسؤول مالی آیتاللهالعظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم و وکیل شرعی آیتاللهالعظمی میلانی بود، مأمور میشود که از وجوه شرعی، ماهیانه مبلغ ۱۵۰ تومان به خانواده وارطان پرداخت کند.
(وارطان را ما ایرانیها با شعر معروف دوستش احمد شاملو میشناسیم.)
شاهحسینی هر ماه این مبلغ را به خانه وارطان میبرده و به همسر و فرزندان خردسالش میداده است. این کمکهزینه به مدت ۲۹ سال یعنی تا زمان رحلت آیتالله حاج آقا رضا زنجانی در ۱۴ دی ۱۳۶۲ پرداخت میشده است.
شاهحسینی میگوید که در مراسم ترحیم آیتالله زنجانی در مسجد ارک تهران، فرزندان جوان وارطان در حالی که صلیبی بر گردن آویخته بودند در حیاط مسجد برای دقایقی حاضر میشوند و چند روز بعد نیز همسر وارطان اصرار میکند که باید برای ادای احترام به رهبر نهضت مقاومت ملی، بر سر قبر او در حرم حضرت معصومه حاضر شود. شاهحسینی که متوجه حساسیتهای حضور یک ارمنی در حرم بوده، با مرحوم آیتالله دکتر مهدی حائری یزدی مشورت می کند و ایشان نیز توصیه میکند که بدون هیچ سر و صدایی، همسر وارطان را محجبه به سر مزار مرحوم زنجانی در درون حرم ببرد
شاهحسینی و همسر وارطان در اواخر سال ۶۲ بر سر مزار زنجانی که اکنون در کنار مزار آیتالله سید محمد شیرازی و در بخش زنانه حرم قرار گرفته حاضر میشوند و همسر وارطان برای مدتی طولانی در حالی که چادرش را بر سرش کشیده بود زار زار گریه میکند، زمزمههایی زیر لب میخواند و بدینگونه نسبت به محبت سی ساله این فقیه مجاهد شیعه نسبت به خانواده یک ارمنی ادای احترام میکند.
منبع: در خلوت خاطرات شاه حسینی (۵) و نیز: علی اشرف فتحی، طلبه و روزنامه نگار زنجانی الاصل، فرارو، ۷ مهر ۸۹.
#اخلاق_جهانی
#روحانیت_شیعه
#وارطان_سالاخانیان
@Practicalethics
🌛نگاه یک عاشق
در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأملبرانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقهاش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا میرفته و سحرگاهان باز میگشته و تلاطمها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمیکرد. دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار میدادند و او را بهخاطر این کار سرزنش میکردند اما آن جوان عاشق هرگز گوش به حرف آنها نمیداد و دیدار معشوق آنقدر برای او انگیزه بوجود میآورد که تمام سختیها و ناملایمات را بهجان میخرید.
شبی از شبها جوان عاشق مثل همه شبهای دیگر از دریا گذشت و به معشوق رسید. همین که معشوقه خود را دید با کمال تعجب پرسید: «چرا این چنین خالی در چهره خود داری!»
معشوقه او گفت: «این خال از روز اول در چهره من بوده و من در عجبم که تو چگونه متوجه نشدهای.»
جوان عاشق گفت: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن را ندیده بودم.»
لحظهای دیگر جوان عاشق باز هم با تعجب پرسید: «چه شده که در گوشه صورت تو جای خراش و جراحت است؟»
معشوقه او گفت: «این جراحت از روز اول آشنایی من با تو در چهرهام وجود داشته و مربوط به دوران کودکی است و من در تعجبم که تو چطور متوجه نشدی!»
جوان عاشق میگوید: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن جراحت را ندیده بودم.»
لحظهای بعد آن جوان عاشق باز پرسید: «چه بر سر دندان پیشین تو آمده؟ گویی شکسته است!»
معشوقه جواب میدهد: «شکستگی دندان پیشین من در اتفاقی در دوران کودکیام رخ داده و از روز اول آشنایی ما بوده و من نمیدانم چرا متوجه نشده بودی!»
جوان عاشق باز هم همان پاسخ را میدهد. آن جوان ایرادات دیگری از چهره معشوقهاش میبیند و بازگو میکند و معشوقه نیز همان جوابها را میگوید.
به هر حال هر دو آنها شب را با هم به سحر میرسانند و مثل تمام سحرهای پیشین آن جوان عاشق از معشوقه خداحافظی میکند تا از مسیر دریا باز گردد. معشوقهاش میگوید: «این بار باز نگرد، دریا بسیار پر تلاطم و طوفانی است!»
جوان عاشق با لبخندی میگوید: «دریا از این خروشانتر بوده و من آمدهام، این تلاطمها نمیتواند مانع من شود.»
معشوقهاش میگوید: «آن زمان که دریا طوفانی بود و میآمدی، عاشق بودی و این عشق نمیگذاشت هیچ اتفاقی برای تو بیافتد. اما دیشب بهخاطر هوس آمدی، به همین خاطر تمام بدیها و ایرادات من را دیدی. از تو درخواست میکنم برنگردی زیرا در دریا غرق میشوی.»
جوان عاشق قبول نمیکند و باز میگردد و در دریا غرق میشود.
مولانا پس از این داستان در چندین صفحه به تفسیر میپردازد؛ #مولانا میگوید تمام زندگی شما مانند این داستان است. زندگی شما را نوع نگاه شما به پیرامونتان شکل میدهد. اگر نگاهتان، مانند نگاه یک عاشق باشد، همه چیز را عاشقانه میبینید. اگر نگاهتان منفی باشد همه چیز را منفی میبینید. دیگر آدمهای خوب و مثبت را در زندگی پیدا نخواهید کرد و نخواهید دید. دیگر اتفاقات خوب و مثبت در زندگی شما رخ نخواهد داد و نگاه منفیتان اجازه نخواهد داد چیزهای خوب را متوجه شوید. اگر نگاه عاشقانه از ذهنتان دور شود تمام بدیها را خواهید دید و خوبیها را متوجه نخواهید شد. نگاهتان اگر عاشقانه باشد بدیها را میتوانید به خوبی تبدیل کنید.
🆔 @Practicalethics
در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأملبرانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقهاش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا میرفته و سحرگاهان باز میگشته و تلاطمها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمیکرد. دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار میدادند و او را بهخاطر این کار سرزنش میکردند اما آن جوان عاشق هرگز گوش به حرف آنها نمیداد و دیدار معشوق آنقدر برای او انگیزه بوجود میآورد که تمام سختیها و ناملایمات را بهجان میخرید.
شبی از شبها جوان عاشق مثل همه شبهای دیگر از دریا گذشت و به معشوق رسید. همین که معشوقه خود را دید با کمال تعجب پرسید: «چرا این چنین خالی در چهره خود داری!»
معشوقه او گفت: «این خال از روز اول در چهره من بوده و من در عجبم که تو چگونه متوجه نشدهای.»
جوان عاشق گفت: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن را ندیده بودم.»
لحظهای دیگر جوان عاشق باز هم با تعجب پرسید: «چه شده که در گوشه صورت تو جای خراش و جراحت است؟»
معشوقه او گفت: «این جراحت از روز اول آشنایی من با تو در چهرهام وجود داشته و مربوط به دوران کودکی است و من در تعجبم که تو چطور متوجه نشدی!»
جوان عاشق میگوید: «خیر، من هرگز متوجه نشده بودم و گویی هرگز آن جراحت را ندیده بودم.»
لحظهای بعد آن جوان عاشق باز پرسید: «چه بر سر دندان پیشین تو آمده؟ گویی شکسته است!»
معشوقه جواب میدهد: «شکستگی دندان پیشین من در اتفاقی در دوران کودکیام رخ داده و از روز اول آشنایی ما بوده و من نمیدانم چرا متوجه نشده بودی!»
جوان عاشق باز هم همان پاسخ را میدهد. آن جوان ایرادات دیگری از چهره معشوقهاش میبیند و بازگو میکند و معشوقه نیز همان جوابها را میگوید.
به هر حال هر دو آنها شب را با هم به سحر میرسانند و مثل تمام سحرهای پیشین آن جوان عاشق از معشوقه خداحافظی میکند تا از مسیر دریا باز گردد. معشوقهاش میگوید: «این بار باز نگرد، دریا بسیار پر تلاطم و طوفانی است!»
جوان عاشق با لبخندی میگوید: «دریا از این خروشانتر بوده و من آمدهام، این تلاطمها نمیتواند مانع من شود.»
معشوقهاش میگوید: «آن زمان که دریا طوفانی بود و میآمدی، عاشق بودی و این عشق نمیگذاشت هیچ اتفاقی برای تو بیافتد. اما دیشب بهخاطر هوس آمدی، به همین خاطر تمام بدیها و ایرادات من را دیدی. از تو درخواست میکنم برنگردی زیرا در دریا غرق میشوی.»
جوان عاشق قبول نمیکند و باز میگردد و در دریا غرق میشود.
مولانا پس از این داستان در چندین صفحه به تفسیر میپردازد؛ #مولانا میگوید تمام زندگی شما مانند این داستان است. زندگی شما را نوع نگاه شما به پیرامونتان شکل میدهد. اگر نگاهتان، مانند نگاه یک عاشق باشد، همه چیز را عاشقانه میبینید. اگر نگاهتان منفی باشد همه چیز را منفی میبینید. دیگر آدمهای خوب و مثبت را در زندگی پیدا نخواهید کرد و نخواهید دید. دیگر اتفاقات خوب و مثبت در زندگی شما رخ نخواهد داد و نگاه منفیتان اجازه نخواهد داد چیزهای خوب را متوجه شوید. اگر نگاه عاشقانه از ذهنتان دور شود تمام بدیها را خواهید دید و خوبیها را متوجه نخواهید شد. نگاهتان اگر عاشقانه باشد بدیها را میتوانید به خوبی تبدیل کنید.
🆔 @Practicalethics
🍒استاد، محمدتقی جعفری :
روزي طلبه فلسفه خواني نزد من آمد تا برخي سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعديست كه استاد خوبي نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديع داشت كه بي پاسخ مانده بود. پاسخ ها را كه مي شنيد، مثل تشنه اي بود كه آب خنكي يافته باشد. خواهش كرد برايش درسي بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندي كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتي يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت درو كاسته نشد. مي دانستم اين شيفتگي، به استقلال فكرش صدمه مي زند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قرباني استقلال ضميرش كنم.
روزي كه قرار بود براي درس بيايد، در خانه را نيم باز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازي و حركات كودكانه كردم. ديدمش كه سر ساعت، آمد. از كنار در، دقايقي با شگفتي مرا نگريست. با هيجان، بازي را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بي يك كلمه، رفت كه رفت.
اينجا كه رسيد، مرحوم استاد، محمدتقی جعفري با آنهمه خدمات فكري و فرهنگي به اسلام ، گفت :
براي آخرتم به معدودي از اعمالم، اميد دارم. يكي همين دوچرخه بازي آنروز است!
درس استاد آن شب آن بود كه دنبال آدمهاي بزرگ بگرديد و سعي كنيد دركشان كرده از وجودشان توشه برگيريد. اما مريد و واله كسي نشويد. شما انسانيد و ارزشتان به ادراك و استقلال عقلتان است. عقلتان را تعطيل و تسليم كسي نكنيد. آدم كسي نشويد، هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.
از کانال شخصی دکتر عباس عاشوری نژاد:
https://news.1rj.ru/str/aashoorinejad
@Practicalethics
روزي طلبه فلسفه خواني نزد من آمد تا برخي سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعديست كه استاد خوبي نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديع داشت كه بي پاسخ مانده بود. پاسخ ها را كه مي شنيد، مثل تشنه اي بود كه آب خنكي يافته باشد. خواهش كرد برايش درسي بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندي كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتي يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت درو كاسته نشد. مي دانستم اين شيفتگي، به استقلال فكرش صدمه مي زند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قرباني استقلال ضميرش كنم.
روزي كه قرار بود براي درس بيايد، در خانه را نيم باز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازي و حركات كودكانه كردم. ديدمش كه سر ساعت، آمد. از كنار در، دقايقي با شگفتي مرا نگريست. با هيجان، بازي را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بي يك كلمه، رفت كه رفت.
اينجا كه رسيد، مرحوم استاد، محمدتقی جعفري با آنهمه خدمات فكري و فرهنگي به اسلام ، گفت :
براي آخرتم به معدودي از اعمالم، اميد دارم. يكي همين دوچرخه بازي آنروز است!
درس استاد آن شب آن بود كه دنبال آدمهاي بزرگ بگرديد و سعي كنيد دركشان كرده از وجودشان توشه برگيريد. اما مريد و واله كسي نشويد. شما انسانيد و ارزشتان به ادراك و استقلال عقلتان است. عقلتان را تعطيل و تسليم كسي نكنيد. آدم كسي نشويد، هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.
از کانال شخصی دکتر عباس عاشوری نژاد:
https://news.1rj.ru/str/aashoorinejad
@Practicalethics
Telegram
بازگشت به کودکی
🚲 تا اناري تركي برمي داشت دست فواره خواهش مي شد...🚲
✍️ #اخلاق_ #مدیریت و کارفرمایی
شاید یکی از اساسی ترین کاستی های اخلاقی مدیران و کارفرمایان در جوامع امروزی، غفلت از این نکته کلیدی باشد که:
وظیفۀ کارفرما سخنرانی دربارۀ خیر و شرّ نیست. وظیفۀ او هموارسازی راه خیر برای زیردستان است. میان گرسنگی و دزدی، رابطۀ واقعیتر و عامتری وجود دارد تا میان بیفرهنگی و دزدی، یا بیاخلاقی و دزدی.
بارِی؛ به قول مولانای ما:
آدمی اول حریص نان بود
زآنکه قوت و نان، ستون جان بود
چون بهنادر گشت مستغنی ز نان
عاشق نام است و مدح شاعران
🆔 @Practicalethics
شاید یکی از اساسی ترین کاستی های اخلاقی مدیران و کارفرمایان در جوامع امروزی، غفلت از این نکته کلیدی باشد که:
وظیفۀ کارفرما سخنرانی دربارۀ خیر و شرّ نیست. وظیفۀ او هموارسازی راه خیر برای زیردستان است. میان گرسنگی و دزدی، رابطۀ واقعیتر و عامتری وجود دارد تا میان بیفرهنگی و دزدی، یا بیاخلاقی و دزدی.
بارِی؛ به قول مولانای ما:
آدمی اول حریص نان بود
زآنکه قوت و نان، ستون جان بود
چون بهنادر گشت مستغنی ز نان
عاشق نام است و مدح شاعران
🆔 @Practicalethics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدتقی اسلامی:
هیچ فرد، گروه یا جامعه ای بدون نقد خود ره به آبادی نبرده است. نقد را قدر بدانیم. بشنوید دوستان این نقد از درون است. این خیرخواهی است، نه بی درایتی. ناقدان را نرانیم!
@Practicalethics
هیچ فرد، گروه یا جامعه ای بدون نقد خود ره به آبادی نبرده است. نقد را قدر بدانیم. بشنوید دوستان این نقد از درون است. این خیرخواهی است، نه بی درایتی. ناقدان را نرانیم!
@Practicalethics
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
🎥 مجموعه خرد جنسی
🔅 #یاسر_عرب : مجموعه خِرَد جنسی به دنبال شناخت مسأله زیست جنسی در ایران است. این مجموعه هم بدون کمک دولتی ساخته شده است. و از این باب خدا را شاکرم که این مجموعه نیز در زیر سایه ی سکوت سنگین رسانه های رسمی در قبال زیست جنسی، فضای تازه ای باز می کند.
🔅جمع قابل توجهی از اساتید، پیشکسوتان، مددکاران و پژوهشگران در این مجموعه، با چشم انداز سالها تحقیق، از حوزه زیست جنسی جامعه مان میگویند. ما در خرد جنسی تلاش میکنیم اضلاع متفاوت و زوایای مختلف موثر در شرایط زندگی جنسی جامعه را روشن کنیم. یعنی با هر ارائه پازلی را کنار پازل دیگر قرار دهیم تا به تدریج، تصویری کلان و فهمی مشترک از این حوزه به دست آوریم. آنگاه خواهیم دانست مشکل جامعه ما در حوزه زیست جنسی چیست و عواملی چون سنت فکری و فرهنگی، مدل توسعه اقتصادی، کارکرد نهادهای حمایتی، فرایندها در دولت پدرسالار، عملکرد فقه و اخلاق و .. چه تأثیراتی بر زیست جنسی ما دارد و چرا نسخه های گوناگون در این حوزه صفرا فزود و به چه علت شاهد بزرگ شدن معضلات و مشکلات گوناگون در این حوزه هستیم؟
▫️خرد جنسی 1/ لیلا ارشد/ از قلعه ی شهر نو تا خانه ی خورشید
▫️خرد جنسی2/یاسمن اشکی/تجاوز جنسی به کودکان و کنترل S
▫️خرد جنسی3/ محسن مالجو/ تجاوز جنسی به محارم
▫️خرد جنسی4/ مجتبی احمدی/ الهیات جنسی
▫️خرد جنسی5/ دکتر سعید مدنی/جامعه شناسی روسپیگری در ایران
▫️خردجنسی6/دکتر اعظم آهنگر/ انقلاب جنسی، جستجوگری جنسی نوجوانان
▫️خرد جنسی7/ دکتر حسن محدثی/ محرومیت جنسی حین تاهل!
▫️خرد جنسی8/آذر تشکر/ قدرت و زیست جنسی!
▫️خرد جنسی9/ دکتر مرتضی کریمی/ روایتِ تجربه های جنسی!
▫️خرد جنسی10/ دکتر مرضیه ابراهیمی/ ازدواج سفید (1)
▫️خرد جنسی 11/ محمد صادق روحانی/ حقوق اقلیتهای جنسی
معرفی کامل به همراه دانلود فیلم و صوت👇
✨ → 3danet.ir/vKDGJ
🌾 @Sedanet
🌾 @kherad_jensi
🌾 @yaser_arab57
🔅 #یاسر_عرب : مجموعه خِرَد جنسی به دنبال شناخت مسأله زیست جنسی در ایران است. این مجموعه هم بدون کمک دولتی ساخته شده است. و از این باب خدا را شاکرم که این مجموعه نیز در زیر سایه ی سکوت سنگین رسانه های رسمی در قبال زیست جنسی، فضای تازه ای باز می کند.
🔅جمع قابل توجهی از اساتید، پیشکسوتان، مددکاران و پژوهشگران در این مجموعه، با چشم انداز سالها تحقیق، از حوزه زیست جنسی جامعه مان میگویند. ما در خرد جنسی تلاش میکنیم اضلاع متفاوت و زوایای مختلف موثر در شرایط زندگی جنسی جامعه را روشن کنیم. یعنی با هر ارائه پازلی را کنار پازل دیگر قرار دهیم تا به تدریج، تصویری کلان و فهمی مشترک از این حوزه به دست آوریم. آنگاه خواهیم دانست مشکل جامعه ما در حوزه زیست جنسی چیست و عواملی چون سنت فکری و فرهنگی، مدل توسعه اقتصادی، کارکرد نهادهای حمایتی، فرایندها در دولت پدرسالار، عملکرد فقه و اخلاق و .. چه تأثیراتی بر زیست جنسی ما دارد و چرا نسخه های گوناگون در این حوزه صفرا فزود و به چه علت شاهد بزرگ شدن معضلات و مشکلات گوناگون در این حوزه هستیم؟
▫️خرد جنسی 1/ لیلا ارشد/ از قلعه ی شهر نو تا خانه ی خورشید
▫️خرد جنسی2/یاسمن اشکی/تجاوز جنسی به کودکان و کنترل S
▫️خرد جنسی3/ محسن مالجو/ تجاوز جنسی به محارم
▫️خرد جنسی4/ مجتبی احمدی/ الهیات جنسی
▫️خرد جنسی5/ دکتر سعید مدنی/جامعه شناسی روسپیگری در ایران
▫️خردجنسی6/دکتر اعظم آهنگر/ انقلاب جنسی، جستجوگری جنسی نوجوانان
▫️خرد جنسی7/ دکتر حسن محدثی/ محرومیت جنسی حین تاهل!
▫️خرد جنسی8/آذر تشکر/ قدرت و زیست جنسی!
▫️خرد جنسی9/ دکتر مرتضی کریمی/ روایتِ تجربه های جنسی!
▫️خرد جنسی10/ دکتر مرضیه ابراهیمی/ ازدواج سفید (1)
▫️خرد جنسی 11/ محمد صادق روحانی/ حقوق اقلیتهای جنسی
معرفی کامل به همراه دانلود فیلم و صوت👇
✨ → 3danet.ir/vKDGJ
🌾 @Sedanet
🌾 @kherad_jensi
🌾 @yaser_arab57
☝️مجموعه خرد جنسی به بحث اخلاق جنسی در ایران امروز بی ارتباط نیست، هر چند گویندگان این مجموعه عموما به این ارتباط توجهی ندارند. بعضی اظهار نظرها هم قابل تایید علمی نیست یا برای این تایید نیازمند تکاپوی بیشتری است. ولی این مجموعه در کل شنیدنی و کار آقای یاسر عرب ستودنی است.
#خرد_جنسی
#اخلاق_جنسی
@Practicalethics
#خرد_جنسی
#اخلاق_جنسی
@Practicalethics
✍ انقلاب اسلامی، مدیران دیروز و آقایان امروز!!
به عنوان عضوی از نسل انقلابی و جبهه رفته، شک ندارم که انقلاب ایران یک انقلاب ملی بود. یعنی ملت ایران یکپارچه در مقابل ظلم و بی عدالتی و دیکتاتوری قیام کردند و به صدها سال حاکمیت موروثی و سلطه خواهانه پایان دادند. نفی حاکمیت دیکتاتوری بزرگترین و مهمترین دستاورد این انقلاب بود. همه طبقات ملت ایران با این امید و آرمان انقلاب کردند که حاکمیت از سلطه حاکمان دروغین و مدیران خودکامه به در آید و در اختیار مردان خدا قرار گیرد تا بر مبنای شیوه مدیریت نبوی (ص) و علوی (ع) بار مسئولیت حکومت و دولت را بر دوش بگیرند.
انصافا هم مدیرانی که پس از پیروزی انقلاب بر سر کار آمدند، این امید و آرمان را با جان و دل دریافته بودند. مدیریت آن روز مسئولیت بود، نه امتیاز!
اما دریغ و هزاران دریغ که آقایان امروز همان مدیران دیروز انقلاب نیستند!!
برای روشن شدن گوشه ای از تفاوت های مدیران دیروز با آقایان امروز، دو حکایت بشنوید:
@Practicalethics
❇️ تابستان داغ سال ۱۳۶۵ منطقه عملیاتی شلمچه ناهار که خوردیم و سفره را جمع کردیم، بی سیم ها خبر دادند که حجت الاسلام موحدی ساوجی، نماینده مجلس شورای اسلامی برای بازدید به منطقه شما می آید. ... تقریبا هیچ امکانی برای پذیرایی از ایشان در اختیار نداشتیم، به جز یک پارچ دوغ و مقداری نان!
فرماندهان به تکاپو افتادند. ... بچه ها بجنبید که آبروی گردان ما در خطره!! خلاصه به سرعت به گردان های مجاور مراجعه کردیم و چند قوطی کنسرو ماهی و لوبیا تهیه کردیم و یک بطری نوشابه خانواده و سفره را برای پذیرایی از آقای موحدی و دو همراهش آماده کردیم.
وقتی آقای موحدی از راه رسید، آثار خستگی و گرسنگی از رویش می بارید. بلافاصله پس از یک مختصر سلام و احوالپرسی معمولی سفره را پهن کردیم و دو ظرف غذا را مقابل مهمانها گذاشتیم.
آقای موحدی پرسید: شما امروز ناهار کنسرو ماهی و لوبیا داشتید؟
-دروغ چرا حاج آقا، ناهار بچه ها خورشت قیمه بود و چون دیر خبردار شدیم که تشریف میارید، چیزی از ناهار باقی نموند!! حالا این ناقابل را برای شما تدارک دیدیم.
-آقای موحدی: این دوغ چی؟ بچه ها ناهار دوغ داشتند؟
- بله این دوغ از ناهار مونده.
-آقای موحدی: خیلی خوب ما نان و دوغ می خوریم، بقیه غذاها را ببرید!
- حاج آقا اینطوری که ما شرمنده میشیم. البته یک مقدار آب خورشت از ناهار مونده ...
-آقای موحدی: احسنت! همونو بردار بیار! مگه نمی دونی ما آخوندا از بچگی تریت خور بار می آییم و ابگوشت خیلی دوست داریم؟!
خلاصه آقای موحدی و همراهان باقیمانده آب خورشت قیمه رزمنده ها را تریت کردند و با اشتهای زیاد خوردند و ابدا حاضر نشدند غذای ویژه ای داشته باشند!
💥 حکایت دوم: 👇👇👇👇
به عنوان عضوی از نسل انقلابی و جبهه رفته، شک ندارم که انقلاب ایران یک انقلاب ملی بود. یعنی ملت ایران یکپارچه در مقابل ظلم و بی عدالتی و دیکتاتوری قیام کردند و به صدها سال حاکمیت موروثی و سلطه خواهانه پایان دادند. نفی حاکمیت دیکتاتوری بزرگترین و مهمترین دستاورد این انقلاب بود. همه طبقات ملت ایران با این امید و آرمان انقلاب کردند که حاکمیت از سلطه حاکمان دروغین و مدیران خودکامه به در آید و در اختیار مردان خدا قرار گیرد تا بر مبنای شیوه مدیریت نبوی (ص) و علوی (ع) بار مسئولیت حکومت و دولت را بر دوش بگیرند.
انصافا هم مدیرانی که پس از پیروزی انقلاب بر سر کار آمدند، این امید و آرمان را با جان و دل دریافته بودند. مدیریت آن روز مسئولیت بود، نه امتیاز!
اما دریغ و هزاران دریغ که آقایان امروز همان مدیران دیروز انقلاب نیستند!!
برای روشن شدن گوشه ای از تفاوت های مدیران دیروز با آقایان امروز، دو حکایت بشنوید:
@Practicalethics
❇️ تابستان داغ سال ۱۳۶۵ منطقه عملیاتی شلمچه ناهار که خوردیم و سفره را جمع کردیم، بی سیم ها خبر دادند که حجت الاسلام موحدی ساوجی، نماینده مجلس شورای اسلامی برای بازدید به منطقه شما می آید. ... تقریبا هیچ امکانی برای پذیرایی از ایشان در اختیار نداشتیم، به جز یک پارچ دوغ و مقداری نان!
فرماندهان به تکاپو افتادند. ... بچه ها بجنبید که آبروی گردان ما در خطره!! خلاصه به سرعت به گردان های مجاور مراجعه کردیم و چند قوطی کنسرو ماهی و لوبیا تهیه کردیم و یک بطری نوشابه خانواده و سفره را برای پذیرایی از آقای موحدی و دو همراهش آماده کردیم.
وقتی آقای موحدی از راه رسید، آثار خستگی و گرسنگی از رویش می بارید. بلافاصله پس از یک مختصر سلام و احوالپرسی معمولی سفره را پهن کردیم و دو ظرف غذا را مقابل مهمانها گذاشتیم.
آقای موحدی پرسید: شما امروز ناهار کنسرو ماهی و لوبیا داشتید؟
-دروغ چرا حاج آقا، ناهار بچه ها خورشت قیمه بود و چون دیر خبردار شدیم که تشریف میارید، چیزی از ناهار باقی نموند!! حالا این ناقابل را برای شما تدارک دیدیم.
-آقای موحدی: این دوغ چی؟ بچه ها ناهار دوغ داشتند؟
- بله این دوغ از ناهار مونده.
-آقای موحدی: خیلی خوب ما نان و دوغ می خوریم، بقیه غذاها را ببرید!
- حاج آقا اینطوری که ما شرمنده میشیم. البته یک مقدار آب خورشت از ناهار مونده ...
-آقای موحدی: احسنت! همونو بردار بیار! مگه نمی دونی ما آخوندا از بچگی تریت خور بار می آییم و ابگوشت خیلی دوست داریم؟!
خلاصه آقای موحدی و همراهان باقیمانده آب خورشت قیمه رزمنده ها را تریت کردند و با اشتهای زیاد خوردند و ابدا حاضر نشدند غذای ویژه ای داشته باشند!
💥 حکایت دوم: 👇👇👇👇
سال ۱۳۹۴ بیماری مادرم شدت می یابد، در اثر عارضه کلیوی هفته ای دو بار نیاز به دیالیز دارد، به یمن بی دقتی و اهمالکاری یکی از بیمارستانهای شهر، در زمانی که بستری است مبتلا به هپاتیت هم می شود. چون تخت ایزوله فقط در بیمارستان کامکار وجود دارد، بایستی کشان کشان و با وارد کردن درد و رنج بسیار، مادر را از این طرف شهر به آنطرف شهر برای دیالیز ببریم!
بالاخره مادر پس از تحمل درد بیماری و بدتر از آن: تحمل منت ها و غرورها و بد اخلاقی های پزشکان و پرستاران از دنیا می رود...
ماجرای مادر من یک نمونه خیلی کوچک و آسان از میلیونها نمونه بسیار دشوارتر و غمبار تری است که بیماران و رنجورداران در کشور با آنها دست به گریبان اند.
اما بشنوید:
سال ۱۳۹۵ در همسایگی ما خواهر یکی از آقایان بزرگوار و تاثیرگذار در نظام! بیمار می شود. تمامی امکانات بیمارستانی: تخت آی سی یو با همه تجهیزات به همراه پرستاران حرفه ای و مجرب در منزل در اختیار ایشان قرار می گیرد تا مبادا بیمار محترم به جز رنج بیماری، رنج دیگری داشته باشد! ...
این ماجرا هم مشت نمونه خروار از ویژه خواهی و رانت خواری های آقایان امروز است!
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا روز دگر
به امید بازگشت مدیریت صالحان به جامعه اسلامی ایران!
@Practicalethics
بالاخره مادر پس از تحمل درد بیماری و بدتر از آن: تحمل منت ها و غرورها و بد اخلاقی های پزشکان و پرستاران از دنیا می رود...
ماجرای مادر من یک نمونه خیلی کوچک و آسان از میلیونها نمونه بسیار دشوارتر و غمبار تری است که بیماران و رنجورداران در کشور با آنها دست به گریبان اند.
اما بشنوید:
سال ۱۳۹۵ در همسایگی ما خواهر یکی از آقایان بزرگوار و تاثیرگذار در نظام! بیمار می شود. تمامی امکانات بیمارستانی: تخت آی سی یو با همه تجهیزات به همراه پرستاران حرفه ای و مجرب در منزل در اختیار ایشان قرار می گیرد تا مبادا بیمار محترم به جز رنج بیماری، رنج دیگری داشته باشد! ...
این ماجرا هم مشت نمونه خروار از ویژه خواهی و رانت خواری های آقایان امروز است!
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا روز دگر
به امید بازگشت مدیریت صالحان به جامعه اسلامی ایران!
@Practicalethics